آیا صاحبان قدرت از امر به معروف و نهی از منکر بی نیازند
محتویات
امر به معروف و نهی از منکر صاحبان قدرت
اجرای امر به معروف و نهی از منکر را نباید درباره بعضی اشخاص یا طبقات، موقوف ساخت؛ مثلاً فقط در حق ضُعفاء و طبقات پایین جامعه انجام داد؛ زیرا در این صورت صاحبان قدرت و نفوذ در نیل به مطامع شخصیه و مقاصد نفسانیه، تجاوز و ستم در حق زیردستان و بیچارگان آزاد خواهند بود.
گفتاری از حضرت آیت الله صافی گلپایگانی در کتاب «راه اصلاح» را با دو موضوع: «چه کسانی باید امر به معروف شوند» و «وظیفه والدین در خصوص امر به معروف و نهی از منکر»، تقدیم خوانندگان ارجمند مینماید.
اجرای امر به معروف و نهی از منکر را نباید درباره بعضی اشخاص یا طبقات، موقوف ساخت؛ مثلاً فقط در حق ضُعفاء و طبقات پایین جامعه انجام داد؛ زیرا در این صورت صاحبان قدرت و نفوذ در نیل به مطامع شخصیه و مقاصد نفسانیه، تجاوز و ستم در حق زیردستان و بیچارگان آزاد خواهند بود و مفسده آن اگر از مفسده آزاد گذاشتن عموم بیشتر نباشد کمتر از آن نیست.
لذا دین مقدس اسلام به هر کس که شرائط در او موجود باشد، اجازه داده امر به معروف و نهی از منکر نماید و در انجام آن رعایت مناصب و مراتب ظاهریه، امتیازات و افتخارات ظاهری را لغو نموده است.
مثلاً: مرئوس نسبت به رئیس، سرباز نسبت به سرلشکر، مأمور نسبت به امیر، فقیر نسبت به غنی، کوچک نسبت به بزرگ، رعیت نسبت به پادشاه حق دارد که امر به معروف نموده و ادای تکالیف و اطاعت از دستورات و قوانین را مطالبه نماید، مگر آن که در انجام آن مفسدهای مترتّب شود یا شرایط دیگری که در احکام امر به معروف بیان شده، موجود نباشد که در آن صورت خودداری از امر به معروف جایز و بلکه در بعض موارد واجب است.
در تواریخ اسلامی مکرر مواردی عنوان شده که افراد عادی، رجال، أُمراء و پادشاهان را امر به معروف یا نهی از منکر نموده و در بسیاری مواقع با شدت آنها را موعظه میکردند و از کارهای زشت باز میداشتند که فرد، غرق تأثّر و گریه میگردید؛ این مسأله چنان جا افتاده بود که آن را یک امر عادی و معمولی تلقی مینمودند و کسی آن را اهانت و بی ادبی به مقام آنها نمی شمرد، بلکه آمران به معروف و ناهیان از منکر را فاضلترین مجاهد می شناختند.
حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه وآله میفرماید: «أَفْضَلُ الْجِهَادِ کَلِمَهُ عَدْلٍ عِنْدَ سُلْطَانٍ جَائِرٍ»
بهترین جهاد آن است که انسان یک کلمه حق را نزد حاکم ستمگر بگوید.
(مجموعه ورام-تنبیه الخواطر-، ج۲، ص: ۱۲)
همچنین از آن حضرت نقل شده که فرمودند: «خَیْرُ إِخْوَانِکُمْ مَنْ أَهْدَی إِلَیْکُمْ عُیُوبَکُمْ»
بهترین برادر دینی شما کسی است که عیبهای شما را به شما هدیه دهد.
(مجموعه ورام-تنبیه الخواطر- ج۲، ص: ۱۲۳)
از امام صادق علیهالسلام به نقل از امیرالمؤمنین علی علیه السلام روایت شده که آن حضرت فرمود: «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی لَا یُعَذِّبُ الْعَامَّهَ بِذَنْبِ الْخَاصَّهِ إِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّهُ بِالْمُنْکَرِ سِرّاً مِنْ غَیْرِ أَنْ تَعْلَمَ الْعَامَّهُ فَإِذَا عَمِلَتِ الْخَاصَّهُ بِالْمُنْکَرِ جِهَاراً فَلَمْ تُغَیِّرْ ذَلِکَ الْعَامَّهُ اسْتَوْجَبَ الْفَرِیقَانِ الْعُقُوبَهَ مِنَ اللَّهِ تَعَالَی»
خداوند عامّه مردم را به گناهانی که خواص و سران جامعه و زمامداران امور و مصادر کارها در پنهان و مخفیانه مرتکب میشوند، عذاب نمیکند اما اگر سران و بزرگان جامعه و خواص قومی، پرده محرمات را پاره کردند و علناً مرتکب معاصی شوند و عامّه از آنها جلوگیری ننمودند (البته با تمکّن و قدرت) هر دو گروه مستوجب عقاب خدا میشوند.
(علل الشرائع، ج۲، ص: ۵۲۲)
اولیای خانوادهها و امر به معروف و نهی از منکر
موافق ساختن محیط، بهترین راه جهت تهذیب و اصلاح افراد
بی شک محیط زندگی انسان در شکل گیری صفات، اخلاق، رفتار و شخصیت او مؤثر است؛ سطح فکر و احساسات هر کس، بیشتر متناسب با محیطی است که در آن بزرگ شده و پرورش یافته است.
یقیناً کسی که در محیط ایمان، خداپرستی و پارسایی تربیت شده و در اطراف او مردان پرهیزکار، درستکار، امانت دار، صادق و اهل فضل بوده با شخصی که در محیط آلوده و فاسد، پرورش یافته مثل هم نخواهند بود.
عادات و روحیات شخص بیابانگرد جاهل مثل شخص شهری متمدن نیست؛ فرزندانی که از نعمت تربیت پدران خداپرست، دانشمند و با اخلاق و مادران پارسا، با ایمان، با عفت و طهارت برخوردارند، با فرزند یک مرد فاسق و بی ایمان و یک زن خیابانگرد بی عفّت و بی تقوا بسیار تفاوت دارند.
کسی که با نیکان، صلحاء و اهل معرفت همنشین است و عمر خود را در مجالس موعظه، مساجد، تلاوت قرآن، ادعیه، قرائت کتابهای مفید دینی و اخلاقی، مطالعه تاریخ احوال بزرگان دنیا و دقت در سیر تحولات اوضاع ملل و امم گذرانده، هیچ گاه با کسی که با اراذل، اشرار، شاربان خمر، قماربازان، تریاکیها و چاقوکشها مجالست دارد، قابل مقایسه نیست.
البته نمیتوان انکار نمود گاهی برخی افراد تحت نفوذ و تأثیر محیط واقع نمیشوند و فوق آن قرار گرفته و شخصیت و روحیه آنها به قدری بزرگ و تواناست که محیط را تغییر میدهند؛ یا این که به واسطه پارهای جهات، محیط در آنها کمتر اثرگذار بوده و سعی نمودهاند با حفظ فطرت و نورانیت ضمیر خود، حساب اعمال و اخلاق خود را با میزان و ترازوی عقل و شرع در فضایی که مصون از مداخلات این عالم مادی باشد، بسنجند.
اما باید اذعان کرد چنین افرادی در جامعه اندک بوده و اکثریت افراد تابع وضع محیط و روش عموم هستند؛ وقتی کسی ببیند، دیگران به نیکی، راستی و درستی اقبال دارند او نیز نیکوکاری را پیشه میسازد؛ اگر ببیند سایرین در مقام خیانت، ستم و جمع منافع هستند به آنها متمایل میشود. از این رو برای تهذیب و اصلاح افراد یکی از بهترین راهها موافق ساختن محیط است.
در شریعت مقدس اسلام، همان گونه که با کمال شدّت با بی ایمانی، اعمال زشت و اخلاق رذیله مبارزه شده و به سوی خیر و نیکی دعوت میشود، در اصلاح محیط هم اهتمام زیادی داده شده است؛ مثلاً نه تنها خواندن نوشتههایی که موجب فساد اخلاق، تهییج شهوات، دعوت به خیانت، جنایت و بی نظمی است، منع گردیده بلکه نوشتن، چاپ، نشر، خرید و فروش این گونه کتابها و نوشته ها نیز ممنوع میباشد.
همچنین نه فقط قمار، میخوارگی، زنا و... حرام شده، بلکه ساختن می، آلات قماربازی، خرید و فروش آنها، تأسیس اماکن فحشاء، بی عفّتی و معاشرتهای نامشروع مردان و بانوان تحریم شده است.
نابود کردن و شکستن آلات لهو و لعب و قمار بر همه کس واجب گردیده و برای مجالستها و معاشرتها آداب و قواعد خاصی معیّن شده است.
در شریعت اسلامی تأسیس مجالس وعظ، سخنرانیهای مفید، توسعه مدارس، بسط علم و فرهنگ، تعلیم احکام و آداب و یادگرفتن و یاد دادن قرآن مجید و احادیث و اخبار بسیار سفارش شده و تعظیم شعائر مذهبی، حفظ ظواهر و حضور در جماعات، مساجد، مجالس علمی و اخلاقی از وظایف هر فرد شمرده شده است.
شارع مقدس میخواهد در نتیجه این رفتار، احساسات حسنه مردم زنده شده و افراد متمایل به خیرات و متوجه خدا گردند؛ در چنین جامعهای است که امر به معروف و نهی از منکر به طور سهل و بی پیرایه انجام میشود.
انسان در زندگی خود با محیطهای مختلفی مانند: محیط خانه، بازار، مدرسه، شهر، کشور و دنیای کنونی روبروست که باید هر یک از این محیطها را برای ترقی و کمال او مساعد ساخت؛ مثلاً محیط مدرسه را با استخدام آموزگاران کاردان، باتجربه، عالم، خداپرست و علاقهمند و برنامه صحیح و اساسی برای تکامل و تربیت افراد مهیا ساخت؛ یا محیط اداره را با سپردن مشاغل حسّاس به اشخاص صالح، درستکار، جدّی، امین و طرد خیانتکاران مساعد نمود.
محیط خانه
یکی از بزرگترین محیطها، بلکه اولین محیطی که بشر در دنیا با آن برخورد کرده و آن را به منزلهی مدرسهی ابتدایی یا اطاق اول زندگی خود قلمداد میکند، «خانه» است که مقدمه سعادت و ترقّی یا مایه بدبختی و انحطاط بیشتر انسانها از آن آغاز میشود.
چگونگی تربیت خانوادگی، احساسات، صفات، اخلاق و رفتار اولیای خانواده، سایر افراد را تحت تأثیر قرار میدهد. اگر محیطهای بعدی مانند: مدرسه و جامعه انسان را تغییر ندهد، همان تربیت اولیه پدر و مادر تاثیر خود را خواهد گذاشت.
اصول سه گانه مراقبت رفتار در منزل
بنابراین یکی از بزرگترین وظایف کسانی که علاقه مند به اصلاح و ترقی افراد خانواده خود هستند، مراقبت در اخلاق و رفتار خود در خانه و منزل میباشد که این مسأله بی نیاز از سه نکته نیست:
اولاً: والدین به گونهای رفتار کنند که برای سایر افراد خانواده سرمشق نیکوکاری و حُسن عمل باشد.
ثانیاً: از قرار دادن وسایل معاصی در دسترس اهل خانه، خودداری کنند؛ زیرا با فراهم بودن وسیله گناه، عدم ارتکاب فساد و رفتار ناروا دشوار خواهد بود.
مُلحِد گرسنه و خانه خالی و طعام
عقل باور نکند کز رمضان اندیشد
اما در مقابل باید وسایل تکمیل قوای معنوی و ملکات فاضله برای افراد خانواده فراهم آید.
یقیناً در خانهای که سفره شراب و بساط قمار انداخته شود، یا نقشه ظلم و ستم و قانون شکنی طرح گردد، یا صدای آلات طرب و موسیقی بلند شود یا مجالس لهو یا میهمانیهای خانوادگی با وضعی که اکنون در میان برخی مرسوم و شایع است برپا شود، اخلاق افراد آن متناسب با همان وضع خواهد بود.
ثالثاً: اگر انسان از بستگان خود رفتار زشت و گناهی مشاهده کرد باید آنها را نهی از منکر کرده تا هم وظیفه شرعی و اخلاقی خویش را انجام داده و هم نیکبختی آنان را تأمین نماید.
خداوند متعال میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَهُ عَلَیْهَا مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یَعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُون»
ای کسانی که ایمان آوردهاید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگ هاست نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمیکنند و آن چه را فرمان داده شدهاند (به طور کامل) اجرا مینمایند!.
(تحریم ۶)
در کتب احادیث روایت کردهاند که از حضرت ابی عبدالله علیهالسلام از آیه «قُوا أنفُسَکُمْ» سؤال شد که چگونه اهل خویش را نگه داری کنیم؟.
فرمود: «آنها را امر به معروف و نهی از منکر نمایید».
یا در سورهی مریم در مدح اسماعیل صادق الوعد از پیغمبران الهی، میفرماید: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا»
او همواره خانوادهاش را به نماز و زکات فرمان میداد؛ و همواره مورد رضایت پروردگارش بود.
(مریم ۵۵)
به موجب آیات کریمه و روایات شریف، یکی از تکالیف هر مسلمان، اهتمام داشتن در حُسن اخلاق، ادب و تربیت خانواده میباشد.
ترفند دشمنان برای منحرف کردن نوجوانان
امروزه افکار و اخلاق به واسطه نزدیکی ملل و اقوام به یکدیگر دائماً در معرض تغییر و تحوّل بوده و دشمنان دین با انواع وسایل ارتباط جمعی برای تخریب مبانی مذهبی و اسلامی، تضعیف عقاید حق، تبدیل احساسات و عواطف پاک مسلمانان و استقلال آنان تلاش زیادی را انجام میدهند و یگانه راه وصول به این مقصود را آموزش و پرورش اطفال و جوانان شناختهاند.
دشمنان میکوشند تا وضع تعلیم و تربیت را طوری قرار دهند که ایمان به خدا، اعتماد به نفس، حس طرفداری از حق، صراحت لهجه، شجاعت، اخلاق، پاکدامنی و پارسایی که از خصائص بارز مسلمانان است از آنها سلب و در مقابل مردمانی نادان، ضعیف الاراده و سُست عنصر جایگزین کنند.
کافران قسم خورده میخواهند نوجوانان و جوانان به جای کسب علم و دانش، صنعت و اخلاق، به دنبال میخوارگی، شهوترانی و صفات پست دیگر رفته تا تحمل ظلم و ستم و قبول نوکری و خدمتکاری اجانب برای آنها آسان گردد و از این راه بتوانند از آنها در جهت ایجاد هرج و مرج در کشور خود استفاده نمایند.
مراقبت از محیطهای آموزشی فرزندان
والدین فرزندان باید بیش از پیش متوجه وضع معاشرتها و رفتار تمام اعضای خانواده خود باشند و وضع اخلاقی، ایمانی و علمی آموزگاران و معلمین فرزندان خود را کاملا مورد دقت و اهمیت قرار دهند و نگذارند پسران و دختران آنها در محیط فاسد و آلوده رشد کنند که در این صورت چه بسا به جای آن که فرزندانشان صالح، امین، دانشمند و خدمتگزار تربیت شوند، مردمانی خیانتکار، وطن فروش و اهل گناه پرورش خواهند یافت.







