فرهنگ مصادیق:یادگیری احکام عبادی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
مصادیق مرتبط
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
نویسنده: سید فرید قهستانی
تهیه و تدوین: پژوهشکده امر به معروف و نهی از منکر قم-26-10-95
محتویات
- ۱ تعریف لغوی و اصطلاحی واژگان
- ۲ روشهای تربیتی یادگیری
- ۳ راههای شخصیت دادن به فرد
- ۴ فروع عبادی دین
- ۵ یادگیری احکام عبادی از دیدگاه قرآن
- ۶ از دیدگاه روایات
- ۷ از نگاه فقه اسلامی
- ۸ آثار فردی اجتماعی یادگیری احکام عبادی
- ۹ راهکار اجرایی این فریضه
- ۱۰ سایت شناسی
- ۱۱ کتاب شناسی
- ۱۲ مقاله شناسی
- ۱۳ فهرست منابع
- ۱۴ پانویس
تعریف لغوی و اصطلاحی واژگان
یادگیری (تعلّم)
تَعلُّم به معنای یاد گرفتن و دانش آموختن است؛ چنان که تعلیم به معنای آموختن و آموزش دادن است [۱].
مشتقات واژه علم در قرآن کریم بسیار آمده است. در برخی آیات قرآن خداوند خود را معلم و آموزگار معرفی کرده است. به عنوان نمونه در آیه دوم سوره الرحمن میفرماید: «الرَحمَن عَلَّمَ القُرآنَ»؛ (خداوند رحمان، قرآن را آموزش و تعلیم داد.) و یا در سوره علق آیات چهارم و پنجم میفرماید: «اِقرَء وَ رَبُّکَ الأَکرَم* الَّذِی عَلَّمَ بِالقَلَمِ عَلَّمَ الإنسانَ مَالَم یَعلَم»؛ (بخوان! و پروردگار تو بس گرامی است همان کسی که با قلم انسان را آموزش داد؛ به انسان چیزی را که نمیدانست، آموخت).
منظور از یادگیری، یادگیری تقلیدی یا اجتهادی است. این یادگیری، شامل تمامی افعال، اذکار، زمان و مکان، شرائط، مقدمات، مقارنات و مبطلات و ... میگردد.
یادگیری، اصول و روشها
موضوع تعلیم و تربیت، انسان است که از پیچیدگی روحی، لطافت عاطفی، دقت عقلی و ظرافت احساسی خاص برخوردار است. عدم آشنایی با روشها و اصول علمی تعلیم و تربیت، ما را در سراشیبیِ دشواریها و ناهنجاریهای روانی به پیش خواهد برد.
خانواده
اولین مسولیت تعلیم و یاد دادن به عهده خانواده است. خانواده با اتخاذ روشهای مناسب که باید نسبت به یادگیری این روشها نیز اهتمام داشته باشد، میتواند مهمترین نقش را در یادگیری احکام به فرزندان خود ایفا نماید.
خانواده و مدرسه
مسئولیت تربیت و تعلیم فرزندان تنها به عهده ی پدر و مادر یا مدرسه نیست، بلکه مسئولیتی است مشترک بین مدرسه و والدین. زمانی فرزندان ما به اهداف عالی تربیتی و آموزشی دست خواهند یافت که هر دو نهاد (یعنی خانه و مدرسه). احساس مسئولیت کرده، نسبت به وظایف خود هماهنگ عمل کنند و در تربیت کودک روشهای یک سانی را به کار گیرند.اگر این هماهنگی بین خانه و مدرسه نباشد، کودک دچار سردرگمی میشود. خانوادهها میتوانند با هماهنگ ساختن رفتار خود با برنامهها و آموزشهای مدرسه، نمونهای عملی برای جهت دهی رشد فرزندان شان باشند. اگر این هماهنگی با مدرسه نباشد و والدین برنامهای مخالف برنامههای تربیتی مدرسه در پیش گیرند، فرزندان آنها دچار تضاد میشوند و در انتخاب راه صحیح سرگردان خواهند شد.
اگر هر دو نهاد، به طور هماهنگ عمل کنند و در پی گیرهای مداوم مسائل تربیتی و درسی، هم کاری مستمری با هم داشته باشند، در اصلاح رفتارهای نابه هنجار و تقویت خصلتهای نیک نوآموزان موفق خواهند شد.
روشهای تربیتی یادگیری
محبت
از اصیلترین و مهمترین احتیاجات روانی کودک، برخورداری از محبت است. کودکان باید احساس کنند که در محیط خانواده یا مدرسه با آنان صمیمی و مهربان هستند و آنان را یاری میکنند تا بعدها مسائل خود را با والدین یا معلمان و مربیان خود در میان بگذارند.
احترام گذاشتن به شخصیت
پیامبر اکرم(ص) گاهی به خاطر فرزندان خود (نوادگان پیامبر) امام حسن(ع) و امام حسین(ع) سجده ی نماز را طولانی میکردند و زمانی به دلیل گریه ی فرزندان دیگران، نماز را سریع تر پایان میدادند.به کودکان احترام میگذاشتند و درس پرورش شخصیت اطفال را به مردم میآموختند. احترام، یکی از ارکان تعلیم خصوصا در مسائل دینی است.
راههای شخصیت دادن به فرد
۱. برخورد اولیه مناسب مانند سلام کردن و گرم گرفتن
یکی از راههای شخصیت دادن، گرم گرفتن و بروز رفتارهای اسلامی مانند سلام کردن به او است.
۲. وفای به عهد
وقتی خانواده یا مربیان احکام جهت تشویق، به فرزند وعدهای میدهند، فرزند از آنان توقع دارد که به وعده ی خود عمل کنند در غیر این صورت، اعتماد فرزند نسبت به آنها سلب میگردد و دیگر توجهی به آنان نمیکند.
۳. حلم و بردباری
تربیت و آموزش باید توام با مهر و محبت و گذشت باشد، با عیب پوشی و نرمی با آنها برخورد شود و به آنان کمک و یاری گردد. در برخورد با کودک، باید به ویژگی-هایش توجه داشت و در مقابل جنب و جوش و جست و خیز او - اگر چه موجب مشکلاتی شود - صبر و حوصله به خرج داد .
۴. نقش الگو در تعلیم احکام:
مهمترین نوع یادگیری انسان، یادگیری مشاهدهای است. بر همین اساس، یکی از روشهای تربیت، تربیت به وسیله الگو است، که میتوان آن را «روش الگویی» نامید. این روش در سرتاسر زندگی و ابعاد مختلف آن کاربرد دارد و از آن جا که محتوای تربیت را به صورت عینی و عملی ارائه میدهد، در انتقال مفاهیم و آموزش برنامههای تربیتی، بسیار مؤثر است. شاید به همین دلیل است که در منابع اسلامی، بر بهره گیری از الگو و پی روی از اسوههای حسنه تأکید شده است. تأثیرپذیری انسان از محیط و گرایش او به تقلید را میتوان از مبانی اثرگذاری این روش نام برد.
از شیوههای اجرایی این روش، میتوان به الگودهی، الگوپردازی و الگوزدایی اشاره کرد که هر کدام شیوههای جزئی تری را شامل میشود.
به طور خلاصه میتوان گفت خانواده و مربیان احکام، تنها با ایمان و اعتقاد راسخ خود نسبت به مبدا آفرینش و شناخت و تهذیب نفس خویش و آشنایی لازم با روان و شخصیت فرزندان و شناخت اصول و مبانی تعلیم و تربیت اسلامی قادر هستند فعالیتهای متعلمان را در زمینههای احساسی، عاطفی، اخلاقی، آموزشی و همچنین روابط صحیح وی با همسالان و دیگر افراد اجتماع، رهبری و هدایت نمایند. آنان بدین وسیله می-توانند برای تحقق بخشیدن به آرمانهای متعالی تعلیم و تربیت اسلامی، در جهت سازندگی شخصیت متعلمامن که آینده سازان و سرمایههای عظیم و آینده ساز کشور اسلامی هستند، گامی به پیش نهند.
فروع عبادی دین
فروع دین به دو دسته کلی فروع عبادی و غیر عبادی تقسیم میگردد. فروع غیر عبادی دین عبارت از فروعی است که متعلق به رابطه بین مخلوق با مخلوق بر حسب دستورات الهی است. فروع عبادی عبارت است از فروعی که به تنظیم رابطه مخلوق و خالق میپردازد که در این نوشتار، فروع عبادی مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
در برخی تقسیمات، میتوان فروع دین را به سه بخش تقسیم نمود:
۱- عبادات مانند:۱-نماز۲-روزه۳-حج.
۲- معاملات شامل عقود:بیع- اجاره-رهن-امانت- نکاح-قرض-وصیت- عاریه-شرکت-وقف-وکالت-جعاله-مزارعه- مساقات-بیع-مضاربه.
و هم چنین ایقاعات:طلاق- سوگند- ایلاء.
۳- سیاسات :قصاص-حدود-تعزیرات-دیات-امر به معروف و نهی از منکر- جهاد- خمس و زکات.
عبادت
عبادت، عبارت از نهایت تعظیم است که فقط شایسته خداست زیرا نهایت تعظیم در مورد کسی رواست که نهایت انعام را انجام دهد و آن خداست و احکام شرعی که متعلق بآخرت باشد عباداتند [۲].
خواجه نصیر میگوید: «عبادت عبارت از آن بود که تعظیم و تمجید خالق خویش و مقربان حضرت او چون ملائکه و انبیاء و ائمه و اولیاء و طاعت و متابعت ایشان و انقیاد اوامر و نواهی صاحب شریعت را ملکه کند و تقوی را که متمم و مکمل این معنی بود شعار و دثار خود سازد» [۳].
با دقت در مفهوم و کاربردهای واژه «عبادت» روشن میشود که هر چند عبادت نوعی خضوع و فروتنی است، اما هر خضوعی عبادت نیست. بدون شک کسی که در برابر شخصی تواضع و خضوع میکند نمیگویند او را عبادت کرده است. همچنین هرگونه «اطاعت» و فرمانبرداری مصداق عبادت نیست. اینکه در اسلام عبادت غیر خدا حرام است اما تواضع و اطاعت دیگری جایز است. [۴]
معنای عام عبادت
عبادت بر معنایی آمیخته از «اطاعت » و «فروتنی » دلالت میکند. و عملی است که فرمانبری از معبودی را در پی دارد. اما باید در نظر داشت که هر اطاعتی، عبادت نیست، موارد بسیاری از اطاعت است که عبات شمرده نمیشود. به عنوان مثال، انسان از کارفرمای خویش، اطاعت میکند، اما او را عبادت نمیکند. و رمز مساله در این جاست که اطاعت از کارفرما و نظیر آن، اطاعت بدون قید و شرط نیست.
علامه طباطبایی میفرمایند: «عبادت هر چیز مساوی با اعتقاد به ربوبیت او است، همچنین اطاعت بدون قید و شرط هر چیز نیز مساوی با رب دانستن آن چیز است، پس طاعت هم وقتی بطور استقلال باشد خود، عبادت و پرستش است و لازمه این معنا این است که شخص مطاع را بدون قید و شرط و بنحو استقلال اله بدانیم، زیرا اله آن کسی است که سزاوار عبادت باشد. » [۵]
همچنین اصل عبادت، آن حالت قلبی و درونی انسان است. پس نماز و روزه و نظیر آن، حقیقت عبادت نیستند، اگر چه افعال و اعمالی هستند که عبادت در شکل آنها، ظهور و بروز میکند.
بنای اصلی عبادت، اعتراف به بندگی خدا است، در این صورت گستره عبادت علاوه بر واجبات و مستحبات، امور مباح را نیز در بر میگیرد و آن را به مستحب تبدیل میکند. تشنه، اگر هنگام نوشیدن آب شکر خدا را به جا آورد، این کار او عبادت محسوب میشود، پس عبادت تنها در خواندن نماز و گرفتن روزه نیست! اعتراف به بندگی خدا و هر کار مثبتی را به یاد او انجام دادن عبادت است. در عین حال شاخص اصلی و مصداق برتر عبادت، در انجام واجبات خلاصه میشود. آنچه از طرف خداوند و پیامبرش در مورد رعایت حقوق انسانها و چگونگی ارتباط با مردم بیان شده نیز عبادت محسوب میشود. رعایت حق الله، حق النّاس و حق النفس عبادت است. کسب روزی حلال که انجام وظیفه در مقابل خود و خانواده است، عبادت محسوب میشود.
امام سجاد(ع) فرمود: « هر کس به واجبات خدا عمل کند، از عابدترین مردم است» [۶].
ضرورت عبادات
عبادت و عبودیت، در ادیان الاهی جایگاهی مهم و اساسی دارد و جزء تفکیکناپذیر مذهب به شمار میرود. همانگونه که «توحید» رکن دین در وجهه اعتقادی آن است «عبادت» رکن دین در وجهه سلوکی آن است. دین حقیقی، بدون عبادت و پرستش هرگز وجود نداشته است. رسالت مشترک پیامبران ایجاد، گسترش و تعمیق روح عبودیت در میان مردم و پرهیز دادن آنان از عبادت غیر خدا بوده است.
یک پرسش اساسی در مورد عبادت این است که چرا انسان باید خدا را عبادت کند؟ و به تعبیر دیگر، فلسفه عبادت چیست؟
از دیدگاه ادیان الاهی انسان هر چند در جهان مادی زندگی میکند و محکوم قوانین آن است، اما شخصیت اصلی او را بعد روحی و معنوی وی تشکیل میدهد که انتساب ویژه به خداوند دارد : (نَفَختُ فِیه مِن رُوحِی)«...سپس از روح خود در آن [ کالبد انسان ] دمیدم». [سوه حجر: ۲۹] همین ویژگی یعنی حامل روح الاهی بودن است که با انسان شخصیت خاص و ممتاز بخشیده است و او را سرشار از استعدادهای توحیدی و معنوی کرده است. عبادت و پرستش برای انسان به مقتضای ساختار وجودیش کمال است و عامل به فعلیت رسیدن استعدادهای شگرف معنوی اوست. از این رو تکامل همه جانبه انسان، بدون عبادت هرگز تحقق پیدا نمیکند. اگر کسی فرضا در ابعاد دیگر به کمال برسد اما اهل عبادت نباشد، فرد ناقصی است که بخش اصلی وجود او و استعدادهای مربوط به آن راکد و غیر فعال مانده است. از دیدگاه قرآن که میفرماید: (: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الانسَ الاَّ لیَعْبُدونِ) «جن و انس را جز برای عبادت خود نیافریدم». [الذاریات: ۵۶] بنابراین عبادت برای انسان یک نیاز روحی و یک ضرورت تکاملی و در عین حال هماهنگی با آفرینش است.
عبادت فطری
شهید مطهری (قده) در زمینه پرستش فطری سخنانی دارد که خلاصه آن این است: انسان دو نوع پرستش دارد، پرستش آگاهانه و پرستش ناآگاهانه (همانگونه که دو نوع خداشناسی دارد، خداشناسی آگاهانه و خداشناسی ناآگاهانه). عبادت ناآگاهانه مربوط به ضمیر ناخودآگاه انسان است. ایشان با بیان این شعر:
همچو میل کودکان با مادران سِرّ میل خود نداند در لبان
توضیح میدهد: بچهای که تازه متولد میشود همان روزهای اول و دوم که هنوز چشمهایش را نمیتواند باز کند و قطعا از مادر آگاهانه اطلاع ندارد، یعنی هنوز در ضمیرش از مادر تصویری ندارد و نمیداند مادری هم دارد، گرسنهاش که میشود سرش و لبهایش را به این طرف و آن طرف حرکت میدهد؛ این لبها ناآگاهانه در جستجوی سینه مادر است. یعنی اگر از این کودک کسی توضیح بخواهد که دنبال چه چیز میگردی؟ وی قادر به توضیح نیست، زیرا هنوز ذهنش از تصویرها و نقشها مزین نشده است. حتی اگر بتواند حرف بزند باز هم نمیتواند این مطلب را بیان کند، اما ناآگاهانه به سوی چیزی که وجود دارد میرود [۷].
انسان به حسب فطرت، کارهای اخلاقی را شریف و شرافتمندانه میداند و در این کارها یک نوع شرافت و عظمتی را تشخیص میدهد و حس میکند با انجام این کارها خودش را بزرگوار میکند. بنابراین، عمق روح انسان، فطرت انسان، عمق قلب انسان، با یک شامه مخصوص، ناآگاهانه همین طور که خدا را میشناسد، این قوانین خدا و رضای خدا را نیز میشناسد و کار را بالفطره در راه رضای خدا انجام میدهد، ولی خودش نمیداند که در راه رضای خدا قدم بردارد [۸]. البته «عبادت آگاهانه» نیز از فطرت انسان سرچشمه میگیرد، فطرتی که به سطح ضمیر خودآگاه رسیده است. قرآن میفرماید: (أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطان)«آیا با شما عهد نکردم ای فرزندان آدم که شیطان را نپرستید، که او دشمن آشکار است و اینکه مرا بپرستید، که این راه راست است». [یس: ۶۰] نکته دیگر اینکه، کمال نمایی انسان تنها به وسیله عبادت آگاهانه بدست میآید. عبادت ناآگاهانه، فقط برخی کمالات را نصیب انسان میکند.
رابطه زیبای انسان با خدا
عبادت، که همان ارتباط با آفریدگار است، بسیار آسان، پرشکوه، لذت بخش و سرشار از خیر و برکت است.
نیت در عبادت
عبادات برعکس احکام توصلی، نیاز به نیت دارند و بدون آن محقق نمیگردند. از این رو به ذکر چند روایات در باب نیت پرداخته میشود:
۱- الإمامُ علی(ع): إنّ قَوما عَبَدوا اللّهَ رَغبَهً فتِلک عِبادَهُ التُّجّارِ، و إنّ قَوما عَبَدوا اللّهَ رَهبَهً فَتِلک عِبادَهُ العَبیدِ، وَ إنّ قَوما عَبَدوا اللّهَ شُکرا فتِلک عِبادَهُ الأحرار [۹].
امام علی(ع): گروهی به هوای پاداش خدا را عبادت کردند، و این عبادتِ سوداگران است؛ دستهای از روی ترس خدا را عبادت کردند، و این عبادت بردگان است؛ و گروهی برای سپاسگزاری خدا را عبادت کردند، و این عبادت آزادگان است.
۲- الإمامُ زینَ العابدینُ(ع): إنّی أکرَهُ أن أعبُدَ اللّهَ و لا غَرَضَ لی إلّا ثَوابُهُ، فأکونَ کالعَبدِ الطَّمِعِ المُطَمَّعِ؛ إن طَمِعَ عَمِل و إلّا لَم یعمَلْ، و أکرَهُ أن (لا) أعبُدَهُ إلّا لِخَوفِ عِقابِهِ، فأکونَ کالعَبدِ السُّوءِ؛ إن لَم یخَفْ لَم یعمَلْ. قیلَ: فِلمَ تَعبُدُهُ؟ قالَ: لِما هُو أهلُهُ بِأیادِیهِ علَی و إنعامِهِ. [۱۰]
امام زین العابدین(ع): خوش ندارم که خدا را عبادت کنم و از آن هدفی نداشته باشم جز [رسیدن به] پاداش او؛ زیرا در این صورت مانند برده طمع کارم که اگر به چیزی چشم داشته باشد کار میکند و گرنه کار نمیکند. همچنین خوش ندارم خدا را فقط به سبب ترس از کیفر او عبادت کنم؛ چه در این حال همچون بنده نابکاری خواهم بود که اگر نترسد، کار نمیکند. عرض شد: پس، برای چه خدا را عبادت میکنی؟ فرمود: زیرا او به سبب الطاف و نعمتهایش به من، سزاوار عبادت است.
۳- الإمامُ الصّادقُ(ع): (إنّ) العُبّادَ ثَلاثهٌ: قَومٌ عَبَدوا اللّهَ عَزَّ و جلَّ خَوفا فتِلک عِبادَهُ العَبیدِ، وَ قَوم عَبَدوا اللّهَ تَبارک و تَعالی طَلَبَ الثَّوابِ فتِلک عِبادَهُ الاجَراءِ، و قَوم عَبَدوا اللّهَ عَزَّ و جلَّ حُبّا لَهُ فَتِلک عِبادَهُ الأحرارِ، و هِی أفضَلُ العِبادَهِ. [۱۱]
امام صادق(ع): عبادت کنندگان سه دستهاند: گروهی خداوند عزّ و جلّ را از ترس عبادت میکنند، که این عبادت بردگان است؛ گروهی خدای تبارک و تعالی را به طمع ثواب عبادت میکنند، که این عبادت مزدوران است؛ و گروهی خداوند عزّ و جلّ را از سر عشق و محبّت به او عبادت میکنند که این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است.
۴- الإمامُ الصّادقُ(ع): إنّ النّاسَ یعبُدونَ اللّهَ عَزَّ و جلَّ علی ثَلاثهِ أوجُهٍ: فطَبَقهٌ یعبُدونَهُ رَغبَهً فِی ثَوابِهِ فتِلک عِبادَهُ الحُرَصاءِ و هُو الطَّمَعُ، و آخَرونَ یعبُدونَهُ فَرَقا مِنَ النّارِ فتِلک عِبادَهُ العَبیدِ و هِی الرَّهبَهُ، و لکنّی أعبُدُهُ حُبّا لَهُ عَزَّ و جلَّ فتِلک عِبادَهُ الکرامِ وَ هُو الأمنُ؛ لِقَولِهِ عَزَّ و جلَّ: «و هُمْ مِنْ فَزَعٍ یوْمَئذٍ آمِنونَ» و لِقَولِه عَزَّ و جلَّ: «قُلْ إِنْ کنْتُم تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِی یحْبِبْکمُ اللَّهُ وَ یغْفِرْ لَکمْ ذُنُوبَکمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ» فمَن أحَبَّ اللّهَ أحَبَّهُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ، وَ مَن أحَبَّهُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ کانَ مِنَ الآمِنینَ. [۱۲]
امام صادق(ع): مردم در عبادت خداوند عزّ و جلّ بر سه گروهند: یک گروه او را به هوای پاداشش عبادت میکند، که این عبادت آزمندان است و آن طمع باشد. گروهی دیگر او را از ترس دوزخ عبادت میکنند، که این عبادت بردگان است و آن ترس باشد. امّا من خداوند عزّ و جلّ را به خاطر عشق و محبّت به او عبادت میکنم و این عبادت کریمان است و آن مایه امن و امان باشد؛ به دلیل این سخن خداوند عزّ و جلّ که: «و آنان از ترس و هراس آن روز در امانند» و نیز به دلیل این سخن خداوند عزّ و جلّ که: «بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است» بنا بر این، هرکه خدا را دوست بدارد خداوند عزّ و جلّ نیز او را دوست دارد و هر که خداوند عزّ و جلّ دوستش بدارد از وحشت روز قیامت در امان است.
راه دست یابی احکام
سه راه برای به دست آوردن و یادگیری فروعات عبادی وجود دارد: « واجب است بر هر مکلفی که در عبادات و معاملات خود یا عمل به اجتهاد نماید و یا تقلید کند و یا عمل به احتیاط» [۱۳].
الف: تقلید
خداوند متعال، بر قاعده عقلائی سوال از جاهل از عالم در آیه شریفه (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) (از اهل ذکر(عالمان) اگر نمیدانید بپرسید)[ أنبیاء/ ۷، نحل/ ۴۳.] تاکید میورزد. خدای حکیم انسان را بی هدف و رها و بدون برنامۀ مشخص در زندگی فردی و اجتماعی نیافریده است و با توجه به این نکته که دین برای هر یک از رخدادها و پدیدههای زندگی فردی و اجتماعی موضع و حکم مشخصی دارد عقل حکم میکند که باید موضع دین را در هر یک از آنها بدست آورد. اما آیا هر کس با هر اندازه پشتوانه علمی و هر مقدار آگاهی از مبانی دین میتواند به این مهم نایل آید؟
بنابراین راه بدست آوردن نظرات دین چه در اصول و چه در فروع، مراجعه به منبع قرآن و عترت پیامبر (ص) است، و در زمان غیبت امام معصوم (ع) بنابر آنچه در توقیع شریف آمده است باید به حاملان علوم اهل بیت (ع) و روات احادیث مراجعه نمود: «و أما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها إلی رواه أحادیثنا»(در حوادث و اتفاقات، به راویان احادیث ما (عالمان دینی که درک صحیحی از منظومه قرآنی -روایی دارند) مراجعه کنید)[کمال الدین: 2/ 485]
روش و سیرۀ عقلاء در هر علمی پرسش از دانشمندان و کارشناسان همان علم بوده و هست و این روش در عمل مورد تأیید و امضاء شارع نیز قرار گرفته است. ارجاع ائمه (ع) پرسش کنندگان را به اصحاب مورد وثوقی چون یونس بن عبد الرحمن، ابان بن تغلب، ابا بصیر و زکریا بن آدم، تثبیت این روش عقلائی است.
در ضروریات نیازی به تقلید نیست، مثل وجوب نماز و روزه و مانند اینها و هم چنین در یقینیات. هر گاه از برای مکلف به آن یقین حاصل شود، و در غیر این دو واجب است تقلید، اگر مجتهد نباشد و احتیاط هم برای او ممکن نشود. و اگر احتیاط ممکن باشد، مخیر است ما بین آن و بین عمل به تقلید [۱۴].
ب: اجتهاد [۱۵]:
فقهای شیعه از رهگذر دانش فقه و اصول، فروع دین را از متون دینی استخراج و استنباط میکنند و احکام عملی شریعت را به دست میدهند. دانش فقه و اصول، از دانشهای اسلامی هستند که در قلمرو فروع دین، به پرسشهای انسان پاسخ میدهند و وظایف او را مشخص میسازند. منابعی که فقها از آنها بهره میجویند عبارت اند از: کتاب (قرآن)، سنّت (حدیث)، اجماع و عقل [۱۶].
به طور دقیق تر اصطلاح اجتهاد در فقه اسلامی به معنای استنباط احکام شرعی با شروطی خاص از منابع فقه یا «استنباط احکام و وظایف عملی شرعی از ادله و اصول». کسی را که به توانایی اجتهاد رسیده است، مُجتهد گویند. اجتهاد نیازمند آموختن شاخههای مختلفی از علوم دینی و ادبی است و طُلاب علوم دینی برای رسیدن به اجتهاد سالها در آموختن ادبیات عرب، اصول فقه، منطق، آیات الاحکام، رجال و درایه، نظریههای فقهای متقدم، تفسیر قرآن و جز آن تلاش میکنند. بنابر فقه شیعه، اجتهاد واجب تخییری است بدین معنا که هر مکلفی مخیر است یا اجتهاد کند یا به واسطه تقلید از مجتهد و یا با احتیاط، احکام شرعی خود را به دست آورد. از سویی دیگر، اجتهاد برای حفظ احکام شرعی از فراموشی و برای پاسخگویی به مسائل فقهی مسلمانان، واجب کفایی است [۱۷].
ج: احتیاط
کسی که تقلید ننماید و از طرفی مجتهد هم نباشد عمل او فقط در صورتی درست است که راه احتیاط را درپیش گیرد:« عمل عامی بدون تقلید و احتیاط، باطل است» [۱۸]. بدین معنا که « احتیاط گاهی در به جا آوردن فعل است، مثل آن که احتمال بدهد وجوب آن فعل را و قطع هم داشته باشد به عدم حرمت آن، و گاهی در ترک فعل است و آن در وقتی است که احتمال بدهد حرمت آن فعل را و قاطع باشد به عدم وجوب آن و گاهی احتیاط در جمع بین دو امر است با تکرار، مثل آن که نمیداند وظیفه اش قصر است یا تمام» [۱۹].
در مورد احتیاط و برخی از زوایای آن، نظر به این دو استفتا، خالی از لطف نیست، چرا که هم به چگونگی احتیاط و هم به مشکل بودن عمل به احتیاط اشاره مینماید:
س ۲: به نظر شریف حضرتعالی، عمل به احتیاط بهتر است یا تقلید؟
ج: چون عمل به احتیاط مستلزم شناسایی موارد و چگونگی احتیاط و صرف وقت بیشتر است، بهتر آن است که مکلّف در احکام دین از مجتهد جامعالشرایط تقلید کند.
س ۳: قلمرو احتیاط در احکام دین در بین فتاوای فقها چه اندازه است؟ آیا رعایت آرای فقیهان گذشته نیز لازم است؟
ج: مراد از احتیاط در موارد آن، رعایت همه احتمالات فقهی است؛ به طوری که مکلّف مطمئن شود که به وظیفه خود عمل کرده است. [۲۰]
عقل و یادگیری عبادات
انسان در درون خود احساسات اصیل نسبت به علم و آگاهی هرچه بیشتر در خود دارد. آیا ممکن است ما این نظام عجیب را در این جهان پهناور مشاهده کنیم و علاقه نداشته باشیم سرچشمه این نظام را بشناسیم؟ آیا ممکن است انسانی که سالیانی دراز را برای کشف خواص مواد طبیعی میگذارد و یا زحمات بسیاری برای یک اختراع میکند، شوق دانستن در او نباشد؟ آیا ممکن است انسان نخواهد سرچشمه اصلی دریای بیکرانی خلقت که از ازل تا ابد را فرا گرفته بشناسند؟
اینها انگیزهها و گرایشاتی است که ما را به سوی «معرفه اللَّه» و «شناخت دین او» دعوت میکند، عقل ما را به این راه میخواند، عواطف ما را به این سو جذب میکند، و فطرت ما را به این سمت میراند.
بعد از مرحله شناخت، نوبت به مرتبه التزام عملی به دستورات خالق و رب فرا میرسد. از این رو ضرورت دارد که انسان بعد از شناخت اصول، به سراغ خواستههای مولی برود و اعمال و رفتار خود را مطابق با میل او تنظیم نماید. صد البته این احکام و آداب نیاز به یادگیری و تحصیل دارد که عقل حکم به ضرورت یادگیری آن مینماید.
لزوم شناخت واقعیت
خداوند انسان را چنان آفریده است که او همواره در پی راه یافتن به حقیقت است و جز از این گذر ارضا نمیشود و بخشی از پیشرفت دانش انسانی وامدار این انگیزه است. حقیقتطلبی را «غریزه کنجکاوی» نیز میگویند که انسان را به شناخت آفریدگار جهان وامیدارد. قرآن نیز بر وجود این انگیزه در انسان اشاره کرده است و از آن برای هدایت او بهره میبرد [۲۱]. این حس بسیار قوی، انسان را وا میدارد که مبدا و منتهای عالم را بکاود و بشناسد و قواعد ظاهری و باطنی حاکم بر آن را شناسایی و برطبق آن، برنامه زندگی خویش را تنظیم نماید. از این رو است که انسان پس از حقیقت یابی به دنبال پیاده کردن احکام ناشی از این یافتهها در زندگانی خود است. نماز، روزه، زکات و ... نمونه از احکام عبادی هستند که زمینه تکامل فردی و اجتماعی را فراهم میآورند.
شکر منعم
انسان ذاتاً مایل است هر کس را که بدو احسان میکند، سپاس بگزارد و نعمت را شکر کند. این انگیزه از انگیزههای توانمندی است که انسان را مجبور میسازد تا ولینعمت خویش را بازشناسد. عالمان اسلامی نیز از دیرباز «شکر منعم» را از انگیزههای اصلی شناخت خدا دانستهاند [۲۲]. آیاتی از قرآن که نعمتهای الهی را برمیشمارند، در حقیقت میخواهند این خواسته درونی انسان را بیدار سازند [۲۳]. از امام صادق (ع) نقل کردهاند: «چه زشت است که از عمر انسان هفتاد یا هشتاد سال بگذرد و در ملک الهی زندگی کند و از نعمتهایش بهره بَرَد؛ ولی خدا را، آن سان شایسته است، نشناسد. برترین فریضه انسان این است که خدا را بشناسد و به بندگیاش اقرار کند» [۲۴].
از این رو عقل حکم میکند که انسان باید پروردگار و ولی نعمت خویش و خواستههای او را بشناسد، راه ارتباط با او را بداند، خواستههایش را عمل کند و چنان باشد که او میپسندد.
حس پرستش
ذات باری تعالی تنها و تنها، باید او را پرستش کرد و غیر او شایسته عبودیت نیست، چرا که عبادت باید برای کسی باشد که کمال مطلق و مطلق کمال است، کسی که از همگان بینیاز است، و بخشنده تمام نعمتها، و آفریننده همه موجودات، و این صفات جز در ذات پاک او جمع نمیشود.
هدف اصلی از عبادت، راه یافتن به جوار قرب آن کمال مطلق، و هستی بیپایان، و انعکاس پرتوی از صفات کمال و جمال او در درون جان است که نتیجهاش فاصله گرفتن از هوی و هوسها، و روی آوردن به خودسازی و تهذیب نفس است.
این هدف جز با عبادت «اللّه» که همان کمال مطلق است امکانپذیر نیست. [۲۵]
که از قدیمترین مورخان جهان مورد بررسی قرار گرفته، نشان میدهد که دینی در میان هیچ قومی وجود نداشته است، بلکه هر کدام به نوعی نسبت به یک مبدأ علم و قدرت در عالم هستی معتقد و مؤمن بودهاند و او را پرستش میکردند، و اگر قبول کنیم استثناهای نادری در این زمینه وجود داشته، این امر به این اصل کلّی که جوامع بشری در طول تاریخ همواره در مسیر پرستش حق بودهاند زیانی وارد نمیکند.
یادگیری احکام عبادی از دیدگاه قرآن
یادگیری جهان بینی در صورتی به یقین و واقع نزدیک خواهد بود که از روی تحقیق و بررسی غیرجانبدارانه ادله و براهین باشد. از این رو تقلید کورکورانه در عقائد، آدمی را به کژراهه میبرد. قرآن کریم، در آیات متعدّدی که به اصول عقاید مربوط است، تقلید را زشت شمرده، و به صراحت بیان میدارد که: آدمی، تا برایش معرفت کامل و یقین قطعی نسبت به یک نظریّه یا عقیده حاصل نشده، نباید از آن پیروی کند و زندگی فردی و اجتماعیاش را بر آن بنیان نهد: (وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ) [۲۶].(و چیزی را که بدان علم نداری، دنبال مکن).
بعد از تاکید برروی جهان بینی، نوبت به شروع فصل جدیدی از زندگی انسانی و نه حیوانی فراهم میرسد که انسان به دنبال حس پرستش ذات باری تعالی میرود و راه آن را از تعبد به احکام عبادی میداند که در ادیان و شرایع الهی به تفصیل بیان شدهاند. فرد عاقل که طوق بندگی غیر را از خود افکنده است کسانی که به دنبال شهوات وهواهای خویشند انسانیهایی به خرد میپندارد: (إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لا یَعْقِلُونَ) [۲۷](به راستیکه بدترین جنبندگان نزد خدا، کران ولالانی هستند کهنمیاندیشند) منظور از کران و لالان در آیه کسانی نیستند که شنوایی یا گویایی خود را از دست دادهاند؛ بلکه کسانی هستند که به تعبیر آیه نمیاندیشند و اهل تفکّر و تعقّل در مسائل عقیدتی نیستند.
قرآن کریم دست و پای انسان را از غل و زنجیر پیروی کورکورانه، آزاد میکند و آدمی را از بردگیِ فکری دیگران رها میسازد و به هر یک از افراد جامعه، استقلال فکری و حقّ اظهار نظر میبخشد و مردم را با رها ساختن از بند تقلید عقیدتی، به تأمّل و تحقیق فرا میخواند و بر آنان که تقلید را بر تحقیق، و تن دادن به سنّتهای تقلیدی را بر تن دادن به حقیقت، ترجیح میدهند، به شدّت میتازد: (وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلی ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا) [۲۸] (و چون به آنان گفته شود: «به سوی آنچه خدا نازل کرده و به سوی پیامبر [ش] بیایید»، میگویند: آنچه پدران خود را بر آن یافتهایم، ما را بس است)
و در نهایت همگان را به عبادت آن ذات مبرا از هر نقص و عیبی فرا میخواند: ( یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ارْکَعُوا وَ اسْجُدُوا وَ اعْبُدُوا رَبَّکُمْ وَ افْعَلُوا الْخَیْرَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ)(حج: ۷۷)( ای کسانی که ایمان آوردهاید رکوع و سجود به جا آورید و پروردگارتان را بپرستید و خیرات را به جا آورید شاید که به رستگاری برسید)
از این رو از منظر قرآن مجید، یادگیری اصول عقائد الهی و تعبد به دستورات تعبدی الهی ضرورتی است که بر تک تک مکلفان واجب بلکه ضروری است. آیات شریفهای چون آیه نفر به این حقیقت اشاره مینماید: (وَ ما کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا کَافَّهً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ) (توبه/ ۱۲۲) (مؤمنان همگی نباید سفر کنند، چرا از هر گروه از ایشان دستهای سفر نکنند تا در کار دین، دانش اندوزند، و چون بازگشتند قوم خویش را بیم دهند، شاید آنان بترسند) کیفیت استناد به آیۀ مذکور چنین است که آیه میفرماید: لازم نیست که همۀ مؤمنان برای یادگیری احکام شرعی کوچ کنند بلکه باید از هر فرقه، گروهی کوچ کنند و احکام دین را بیاموزند و در بازگشت، قوم خویش را انذار نمایند.
از دیدگاه روایات
در حدیث نقل شده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «فرا گرفتن یک حدیث درباره حلال و حرام از شخصی راستگو، برای تو بهتر از دنیا و زر و سیمهای آن است [۲۹].( حَدِیثٌ فِی حَلَالٍ وَ حَرَامٍ تَأْخُذُهُ مِنْ صَادِقٍ خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا مِنْ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّه) و نیز روایت شده مردی به امام صادق(علیه السلام) عرض کرد: فرزندی دارم که دوست دارد مسائل حلال و حرام را از شما بپرسد و از مطالبی که اهمیت ندارد و به دردش نمیخورد، پرسش نمیکند. حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند: «آیا بهتر از حلال و حرام سؤالی هست که مردم بپرسند؟»( حَدِیثٌ فِی حَلَالٍ وَ حَرَامٍ تَأْخُذُهُ مِنْ صَادِقٍ خَیْرٌ مِنَ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا مِنْ ذَهَبٍ أَوْ فِضَّه) [۳۰] و در حدیث دیگر نقل شده است که حضرت صادق(علیه السلام) فرمودند: «در دین خدا دانا و فقیه شوید و مانند اعراب زمان جاهلیت نباشید (که از احکام خدا و معارف دینی بی خبر بودند)، سپس حضرتش(علیه السلام) فرمودند:کسی که در دین خدا دانا و بصیر نگردد، خداوند متعال در روز قیامت هرگز به او نظر لطف نمیافکند و بر پاکیزگی اعمالش مهر تأیید نمیگذارد»(ُتَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ وَ لَا تَکُونُوا أَعْرَاباً فَإِنَّهُ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فِی دِینِ اللَّهِ لَمْ یَنْظُرِ اللَّهُ إِلَیْهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ لَمْ یُزَکِّ لَهُ عَمَلا) [۳۱].
و همچنین از امام صادق(علیه السلام) روایت شده که رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «من از مسلمانی که هفتهای یک روز را برای آشنایی با امر دینش و پرسش از (معارف و احکام) دینش اختصاص نمیدهد، منزجر و بیزارم».( أُفٍّ لِکُلِّ مُسْلِمٍ لَا یَجْعَلُ فِی کُلِّ جُمْعَهٍ یَوْماً یَتَفَقَّهُ فِیهِ أَمْرَ دِینِهِ وَ یَسْأَلُ عَنْ دِینِهِ) [۳۲]
در حدیث نقل شده است که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «لقمان در اندرز به فرزندش فرمود: فرزندم! در روزها و شبها و ساعات زندگی خود بهرهای برای تحصیل علم در نظر بگیر زیرا تو هرگز برای خودت ضایعهای مانند ترک علم نخواهی یافت».( کَانَ فِیمَا وَعَظَ لُقْمَانُ ابْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ: یَا بُنَیَّ، اجْعَلْ فِی أَیَّامِکَ وَ لَیَالِیکَ وَ سَاعَاتِکَ نَصِیباً لَکَ فِی طَلَبِ الْعِلْمِ، فَإِنَّکَ لَنْ تَجِدَ لَکَ تَضْیِیعاً مِثْلَ تَرْکِهِ.) [۳۳]
و نیز روایت شده که امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «کسی که بدون علم و آگاهی اعمالش را انجام دهد مانند فردی است که به سمت سرابی در بیابان حرکت کند لذا هر چه تندتر برود از مقصدش دورتر میشود [۳۴]ُ الْعَامِلُ عَلَی غَیْرِ بَصِیرَهٍ کَالسَّائِرِ عَلَی سَرَابٍ بِقِیعَهٍ لَا تَزِیدُهُ سُرْعَهُ سَیْرِهِ إِلَّا بُعْدا(
نکته مهّم دیگر این است که در روایات معصومین(علیهم السلام) موضوع «تفقّه در دین» یعنی داشتن شناخت کامل دربارهٔ دین و بصیر و بینا بودن نسبت به احکام و معارف آن، مورد توصیه و تأکید بسیار قرار گرفته است.
روایت شده که امام کاظم(علیه السلام) در این باره فرمودند: «در دین خدا فقیه و دانا شوید زیرا فقه کلید بصیرت و شناخت است و مایه کامل شدن عبادت و وسیله رسیدن به مقامات بلند و مراتب عالی دینی و دنیایی است، برتری فقیه بر عابد همچون برتری خورشید بر ستارگان است و هر کس در دین خود دانا و فقیه نشود خداوند عملی را از او نمیپسندد. [۳۵] (وَ قَالَ ع تَفَقَّهُوا فِی دِینِ اللَّهِ فَإِنَّ الْفِقْهَ مِفْتَاحُ الْبَصِیرَهِ وَ تَمَامُ الْعِبَادَهِ وَ السَّبَبُ إِلَی الْمَنَازِلِ الرَّفِیعَهِ وَ الرُّتَبِ الْجَلِیلَهِ فِی الدِّینِ وَ الدُّنْیَا وَ فَضْلُ الْفَقِیهِ عَلَی الْعَابِدِ کَفَضْلِ الشَّمْسِ عَلَی الْکَوَاکِبِ وَ مَنْ لَمْ یَتَفَقَّهْ فِی دِینِهِ لَمْ یَرْضَ اللَّهُ لَهُ عَمَلًا.)
بدیهی است که انسان نمیتواند در فراگیری مسائل دین کوتاهی کرده و به بهانه ندانستن مسأله از عمل به تکالیف الهی که ابلاغ شده شانه خالی کند، از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است:
خداوند روز قیامت از کسی که به تکلیف خود عمل نکرده میپرسد: آیا تکلیف خود را میدانستی؟ اگر بگوید میدانستم، به او خطاب میشود چرا به آنچه میدانستی عمل نکردی؟ و اگر بگوید نمیدانستم به او خطاب میشود چرا یاد نگرفتی تا عمل کنی؟(َ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی یَقُولُ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ عَبْدِی أَ کُنْتَ عَالِماً فَإِنْ قَالَ نَعَمْ قَالَ لَهُ أَ فَلَا عَمِلْتَ بِمَا عَلِمْتَ وَ إِنْ قَالَ کُنْتُ جَاهِلًا قَالَ لَهُ أَ فَلَا تَعَلَّمْتَ حَتَّی تَعْمَل) [۳۶].
از نگاه فقه اسلامی
یادگیری مسایل فقهی مورد تاکید فقهای عظام میباشد: «مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد» [۳۷]. این امر محدود به حوزه عبادیات نمیباشد بلکه حوزه احکام معاملاتی را نیز در بر میگیرد: «یاد گرفتن احکام معاملات به قدری که مورد احتیاج است، لازم است» [۳۸]. از این رو برخی از فقها کسی را که در آموختن احکام دینیِ مورد نیاز خود کوتاهی میکند، اگر نیاموختن احکام به ترک واجب یا ارتکاب حرام بیانجامد، گناه کار دانستهاند [۳۹].
حتی عدهای مرجع تقلید نیز برای خود تعیین مینمایند. اما التزام عملی به خواندن رساله توضیح المسائل ندارند. در استفتائی از یک از مراجع بزرگوار آمده است:
«گاهی از افراد کم اطلاع از مسائل دینی در بارۀ مرجع تقلیدشان پرسش میشود، میگویند نمیدانیم، یا اظهار میدارند که از فلان مجتهد تقلید میکنیم، ولی عملًا التزامی به خواندن رسالۀ آن مجتهد و عمل به فتاوای او ندارند، اعمال این گونه افراد چه حکمی دارد؟
ج: اگر اعمال آنان موافق احتیاط یا مطابق با واقع یا با نظر مجتهدی باشد که وظیفه دارند از او تقلید کنند، محکوم به صحت است» [۴۰].
یادگیری احکام به درجهای مهم است که اگر شوهری خواستار بیرون نرفتن همسر خویش از منزل گردد «در صورت منع شوهر باید برای یادگیری احکام و علوم دینی برایش معلم به خانه ببرد» [۴۱].
یاد گیری احکام خیلی نیز دشوار نمینماید و لازم نیست که کل توضیح المسائل و با تمامی مستحبات را بدانیم بلکه «فقط مسائلی را که انسان غالباً به آنها احتیاج دارد، واجب است یاد بگیرد» [۴۲].
کوتاهی در یادگیری احکام گاهی انسان را بسیار به دردسر میاندازد. به عنوان نمونه در باب حج،
اگر انسان در واقع تمام شرایط استطاعت را داشته باشد، ولی نسبت به آن جاهل بوده و یا غافل از وجوب حج بر خود باشد تا اینکه پس از دست دادن اموالش متوجه گردد که واجب الحج بوده، در این صورت اگر جهل و غفلت او ناشی از سهل انگاری و سستی در یادگیری احکام دین و اهمیت ندادن به آن باشد، حج بر او مستقرّ است، ولی اگر چنین نباشد مستقرّ نمیباشد [۴۳].
یادگیری احکام دینی از صدر اسلام نیز مورد تاکید عالمان دینی بوده است. در زمان پیغمبر صلی اللَّه علیه و آله اشخاص بادیهنشین و یا شهرنشینی که از مبادی دین آگاهی نداشتند، جهت رسیدن به خدمت پیغمبر اکرم صلی اللَّه علیه و آله محلّ خود را ترک مینمودند و به مرکز اسلام میآمدند، بازگشت آنان به محلّ قبلی خود و یا به بلاد کفری که در آنجا، از اظهار اسلام و یادگیری احکام، ممنوع و معذور باشند، و اقامت در آنجا قبل از یادگرفتن آنچه باید بفهمند با حالت نخستین از جهالت و نادانی، و بیاعتنائی به دیانت را «تعرّب بعد الهجره» گویند. (شخصی را که پس از پذیرفتن اسلام و مهاجرت به بلاد اسلام بار دیگر از محیط مسلمانان بیرون آید و به جوامع کفر و ضلالت بپیوندد متعرّب بعد الهجره گویند) [۴۴].
آثار فردی اجتماعی یادگیری احکام عبادی
سعادت اخروی
ایمان به معنای اذعان و تصدیق به چیزی و التزام به لوازم آن است مثلاً ایمان به خدا در قرآن به معنای تصدیق به یگانگی او و پیغمبرانش و تصدیق به روز جزا و بازگشت به سوی او و تصدیق به هر حکمی است که فرستادگان او آوردهاند. [۴۵]
البته لازمه ایمان عمل صالح است و ایمان تصدیق توأم با تسلیم و اطمینانخاطر است. [۴۶]
ایمان به خدا و پیامبر و ایمان به کتابهای پیشین و روز رستاخیز و آخرت مایه سعادت اخروی میباشند. [۴۷]
«در قرآن هر جا که صفات مؤمنان را میشمارد به دنبال ایمان، عمل صالح را ذکر میفرماید یعنی ایندو و با هم موجب خوشبختی انسان است. [۴۸]
«مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَوهً طَیِّبَهً؛ [۱۵]هر کس کار شایستهای کند خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده میکنیم» و نیز «الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَتِ طُوبَی لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب» [۴۹]آنها که ایمان آورند و کارهای شایسته انجام دادند، پاکیزهترین (زندگی) نصیبشان است و بهترین سرانجامها.
خداوند در سوره نور میفرماید: «إِنَّمَا کَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِینَ إِذَا دُعُواْ إِلَی اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ أَن یَقُولُواْ سَمِعْنَا وَ أَطَعْنَا وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ [۵۰] سخن مؤمنان، هنگامی که به سوی خدا و رسولش دعوت شوند تا میان آنان داوری کند تنها این است که میگویند: «شنیدیم و اطاعت کردیم». و اینها همان رستگاران واقعی هستند و همچنین در آیه بعد اطاعت کنندگان از خدا و رسول را سعادتمندان واقعی میشمرد.
از اینجا فهمیده میشود که مقتضای اعتقاد قلبی بر پیروی آنچه خدا و رسولش حکم میکنند همین است که دعوت خدا و رسول را لبیک گویند نه اینکه آن را رد کنند.
در برخی آیات قرآن، ذکر خداوند و مداومت بر آن زمینه دستیابی به فلاح و رستگاری معرفی شده است. «یَأَایّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِیتُمْ فِئَهً فَاثْبُتُواْ وَاذْکُرُواْ اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۵۱] ای کسانی که ایمان آوردهاید هنگام که (در میدان نبرد) با گروهی روبرو میشوید ثابت قدم باشید و خدا را فراوان یاد کنید باشد که رستگار شوید.
در سوره جمعه آورده «...وَ اذْکُرُواْ اللَّهَ کَثِیرًا لَّعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» [۵۲] آیاتی نظیر آیههای مذکور دلالت بر اهمیت ذکر خدا و دعا و مناجات با او برای سعادتمند شدن در زندگی دارد.
قبولی طاعات و عبادات
جهل عبارت است از عدم علم (ندانستن) خواه جاهل بداند که نمیداند (جهل بسیط) یا نداند که نمیداند، بنابر این، جزمِ غیر مطابق با واقع، ظنّ، شک و وهم، همه از مصادیق جهل خواهند بود.
بررسی آثار وضعی جهل بر کارهای انسان ، که در تمامی ابواب فقه در باره مصادیق آن بحث شده ، بیانگر آن است که گستره این تأثیر و نحوه آن در عبادات ، معاملات و احکام جزایی یکسان نیست.
جاهل به احکام شرعی، در سه حوزه جاهل به اصل عبادت، جز یا شرط عبادت، و جاهل به موضوع احکام خاص خود را دارد که به صورت مفصل در کتب فقهی مورد بررسی قرار گرفته است. از این رو تحصیل احکام عبادی دین، یکی از مسائل ضروری است که مکلف باید به آن اقدام نماید.
تکالیف واقعی میان عالم و جاهل مشترک است و جاهل همچون عالم، مکلّف به احکام واقعی است؛ لیکن جهل موجب عدم تنجّز حکم واقعی نسبت به جاهل میشود؛ از این رو، جاهل بر مخالفت حکم واقعی کیفر نمیشود، مگر جاهل مقصر که در جهل خود معذور نیست و در نتیجه، احکام واقعی نسبت به او نیز همچون عالم منجّز است. [۵۳]لبته مواردی، از قبیل قصر و اتمام و جهر و اخفات به دلیل خاص از حکم اشتراک خارج شده است [۵۴].
آرامش روحی
الا بذکر الله تطمئن القلوب (سوره رعد /آیه ۲۸)،از نظر روان پزشکان ،اضطراب با یک احساس منتشر و مبهم دلواپسی که اغلب ناخوشایند و بدون دلیل است مشخص میشود که معمولا با یک یا چند مشکل جسمی همراه است.از جمله شخص ممکن است علامتهای جسمی چون احساس تپش قلب،تنگی نفس و درد قفسه سینه،خالی شدن سر دل ،تعریق ،سردرد ،تکرر ادرار ،اسهال ،گزگزدست و پاها،لرزش و……..را نیز داشته باشد.
اضطراب ،گاهی به شکل طبیعی در اشخاص سالم بروز میکند و گاهی به شکل بیمار گونه و دائمی در میآید که نیاز به درمان و مراقبت پزشکی دارد.با اینکه دلایل علمی گوناگونی از دیدگاههای مختلف به عنوان دلایل بروز اضطراب و تشدید آن ارائه شده است اما همچنان دور شدن از ایمان مذهبی،به عنوان یک عامل مهم در بروز اضطراب نقش غیر قابل انکاری دارد و به این ترتیب نقش پیشگیری کننده و حتی درمان کننده مذهب در مورد اضطراب قابل بررسی است.
آرامش حاکم بر روح و روان و در نتیجه آن سلامت جسم اشخاص مذهبی ،در مقایسه با آشفتگی روانی و جسمی و اضطراب لا مذهبها از دیر باز مورد توجه پزشکان بوده است.
به این ترتیب در بعد پیشگیری از اضطراب و برای آرامش دائمی جسم و روان،«نماز»نقش خارق العادهای را ایفا میکند.
در مورد اضطراب ،بد نیست به این نکته اشاره کنیم که شخص نمازگزار با ایمان به قدرت لایتناهی پروردگاری که در مقابلش کرنش میکند،خود را در برابر هر عاملی که قصد به خطر انداختن و ترساندن (ودر نتیجه مضطرب ساختن)او را داشته باشد ایمن مییابد و ضمن تکرار باور اعتقادی خود طی نمازهای پنج گانه یومیه ،این ایمنی همه جانبه را،به روان خود تلقین میکند و سرانجام آرامش عمیق را در وجود خود ملکه میسازد.
در راستای این موضوع ،تحقیقات علمی در برخی کشورهای اسلامی نشان میدهد که بیماران مضطربی که در کنار درمانهای رایج ضد اضطراب ،به خواندن نماز و قرآن و حتی احادیث نبوی مشغول شدهاند ،از بهبودی بالاتری نسبت به سایرین برخوردار بودهاند. [۵۵]
راهکار اجرایی این فریضه
نقش رسانه
رسانهها، به جهت ویژگیهای ممتازی که نسبت به سایر عوامل تأثیر گذار در فرایند تربیت انسان دارند، دارای اهمیت به سزایی هستند. قدرت رسانهها نسبت به سایر عوامل تأثیر گذار در فرآیند تربیت انسان ، آن قدر مهم است که برخی معتقدند رسانهها قادرند نسل جدیدی در تاریخ انسان پدید آورند، نسلی که از لحاظ رفتار و افکار و نحوه تعامل با هم نوعان خود، با نسلهای پیشین تفاوت داشته باشند. بی تردید رسانهها نقش مهمی در تربیت کودکان و بزرگسالان ایفا میکنند، چرا که بخش زیادی از زندگی افراد جامعه، در کنار این وسایل سرشار از اطلاعات و دادهها سپری میشود. وسایل ارتباط جمعی، تمام جهات و ابعاد زندگی انسانها، اعم از بی سواد و با سواد را پوشش میدهد. همه جا و به همه صورت، پیام وسایل ارتباط جمعی شنیده میشود و امواج این وسایل به همه روزنهها و آنچه در تمامی تاریخ انسان حریم امن او تلقی میشد، رسوخ کرده است. این وسایل، اعم از مکتوب (مثل روزنامهها ومجلات) و غیرمکتوب ( مثل رادیو وتلویزیون) بزرگترین سهم را درراه انتقال میراث فرهنگی و فکری و تربیت افراد جامعه به عهده دارند که تعالی فرهنگ و تربیت انسانی را موجب میشوند. [۵۶] باید خاطر نشان کرد که اگر چه انسانها میتوانند ازاین ابزارهای فرهنگی مدرن و جدید در راه رسیدن به تعالی و تربیت صحیح استفاده کنند، اما نباید ازاین نکته غفلت ورزند که این وسایل میتواند انسانها را به انحراف، فساد و انحطاط سوق دهد. امام خمینی (ره) میفرماید: «این دستگاهها که مربیان فرهنگی جامعه امروزند، باید وسیله تربیت ملت باشند، یعنی نه تنها نباید با اشاعه ابتذال مانع رشد فرهنگی وضد تربیتی شوند، بلکه باید مربی بوده و جامعه را تربیت کنند [۵۷]. امام خمینی (ره) که نه فقط به عنوان یک مرجع ومجتهد جامع الشرایط و فقیه اعلم در عصر حاضر، بلکه به عنوان یک فیلسوف ومربی بزرگ تعلیم و تربیت بشر مطرح، و افکار و اندیشههای او از جامعیت و ژرف اندیشی فراوانی برخوردار است، در مورد اهمیت تربیتی رادیو وتلویزیون نسبت به سایر رسانههای جمعی میفرماید:
« شما این را مثل سایر رسانههای گروهی حساب نکنید ، این یک وضعیت خاصی دارد که این بچههای دو سه ساله، سه چهارساله، به این نگاه میکنند و از این روح آنها اثر گذاشته میشود تا پیرمردها، تحت تأثیر واقع میشوند واین یک دستگاهی است که در خدمتگزاری میتواند بهترین دستگاهها باشد و درخیانت میتواند بالاترین خیانت را بکند. از تمام دستگاههای تبلیغاتی الان، امروز نقش رادیو و تلویزیون از همه دستگاهها بالاتر است. اگر این اصلاح بشود یک کشور را میتواند اصلاح بکند و اگر خدای نخواسته انحراف در این باشد یک کشور را میتوان منحرف کند. اینهایی که سواد ندارند، خوب، فیلمها را تماشا میکنند، حرفها را هم میشنوند، آنها هم که سواد دارند خوب هست، اینطور نیست که این مخصوص به یک دستهای باشد. بچههای کوچولو می نیشنند و این عروسکهایی که آنجا چه میشود مثلا تماشا میکنند و فیلمها را تماشا میکنند، اگر انحراف در اینها باشد، آنها را از همان بچگی منحرف میکند. این از مدرسهها بالاتر است، این مدرسه عمومی سرتاسری کشور است... لهذا مسئولیت این، یک مسئولیت بسیار بزرگی است و خدمت در اینجا هم یک خدمت ارزنده بسیار بزرگی است.» [۵۸]
نقش فیلم و سریال ها
بی تردید امروزه، رسانهها یکی از مهمترین و مؤثرترین عوامل تربیت در هر جامعهای است. رسانهها با وسعت دامنه خود، در حکم دانشگاه عمومی است که با همه اقشار جامعه سرو کار دارند، اگر رسانههای یک جامعه در اختیار نیروهای متعهد قرار گیرند، میتوانند زمینه رشد و شکوفایی آن جامعه را فراهم نموده و آن را به سوی سعادت و کمال سوق دهند ؛ ولی اگر در اختیار افراد غیر متعهد و وابسته قرار گیرند به عاملی از عوامل تباهی فرهنگ و اعتقادات یک جامعه، بدل شده و آن جامعه را به تباهی خواهد کشاند. از این رو گنجاندن صحنههایی از التزام عملی به احکام هرچند کوتاه، نقش موثری در الگو گیری مخاطب ایفا میکند. نباید از نظر دور داشت که تعلیم غیر مستقیم معمولا تاثیر بیشتری در مخاطب برجای میگذارد.
آموزش مصور احکام
با استفاده از تصاویر، جدول و اینفوگرافیک و ... میتوان احکام را به صورت شایسته تری به جامعه امروز عرضه کرد و به تعلیم آن همت گماشت. در تدوین این گونه کتابهای تعلیمی به این نکات باید توجه کافی مبذول داشت:
۱. بهره وری از منابع دست اول
۲. غنی سازی مسائل و استفتائات
۳. روان سازی متن
۴. استفاده از نکات اخلاقی، علمی و دانستنیهای آموزنده
۵. ارائه قانون کلی
۶. تصاویر و نقاشیهای آموزشی
۷. طراحی شایسته
۸. پیوندها
۹.چکیده
۱۰.اصطلاح نامه احکام
نظام آموزشی
معلم را میتوان مهمترین عنصر مدرسه دانست؛ به همین دلیل ویژگیهای معلم و اصولی که لازم است در قبال تربیت دینی دانش آموزان رعایت کند بسیار حساس اند.
تربیت معلم
ویژگی مهمی که در دین برای معلم و مربی آمده است، آغاز تربیت از خود معلم و مربی است. آگاهی از مسائل تربیتی، اساس انتخاب یک فرد برای حرفه معلمی است.
دانش آموز از طریق مشاهده و تقلید کردن، به درون معلم میرود و گفتار و رفتارش را الگو قرار میدهد. بنابراین یک معلم برای موفقیت در امر تربیت دینی دانش آموزان باید تربیت را از خود شروع کند. ابتدا خودش نسبت به دین اسلام شناخت کافی و سپس علاقه پیدا کند سپس ایمان و روحیه ی تسلیم را در خود قوی و اعتقاداتش را کامل کند. مسلم است که هرگاه شناخت با علاقه همراه شود، انگیزه برای دفع رزایل و به دست آوردن فضایل اخلاقی، فراهم میشود. اینجاست که اخلاق او حسنه میشود و نسبت به انجام دستورات الهی مقید میشود.
مهدکودک و تربیت دینی
کانون خانواده ، نخستین نهاد اجتماعی است که کودک در آن پرورش مییابد و میآموزد که چگونه رفتار اجتماعی داشته باشد. در محیطهای اجتماعی نظیر مهدکودک، نهادهای دیگری به جز خانواده در آموزش هنجارها و ارزشها به فرزندان دخالت دارند و با افزایش سن کودک به مرور از نقش خانوادهها کاسته و بر نقش این کانونها در الگو دهی به شخصیت کودک افزوده میشود. مهدکودک ، برای بچهها عموماً جذابیتی بیش از خانه و خانواده دارد و نیز نقشی بسیار اساسی و مهم در تربیت کودکان ایفا میکند. بنابراین برای به ثمر نشستن این نهالهای ترد و شکننده و کمک به رشدِ صحیح آنان باید محیطی امن و عاری از هر انحرافی برای تربیت آنان فراهم ساخت.
تأثیرپذیری کودکان در مهد به مراتب بیشتر از خانه و خانواده است. اگر مربیان، افرادی آموزش دیده، کارآمد و متخصص در زمینه تربیت کودکان باشند خواهند توانست به بهترین شکل ممکن کودکان را تربیت کنند.
بسیاری از کودکان با رشد روزافزون تعداد مادران شاغل، بیش از نیمی از روز خود را در مهدها سپری میسازند و رفتارها، ارزشها و الگوهای بسیاری را از این مکانها کسب میکنند، حال این مربیان و مسئولان مهدها هستند که باید ضمن عنایت به وظیفه خطیر تعلیم و تربیت ، و بهره گیری از شیوههای مثبت و کارآمد، در ساختن نسل آتی کمر همت ببندند.
برنامههای درسی دانش آموزان
برنامه درسی معمولاً شناختها، دانشها، نگرشها، ارزشها و رفتارهای ویژه را به دانش آموزان القاء میکند. اگر در برنامه درسی مدارس آموزشهای دینی جایی نداشته باشد و تنها به تربیت علمی و حرفهای دانش آموزان توجه شود، این تصور به دانش آموزان القاء میشود که دین و آموزههای دینی حتی به اندازه حرفههایی مانند نجاری و بنایی ارزش ندارد. از سوی دیگر ممکن است مدارس به تربیت دینی بپردازند، ولی اولاً: برخی ابعاد دین راآموزش میدهند و ثانیاً: تربیت دینی را به چشم امری فرعی و کم اهمیت بنگرند. در این صورت، این تصور در دانش آموزان ایجاد میشود که این امری بسیار کم اهمیت است و تنها برای رفع تکلیف باید به آن پرداخت .
از میان کتابهای درسی، کتابهای دین و زندگی اهمیت بالاتری دارند. وجود تنوع در مطالب کتاب دین و زندگی، استفاده از آثار نویسندگان و متفکران اصیل و مشورت کردن با خود دانش آموزان برای انتخاب مطالب درسی دینی، میتواند این اطمینان را به دانش آموزان بدهد که به هیچ وجه، هدف از کلاس دینی، تحمیل پارهای از آموزههای از پیش تعیین شده نیست. در این رابطه میتوان از دانش آموزان نظر سنجی کرد. وجود چند نوع کتاب تدوین شده میتواند دایره انتخاب دانش آموزان را وسیع تر سازد؛ به طوری که به کتاب دینی به منزله یک کتاب مقدس بنگرند. و آن را کتابی نپندارند که پر از مسائل قدیمی است که در دنیای امروز کاربردی ندارد. همچنین عدم آشنایی برنامه ریزان و مؤلفان کتب دینی با دین پژوهیهای معاصر و تغییر و تحولات نوینی که در عرصه دین پژوهی صورت گرفته است، یکی دیگر از آسیبهای جدی در برنامه ریزی و محتوای آموزشی است.
با توجه به این که یکی از مهمترین عبادات خصوصا در سنین آغازین تکلیف نماز میباشد میتوان با جمع بندی راهکارهای تشویق به نماز این مواردرا ارائه نمود:
راه کارهای جذب دانش آموزان به نماز تا بتوان احکام عبادی را به آنان آموخت:
۱-- برگزاری همایش نماز برای دانش آموزان
۲-تکریم وشخصیت دادن به دانش آموزان
۳-نشاط آفرینی فرهنگی و اعتقادی و خود باوری در دانش آموزان
۴-ایجاد رابطه قوی دینی بین معلم و دانش آموز
۵-داشتن نمازخانه جذاب و عالی و استفاده از رنگهای دلپذیر
۶-باز گو نمودن اهمیت و ضرورت نماز به اولیا دانش آموزان
۷-اجرای مسابقات مختلف در خصوص نماز و اهدا جوایز به دانش آموزان برتر
۸-داشتن دوستان دینی در مدرسه
۹-شرکت معلمین ،مدیر،معاون، در کنار دانش آموزان در نماز جماعت
۱۰-برگزاری نمایشگاه در خصوص نماز از آثار دانش آموزان
۱۱-توزیع کتب دینی و اخلاقی ساده
۱۲-معرفی دانش آموزان نماز گزار و تشویق آنان در حضور دیگران
۱۳-دادن هدیه به هنگام نماز به دانش آموزان
۱۴-استفاده از دانش آموزان خوش صدا برای اذان و ....
۱۵- پخش فیلمهای آموزنده در آموزشگاه در خصوص نماز
۱۶-ارتباط مستمر با مساجد و نماز جمعه
۱۷-بیان احادیث شیوا وبلیغ در خصوص نماز
۱۸-استفاده از روحانیون جوان و شاداب و تاثیر گذار
۱۹-داشتن سخنرانی کوتاه و مفید دربین نماز ها
۲۰-اقامه نماز در منزل توسط والدین
۲۱- تبیین اثرات نماز
۲۲-برگزاری همایش نماز برای اولیا
۲۳-داشتن کفتگوی صمیمی با دانش آموزان در خصوص نماز
۲۴-داشتن میزگرد دانش آموزی در خصوص نماز با رهبری کادر مدرسه
۲۵-فعال نمودن شورای مدرسه و انجمن اولیا وداشتن مصوبات اجرایی در خصوص نماز
۲۶-ارائه الگوی عملی مناسب به دانش آموزان
۲۷-معرفی چهرههای برتر دینی و ذکر موفقیتهای آنان
۲۸-برگزاری اردوهای زیارتی و سیاحتی
۲۹-انتخاب بهترین زمان آموزشگاه بعد از اوقات شرعی برای نماز
۳۰-بیان داستا نها و قصههای در خصوص نماز
۳۱-استفاده ازتمثیل و شعر و ادبیات در سخنرانی در خصوص نماز
۳۲-معرفی دانش آموزان نماز خوان و مومن به صورت منطقهای به کلیه مدارس
۳۳-چاپ عکس دانش آموزان نماز خوان در جراید محلی
۳۴-ارائه سی دیهای آموزشی به دانش آموزان در خصوص نماز
۳۵-اختصاص زمان کوتاهی در آغاز کلاس به بیان آثار نماز توسط همه دبیران در کلاس
۳۶-اختصاص دو روز در هفته در مراسم آغازین به مباحث نماز
۳۷- ایجادرفتار دوستانه برای شرکت در نماز و نبود زور و اجبار
۳۸- ایجاد سرویسهای بهداشتی مجهز در مدارس
۳۹-رفتار و کردار عملی کادر مدرسه
۴۰-داشتن کتابخانه غنی با کتابهای سودمند در خصوص نماز
۴۱-نام گذاری کلاسها و گرو هها با آثار نماز
۴۲-پخش صدای اذان در آموزشگاه به هنگام اوقات شرعی با بلندگو
۴۳-ورود دانش آموزان به نماز خانه با اسقبال صورت گیرد(پخش گلاب)
۴۴-حضور مرتب و همیشگی کادر مدرسه در نماز
۴۵-برگزار ی کلاسهای ضمن خدمت برای عوامل اجرایی آموزشگاه
۴۶-برگزاری همایش برای همکاران در خصوص نماز
۴۷-تشویق به موقع همکاران موفق در مورد نماز
۴۸-استفاده از رنگهای آرامش بخش در تزینات نما خانه
۴۹-استشمام بوی عطر و گلاب و نورپردازی جالب نمازخانه
۵۰-اجرای برنامههای متنوع در بین نماز (نمایش،سرودو...)
۵۱-شرکت هفتگی یا ماهانه اولیا در نماز جماعت مدرسه
۵۲-شرکت هفتگی یا ماهانه مسئولین اداری در نماز جماعت مدرسه
۵۳-هم خوانی سورههای نماز در مراسم آغازین یا آغاز همایشها و برنا مههای آموزشگاه
۵۴-پیروی از اصل مجاورت (وجود کتابخانه و نوار خانه ویا دفتر آموزشگاه در کنار نماز خانه)
۵۵-ایجاد احساس خوشایند در دانش آموز در پایان هر نماز
۵۶-به کار گیری شیوهای جذاب در برپایی نماز جماعت آموزشگاه
۵۷-بیان خاطرههای نماز از زبان مسئولین
۵۸-جذب تدریجی دانش آموزان وآموزش صحیح به آنان
۵۹-داشتن گفتگوهای خصوصی با دانش آموزان و استفاده از کلمات محبت آمیز
۶۰- داشتن اعتدال ومیانه روی در آموزش دانش آموزان
۶۱-شنا خت روحیات فردی دانش اموزان
۶۲-برگزاری مسابقات ورزشی در خصوص نماز
۶۳-برگزاری کلاسهای آموزش خانواده در خصوص نماز
۶۴-پرهیز از سخنرانیهای سیاسی و...در مابین نماز
۶۵- تزیین سالن و نماز خانه با احادیث در خصوص نماز
۶۶-بیان آثارعلمی روانی و اخلاقی نماز
۶۷-شرکت در نماز جمعه با شکوه خاص واستقبال گرم از آنان
۶۸-فیلمبرداری از مراسم نماز جماعت آموزشگاه
۶۹-دادن کارنامه نما زبه دانش آموزان و اولیا در پایان هر ترم
۷۰-نظر خواهی از اولیا و دانش آموزان در خصوص چگونگی اجرای نماز جماعت آموزشگاه
۷۱-آوردن استدلالهای قرآنی در خصوص نماز
۷۲-رفع موارد ملال آور و خسته کننده و عوامل حواس پرتی در برگزاری نماز
۷۳-داشتن صبر و انعطاف دربرابر اشتباهات دانش آموزان
۷۴-نظارت مستمر بر فعا لیت ها
۷۵-برگزاری نمازهای وحدت در بین مدارس
۷۶-فعال تر نمودن ستاد اقامه نماز منطقه و مدارس
هم چنین برای تشویق به یادگیری بیشتر احکام نماز و سایر احکام میتوان به این راه کارها اشاره نمود:
تدریس فقه عبادات، تشویق مسابقات احکام، تدریج در روش آموزش، جذاب سازی کلاسهای احکام، استفاده از نرم افزارهای احکام، تشویق به استفاده و مراجعه به سایت مراجع عظام تقلید.
سایت شناسی
http://akhlagh.porsemani.ir/node/695
2- http://avayenatanz.ir/21543/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF
کتاب شناسی
۱- رازهای نماز، آیه الله جوادی آملی،نشر اسرا
۲- الصلاه فی الکتاب و السنه،محمدری شهری،دارالحدیث
۳- آداب نماز،مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)
مقاله شناسی
1- http://maarefquran.org/index.php/page،articleList/categoryID،727
2- http://www.andisheqom.com/Files/ebadat.php
3- http://namazportal.ir/#-
فهرست منابع
۲- آموزش عقاید، مصباح یزدی، محمد تقی، م : موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره ) ، ۱۳۸۲
۳- تلخیص المحصّل ، نصیرالدین طوسی، محمدبن محمد، دارالاضواء، بیروت، چاپ دوم ، 14-5
۴- کشف الظنون، حاجی خلیفه ،موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل بیت
۵- قواعد المرام فی علم الکلام، ابن میثم بحرانی، کتابخانه آیه الله مرعشی، قم 1406
۶- مجمع البحرین، طریحی، فخر الدین بن محمد، مجمع البحرین - تهران، چاپ: سوم، ۱۳۷۵ش.
۷- فرهنگ علم کلام، احمد خاتمی، - تهران، چاپ: اول، ۱۳۷۰ ش.
۸- فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، جمعی از پژوهشگران زیر نظر شاهرودی، سید محمود هاشمی، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ۳ جلد، مؤسسه دائره
۹- فرهنگ معارف اسلامی، سجادی، سید جعفر، کومش، تهران، 1373
۱۱- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ، ۱۳۶۸، تهران
۱۲-فرهنگ شیعه، پژوهشکده تحقیقات اسلامی، قم، چاپ: دوم، ۱۳۸۶ ش.
۱۳- آشنایی با علوم اسلامی T استاد شهید مرتضی مطهّری، قم، انتشارات صدرا.
۱۴- اصل الشّیعه و اصولها، اصل الشّیعه و اصولها، موسسه الاعلمی، بیروت،
۱۵-تفسیر المیزان، علامه طباطبایی-سید محمد باقر موسوی همدانی، قم، چاپ: پنجم، ۱۳۷۴ش.
۱۶- کفایه الاصول، آخوند خراسانی، محمد کاظم بن حسین، آل البیت ، قم، 1409.
۱۷- شریعت در آینه معرفت، علامه جوادی آملی، قم، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ اول، ۱۳۷۲ ه. ش.
۱۸- موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، محمد علی تهانوی، موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم - بیروت، چاپ: اول، ۱۹۹۶م.
۱۹- اصول کافی(ط - الإسلامیه) ، کلینی، محمد بن یعقوب، تهران، چاپ: چهارم، ۱۴۰۷ ق.
۲۰- اخلاق ناصری، طوسی، خواجه نصرالدین، چاپ سنگی.
۲۱- آموزش فقه، محمد حسین فلاح زاده، قم: انتشارات الهادی، چاپ بیست و سوم، تابستان ۸۴،
۲۲- ترجمه تفسیرالمیزان، سیدمحمد حسین طباطبایی، ج۱۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳ ش،
۲۳- بحارالانوار(ط - بیروت) ، مجلسی، محمد باقر بن محمد تقی، بیروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.
۲۴- فلسفه اخلاق، مرتضی، مطهری، انتشارات صدرا، تهران.
۲۵- الخصال، ابن بابویه، محمد بن علی، ۲جلد، جامعه مدرسین - قم، چاپ: اول، ۱۳۶۲ش.
۲۶- الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، قمّی، محدث، شیخ عباس، الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ۲ جلد، منشورات صبح پیروزی، قم - ایران، اول، ۱۴۲۳ ه ق
۲۷- اجوبه الاستفتائات، سید علی خامنهای ، ص ۱، دفتر معظم له درقم، چاپ اول، ۱۴۲۴ ه ق.
۲۹- توضیح المسائل (امام خمینی)، سید روح اللّه موسوی امام خمینی، در یک جلد، اول، ۱۴۲۶ ه ق۳۰- معارف و احکام بانوان
۳۱- وسائل الشیعه، ۱۴۶.شیخ حر عاملی، محمد بن حسن،(م ۱۱۰۴)، تفصیل وسائل الشیعه إلی تحصیل مسائل الشریعه، ۳۰ جلد، مؤسسه آل البیت ، قم - ایران، اول، ۱۴۰۹ ه ق.
۳۲- أبو القاسم پاینده، نهج الفصاحه، دنیای دانش، تهران، ۱۳۸۲ش.
۳۳- تحریر الوسیله، ۲ جلد، سید روح اللّه موسوی امام خمینی ، مؤسسه مطبوعات دار العلم، قم - ایران، اول، ه ق
۳۴- جواهر الکلام.نجفی، صاحب الجواهر، محمد حسن، جواهر الکلام فی شرح شرائع الإسلام،۴۳ جلد، دار إحیاء التراث العربی، بیروت - هفتم، ۱۴۰۴ ه ق.
۳۵- مستمسک العروه، سید محسن طباطبایی حکیم ، مستمسک العروه الوثقی، ۱۴ جلد، مؤسسه دار التفسیر، قم - ایران، اول، ۱۴۱۶ ه ق
۳۶- الحدائق الناضره ۵۹. ، آل عصفور بحرانی ، یوسف بن احمد بن ابراهیم، الحدائق الناضره فی أحکام العتره الطاهره، ۲۵ جلد، انتشارات اسلامی، قم ، اول، 1405 .
۳۷-مصباح الهدی، میرزا محمد تقی آملی ، مصباح الهدی فی شرح العروه الوثقی، ۱۲ جلد، مؤلف، تهران - ایران، اول، ۱۳۸۰ ه ق
۳۸- العروه الوثقی، سید محمد کاظم طباطبایی یزدی ، ۵ جلد، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، اول، ۱۴۱۹ ه ق
۴۱- شرح لمعه، عاملی، شهید ثانی، زین الدین بن علی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه (المحشّٰی - کلانتر)، ۱۰ جلد، کتابفروشی داوری، قم - ایران، اول، ۱۴۱۰ ه ق
۴۳- قواعد المرام فی علم الکلام) میثم بن علی بن میثم البحرانی (۶۳۶- ۶۹۹ ه). تحقیق السیّد أحمد الحسینی. الطبعه الأولی، قم، مطبعه مهر، ۱۳۹۸ ه.
۴۴- پیام قرآن، آیه اللّه مکارم شیرازی و همکاران، مدرسه الامام امیر المؤمنین، چاپ اوّل، ۱۳۶۷ ش.
۴۵- تفسیر نمونه، (آیه الله العظمی)ناصر مکارم شیرازی و دیگران، بی تا، بی چا، تهران، دار الکتب الاسلامیه.
۴۶- یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، آیت الله مکارم شیرازی، تهران، چاپ: چهارم، ۱۳۸۶ ش.
۴۷- محاسن، برقی احمد بن محمد بن خالد ، (م ۲۷۴ یا ۲۸۰)، المحاسن، ۲جلد، دار الکتب الإسلامیه - قم، چاپ: دوم، ۱۳۷۱ ق.
۴۸- امالی الطوسی، محمد بن الحسن طوسی ، ۱جلد، دار الثقافه - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۴ق.
۴۹- امالی، شیخ مفید، الأمالی (للمفید)، ۱جلد، کنگره شیخ مفید - قم، چاپ: اول، ۱۴۱۳ق.
۵۰- توضیح المسائل (محشّی - امام خمینی)، ۲ جلد ، سید روح اللّه موسوی امام خمینی ، ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم - ایران، هشتم، ۱۴۲۴ ه ق
۵۱- تبریزی، جواد بن علی، استفتاءات جدید (تبریزی)، دو جلد، قم - ایران، اول، ه ق
۵۲-گیلانی، فومنی، محمد تقی بهجت، استفتاءات (بهجت)، ۴ جلد، دفتر حضرت آیه الله بهجت، قم - ایران، اول، ۱۴۲۸ ه ق
۵۳- کابلی، محمد اسحاق فیاض، مناسک حج (فیاض)، در یک جلد، دفتر حضرت آیه الله، قم - ایران، اول، ۱۴۲۶ ه ق
۵۴- ترجمه معانی الأخبار، ابن بابویه، محمد بن علی، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۷ ش.
۵۵- نهایه الافکار ، عراقی، ضیاء الدین، دفتر انتشارات اسلامی، قم، سوم، 1417.
۵۶- تهذیب الاصول، امام خمینی، موسسه چاپ و نشرآثار امام ره، تهران، ۱۴۲۳ه ق.
۵۷- صحیفۀ نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج ۲۱، ص ۳۴، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، تهران چاپ اول 1369.
۵۸- شیرازی، ناصر مکارم، رساله توضیح المسائل (مکارم)، در یک جلد، انتشارات مدرسه امام علی بن ابی طالب علیه السلام، قم - ایران، پنجاه ودوم، ۱۴۲۹ ه ق
پانویس
- ↑ لغت نامه دهخدا جلد 4 ص 5971 و فرهنگ فارسی ج 1 ص 1103، الصحاح - تاج اللغه و صحاح العربیه؛ ج 5، ص: 1990
- ↑ موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج2، ص: 1161
- ↑ اخلاق ناصری ص 80 و رجوع شود به تفسیر ص 10- مجموعه دوم مصنفات ص 197)
- ↑ http://akhlagh.porsemani.ir/node/695
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج۹، ص: ۳۲۷.
- ↑ اصول کافی، ج 3، ص 136.
- ↑ مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، ص 166
- ↑ فلسفه اخلاق: ص 116، 127.
- ↑ نهج البلاغه، الحکمه ۲۳۷.
- ↑ بحار الأنوار، ج ۷۰، ص ۲۱۰، ح ۳۳.
- ↑ الکافی، ج ۲، ص ۸۴، ح ۵.
- ↑ الخصال، ص ۱۸۸، ح ۲۵۹.
- ↑ الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج 1، ص: 7
- ↑ الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج 1، ص: 7
- ↑ واژه مجتهد از کلمه «اجتهاد» مشتق شده است. اجتهاد در لغت به معنای تلاش و کوشش است
- ↑ اصل الشّیعه و اصولها، 114 و 115
- ↑ http://fa.wikishia.net/view/%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF
- ↑ الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج 1، ص: 7
- ↑ الغایه القصوی فی ترجمه العروه الوثقی، ج 1، ص: 7
- ↑ خامنهای سید علی، اجوبه الاستفتائات، ص 1، دفتر معظم له درقم، چاپ اول، 1424 ه ق.
- ↑ بقره/ 147 و 213؛ مائده/ 83
- ↑ قواعد المرام فی علم الکلام، 28؛ پیام قرآن، 2/ 35
- ↑ زخرف/ 14- 9
- ↑ بحارالانوار، 4/ 54
- ↑ تفسیر نمونه 27/ 446
- ↑ اسراء: 36
- ↑ الانفال: 22
- ↑ مائده:104
- ↑ المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 15، ص229، ح166
- ↑ المحاسن، ج1، ص: 229
- ↑ المحاسن، ج1، ص: 228
- ↑ المحاسن، فصل مصابیح الظلم، باب 13، ص225، ح149
- ↑ امالی الطوسی، ج1، المجلس الثالث، ص66
- ↑ امالی شیخ مفید، مجلس5، ص42، ح11
- ↑ تحف العقول، ص410،
- ↑ مالی شیخ مفید، مجلس26، ص227و228، ح6
- ↑ توضیح المسائل (امام خمینی)؛ ص: 14
- ↑ توضیح المسائل (امام خمینی)؛ ص: 420
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 27
- ↑ توضیح المسائل (محشی - امام خمینی)؛ ج 1، ص: 28
- ↑ استفتاءات جدید (تبریزی)؛ ج 1، ص: 361
- ↑ استفتاءات (بهجت)؛ ج 1، ص: 34
- ↑ مناسک حج (فیاض)؛ ص: 26
- ↑ ترجمه معانی الأخبار، ج2، ص: 142
- ↑ یدمحمد حسین طباطبایی، ترجمه تفسیرالمیزان، ج۱۵، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۳ ش، ص۴.
- ↑ یدعلی اکبر قرشی، احسن الحدیث، ج۷، تهران، واحد تحقیقات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۶ ش، ص۹۶.
- ↑ ومنون: 23، بقره: 4، لقمان: 4 و 5
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان، ج 15، ص 5
- ↑ سوره رعد:29
- ↑ مومنون: 51
- ↑ انفال : 45
- ↑ جمعه: 10
- ↑ نهایه الافکار قسم ۴، ج۲، ص۲۳۱.
- ↑ تهذیب الاصول (امام خمینی) ج۳، ص۶۶-۶۷.
- ↑ http://avayenatanz.ir/21543/%D8%A2%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B4-%D8%A8%D8%A7-%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%A8%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C-%D8%A2%DB%8C%D8%AF
- ↑ امام خمینی،ر وح الله ، صحیفه نور، ج16، ص 83.
- ↑ امام خمینی،ر وح الله ، صحیفه نور، ج16، ص 83.
- ↑ صحیفه نور، ج16، ص 83، بیانات امام در جمع گروهی از مسئولان واحد سیاسی و اخبار صدا و سیما.







