آداب امر به معروف و نهی از منکر - مقاله
نویسنده: آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی
مقصود از آداب، آن چیزهایى است که رعایت آنها در حصول غرض و گرفتن نتیجه، مؤثّر است مانند: لینت و نرمى کلام و اجتناب از درشتى و خشونت و استعمال الفاظ توهین آمیز و رعایت نزاکت و خوش خلقى و احترام اشخاص. مگر در مواردى که گرفتن نتیجه، بى خشونت و درشتى میسر نباشد.
مقصود از امر به معروف و نهى از منکر انجام یک وظیفه اخلاقى و نوع پرورى است و به این جهت باید تا امکان دارد طورى اداى این وظیفه را نمود که باعث آزردگى و رنجش خاطر طرف نشود و او را در مقام لجاجت نیندازد.
چو کارى بر آید به لطف و خوشى
چه حاجت به کبر است و گردنکشى
خداوند به حضرت موسى و هارون که براى دعوت فرعون مأمورشان ساخت دستور داد که او را با کلام لیّن و نرم بخوانند:
«فَقُوْلا لَهُ قَوْلا لَیِّناً»[۱].
از پیغمبر اکرم ـ صلّى الله علیه وآله ـ در بحارالأنوار از کتاب مصباح الشّریعه در ضمن روایتى نقل نموده که فرمود:
«امر کننده به معروف باید دانا به حلال و حرام باشد و از آنچه راجع به خود اوست فراغت یافته باشد نصیحت کننده مردم باشد. و با آنها مهربانى و مدارا نماید، با لطف و بیان خوش، آنان را دعوت کند. آگاه به تفاوت اخلاق مردم باشد تا با هر کسى مطابق اخلاق و عادات او رفتار کند. دانا به مکر نفس و مکاید شیطان باشد و در آنچه که از مردم به او مى رسد از اذیت و ابتلا، صبر نماید و در مقام مکافات و تلافى برنیاید و از آنها شکایت نکند و آمرانه و حاکمانه امر به معروف ننماید و از براى خود، با کسى درشتى و خشونت نکند، بلکه با نیت پاک براى خدا امر به معروف کند و از او یارى بخواهد و اگر نافرمانى او را نمودند و جفا بر او روا داشتند، صبر نماید و اگر از او پذیرفتند از آنها تشکّر کند کار خود را به خدا واگذار کند و عیب خود را ببیند»[۲].
یکى از آدابى که رعایت آن بسیار لازم است این است که جز در مورد ضرورت عیب کسى را در پیش دیگران نگوید و تا ممکن است عیوب مردم را بپوشاند و آنها را در خلوت به عیبشان آگاه سازد.
یکى دیگر از آداب مهمه این است که: امر کننده به معروف، تارک آن و نهى کننده از منکر، عامل به آن نباشد تا سخن او در دلها اثر کند.
در نهج البلاغه از حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ روایت شده است که فرمود:
«من نصب نفسه للنّاس اماماً فعلیه ان یبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ولکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه ومعلّم نفسه ومؤدّبها أحقّ بالاجلال من معلّم النّاس ومؤدّبهم»[۳].
یعنى: «کسى که خود را پیشواى مردم قرار دهد باید پیش از آنکه به تعلیم دیگران مشغول شود خود را تعلیم دهد، و باید با رفتار خود به مردم ادب بیاموزد، پیش از آنکه با زبان آنها را ادب کند و کسى که خود را تعلیم مى دهد و ادب مى کند سزاوار است به احترام و تجلیل از کسى که تعلیم دهنده مردم و ادب آموز ایشان است».
و نیز در کتاب مذکور از آن حضرت نقل نموده است که فرمود:
«لعن الله الآمرین بالمعروف التّارکین له والنّاهین عن المنکر العاملین به»[۴].
یعنى: «خدا لعنت کند یا لعنت کرده است امرکنندگان به معروف را که ترک آن مى کنند و نهى کنندگان از منکر را که عمل به آن مى نمایند».
یکى از بزرگترین عوامل موفقیت پیغمبر اکرم ـ صلّى الله علیه وآله ـ به شهادت تاریخ در کار هدایت مردم، ایمان محکم و پایدار آن حضرت به آنچه از طرف خدا بر او وحى مى گردید بود که مى فرمود:
«اگر آفتاب را در دست راستم و ماه را در دست چپم گذارند که از دعوتم دست بردارم، نمى پذیرم».
در تمام تعالیم اسلامى، خود آن بزرگوار و اهلبیتش پیشقدم بودند و رفتار و اخلاق آن حضرت مردم را شیفته و دلباخته اسلام مى ساخت.
آن کس که امر به معروف و نهى از منکر مى کند و خود به خلاف گفته خود رفتار مى نماید، نتیجه مهمّى نخواهد گرفت و زحماتش بیشتر به هدر مى رود.
و غیر تقى یأمر النّاس بالتّقى
طبیب یداوى النّاس وهو مریض
خشک ابرى که بود ز آب تهى
ناید از او صفت آب دهى
در قرآن مجید راجع به حضرت شعیب پیغمبر ـ على نبیّنا وآله وعلیه السّلام ـ آمده است که به قوم خویش مى فرمود:
«وَما اُریدُ اَنْ اُخالِقَکُمْ اِلى ما اَنْهاکُمْ عَنْهُ»[۵].
معنى آیه شریفه بنا بر بعض تفاسیر، این است که حضرت شعیب ـ علیه السّلام ـ مى فرمود:
«من نمى خواهم شما را به آنچه از آن نهى مى کنم مخالفت نمایم».
و در سوره فصلت مى فرماید:
«وَمَنْ اَحْسَنُ قَوْلا مِمَّنْ دَعا اِلَى اللهِ وَعَمِلَ صالِحاً وَقالَ اِنَّنى مِنَ الْمُسْلِمینَ»[۶].
یعنى: «چه کسى قول و گفته اش بهتر است از آنکه مى خواند به سوى خدا و عمل صالح و گوید من از مسلمینم».
و از کسانى که به موعظه و دعوت خود عمل نمى کنند خداوند متعال آنان را مذمّت نموده و مى فرماید:
«أَتأْمُرُونَ النّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ اَنْفُسَکُمْ»[۷].
یعنى: «آیا امر مى کنید مردم را به برّ و نیکى، و خود را فراموش مى نمایید».
با اینکه این مطالب را باید کاملا در نظر گرفت، امّا کسى هم حقّ ندارد که از امر به معروف به اسم اینکه من خود به آن عمل نمى کنم خوددارى نماید; زیرا امر به معروف تکلیفى است که مستقلا در عهده انسان است و باید آن را ادا نماید.
در اخبار رسیده است که:
«مرّوا بالمعروف وان لم تعلموا به کلّه»[۸].
و همچنین کسى حقّ ندارد از شنیدن مواعظ و نصایح به این دلیل که گوینده و واعظ، عمل به گفته خود نمى کند و کردارش را مانند گفتار نساخته، سر بتابد و به اعتراض پردازد، زیرا در پیشگاه شرع و وجدان، این عذر از او پذیرفته نیست.
از حضرت امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ روایت شده که فرمود:
«خُذِ الْحِکْمَهَ اَنّى کانَتْ فَاِنَّ الْحِکْمَهَ تَکُونُ فی صَدْرِ الْمُنافِقِ فَتَلَجْلَجُ فى صَدْرِهِ حَتّى تَخْرُجَ فَتَسْکُنَ اِلى صَواحِبها فى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ»[۹].
یعنى: «فراگیر حکمت را هر جا که باشد پس بدرستى که حکمت مى باشد در سینه منافق پس مضطرب مى شود در سینه او و آرام مى گیرد در دل مؤمن که صاحب آن است».
مرد باید که گیرد اندر گوش
ور نوشته است پند بر دیوار
باطل است اینکه مدّعى گوید
خفته را خفته کى کند بیدار







