ویژگی های جدال احسن
ویژگیهای جدال احسن و یا به تعبیر امروزیها بحث آزاد شامل سه مبحث است:
مبحث اول: جایگاه جدال
کجا باید سراغ جدال رفت؟ معمولاً جایی سخن از جدال میشود که ذهن طرف پر شده از مطالبی که به نظر ما باطل است. در اینجا حکمت و موعظه اثر ندارد. دیو چو بیرون رود، فرشته دراید. دیو بینش، دیو شبهه، دیو تفکر غلط اگر در ذهن باشد، نمیتوانیم حقایق را در آن جا دهیم.
در این جا سخن از بحث آزاد و جدال می اید. قرآن میفرماید: جدال به نیکوترین شیوه. یکی از کارهایی که ارگانهای فرهنگی باید در کشور انجام دهند، همین شبهه زدایی است. اگر در رسانهها به دلیل اینکه نامحرم میشنود شبهه زدایی امکان پذیر نیست، لااقل با خودیها این شبههها را برطرف کنند و این اسمش هست جدال هی احسن.
در منطق صناعات خمس است: برهان، خطابه، جدال، شعر، مغالطه.
جایگاه جدل گفته شد و اما واژههای بحث آزاد در قرآن و روایات عبارت است از:
۱- واژه حوار یعنی گفتگوی دوستانه
۲- واژه جدال به معنی پیچاندن
واژه حوار ۳ مرتبه و واژه جدال ۲۷ مرتبه در قرآن آمده است و در اکثر موارد این واژه در جدال مذموم و نکوهیده بکار رفته و در چند مورد جدال ممدوح شده است و علاوه بر اینها سه واژه حدیثی هم هست.
۳- واژه مراع: یعنی گفتگوهایی که نه برای روشن شدن حق است بلکه برای نشان دادن خود است.
۴- واژه خصومت: در بحثهایی که در امور دنیا به کار میرود و به معنای مباحثه است.
۵- واژه مناظره.
از این پنج واژه، واژه حوار خوب است و ممدوح و مراع مذموم است و باید این گفتگو را فوراً ترک کرد.
کسی که آبرویش را دوست دارد مراع را رها کند. [۱]
بپرهیزید از مراع و خصومت که سبب کدورت میشود و باعث میشود که دوستان نسبت به هم باصفا نباشند. [۲]
جدال، خصومت، مناظره، هم میشود ممدوح باشد و هم میشود مذموم باشد، جایی که برای اثبات حق باشد پسندیده و برای اثبات غیر حق ناپسند است.
و اما قسمت اصلی بحث که ویژگیهای جدال احسن است. تاکنون به چهار ویژگی در باب جدال احسن برخورد کردیم. اولین ویژگی جدال احسن این است که مناظره کننده اهلیت جدال را داشته باشد، ای چه بسا کسی که اهلیت نداشته باشد، قضیه را خرابتر میکند و مثل معروفی است که اگر میخواهی کسی را بکوبی از او بد دفاع کن چون زیانش از کوبیدن بیشتر است. در کتاب احتجاج طبرسی که جناب ری شهری بخشهایی از آن را ترجمه کردهاند، مجموعه بحثهای آزاد پیامبر و ائمه است (احتجاج، ج ۱) روایتی از پیغمبر (ص) هست که میفرمایند: کسانی که نمیتوانند درست بحث کنند زیانشان بیشتر است از کسانی که بحث نمیکنند.
امام میفرمایند: کسانی که نمیتوانند درست بحث کنند باعث تقویت باطل و دلسردی دوستان خود میشوند. پس اولین شیوه جدال بالتی هی احسن مشروط به اهلیت، توان، قدرت و ... میباشد.
اصولاً ائمه (ع) طوری دوستانشان را ساخته بودند که در میدانی که وارد نبودند داخل نمیشدند. در بعضی حرفهها این موضوع هست، مثلاً در پزشکی اگر ما دخالت کنیم، پزشک ناراحت میشود، چون تخصص است، اما متأسفانه در وادی مذهبی همه مجتهد میشوند و اظهار نظر میکنند. گاهی در یک مسئله ریز فقهی یک مجتهد ماهها زحمت میکشد تا حکمش را بدهد، در یک جلسه، یک عوام، فوری نظریه میدهد و این قول به غیر علم از بزرگترین گناهان است. [۳]
یکی از یاران امام صادق (ع) میگوید: خدمت امام صادق (ع) بودم، یک نفر از اهل شام وارد شد و گفت: من مردی هستم که هم کلام بلدم و هم فقه و هم فرائض. گفت: شنیدهام اصحاب شما در کلام و فقه وارد هستند، آمدهام مناظره کنم. امام فرمودند به من: یا یونس، اگر میتوانی با او خوب بحث کنی وارد شو. گفتم: خیلی متأسفم من نمیتوانم. فرمودند: برو بیرون و به یارانی که وارد هستند بگویید داخل بیایند. پس عمران وارد شد که در علم کلام وارد بود و سپس یاران دیگر به ترتیب تا هشام وارد شد که هنوز حتی ریش در نیاورده بود تا نوبت به قیس ریسد که او را در مناظره مغلوب کرد طوری که امام از خوشحالی میخندیدند. پس معلوم میشود امام با خنده خود، اهل تشویق بودند. عزیزان بسیجی، باید رفت و یاد گرفت و جلسه داشت. امام صادق (ع) در جایی میفرمایند: اُف بر مسلمانی که لااقل هفتهای یک جلسه برای دینش نداشته باشد. حتی آن روز را روز جمعه تعیین میکنند. با تفسیر، با احکام، با تاریخ اسلام آشنا شوید و سطح فکر را بالا بیاورید. یاران امام صادق (ع) که طلبه اصطلاحی نبودند و شغل و حرفههای مختلف داشتند میآمدند واز امام صادق(ع) چیز یاد میگرفتند و حالا ما مدیون آنها هستیم.
دومین ویژگی جدال احسن: بر مسند نشاندن حق و رعایت انصاف است، نه مطرح کردن من. اگر از طرف مقابل حق شنیدیم نه تنها ناراحت نشویم، بلکه استقبال کنیم، اگرچه خود طرف باطل باشد، ولی حرف او حق است، بهترین دلیل این روش از پیامبر اکرم در احتجاج جلد یک، صفحه ۲۴ است.
رعایت انصاف
در جلسه گذشته راجع به مسئله حق پذیری صحبت کردیم و فرصت نشد در مورد رعایت انصاف صحبتی داشته باشیم که در این جلسه خدمتتان عرض خواهم کرد. انصاف از ریشه نصف یا نُصف است یعنی اگر دیدید حقی هست به خودتان اختصاص ندهید. در روایات داریم اگر شما در زندگتا خدا هم به او عنایت نماید.
چهارمین ویژگی جدال احسن: حق پذیری طرف مقابل.
چنانچه زمینه حق پذیری در فردی نباشد و اگر حق را مثل آفتاب هم به او نشان بدهیم باز هم قبول نکند، قرآن و روایت میفرماید: با آنها بحث نکنید. در این رابطه رجوع شود به ایات اوائل سوره بقره.
آنهایی که این چنین باشند، حتی گفتار از دل برآمدهای چون گفتار رسول الله هم در آنها اثر نمیکند. افرادی که منحرف هستند بر دو گونهاند: یا واقعاً خواب هستند که اینها را باید بیدار کرد و یا خودشان را به خواب زدهاند.
گروه اول را میشود بیدار کرد و واقعاً هم بیدار میشوند، اما گروه دوم که خودشان را به خواب زدهاند نمیشود از خواب بیدار کرد و قرآن در مورد گروه دوم در ایه ۱۴ سوره نمل میفرماید:
با آنکه به یقین میدانند، باز از کبر و نخوت و ستمگری انکار میکنند، بنگر عاقبت مفسدین به کجا رسید.
نرود میخ آهنین در سنگ.
خداوند در ایه ۲۵ سوره انعام به پیغمبر عظیم الشأن میفرماید: از هدایت اینها مایوس باش، بعضی سخن تو را می شنودند ولی پرده بر دلهایشان نهادهایم که نمیفهمند، گوشهای آنها از شنیدن حق سنگین است، اگر همه نشانههای الهی را مشاهده کنند باز ایمان نمیآورند و نزد تو مجادله میکنند و میگویند این نشانهها افسانهای بیش نیست.
متأسفانه در جامعه ما، گاهی از این افراد پیدا میشوند و ما در برخورد با این افراد باید کاری را که پیغمبر کرد انجام بدهیم. رهایشان کنیم و در نهایت دعا کنیم خدا خودش تفضّل کند. گاهی خداوند عنایت میکند و نوری به دلهای آنها میاندازد و گاهی آنها را گوش مالی میدهد.
شخصی بود قبل از انقلاب، اگرچه از خانواده مذهبی بود، ولی به روحانیت اهانت میکرد، محرم و یا نامحرم را قبول نداشت یا مسخره میکرد، در اثر یک تصادف شدید و شکستن استخوانها مجبور شد ۷الی ۸ ماه در بیمارستان بستری شود. پس از مرخص شدن از بیمارستان، بطور کلی تغییر پیدا کرده بود، از الطاف خدا میگفت. گاهی همین تصادفها از مرحمت خداست.
ملای رومی میگفت:
درد پشتم داد حق از فضل خویش
تا نخسبم جمله شب چون گاو و میش
همین درد پشت خود را ملای رومی از لطف خدا میداند، تا نیمه شب دعا کند و همین گفتن یک الله در در نیمه شب، خود فضل خداست.
پس در مورد افرادی که خودشان را به خواب زدهاند نمیتوانیم آنچنان که خدا به پیغمبرش فرمود، شما هم نمیتواندی. سوره انعام، ایات ۱۰۹، ۱۱۰ و ۱۱۱ آنها قسم یاد میکنند اگر نشانهای بیاوری، ایمان میآوریم. بگو خدا میتواند نشانه بیاورد، ولی شما ایمان نمیآورید، چون اینان اول ایمان نیاوردند ما هم، دل و دیده آنان را از ایمان بگردانیدیم تا در ضلالت بمانند و چنان که اگر تمام فرشتگان را هم بر آنها بفرستیم و مردگان را زنده کنیم، باز ایمان نمیآورند، مگر خدا بخواهد که اکثراً جاهل هستند.







