شرط دوم - امر به امر به معروف

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
تأثیر امر و نهی یک فرد خاص

طرح موضوع

شرط دوم - امر به امر به معروف «لو علم انّ امر شخص خاصٍ موثر فی الطرف دون امره وجب امره بالامر فیه مع اجتماع شرائط عنده[۱]»

اگر آمر به معروف و ناهی از منکر بداند که امر یک فرد خاصی موثراست ولی امر خود او موثر نیست دراینجا آیا لازم است که این آمر آن فرد دیگررا امر بکند، بگوید شما امر کنید به معروف و نهی کنید از منکر یا لازم نیست که آن فرد دوم را امر بکند؟

صور امر به امر

پاسخ: یک زمان هست که ان فرد دوم که امرش موثراست خودش در بحث امر به معروف و نهی از منکر یک فرد مصمم و جدی است ممکن است موضوع را فقط در جریان نباشد در این صورت ما او را در جریان قرار میدهیم که این فعل حرام صورت می گیرد یا این فعل واجب ترک می شود در این جا نیازی به امر به او نیست زیرا خودش انسان مصمم جدی در امر به معروف و نهی از منکر است و به مجرد اینکه بفهمد کار را انجام می دهد اینجا لازم نیست ما به آن دومی امر کنیم بگوییم: شما امر کنید؛ زیرا باید ما شرایط را اماده کنیم او را در جریان قرار دهیم خودش انگیزه ی امر به معروف و نهی از منکر دارد وکار انجام میگیرد.

اما فرد دوم در جریان هم قرار بگیرد، اگر تحریک بشود کاررا انجام میدهد والا اگر بخودی خود باشد اهل مساحمه است و اهل سهل انگاری است، توجه نمی ‌کند، اگر فرد دوم «تواکل«یعنی تسامح دارد، سستسی می کند مسامحه می کند امرش تاثیر گذار است اگر بگویید: این فعل راانجام ندهید، انجام نمی دهند اگر بگوید: این فعل راانجام بدهید، انجام میدهند ولی خودش سستی می کند، اینکارراانجام نمی دهد باید دیگران وادارش کنند تاامر و نهی کند اینجا امام فرموده اند: واجب است که آمر وناهی به آن دومی امر کند بگوید: که شما فلانی راامر به معروف کنید واجب است که امر بکند،

توضیح مجدد کلام صاحب تحریر

در بحث سابق به این شرط که امام فرمودند دقت نکردیم و مساله رابا زحمت درست کردیم وآن این بودگفتیم این آمر دوم که امرش موثراست آیا برای آن مرتکب حرام امر به معروف می کند یانه؟ امر به معروف می کند یعنی میگوید نماز بخوان آن متعلق امر او که نماز خواندن باشدمعروفٌ بنابراین امر اومی شود امر به معروف حال آنچه مابیان کردیم در بحث سابق از مباحث اصولی که «الامر بالامر بشی امر بذالک الشی«یعنی اگر به ما مولی گفت: برو دیگری راامر کن به انجام این کار آیا امر مولی امر به آن شی ء خارجی است یا نه؟

گفتیم اگر قرینه باشد فبها، اگر قرینه نبود امر بامر بشی امر به آن شی هم هست لذا این امرآمر دوم امر به معروف است، منی که آمر اول هستم میگویم: برو امر به معروف کن در حقیقت امر من امر به معروف است یعنی امر او واسطه است پس متعلق امر من هم معروف است پس کار من هم امر به معروف محسوب می شود، شرایط هم آمده است لذا امر به معروف می شودواجب.

ما اینگونه بیان کردیم اما امام در پایان یک شرطی بیان فرموده اند، فرموده است: «اذا تواکل «عامل دوم که امرش موثراست ادم مسامحه کاری است اگر بگویی فلان کارراانجام بده، انجام میدهد ولی اگر به او نگویی واورا تحریک نکنی ولو امرش موثراست ولی امر به معروف نمی ‌کند «اذاتواکل مع اجتماع شرایط«یعنی این آمردوم سستی می کند امرش مفیداست موثراست ولی اگر بخودی خود باشد از کنار قضیه رد می شودو امر معروف نمی کند، نهی از منکر نمی ‌کند حال مابه او امر میکنیم میگوییم: فلانی امر به معروف و نهی از منکر کن تا تحریک شودامر به معروف و نهی از منکر کند وموثرباشد؛ آیااین امر به معروف واجب است یعنی امر به امر واجب است یا نه؟

اینجا با این شرط اثباتش راحت تراست چون آقایی که سستی می کند درانجام امر به معروف خودش منکر انجام میدهد، حق ندارد سستی کند، تسامح در انجام تکلیف کند و تساحل درانجام تکلیف خود منکراست پس وقتی که امر میکنید که امر به معروف کن در حقیقت خودش راامر میکنی که از منکر دست بردار، کدام منکر؟ این تساحل و سستی، درمقابل دین خدا موظف است، بنابراین اگر این شرط را ملاحظه کردیم وجوب امر به امر اثباتش راحت تر است زیرااین امر به امر هم نوعی امر به معروف است میخواهیم جلوی تساحل اورا بگیریم چون تساحل اوهم منکراست و نهی از منکر هم واجب است لذاازاین جهت اثبات وجوبش راحت تراست واطلاق ادله یعنی درحقیقت نمی خواهیم بگوییم: امر به معروف باواسطه واجب است درحالی که درجلسه ی سابق سابق امر باواسطه را میخواستیم واجب کنیم، درحالی که امر آمر اول خودش امر به معروف و نهیئ از منکر است چون جلوی تساحل اورامیگیرد فرمودند: «وجب امره بالامر اذا تواکل فیه«وقتی که این آمردوم سستی ومسامحه دارد درامر به معروف و نهی از منکر مع اجتماع شرایط عنده بشرطی که آمر دوم واجد شرایط باشد یعنی برای خودش موثرباشد، یک زمان است به شخص میگوییم: مسامحه نکن ولی او نمی پزیرد یعنی در خودش تاثیری ندارداصلاً این نکته ی دیگری است.

مساله یازدهم: نهی از منکر در صورت اهتمام به منکر

«لوعلم انّ فلانٍ همّ بارتکاب حرام و احتمل تاثیر نهیه عنه وجب[۲] «اگر انسان یقین دارد که شخصی میخواهد حرامی را مرتکب شود همّ« بارتکاب حرام«قصد دارد، همت دارد تلاش می کند حرامی را مرتکب شود و ما میدانیم اگر به او تذکر بدهیم تاثیر دارد واز ارتکاب دست برمیدارد آیا دراینجا نهی او لازم است یا لازم نیست؟

گاهی قصد دارد حرام راانجام دهد نه مقدمه ای انجام داده نه شروع در حرام کرده استمثلاً کسی قصد کرده است دیگری را بکشد گاهی صرفاً قصد کرده ولی کاردیگری انجام نداده.

گاهی مقدمات حرام راانجام داده تا بتواند حرام راانجام بدهدمثلاً کسی قصد کرده است دیگری را بکشد و آلت قتاله و مکان قتل را فراهم کرده است.

گاهی این شخص که همت دارد برای ارتکاب حرام گاهی شروع کرده در ارتکاب حرامثلاً کسی قصد کرده است دیگری را بکشد و شروع به ضرب او هم کرده است و ان قریب است اورا بکشد در قسم سوم: یناًقی نهی از منکر واجب است یعنی تقرباًی جایی که شروع کرده در ارتکاب حرام اینجا منکر

محقق است در خارج وچون منکر محقق است نهی از منکر لازم است منکر فعلیت پیدا کرده ادله ی نهی از منکر شامل آن می شود بخصوص اگر منکر ماهو منکرفعلاً و منکر ظهور در فعلیت داشته باشد اینجا نهی از منکرواجب است.

در قسم دوم: اگر بحسب قواعد نگاه کنیم باید بررسی کنیم آیا مقدمه ی حرام، حرام است یا مقدمه ی حرام، حرام نیست.

در باب مقدمه ی واجب اکثرعلما می فرمایند: مقدمه ی واجب الزام عقلی دارد ولی وجوب شرعی ندارد و کذالک المقدمه الحرام در مقدمه ی حرام بما همو مقدمه مفسده ی ذاتی ندارد اگر مفسده ی ذاتی ندارد مقدمه حرام، حرام نیست، اگر گفتیم مقدمه حرام، حرام نیست پس منکر فعلیت ندارد حال که منکر فعلیت ندارد باز هم نهی از منکرلازم است یا لازم نیست؟

گاهی بعضی از مقدمات حرمت ذاتی داردمثلاً مقدمه ی قطع ضرب است و ضرب خودش حرمت ذاتی دارد یناًقی مقدمه حرمت دارد ومنکراست.

اما گاهی مقدمه مفسده ای ندارد ومبغوضیت ذاتی ندارد فقط مبغوضیت طریقی و غیری دارد دراینجا باید مطلبی برسی شود که آیا منکری که فرموده است: مراد منکر شانی است یا منکر فعلی است آیا منکر فعلیست یعنی ما کانمنکراً ویتحقق اگر گفتیم مفاد ادله منکر فعلی است منکر فعلی تحقق پیدا نکرده واما اگر گفتیم: مراد از منکر درآیات وروایات منکر شانی است یعنی «ما من شأنه ان یکونممکراً اذا تحقق «اگر محقق شد منکر است میگوییم مراد از منکر همین منکر شأنی یا اعم از شأنی است اگر این را گفتیم هم در همّ« بها«وهم در مقدمه ی حرام منکر شأنی هست یعنی زمینه آماده می شود برای تحقق حرام ومنکر اگراینگونه گفته شدوجبِ منتهی باید دقت کرد چون ظهور کلمه ی منکر در فعلیت است ظهور در فعلیت دارد باید ادله را با دقیت بیشتر نگاه کنیم که آیا شأنیت راهم شامل می شود یا نه؟ سوال: ...

پیشگیری از وقوع جرم

پاسخ: یک وقت است میخواهیم پیش گیری از جرم بشود وکار پسندیده وخوبی است وحتی ممکن است برای دستگاهی که میخواهد نظم وانضباط را حاکم کند و ازهرج ومرج جلو گیری کند یک وقت اینگونه گفته می شود یک وقت میگوییم به عنوان نهی از منکر چه حکمی دارد، آیا به عنوان نهی از منکر تکلیف داریم یا نه؟ یک وقت است برای جلوگیری از حرج ومرج، آرامش مردم و ظیفه ی حاکمیت است این وظایف را انجام دهد یا حتی شما اگر گفتید الزام عقلی است قبول میکنیم بگوییم عقل میگوید بجای آنکه بعد تحقق دفع بکنیم همین الان پیش گیری کن و زمینه اش را ازبین ببر تا حرامی نباشد یک الزام عقلی وحسن عقلی، ماقبول میکنیم ولی فرض جایی است این کار نهی از منکر هست یا نیست یعنی حسن کار راعقلاً منکر نستیم ولیس آیا اسم این کار نهی از منکر است یا نه؟

پانویس

  1. تحریر الوسیله، ج 1، ص: 468
  2. تحریر الوسیله، ج 1، ص: 468
بازگشت به دروس خارج