شعار شرع
نویسنده: امام محمد غزالی
مقدمه
امر به معروف و نهی از منکر قطبی است از اقطاب دین که همه انبیا را بدین فرستادهاند و چون این مَندرس شود و از میان خلق برخیزد همه شعار شرعْ باطل شود.
بدان که امر به معروف و نهی منکر واجب است و هرکه به وقت بیعذری دست بدارد عاصی است، چنان که خدای تعالی میگوید:«وَلْتَکُنْ مِنْکُمْ اُمَّةٌ یَدْعُونَ اِلَی الْخَیْرِ و یَأمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ و یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ».(آل عمران: ۱۰۴)
فرمان میدهد و میگوید: باید که از شما گروهی باشند که کارِ ایشان آن باشد که خلق را به خیرْ دعوت کنند و معروف فرمایند و از منکر بازدارند. و این دلیل است که این فریضه است، ولیکن فرض کفایت است که چون گروهی بدین قیام کنند کفایت باشد، امّا اگر نکنند همه خلق بزهکار گردند.
و میگوید: «اَلَّذینَ اِنْ مَکَّنّاهُمْ فِی الْأَرْضِ اَقامُوا الصَّلوةَ و آتُوا الزَّکوةَ وَ اَمَرُوا بِالْمَعْروُفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ؛ امر معروف با نماز و زکات به هم نهاد و اهل دین را بدین صفت یاد کرد». (حج: ۴۱)
سخنان رسول خدا (صلی الله علیه و آله)
رسول صلی الله علیه و آله گفت: هیچ قومی نیست که در میان ایشان معصیت رود و انکار نکنند که نه نزدیک بُوَد که خدای تعالی عذابی بفرستد که همه را فرا رسد.
و رسول گفت: همه کارهای نیکو در جنبِ غزا کردن چون قطرهای است در میان دریایی عظیم و غزا کردن در جنبِ امر معروف همچنین و گفت صلی الله علیه و آله : هر سخن که آدمی گوید همه بر وی است، مگر امر معروف و نهی منکر و یادکردِ خدای تعالی.
و گفت: خدای تعالی بیگناه را از خواص به سبب عوام عذاب نکند مگر آن وقت که منکَر ببیند و منع توانند کرد و خاموش باشند و گفت: جایی نایستید که کسی را به ظلم میکُشند یا میزنند، که لعنت میبارد بر آن کس که میبیند و دفع تواند کرد و نکند و گفت: نباید که هیچ کس جایی بایستد که آنجا ناشایستی رود که نه حِسْبَت کند که آن حِسْبَت نه اجلِ وی فرا پیشتر آرد و نه روزیِ وی کمتر کند و این دلیل آن است که در سرای ظالمان و جایی که منکر باشد و حسبت نتوان کرد نشاید درشدن بی ضرورتی و از این سبب بود که بسیاری از سلف عزلت گرفتهاند، که بازارها و راهها از منکر خالی ندیدهاند.
رسول صلی الله علیه و آله گفت: هر که در پیش وی معصیتی رود و وی کاره باشد همچنان است که در حضور وی میرود. و گفت: هیچ رسول نبود که نه او را حواریان بودند ـ یعنی صحابه ـ که از پسِ وی به کتاب خدای و سنّت رسول کار میکردند تا آنگاه که پس از ایشان قومی پدید آمدند که بر سر منبرها میشدند و سخن نیکو میگفتند و معاملت زشت میکردند؛ حق است و فریضه بر هر مؤمنی که جهاد کند با ایشان به دست و اگر نتواند به زبان و اگر نتواند به دل و ورایِ این خود مسلمانی نباشد.
رسول صلی الله علیه و آله گفت: خدای اهل شهری را جمله عذاب فرستاد که در وی هجده هزار مرد بود که عمل ایشان همچون عمل پیغمبران بود: گفتند: چرا یا رسول اللّه ؟ گفت: برای آنکه بر دیگران برای خدای تعالی خشم نگرفتند و حِسبت نکردند.
ابوعبیده جراح میگوید که: رسول صلی الله علیه و آله را گفتم که از شهدا که فاضل تر؟
گفت: کسی که بر سلطان جائِر حِسبت کند تا وی را بکُشد و اگر نکُشد هرگز نیز بر وی قلم نرود، اگر چه عمر بسیار یابد.
منبع
مجله گنجینه، خرداد و تیر ۱۳۸۵، شماره ۵۹، ص ۴۷.







