فرهنگ مصادیق:نميمه
محتویات
نمیمه
شرار کم المشاءون بالنمیمه المفرقون بین الاحبه الباغون للبراء المعایب [۱].
بدترین شما سخن چینان هستند که میان دوستان جدایی میافکنند و در جست و جوی عیبهای خوبانند.
امیر مؤ منان علی (علیه السلام )
مقدمه
یکی از اموری که دانشمندان علم اخلاق در ذیل مبحث افشای سر از آن بحث میکنند (نمیمه) یا (سخن چینی) است که از آن به زشتی یاد میشود. سخن چینی از پستترین رفتارهای بشر است که دشمنی و کینه را در پی دارد و پیوندهای دوستی و برادری را نابود میکند. قرآن کریم از آن به بدی یاد کرده و روایات بسیاری در نکوهش آن وارد شده است. سخن چینی از آفات و بیماریهای شایع زبان است که باید آن را شناخت و برای درمانش کوشید. این فصل به بیان مطالب گوناگونی درباره سخن چینی میپردازد و در ضمن از (سعایت) که نوع خاصی از سخن چینی است، بحث خواهد کرد.
تعریف سخن چینی
(سخن چینی) بیان سخنان گفته شده درباره کسی، به خود او است به این معنا که به وی بگویند: فلان شخص درباره تو چنین میگفت، و سخن چین به کسی میگویند که سخن فردی را به کسی که مطلب درباره او گفته شده برساند.
امام صادق (علیه السلام) درباره لشکر عقل و جهل میفرماید:
... و صون الحدیث، وضده النمیمه [۲].
و نگاهبانی گفتار (از لشکریان عقل است) و ضد آن، سخن چینی است (که از لشکریان جهل به شمار میرود.)
نگهبانی و صیانت از گفتار دیگران، به معنای باز نگفتن آن نزد دیگران است و سخن چینی به معنای بازگفتن سخن دیگری نزد کسانی است که مطلب درباره آنها گفته شده است؛ البته (نمیمه) مفهومی گسترده تر از این دارد و فقط به بازگفتن سخن افراد محدود نمیشود؛ زیرا ممکن است حرکت و علمی درباره شخصی، بدون آگاهی او انجام شود و کسی این عمل را برای او باز گوید؛ یعنی سخن چینی نزد او رفته، او را از عمل انجام شده آگاه کند. بیان گفتار یا رفتار دیگری، گاه با لفظ انجام میشود و گاه از راه اشاره یا نوشتن یا رفتاری خاص به فرد مقابل فهمانده میشود که این هم از مصادیق نمیمه است .
تعریف سعایت
آن گاه که سخن چینی، نزد کسی انجام شود که از او بیم زیان و آزار است، (سعایت) نامیده میشود؛ مانند سعایت نزد پادشاهان و بزرگان که از آنان ترس زندان، تبعید و قتل وجود دارد.
اقسام سخن چینی
سخن چینی از جهت ابزار انجام آن، به گفتاری، نوشتاری و اشارهای، قابل تقسیم است. نقل گفتار یا رفتار دیگران به هر یک از سه شکل پیش گفته ممکن است. سخن چینی را از جهت موضوع به اقسام ذیل نیز میتوان تقسیم کرد:
نقل گفتار
گاه سخن چین آن چه را دیگران گفتهاند، نقل میکند.
نقل رفتار
گاه آن چه را انجام دادهاند، نقل میکند.
نقل پندار
گاه از آن چه در دل میگذرانند، حکایت میکند.
دامنه سخن چینی، نقل عیبها و نقیصههای گفتاری و رفتاری و پنداری دیگران را هم در بر میگیرد به این معنا که سخن چینی، فقط حکایت اموری را که عیب نیستند در بر نگرفته؛ بلکه نقل هر چیزی را که عیب یا نقص پنداشته شود نیز در بر میگیرد؛ برای نمونه، گاه سخن چین گفتار راست دیگران و گاه گفتار دروغ ایشان را نقل میکند و روشن است که با نقل گفتار دروغ، شنونده به دروغگویی آن شخص پی میبرد که در این موارد، گاه سخن چین با غیبت همراه است. سخن چینی گاه به انگیزه زیان رساندن به فردی که از او حکایت میشود انجام میگیرد که این رفتار، به شکل معمول، نزد قدرتمندان صورت میپذیرد و گاه چنین انگیزهای در کار نیست که نوع اول را سعایت مینامند.
سخن چینی گاه یک سو داشته، فقط از یک طرف برای دیگری نقل میشود و گاه دو طرف دارد که از آن به (دو به هم زنی) یا (افساد بین الناس) تعبیر میکنند به این معنا که سخن چین برای به هم زدن رابطه دو نفر، سخن هر کدام را برای دیگری نقل میکند.
نکوهش سخن چینی از دید شرع
سخن چینی در آیات و روایات به شدت نکوهیده، و در مقایسه با دیگر رفتار ناپسند، از زشتترین آنها شمرده شده است .
خداوند متعالی در قرآن مجید میفرماید:
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ[۳].
وای بر هر عیب جوی سخن چین .
که سخن چین (همزه) در کنار غیبت کننده (لمزه) آورده شده است .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در سوره قلم، چنین خطاب میشود:
وَلَا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ، هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ[۴].
از سوگند خورندگان به دروغ که افرادی فرومایهاند، پیروی مکن؛ از کسانی که بسیار عیب جو و سخن چین هستند.
محدثان بزرگ در مجموعههای روایی خود، احادیث بسیاری را در نکوهش این عمل نقل کردهاند. کافی، مستدرک الوسائل، بحارالانوار، وسائل الشیعه و بسیاری از کتابهای روایی دیگر، درباره این بیماری باب مستقلی دارند.
امام صادق (علیه السلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
لا انبئکم بشرارکم ؟ قالوا: بلی یا رسول الله قال: المشاءون بالنمیمه ...[۵].
آیا شما را از بدترینتان آگاه کنم ؟ گفتند: بلهای رسول خدا! فرمود: کسانی از شما که سخن چینی میکنند.
حضرت سخن چینی را در شمار اموری که پیامبر از آنها باز داشته، معرفی کرده است :
ان رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نهی عن الغیبه ... و نهی عن النمیمه [۶].
همانا رسول خدا از غیبت و...سخن چینی نهی فرموده است .
سرور پرهیزکاران حضرت علی (علیه السلام) نیز میفرماید:
بئس الشیمه النمیمه[۷].
سخن چینی خلق و خوی بدی است .
النمیمه شیمه المارق[۸].
سخن چینی، خوی کسانی است که از دین خارج شدهاند.
حال ممکن است پرسیده شود: آیا حرفی را که درباره کسی زده شده، میتوان برای او بازگفت با این توجیه که حرف او دروغ نیست؛ بلکه واقعیت دارد؟ در پاسخ میتوان گفت: دروغ گفتن حرام است؛ اما راست گفتن همه جا واجب نیست؛ یعنی نمیتوان گفت به دلیل آن که دروغ گفتن حرام است، راست گفتن واجب است و حتی نمیتوان حرمت دروغ را دلیل بر جواز هر سخنی راست دانست و این امر را بهانه قرار داد و هر سخنی را که از هر شخصی شنیده میشود، برای دیگری نقل کرد؛ زیرا این نوعی فتنه انگیزی است، و گاه مفسده راست گفتن از دروغ گفتن بیش تر است .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید:
ثلاثه یقبح فیهن الصدق: ۱ - النمیمه ...[۹].
راست گویی در سه جا زشت است: ۱ -سخن چینی ... .
امیر مؤ منان علی (علیه السلام) میفرماید:
اسوء الصدق النمیمه [۱۰].
زشتترین راستگوییها، سخن چینی است .
حال به آسانی میتوان گفت: سخن چینی حرام، و از گناهان بزرگ است و اگر سعایت باشد، از بدترین انواع سخن چینی به شمار میرود و از آن بسیار نکوهش شده است؛ چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
شر الناس المثلث قیل یا رسول الله و ما المثلث ؟ قال: الذی یسعی باخیه الی السلطان فیهلک اخاه و یهلک السلطان [۱۱].
بدترین مردم مثلث است. عرض شد: ای پیامبر خدا! مثلث چه کسی است ؟
فرمود: کسی که از برادرش نزد فرمانروا [= قدرتمند] بدگویی کند. او (با این عمل، هم خودش و هم) برادرش و فرمانروا را نابود میکند؛
البته زشتی این عمل تا جایی است که برای آن وجه شرعی وجود نداشته باشد در غیر این صورت، چه بسا نقل سخن و رفتار دیگران واجب شود. مانند آن که واجب است در محضر قاضی و دادگاه عدل، مطالب برای روشن شدن حقیقت، بیان شود؛ زیرا این جا تمایلهای شخصی در کار نیست؛ بلکه عقل و شرع هر دو به بیان واقعیت حکم میکنند تا حقی نابود، و حکم نادرستی صادر نشود.
دو به هم زدن یا (افساد بین الناس) نیز از بدترین انواع سخن چینی به شمار میرود که به شدت نکوهش شده است .
خداوند متعالی در سرزنش چنین افرادی میفرماید:
الذین ینقضون عهد الله من بعد میثاقه و یقطعون ما امر الله به ان یوصل و یفسدون فی الاءرض اولئک هم الخاسرون [۱۲].
کسانی که پیمان خدا را پس از استوار کردن آن میشکنند و آن چه را خداوند به پیوستن آن فرمان داده میگسلند و در زمین فساد میکنند، ایشان زیان کارانند.
وظیفه انسان در برابر سخن چین
انسان در برابر سخن چین چند وظیفه دارد:
۱ - او را تصدیق نکند؛ زیرا گناه کار و فاسق است و گواهی فاسق پذیرفته نمیشود؛ چنان که خداوند متعالی در قرآن کریم میفرماید:
إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا[۱۳].
اگر فاسقی برای شما خبری آورد، درباره خبرش تحقیق کنید.
۲ - او را از این کار باز دارد؛ زیرا عمل او از امور منکر بوده و خداوند متعالی در قرآن میفرماید:
وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ[۱۴].
امر به معروف کن و از منکر بازدار.
۳ - از او ابراز تنفر کند؛ زیرا او مبغوض خدا است و تنفر از مبغوض خدا لازم است .
۴ - به شخصی که مطلب از او نقل شده، گمان بد نبرد؛ زیرا خدای تعالی میفرماید:
اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ[۱۵].
از بسیاری گمانها بپرهیزید؛ چرا که بعضی از گمانها، گناه است .
۵ - گفتار سخن چین، او را به تحقیق و تجسس درباره شخصی که از او نقل شده وا ندارد که خدای تعالی میفرماید: وَلَا تَجَسَّسُوا[۱۶].
۶ - خودش مرتکب کاری که دیگران را از آن نهی میکند نشود؛ یعنی سخن چینی او را برای کسی که سخن از جانب او نقل شده، بیان نکند؛ زیرا در این صورت، هم سخن چینی و هم غیبت کرده است. مردی نزد امیر مؤ منان علی (علیه السلام) آمد و درباره دیگری بدگویی کرد.
حضرت فرمود:
یا هذا نحن نساءل عما قلت فان کنت صادقا مقتناک، و ان کنت کاذبا عاقبناک، و ان شئت اءن نقیلک اءقلناک ؟ قال: اقلنی یا اءمیرالمؤ منین [۱۷].
ای فلانی ! ما از آن چه گفتی، میپرسیم [ بازخواست میکنیم ] اگر راست گفته باشی، تو را دشمن میداریم و اگر دروغ گفته باشی، تو را مجازات میکنیم و اگر بخوای رهایت کنیم [از کرده خویش پشیمان شوی ] تو را رها میکنیم. (آن مرد) گفت: ای امیر مؤ منان ! رهایم کنید.
ریشههای درونی سخن چینی
سخن چینی از سرکشی یکی از دو نیروی (غضب) و (شهوت) انسان سرچشمه میگیرد و گاه در هر دو ریشه دارد. تجاوز این دو از حریم فرمانروایی خرد، موجب پدید آمدن صفات ناپسندی میشود که آنها نیز پیدایش رفتارهای ناپسندی چون سخن چینی را در پی دارند. سخن چینی، در یکی از عوامل ذیل ریشه دارد:
نفرت و دشمنی
گاه انسان از روی نفرت سخن چینی میکند و در صدد بد نام کردن دیگری است .
حسد
حسادت به مقام و مرتبه دیگران، عامل بسیار مهمی برای سخن چینی، به ویژه سعایت است. فرد مبتلا، برای از بین بردن شان دیگری به سعایت از او میپردازد. دو به هم زنی را میتوان از موارد فتنه به شمار آورد که در این صورت، بر اساس آیات قرآن کریم، از خونریزی و قتل شدیدتر و بزرگ تر خواهد بود؛ چنان که خداوند متعالی میفرماید:
وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ[۱۸]. الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ [۱۹].
دقت در مجموعه آیات و روایتهایی که درباره سخن چینی آمده است، نشان دهنده بزرگی و زشتی بسیار این گناه است .
طمع و چشمداشت
گاه طمع به مال و مقام یا دیگر امور دنیایی، انسان را به رفتار ناپسندی چون سخن چینی و سعایت از دیگران وا میدارد. فرد بیمار میکوشد تا با بدگویی از دیگران و نقل گفتار و کردار ایشان، مال یا منزلتی برای خویش فراهم سازد.
تفریح و سرگرمی
گاه انسان برای گذراندن وقت و سرگرمی، به نقل گفتار و رفتار این و آن میپردازد و سخن چینی میکند.
پیامدهای زشت سخن چینی
سخن چینی پیامدهای ناخوشایندی را برای فرد مبتلا و جامعه انسانی به بار میآورد که برخی در دنیا و بعضی در آخرت گریبانگیر او و جامعه میشود.
پیامدهای دنیایی
۱ -گسستن پیوند دوستی و برادری: سخن چین با رفتار زشت خود، پیوندهای معنوی را از بین برده، یکپارچگی جامعه انسانی را نابود میکند. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از آن که سخن چین را بدترین افراد میشناساند، میفرماید:
... المفرقون بین الاحبه ...[۲۰].
کسانی که در میان دوستان جدایی میاندازند.
اسلام به یک پارچگی مسلمانان توجه فراوانی دارد و به پایداری آن اهمیت میدهد. پیوندهای روحی و معنوی در این مکتب، ارزش در خور توجهی دارند. اسلام همان گونه که به پیوندهای جسمی، با عنوان (صله رحم) بسیار توجه کرده و نابود کردن آن را گناهی بزرگ به شمار آورده است، به حفظ و نگهبانی از پیوندهای معنوی با عنوان (برادری دینی) نیز بسیار سفارش کرده و نابود کننده آن را گناه کار میداند.
خداوند متعالی در قرآن کریم میفرماید:
وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ[۲۱].
و آن چه را خدا بر پیوند آن دستور داده میگسلند.
خداوند تبارک و تعالی در بحث پیوند جسمی، از صله رحم یاد میکند و در بحث پیوند روحی، فساد در زمین را یادآور میشود و چه فسادی بالاتر از این که مردم را به جان یک دیگر بیندازند و رابطه برادران دینی و خویشاوندان را قطع کنند.
آسیب سخن چینی هنگامی مشخص تر میشود که میان خویشاوندان مؤ من جدایی افتد؛ یعنی سخن چین سبب قطع پیوند روحی و جسمی شود و آن جا که دشمن وارد شود، چه بسا عدهای به جان هم بیفتند و به ناحق خونی ریخته شود با که در مراجعه به تاریخ، نمونههای بسیاری بر صدق این موضوع یافت میشود.
امام صادق (علیه السلام) فرمود:
و ان من اکبر السحر النمیمه یفرق بها بین المتحابین و یجلب العداوه علی المتصافیین و یسفک بها الدماء و یهدم بهاالدور و یکشف بها الستور و النمام اشر من و طی الاءرض بقدم [۲۲].
بزرگترین سحرها سخن چینی است که میان دوستان جدایی میافکند و دشمنی را میان دلهایی که با محبت و پاک و بدون زنگارند، جلب میکند و خون انسانها به سبب آن ریخته و خانه هایشان خراب میشود و پردهها میافتد (و پوشیدهها آشکار میشود) و سخن چین، بدترین کسی است که بر زمین گام نهاده است .
این پاسخ کسانی است که میگویند: ما دروغ نمیگوییم؛ بلکه سخن راستی را به دیگران منتقل میکنیم که به تعبیر حضرت علی (علیه السلام) زشتترین راستگوییها سخن چینی است .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیت به حضرت علی فرمود:
ان الله احب الکذب فی الصلاح و ابغض الصدق فی الفساد[۲۳].
همانا خداوند دروغ گفتن برای ایجاد صلح را دوست دارد و از راستی که مایه فساد شود، متنفر است .
یکی گفت با صوفی یی در صفا بدانی فلانت چه گفت از قفا؟
بگفتا خموش، ای برادر! بخفت ندانسته بهتر که دشمن چه گفت
کسانی که پیغام دشمن برند ز دشمن همانا که دشمن ترند
کسی قول دشمن نیارد به دوست جز آن کس که در دشمن یار او است
نیارست دشمن جفا گفتنم چنان کز شنیدن بلرزد تنم
تو دشمن تری کاوری بر دهان که دشمن چنین گفت اندر نهان
سخن چین کند تازه جنگ قدیم به خشم آورد نیکمرد سلیم
ازان همنشین تا توانی گریز که مر فتنه خفته را گفت خیز
سیه چال و مرد اندر او بسته پای به از فنته از جای بردن به جای
میان دو تن جنگ چون آتش است سخن چین بدبخت هیزم کش است[۲۴]
۲ - محروم شدن از رحمت الاهی: سخن چینی سبب قهر خداوند و دور شدن جامعه از رحمت خدا است. سخن چین نه تنها خود را از لطف خداوند محروم میسازد، بلکه جامعه را نیز از الطاف الاهی دور میکند. روایتی در این باره میگوید:
ان موسی (علیه السلام) استسقی لبنی اسرائیل حین اصابهم قحط فاءوحی الله تعالی الیه لا اءستجیب لک و لا لمن معک و فیکم نمام قد اصر علی النمیمه فقال موسی (علیه السلام) من هو یا رب حتی نخرجه من بیننا فقال الله یا موسی اءنها کم عن النمیمه و اکون نماما فتابوا باءجمعهم فسقلوا[۲۵].
(در زمان حضرت موسی در میان بنی اسرائیل خشک سالی شدیدی روی داد.) همانا موسی برای بنی اسرائیل در زمان خشک سالی باران طلبید؛ (ولی هر چه دعا کرد، اثری نبخشید و باران نیامد.) پروردگار به او وحی کرد: در میان شما یک نفر هست که زیاد سخن چینی میکند و به سبب او دعای شما را مستجاب نمیکنم. حضرت موسی از خدا خواست او را معرفی کند تا وی را از میان خویش بیرون کنند. خدای متعالی فرمود: من شما را از نمامی نهی میکنم؛ پس چگونه او را به شما معرفی کنم و خود مرتکب نمامی شوم ؟ حضرت موسی این مطلب را با قوم خود در میان گذاشت و همه توبه کردند؛ آن گاه بر آنها باران بارید.
۳ - رسوایی سخن چین: سخن چین به دنبال عیبها و نقصهای مردم میرود تا ابزار لازم برای رفتار زشت خود را فراهم آورد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از آن که سخن چینان را به تفرقه اندازی وصف میکند، میفرماید:
...الباغون للبراء المعایب [۲۶].
... کسانی که در جست و جوی عیبهای خوبان و صالحان هستند.
امیر علی (علیه السلام) هم ایشان را با همین وصف نام برده، است :
المبتغون للبرآء المعایب [۲۷].
کسی که در پی عیبهای مسلمانان است، سرانجام رسوا میشود.
چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
یا معشر من اسلم بلسانه و لم یخلص الایمان الی قلبه لا تذموا المسلمین و لا تتبعوا عوراتهم، فانه من تتبع عوراتهم تتبع الله عورته و من تتبع الله تعالی عورته یفضحه فی بیته [۲۸].
ای کسانی که به زبان اسلام آوردهاید، ولی ایمان در دل شما خالص نشده ! مسلمانان را نکوهش، و عیوب پنهان ایشان را دنبال نکنید. همانا کسی که در جست و جوی عیب مسلمانان باشد، خداوند به دنبال عیب او خواهد بود و هر کس خداوند در پی عیبش باشد، او را در خانه خودش رسوا میسازد.
۴ - سلب اعتماد و دور شدن از مردم: بیم و هراس مردم از نقل رفتار و گفتارشان نزد دیگران، موجب بی اعتمادی آنها به سخن چین میشود. مردم سخن چین را امانت دار ندانسته، از سخن گفتن نزد او میپرهیزند. امیر مؤ منان علی (علیه السلام) میفرماید:
لا تجتمع امانه و نمیمه [۲۹].
امانت با سخن چینی جمع نمیشود.
سلب اعتماد از سخن چین، موجب فاصله گرفتن مردم از او میشود؛ چنان که امیر مؤ منان علی (علیه السلام) میفرماید:
ایاک و النمیمه فانها...تبعد عن الله و الناس [۳۰].
از سخن چینی بپرهیزید که موجب دور ساختن از خدا و مردم میشود.
پیامدهای آخرتی سخن چینی
عذاب قبر
سخن چین از آغاز ورود به جهان برزخ، گرفتار عقوبت رفتار ناپسند خویش میشود.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیت به امیر مؤ منان علی (علیه السلام) فرمود:
یا علی احذر...النمیمه فان ...النمیمه توجب عذاب القبر[۳۱].
ای علی از سخن چینی بپرهیز که همانا موجب عذاب قبر میشود.
امیر مؤ منان علی (علیه السلام) نیز میفرماید:
عذاب القبر یکون من النمیمه [۳۲].
عذاب قبر از سخن چینی است .
مسخ در محشر
بسیاری از گناه کاران در صحرای محشر با چهره واقعی رفتار خویش برانگیخته میشوند و در این میان، سخن چینان به سبب نوع خاص رفتار خود، به صورت یکی از حیوانات محشور میشوند.
معاذ بن جبل (از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در منزل ابو ایوب انصاری نزدیک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نشسته بود. معاذ عرض کرد: ای پیامبر خدا! نظر شما درباره این آیه که میفرماید: يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْوَاجًا[۳۳]،
چیست ؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
ای معاذ! مطلب بزرگی را پرسیدی؛ (آن گاه اشک از چشمانش جاری شد و فرمود: (ده صنف از امت من پراکنده محشور میشوند و خداوند آنان را از دیگر مسلمانان جدا، و چهره هایشان را مسخ میکند. برخی از آنان به صورت میمون، برخی به صورت ... و...آنان که به صورت میمون محشور میشوند، سخن چینانند...[۳۴].
محروم شدن از بهشت
سخن چینی موجب خشم و سخط خداوند شده، سخن چین را از بهشت محروم میسازد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:
لا یدخل الجنه قتات [۳۵].
سخن چین وارد بهشت نمیشود.
امام باقر (علیه السلام) نیز میفرماید:
الجنه محرمه علی القتاتین و المشاءین بالنمیمه [۳۶].
بهشت بر غیبت کنندگان و سخن چینان حرام است .
از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است :
اءربعه لا یدخلون الجنه الکاهن والمنافق و مدمن الخمر و القتات و هو النمام [۳۷].
چهار کس وارد بهشت نمیشوند: ۱ -کاهن ۲ - منافق ۳ - دائم الخمر ۴ - سخن چین .
عذاب آخرت
رفتار زشت سخن چین، موجب خشم خداوند میشود و او را گرفتار عذاب الاهی میسازد.
رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در وصیت به ابوذر غفاری (ره) فرمود:
...یا اباذر صاحب النمیمه لا یستریح من عذاب الله فی الآخره [۳۸].
ای ابوذر! سخن چین در قیامت از عذاب خداوند راحت نخواهد شد.
راههای درمان سخن چینی
سخن چینی، مانند دیگر بیماریهای زبان، از دو راه (علمی) و (عملی) درمان پذیر است .
شیوه درمان علمی
تاءمل و درنگ در زشتی این رفتار و پیامدهای ناخوشایند آن، فرد را به چاره جویی برای درمان خود وا میدارد و با پدید آمدن این خواهش درونی، او باید به یادآوری مستمر و مداوم پیامدها بپردازد تا نفرت از این گناه، و هراس از عواقب آن، در او پدید آید و با پیدایش نفرت، به آسانی میتواند به گناه پشت کرده، نفس خود را پاک سازد؛ البته ضعیف ساختن ریشههای این گناه او را در ترک آن یاری خواهد کرد.
شیوه درمان عملی
اشتغال مستمر و مداوم زبان به ذکر خدا، موجب پیدایش عادتی شایسته است که این خود سبب ترک عادت به رفتارهای زشتی از قبیل سخن چینی میشود. انسان باید بکوشد زبان را با رفتارهای نیک و پسندیده به مهار خود در آورد. پر کردن زمانهای خالی با ذکر خدا و تلاوت قرآن، کوششی عملی برای از بین بردن عادتهای زشت زبان است .
پانویس
- ↑ کلینی: کافی، ج 2، ص 369، ح 1
- ↑ کلینی: کافی، ج 1، ص 20، ح 14.
- ↑ همزه (104): 1.
- ↑ قلم (68): 11 و 12.
- ↑ کلینی: کافی، ج 2، ص 369، ح 1.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 12، ص 282، ح 16312.
- ↑ آمدی: غررالحکم، ص 222، ح 4453.
- ↑ آمدی: غررالحکم، ح 4.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 12، ص 252، ح 16230.
- ↑ آمدی: غررالحکم، ص 222، ح 4452.
- ↑ محدث نوری: مستدرک الوسائل، ج 13، ص 125، ح 14967.
- ↑ محدث نوری: مستدرک الوسائل، ج 13، ص 125، ح 14967.
- ↑ حجرات (49): 6.
- ↑ لقمان (31): 17.
- ↑ حجرات (49): 12.
- ↑ حجرات (49): 12.
- ↑ علامه مجلسی: بحارالانوار، ج 72، ص 270.
- ↑ بقره (2): 191.
- ↑ بقره (2)، 217.
- ↑ کلینی: کافی، ج 2، ص 369، ح 1.
- ↑ بقره (2): 27.
- ↑ محدث نوری: مستدرک الوسائل، ج 9، ص 151، ح 10523.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 12، ص 252ت ح 16229.
- ↑ سعدی: بوستان .
- ↑ شهید ثانی: کشف الریه، ص 42.
- ↑ کلینی: کافی، ج 2، ص 369، ح 1.
- ↑ کلینی: کافی، ح 3.
- ↑ کلینی: کافی، ص 354، ح 2.
- ↑ آمدی: غررالحکم، ص 222، ح 4458.
- ↑ آمدی: غررالحکم، ح 4454.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 10، ص 35، ح 12765.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 1، ص 339، ح 894.
- ↑ نباء (78): 18
- ↑ محدث نوری: مستدرک الوسائل، ج 13، ص 330، ح 15500.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 12، ص 310، ح 16382.
- ↑ شهید ثانی: کشف الربیه، ص 42.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ج 12، ص 309، ح 16379.
- ↑ حر عاملی: وسائل الشیعه، ص 307، ح 16372.







