فرهنگ مصادیق:« احکام وضعی »

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
« احکام وضعی»

مقدمه

به یقین هیچ دو نفری کنار هم قرار نمی‌گیرند مگر اینکه بین آنها قانونی جاری است. حتی برگ درختی نمی‌افتد مگر اینکه قاعده و قانونی پشتوانه دارد «وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا يَعْلَمُهَا»[۱] و همینطور هیچ حرکتی جز به واسطه قانون جاری در نظام عالم انجام نمی‌شود.
در مبحث احکام وضعی نیز به همین صورت است؛ احکام وضعی،احکامی است که وضعیت انسان را با اطرافیانش تعریف می‌کند. این احکام تأثیر مستقیمی بر جسم و روان دارد. سه شأن انسانی (جسم، روان، ذهن) بسیار تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند و این تأثیر به قدری است که هر زمان روان یا جسم در وضعیت طبیعی خود و در تعادل نباشد ذهن تمرکز کافی را ندارد،حتی در زمان ترس از اطلاعات اولیه خود نیز نمی‌تواند استفاده کند. چون حضور انسان در زمان به واسطه جسم است اگر میزان تعادل در آن رعایت نشود بر ذهن و روان اثر می‌گذارد ، در واقع به دلیل وجود جسم است که لایه‌های باطنی روان و ذهن را دارا هستیم پس با به مشکل خوردن جسم دیگر ابعاد انسانی زیر سؤال می‌رود. مثلاً انسانی که از لحاظ دینی مُنگولیسم است شاید در ظاهر انسان باشد وبتوان به دلیل عواطف وشمایل راه رفتن او را انسان نامید اما درحقیقت او تنها حیوانی رونده است. با این تفاصیل باید گفت روابط بین انسانها (بِماهو اِنسان) و احکام وضعی مجموعه‌ای از قواعد است و این قواعد همان حقوق و تکالیف شرعی است. حلال‌ها وحرام‌ها یعنی، درجه تعادل در سه شأن انسانی (جسم،روان،ذهن) ؛ یعنی تعادل در اراده،در آگاهی و در توجه به سلامت جسم،با ملاحظه برخی عوامل نسبت به اشیاء اطراف. این اشیاء می‌تواند هم انسان باشد وهم حیوان.
اگر به دنبال تأثیر مستقیم حلال‌ها و حرام‌ها باشیم باید بدانیم که ماهمزمان با انجام آنها نمی‌توانیم این تأثیر را ببینیم. چرا که عناصر اشیاء یک تأثیر محسوس دارند مثل سوزانندگی آتش،و یک تأثیر نامحسوس مثل سیاه شدن لباس دراثر دود آتش؛که در حالت طبیعی دود تنها یک بو یا مولکول است. این قواعد به قدری ساده است که شاید هر اومانیسم متفکری آنها را درک کندو به آن ایمان بیاورد.

چگونگی اثبات حرام

با این توضیحات، ما چطور چیزی به نام حرام را می‌توانیم اثبات کنیم؟
فرض کنید شما امروز به یک آزمایشگاه برای دادن تست خون رفته‌اید و خانمی که متصدّی این کار می‌باشد بدون در دست داشتن دستکش می خواهددست شما را لمس کند و این آزمایش را انجام دهد. شما به او اعتراض می‌کنید وآن خانم هم از روی جهل نسبت به علوم،لبخندی استهزاء آمیز می‌زند وبیرون می‌رود؛بعد از مدتی خانم مسن تری برای گرفتن آزمایش داخل اتاق می‌شود و می‌گوید:من خانمی مسن هستم وجای مادر شما پس بین ما مسئله‌ای نیست واشکالی هم پیش نمی‌آید. خب در پاسخ چه می‌گویید؟ آیا استدلال ایشان صحیح است؟ یکی از پاسخ‌هایی که می‌توان داد با استفاده از همین قواعد ظاهری است:پس ابتدا تعریف می‌کنیم منظور از نامحرم چیست؟ نا محرم یعنی دو فرد جنس مخالف که بُعد موجیشان در سطح کوآنتومی ارتباط مستقیمی ندارد. برقراری چنین ارتباط مستقیمی ازکانال محیط ادیان الهی ایجاد می‌شود ومی گویند این دونفر با هم محرم شده‌اند. طبعاً تماس دو فرد محرم باهم تأثیری مثبت بر جای می‌گذارد،چنانکه در روایات آمده است : بودن درکنار همسر صدقه محسوب می‌شود. به همین صورت تماس دو فرد نامحرم اثر و موجی منفی می‌گذارد و حضور آنها هم در اتاقی در بسته کنار یکدیگر حرام است. وقتی این قواعد را کنار هم بگذاریم می‌بینیم که قواعدی ظاهری است وبافرمول روز اثبات می‌شود. سخن پیامبران وائمه اطهار (علیهم السلام) این است که اگر در مقابل دستورات شرعی علامت سؤال می‌گذاری و (چرا؟ ) می‌آوری حتماً به دنبال استدلال آن هم برو و حداقل اگر به دنبال جواب نرفتی همچون بو علی‌ها بگو: تَعَبُّداً (از روی بندگی) می‌پذیرم تا اینکه روزی باب آن به رویت باز شود،تا اینکه روزی علم فیزیک کوآنتوم رشد کند وضرر آنها را به اثبات برساند، تا اینکه روزی پروفسور ایموتوی ژاپنی اثبات کند موج حاصل از نیّت انسان بر مولکول‌های آب اثر مستقیم می‌گذارد و این در حالی است که حدود۷۰درصد کره زمین و بدن انسان را آب تشکیل داده است وبه هم ریختن وضعیت مولکولهای آب بیماری زا است. روزهایی بود که وقتی گفته می‌شد : مردها از بین دو زن (یا زنها از بین دو مرد) عبور نکنند، زیرا موجب ضعف حافظه می شودعده‌ای که بیماری غلبه نفس بر دل را داشتند واحکام را تعبّداً نمی‌پذیرفتند مسخره می‌نمودند. اما امروز علم فیزیک اثبات می‌نماید که گردش حاله‌های بدن زنان خلاف عقربه‌های ساعت وحاله‌های مردان موافق عقربه‌های ساعت است است به همین دلیل با عبور از بین ۲زن (یامرد) تخریب حاله‌ای شکل می‌گیرد و سبب جذب امواج منفی محیط می‌گردد که بر ذهن اثرمی گذارد.
حداقل بگوییم ما قواعد را نمی‌دانیم اما از روی تعبّد می‌پذیریم. این کار را حتی حیوانات هم که دارای قوه وهم وخیال اند نه قوه عاقله انجام می‌دهند؛هیچگاه یک حیوان غذای فاسد را حتی در زمان گرسنگی نمی‌خورد مگر اینکه مریض باشد ونتواند بوی آن را حس کند و. . . در واقع آنها به سمت آنچه مناسبتی در برابرش ندارند نمی‌روند. در این میان تنها موجودی به نام آدم است که به دلیل لذت طلبی،قوه عقل و وهم را کنار می‌گذارد وبا اینکه می‌داند این کار ضرر دارد ، انجام می‌دهد.
همان طور که خوردن شیر فاسد اثر مستقیمی برجسم دارد که بیماری است. در روان هم به همین شکل است،ارتباط با نامحرم اعم از صحبت وتماس حتی اگر از روی نیتی نباشد باعث بیماری روح است واین بیماری در بلند مدت خود را ظهور می‌دهد. وقتی می‌گوییم تعبّداً می‌پذیرم یعنی ما یقین داریم که روح و روان وجود دارد. کسی که یقین به وجود ابعاد باطنی انسانی دارد،اهدافش را براساس این یقینیات انتخاب می‌کند و هیچگاه نسبت به محرّمات بی باک و نسبت به واجبات تنبل نخواهد بود ...

پانویس

  1. انعام؛ آیه 59
منبع: arafatngo. ir/site/ سایت عرفات - تاریخ برداشت: 94/11/17