کتابخانه:آفات علم

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از آفات علم)
پرش به: ناوبری، جستجو
آفات علم
مشخصات کتاب
Afat elm-mohadesi.jpg
نویسنده جواد محدثی
زبان فارسی
ناشر بوستان کتاب قم
محل انتشارات قم
تاریخ نشر ۱۳۸۷
شابک ۹۷۸-۹۶۴-۰۹-۰۰۷۱-۰

مذهب سازی

...در پی بررسی از[ آفات علم] به آفتی جدید می‌رسیم که همواره دامنگیر صابان دانش واندیشه که دلهای پاک و منزه نداشته و ندارند می‌گردد یعنی :

[مذهب سازی] به تمام وسعت معنای کلمه .

و چه ضایعاتی که ازاین رهگذر درامر دین و دنیای مردم پدید آمده و می‌آمد.

... واینکه با هم بخوانیم این فصل را:

درد این نیست که جمعی بخاطر جهل به بیراهه می‌روند بلکه این است که[ علم] ابزار تحریف و عامل انحراف و سبب اضلال می‌گردد. بجای فراخواندن به سرچشمه مشغول کردن به آبراه‌های فرعی بجای آن که بر بام بلند حقیقت برآورد مردم را ایمان‌ها را در بیغوله‌های تاریک مسلک سازی‌ها و فرقه بازی‌ها نگهداشتن !

و در واقع بجای دعوت به[ خدا] دعوت به[ خود]است ( البته برای چنین کسان خدا همان خوداست و خودشان خدایشان :اخذالهه هواه ...).

از راه طرح فکری و نوظهور و معتقدانی بدعت آمیز و فکری دوراز بزرگ راه جذب مشتری کردن بازاریابی کردن و دکان گشودن .

آیا در پس هر ندای مسلکی خاص حقیقتی نهفته بوده ؟ یا آن که خود و شهرت طلبی خود را پنهان ساخته بودند؟ دین سازان آیان به دین خود پای بند بوده‌اند؟ آیا فرقه بازان خودشان حرمت امامزاده مجهول النسب خود ساخته شان را نگاه می‌داشته‌اند؟ و آیا کسانی که از چنین مسلک‌ها و فرقه ها[ پیروی] کرده و می‌کنند به حق در پی یافتن حق و تبعیت از آنانند یا آنکه پوششی برای اباحی گری خود یا خواسته‌های دل یا تامین مقاصد خویشند؟ به صراحت می‌توان ادعا کرد که دعوت‌ها همه صرفا مبنای علمی و هدف حقجوئی و حقیابی هم ندارد. گاهی[ اهواء نفسانی] و تمایلات حیوانی و خواسته‌های دیگر محرک اصیل واولی است و جنبه علمی و وجهه علمائی فقط پوشش است .

و تبعیت‌ها و در پی افتادن‌ها و سینه زدن‌ها هم هکذالله علم ابزار گمراهی البته که علم بی تقصیراست گناه به دوش آنان است که علم را علمی می‌سازند برای جلب افکار و جذب مردم واز دانش [ سوءاستفاده] می‌کنند حتی در پیشبرد ضد علمی‌ترین اندیشه‌ها و ضدارزش‌ترین برنامه‌ها.

کسانی که در فکر رهایی از هرگونه قید و بند و محدودیت‌های مکتب و مذهب حق اند همین که بیینند دانشمندانی پیدا شده‌اند که ماتریالیست و منکر خدا و دین و وحی و معاند به آنان می‌گروند.

نه به عنوان پذیرفتن یک تفکر فلسفی و نه به عنوان مقابله با - مثلا - یک اندیشه موهوم بلکه بخاطر یافتن بلندگو و حلقومی که بی بندوباری آنان را[توجیه علمی] کند و برایشان مبنا و فلسفه بتراشند به تعبیر دیگر نه[ حبا لمعاویه] بلکه بغضا لعلی [ ع] .

نه ایمان به معبد مادیت بلکه پشت پازدن به تعهد مکتب و معنویت . زیرا دعوت‌ها گاهی بر محور[ انکار غیب] و متافیزیک و رد ماوراء ماده است .

درالحادهای قرن حاضر ماتریالیسم فرویدیسم اگزیستانسیالیسم و نیز تفکراتی که مبنایش این است که: انسان از هیچ است و به سوی هیچ می‌رود و در پرانتز ولادت تا مرگ باید هر چه می‌تواند کامجویی کند ...اینان به ارزش واقعی انسان کافرند. حتی اگرازاصالت انسان و نقش او در هستی هم دم می‌زنند هدفشان بالا بردن مقام انسان نیست بلکه کاستن از مقام خداست . خداگونه معرفی کردن انسان (طبق دیدگاه آنان ) در واقع محمل پوششی برای انسان گونه معرفی کردن خداونداست .

مگر نه این است که الحاد جدید سلاح‌هایی چون اندیشه دانشمندان زیست شناس و صاحبنظران علوم تجربی و برنامه‌های عوام فریب احضارارواح دارند؟ در تاریخ نمونه‌های فراوان یافت می‌شود که تئوریهای علمی دانشمندان و آراء علماء مبنای بسیاری از کجروی‌ها و بیراهه رفتن‌ها شده است . یا آگاهانه یا ناآگاهانه ...

وقتی ارسطو نظریه می‌دهد که:[ جمعیت هائی طبیعتا آزاد به دنیا می‌آیند و عده‌ای هم متولد می‌شوند تا برده باشند].[۱]وقتی افلاطون دارای نظریه آقائی بزرگان و بردگی بردگان است و [جمهوریت] خود را بر آن مبتنی می‌سازد.[۲]وقتی فیلسوف نام آوری همچون ارسطو می‌گوید:

[یونانیان ازاقوام دیگراشرفند واگر آنها را به بندگی بگیرند رواست که : آزادگان باید به فراغت به وظایف انسانیت و کسب معرفت و تفکر بپردازند و کارهای بدنی را به بندگان واگذارند که در حکم بهائم و به منزله آلات وادوات اند]...[۳].

آیا نمی‌توان نژادپرستی و عقیده به برتری نژادی را ریشه در رای دانشمندان دید؟ مگر نه این که عقیده به چنین برتری در مورد نژاد یهود و پیدایش صهیونیسم نیز طبق نظر دانشمندان این قوم به وجود آمده است ؟ مگر نه این که[ هربرت اسپنسر][۴]و تعدادی از فلاسفه از نظریه داروین به عنوان وسیله‌ای برای بالا بردن موقعیت ماتریالیسم و قطع پیوند با هر چیزی به نام روح غیب ماوراء ماده وحی و ...استفاده کردند و بزرگترین نتیجه ماتریالیسم انکار خدا و قیامت بود و دیدگاه حیوانی نسبت به انسان ؟![۵].

گر چه دامنه[ مذهب سازی] به عنوان یکی از آفات علم بسیار گسترده و شامل همه علوم و مکاتب واندیشه‌های قدیم و جدید فلسفی و سیاسی عرفانی واعتقادی و ...

می‌شود لیکن محور سخن بیشتر در وادی مکتب و قلمرو عقائد است .ازاین رو ناچار دامن کلام را جمع می‌کنیم و در عرصه محدودتری به بررسی می‌نشینیم .

خاستگاه فرقه‌ها علوم دینی که باید سبب وحدت مردم و رفع شبهات و مبارزه با بدعت‌ها و تحریف‌ها باشد گاهی سبب اختلاف افکنی و تحریف و مذهب سازی شده است . این نقض غرضی است آشکار.

بالاخره علم [ وبال] است یا[ کمال] ؟ دریغ که این عامل کمال سبب و بال گردد. چگونه می‌شود که از سوی صاحبان علم و حاملان دانش دین [ انشعاب] در مکتب پیش می‌آید؟البته این آفت در همه ادیان و مکاتب وجود دارد و دراسلام هم !...

در خیلی ازاینها رد پای[ حب دنیا] و[ حب ریاست] را می‌توان دید.

در برخی موارد عجله درابزار نظرات و شتابزدگی در نقد آراء واظهار رای از سوی نالایقان و خامان سبب ساز[ فرقه]‌ها می‌گردد.

انگیزه هوای نفس و رسیده به مقام‌های مادی را هم نمی‌توان نادیده گرفت آن که حوصله و تقوا و پشتکار رسیدن به موقعیت اجتماعی رااز طریق صحیح آن واز راه تلاش بی وقفه علمی و تهذیب نفس مستمر ندارد گاهی راه[ میان بر] می‌زند و باابداع مسلک و مذهبی مریدانی گرد می‌آورد و بساطی به هم می‌زند و دل‌ها و دیده‌ها را به سوی خود متوجه می‌کند.

اینگونه دکانداران کم نبوده‌اند مع الاسف !

گاهی نیز کسانی ساده لوح حتی با حسن ظن و نیت نیکو در دام کسانی می‌افتند که آن دام گستران برای دست یافتن به مقاصدشان ازانسان رئیس و آقا و قطب و مکتب دار و پرچمدار می‌سازند.

مگر نه این که بسیاری به خاطر دست نیافتن به یک گوهراصلی سراغ بدلی می‌روند؟ مگر نه این که برای در محاق قرار دادن حقی گاهی باطلی را علم می‌کرده و می‌کنند؟ چه بسیار بساطها گسترده می‌شود تا بساط دیگری را جمع کنند.

چه بسیار درها و خانه‌ها و بیت‌ها گشوده می‌گردد تا در خانه‌ای و باب بیتی بسته شود. سری به تاریخ بزنیم :

در عصراموایان و عباسیان مسائل فکری واعتقادی و فلسفی بسیاری مطرح بود و دریچه جهان اسلام به روی دنیای آن روزگار و دانشمندان آن عصر باز بود.

مراجع راستین پاسخگوئی به نیازها و حل معضلات و رفع شبهات [ ائمه] بودند. ولی وقتی خلفا نمی‌خواهند پیشوایان معصوم ازاهلبیت مطرح باشند مطرح باشند چه باید کنند؟ جز ساختن مراجعی ساختگی ؟ جز تراشیدن دانشمندانی خودی و وابسته و حواله دادن مردم به رای آنان ؟ البته روحیه شهرت طلبی و مقام دوستی و عنوان خواهی سران فکری و مراجع اعتقادی روسای برخی مذاهب هرگز دوراز نظر نیست .

این از یک سو.

از دیگر سو وقتی چهره پر فروغ ائمه شیعه در زهد و عبادت و وارستگی و تهجد و سلوک معنوی خورشیدسان همه جا را روشن می‌کرد برای مخالفان چه راهی باقی بود جز آن که در مقابل معنویات و عرفان اولیاء راستین خدا چهره‌های زاهد ماب و مقدس بسازند و علم کنند؟! صوفیگری درویشی خانقاه رهبانیت سفیان ثوری‌ها و ... چیزی جز گشودن دری انحرافی در قبال عرفان ناب و زهد خداپسندانه ائمه اهلبیت بود؟ مگر گریه‌های تصنعی و غش کردن‌های دروغی در روزگاران و هم اکنون کم بوده و هست ؟... [فرقه سازی] و[ خرقه بازی] منحرفان در واقع بازتاب این حالت است که می‌خواسته‌اند سری در سرها داشته باشند و بگویند:[ ما را هم ازاین نمد کلاهی] اینجاست که ندای هشدار دهنده قرآن در گوش می‌پیچد که : [فانی توفکون] ؟[۶].

کجا می برندتان ؟... چشم بگشائید که گولتان نزنند!

البته گاهی نیز فرقه‌ای چنین بوجود می‌آمده که کسی یا کسانی ریشه دار واصولی کار می‌کرده‌اند و سوءنیت هم نداشته‌اند لیکن در کیفیت فهم و برداشت از نصوص وادله متفاوت بوده‌اند.اختلاف فقها در آراء فقهی ازاین دست است انشعابات در فرقه شیعه نیز اکثرا - این حالت را داشته است[۷]. و گاهی هم ریشه‌ای کاملا مادی و دنیاطلبانه داشته است . همچون پیدایش[ واقضیه] که عده‌ای از وکلای امام کاظم[ ع] پس از شهادت آن حضرت برای بالا کشیدن اموال هنگفتی که دراختیارشان بود منکر مرگ امام شدند وادعا کردند که آن حضرت نمرده بلکه زنده است و مانند عیسی به آسمان عروج کرده است تا اموال موجود را به این بهانه به امام رضا علیه السلام ندهند .[۸]...

به تعبیر علامه طباطبائی :

اختلافات پدید آمده درامر دین پدیده ظلم و سرکشی حاملان دین و علمای آشنا به کتاب مبین بود نه در نتیجه فطرت انسان‌ها... براساس تجاوز آشنایان به مذهب و صاحبان کتاب بود که پس از روشن شدن اصول معارف دین و تمامیت حجت به خاطر ستم و سرکشی شان پدید آمد...[۹].

تاثیراهواء و خواسته‌های دل را دراین باب نمی‌توان دست کم گرفت . وقتی در تحلیل مسائل دینی و تبیین اصول و فروع مکتب[ رای شخصی] نقش اساسی را داشته باشد باید درانتظار راه‌های فرعی و بیراهه‌های گمراه کننده بود.

امیرمومنان از همینگونه[ اعمال رای]‌ها در مسائل انتقاد می‌کند و ازاختلاف آفرینی‌ها براساس آراء زبان به شکوه می‌گشاید :ترد علی احدهم القشیه ...[۱۰].


و مگر همینگونه به هم آمیختن حق و باطل و مشوب ساختن اذهان [فتنه آفرین] نیست که حضرت که حضرت امیراز شروع فتنه‌ها که می‌گوید تکیه روی آن می‌کند؟ و می‌فرماید:[ انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احکام تبتدع]...[۱۱].

آنگونه که اشاره شد سرانگشت سیاست‌های بیگانه و عوامل نفوذی استعمار را در داخل کشورهای اسلامی و قلمرو حضور مسلمانان نیز می‌توان در مذهب سازی وایجاد تفرقه‌های مسلکی به وضوح مشاهده کرد. فرقه گمراه و فتنه انگیز[ قادیانی] که در بلاد هند توسط[ غلام احمد قادیانی] درقرن اخیر به وجود آمد و سرسپرده استعمارانگلستان بود ازاین قبیل است همچنانکه فرقه استعماری و مزدور بهائیت درایران با سرانگشت همان سیاست بریتانیا پدیدآمد.[۱۲]شیطان به شکلهای گوناگون به صورت آدمی و غیر آن در پدید آمدن این تشعب‌ها نقش دارد. روسای منحرف مذاهب فاسد که با علم و عمد فرقه می‌سازند تا آسیاب دشمن را بچرخانند شیطانند چه بصورت وهابی باشد یا بابیگری و بهائیگری یا کسروی گری یا هر مزدوری دیگر در لباس مذهب[۱۳].

هفتاد و سه فرقه جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند (حافظ) بروزاختلاف‌های فکری و عقیدتی در[ امت محمدی] داستانی غم انگیز و جانگاه دارد. ماجرا به پس از رحلت رسول خدا بر می‌گردد.

محور و ماهیت اختلاف‌ها مسائلی بود همچون : امامت و خلافت فدک مدعیان و پیامبری کارهای عثمان و قتل او جنگ امیرالمومنینی با مخالفان در جمل و صفین و نهروان حکمیت قضا و قدر واستطاعت حسن و قبح ذاتی مسائل اعتقادی واسماء و صفات خدا عدل و جور مشیت واراده خیر و شر توحید رویت بداء عصمت شرائط نبوت جبر واختیار و ...[۱۴]. آن یک دستی امت در عصر رسول با رحلت آن گرامی از میان رفت و همچون ادیان گذشته فرقه‌های متعداد و رنگارنگی در میان مسلمانان پدید آمد. چیزی که بنا به نقلهائی خود رسولخدا هم آن را پیشبینی و پیشگوئی کرده واز هفتاد و سه فرقه یک فرقه را[ اهل نجات] و بقیه را گمراه واهل آتش معرفی نمود. لیکن کدام مذهب است که پیروان خویش را همان[ فرقه ناجیه] و گروه بر حق و رستگار حساب نکند؟[ کل حزب بمالدیهم فرحون][۱۵].

گراز بسیط زمین عقل منعدم گردد گمان به خودنبرد هچکس که نادانم (سعدی ) روایت است که پیامبراسلام[ ص] فرمود:

امت موسی پس ازاو به هفتاد و یک فرقه تقسیم شد که یک گروه نجات یافته بودند.امت عیسی پس ازاو هفتاد و دو فرقه شدند که یک فرقه اهل نجات و بقیه در دوزخ اند و[ ان امتی ستفترق بعدی علی ثلاثه و سبعین فرقه منها ناجیه منها ناجیه وائنتان وسبعون فی النار]...[۱۶]و شعر حافظ در بیراهه رفتن هفتاد و دو ملت اشاره به این حدیث است .

محققان و مولفانی چند از دیربازر به معرفی این فرقه‌ها پرداخته‌اند[۱۷]لیکن تا چه حد می‌توان به اینگونه کتب که قدیمترین زمانها تاکنون نوشته شده اعتماد کرد و شناساندن‌ها را خالی از غرض ورزی و بی حرف و مناقشه دانست محل[ تامل] است .[۱۸]هر چند ممکن است یک دیدگاه یک خط فکری یک اظهار رای مخالف عموم ناهماهنگ با مشهور نوعی انشعاب مسلکی یا فرقه جدا به حساب آید و هر حرف جدید یک مذهب لمداد شود یا تبدیل به یک گروه جداازامت گردد ولی اینگونه نظرها و برداشت‌های فردی گاهی چنان متعصبانه و مصرانه و لجوجانه و با سماجت مطرح می‌شود و هواداران چنان دو آتشه سنگ آن را به سینه می‌زنند که رفته رفته یک مذهب ساخته می‌شود و [ذوقیات شخصی] سراز فرقه و مسلک جدید در می‌آورد.

البته کار[ بدعت گزاران] و[ سنت شکنان] را هرگز نبایداز نظر دور داشت . بنا به اهمیت موضوع و نقش عظیم[ بدعت] . درایجاد تفرق‌های دینی و مذهب سازی به این مساله کمی بیشتر می‌پردازیم و چهره[ اهل بدعت] را در آیینه آیات و روایات می‌نگریم . بدعت گذاران عالمان راستین درادامه خط ائمه رسالت حفظ دین و صیانت مکتب و پاسداری از مرزهای عقیده و نفی بدعت‌ها را بر عهده دارند.

این مرزبانی مقدس هم به صورت یک [تکلیف] بیان شده است هم به شکل یک[ خبر] که عالمان ربانی چنین می‌کنند همواره و همه جا.

حدیث معروفی که از رسولخدا با عبارت‌های متفاوت روایت شده که همواره در هر نسلی در هر قرن و عصری مردی و مردانی ازاهلبیت رسالت در دفاع از حق و نفی بدعت‌ها و زدودن تحریف‌ها و پیرایه هااز پیکره دین قیام می‌کنند خبر دادن از موضع متعهدانه علمای زبده و مهذب و شجاع است . جمله این روایت که :

یحمل هذاالدین فی کل فرن عدول ینفون عنه تاویل المبطلین و تحریف اغالین وانتحال الجاهلین کما ینفی الکیر خبث الحدید .[۱۹]و نیزاین حدیث ازامام صادق[ ع]:

[...ان فینااهل البیت لی کل خلف عدولا ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تاویل الجاهلین][۲۰].


و آنجا که فرمان مقابله با بدعت هاست از جمله این حدیث رسول الله[ ص] :

[...اذا ظهرت البدع فی امتی فلیظهرالعالم علمه فمن لم یفعلیه لعنه الله][۲۱]. بدعت یعنی وارد ساختن آنچه از دین نیست در دین . بدعت‌ها یااعتقادی است یا عملی .

یا آشکاراست یا پنهان .

اگر بهائیت یک بدعتی آشکار و دست پرورده سیاست بیگانه است گروه‌ها و حزب‌های بی نام و نشان فرقه‌های بی تیتر و تابلو که مقاصد دیگری را دنبال می‌کنند و نوعی بدعت پنهانی اند یا سیاسی یا فرهنگی یااعتقادی و ... حتی سیاسی !

ساختن فرقه‌ای و سپس دنبال اسناد و پشتوانه علمی و فکری از علوم مختلف گشتن برای تثبیت و توجیه آن نوعی تحریف است که ظریف عمل می‌شود و طررانی رهزن در مسیراندیشه‌ها وایمان‌ها کمین می‌کنند.

همواره قلعه دلها و گنج ذهنها و زمینه باورها طمعکارانی را به فکر فرو می‌برده که چگونه بر آنان استیلا یابند و ذخائرش را به نفع خویش به کار گیرند.

تکلیف و رسالت علمای راستین مرزبانی از عقیده‌ها و حفاظت از ایمان هاست .

اگر سیاست بازان مذهب ساز به معادلات سیاسی دلخوشند و پایبند ربانیون به[ معادلات تکلیفی] معهدند و ملتزم .

حضرت رسول می‌فرماید:

تفرقه افکنان در دین که دسته دسته گشتند همان صاحبان بدعت هایند و اصحاب هواها.

توبه اینان پذیرفته نیست من از آنان بیزارم و آنان از من بیگانه‌اند:

[ ان الدین فرقوا دینهم و کانوا شیعا هم اصحاب البدع واصحاب الاهواء لیس لهم توبه انا منهم بری ء وهم منی براء]...[۲۲]و کدام ضربه بر پیکر دین خطرناک تراز[ بدعت] ؟ به فرموده حضرت امیر[ ع] :

چیزی همچون بدعت‌ها ویرانگر دین نیست .

[ما هدم الدین مثل البدع][۲۳].

آیااز[ آفت] انتظاری جزاین است ؟ قرآن و بدعت در دین زیر ساخت مذهب‌های ساختگی [ بدعت] است . بدعت هم در شالوده[ مذهب سازی] جای می‌گیرد هم در پیکره و نقشه این بنا هم در مصالح وابزارش هم در نمای بیرونی اش هم در نقاشی و آب و رنگش ... بدعت آمیزه‌ای است از لجاجت بر سر باطل تعصب ناروا هواپرستی مفرط ضعف عقیده به مبدا جهل به رنگ علم سماجت در گمراهی دروغ آراسته وافتراء بر خدا و رسول .

این فتنه درادیان پیشین و پیروان انبیاء سلف هم بوده است که قرآن با لحنی تنداز آن یاد می‌کند.

کافی است واژه‌های : کذب افتراء ضلال افک سحر تکذیب صد عوج و ... را در قرآن پیگیری کنید تا لحن آیات را ببینید.

قرآن کسانی را که بر خدا دروغ می‌بندند ندانسته و جاهلانه یا آگاهانه به اضلال مردم می‌پردازند راه خدا را کج و بندگان خدا را گمراه می‌کنند از ستمکارترین افراد می‌شمارد. از آنان که دست نوشته های[ خود] را[ دین خدا] قلمداد می‌کنند از کسانی که در راه برگرداندن مردم از عقائدشان می‌کوشند ازاهل کتابی که تلاش در بیراهه کشاندن مردم دارند از تفرقه افکنان در دین ازاختلاف پراکنان در مکتب و ... نکوهش می‌کند.

انبوهی از آیات نورانی قرآن دربارهٔ این[ راه تاریک] بدعتگذاران پیش روی ماست . بررسی و دقت در هر یک گشاینده اسراری فراوان و عهده دار بیان گوشه‌ای از عبرت‌ها و هشدارها و خطرهاست .

آیا[ یقولون علی الله الکذب] کاری جز بدعت گذاری و مذهب سازی است ؟ آیا[ افتری علی الله کذبا] چیزی جز بافته‌های دانایان دوراز خدا و تافته‌های بدعت آمیز آنان در به انحراف کشیدن دین صحیح مردم و آئین آسمانی است ؟ آیا[ تصدون عن سبیل الله ویبغونها عوجا] چیزی جز تحریف اسلام و نقب زدن به ضلالت بر سر راه مسلمانان و به بیراهه کشاندن آنان و دستکاری در[ صراط مستقیم] است ؟ از آنهمه آیات نمونه‌هایی آورده می‌شود و پیگیری تفسیری و دقت و تجزیه و تحلیل آنها به عهده خود شما:

[فمن اظلم ممن افتری علی الله کذبا لیضل الناس بغیر علم][۲۴].

[فمن اظلم ممن گذب علی الله و کذب الصدق اذجائه] ؟[۲۵][ الذین یصدون عن سبیل الله و یبغونها عوجا]...[۲۶].

[ویصدون عن سبیل الله ویبغونها عوجااولئک فی ضلال بعید][۲۷].

[ولاتقعدوا بکل صراط توعدون و تصدون عن سبیل الله من آمن به وتبغونها عوجا]...[۲۸].

[ ان الذین فرقوا دینهم و کانوا شیعا لست منهن فی شی][۲۹][فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا من عندالله][۳۰][قدکان فریق منهم یسمعون کلام الله ثم یحرفونه من بعد عقلوه و هم یعلمون][۳۱].

ود کثیر من اهل اکتاب لویردوکم من بعدایمانکم کفارا حسدا من عندالنفسهم من بعد ما تبین لهم الحق...[۳۲].

[ الم تراللی الذین اوتوا نصیبا من الکتاب یشترون الضلاله و یریدون ان تضلواالسبیل][۳۳].

[وان منهم لفریقا یلوون السنتهم بالکتاب لتحسبوه من الکتاب و ماهومن الکتاب و یقولن هو من عندالله وماهو من عندالله و یقولون علی الله الکذب و هم یعلمون][۳۴].

و مااختلف فیه الاالذین اوتوه من بعد ماجاء تهم البینان بغیا بینهم[۳۵].

[و لا تقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال و هذا حرام لیفتروا علی الله الکذب ان الذین یفترون علی الله الکذب لایفلحون][۳۶].

و... آیات متعدد دیگر[۳۷].

آن که به خود حق می‌دهد ذهنیات و بافته‌های خویش را بنام[ دین] جا بزند خواسته یا ناخواسته موجب تفرقه درامت می‌گردد.

آن که بهره‌ای از [علم کتاب] دارد به قصد گمراه ساختن مردم ضلالت را می‌فروشد و با عقائد مردم بازی می‌کند.

آن دستی که مطالبی را می‌نویسد و به اسم دین و خدا به خورد مردم می‌دهد خائن است .این لحن تهدیدآمیز و ملامتگر نکوهش کننده قرآن کافی نیست که انسان را دراظهارنظرها وابداع رای‌ها وارائه تفسیرهای مد روز در تحلیل دین به درنگ و تامل وا دارد؟این حفره تباهی بر سر راه اهل علم بیشتر خطر می‌آفریند.

واین دره سقوط آشنایان به مکتب را به کمک وسوسه‌های شیطانی و نفسانی بیشتر به کام خود می‌کشد و عامل نجات از آن هم [ خداترسی] و [پرواپیشگی] و حزم واحتیاط است . در روایات گمراهی همیشه با چهره‌ای روشن پیش نمی‌آید.

ضلالت بسیاری اوقات نقاب هدایت به رخ می‌کشد و بیراهه پرچم [راه] بر دوش می‌نهد.

و تاجر فریب و فساد برای اغوای مشتریان به دورغ و دغل دست می‌یازد تا بر سر آنان کلاه نهد یااز سرشان کلاه برگیرد.

[بدعت] نیز که شاخه‌ای از مذهب سازی است بیشتر زیر علم آیه‌ای از قرآن یا سنتی از رسول یا فتوائی از فقهاء طرح می‌شود و بسیاراتفاق می‌افتد که[ درو نمایه تباه] را با[ ظواهر فریبا] می‌آرایند. و چه نیکو و زیباامیر مومنان به این نکته و شیوه اشاره دارد که :

کم من ضلاله زخرفت بایه من کتاب الله، کما یزخرف الدرهم النحاس بالفضه المموهه[۳۸].

چه بسیار گمراهی که با آیه‌ای ازقرآن آراسته می‌شود آنگونه که درهم و سکه قلب را با نقره زراندود می‌آرایند!

ولی به هرحال زشتی کار به حدی است که شدیدترین نکوهش‌ها در روایات معصومین دربارهٔ آن وارد شده است . بدعت زمینه ساز شرک و کفراست .

آن که ازافزودن پیرایه به عقائد واحکام اسلام ابا و هراسی ندارد از کجا که دراصل دین تشکیک نکند و کفر نگوید؟!

آن که سختی بدعت آمیز بگوید یا عقیده‌ای بدعت آمیز داشته باشد یا بدعتی را زنده کند؟ یا سنتی را بمیراند یا دعوتی گمراه کننده داشته باشد یااز بدعتگذاران ترویج و تبلیغ کند و باد به پرچم آنان بوزاند و آب به آسیاب آنان بریزد نزد خدوند مبغوض است و در قیامت جهنمی است واز راه حق بیرون است و توبه اش پذیرفته نیست .

حداقل بدعتگذاری و مذهب سازی آن است که کسی رای و نظری داشته باشد و مذهبی[ من درآوردی] عرضه کند و بر سر راه آن اصرار و تعصب بورزد.

به فرموده امام باقر[ ع] :

[ ادنی الشرک ان یبتدع الرجل رایا فیحب علیه و یغبض لیه] .[۳۹]پایین‌ترین مرتبه شرک آن است که کسی یک[ رای] راابداء کند و بر سر آن با دیگران حب و بغض داشته باشد.

شبیه این سخن راابی العباس ازامام صادق[ ع] روایت کرده و می‌گوید از آن حضرت پرسیدم : کمترین چیزی که انسان به واسطه آن مشرک می‌شود چیست ؟ حضرت پاسخ فرمود:

[من ابتدع رایا فاحب علیه وابغض علیه][۴۰].

و حلبی همین سئوال راازامام صادق می‌پرسد که : کمترین چیزی که بنده‌ای به واسطه آن کفر می‌شود چیست ؟ حضرت پاسخ می‌دهد:

[ ان یبتدع شیئا فیتولی علیه ویبرء (یتبرء) ممن خالفه][۴۱].

و نیز ابی ربیع ازامام صادق می‌پرسد: کمترین چیزی که انسان رااز ایمان بیرون می‌برد چیست ؟امام جواب می‌دهد:

[ الرای یراه مخالفا للحق فیقیم علیه][۴۲].

ایستادگی بر روی مواضع ناصحیح و نظرات مخالف حق و تعصب روی[ رای] باطل انسان رااز حوزه ایمانی خارج می‌سازد.

این سخن به تعبیرات مختلف بصورت مکرراز رسولخدا نقل شده است که :

ایاکم والبدع فان کل بدعه ضلاله و کل ضلاله تسیرالی النار[۴۳].

در کتب حدیثی شیعه و سنت عنوان‌های مستقلی روی مساله بدعت قیاس رای دین سازی و... گشوده شده که همه حاکی از خطیر بودن آن و زیانهای گسترده روحیه مذهب سازی و تفرقه در بنیان‌های دینی است[۴۴].

آیا برای مذهب سازان راه بازگشتی وجود دارد.

در روایات از عدم پذیرش توبه بدعتگذاران دین ساز سخن رفته است .

رسولخدا]ص] فرموده است :

[ ابی الله لصاحب البدعه بالتوبه][۴۵].

خداوند هرگز توبه صاحب بدعت را نمی‌پذیرد.

و نیز از آن حضرت منقول است که :

[ ان الله غافر کل ذنب الا من احدث دینا و]...[۴۶].

خداوند هر گناهی را می‌بخشد مگر عده‌ای را از جمله دین سازان را.

و آیا توبه مذهب سازان امکان پذیراست ؟ توبه گمراه کنندگان مردم به استغفار زبانی که نیست باید گمراه شدگان را به راه آورند آیا شدنی است ؟ روایت است که امام صادق[ ع] فرمود:

در گذشته‌های دور مردی بود که از راه حلال در پی دنیاافتاد نتوانست بدست آورد. از راه حرام هم دنیا طلبی کرد باز چیزی به دست نیاورد. شیطان پیش او آمد و گفت :

فلانی ! تو نه از راه حلال و نه از راه حرام نتوانستی دنیا به دست آری . آیا تو را به کاری راهنمائی کنم که دنیایت افزون و پیروانت فراوان شود؟ گفت : آری .

گفت : دینی بساز و مردم آن را به آن فرا خوان .

آن مرد چنان کرد و مردم ازاو پذیرفتند و پیروی کردند و ثروتی به هم زد. سپس اندیشه :این چه کاری بود که کردم ؟ دینی را بدعت نهاده و مردم را به آن خواندم ؟ برای من توبه‌ای نیست مگر آن که نزد کسانی که دعوتشان کرده‌ام بروم واز آن راه بازشان گردانم . همچنان پیش آنان می‌رفت و به آنان می‌گفت : آنچه که شما را به سوی آن خواندم باطل و بدعت است . به او می‌گفتند: دروغ می گوئی . بلکه حق است و تو در دینت شک کرده واز آن دست کشیده‌ای .

چون چنین دید زنجیری به گردن خودافکند و گفت : هرگز آن را نمی‌گشایم تا آن که خداوند توبه‌ام را بپذیرد.

خداوند به پیامبری از پیامبران وحی کرد که : به فلانی بگو به عزتم سوگنداگر آنقدر مرا بخوانی که رگهایت جدا شود پاسخت نخواهم گفت تا آن که حتی کسانی را هم که به بدعت تو مرده‌اند به راه راست بازگردانی . بدعت در کلام علوی بدعت گزاری که خروج از[ راه] و دستکاری در دین و گمراه ساختن مردم را در پی دارد و نتیجه نوعی انحراف در فکر و عمل عالمان غیر مهذب و دانشمندان دنیا دوست و شهرت طلب است نفرت خالق و خلق را پدید آورد.

ازسخنان فراوان امیرمومنان و درهم کوینده بدعت گذاران به چند جمله اکتفا می‌کنیم . در یک جا سخن بدعت آمیز و دعوت گمراه گر را و صاحبان آنان را منفورترین خلایق نزد خالق بشمار می‌آورد و می‌فرماید:

[ ان ابغض الخلایق الی الله رجلان : رجل وع کله الله الی نفسه فهو جائر عن قصدالسبیل مشغوف بکلام بدعه و دعاء ضلاله]...[۴۷].

و بدترین انسان‌ها را پیشوایان بدعتگزار می‌داند که هم خویشتن گمراهند و هم مایه بیراهه رفتن دیگران سنت کشانی اند احیاگر بدعت‌های مرده !...

[وان شرالناس عندالله امام جائر ضل و ضل به فامات سنه ماخوذه واحیا بدعه متروکه]...[۴۸].

و دربارهٔ مردم در دوران آشتفگی‌های سیاسی و کشمکش‌های فرقه‌ای بر سر حق و ناحق و راه و چاه و جابجائی[ معروف]‌ها و[ منکر]ها مردم را در دو گروه متمایز تقسیم بندی می‌کند:

[واناالناس رجلان : متبع شرعه و مبتدع بدعه][۴۹].

یکی پیرو آیین .

دیگری بدعت گزار.

و در هشدار دهی نسبت به فتنه‌های در پیش و آشوب‌های کور و غوغا سالاری‌های تیره می‌فرماید که نه هدف[ فتنه]‌ها باشید و نه پرچمدار [بدعت]‌ها:

[فلاتکونواانصاب الفتن واعلام البدع]... .[۵۰]بدعت همواره راه را به سنت می‌بندد. بدعت ضلالتی است که نقاب هدایت به چهره می‌زند تا بتواند فریب دهد و گر نه چهره واقعی اش کفر و نفاق و سنت شکنی و شرع سوزی است .

و چه زیبا در کلام علوی این ملازمه بیان شده است آنجا که در موعظه‌ای تکان دهنده سخن را به اینجا می‌رساند که ریشه‌هایی که ما شاخه‌های آنیم از کف رفته است چه سود درماندن شاخه اگر ریشه را بخشکانند؟ در جائی می‌توان امیدواری و دلگرمی داشت که[ ریشه بجا باد اگر برگ و بری می‌رود]! و می‌فرماید:

[ومااحدثث بدعه الا ترک بهاسنه .

فاتفواالبدع والزمواالمهیع (راه راست ) ان عوازم الامورافضلها وان محدثاتها شرارها].[۵۱]بدعت‌ها همراه ترک سنت است از بدعت‌ها بپرهیزید و در راه راست باشید برترین امور ریشه دارها و سابقه دارهاست و نوآورده هااز بدترین هاست .

چه بسا [ مطلق انگاری] خویش و دگم بودن روی دیدگاه‌های خود انسان را به این ورطه هول بیفکند و غرور علمی و خودخواهی‌های نفسانی انسا نرا وادارد که دیگران را به[ قصور فهم] و عوامی و ضعف شعور متهم کند و سراز[ احداث بدعت] و[ تحریف شریعت] در آورد.

بگذریم .

دامن سخن را دراین بحث بر چینیم .

آن که بخواهد دراین باره ژرفنگرانه مطالعه کند از دقت در پیدایش فرقه هائی که دراسلام پدید آمده بی نیاز نیست تاریخ بروز اشاعره جبری‌ها مرجثه صوفیه قادیانیگری بهائیت وهابیت و ... و انشعاب‌های قدیم و جدید در میان پیروان فرقه‌ها و حزب‌ها و سازمان‌ها و مسلک‌های سیاسی و تشکل‌های گروهی و ... سرشاراز عبرت‌ها و آموزش هاست . سرگذشت[ مستر همفر] خواندنی است تاریخچه مذهب سازان و حدیث سازان و جاعلین و وضاعین آکنده از رنج و درداست ...

چه بر سر اسلام آمده است ...

واینک در غوغای مکاتب امروز و جریان‌های رنگارنگ - و حتی بی رنگ و نام و نشان - صیانت و پاسداری مکتب و دین به عهده[ عالمان آگاه و شجاع] است .

این[ آفت] را در همینجا به پایان می‌بریم .

پانویس

  1. الاسلام والدعوات الهدامه انورالجندی درالکتاب بیروت .۱۵۵.
  2. الاسلام والدعوات الهدامه انورالجندی درالکتاب بیروت .۱۵۵.
  3. سیر حکمت دراروپا محمدعلی فروغی ج ۱٫۴۹.
  4. برای آشنائی با فلسفه اسپنسر از جمله می‌توانید به سیر حکمت دراروپا ج ۳٫۱۶۱ تا ۱۸۸ مراجعه کنید.
  5. الاسلام والدعوات الهدامه .۱۳۱ برای آشنای با تفکرات و دعوت‌های ویرانگر عقائد و ارزش‌های دینی و دعوت‌های تباه کننده جوامع وامت‌ها و نابود کننده روح واخلاق و فکر و فرهنگ . مطالعه این کتاب مفیداست
  6. انعام ۹۵. فاطر ۳. غافر.۶۲ و موارد دیگری با تعبیر فانی یوفکون است .
  7. برای آشنائی اجمالی با فرق شیعه و دیدگاه‌های متفاوت کلامی در مسائل دینی از جمله رجوع کنید به : شیعه دراسلام علامه طباطبائی آشنائی با علوم اسلامی - کلام شهید مطهری حیاه الامام موسی بن جعفر باقر شریف القرشی ج ۲٫۱۹۳.
  8. حیاه الامام موسی بن جعفر ج۲۰۴٫۲ بحارالانوار ج ۴۸٫۲۵۲.
  9. المیزان ج ۲٫۱۱۵ و۱۲۶ (چاپ دوم ) در ذیل آیه ۲۱۳ بقره : و ما اختلف فیه الاالذین اوتوه من بعدما...
  10. نهج البلاغه صبحی صالح خطبه ۶۰٫۱۸ بحارالانوار ج ۲٫۲۸۴.
  11. نهج البلاغه صبحی صالح خطبه ۸۸٫۵۰ بحارالانوار ج ۲٫۲۹۰ کافی ج ۱٫۵۴.
  12. در مورد هر دو فرقه رجوع کنید به : نقشه‌های استعمار در راه مبارزه بااسلام محمد محمود صواف ترجمه هشترودی .۳۲۰.
  13. در مورد شناخت اینگونه فرقه‌ها و تاریخچه و مبدا پیدایش آنها و معتقداتشان از جمله می‌توان به منابع زیر مراجعه کرد : الابداع فی مضارالابتداع از: شیخ علی محفوظ از علمای الازهر وهابیت و ریشه‌های آن نورالدین چهاردهی باب کیست و بهائیت چیست ؟ شیخیگری بابیگری داعیان پیغمبری و خدائی نورالدین چهاردهی بهائیت دین نیست ابوتراب هدائی تاریخ باب و بهاء - ترجمه مفتاح باب الابواب حسن فرید گلپایگانی محاکمه و بررسی باب و بهاء (ح .م .ت ( وهابی‌ها سیدابراهیم سیدعلوی کشف الارتیاب سیدمحسن امین و ترجمه آن مزدوران استعمار در لباس مذهب و ده‌ها کتاب دیگر.
  14. الفرق بین الفرق عبدالقاهر بغدادی (متوفای ۴۲۹ه).۱۰ ۱۵و۱۶ ملل و نحل شهرستانی ج ۱٫۱۴ ۱۵ ۲۱تا۲۸.
  15. سوره مومنون .۵۳و روم .۳۲.
  16. (سفینه البحار محدث قومی ج ۳۵۹٫۲ الفرق بین الفرق .۵ و ۷ملل و نحل شهرستانی ج ۱٫۱۳. (بااختلاف در متن عبارت ).
  17. از جمله اینگونه تالیفات می‌تواند یاد کرداز : الفرق بین الفرق ابی منصور عبدالقاهر بغدادی شافعی (م ۴۲۹ه ( الملل و النحل محمد بن عبدالکریم الشهرستانی الشافعی (م ۵۴۸ه ( التبصیر ابی مظفرالاسفرائینی الشافعی (م ۴۷۱ه ( الفصل ابی محمدعلی بن احمد بن حزم الظاهری (م ۴۵۶ه
  18. به بحث محقق بزرگوار اسد حیدر در الامام الصادق والمذاهب الاربعه ج ۶۵٫۳۵ تا ۴۲ مراجعه کنید.
  19. الحیاه ج ۲ص ۲۹۱ (نقل از رجال کشی ص ۴).
  20. الکافی ج ۳۲٫۱ اختصاص ۴.بحارالانوار ج ۲٫۹۲ (باب من یجوزاخذالعلم منه ) و مشابه این حدیث در بحارالانوار ج ۲٫۳۱۵ حدیث ۷۹.
  21. الکافی ج ۵۴٫۱ وسائل ج ۱۱٫۵۱۰.
  22. کنزالعمال ج ۲٫۲۲ حدیث ۲۹۸۶و ۲۹۸۷.
  23. بحارالانوار ج ۷۵٫۹۲.
  24. سوره انعام ۲۴۴. سوره کهف .۱۵.
  25. سوره زمر .۳۳.
  26. سوره هود .۱۸ تا۲۲.
  27. سوره ابراهیم . /۰۳/
  28. سوره اعراف .۸۶.
  29. سوره انعام .۱۵۹.
  30. سوره بقره .۷۹.
  31. سوره بقره ۷۵.
  32. سوره بقره ۱۰۹.
  33. سوره نساء ۴۴.
  34. سوره آل عمران ۷۸.
  35. سوره بقره .۲۱۳ (کلام مرحوم علامه طباطبائی در ذیل آیه گذشت ).
  36. سوره نحل .۱۱۶.
  37. از جمله آیات : سوره انعام ۲۱. سوره عنکبوت .۶۸ سوره زمر ۶۰ سوره اعراف .۳۷ ف سوره یونس .۱۷ و ۶۹ سوره آل عمران .۷۵ ۷۸ ۴۹و۱۰۰ سوره نساء ۵۱.سوره مائده ۴۲۴۱. سوره تحل .۱۰۵ سوره صف ۷.سوره شوری ۱۳.سوره بینه ۴ که مراجعه به تفسیراین آیات بسیار مفید و پرثمراست .
  38. غررالحکم ج ۲٫۵۵۲ و میزان الحکمه ج ۲٫۴۲۹.احادیث مربوط به بدعت میزان الحکمه ج ۱٫۳۸۰ تا ۳۸۵.
  39. بحارالانوار ج ۲٫۳۰۴ و ۳۰۸.
  40. الکافی ج ۲٫۳۹۷ حدیث ۲ و میزان الحکمه ج ۵٫۶۱.
  41. بحارالانوار ج ۲٫۳۰۱ حدیث ۳۱ میزان الحکمه ج ۳۲۵ بحارالانوار ج ۶۹٫۲۲۰ حدیث ۸ معانی الاخبار .۳۹۳.
  42. بحارالانوار ج ۶۹٫۲۲۰ و ج ۲٫۳۰۱.
  43. کنزالعمال ج ۱٫۲۲۱ حدیث ۱۱۱۳ بحارالانوا ج ۲٫۳۰۱و۲۶۳ در همین زمینه مراجعه کنید به کنزل العمال ج ۱٫۲۰۸ و ۳۸۷.
  44. از جمله مراجعه کنید به بحارالانوار ج ۲٫۲۸۳ بحارالانوار ج ۲۱۶٫۶۹ بحارالانوار ج ۶۹٫۲۱۳.
  45. همان مدرک ج ۲٫۲۹۶.
  46. همان مدرک ج ۶۹٫۲۱۹.
  47. نهج البلاغه صبحی صالح خ ۵۹٫۱۷ بحارالانوار ج ۲٫۲۸۴.
  48. همان مدرک خ ۱۶۴٫۲۳۵.
  49. همان مدرک خ ۱۷۶٫۲۵۴.
  50. همان مدرک خ ۱۵۱٫۲۱۱.
  51. همان مدرک خ ۱۴۵٫۲۰۲ بحارالانوار ج ۲٫۲۶۲ حدیث ۱۵.