آينه رشد ۵۳
|
| |
| نویسنده | گروه نویسندگان |
|---|---|
| صاحب امتیاز | ستاد امر به معروف و نهی از منکر |
| زبان | فارسی |
| اعضای تحریریه | جواد محدثی، محمود مهدی پور، محمود شریفی، سید مجید حسن زاده، عبدالرحیم اباذری، محمد باقر پورامینی |
| محل انتشارات | قم |
| قطع | جیبی |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ رهنمودهای امام
- ۲ رهنودهای رهبری
- ۳ اصلاح الگوی مصرف
- ۴ چه چیزتان محمّدی است؟
- ۵ اقتصاد مقاومتی
- ۶ روشهای مدیریت مکتبی
- ۷ معرفی کتاب
- ۸ شراب امیر
- ۹ سرنوشت دو منکر و یک معروف
- ۱۰ ... و امّا آن مدیر
- ۱۱ بریدهها
- ۱۲ اخلاق مقاومت و اقتصاد مقاومتی
- ۱۳ پاسخ به ده پرسش دربارهٔ اقتصاد مقاومتی[۱۵]
- ۱۴ دکمه خارجی
- ۱۵ شرکت اسلامیه اصفهان
- ۱۶ ارکان اقتصاد مقاومتی
- ۱۷ پدر موشکی ایران
- ۱۸ نعمت تحریم
- ۱۹ اقتصاد مقاومتی
- ۲۰ پا نویس
رهنمودهای امام
ما میتوانیم
عمده این است که شما دو جهت را در نظر بگیرید که من کراراً عرض کردم؛ یکی اعتماد به خدای تبارک و تعالی که وقتی که برای او بخواهید کار بکنید، به شما کمک میکند؛ راه را برای شما باز میکند؛ در هر رشته که هستید، راههای هدایت را به شما الهام میکند و یکی اتّکال به نفس و اعتماد به خودتان. شما خودتان جوانهایی هستید که میتوانید همهٔ کارها را انجام بدهید. مخترعین ما میتوانند در سطح بالا اختراع بکنند. مبتکرین ما میتوانند در سطح بالا ابتکار کنند؛ به شرط این که اعتماد به نفس، داشته باشند و معتقد بشوند به این که «میتوانیم». در رژیم سابق، نمیتوانیم را در بین همهٔ قشرها، شایع کردند؛ به همه گفتند: ما نمیتوانیم و باید تواناها بیایند و به ما تعلیم بدهند. آنها هم که میآمدند، تعلیم نمیدادند؛ شماها را وابسته میکردند. امروز که دست همهٔ آنها بحمدلله قطع شده است و دیگر برای آنها جایی در این کشور باقی نمانده است، این شما جوانهای کشور هستید که در هر جا هستید، باید به فکر آتیهٔ کشور خودتان باشید ... امروز شمایید که باید دامن به کمر بزنید و در رشد صنایع این کشور و در رشد تولید این کشور، دامن به کمر بزنید و همت بگمارید و فعالیت بکنید. فعالیت شما امروز برای کشور اسلامی، یک عبادت است.[۱]
رهنودهای رهبری
اقتصاد مقاومتی و استحکام
سیاستهای اقتصاد مقاومتی که تنظیم شده و ابلاغ شده است، یک امر دفعی و من در آوردی و متکی به نظر شخصی نیست؛ این، محصول یک عقل جمعی است؛ محصول مشورتهای طولانی است. بعد از آن که اقتصاد مقاومتی با همین خصوصیات، ابلاغ شد و گفته شد و در رسانهها مطرح شد و دوستان و همکاران در دولت محترم، فعالیتهایی را در این زمینه شروع کردند و تکرار کردند، از سوی بسیاری از صاحب نظران اقتصادی، تایید شد و بر آن تکیه کردند و این تعبیر «اقتصاد مقاومتی»، وارد فرهنگ رایج اقتصادی کشور شد و در ادبیات اقتصادی کشور، جایی برای خودش باز کرده است. این، نشان دهندهٔ صحت و استحکام این راه است.
این الگو البته مخصوص ما نیست؛ الگوی اقتصاد مقاومتی را بعضی از کشورهای دیگر هم برای خودشان پیش بینی کردند؛ انتخاب کردند و اثرش را هم دیدند.[۲]
اصلاح الگوی مصرف
شعری برای فرهنگ قناعت و دوری از اسراف
شاعر:جواد محدّثی
چشم باید سوی «چشم انداز» داشت
هفت خوان را پشت سر باید گذاشت
مملکت درگیر خوانی دیگر است
رو به رو با امتحانی دیگر است
تا هدفهایی که از آن گفتوگوست
رودها و کوهها در پیش روست
موجی از «بحران مالی» در ره است
راه را باید به روی موج، بست
باید از امواج دریاها گذشت
تا بر اوج عزّ و آزادی نشست
ملّت و دولت اگر یاری کنند
از صمیم قلب همکاری کنند
مردمان را میتوان امّید داد
میتوان این موج، پشت سر نهاد
لیک، عزم صرفهجویی لازم است
مملکت محتاج عزمی جازم است
دوری از اسراف در ریز و درشت
مصرف معقول، در خروار و مشت
پاسخی شایسته بر کمبودهاست
میتوان این گونه از کمبود، کاست
با قناعت میتوان آزاد زیست
هر که قانع نیست، حالش بردگی است
ریشهٔ اسرافها گاهی ریاست
یا رقابتهای زشت اغنیاست
یا که ثروتهای بادآورده است
یا هوسهایی که طغیان کرده است
خرج هر کس بیشتر از دخل شد
راه بدبختی برایش سهل شد
هر که را اسراف و تبذیر است کار
با شیاطین بسته پیمان و قرار
هر که ولخرج است و بیبرنامه است
از پشیمانی زند بر سر، دو دست
هر که را اسراف در مصرف بود
حاصل سرمایهٔ او کف بود
ملّت اسرافکار بینوا
میکند سرمایه را دود هوا
هر که را مصرف ز حدّ افزون بود
عاقبت افسرده و دلخون بود
ملّت ولخرج، میگردد فقیر
ملّتی وابسته، محتاج و اسیر
کارها بسیار، امّا بی ثمر
حرفها بسیار، امّا بی اثر
دستها باز است، امّا از نیاز
چشمها بسته، دهانها باز باز
ابر میبارد، ولی در مُلک غیر
بذر میروید، ولی خالی ز خیر
آب هست و میرود، امّا هدر
خاک هست، اما نمیکاری شجر
آبها در جوی دیگر میرود
باد و باران سوی دیگر میرود
هرزِ آب و هرزِ برق و هرزِ گاز
میکند دست نیازت را دراز
چون نداری بیش، کم کن خرج خویش
با قناعت بیشتر کن ارج خویش
رمز استقلال و آزادی بجوی
راه تدبیر و قناعت را بپوی
هر که در مُلک قناعت شد امیر
کی کند اسراف و کی گردد اسیر؟
هر که قدر نعمت حق را شناخت
بی جهت، بیهوده آنها را نباخت
آخرت روز سوال است و جواب
میکشند از هر که با دقت، حساب
هر که در اموال خود اسراف کرد
یا که بیت المال را اتلاف کرد
روز محشر پای او اندر گِل است
معذرت خواهی او بی حاصل است
گاه، با عنوان «حفظ آبرو»
میشود معیارهامان زیر و رو
گاه، زیر نام شیک و خوشگلی
میشود احیا، رسوم جاهلی
این همه اجلاسهای رنگ رنگ
این همایشهای پر خرج و قشنگ
این چنین مستانه خود را باختن
سفرهٔ شاهانهای انداختن
گَر ز جیب شخص باشد، نارواست
گر ز جیب خلق، ظلم است و جفاست
صرف بیت المال اگر این سان بود
حاتم طائی شدن آسان بود
ای دلاور مردم این سرزمین!
کار فرمایانِ اهل درد و دین!
سیل اسراف آمده، کاری کنید
انقلاب خویش را یاری کنید
در اداره، کارخانه، خانهها
یا که دانشگاه و مهمانخانهها
در صداسیما و بانک و پول و ارز
داخل کشور و یا آن سوی مرز
در سپاه و ارتش و در گمرکات
در وجوه شرعی و خمس و زکات بندر و انبارها، بازارها یا که در مهمانی تالارها
مرکز تولید، یا توزیع و پخش
هر کجا، استان و شهرستان و بخش
هر که هر جا مصدر کاری بود
نقطهٔ پیوندِ پرگاری بود
هر که باشد صاحب پُست و مقام
یا که مسئول است و مُجری، در نظام
باید از اسرافها مانع شود
رو به «فرهنگ قناعت» آورد
میتوان این مُلک را آباد کرد
یا که از وابستگی آزاد کرد
هر طرف با آن که نعمت جاری است
مشکل از جهل و «ندانمکاری» است
کشور پهناور و سرشار ما
کم ندارد هیچ، بهرِ کار ما
همّت و تدبیر باید در عمل
تا زِ آبادی شود ضرب المثل
حل این مشکل به حرف و طرح نیست
حرف، روشن هست و جای شرح نیست
بد بود اسراف، حتّی در کلام
پس سخن کوتاه باید، والسّلام
قم، فروردین 1388
چه چیزتان محمّدی است؟
کسانی دم از انقلاب و مردم و خدمت و قانون و ... میزنند، امّا نه دست از رفاه زدگی و تجمّل بر میدارند، نه بر سختیهای یک زندگی انقلابی صبر دارند، نه از ثروت اندوزی و توسعهٔ مادّی زندگی شخصی کوتاه میآیند، نه تن به قناعت و اعتدال در مصرف میدهند، نه سفرهای تفریحیشان تعطیل میشود و نه از خرید وسایل خارجی دست میکشند. کار اینها، انسان را به یاد حرف پسر معاذ میاندازد.
یحیی بن معاذ رازی، به عالمان دنیا طلب میگفت:
«ای صاحبان دانش!
قصرهایتان قیصری است
و خانههایتان کسرایی.
جامههایتان طاهری است
و کفشهایتان جالوتی.
مرکبهایتان قارونی است
و ظرفهایتان فرعونی.
عزاهایتان جاهلی است
و افکارتان شیطانی.
پس چه چیزتان «محمّدی» است؟[۳]
اقتصاد مقاومتی
نکات مهم و اصولی
۱. فرماندهی متمرکز.
۲. دیدبانی اقتصادی و آمارهای دقیق.
۳. سبک زندگی جهادی .
۴. اصلاح نظام آموزشی.
۵. اصلاح نظام تبلیغاتی.
۶. واکنش سریع نظام اقتصادی به حملات دشمن.
۷. تحقّق اقتصاد مردمی.
۸. حمایت از فعّالان اقتصادی.
۹. تحرّک دستگاه دیپلماسی.
۱۰. گفتمان سازی.
۱۱. تشکیل اتاق فکر در استانها، مراکز دولتی و وزارتخانهها، برای شناخت راهکارهای اقتصادی مقاومتی.
راهکارها
۱. حمایت از تولید ملّی.
۲. توجّه به نخبگان و استفاده از فناوری نوین.
۳. مهار سوداگری و فساد.
۴. مردمی سازی اقتصاد.
۵. رهایی از وابستگی به درآمد نفت.
۶. اولویت بندی شرکای تجاری ایران و تعاملات اقتصادی هدفمند با خارج.
۷. فرهنگ سازی اولویت تولید بر واردات.
۸. خرید کالاهای داخلی و تقویت تولید ملّی.
۹. تقویت صنایع دانش بنیان.
۱۰. مدیریّت مصرف و پرهیز از اسراف.
۱۱. حرکت بر اساس برنامه و پرهیز از تصمیمهای خلق السّاعه.
۱۲. حمایت دولت از صادرات کالاهای غیر نفتی.
۱۳. تقویت بازارهای جدید خارجی با تأکید بر صادرات غیر نفتی.
۱۴. ایجاد درآمدهای پایدار مبتنی بر مالیات.
۱۵. پشتیبانی نظام مالی از سرمایهگذاری بخش غیر دولتی و بنگاههای کوچک و متوسّط.
۱۶. گزینش مسئولان از معتقدان به فرهنگ اسلامی و اقتصاد مقاومتی؛ نه غربزدگان مصرف گرا.
۱۷. تعامل با کشورهای مسلمان و ایجاد بازار مشترک اسلامی.
نقش دولت
۱. تثبیت نرخ ارز.
۲. اشتغال زایی.
۳. ثبات قیمتها.
۴. اصلاح ساختار دولتی.
۵. تقویت روستاها و زمینهسازی برای مهاجرت به روستاها.
نقش مردم
۱. مدیریت مصرف.
۲. قناعت و ساده زیستی و دوری از تجمّلات.
۳. تولید ثروت حلال و پرهیز از درآمدهای حرام.
۴. ترجیح کالای داخلی بر کالای خارجی.
۵. پرهیز از اسراف در مجالس ختم، عروسی، جشنها، ولیمههای زیارتی و همایشها.
نقش گویندگان و نویسندگان
۱. فرهنگ سازی و ارزشی معرفی کردن ساده زیستی و پرهیز از تجمّلات.
۲. تبلیغ موضوعاتی چون: صبر، قناعت، توکّل، کار و تولید، کشاورزی و استقلال.
۳. تبیین مسائلی مانند عزّت نفس، مناعت طبع، آزادی و زشتی ذلت و وابستگی.
۴. تربیت نسلی مقاوم، صبور، قانع، متّکی به خود و دارای اعتماد به نفس.
۵.ترویج فرهنگ قرض الحسنه، همدلی و همیاری در جامعه، وجدان کاری، مصرف بهینه در زمینهٔ مواد غذایی، سوخت، برق، گاز، کاغذ، وسایل گرمازا و سرمازا و ... .
۶. توجه به حفظ سرمایههای ملّی و نگهداری از آب، خاک، جنگل، ذخایر نفتی و پرهیز از خام فروشی.
۷. دعوت به ارتقای کیفی تولیدات و صنایع داخلی، به عنوان عاملی برای پرهیز از روی آوردن به اجناس خارجی.
۸. اصلاح فرهنگ کار و نگاه مثبت به کشاورزی و دامداری.
۹. تبیین نمونههایی اثرگذار از قناعت و سادهزیستی پیشوایان دین، چهرههای محبوب و اثر گذار و الگوهای مکتبی و انقلابی.
۱۰. تبیین شیوههای دشمن در نبرد اقتصادی با ملّت و انقلاب.
روشهای مدیریت مکتبی
نویسنده:محمود شریفی
قُثم فرزند عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر صلی الله علیه و آله بود و مادرش ام الفضل نام داشت که از زنان نامدار صدر اسلام بود و اولین زنی بود که خانهٔ خدا را با پارچهای از حریر پوشاند و بعد از خدیجه نخستین زنی بوده است که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد.
قُثم، خوش سیما و گشاده رو و خوش اندام بود و از کسانی بود که بسیار به رسول خدا صلی الله علیه و آله شباهت داشت. او هنگام رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هشت ساله بود و در جنگ حنین و هنگام بدرقه ابوذر ودفن پیامبر صلی الله علیه و آله حضور داشت و امام علی علیه السلام او را در آغاز حکومتش، به حاکمیت بحرین منصوب کرد و بعد هم استاندار و والی مکه معظمه شد.[۴]
در نهج البلاغه چنین امده است:
امیرالمؤمنین علیه السلام در نامهای به قُثم بن عباس که والی و استاندار وی در مکه بود، چنین نوشت: پس از ستایش خداوند و درود بر حضرت محمّد صلی الله علیه و آله، برای مردم، حجّ را بر پادار و روزهای خدا را به آنان یادآوری کن و در بامداد و شامگاه با آنان بنشین. پس اگر در آن جلسه، سئوال کنند، پاسخ بگو و به افراد ناآگاه، آموزش بده و با دانایان گفت و گو داشته باش و میان تو و مردم، نمایندهای جز زبانت و دربانی جز صورتت، نباشد [و چهره به چهره با مردم گفت و گو کن] و کسی را که کاری با تو دارد، از دیدار خود محروم مکن؛ زیرا آن درخواست اگر در ابتدا از طریق مقرّر برآورده نشود، برای روا کردن آن در آخر کار، مورد ستایش واقع نمیشوی و بنگر به آن چه که از بیت المال پیش توست؛ پس آن را به افراد عیالمند و گرسنه در منطقهٔ خود بده؛ در حالی که پیگیر باشی که به دست آنان برسد و آن چه مصرف نشد، نزد ما بفرست؛ تا بین مردم نیازمندی که اینجا هستند، تقسیم شود و به اهل مکه فرمان ده که از ساکن در مکه، مزد و کرایه نگیرند؛ زیرا خداوند سبحان فرمود: در آن، اهل مکه و غریب، یکسان هستند.[۵] پس منظور از عاکف، مقیم مکه و منظور از بادی، کسی است که به حجّ میرود و اهل آن جا نیست. خداوند ما و شما را برای آنچه دوست دارد، موفق بدارد والسلام.[۶]
امام علی علیه السلام در این نامه چندین دستور مدیریتی به والی خود میدهد که ظاهراً دستور اول و دستور آخر مربوط به حج است؛ زیرا امیرمؤمنان علیه السلام در سال سی و هشتم هجری او را امیر الحاج هم قرار داده بود؛ چون از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله، خلیفه مسلمانان، هر سال فردی را به عنوان امیرالحاج انتخاب میکرد؛ تا بر مراسم حج، نظارت داشته باشد و مشکلات حجاج را برطرف کند و پاسخ گوی مسائل مختلف آنان باشد.[۷]
امام دستورات عمومی دیگری هم بیان کرده که هر مدیر مکتبی باید آنها را در دستور کار خود قرار دهد. این دستورات در نامههای دیگر آن امام و معصومان دیگر هم آمده است. اینها روشهای مدیریت مکتبی و اسلامی میباشند که هر مدیر متعهد مکتبی باید آنها را پیاده و به انها عمل نماید.
در این دستورات آمده است:
۱. ایام الله را به مردم یادآوری کند؛ یعنی روزهای مذهبی، تاریخی و بزرگ و مقدس را گرامی بدار و سعی کن خود و مردم، از کنار آنها بی تفاوت نگذرند.
۲. هر روز تلاش کن دو وعده با مردم نشست داشته باشی [عصر و شب] و افراد ناآگاه به مسائل مختلف را آموزش بده و با دانشمندان و آگاهان جامعه، گفتوگو کن و از آنان علم و دانش و تجربه کسب کن؛ تا بتوانی در اداره کردن جامعهٔ خود موفق باشی.
۳. با مردم حضوری و چهره به چهره گفتوگو کن و از نزدیک با آنان آشنایی پیدا کن؛ نه این که ارتباط تو با آنان فقط از طریق وسائل ارتباطی روز باشد.
۴. نباید کسی مانع ارتباط تو با مردم باشد [و منظور ظاهراً این است که مدیر مردمی باشد]؛ نه این که هر کس، هر وقت و به هر شکل خواست با تو ملاقات کند؛ یعنی بدون نظم و بدون نوبت با تو دیدار کند؛ زیرا خود آن حضرت بارها و بارها به نظم و برنامهریزی در زندگی شخصی و کاری و مدیریتی، تاکید کرده است.[۸]
۵. کسانی را که کاری با تو دارند و درخواست ملاقات و دیدار با تو میکنند، محروم نکن و با آنان دیدار کن که این کار برای خودت نیز مفید است.
۶. آن چه از بیت المال پیش تو است، دربارهٔ آن طبق وظایف خود عمل کن و اگر زیادتر از مورد نیاز بود، برگردان؛ تا در اموری که تعیین شده، مصرف شود.
معرفی کتاب
اقتصاد مقاومتی
درآمدی بر مبانی، سیاستها و برنامهٔ عمل
نویسنده:حجّت الله عبدالملکی
این کتاب که از آثار «مرکز تحقیقات بسیج دانشگاه امام صادق (علیه السلام) است و در راستای تأکید مقام معظم رهبری در باز طراحی نظام اقتصادی کشور، مبتنی بر مکتب اقتصادی اسلام و نظام اقتصاد مقاومتی تألیف شده، دارای سر فصلهای زیر است:
۱. تاریخچهٔ نظریهٔ اقتصاد مقاومتی و محتوای آن.
۲. ضرورت طراحی و اجرای یک اقتصاد مقاومتی و روشهای آن.
۳. تاریخچهٔ علم اقتصاد متعارف و جریانهای اقتصادی پیش از رنسانس تا عصر معاصر.
۴. تقسیمبندی دانش و فلسفهٔ اقتصادی متعارف و مبانی ارزشی آن.
۵. مغالطات علم اقتصاد متعارف و مغالطهٔ دهکدهٔ جهانی و رفاه جهانی.
۶. مبانی و ماهیت اقتصاد اسلامی و روش شناسی آن.
۷. مقایسهٔ معارف اقتصاد اسلامی و علم اقتصاد متعارف.
۸. تبیین فضای اقتصادی کشور پیش از انقلاب اسلامی و عقب افتادگی در آن دوره.
۹. منویّات اقتصادی رهبران انقلاب اسلامی (حضرت امام و مقام معظم رهبری).
۱۰. اقتصاد و مبانی آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران.
۱۱. آسیب شناسی اقتصادی جمهوری اسلامی در تحقّق استقلال اقتصادی و پیشرفت اقتصادی.
۱۲. مفهوم و ماهیّت و خاستگاه اقتصاد مقاومتی و اهداف و سیاستهای کلّی آن.
۱۳. ضرورت اتّخاذ رویکرد اقتصاد مقاومتی در ایران و علل خصومتهای اقتصادی دشمنان خارجی.
۱۴. اقتصاد مقاومتی و تحریم و تجربهٔ کشورهای جهان.
۱۵. روش شناسی اقتصاد مقاومتی و شناسایی مکتب اقتصادی اسلام (عدالت، جهاد و عزّت).
۱۶. مکتب اقتصادی اسلام در حوزهٔ تولید ملّی و بررسی ظرفیّتهای موجود.
۱۷. مکتب اقتصادی اسلام در حوزهٔ فرهنگ اقتصادی و سبک زندگی و اصلاحات لازم در فرهنگ اقتصادی.
۱۸. تبیین مکتب اقتصادی اسلام در حوزهٔ روابط خارجی و الگوی آن و دیپلماسی اقتصاد مقاومتی.
۱۹. اصلاح الگوی تجارت بین الملل و نظام پرداختهای بین المللی.
۲۰. شبکههای رسمی خارج از دسترس دشمنان.
در مورد سیاستهای کلّی اقتصاد مقاومتی در حوزهٔ تولید ملّی، به اصول زیر پرداخته شده است:
کارآفرینی و مشارکت عمومی، اقتصاد دانش بنیان، یارانهها، سهمبندی عادلانهٔ عوامل تولید، تأمین کالاهای اساسی، امنیّت غذایی، اصلاح الگوی مصرف، تقویت نظام مالی و اصلاح آن، تقویت صادرات، دیپلماسی اقتصادی، میادین مشترک و الگوی بهرهبرداری از آنها، اصلاح نظام مالیاتی، کاهش وابستگی به نفت، استاندارد و ارتقای کیفیت کالای ایرانی.
در بخش اقتضائات مکتب اقتصادی اسلام، بر محور الگوی رفتاری مدیران اقتصادی و نقش آنان در تصمیم سازی و تصمیم گیری، تأکید شده است. نظارت بر عملکرد عوامل اقتصادی و اصلاح آن نیز در همین راستا بررسی شده است.
مفهوم عدالت اجتماعی و عزّت اقتصادی، از مؤلّفههای دیگری است که در تقسیم منابع داخلی و روابط اقتصادی بینالمللی، باید مورد توجه باشد. کاهش وابستگی به کالاهایی که در انحصار دشمنان میباشند، همچین استفاده از ظرفیت دیپلماتیک کشور، برای تقویت اقتصاد ملّی و تنظیم روابط اقتصادی با دیگران، بر اساس اصول، اهداف و منافع ملّی، از دیگر نکات این موضوع است.
در بخش «الگوی مصرف» نیز بر محورهایی مانند: جلوگیری از اسراف، عدم مصرف کالای بی فایده و کم فایده، خودداری از احتکار کالا، الزامات جهاد اقتصادی در خصوص رفتار مصرف کننده، کاهش مصرف، افزایش پس انداز برای تأمین سرمایه، کاهش مصرف در زمان کمبود، قاعدهٔ نفی سَبیل، حفظ عزّت اقتصادی و ... تأکید شده است.
تبدیل کالاهای مصرفی به کالاهای سرمایهای و جلوگیری از ورود کالاهای تجملاتی و خروج ارز کشور، از مباحث دیگر این محور است.
کتاب «اقتصاد مقاومتی» به قلم دکتر حجت الله عبدالملکی و با اهتمام مؤسسهٔ علمی- فرهنگی سدید، وابسته به مرکز تحقیقات بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام تألیف و در ۳۲۸ صفحه، با قطع رقعی، منتشر شده است.
شراب امیر
در روزگار بنی امیّه و حکومت «زیاد»، دهقانی را دیدند که با الاغی شراب میبرد.
مأموران او را بازداشت کردند و گفتند:
مگر نمیدانی که امیر، واردات شراب را به شهر، ممنوع کرده است؟
دهقان گفت: میدانم؛ ولی این شراب، برای امیر است![۹]
سرنوشت دو منکر و یک معروف
روزی حجاج بن یوسف ثقفی (والی خون خوار اموی)، به نگهبان خود گفت:
امشب خودت شخصاً به گشت زنی در شهر بپرداز و هر کس را یافتی، پیش من آور.
دربان مخصوص، آن شب را به گشت زنی پرداخت و سه نفر را دستگیر کرد و صبح، آنان را به حضور حجاج برد.
حجاج به یکی از آنان گفت: با آن که جارچی ما اعلام کرده بود کسی شبانه بیرون نیاید، تو بیرون چه میکردی؟
او گفت:
قبلهٔ عالم به سلامت! مست بودم و نمیفهمیدم که بیرون آمدم.
حجاج فکری کرد و گفت: مستی بر او غلبه کرده بود؛ رهایش کنید.
به دیگری گفت: تو برای چه از خانه بیرون آمده بودی؟
گفت: با جمعی در بزم شراب بودیم و میان آنان عربده کشی راه افتاد و من از ترس جانم بیرون آمدم.
حجّاج فکری کرد و گفت: رهایش کنید؛ او به فکر جان و سلامتیاش بوده است.
به سوّمی گفت: تو برای چه بیرون آمدی؟
گفت: مادر پیری دارم و خودم هم بارکشی میکنم. وقتی به خانه رفتم، مادرم گفت: امروز چیزی نخوردهام و گرسنهام. من بیرون آمدم؛ تا چیزی برای مادرم تهیّه کنم که شب گردهای تو دستگیرم کردند.
حجاج کمی فکر کرد؛ سپس گفت: ای غلام! گردنش را بزن.
سرانجام در همان دم، آن بیچاره را گردن زدند.[۱۰]
... و امّا آن مدیر
نویسنده:جواد محدّثی
دوربینها را برای عکس گرفتن، آماده کنید.
در جزیرهای دور افتاده، مراسم رونمایی از مدیری است که به اشتباه به «جمع مدیران» پیوسته بود و وصلهٔ ناجور مدیریت به شمار میرفت.
آن مدیر، عینکی به چشم زده بود که همه چیز را طور دیگر میدید و
به جای «عمل محور» و «هدف محور» بودن، «خود محور» بود.
به بهانهٔ «حفظ شئون»، رویکردی تجمّل گرایانه داشت و
به اسم «مراعات شخصیت»، رفتارش مستکبرانه بود.
به ریخت و پاش و اسراف، بهرهگیری از امکانات میگفت و
به نام جایگاه مدیریّت، خود را فراتر از قانون و مقرّرات میدانست.
به بهانهٔ کیفیّت بالا، اجناس خارجی تهیّه و مصرف میکرد و
برای رسیدن به اقتدار، خرجهای میلیاردی میکرد.
برای نفوذ در دلها، لباس گران قیمت و اشرافی میپوشید و
برای جلب توجّهها، ماشین گران قیمت خارجی سوار میشد.
میگفت:
مردم نگاه به آستین و آستان تو میکنند؛ پس باید شیک بپوشی و خانهٔ مجلّل داشته باشی و خانهات بالای شهر باشد.
فکر میکرد:
اگر شکوه و جلوهٔ ظاهری خود را تأمین کند، حقارت درونیاش جبران میشود.
او بر این باور بود که یقه و آستین لباس و رنگ و جنس کفش و کیف و کلاه، برای آدم، شخصیّت میآورد.
او بیش از «سیرت»، به «صورت» میپرداخت و
بیش از «سرانجام»، به «سرآغاز» میاندیشید و
بیش از منافع مردم، به راحتی خود فکر میکرد.
قبل از باطن و حقیقت امور، به ظواهر بها میداد و بیش از آن که به «اقتصاد مقاومتی» بیندیشد، به «مقاومت اقتصادی» روی میآورد و بیش از «مدیریّت جهادی»، «جدال مدیریّتی» داشت.
وی از نیروهای جوان استفاده نمیکرد و معتقد بود که اینان خام و بیتجربهاند و «پیران مجرّب» را به مشورت نمیگرفت و بر این باور بود که اینان مربوط به عهد دقیانوسند.
اهل دست و دل بازی بود؛ امّا از بیتالمال و
اهل تعریف و تمجید بود؛ امّا از متمّلقان نوکر صفت.
خود را «تراز» و میزان همه چیز میدانست؛ ولی خودش مدیری در تراز «نظام اسلامی» نبود.
خدا را شکر که رفت و رونمایی از او به جلسهٔ «تودیع» تبدیل شد.
«معارفه» هم قبلاً انجام شده بود.
بریدهها
خواب آلوده
کسی در خواب میبیند در بیابانی پر از طلا و جواهر قرار گرفته و کیسه بزرگی تهیه کرده است و آن را از طلا و جواهر پر میکند. کیسه گویی به قدری سنگین بود که او نمیتواند کولش کند و هر چقدر به خود تلقین میکند، دلش نمیآید اندکی از آن را خالی کند؛ تا حمل آن راحتتر شود و به همان صورت و با زحمت زیاد، آن همه بار سنگین طلا و جواهر را به منزل میرساند؛ ولی ناگهان در نزدیکی منزل بر اثر فشار بار، خودش را خراب و لباسش را نجس میکند و در این هنگام از خواب پریده، بیدار میشود و میبیند طلا و جواهر همه دروغ بوده، ولی خیس شدن لباسش، واقعیت دارد.
وی به فرد حکیم و عالمی مراجعه میکند تا خواب او را تعبیر کند. حکیم میگوید: انسان در دنیا همیشه در حال خواب سر میبرد و آن چه از مظاهر دنیا و تجملات آن و سایر شهرتها به دست میآورد، روح و جانش را به ناپاکیها آلوده میکند و هنگامی که از دنیا رفت، تازه بیدار و متوجه میشود که آن همه مال، ثروت و قدرت، دروغ بوده است و حقیقت ندارد و آن چه واقعیت دارد، همین آلودگیها و ناپاکیهای دنیا میباشد.
برداشتهای همان که بگذاشتهای است
وقتی گوزنی بر لب آب چشمهای فرود آمد؛ تا از آن آب بنوشد. ناگهان عکس خود را در آب دید؛ پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه نمود؛ اما شاخهای بلند و قشنگش را که دید، خوشحال و مغرور شد. در همین حال چند شکارچی از ر اه رسیدند و قصد شکار او را داشتند. گوزن به سوی جنگل گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان نتوانستند به او برسند؛ اما وقتی میخواست وارد جنگل شود شاخهایش به درختان جنگل گیر کرد و مانع از ادامه گریزش شدند و صیادان رسیدند و گوزن را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد، با خود گفت: دریغا! پاهایم که از آنها ناخشنود بودم، نجاتم دادند؛ اما شاخهایم که به آنها میبالیدم، گرفتارم کردند.
مسئلهٔ لا ینحل
دانش آموزی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی زنگ را زدند، از خواب پرید و با عجله مسئلهای را که روی تخته سیاه نوشته شده بود، یادداشت کرد و به خیال این که استاد آن را به عنوان تکلیف منزل داده است، تمام آن روز و شب برای حل آن فکر کرد؛ ولی حل آن خیلی سخت بود. سرانجام بعد از تلاشهای زیاد، توانست آن را حل کند. وقتی به کلاس آمد و آن را تحویل معلم داد، موجب شگفتی معلم شد؛ زیرا او آن را به عنوان نمونهای از مسائل غیر قابل حل ریاضی، در کلاس مطرح کرده بود و چون شاگرد این موضوع را نمیدانست و فکر میکرد باید آن را حل کند، با تلاش پیگیر، راهی برای حل آن پیدا کرد..
از حاکمی پرسیدند: چگونه در کشور پهناور خود امنیت ایجاد کردی که وقتی زنان با طبقی از جواهرات در کوچهها و میادین رفت و امد میکنند، کسی مزاحم آنها نمیشود؟ وی در جواب گفت: در هر شهری که دزد دیدم، اول گردن داروغه را زدم.
در مثنوی آمده است که روزی موشی افسار شتری را گرفت و به راه افتاد. شتر به دلیل طبع آرامی که دارد، با وی همراه شد؛ ولی در باطن، منتظر فرصتی بود؛ تا خطای موش را به وی گوشزد کند. این دو به راهشان ادامه دادند؛ تا به کنار رودخانهای رسیدند. موش از حرکت ایستاد. شتر از او پرسید: چرا ایستادهای؟ موش گفت: این رودخانه، خیلی عمیق است. شتر پایش را در آب نهاد و به موش گفت: عمق آب، فقط تا زانوی من است. موش گفت: میان زانوی من و تو، فرق بسیار است. شتر پاسخ داد: تو نیز از این پس سعی کن افسار شتری چون من را به دست نگیر.
چون پیمبر نیستی، پس رو به راه
تا رسی از چاه، روزی سوی جاه
تو رعیت باش، گر سلطان نیی
خود مران چون مرد کشتی بان نیی
کارهای نیمه تمام
مردی شروع به کندن یک چاه کرد. پس از حفر ده متر، از رسیدن به آب نا امید شد و حفر چاه در جای دیگری را آغاز کرد. این بار نیز پس از پانزده متر حفاری، هنوز اثری از آب دیده نمیشد و او مکان دیگری را برگزید و چاهی عمیقتر از دفعات دیگر حفر کرد؛ اما این بار هم به آب نرسید و پس از حفر پنجاه متر چاه، خسته و نا امید شد و از کندن چاه منصرف شد. مدتی بعد، مرد دیگری سراغ همان چاه اولی رفت و به کندن چاه ادامه داد و در عمق پنجاه متری، به آب رسید.
پای دراز و دست کوتاه
یک روز کامران میرزا نایب السلطنه (فرزند ناصر الدین شاه و حاکم تهران) وارد منزل مرحوم حاج ملا علی کنی، یکی از علمای وارسته، سیاستمدار و با نفوذ تهران شد. مرحوم کنی چون درد پا داشت، پس از عذرخواهی از فرزند شاه، پایش را دراز کرد.
این کار بر نایب السّلطنه گران آمد و گفت: آقا! من هم پایم درد میکند؛ اجازه دهید دراز کنم.
حاج ملا علی کنی فرمود: جناب نایب السلطنه! من که پایم را دراز میکنم، دستم را جمع کردهام. تو هم دستت را جمع کن و پایت را دراز کن![۱۱]
اخلاق مقاومت و اقتصاد مقاومتی
نویسنده:محمود مهدی پور
اقتصاد مقاومتی، پشتوانهٔ عزّت و استقلال کشورهاست. داشتن تعریف روشن از آن و راهکار دستیابی بر این گونه اقتصاد، وظیفهٔ عقلی و شرعی تمام علاقهمندان استقلال کشور، به ویژه مدیران جامعه اسلامی است.
برای رسیدن به اقتصاد مقاومتی دو پیش نیاز اصلی وجود دارد:
۱. اعتقاد مقاومتی.
۲. اخلاق مقاومتی.
کسی که به بندگی خدا برسد، از بندگی دیگران، آزاد میشود و کسی که به خدا دل ببندد، از کمند عشق دیگران رها میگردد. در زمینه اخلاق مقاومتی، امیرالمؤمنین علیه السلام رابطه عزت و قناعت را چنین ترسیم میکند:
«الطامع فی وثاق الذّل[۱۲]؛
کسی که چشم به داشتههای دیگران بدوزد (آزمند)، در بند ذلت گرفتار است».
آن حضرت در جملهای دیگر فرموده است: «العبد حرّما قنع، الحرّ عبد ماطمع؛ برده، با قناعت آزاده است و آزاد با آزمندی، برده است».
پایههای معنوی و روحی- روانی اقتصاد مقاومتی، عقاید و اخلاق مقاومتی است. افرادی به اقتصاد مقاومتی میرسند که از بینش مقاومت آفرین، بهرهمند باشند و خلق و خوی آزادگی معنوی و استقامت را در خویش پدید آورند.
رهنمودهای اسلامی در زمینهٔ توحید و زندگی جاوید، زیربنای استقامت در برابر تمام جاذبهها و فشارهاست و معارف اخلاقی اسلام در میدان تهذیب و تربیت، راهکار دستیابی به اقتصاد مقاومتی است.
معارف قرآن و اهل بیت علیه السلام در زمینههای، قناعت، اقتصاد (میانه روی) دوری از افراط و تفریط و اعتدال و کار و تلاش، امانت دانستن مال، تعاون و همکاری، احسان و انفاق، نیکی به برادران و صلهٔ ارحام، کفاف و عفاف، حفظ انفال و اموال عمومی، کسب حلال، قرض الحسنه و صبر و شکر، ابعاد مختلف اخلاق مقاومتی میباشند.
اقتصاد کلان کشورها و دولتها، بدون گسترش و نهادینه سازی عقاید مقاومتی و اخلاق مقاومتی، رنگ و بوی مقاومت و استقلال نمیگیرد وبا کمترین فشار و تحریم و حتی تهدید، گرفتار تزلزل و تسلیم میشود.
بیماریهای عقیدتی، اخلاقی مثل شرک و ترس، خود برتربینی و خودنمائی، امتیازجوئی و آزمندی، اسراف و تبذیر، تنبلی و کسالت، فردگرائی و تنگ چشمی و بخل و انحصار طلبی، ربا خواری و بی دانشی و .... ریشهٔ وابستگی سیاسی و اقتصادی به دیگران میشود.
دو پایهٔ مهم فرهنگ استقلال، «توحید» و «اخلاق توحیدی» است. برخی اصول اخلاقی مربوط به بخش تولید ثروت، برخی معارف اخلاقی ناظر به توزیع و مالکیت ثروت و مدیریت اموال و بعضی دیگر مربوط به مرحلهٔ مصرف و چگونگی بهرهبرداری از اموال و داراییهای عمومی و خصوصی است.
عقاید و اخلاق اسلامی، زیر بنای تمام فعالیتهای سالم اقتصادی در مراحل سه گانهٔ تولید، توزیع و مصرف است.
صبر و شکر، یعنی موضعگیری درست انسان در برابر خواستهها و داشتهها، عصارهٔ اصول اخلاقی اسلام است.
از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله چنین نقل شده است:
«الایمان نصفان، نصف فی الصبر و نصف فی الشکر[۱۳]؛ ایمان دو نیمه دارد؛ نیمی از آن در قالب صبوری و نیمی دیگر در سیمای شکر، نمایان میشود».
ملتی که بتواند در برابر نداشتنها صبوری کند و داشتههایش را قدر بداند و درست مصرف کند، به «ایمان کامل» دست مییابد. واژههای «صبّار و شکور» در قران و حدیث مکرر در کنار یکدیگر آمدهاند. اقتصاد مقاومتی، فرزند برومند ایمان و مولود صبوری و شکر است. اعتقادات اسلامی، مدیریت اسلامی و اخلاق اسلامی، سه گام اصلی به سوی اقتصاد مقاومتی و استقلال امت اسلامی میباشند.
کاربرد درست داشتهها و صبوری در نداشتنها شرط فلاح و رستگاری است.
واژههای مال و اموال در قرآن کریم هشتاد و پنج بار به کار رفته و وظایف انسان نسبت به آنها یادآوری شده است.
مسائلی مثل کسب مال، نگهداری مال، انفاق مال، جهاد مالی، مدیریت مالی، نقش مال در زندگی، آزمون مالی و عوامل افزایش مال و ثروت، برخورد مؤمنان و کفار با مال، اولویتهای انفاق مالی و دهها مسئلهٔ اقتصادی دیگر در رهنمودهای قرآنی وجود دارد.
اصولاً برخی در بند اموال خویش میباشند و برخی افراد اموال را ابزار پیشرفت و اصلاح خود و جامعه میدانند. با نگاه اوّل، اقتصاد بر اخلاق و اعتقاد، حاکم میشود و در نگاه دوّم، اقتصاد در خدمت فکر و فرهنگ و اخلاق قرار میگیرد. مشکل انسان، همیشه کمبود و نبود مال نیست؛ مشکل در نگاه نادرست به جایگاه مال و مدیریت اموال در جوامع انسانی است.
مشکل این جاست که برخی «انسان»ها را مال میدانند و همان گونه که در داراییهای خویش تصرف میکنند، برای انسان و جامعه تصمیم میگیرند و فزونی ثروت را دلیل صلاحیت برای ادارهٔ جامعه تلقی میکنند.
بنی اسرائیل گفتند: «اَنّی یکونُ لَه الملکُ ... و لم یُؤتِ سَعَهً من المال ...؛ او [طالوت] چگونه بر ما حکومت کند؛ در حالی که ثروت زیادی ندارد؟»
قرآن این تفکر نادرست آنان را رد کرده است.
حقّ مدیریت جامعه از نگاه قرآن، تابع صلاحیتهای اعتقادی و اخلاقی و علمی و جسمی است؛ نه تابع میزان ثروت و مالکیت. از این رو، خداوند متعال حق رهبری و امامت جامعه را به افراد صلاحیتدار میبخشد و میفرماید: «قال: انّ الله اصطفاه علیکم و زاده بسطهٔ فی العلم و الجسم[۱۴]؛
... خداوند او را [برای رهبری شما] برگزیده و در دانش و توان جسمی، به او فزونی بخشیده است».
والسلام
پاسخ به ده پرسش دربارهٔ اقتصاد مقاومتی[۱۵]
۱. ÇÞÊÕÇÏ ãÞÇæãÊí íÓÊ æ ÎÕæÕíøÇÊ ãËÈÊ æ ãäÝí Âä íÓÊ¿ <http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=26023>
۱- یک الگوی علمی متناسب با نیازهای کشور ما است، امّا منحصر به کشور ما هم نیست.
۲- درونزا و برونگرا است درونگرا نیست.
۳- مردم بنیاد.
۴- دانشبنیان.
۵-عدالتمحور
۶-همیشه بارور خواهد بود و به مردم کمک خواهد کرد
۲. اقتصاد مقاومتی درونزا به چه معناست؟
یعنی از دل ظرفیّتهای کشور ما و مردم ما میجوشد و رشد این نهال و این درخت، متّکی به امکانات کشور خودمان است.
۳. ÂíÇ ÏÑæäÒÇíí ÇÞÊÕÇÏ ãÞÇæãÊí åãÇä ÏÑæäÑÇíí ÇÞÊÕÇÏ ÇÓÊ¿ <http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=26023>
خیر، اقتصاد مقاومتی، درونزا است؛ امّا برونگرا است و با اقتصادهای جهانی، تعامل دارد و با اقتصادهای کشورهای دیگر، با قدرت مواجه میشود. بنابراین، درونزا است؛ امّا درونگرا نیست.
۴. ÂíÇ ÇÞÊÕÇÏ ãÞÇæãÊí¡ ÇÞÊÕÇÏí ÏæáÊí ÇÓÊ¿ <http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=26023>
اقتصادی که به عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح میشود، مردمبنیاد است؛ یعنی بر محور دولت نیست و اقتصادی دولتی نیست؛ اقتصادی مردمی است و با ارادهٔ مردم، سرمایهٔ مردم و حضور مردم، تحقّق پیدا میکند.
۵. عدالت در اقتصاد مقاومتی چگونه تعریف میشود؟
عدالت در این برنامه، به معنای تقسیم فقر نیست؛ بلکه به معنای تولید ثروت و افزایش ثروت ملّی است.
۶. آیا با توجه به برنامههای اقتصاد مقاومتی، مشکلات کنونی اقتصاد کشور حل خواهد شد؟
در این که گفتیم اقتصاد مقاومتی بهترین راه حلّ مشکلات اقتصادی کشور است، شکّی نیست؛ امّا معنای آن، این نیست که ناظر به مشکلات کنونی کشور است. اقتصاد مقاومتی، یعنی مقاومسازی و محکمسازی پایههای اقتصاد کشور.
۷. آیا اقتصاد مقاومتی که شعار آن را میدهیم، تحقّقپذیر و ممکن است یا خیالات خام است؟
بله، کاملاً، عملاً و حتماً، ممکن است؛ چون این کشور، دارای ظرفیّتهای فوقالعاده است.
۸. ظرفیتهای کشور ما در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی، چه میباشند؟
۱. نیروی انسانی ما که عبارتند از:
الف. ده میلیون دانشآموختهٔ دانشگاهها
ب. بیش از چهار میلیون دانشجو
ج. میلیونها نیروی مجرّب و ماهر
۲. منابع طبیعی ما عبارتند از:
الف. مجموع نفت و گاز ما از همهٔ کشورهای دنیا بیشتر است
ب. معادن طلا و معادن فلزّات کمیاب
ج. سنگ آهن، سنگهای قیمتی، انواع و اقسام فلزهای لازم و اساسی
۳. موقعیّت جغرافیایی کشور ما:
الف. با پانزده کشور همسایه هستیم و حمل و نقل ترانزیت داریم
ب. در جنوب به دریای آزاد و در شمال به آبهای محدود منتهی میشود.
ج.۳۷۰ میلیون جمعیّت در همسایگی ما زندگی میکنند
۴. زیر ساختهای نرمافزاری و سختافزاری کشور ما نیز عبارتند از:
الف. سیاستهای اصل ۴۴، سند چشمانداز.
ب. زیرساختهای گوناگون، مثل جاده، سدّ، پل و کارخانه.
۹. آیا با وجود تحریمهای اقتصادی، میتوان از ظرفیتهای کشور استفاده کرد؟
ما در بسیاری از مسائل دیگر هم در عین تحریم توانستهایم به نقطههای بسیار برجسته و بالا دست پیدا کنیم؛ مثل تولید علم، مثل صنعت و فن آوری.
۱۰. اگر تحقق اقتصاد مقاومتی ممکن است، الزامات آن چیست و چه کارهایی باید انجام بگیرد؟
۱. مسئولان باید از تولید ملّی حمایت کنند
۲.صاحبان سرمایه و نیروی کار که تولیدگر هستند، باید به تولید ملّی اهمّیّت بدهند
۳. صاحبان سرمایه در کشور، باید فعّالیّت تولیدی را بر فعّالیّتهای دیگر ترجیح بدهند.
۴.مردم در همهٔ سطوح، باید تولید ملّی را ترویج کنند.
دکمه خارجی
عالمان دین، مرزبانان عقیده ، معماران اندیشه ، الگوهای زندگی و حافظان کیان جامعهاند. آنان با راه و روش اسلامی و انسانی، مردم را به سوی کمال، رهنمون میشوند.
آنگاه که سیره و سلوک آنان را جستجو میکنیم، تا آن را سر مشق زندگی خود قرار دهیم ، اخلاق و تربیت اسلامی را به عیان نظاره میکنیم. آیت الله العظمی سید شهاب الدین مرعشی نجفی، یکی از این نادرههای دوران معاصر ماست.
نام این مرجع بزرگ را با کتابخانهٔ گران سنگش میشناسیم؛ یادگاری که با بی خوابیها ، نماز استیجاریها و حتی کار در برنج کوبیهای دوران جوانی ،جاودانه شد؛ به گونهای که امروزه میراث تمدن اسلامی و شیعی را در خود جای داده است.
بُعد ناشناختهٔ زندگی آیت الله العظمیمرعشی نجفی ، اهتمام او در استفاده ازکالاهای داخلی است؛ نکتهای که ما به شدت به یادگیری و پیروی آن نیازمندیم. وی دربارهٔ لباسش میگفت: از روزی که من خود را شناختم، یک ذره لباس خارجی مصرف نکردم.
وی هر چه لباس میپوشید، ساخت داخل بود، روزی خیاط لباسش به وی گفت: آقا! دکمهای که ما میگذاریم، از خارج میآید. وی در پاسخ تأکید کرده بود که اگر کالایی غیر ایرانی است، استفاده نکنید و به جایشاز همین قیتانهایی که ساخت ایران هست، دکمه درست کنید؛ تا دکمه آن هم خارجی نباشد.
آیت الله العظمی نجفی مرعشی در سال ۱۳۶۹ پس از ۹۶ سال عمر پربرکت، به دیار باقی رفت و ما را با خاطرات زیبای حیات خود تنها گذاشت. امید آن که رهرو خوب راهش باشیم.
شرکت اسلامیه اصفهان
«گذشته از اشیای تجملی غربی که طبقات بالا به آن معتاد شدهاند؛ پوشاک همهٔ طبقات جامعه، از مردان گرفته تا زنان، جملگی از غرب وارد میشود.ÇÈÑíÔã <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B4%D9%85>،ÓÇÊä <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%AA%D9%86> و ãÇåæÊ <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%A7%D9%87%D9%88%D8%AA> برای طبقات اعیان و قماش نخی و پنبهای برای همهٔ طبقات. لباس یک روستایی ساده، از ãäÓÊÑ <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%86%DA%86%D8%B3%D8%AA%D8%B1> یا ãÓ˜æ <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%88> میآید و äíáí <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D9%84%DB%8C> را که همسر او بت کار میبرد، از ÈãÈÆí <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A6%DB%8C> وارد میشود. در واقع، از بالاترین تا پایینترین مراتب اجتماعی، به طور قطع، وابسته و متکی به کالاهای غربی شدهاند».
این، تصویری از ایران دههٔ آخر قرن نوزدهم از نگاه جرج کرزن، سیاستمدار انگلیسی است. این وضعیت اسفبار که مورد پسند استعمار گران غربی بود، در نگاه ÇæŽä ÝáÇäÏä <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%88%DA%98%D9%86_%D9%81%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86>، باستان شناس فرانسوی نیز به تصویر کشیده شده است. او که در سال ۱۸۴۰ از اصفهان بازدید داشتهاست ، مینویسد: «از کارخانجات نساجی و اسلحه سازی و زربفت و ãÎãá <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AE%D9%85%D9%84> ایران که روزگاری محصولات آن به تمام مشرق زمین صادر میشد، خبری نیست و همه نابود شدهاند. محصولات ایران از بین رفته و به ویژه همجواری با انگلستان، نتیجهٔ شومی بخشیدهاست؛ زیرا مقدار زیادی محصول را به بهایی بسیار نازلتر از آنچه در خود ایران ساخته میشود، در بازارهای ایران به فروش میرسانند».
در آن زمان به گفتهٔ حاجآقانورالله نجفی، بازرگانان ایرانی، عملههای خارجی شده بودند و شکوه و جلال اروپاییها، از طریق کالاهایشان در ایران جلوه گری میکردهاست.
در چنین وضعیتی، اندیشهٔ تولید داخلی ابتدا در محافل مذهبی و تجار، در اصفهان ایجاد شد. ÇÍãÏ ãÌÏÇáÇÓáÇã ˜ÑãÇäí <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D9%85%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%DA%A9%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF> به یاری ÓíÏ ÌãÇá æÇÚÙ <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84_%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF> و ãá˜Çáãʘáãíä <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%84%DA%A9%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AA%DA%A9%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86> و ãíÑÒÇ Úáí ÌäÇÈ <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7_%D8%B9%D9%84%DB%8C_%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF>، انجمنی به نام «ÇäÌãä ÔÑÞí <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86_%D8%B4%D8%B1%D9%82%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF>» تشکیل دادند که هدفش رفع احتیاج از کالاهای خارجی بود. همچنین قرار شد در ماه ÑãÖÇ <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%85%D8%B6%D8%A7%D9%86>ن، روحانیون در مساجدی مردم را به خرید کالاهای داخلی و تحریم کالاهای خارجی، ترغیب کنند و گروهی دیگر نیز مقدمات راه اندازی کارخانه را فراهم آورند. به زودی هر دو کار صورت گرفت و کارخانهٔ تولید منسوجات با نام شرکت اسلامیه، در اصفهان تأسیس شد.
در اساس نامهٔ شرکت آمده بود: «این شرکت به کلی از دادوستد متاع خارجه، ممنوع است؛ فقط هم خود را صرف ترقی متاع داخله و آوردن چرخ اسباب و کارخانهٔ مفیده خواهد نمود و حمل متاع داخله را به خارجه، بر حسب اقتضا و به موقع خود، در کشیدن راه شوسه و آهن، اقدام خواهد کرد».
همچنین در ماده بیست و چهارم آمدهاست: «تمام اجزا از رئیس و مرئوس و امنای شرکت، حسبالشرط، مجبورند لباس خود را از منسوجات و متاع داخله مصرف رسانند».
مؤسسان شرکت اسلامیه اهداف شرکت در اساسنامهٔ آن را این گونه تبیین کردند:
۱. دسترسی به سود بیشتر اقتصادی از طریق راهاندازی شرکت.
۲. خروج از ذلت احتیاج به امتعه خارجی.
۳. تثبیت و تقویت هرچه بیشتر تجارت داخله در برابر تجارت خارجه.
۴. جلوگیری از خروج ثروت داخلی به خارج از کشور در مقابل ورود کالاهای مصرفی.
۵. جلوگیری از مهاجرت نسلهای آینده به خارج از کشور برای مزدوری و کارگری نزد بیگانگان و ایجاد اشتغال برای جوانان ایرانی.
۶. تسهیل در امر معیشت مردم به علت ارزانتر بودن منسوجات و مأکولات داخلی، نسبت نوع خارجی آنها.
۷. ارائه الگویی تجاری برای آیندهٔ ملت و دولت.
۸. ایجاد یک شرکت برای حمایت از مشاغل داخلی.
۹. نظام بخشیدن به رشتهٔ گسیخته تجارت داخلهٔ ایران.
۱۰. آبادی وطن و شکوفایی و رونق صنایع.
۱۱. رهایی از مصرفگرایی و استفاده از کالاهای خارجی.
۱۲. ایجاد راههای شوسه و آهن، برای سهولت در حمل و نقل.
۱۳. جلوگیری از احتکار و بازار سیاه.
سید جمال الدین واعظ
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%B8_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C> ، در سال ۱۳۱۸قمری کتابی به نام«áÈÇÓ ÇáÊÞæí <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%84%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%A7%D9%84%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF>» در دفاع از راه اندازی این شرکت نگاشت. در بخشی از این کتاب آمدهاست:«برمسلمانان لازم است لباس ذلت تولید خارج را از تن بیرون کنند و لباس عزت ساخت داخل را بپوشند».
عالمانی چون ÓíÏ ÇÓãÇÚíá ÕÏÑÇáÏíä ÚÇãáí <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%84_%D8%B5%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B9%D8%A7%D9%85%D9%84%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF>، ÓíÏ ãÍãϘÇÙã íÒÏí <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C>، ãÍãÏ ÛÑæí ÔÑÈíÇäí <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A7%D9%84%D8%BA%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF>، ãÍãÏÍÓä ããÞÇäí <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%AD%D8%B3%D9%86_%D9%85%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C> و ملا ÝÊÍ Çááå ÇÕÝåÇäí <https://fa.wikipedia.org/w/index.php?title=%D9%81%D8%AA%D8%AD_%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%3A%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2F%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%2B%DB%8C%DA%A9%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D9%86%D9%88%2B%D8%A7%D8%B2%2B%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82%2B%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA%2B%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%2B%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87%2B%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF>(شریعت اصفهانی) بر این شرکت، مهر تایید زدند و آخوند خراسانی در نامهای به ãÙÝÑÇáÏíä ÔÇå <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B8%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%AF%DB%8C%D9%86_%D8%B4%D8%A7%D9%87>، خواستار پشتیبانی وی از این کارخانه شد.
علما که خود در راه اندازی و تدوین اساس نامهٔ این شرکت حضور داشتند، در ادامه به تلاش جدی برای تحریم کالاهای ساخت خارج و استفاده از کالاهای ایرانی پرداختند. پس از ÞíÇã ÊäÈǘæ <https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AA%D9%86%D8%A8%D8%A7%DA%A9%D9%88> و بروز فواید آن، حاجآقانورالله و آقانجفی تلاش کردند تا مردم از کالاها و منسوجات خارجی استفاده نکنند و علاوه بر این از امکانات و تواناییهای داخلی در جهت تولید، استفاده شود و مردم را برای حمایت از این کار، تشویق کردند و بدین ترتیب، راه را برای تحریم کالاهای بیگانه هموار کردند.
اگرچه فعالیت شرکت اسلامیه در ابتدا معطوف به صنعت نساجی بود، اما نیازهای متنوع مردم و اقبال عمومی آنها به این شرکت، باعث شد فعالیت این شرکت وارد بخشهای دیگر، مانند ایجاد مدرسه، بیمارستان و حتی راهآهن شود و به بیان دیگر، اقدامات و فعالیتهای شرکت اسلامیه تنها در صنعت نساجی خلاصه نمیشد؛ بلکه حاجآقا نورالله جنبههای اقتصادی و در ادامه، جنبههای فرهنگیِ دیگری را نیز به فعالیتهای شرکت اضافه کرد.
یکی از نشریات انگلیس در واکنش به تاسیس این شرکت نوشت:
«معلوم میشود ایرانیان اندک اندک از خواب غفلت بیدار شده و قدر و اهمیت تجارت، خاصه تجارت شرکت را نیکو دانسته و چیزی که در این شرکت اهمیت دارد، این است که علمای این ملت در آن شرکت دارند و مشوقند و اگر این شرکت معتبر شود، سکتهٔ بزرگی به تجارت انگلیس در اصفهان، بلکه در خلیج فارس وارد آید و باید تجار، نوعی رفتار کنند که در آینده بازار تجارتشان از رونق نیفتند و الّا به زودی باید منتظر خبر بود که بازار تجارت ما در اصفهان بسته شود».
شرکت اسلامیه با وجود موفقیتهای به دست آمده، به دلیل بیبرنامه بودن و عدم حمایت تولیدکنندگان داخلی و همچنین کارشکنیهای برخی عناصر سودجو و منفعتطلب، راه سختی را پیمود؛ ولی با این حال، مدت زمانی دوام آورد و به مبارزه با مصرفگرایی و نفوذ کالاهای وارداتی پرداخت و در ادامه نیز کینهٔ دولت استعماری انگلیس، حرکت آن را متوقف کرد.
ارکان اقتصاد مقاومتی
مقاوم بودن اقتصاد
وظیفهٔ همهٔ ما این است که سعی کنیم کشور را مستحکم، غیر قابل نفوذ، غیر قابل تأثیر از سوی دشمن، حفظ کنیم و نگه داریم. این، یکی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است که ما مطرح کردیم. در اقتصاد مقاومتی، یک رکن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد، باید مقاوم باشد؛ باید بتواند در مقابل آنچه که ممکن است در معرض توطئهٔ دشمن قرار بگیرد، مقاومت کند.[۱۶]
استفاده از همهٔ ظرفیتهای دولتی و مردمی
بخش خصوصی را باید کمک کرد. اینکه ما «اقتصاد مقاومتی» را مطرح کردیم، خود اقتصاد مقاومتی شرایطی دارد؛ ارکانی دارد. یکی از بخشهایش همین تکیهٔ به مردم است؛ همین سیاستهای اصل ۴۴ با تأکید و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بیشتر، باید دنبال شود. این، جزو کارهای اساسی شماست. در بعضی از موارد، من از خود مسئولین کشور میشنوم که بخش خصوصی به خاطر کمتوانیاش جلو نمیآید. باید فکری بکنید برای اینکه بخش خصوصی توان بخشی بشود؛ حالا از طریق بانکهاست، از طریق قوانین لازم و مقرراتِ لازم است، از هر طریقی که لازم است، کاری کنید که بخش خصوصی و بخش مردمی، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتی معنایش این است که ما یک اقتصادی داشته باشیم که هم روند رو به رشد اقتصادی در کشور محفوظ بماند و هم آسیبپذیریاش کاهش پیدا کند؛ یعنی وضع اقتصادی کشور و نظام اقتصادی، جوری باشد که در مقابل ترفندهای دشمنان که همیشگی و به شکلهای مختلف خواهد بود، کمتر آسیب ببیند و اختلال پیدا کند. یکی از شرایطش، استفاده از همهٔ ظرفیتهای دولتی و مردمی است؛ هم از فکرها و اندیشهها و راهکارهایی که صاحبنظران میدهند، استفاده کنید و هم از سرمایهها استفاده شود.
به مردم هم باید واقعاً میدان داده شود؛ البته در بیانات دوستان به برخی از این حوادثی که ناشی از پیگیری مفسدین اقتصادی و مفاسد اقتصادی است، اشاره شد. واقعاً نمیشود ما کار اقتصادیِ درست و قوی بکنیم؛ اما با مفاسد اقتصادی مبارزه نکنیم. این واقعاً نشدنی است. همان چند سال پیش هم که من راجع به این قضیه بحث کردم و مطالبی را به مسئولین کشور گفتم، به همین نکته توجه داشتم که تصور نشود ما میتوانیم سرمایهگذاری مردمی و کار سالم مردمی داشته باشیم؛ بدون مبارزهٔ با مفاسد اقتصادی و تصور نشود که مبارزهٔ با مفاسد اقتصادی، موجب میشود که ما مشارکت مردم و سرمایهگذاری مردم را کم داشته باشیم؛ نه، چون اکثر کسانی که میخواهند وارد میدان اقتصادی بشوند، اهل کار سالمند؛ مردمان سالمی هستند؛ حالا یکی دو نفر هم آدمهای ناسالم پیدا میشوند. باید با چشمهای تیزبین، ریزبین و دوربین، مراقبت کنید که کسانی نیایند به عنوان ایجاد اشتغال و ایجاد کار و کارآفرینی تسهیلات بانکی بگیرند؛ اما کارآفرینیِ واقعی انجام نگیرد. این را باید مراقبت کنید؛ هم شما مراقبت کنید و هم قوهٔ قضاییه مراقبت کند. به نظر من، همکاری قوهٔ مجریه و قوهٔ قضائیه در این جا، یک کار بسیار لازمی است.[۱۷]
حمایت از تولید ملی
یک رکن دیگر اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید ملی است؛ صنعت و کشاورزی. آمارهایی که آقایان میدهند، آمارهای خوبی است؛ لیکن از آن طرف هم از داخل دولت، خود مسئولین به ما میگویند که بعضی کارخانهها دچار مشکلند؛ اختلال دارند و در بعضی جاها تعطیلی صنایع وجود دارد. گزارشهای گوناگونی به ما میرسد و خود شما هم گزارش میدهید؛ یعنی من گزارشهای دیگر هم دارم؛ اما اتکاء من به گزارشهای دیگران نیست؛ گزارشهای خود شما هم هست که به دست ما میرسد - باید این را علاج کرد. اینها طبعاً ایجاد اشکال میکند. اگر همین بخش دوم قضیه - یعنی آن نیمهٔ خالی لیوان - نمیبود، شما امروز از لحاظ رونق اقتصادی، وضع بهتری را در کشور ارائه میکردید و کمکهای بیشتری به مردم میشد. بالاخره حمایت از تولید ملی، آن بخشِ درونزای اقتصاد ماست و به این، بایستی تکیه کرد.
واحدهای کوچک و متوسط را فعال کنید؛ البته خوشبختانه واحدهای بزرگ ما فعالند؛ خوبند و سوددهیشان هم خوب است؛ کارشان هم خوب است؛ اشتغالشان هم خوب است؛ عمدهٔ واحدهای بزرگ ما وضعشان این جور است - لذا همان طور که گفتید، محصول سیمانمان، محصول فولادمان، محصولات عمدهٔ این جوریمان خوب است - لیکن باید به فکر واحدهای متوسط و کوچک باشید. اینها خیلی مهم است. اینها در زندگی مردم، تأثیرات مستقیم دارد.[۱۸]
مدیریت منابع ارزی
مسئلهٔ منابع ارزی هم مسئلهٔ مهمی است که خب، حالا آقایان توجه دارید. روی این مسئله، دقت کنید. خیلی باید کار کنید. واقعاً باید منابع ارزی را درست مدیریت کرد. حالا اشاره شد به ارز پایه؛ در این زمینه هم حرفهای گوناگونی از دولت صادر شد؛ یعنی در روزنامهها از قول یک مسئول، یک جور گفته شد؛ فردا یا دو روز بعد، یک جور دیگر گفته شد. نگذارید این اتفاق بیفتد. واقعاً یک تصمیم قاطع گرفته شود و روی آن تصمیم پافشاری شود و مسئله را دنبال کنید. به هر حال، منابع ارزی باید مدیریت دقیق بشود.[۱۹]
مدیریت مصرف
یک مسئله هم در اقتصاد مقاومتی، مدیریت مصرف است. مصرف هم باید مدیریت شود. این قضیهٔ اسراف و زیادهروی، قضیهٔ مهمی در کشور است. چگونه باید جلوی اسراف را گرفت؟ فرهنگسازی هم لازم است؛ اقدام عملی هم لازم است. فرهنگسازیاش بیشتر به عهدهٔ رسانههاست. واقعاً در این زمینه، هم صدا و سیما در درجهٔ اول و بیش از همه مسئولیت دارد و هم دستگاههای دیگر مسئولیت دارند. باید فرهنگسازی کنید. ما یک ملت مسلمانِ علاقهمند به مفاهیم اسلامی هستیم. این قدر در اسلام اسراف منع شده و ما متأسفانه در زندگیمان اهل اسرافیم! بخش عملیاتیاش هم به نظر من از خود دولت باید آغاز شود. در گزارشهای شماها من خواندم و حالا هم بعضی از دوستان اظهار کردند که دولت درصدد صرفهجویی است و میخواهد صرفهجوئی کند؛ بسیار خوب، این لازم است؛ این را جدی بگیرید. دولت خودش یک مصرفکنندهٔ بسیار بزرگی است. شما از بنزین بگیرید تا وسایل گوناگون، یک مصرفکنندهٔ بزرگ، دولت است. حقیقتاً در کار مصرف، صرفهجویی کنید. صرفهجویی، چیز بسیار لازم و مهمی است.
به مصرف تولیدات داخلی هم اهمیت بدهید. در دستگاه شما، در وزارت خانهٔ شما، اگر کار جدیدی انجام میگیرد، اگر چیز جدیدی خریده میشود، اگر همین اقلام روزمرهای که مورد نیاز وزارت خانه است، تهیه میشود، سعی کنید همهاش از داخل باشد. اصرار بر این داشته باشید؛ خود این، یک قلم خیلی بزرگی میشود. اصلاً ممنوع کنید و بگویید هیچ کس حق ندارد در این وزارت خانه جنس خارجی مصرف کند. به نظر من، اینها میتواند کمک کند.[۲۰]
پدر موشکی ایران
به یاد شهید حسن تهرانی مقدم
در سال ۱۳۶۱ توپخانه سپاه تاسیس شد. شهید حسن تهرانیمقدم، این اتفاق را اینگونه روایت میکند: «عملیات فتحالمبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا رشید میدادم، دیدم آقا رشید با خنده میگوید: «مقدم! برو توپخانهٔ سپاه را سازماندهی کن؛ برو سراغ توپخانه. گفتم: آقا رشید! ما داریم خمپاره را سازماندهی میکنیم. در عملیات فتحالمبین (اگر اشتباه نکنم) ۱۴۸ قبضه انواع توپهای روسی، به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه ۹ تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار حسن شفیعزاده، اولین نفری بود که رفتم دنبالش؛ بعد از عملیات فتحالمبین، از تیپالمهدی شوش آوردمش پیش خودم و آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانهٔ سپاه بودند، به انضمام شهید ناهیدی. این بچههای نخبهٔ باهوش را جمع کردیم و توپخانه سپاه را تشکیل دادیم».
در سال ۱۳۶۱ مرکز تحقیقات فنی توپخانه، راه اندازی شد. شهید تهرانی مقدم از راهاندازی این مرکز این گونه یاد میکند: «در آن زمان توپهای غنیمتی ما ۱۵۶ قبضه بود که همهٔ آنها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده بودند. ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپها دعوت کردیم که یک تیم از توپخانه ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپها را دیدند، گفتند: این توپها روسی هستند و آموزشی که ما دیدهایم، مربوط به توپهای آمریکایی بوده و کاربرد این توپها را نمیدانیم. ما میخواستیم از این توپها در عملیات بیتالمقدس استفاده کنیم؛ ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپهای زیادی با مهمات خوبی داشتیم؛ ولی برای ما کارآمد نبودند
در سال ۱۳۶۱ اولین موشک به سمت عراق شلیک شد .
در سال ۱۳۶۲، راهاندازی فرماندهی موشک سپاه به شهید تهرانی مقدم محول شد. هنگامی که حضرت امام با مقابله به مثل حملات موشکی عراق موافقت کرد، جمهوری اسلامی ایران در آن زمان فاقد سامانهٔ موشکی بود و مقابله به مثل، تنها در سطح توپخانهای صورت میگرفت. در جلسهای که سردار مقدم به عنوان فرماندهٔ توپخانه سپاه حضور داشت،قرار شد شهر بصره با توپهای ۱۳۰ میلیمتری که حداکثر برد آنها ۲۸ تا ۳۰ کیلومتر بود، مورد حملهٔ توپخانهای قرار گیرد.
در سال ۱۳۶۴ وی به عنوان فرماندهٔ موشکی نیروی هوایی سپاه منصوب شد. این انتصاب پس از صدور فرمان تاریخی امام مبنی بر تشکیل نیروهای سه گانهٔ سپاه پاسداران، انجام شد.
در سال ۱۳۶۵ تلاش برای استقلال در صنعت موشکی صورت گرفت.
در سال ۱۳۶۶ اولین موشک ایرانی به نام "نازعات"، ساخته شد.
در سال ۱۳۷۷ ساخت شهاب ۳ با موفقیت انجام شد.
در سال ۱۳۸۵ به عنوان رئیس سازمان جهاد خودکفایی سپاه، انتخاب شد
حسن تهرانیمقدم در سال ۱۳۵۶ پس از پایان دورهٔ تحصیلات متوسطه در رشتهٔ صنایع (برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم در مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد. او سپس در مقطع لیسانس در رشتهٔ مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.
تهرانی مقدم در ۲۱ سالگی و در ابتدای شکلگیری رسمی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول اطلاعات منطقهٔ ۳ سپاه شمال، مشغول فعالیت شد. او در زمان بروز نا آرامیها در نقاط مرزی که مهمترین آنها حوادث تجزیهطلبانه در کردستان بود، سپاه را در ۱۵ ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغهٔ نظامی کرد.
سردار حسن تهرانیمقدم تا روز آخر عمر نیز به عنوان مسئول سازمان سپاه در ایجاد یک توان علمی و دانشی پایه و زیربنایی، مشغول کارهای علمی و تحقیقاتی بود و در روز شهادتش (۲۱ آبان ۱۳۹۰) در پادگان امیرالمومنین علیه السلام شهرستان ملارد، در حالی که برای آزمایش موشکی آماده میشد، بر اثر انفجار زاغهٔ مهمات، به یاران شهیدش پیوست.
سردار شهید تهرانیمقدم در سال ۱۳۸۷ در جمع پیشکسوتان توپخانه و موشکی سپاه چنین سخن گفت:
«...برتری ارتش در دو بخش بود؛ یکی در بخشهای هوایی و هوانیروز و یکی توپخانه ...
ما از کانال شهید صیاد شیرازی وارد عرصه توپخانه شدیم و به دستور وی وارد ارتش شدیم و اولین دورهٔ عالی توپخانه را آموزش دیدیم و با مفاهیم توپخانه آشنا شدیم».
شهید تهرانی مقدم تقریباً ۲۵ سال از عمر خود را در ایجاد و توسعهٔ این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر صنعت موشکی ایران، لقب گرفت.
نعمت تحریم
شاعر:سید روح الله موسوی کاشمری
اشک در دیده میان شهدای گمنام // // مادری گفت خدایا پسرم هست کدام
گرچه دلتنگم از این دوری و سرگردانی // // راه ما راه حسین است تو خود می دانی
نام و نان٬ آه ولی با دل ما کرده چنان // // که نداریم دگر حوصلهٔ این سخنان
چه بگویم که عقابان همه بی بال شدند // حرف تحریم که شد، اهل سخن لال شدند
یادمان رفت که پرورده در این تحریمیم // سی و اندی است که بنشسته بر این تحریمیم
این خدا بود که ما را به کسی وا نگذاشت // بین گرگان زمینی، تک و تنها نگذاشت
نیست اغراق که ما اهل گلستان بودیم // دورمان آتش و بنشسته به بستان بودیم
کید دشمن همه بر روی خودش نقمت شد // و چنان گشت که تحریم بسی نعمت شد
نه مگر نعمت تحریم به ما باور داد // غیرتی را که به ما داد چه شد، رفت از یاد؟
زیر رگبار بلا بر تن ما جوشن داد // همت و باکری و احمدی روشن داد
آن که حق یاور او بود چه غم خواهد داشت // باور و غیرت اگر داشت، چه کم خواهد داشت؟
من نگفتم که ز تحریم دگر رنجی نیست // حرفم این است که بی رنج ولی گنجی نیست
آهای قوم بگویید که ما را چه شده است // جز خدا دیدهٔ ما باز به سوی که شده است
رازق ملت ما گرچه تک و تنها بود // تا به امروز مگر حضرت آمریکا بود؟
یادمان رفته توکّل٬ فهو نِعم وکیل // یادمان رفته مگر قاعدهٔ نفی سبیل
ذلت و خواری و تحقیر ندارد جایی // نزد اصحاب وفاپیشهٔ عاشورایی
نان خشکی که به انبان علی پنهان است // بهتر از مأدبهٔ آل ابوسفیان است
بارها رهبر ما گفت اگر بیدارید // «ای به امید کسان خفته، ز خود یادآرید»
جز به دست خودتان مشکلتان آسان نیست // راه حل درنیویورک و ژنو و لوزان نیست
بشنود ملت ما این سخنان را ای کاش // ما که گفتیم خدایا تو خودت شاهد باش!
فرهنگ نیوز: <http://www.farhangnews.ir/content/129111>
اقتصاد مقاومتی
رابطهٔ مدیر الهی و مقاومت الهی
نویسنده:حسن ابراهیم زاده
مقاومت، واژهای تزیینی و مقاومتی شدن، فرهنگی قهوهخانهای نیست؛ تا مدیران با تابلو کردن آن در اتاق مدیریت یا سالن سخنرانی وزارتخانهٔ خود، آن را خلاصه کنند؛ بلکه مقاومت قبل از آنکه یک روش معقول و متناسب با زمان و مکان باشد، برآورد تواناییهای انسانی و مادی و رصد فرصتها و تهدیدات یک بینش است و بیشک اگر مدیری خود از چنین بینشی برخوردار نباشد، نمیتواند روحیهٔ مقاومت را در حوزهٔ کار و مجموعهٔ تحت فرمانش نهادینه کند.
اگر فرمانده و مدیری خود به باور مقاومت نرسد، هیچ چیزی در حوزهٔ تحت فرمانش مقاومتی نمیشود؛ چه آن مقاوت، مقاومت فرهنگی باشد و چه مقاومت اقتصادی و همین روحیه بود که ادیان الهی را به دین پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله رساند و پس از آن توسط معصومین سلام الله علیهم اجمعین تقویت شد و به انقلاب اسلامی منجر شد و همین روحیه موجب شد که جامعهٔ اسلامی از دورهٔ غربت و جهالت و وابستگی در دورهٔ ستمشاهی گذر کند و تواناییهایش را تا به فضا گسترش دهد و دایرهٔ قدرتش را به سواحل مدیترانه و دریای سرخ بکشاند.
بی شک در خود «مقاومت»، قدرتی نهفته است که هم دوست و هم دشمن آن را به خوبی درک میکنند. در فرهنگ قرآنی هر جا سخن از «مقاومت» و «صبر» به میان آمده، سخن از نزول برکات مادی و معنوی هم آمده و این باور و یقین به برکات الهی نزد مؤمنان، آنقدر با جان مؤمنان در هم آمیخته که آنان طلب پیروزی و نتیجه خواهی را بعد از طلب استقامت و صبر از خداوند، خواهانند. و هر چند که استقامت و صبر، لازمهٔ رسیدن به پیروزی است، اما گویی در صبر و استقامت، چنان برکاتی نهفته است که مؤمنان از سر شوق، آن را از خداوند طلب میکنند و بر طلب پیروزی، مقدم میکنند و چون سپاه اندک طالوت با سپاه جالوت و لشکریان بسیار او روبهرو شدند، نخست از خداوند، صبر و ثبات قدم خواستند و این دعا را بر دعای پیروزی، مقدم کردند.[۲۱]
در فرهنگ قرآنی، برکاتِ استقامت و صبر اگر بیشتر از برکات نتیجه و پیروزی نباشند کمتر از آن نیستند.
قرآن این برکات را این گونه بیان کرده است:
۱. سکینه و آرامش در قلوب مؤمنان[۲۲].
۲. نزول ملائکه بر مؤمنان[۲۳].
۳. نزول باران و رحمت الهی بر جن و انس[۲۴].
شاید به خاطر همین اعطای نعمتهای درونی و بیرونی در عالم ماده و فرود ملائکه از عالم معناست که خداوند پیامبر صلی الله علیه و آله و پیروانش را به استقامت فرا میخواند[۲۵].
استقامت و صبر، گنجینهای است که خداوند به مؤمنان عطا کرده است و اعتماد به وعدههای الهی است که در گفتار و رفتار هر فرد، به ویژه فرماندهان و مدیران جامعهٔ اسلامی نمود پیدا میکند و از نوع سخنان و مواضع آنان است که درجهٔ ایمان و مراتب آنان را میتوان فهمید.
مدیری که ایمان به غیبت و نصرت الهی و ایمان به نزول برکات مادی و معنوی در سایه سار استقامت دارد، چنین روحی را نیز در کالبد زیر مجموعهٔ خود میدمد. ادبیات و رفتار او، عزیزانه و فرهنگی که او مبلغ ومروج آن است، هرگز فرهنگی شعاری و صوری نخواهد بود، زیرا او با ایمان به غیبت و اعتماد به نصرت الهی، عرصهٔ استقامت را پلهای از پلههای کمال و رسیدن به قرب الهی میبیند و استقامت در سخنان و رفتار او موج میزند و همین، زمینههای دل گرمی را در میان مجموعهاش افزایش میدهد.
پا نویس
- ↑ صحیفهٔ امام، ج 18، ص 189.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری رهبری در جمع مسئولان نظام، 2/4/1394.
- ↑ فیض کاشانی، محجّهٔ البیضاء، ج1، ص 131.
- ↑ برگرفته از دائرهٔ المعارف صحابه پیامبر صلی الله، ص 19.
- ↑ سواأً العاکف و الباد (حج، آیهٔ 25).
- ↑ نهج البلاغه، نامه 67، ص 636.
- ↑ تعیین امیر الحاج یا سرپرست برای حاجیان از زمان آن حضرت تاکنون، امری رایج بوده است.
- ↑ ر.ک: سایت پژوهشکدهٔ امر به معروف و نهی از منکر.
- ↑ المحاسن والمساوی، ص 505.
- ↑ المحاسن و المساوی، ص 517.
- ↑ خراسانی، منتخب التوارخ، ص 777.
- ↑ نهج البلاغه، حکمت 223.
- ↑ سیوطی، الدر المنثور، ج1، ص 160.
- ↑ بقره، آیهٔ 247.
- ↑ پس از ابلاغیه ÓíÇÓÊåÇí ÇÞÊÕÇÏ ãÞÇæãÊí <http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=25370>، رهبر انقلاب اسلامی در سخنرانی در ÍÑã ãØåÑ ÑÖæí <http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=25993> به سؤالات و ابهاماتی که در این باره مطرح شده بود، پاسخ داد. آن چه را که ملاحظه مینمایید، پاسخهای رهبر انقلاب به این ده سوال است که پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR آنها را منتشر کرده است.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری در حرم مطهر رضوی علیه السلام، 1/1/1392.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت، 2/6/1391.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت، 2/6/1391.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت، 2/6/1391.
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت، 2/6/1391.
- ↑ «و لما بروز الجالوت و جنوده، قالوا ربنا اَفرغ علینا صبراً و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین * فهزموهُم باذن الله». (بقره آیهٔ 249 - 250).
- ↑ «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا فلا خوف علیهم» (احقاف، آیه 13).
- ↑ «ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تنزّل علیهم الملائکه»(فصلت، آیهٔ 39).
- ↑ «و ان لو استقاموا علی الطریقه لَأسقیناهم ماء غدقا»(جنّ، آیهٔ 16).
- ↑ «فاستقم کما اُمرت و من تاب معک»(هود، آیهٔ 112).







