فرهنگ مصادیق:رازداری (۱)
کلمات کلیدی راز - رازداری - رازدار - افشا - امانت - انسان - حافظ
محتویات
ضرورت رازداری
هر انسانی در زندگی فردی و اجتماعی خویش، خواه ناخواه اسرار مگو دارد که بایستی در نگه داری آن کوشا باشد. برخی از این اسرار مربوط به خودش و برخی مربوط به خانواده یا جامعه اوست. امروزه با توجه به وجود ابزار پیشرفته و حساس جاسوسی و اطلاعاتی و کاربرد گسترده آنها برای دگرگونی سرنوشت ملتها، ضرورت رازداری، بدیهی و انکارناپذیر است و گذشته از آنکه فضیلتی اخلاقی به شمار میآید، در نیک بختی انسانها نیز تأثیر بسزا دارد. امیرمؤمنان علی علیه السلام فرموده است:
اَلظَّفَرُ بِالحَزْمِ وَالْحَزْمُ بِإِجالَةِ الرَّأیِ وَالرَّأْیُ بِتَحصینِ الأَسْرارِ.
پیروزی، به محکم کاری بسته است و آن هم به اندیشه بستگی دارد و اندیشه نیز به نگه داری رازهاست.
ایشان در سخنی دیگر، رسیدن به موفقیت را در سایه رازداری دانسته و فرموده است: «أَنْجَحُ الأُمُورِ ما أَحاطَ بِهِ الکِتمانُ؛ موفقترین کارها آن است که پنهان کاری آن را فراگیرد». در مقابل، افشای اسرار سبب دوری از موفقیت و حتی سقوط و شکست فرد در راه تصمیمهای او میشود، چنان که حضرت صادق علیه السلام فرمود: «اِفشاءُ السِّرِّ سُقُوطٌ؛ برملا کردن راز، (مایه) سقوط است».
هر فرد، خانواده، تشکیلات و جامعهای، کم و بیش اسرار و اطلاعاتی دارند که دیگران نباید از آنها آگاه شوند؛ زیرا آشکار ساختن آن برای دیگران، چه بسا آسیبها و گرفتاریهای بزرگی در پی آورد.
پیام متن:
رازداری، فضیلتی اخلاقی است که در توفیق یافتن به انجام دادن کارها و پیروزی و نیک بختی انسانها نقش بسزایی دارد.
حفظ کردن رازهای خود
رازداری بر دو گونه است: یکی، راز دیگران را نگاه داشتن و دیگری، اسرار خود را پوشیدن و آشکار نکردن. فاش کردن رازها، از ضعف نفس و سستی عقل است؛ چه اسرار آدمی از دو حال بیرون نیست: یا بیان گر دولت و سعادت و نیک فرجامی است یا خبر از نکبت و شقاوت و ناکامی میدهد. رازداری در هر دو حال نیکوست؛ زیرا اگر راز، از دولت و سعادت انسان خبر دهد، اظهار آن موجب دشمنی بدخواهان و حسد ابنای زمان و توقع ارباب طمع و دون همتان میشود و اگر راز، از ناکامی و نکبت آدمی خبر دهد، بروز آن، شماتت دشمنان و اندوه دوستان و خفت در نظر ظاهربینان را در پی دارد. همچنین آن که رازدار خویش نیست، نمیتواند اسرار دیگران را حفظ کند، چنان که امام علی علیه السلام میفرماید:
مَن ضَعُفَ عَنْ حِفْظِ سِرِّهِ لَم یَقْوَ لِسِّرِ غَیرهِ.
کسی که نتواند رازدار اسرار خود باشد، نمیتواند اسرار دیگران را نیز حفظ کند.
از سوی دیگر، شخصی که در حفظ اسرارش، ناتوان یا نسبت به آن بی اعتناست، نباید توقع داشته باشد که مردم سرّ او را پوشیده نگاه دارند. امام رضا علیه السلام میفرماید: «لَم یَخُنْکَ الْاَمینُ و لکِن اِئْتَمَدْتَ الخائنَ؛ امین به تو خیانت نکند، تویی که به خیانت کار امانت سپردی».
خامشی به که ضمیر دل خویش با کسی گفتن و گفتن که مگوی
ای سلیم، آب ز سرچشمه ببند که چو پر شد، نتوان بستن جوی
سخنی در نهان نباید گفت که بر انجمن نشاید گفت
سعدی
پیام متن:
اسلام بر حفظ اسرار تأکید دارد؛ زیرا این امر، تمرینی است برای حفظ آبروی خویش و پاسداری از رازهایی که دیگران نزد شخص به امانت گذاشتهاند.
رازگشایی
آدمی به رازداری خویش، از هر کسی تواناتر و شایسته تر است و آن گاه که او سرّ دل میگشاید و تأکید میکند که این راز میان ما دو نفر بماند، چه بسا او نیز با دیگری همان راز را در میان نهد و تأکید ورزد که این راز میان ما دو نفر بماند. سپس این عمل سلسله وار ادامه یابد تا جایی که راز آدمی، آشکار و عمومی شود. در این حال، گناه آن جز بر گردن خود شخص نیست که بار نخست، راز خویشتن را بی هیچ تأمل و تدبر به کسی که محرم اسرار و راز نگه دار نبوده، گفته است. چنین شخصی نمیتواند از دیگران به خاطر افشای رازش دل گیر و خشمگین شود؛ زیرا خود نیز پیش از همه از رازداری خویش دست برداشته است. حضرت علی علیه السلام به رازگشایان چنین میفرماید:
وَالْمَرءُ اَحفَظُ لِسرِّهِ وَ رُبَّ ساعٍ فیما یَضُرُّهُ.
و انسان اسرار خویش را بهتر از هر کس دیگری میتواند حفظ کند. بسیارند کسانی که بر زیان خود میکوشند.
بنابراین، آدمی باید مراقبت کند در اینکه چه میگوید و با که میگوید. آیا هر کسی شایستگی شنیدن همه گفتههای او را دارد یا خیر؟ ممکن است کسی رازی را بشنود، آن گاه نه از سر دشمنی، بلکه به خاطر نداشتن ظرفیت درونی و آمادگی روحی بر پذیرش آن سخن، ناخودآگاه به افشای آن بپردازد. ازاین رو، حقایقی هست که برای برخی از افراد، به ویژه آنها که دل و جانشان را زنگار هوای نفس و نادانی و لجاجت دربرگرفته است، باید همیشه ناگفته بماند.
به شمشیرم زد و با کس نگفتم که راز دوست از دشمن نهان به
حافظ
پیام متن:
۱. آدمی، بیش از هر کس دیگر میتواند رازنگه دار خود باشد.
۲. راز را به نااهلان و آنها که از ظرفیت کافی بی بهرهاند، نباید سپرد.
حفظ راز شخصی، مقدمهای برای رازداری دیگران
چنین نیست که انسان راز خویش با هیچ کس نگوید، بلکه گفتن راز و با محرم اسرار درددل کردن، روح و جان را سبک میکند و آدمی با پشتیبانی دیگران دلگرم و آرام میشود که البته در این میان، بهترین رازدار بندگان، خالق ستار و پرده پوشی است که:
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد
حافظ
آن هنگام که پیامبر اسلام از مأموریت هجرت خویش به مدینه باخبر شد، باید شخصی را انتخاب میکرد که این راز را با او در میان نهد تا یاری اش کند. در آن حال، پیامبر خدا(ص) تنها یک تن را یافت که بتواند به او اعتماد کند و این شخص، کسی جز علی علیه السلام نبود و آن گاه مهر اسرار خویش مهر از نزد او گشود که:
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم با دوست بگوییم که او محرم راز است
حافظ
زمانی که اسرار، نگفتنی است یا شنوای راز، محرم نیست، دل باید صندوق و نگاه دار باشد و از امانت خویش به بهترین صورت امانت داری کند و آن را به گاه ضرورت نیز جز به امانتدار نسپارد و این فرموده زیبای امیرالمؤمنین علی علیه السلام را در نظر داشته باشد که: «صَدْرُ العاقِلِ صُندُوقُ سِرِّهِ؛ سینه انسان عاقل، صندوق اسرار است».
یکی از ویژگیهای پیامبر خدا، امانتداری و رازداری ایشان بود. او هرگز راز کسی را برملا و خیانت در امانت نکرد. ما نیز به پیروی از این معطرترین گل بوستان آفرینش، از افشای هر آنچه به عنوان راز به ما به امانت سپردهاند، باید خودداری کنیم.
غم حبیب نهان به ز گفت وگوی رقیب که نیست سینه ارباب کینه محرم راز
حافظ
پیام متن:
۱. گاهی در میان گذاشتن راز با کسانی که محرم اسرار هستند، موجب سبکی روح و آسودگی درون میشود.
۲. راز را تنها به اهل آن باید گفت.
عوامل افشای راز
برخی عوامل که به افشای رازها میانجامند، عبارتند از:
۱. پرحرفی: اشخاص پرحرف، برای اشباع میل سخن گویی، از هر دری سخن به میان میآورند و یافتههای خویش را به دیگران انتقال میدهند. چنین کاری سبب پرده برداشتن از اسرار آدمی میشود.
۲. عقده حقارت: در هم نشینیها گاه از مطالب گوناگون سخن میگویند. افرادی که کمبود شخصیت و ضعف نفس دارند، میکوشند تا با سخنانی جدید، نظر حاضران را به خود جلب و احساس حقارت خود را جبران کنند و بدین ترتیب، برخی رازها را برملا میسازند.
۳. دوستی و رفاقت: سومین انگیزه فاش سازی اسرار، دوستیها و رفاقت هاست. شخص دانای اسرار باید توجه داشته باشد که مرز دوستی و رفاقت را از حریم اسرار پنهانی خویش جدا کند و نه تنها اسرار خود، بلکه اسرار شخصی دیگران را نیز در اختیار دوستانش قرار ندهد. حضرت صادق علیه السلام فلسفه این کار را چنین بیان میفرماید:
لا تُطلِعْ صَدیقَکَ مِنْ سِرِّکَ اِلاّ عَلی مالَوِا اطَّلَعَ عَلَیْهِ عَدُوُّکَ لَم یَضُرَّکَ فَاِنَّ الصَّدیقَ قَدْ یَکُونُ عَدُوُّکَ یَوماً ما.
دوستت را بر آن مقدار از اسرارت آگاه ساز که اگر دشمنت هم آن را بداند، به تو زیان نرساند. شاید دوستت نیز روزی دشمن تو شود.
۴. احساساتی شدن و عصبانیت: یکی دیگر از عوامل افشای اسرار، صبر نکردن بر بدی هاست. بسیار اتفاق میافتد که فرد یا افرادی بر اثر ناراحتی از شخصی و سپس احساساتی شدن، اسراری را فاش میسازند، ولی پس از آن، دچار پشیمانی میشوند. بر این اساس، آنهاکه بازیچه احساسات نمیشوند و بر خشم خویش مسلط هستند، بر حفظ اسرار خود و دیگران تواناترند.
پیام متن:
پرحرفی، ضعف شخصیت، اعتماد کامل کردن به دوست و کنترل نداشتن بر احساسات و غضب، از عوامل افشار راز هستند، بنابراین، آنان که نگران افشای راز خود هستند، باید در این مواقع، کاملاً هوشیار باشند.







