آثار امر به معروف و نهی از منکر از منظر امام راحل
باید کوشش کنید تا طرز حکومت اسلام و رفتار حکام اسلامی رابا ملتهای مسلمان به اطلاع دنیا برسانید تا زمینه فراهم شود که حکومت عدل و انصاف به جای این حکو متهای استعمارزده که اساس آن بر ظلم و چپاولی است بر قرار شود ،اگر قشرهای جوان از هر طبقه که هستند ماهیت حکومت اسلام را که با کمال تأسف جز چند سالی در زمان پیغمبر اسلام -صلی اللّه علیه و آله-و در حکومت بسیار کوتاه امیرالمومنین-علیه السلام-جریان نداشت، بفهمند،اساس حکومتهای ظالمانهٔ استعماری ومکتبهای منحرف کمونیستی و غیره،خود به خود بر چیده میشود[۱].
سید الشهدا-سلام اللّه علیه-با چند نفر از ارحامشان،از مخدّراتشان قیام کردند.چون قیام اللّه بود،اساس سلطنت آن خبیث را به هم شکستند.در صورت ایشان کشته شد لکن اساس سلطنت را ،اساس سلطنتی که میخواست اسلام را به صورت سلطنت طاغوتی در آورد.خطری که معاویه و یزید برای اسلام داشتند این نبود که غضب خلافت کردندکاین یک خطر ،کمتر از آن بود:خطری که اینها داشتند این بود که اسلام را به صورت سلطنت در میخواستند بیاورند،میخواستند معنویت را به صورت طاغوت در آورند،به اسم اینکه«ما خلیفة رسول اللّه هستیم»اسلام را منقلب کنند به یک رژیم طاغوتی.این مهم بود.آنقدری که آین دو نفر ضرر به اسلام میخواستند بزنند یا زدند جلوتریها آنطور نزدند.اینها اصل اساس اسلام را وارونه میخواستند بکنند.سلطنت بود،شرب خمر بود،قمار بود در مجالسشان.«خلیفةرسوت اللّه»و در مجلس شرب خمر؟!و باز«خلیفة رسول اللّه»نماز هم میرود در جماعت میخواند!این خطر از برای اسلام خطر بزرگ بود.این خطررا سید الشهداء رفع کرد.قضیه قضیهٔ غضب خلافت فقط نبود .قیام سید الشهداء -سلام اللّه علیه-قیام بر ضد سلطنت طاغوتی بود .آن سلطنت طاغوتی که اسلامرا میخواست به آن رنگ درآوردکه اگر توفیق پیدا میکردند،اسلام یک چیز دیگری میشد.اسلام میشد مثل رژیم ۲۵۰۰ ساله سلطنت.اسلامی که آمده بود و میخواست رژیم سلطنتی را و امثال این رژیمها را به هم بزند و یک سلطنت الهی در دنیا ایجاد کند،میخواست «طاغوت» را بشکند و «اللّه»را به جای او بنشاند،اینها میخواستند که که اللّه را بردارند،«طاغوت»را جایش بنشانند.همان مسائل جاهلیت و همان مسائل سابق.کشته شدن سید الشهدا-سلام اللّه علیه-شکست نبود چون قیام اللّه بود،قیام اللّه شکست ندارد.[۲]
ما موظفیم که بهانه دست این اشخاصی که غرض دارند ندهیم.هر یک خودمان را مواظبت کنیم و پاسداری از خودمان بکنیم؛وهر یکمان از رفقا فرض کنید پاسداری بکند.آقا خودش را حفظ بکند؛و مأمور حفظ شما و شماو شما هم هست.نه این است که مأموراست ،[برای]خودش؛مأمور است خودش نماز بخواند؛نخیر مأمور است که شما را وادار کند به نماز خواندن؛همه مأموریم.خودش فقط مثلا بد گوئی به مردم نکند بی جهت؛این خودش هست؛اگر شما هم کردید؛این مکلف است؛یعنی تکلیف الهی دارد به اینکه جلوی خودتان را بگیرد.امر به معروف و نهی از منکر دو اصلی است در اسلام،که همه چیز را میخواهد اصلاح کند؛یعنی با این دواصل میخواهد تمام قشرهای مسلمین را اصلاح بکند.به همه مأموریت داده،به همه،به تمام افراد زیر پرچم مأموریت داده که باید وادار کنید همه را به کارهای صحیح؛و جلوگیری کنید از کارهای فاسد.اینطور نیست که شما فقط یک مأموریتی دارید ،و آن است که خودتان یک کارهای خوبی بکنید،از کار بد احتراز کنید.مأموریت زیادتر از این است،خودتان و همه را ،هم خودتان،هم همه را.و هیچ فرقی هم بین قشرها در این امر نیست که همه باید اطاعت خدا خدا بکنند،و همه باید حفظ این پاسداری را بکنند،مهم این است [۳]باید کاری کرد که ملتها هر جا هستند،ملتها بفهمند تکلیف خودشان را .اگر بخواهید و بخواهندو دانشمندها بخواهندو علمای همهٔ بلاد اسلامی و دانشگاههای همهٔ بلاد اسلامی بخواهند مشکلهٔ اسلام و ممالک اسلامی حل بشود ،باید مردم را بیدار کنند؛این مردمی که با تبلیغات چند صد ساله،به آنها باورانده بودند که نمیشود با آمریکا یا با شوروی مخالفت کرد، و الان هم باور ملتهای دیگری هست.باید اینها[را]به ایشان فهماند که میشود.
بهتر دلیل بر اینکه یک امری ممکن است ،وقوع اوست و این امر واقع شد در ایران.دولتهای ذیگر،ملتهای دیگر گمان نکنند که ایران از آنها عُدّه وعِدّه بیشتر داشت خیر،شاید در عشایر عراق بیشتر از ایران اسلحه باشد،لکن مغزهای اینها را به واسطهٔ تبلیغات دامنه داری که شده است،شست و شو کردهاند و از اسلام مأیوس کردها اند،و این مغزها را پر کردهاند از اینکه با این قدرتها نمیشود طرف شد.این چیز هائی است که با تبلیغات خود آنهاو عمّال آنهادر داخل ممالک تحقق پیدا کرده است.
باید آنهائی که در همهٔ ممالک هستند ،آنهایی که دلشان برای مردم میتپد،آنهایی که به اسلام اعتقاد دارند و برای اسلام میخواهند خدمت کنند،هر کدام در محل خودشان،ملت خودشان را بیدار کنند؛تا ملت،خودشان را گم کردهاند. هرچه در ذهنشان وارد میشود،این [است]که نمیشود با این قدرتها طرف شد،اینها چهها و چهها خواهند کرد.باید از مغز ملت هااین«نمیشودها»رابیرون کرد و به جای آن،«میشودها»را گذاشت.نه،میشود این کار را کرد .[۴]
تمام انبیااز صدر بشریت و بشریت ،از آن وقتی که آدم علیه السلام_آمده تا خاتم انبیا _صلی اللّه علیه و آله و سلم_تمام انبیا برای این بوده است که جامعه را اصلاح کنند؛فرد را فدای جامعه میکردند.ما فردی بالاتر از خود انبیا نداریم.ما فردی بالاتر از خود ائمه نداریم_عتیه السلام_این فردها خودشان را فدا میکردند برای جامعه.خدای تبارک و تعالی میفرماید که انبیا را ما فرستادیم،بینات به آنها دادیم،آیات به آنها دادیم،میزان برایشان دادیم و فرستادیم لیقوم الناس بالقسط؛[۵](غایت این است که مردم قیام به قسط بکنند،عدالت اجتماعی در بین مردم باشد،ظلمتها از بین برود،ستمگرها از بین برود،ضعفها به آنها رسیدگی بشود،قیام به قسط بشود.دنبالش هم میفرماید؛و انزلنا الحدید.تناسبِ این چیست؟ تناسب این است که با حدید باید اینها انجام بگیرد؛با بینات،با میزان و با حدید.فیه باس شدید؛یعنی اگر شخصی یا گروهی بخواهند یک جامعه را تباه کنند ،یک حکومتی را که حکومت عدل است،تباه کنند،با بینات با آنها باید صحبت کرد.نشنیدند،با موازین،موازین عقلی صحبت کرد.نشنیدند با حدید.[۶]
ای ائمهٔ جمعهٔ بلاد و کشورهای اسلامی،باید چه کرد؟چرا ما به این روز نشانده شدیم که آمریکا از آن ور دنیا بیاید و مقدرات علمای اسلام را تعیین کند...ما نباید از تاریخ رسول اللّه عبرت بگیریم؟یک نفر آدم پا شد و همچو کارهایی کرد.ما نباید از تاریخ عالم عبرت بگیریم که یک نفر موسی پا شد و با فرعون چه کرد؟ما باید عبرت بگیریم.آقا آن روز پیغمبر اکرم عدهای همراهش نبود،خودش بود و خدش با همهٔ دشمنها،حتی عشیرهٔ خودش دشمنش بودند.لکن اتکال به خدا،توجه به او ،فنای در او کار را پیش برد.نمیشود که انسان هم خود پرست باشد هم خدا پرست.نمیشود که انسان هم منافع خودش را ملاحظه کند و هم منافع اسلام.باید یکی از این دو تا باشد،یا باید الهی باشد یا شیطانی،این دو راه است.شما علاج بکنید مردم را به اینکه از این هواهای نفسانی بیرون بروند.[۷]
آنهایی که به ما اشکال میکنند که شما چرا سازش نمیکنید با این قدرتهای فاسد،آنها از باب این که همه چیز را با چشم مادی ملاحظه میکنند،با چشم طبیعی حل و فصل اشیا را میکنند.آنها نمی انند که انبیای خدا چه رویهای داشتند؟با ظالم چگونه برخورد میکردند؟یا میدانند و خودشان را به کوری و کری میزنند؟سازش با ظالم ،ظلم بر مظلومین است،سازش با ابر قدرتها،ظلم بشر است.آنهایی که به ما میگویند سازش کنید،آنها یا جاهل هستند یا مزدور.سازش با ظلم،یعنی اینکه دست ظالم را باز کن تا ظلم کند.این خلاف رأی تمام انبیاست.انبیای عظام،تا آنجا که توانستند جدیت کردند که ظلم را از این بشر بزدایند،به موعظه ،به نصیحت،به امر به معروف،به نهی از منکر،به انزلنا الحدید فیه باس شدید،[۸](«آخر الدواءالکی»[۹](بعد از آنکه موعظه نشد،نصیحت نشد،آخر دوا این است که داغش کنند.
شمشیر آخر دو است.[۱۰]
برای تحقق اهداف اسلامی،که در مقدمه آن کوتاه کردن دست قدرتمندان منحرف و مخالف اسلام از کشورهای اسلامی و رفع موانع داخلی و خارجی میباشد،همت گمارند؛و با احزاب و حکومتها و گروهها و اشخاصی که با نهضتهای اسلامی ،که بحمد اللّه تعالی در آستانهٔ رشد و شکل گیری است،مخالفند مقابله نموده،و مبارزه با آنها را تا سرتا سر جهان سر لوحهٔ برنامه هایخودقراردهند؛ومطمئن باشند که با وعدهٔ صریح خداوند تعالی،توفیق پیشرفت حاصل شود و مظلومان از دست ستمگران نجات یابند.[۱۱]
پانویس
- ↑ صحیفه امام ج۲،ص۳۴۶
- ↑ صحیفه امام:ج۸،ص۹
- ↑ صحیفه امام؛ج۱۰؛ص۱۱۱
- ↑ صحیفهٔ امام؛ج۱۳،ص۸۵
- ↑ اشاره به آیهٔ ۲۵ سورهٔ حدید:«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم و انزلنا معهم الحدید فیه باس شدید و منافع للناس و لیعلم اللّه من ینصره و رسله بالغیب انّا اللّه قویّ العزیز»همانا ما پیامبران خود را با ادله و معجزات فرستادیمو برایشان کتاب و میزان و عدل نازل کردیم تا مردم به راستی و عدالت گرایند و آهن را ،که در آن سختی و کارزار و نیز منافع بسیار بر مردم است،برای حفظ عدالت آفریدیم تا خدا بداند که چه کسی با ایمان قبلی ،او و رسولانش را یاری خواهد کرد،همانا خدا قوی و مقتدر است
- ↑ صحیفه امام؛ج ۱۵،ص۲۱۵
- ↑ صحیفه امام؛ج۱۷،ص۲۰۹
- ↑ سوره حدید آیه ۲۵:آهن را)آفریدیم و(فرو فرستادیم که در آنسختی فراوان است
- ↑ داغ کردن،آخرین راه درمان است
- ↑ صحیفه امام؛ج۱۸،ص۵۰۰
- ↑ صحیفه امام؛ج۱۹،ص۲۲







