فرهنگ مصادیق:همایش خودستایی
نویسنده :علی رضایی
انواع ایمان
ایمان را از نظر سود به چهار دسته تقسیم کردهاند:
۱) ایمانی که سودی برای دنیای شخص ندارد و تنها به درد آخرت میخورد. مصداق این نوع ایمان را میتوان در ایمان ساحرهای فرعون شناسایی کرد؛ زیرا ساحران به حضرت موسی(ع) ایمان آوردند و در همان زمان به صلیب کشیده و شهید شدند.
۲) ایمانی که تنها به درد دنیا میخورد و هیچ سودی برای آخرت ندارد. این نوع ایمان را میتوان همان ایمان منافقان دانست که تنها برای سود و بهره مندی از فواید شهروندی و ترس از مردم و دولت اسلامی ایمان میآورند و هیچ سودی برای آخرتشان ندارد .
۳) ایمانی که به درد دنیا و آخرت نمیخورد و آن ایمان در هنگام مرگ و احتضار است و قرآن بیان میدارد که این گونه ایمان هیچ سودی برای دنیا و آخرت شخص ندارد. مصداق این گونه ایمان را قرآن ایمان فرعون دانسته است که در هنگام غرق شدن گفت: به پروردگار موسی و هارون ایمان آوردم.
۴) ایمانی که در دنیا و آخرت سودمند و مفید است و آن ایمان واقعی است که مصداق بارز آن ایمان مخلصان و پیامبران است.
انواع ستایش
بر این اساس ستایش نیز میتواند این گونه باشد:
۱) ستایشی که سودی برای دنیا ندارد و تنها به درد آخرت میخورد و آن ستایشی است که شخص آن را نمیشنود و تنها دیگران از آن حکایت میکنند و کارهای شایسته و ستایش آمیز او ذخیره آخرت وی میشود و هر کسی عملی کرد سودش به او نیز میرسد؛ زیرا که کارهای او موجب شده تا فرهنگی پدید آید و مردم گرایش به کار شایستهای پیدا کنند. این شخص چون آن را نمیداند سودی در دنیا از آن ستایشها نمیبرد و اعتبار و منزلتی کسب نمیکند؛ مانند کسی که پنهانی و ناشناخته به مردم کمک مالی میکند و مورد ستایش قرار میگیرد ولی خود از ستایش آنان آگاه نیست چون این ستایش کلی است واعتباری برای او در دنیا ایجاد نمیکند.
۲) ستایشی که تنها به درد دنیا میخورد و آن ستایش مدح کنندگان و چاپلوسان است؛ زیرا شخص، کاری نیکو انجام نداده تا شایسته باشد و مردم تنها از باب چاپلوسی او را مدح و ستایش میکنند و برای او اعتباری فراهم میشود و در آخرت دست خالی است.
۳) ستایشی که به درد دنیا و آخرت نمیخورد و آن ستایشی است که از شخص میکنند و اعتباری هم برای او ایجاد نمیکند و به درد آخرتش هم نمیخورد؛ زیرا کاری شایسته نکرده که دست کم پاداش آخرتی داشته باشد و در دنیا نیز چون ستایش گرانش چاپلوسانی هستند که در پیش رویش از وی ستایش و در پشت سرش از او بدگویی میکنند او را فریب میدهند و حتی به جای اعتبار موجبات بی اعتباری و بی ارزشی وی را فراهم میآورند. این ستایش بسیار زیانبارتر است و شخص مصداق خسرالدنیا و الاخره میشود. بلکه در دنیا ستایش، واکنش منفی نسبت به وی پدید میآورد که بسیار بدتر است.
۴) ستایشی که هم به درد دنیا و هم به درد آخرت میخورد و آن ستایش خداوند است که میفرماید: رضی الله عنهم و رضوا عنه؛ خداوند از ایشان خشنود است و ایشان نیز از خدا خشنود و راضی میباشند؛ و یا میفرماید: یحبهم و یحبونه؛ خدا ایشان را دوست و محبوب خود میدارد و ایشان هم خدا را محبوب و دوست خویش میشمارند.
با توجه به گفتههای بالا، میتوان در میان مردم همه این گروههای چهارگانه را یافت، ولی بدبخت تر و زیانکارتر آن کسی است که همایش خودستایشی به همراه گروهی از چاپلوسان راه اندازی میکند که نه سودی برای دنیایشان دارد و نه آخرتشان؛ زیرا باعث مضحکه مردم میشوند.
برخی ایرانیان به ظاهر عادت کردهاند که همواره برای خودستایی خویش برنامههایی داشته باشند و این بسیار بد است. در دولتهای طاغوتی وضع این گونه بود و شایسته است که این سنت در دولت اسلامی پس از انقلاب نیز از بین برود.
در دوره امیرمؤمنان مردم ایرانی شهر انبار عراق به سنت عصر طاغوت ساسانی به دنبال سواران دولتی و شاهان میدویدند و به این شیوه از آنان استقبال میکردند. حضرت امیر(ع) هنگامی که این گونه دید از اسب پیاده شد و به میان ایشان رفت و فرمود: این گونه آداب پذیرایی موجب میشود که شما خوار و پست گردید و سودی نیز برای استقبال شوندگان نداشته باشید. کاری است بیهوده و بلکه زیانبار و اکنون این خودستایی و همایشهایی از این دست نیز همانند سنت ناپسند و آیین نادرست استقبال انباری میبایست کنار گذاشته شود؛ زیرا نه به درد دنیای ایشان میخورد و نه آخرت.







