شرط سوم: اصرار بر ترک واجب و عمل به منکر

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
شرط سوم: اصرار بر ترک واجب و عمل به منکر

خلاصه جلسه قبل

در شرط دوم وجوب امر به معروف و نهی از منکر تجویز التأثیر بوده و گفته بودند که اگر علم بر عدم تأثیر باشد وجوب ساقط و اگر ظن غالب هم باشد بعدم تأثیر وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط است.

اشکال شده بود به اینکه در آنجائی که ظن غالب باشد تجویز احتمال تأثیر است بنابراین شرط استثناء تأثیر ظن غالب مورد ندارد، در ظرف این ظن غالب درعدم تأثیر – احتمال التأثیر وجود دارد. دست و پا کرده بودند که از این شبهه جواب بدهند یکی – انصراف مطلقات – گفته بودند – مطلقات اینجا را نمی‌گیرد، آنجائیست که ظن عدم تأثیر باشد بنابراین با انصراف اطلاق در این مورد وجوب اامر به معروف و نهی از منکر ثابت است به روایاتی هم تمسک کرده‌ بودند اول بذیل روایت مسعدة بن صدقه که سؤال شده افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جاثر فرموده‌اند: امر به معروف و نهی از منکر که جائر معرفت دارد که تخطی می‌کند، در صورتی که او قبول کند، یعنی مظنّه قبول و احتمال تأثیر باشد و روایات دیگری هم خواندیم و روشنتر از همه روایت ابان بن تغلب از عیسی بن مریم: تارک مداوای مجروح شریک جارح است و هر کدام از شما به منزله آن طبیب هستید.

این روایت هم که ملاحظه می‌شود در جائی که احتمال پذیرش باشد امّا اگر نبود واجب نیست.

بنابراین اگر مراد مرحوم محقق: اگر قطع بعدم تأثیر پیدا شد امر به معروف و نهی از منکر ساقط است و اگر ظن غالب هم بعدم تاثیر بود ساقط است. (اگر مراد محقق اینکه بااطمینان و علم به اینکه عدم تأثیر است و میدانیم که نمی‌توانیم انبعاثی در او بوجود ‌آید که ترک کند، بله، اما در آنجائی که علم نه، اما اطمینان متاخم علم باشد، احتمال در آنجا یعینی وهم، علم عرفی، مطمئنیم حرف ما بی‌اثر است. اگر محقق نظرش این باشد که ظن غالب علمی است احتمال مقابل دارد وجوب امر به معروف ساقط است، ظن غالب یعنی اطمینانی که متأخم علم، سایه علم باشد. بنابراین از شرط دوم هم ما فارغ شدیم.

شرط سوم: اصرار بر ترک واجب و عمل به منکر.

از شروط امر به معروف و نهی از منکر، این شخصی که منکری را بجا آورده -آن منکر که ما می‌گوئیم آن عملی است که حرام می‌شود شامل ترک واجب هم می‌شود.- کسی که مبتلا به منکر است. رفیق ما در سفر بوده نماز نمی‌خوانده و ما می‌دانیم این نماز نخواندنش معصیت بوده. ولی اگر احراز کردیم که او اصرار بر ترک آن ندارد. غیبت می‌کند، از مؤمن بی‌محاباغیبت می کند، و ما فهمیدیم که از این برگشته و امتناع می‌کند، موسیقی گوش داد ولی متنبه شده، اگر احراز کردیم که از این منکر دست برداشته وجوب امر به معروف و نهی از منکر ساقط است واجب نیست که ما نهی از منکر کنیم که شما موسیقی گوش دادید بلکه اگر فهمیدیم دست برداشته حرام است سرکوفت بزنیم و لغزش او را به رخش بکشیم

مؤمن عزیز است اگر از خطائی روی گردان شده بخواهیم دنبال لغزش او برویم و دنبال آن برویم حرام است و جایز نیست. و تغییر او باعث می‌شود چنانکه در روایت آمده به آن مبتلا خواهد شد، گناهی که از او دیده‌ایم اگر اثر امتناع از او روشن است حرام است تعقیب کنیم و به رخ او بکشیم.

«انّ الذین یحبون ان ثشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب الیم فی الدنیا و الاخرة و الله یعلم و انتم لا تعلمون[۱]» (قال الله – واستمع ... روایاتی از امام باقر (ع) من بارز مؤمناً)

شقوقی مرحوم صاحب جواهر بیان می‌کند که هیچکدام فلانی ثبت این کار را نمی‌کند اما توبه معلوم نشد اگر توبه معلوم نشد می‌توانم بگویم تو گناه کردی چرا توبه نکردی، یکی از اشکالاتی است که مطرح شده، لاح له اماره الامتناع.

می‌دانیم علم پیدا کرده اما، اماره ظنّی چطور بیرون آمد مظنون من است ظن غالب یصرف بصرف اینکه ظن پیدا کردم، مرحوم میرزای قمی در جامع الشتات (چون میرزا ظن مطلق را حجت می‌داند) دارد همان ظن عام پیدا کند وجوب ساقط می‌شود همه هم اعتراض ندارند ولی صاحب جواهر این را ابداع می‌کند و می‌گذرد.

اگر با ظن غالب اطمینان حاصل نشود ظن مطلق حجت نیست. بر شما واجب بوده نهی از منکر واجب بوده که بازداری او را تشر بزنی. (ان المومنین و المومنات بعضهم اولیاء بعض[۲]) باید امر کنم

باید امر کنم امام در امرهم علو، استعلا، شرط می‌داند ایشان می‌گوید العلو امّا استعلاً این در امر نیست – کی اجازه داده – که من کدخدا را نهی کنم، اسلام اجازه داده، ولایت مومنین بر هم.

بنظرم می‌آید روی مبنای خودمان، اساتید، ظن مطلق را حجت بدانند در موقع بحث کردن خیلی موزون است اگر ظن، ظن غیر مطمئن باشد، وجوب ساقط نمی‌شود، بیرون از کلوپ دیدم گناه می‌کند شیطان مرا فریب داد، استغفرالله گفت ظاهرش اینکه برگشته خیلی‌ها می‌دانند که آن شخص گفت استغفر الله ربی... امیرالمؤمنین تشر زد که ثکتک امّک می‌دانی معنای استغفار چیست؟ یعنی شش مرحله دارد ظن که حاصل شده باشد وجوب ساقط نمی‌شود. یک سؤال در محضر ایشان اگر بودیم می‌پرسیدیم؟

سؤال اینست که اینطور نیست، صاحب جواهر هم می‌گوید کافی نیست، ظاهر کلام محقق هم اینکه صرف ظن مطلق کافی نیست، وجوب باقی است، و اگر شک کنی وجوب باقی است یا نه استصحاب است؟

ایشان یاد می‌دهد که استصحاب وجوب کن. اگر من شک دارم که انجام داده، اما چیزی بروز نداده که این منزجر شده باشد.

صاحب جواهر می‌فرماید: که در حالت شک یجب علیه که نهی ‌کند، نمی‌دانم نماز می‌خواند یا نه، وجوب گردن گیرش شده احتمال می‌دهی که چنین باشد باید نهی کنی، یک راه.

استصحاب راه دیگر می‌گوید: موضوع نهی برای تو باقی است، وقتی می‌شود وجوب از شما ساقط شود که مطمئن باشید.

ایشان از سائرین و دیگران نقل می‌کند که نمی‌توانید نهی کنی مگر استمرار برای تو ظهور داشته باشد ظهوری که عرف به آن تکیه کند.

و الاّ باید نهی کنی اگر دیدی توبه کرد با توبه کردن «اتوب الیه» کافی نیست حقیقة التوبه الندم اگر احراز ندم و پشیمانی حاصل شد نادم شده نه، گفته‌ای که در قلب نیست، این کافی نیست اگر دیدی آدم شریفی بوده و استغفار می‌کند استغفاری که حرارت توبه از آن می‌فهمد حق نداری نهی کنی بازخواست کنی.

عبارت مسالک

من عبارت مسالک را بخوانم او از مسالک نقل می‌کند – (اول، دروس می‌گوید ساقط می‌شود، وجوب نهی از منکر، اگر اماره و علامت پشیمانی روشن شود واجب نیست) کفایه گفته مرحوم سبزواری گفته حرف خوبی شهید اول زده اگر اماره، اماره اطمینان بخش باشد، اگر نه، واجب است نهیش کنند در مسالک فرموده: در شرح عبارت شهید علیه الرحمه: «لا اشکال فی الوجوب مع الاصرار، الکلام فی سقوطه بمجرد ظهور اماره، صرف امارة.

امارة ضعیفه، با یک علامت ضعیف نمی‌توانم تکلیف معلوم را بگذارم به یک علامت ضعیف تشبث بجویم، ولی در دروس شهید اول فرموده با ظهور اماره تکلیف ساقط می‌شود و این خلاصه بحث ما در شرط سوم.

پس خلاصه شرط سوم این می‌شود که اگر دیدیم این مرتکب منکر در حالت استمرار است واجب است اگر دیدیم که این گناه که بجا آورده این توبه کرده انابه کرده نمازش می‌خواند،لازم نیست امر کنیم.

پانویس

  1. سوره نور، آیه 19
  2. سوره توبه, آیه 71
بازگشت به دروس خارج