کتابخانه:راز حجاب
| 200px | |
| نویسنده | مسعود صفی یاری |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | نور السجاد |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸9 |
| قطع | پالتویی |
| شابک | ۹۷۸-۶۰۰-۵۲۲۰-۳۶-۰ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ مقدمه
- ۲ فصل اول : حجاب در اسلام
- ۲.۱ تعریف واژه حجاب
- ۲.۲ مسلمان بی حجاب
- ۲.۳ حجاب ضروری دین
- ۲.۴ رابطه حجاب و ایمان
- ۲.۵ حجاب در قرآن
- ۲.۶ فلسفه پوشش
- ۲.۷ تبرج
- ۲.۸ پیوند حجاب و مسائل اعتقادی
- ۲.۹ جذابیت چهره زنان
- ۲.۱۰ تکلیف اجباری
- ۲.۱۱ حد حجاب شرعی
- ۲.۱۲ لباسهای ممنوع
- ۲.۱۳ جایگاه حجاب در احادیث
- ۲.۱۴ حجاب، ایمان، انتخاب
- ۲.۱۵ حجاب در محیطهای زنانه
- ۲.۱۶ تناقص بین حجاب و نماز
- ۲.۱۷ حجاب و عقل
- ۲.۱۸ زنان شیطان صفت
- ۲.۱۹ بانوان نمونه
- ۲.۲۰ اسلام و آراستگی
- ۳ فصل دوم : حجاب در آینه تاریخ
- ۴ فصل سوم : حجاب و اخلاق
- ۴.۱ بی حجابی و فساد اخلاقی
- ۴.۲ نقش گروههای مرجع در حجاب و بی حجابی
- ۴.۳ حجاب و حساسیت مردها
- ۴.۴ حجاب و التهابهای جنسی
- ۴.۵ حجاب و خودسازی زن
- ۴.۶ هماهنگی ظاهر و باطن
- ۴.۷ حجاب و غیرت
- ۴.۸ جلوههای مختلف غیرت
- ۴.۹ اوج بی غیرتی
- ۴.۱۰ بی غیرتی در غرب
- ۴.۱۱ توهین چرا؟
- ۴.۱۲ حجاب و استحکام خانواده
- ۴.۱۳ پیامدهای بی حجابی در خانواده
- ۴.۱۴ حجاب امری قدسی
- ۴.۱۵ قلب پاک
- ۴.۱۶ زیباترین جلوه آفرینش
- ۴.۱۷ محدودیت بیشتر، حرص فزون تر
- ۵ فصل چهارم : حجاب در دنیای امروز
- ۵.۱ حجاب در دنیای مدرن
- ۵.۲ مد گرایی در روایات
- ۵.۳ پیشینه مد گرایی
- ۵.۴ آیا مدگرایی بد است؟
- ۵.۵ تنوع و مدگرایی
- ۵.۶ حجاب و اندیشمندان
- ۵.۷ جایگاه لباس در جهانبینی غرب
- ۵.۸ حجاب و محدودیت
- ۵.۹ چرا فقط زنان
- ۵.۱۰ سختی حجاب
- ۵.۱۱ چرا چادر
- ۵.۱۲ چادر مشکی و کراهت شرعی
- ۵.۱۳ چرا چادر مشکی؟!
- ۵.۱۴ باز هم چادر مشکی
- ۵.۱۵ چادر در قرآن
- ۶ فصل پنجم : حجاب از روایای گوناگون
- ۶.۱ حجاب و فرهنگ
- ۶.۲ ریشههای فرهنگی، پدیده بی حجابی
- ۶.۳ حجاب و کار کرد اجتماعی
- ۶.۴ حجاب و محدودیتهای اجتماعی
- ۶.۵ حجاب و ارتباطات
- ۶.۶ حضور اجتماعی بانوان در عصر معصومین(ع)
- ۶.۷ اصلاح محیط
- ۶.۸ تاثیر حجاب در بهداشت روانی جامعه
- ۶.۹ مقبولیت اجتماعی
- ۶.۱۰ حجاب مردان
- ۶.۱۱ بی حجابی و عوامل بیولوژیکی
- ۶.۱۲ حجاب و حاکمیت
- ۶.۱۳ بی حجابی، جرم حقوقی
- ۶.۱۴ حجاب و امنیت
- ۶.۱۵ حجاب و آزادی
- ۶.۱۶ بی حجابی و انگیزه سیاسی
- ۶.۱۷ حجاب و سیاست
- ۶.۱۸ ارتباط نوع پوشش و آرایش و نظام سرمایه داری غرب
- ۶.۱۹ راز شخصیت زن
- ۶.۲۰ عادی شدن برهنگی
- ۶.۲۱ بی حجابی و نشاط روحی
- ۶.۲۲ بی حجابی معلول خود باختگی
- ۶.۲۳ جوان و تجربه
- ۶.۲۴ فراز از حجاب
- ۶.۲۵ حجاب در نماز
- ۷ فصل ششم : بهانهها
- ۸ فصل هفتم : فقه حجاب
- ۹ پانویس
مقدمه
حجاب نماد عزت
پوشش انسان در برابر سرما و گرما و نگاههای شیطانی، یک حرکت فطری، غریزی، عقلی و اسلامی است. از سوی دیگر تلاش شیطان برای برهنگی آدم و حوا؛ سابقهای به قدمت حضور آدم و حوا در بهشت دارد. وسوسههای شیطان امروز برای گسترش بی حجابی و بدحجابی چیزی نیست که برای کسی پنهان باشد. برهنگی به بهانهای واهی از قبیل؛ ورزش، پیشرفت و ترقی، آزادی، مدگرایی، نشاط روحی و یا تقلید کور کورانه از غرب، هر روز به گونهای بروز و ظهور میکند. گاه از کودکان معصوم این بدحجابی آغاز میشود.
گاه به بهانه مکروه بودن رنگ مشکی، چادر افتخار آمیز بانوان ایران مورد نقد قرار میگیرد، کسانی که به واجب و حرام شرعی عقیده ندارند، از کراهت لباس مشکی سخن میگویند. گاه به طور غیر مستقی به بی حجابی نشان دانش می دهندو روشنفکری و حجاب را نشان بی سوادی معرفی میکنند. گاه حجاب مزاحم کار و تولید و خدمت رسانی شناخته میشود. انسانها نسبت به حجاب سه حالت دارند:«حجاب گرا»، «حجاب گریز» و «حجاب ستیز».
حجاب گرایی تمایل قلبی و فطری انسان هاست. انگیزه حجاب ستیزی و بی قیدی در پوشش هم در عموم مردم وجود ندارد، هر چند که «حجاب گریزی» به دلیل غفلت یا ناآگاهی و تقلید بی جا و آداب و عادات اجتماعی، در رفتار برخی افراد ظهور و بروز دارد. ولی «حجاب ستیزی» هدایت شده و حمایت شده، توام با هجوم فرهنگی تبلیغات رسانهای و حیله و نیرنگ، و تلاش برای عادی سازی بی حجابی و بد حجابی اقدامی شیطانی است که به قصد گسترش فساد و فلج کردن نسل جوان و غیرت زدایی در دفاع و جهاد و فروش کالاهای آرایشی و مصرفی دنیای غرب انجام میشود. در برابر این اندیشه هاو تلاشهای شوم، سیره و رفتار پیامبران الهی و پیشوایان اهل بیت (ع) و فقهای بیدار و اندیشمندان است که بر اهمیت حجاب و پوشش تاکید کرده و صدها اثر علمی، منطقی، فقهی، اجتماعی و تاریخی در این زمینه نگاشتهاند. اثر حاضر، که به سفارش ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر و با قلم محقق گرامی آقای مسعود صفی یاری نوشته شده، موضوع حجاب را در قالب پرسش و پاسخ برای دانش آموزان و نسل جوان بیان کرده و «حجاب» را از زوایای گوناگون مورد توجه قرار داده است. این پژوهش، عمیق و ارزشمند و در عین حال روان، زیبا و فشرده تدوین شده است. پژوهشکده امر به معروف از نویسنده گرامی و ناشر پرتلاش آن سپاسگذاری میکند و دست تمامی مرزبانان فرهنگ اسلام و قرآن را به گرمی میفشارد و دیگر محققان حوزه و دانشگاه را به پژوهشهای متقن و کاربردی فرامی خواند.
والسلام
قم- پژوهشکده امر به معروف یازدهم ذیقعده 1430 برابر با 8/8/1388
فصل اول : حجاب در اسلام
تعریف واژه حجاب
سوال: تعریف واژه حجاب چیست و چه ارتباطی با پوشش بانوان دارد؟
پاسخ: برای واژه حجاب معانی لغوی مختلفی وارد شده است، از جمله پوشش و آنچه به وسیله آن خود را میپوشانند، منع، حائل بین دو چیز، ستر و در پرده قرار دادن.
هر چند این تعاریف در ظاهر متفاوت هستند، اما در نتیجه همگرایی دارند.
از نگاه شرعی نیز معنای حجاب، بی ارتباط با معنای لغوی نیست، چرا که در اصطلاح دینی، حجاب، به پوشانیدن تمام بدن به جز صورت و دستها تا مچ توسط زنان اطلاق میشود.
این نوع پوشش جز در برابر محارم برای زنان واجب بوده و جزء تکالیف دینی آنان به حساب میآید.
البته حجاب به معنای شرعی، داری دو بعد ایجایی و سلبی است؛ بعد ایجابی آن وجوب پوشش بدن طبق محدوده شرعی و بعد سلبی آن حرمت تبرج، خودنمایی و جلوه گری در برابر نامحرم است.
بدیهی است حجاب اسلامی با مراعات هر دو بعد ایجابی و سلبی محقق میشود.
مسلمان بی حجاب
سوال: آیا به زنان بی حجاب میتوان گفت که مسلمان نیستند؛
پاسخ: خیر، این نتیجه گیری درست نیست. از نگاه شرعی کسی که به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر(ص) و آنچه بر ایشان نازل شده شهادت دهد و به عبارت دیگر، شهادتین را بر زبان جاری سازد، مسلمان است و حقوق یک فرد مسلمان را دارا میباشد لکن عمل نکردن و تکالیف دینی از جمله حجاب، دارای عواقب دنیوی و اخوی خاص خود است که شخص به جرم زیر پا گذاشتن آن تکلیف مجازات خواهد گردید و در پیشگاه عدل الهی باید پاسخ گو باشد.
چنانچه در حدیث شریف «معراجیه» آمده است که امیر مومنان علی (ع) میفرماید:
روی من و فاطمه به محضر پیامبر (ص) رسیدیم، ایشان را گریان و محزون دیدیم. سوال کردیم یا رسول الله چرا محزون وگریانید؟! فرمود:
در سفر معراج زنانی از امتم را در عذابی وحشتناک دیدم. مشاهده و یادآوی آن صحنه برایم ناگوار و متاثر کننده است؛ زنی را دیدم که به موهایش آویزان شده بود و مغز سرش می چوشید؛ جرم او این بود که در دنیا موهای سرش را از نامحرمان نمیپوشانید.
زنی دیگر گوشت بدن خود میخورد ودیگری بدن خود را با قیچیهای آتشین قطعه قطعه مینمود. جرم آنها این بودکه در برابر نامحرمان آرایش کرده و زینت خود را برای نامحرم آشکار نموده وبه جلوه گی میپرداختند و .... .[۱]
در حدیث دیگری از رسول اکرم(ص) آمده است:
دو گروه از امتم اهل آتش عذاب خداوند هستند و من به آنها علاقهای ندارم؛ کسانی که به مردم ظلم روا میدارند، کسانی که در ضمن پوشیدگی برهنهاند. (لباس کامل و ضخیم ندارند) آنان به شهوت و هوس رانی علاقه مند هستند....[۲]
بنابر این، شدت و ضعف حجاب نسبت به اصل مسلمان بودن زن آسیبی نمیرساند اما مسلمانی است فاقد عمل گرایی و به تعبیری دیگر این گونه افراد مسلمان هستند ولی مومن نیستند، اسلام آودهاند ولی در مرحله ایمان و عمل به احکام اسلام و تطبیق رفتارهای خویش به آموزشهای دین مشکل دارند.
پر واضح است در روز قیامت انسانها با اعمال و رفتارهای خود سنجیده میشوند نه با ادعاها و اسم و رسمها.
حجاب ضروری دین
سوال: اگر حجاب ضرورت دینی است چرا فقط در برابر نامحرمان لازم است؟!
پاسخ: ضرورت دینی بودن حجاب به این معناست که تکلیفی شرعی است و بی توجهی به آن عواقب اخروی دارد، که نباید نسبت به آن سهل انگاری کرد؛ چنانکه از نگاه فقهای شیعه نیز اصل حکم حجاب از ضروریات دین است و منکر آن حکم منکر ضرورت دین را دارد.[۳]
از سوی دیگر یکی از فلسفههای حجاب که در بین آموزههای دینی جایگاه ویژهای دارد، این است که حجاب مرز بین محرم و نامحرم است، هر چند از نگاه شرعی محارم نیز طبقه بندی شدهاند و این گونه نیست که حجاب مختص نامحرمان باشد. بلکه در برابر افراد محرم نیز دارای مراحل و طبقاتی است. به این معنا که زن در برابر شوهر رفتارهایی از خود بروز میدهد که در برابر پدر، برادر و حتی فرزندان و یا بانوان دیگر ارتکاب آن رفتارها زیبنده نیست.
1. رساله امام خمینی (ره)؛ استفتائات حضرت آیه الله خامنهای.
رابطه حجاب و ایمان
سوال: آیا میتوان بین چگونگی حجاب و درجات ایمان اشخاص رابطهای قائل شد؛
پاسخ: این ارتباط از برخی روایات و احادیث به دست میآید.
در حدیثی از علی بن ابی طالب(ع) میخوانیم:
علیکم بالصفین، فان من رق ثوبه رق دینه 1
لباسهای ضخیم (و مناسب) بپوشید؛ زیرا کسی که لباسش نازک (و نامناسب) است دین و ایمانش هم نازک (سطحی) است.
در موضوعات مرتبط دیگر، همانند حیا و عفت هم روایات متعددی آمده است که حیا و عفت را جزئی از ایمان میداند.
نوع پوشش و چگونگی آن نمایانگر حالات روحی و میزان تقید شخص و پایبندی او به موازین شرعی است. کسی که با آرایش و جلوه گی و لباسهای بدن نما، در معرض نامحرم قرار میگیرد، خود، قضاوت بینندگان مبنی برفاصله او از اعتقادات دینی و درجات ایمان را رقم میزند. چرا که به تعبیر روایات، ایمان عبارت است از پیمان قلبی، اقرار به زبان و عمل به ارکان. هر یک از این شاخصها مورد بی توجهی قرار گیرد به همان مقدار از فرهنگ دینی و اخلاقی فاصله پیدا میشود.
حجاب در قرآن
سوال: آیا در قرآن کریم دستوری در موضوع حجاب بانوان آمده است؟
پاسخ: در قرآن کریم آیات متعددی وجود دارد که به طور مستقیم و غیر مستقیم دلالت بر ضرورت پوشش برای بانوان دارد، که فقط به سه مورد آن اشاره میکنیم:
آیه اول
((یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء مومنین یدنین علیهن من جلائیئهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفوراً رحیماً))[۴]
ای پیامبر، به زنان و دختران خود و به زنان مومن بگو، پوششهای خود را به خود نزدیک تر گیرند، این برای آن است که آنان (به پاک دامنی و عفت) شناخته شوند و مورد آزار و اذیت قرار نگیرند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
برای درک بهتر مفهوم این آیه شریفه، ابتدا شان نزول آن را به اختصار بیان میکنیم:
در کتب تفسیر آمده است، در صدر اسلام زنان نیز همپای مردان در نماز جماعت شرکت کرده و نماز را به امامت رسول الله(ص) به جماعت اقامه میکردند. پس از اتمام نماز جماعت وقتی بانوان از مسجد خارج میشدند مورد تعرض و مزاحمت برخی از اراذل و اوباش قرار میگرفتند. پس از اینکه زنان، این مشکل را با پیامبر(ص) در میان گذاشتند، این آیه از طرف خداود نازل شد و براساس آن، زنان مسلمان موظف شدند از پوششی به نام «جلباب» استفاده کنند.
جلباب پوشش بلندی بوده که سر تا پای آنان را میپوشانند.[۵] با پوشیدن جبلال دو هدف اساسی برای زنان مسلمان محقق شد.
هدف اول: جنبه تکلیفی؛ که بر اساس آن رعایت حجاب و پوشش شرعی انجام تکلیف دینی قلمداد میشد.
هدف دوم: جنبه تفکیکی، که در کنار جنبه تکلیفی حائز اهمیت بسیاری است. به این معنا که حجاب مرزی روشن بین زنان عفیف و غیر عفیف به حساب میآمد. به تعبیری دیگر جلباب به عنوان نشانه و تابلویی برای شناخت زنان اصیل، آزاده و با عفت در اجتماع مطرح گردید.
زنان با استقبال از این فرمان الهی حجاب اسلامی را برای خود برگزیدد و عمل به این آیه برای آنان احساس بزرگی و نشاط روحی و روانی به ارمغان آورد.[۶]
آیه دوم
(( و قل للمومنات یعضضن من ابصارهن و یعفظن فروجهن و لا یبدین الا ما ظهر منها و لیضربن یخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن الا لبعولتهن او ابائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او احوانهن او بنی احوایهن او بنی احواتهن اونساتهن او ما ملکت ایمائهن او التایعین غیر اولی الاربه من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء و لا یضرب یارجلهن لیعلم ما بحفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعاً ایها المومنین لعلکم تفلحون))<[۷]
ای پیامبر بهزنان با ایمان بگو، دیدگان خود را (از هر نامحرمی) فرو بندند و پاک دامنی ورزند و زیور آلات خود را آشکال نگردانند، مگر آنچه طبیعتاً آشکار است و باید روسری خود را برگردن خویش فرواندازند و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدر انشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسر برادرانشان یا پسر خواهرانشان یا زنان هم کیش خود یا کنیزان و یا خدمتکاران مرد که (از زن بی نیازند) یا کودکانی که بر عورتهای زنان اگاهی ندارند (و اهل تمیز نیستند) آشکار نکنند و پاهای خود را به گونهای برزمین نزنند که آنچه از زینتشان نهفته است آشکار شود.
در آیه اول: خداوند بزرگ از زنان مومنه میخواهد که پوشش داشته باشند، اما حد پوشش را بیان نفرموده. در این آیه حد پوشش شرعی بانوان و مهم تر از آن دستورهایی برای پوشش عفیفانه و حفظ حریم عفاف و حجاب برای زنان ذکر شده که در ذیل به آنها میپردازیم:
نکته اول: کنترل نگاه: (( بغضض من ابصارهن)).
زنان مومنه براساس دستور قرآن نه تنها نباید زمینه را برای نگاه نامحرمان فراهم کنند، بلکه خود نیز باید از نگاههای حرام پرهیز کرده و هنگام مواجهه یا نامحرم نگاهشان را برگیرند. برگرفتن به معنای بستن چشم نیست، چرا که این عمل در تعاملات اجتماعی و مسیر زندگی زنان مومنه ایجاد اختلال میکند. بلکه منظور از فرو گرفتن چشم تغییر جهت چشم و کم کردن شعاع دید در مواجهه با نامحرم است. چنانکه مشابه چنین دستوری برای مردان، در مواجهه با زنان نامحرم نیز صادر شده است.(( یغض من ابصارهم))
نکته دوم: پاکدامنی: (( یحفظن فروجهن))
برای زنان با ایمان تنها داشتن پوشش کافی نیست، بلکه علاوه بر آن باید حریم عفت و پاکدامنی خویش را حفظ نماید و از هر آنچه که حتی احتمال دارد این حریم را لکه دار نماید پرهیز کنند.
نکته سوم: آشکار نکردن زیورآلات و آرایش (( و لا یبدین زینتهن)) دستور سوم این است که زنان علاوه بر حفظ نگاه و مراقبت بر پاکدامنی، موظف اند زیور آلات و آرایشهای خویش را در برابر نامحرم مخفی نمایند. زیبنده یک زن مسلمان نیست که شخصیت خود را آنقدر پایین بیاورد که مانند عروسکی هر لحظه به شکل و رنگی در آید.
نکته چهارم: پوشش کامل (( و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن))
براساس این بخش از آیه، زنان موظفند احکام و آداب شرعی حجاب اسامی را یاد گرفته، بدان عمل کنند. در آیه اول، دستور استفاده از جلباب، که چیزی مانند چادر امروزی بود، صادر شد تا سرتاپای آنان را بپوشانند. همچنین زاویه دیگری از حجاب مطرح شده و آن پوشش گردن و سینه با روسری (یا مقنعه) است. گویا زنان صدر اسلام حتی با استفاده از جلباب نیز طبق رسم و رسوم آن روز بخشی از گردن، سینه و گوش را نمیپوشاندند و طی این آیه مکلف شدند این بخشها را کاملاً با خمار بپوشانند.<[۸]
نکته پنجم: شناخت و رعایت حریم محرم و نامحرم
در بخش بعدی خداوند متعال به صراحت سخن از محارم و غیر محارم زن میگوید و با ذکر این نکته یادآور میشود که رعایت حجاب همه جا واجب نیست، بلکه در نزد نامحرمان واجب است.
نکته ششم: رفتار عفیفانه ((و لا یضرین بارجهلن))
زنان مومنه با حجاب نباید طوری رفتار کنند که اصل فلسفه حجاب زیر سوال برود. حجاب برای زینت نیست، بلکه برای پوشش و مخفی نمودن زیبایی هاست. پس رفتار زن مسلمان هم باید در راستای تقویت فلسفه حجاب باشد. بنابر این، باید مراقب باشد که در راه رفتن توجه نامحرم را جلب ننماید....
آیه سوم: (( لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی))[۹]
همچون زنان عصر جاهلیت نخست اندام و زینت آلات خویش را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.
در عصر جاهلیت مردم نسبت به عفت و پوشش زنان بی اعتنا و فرهنگ جاهلی آنان بگونهای بود که از هیچ گونه اختلاط و معاشرت زن با مرد در معابر و محافل عمومی ممانعتی به عمل نمیآید، و به این رفتار هم افتخار میکردند. لباسهای زنان مناسب نبود و همواره بخشهایی از اندام در معرض نگاه دیگران بود.
زمخشری در این زمینه مینویسد:
گریبان جامه زنان به حدی گشاد بود که گودی گردن، سینهها و اطراف آن نمایان بود؛ زنان روسری خود را به پشت سر میبستند و از جلو مکشوف میماندند. برخی زنان چنان گام بر زمین میکوفتند که صدای خلخال هایشان به گوش دیگران میرسید.[۱۰]
برخی هم گفتهاند که زنان وقتی با مرد غریبی برخورد میکردند، مخصوصاً پاهایشان را تکان داده و به هم میزدند تا با صدای خلخالهای پا؛ توجه آن مرد غیب را به خود جلب نمایند.[۱۱]
خداوند متعال برای از بین بردن این سنتهای جاهلی و اصلاح فرهنگ مردم با ابلاغ آیهای بر پیامبر خویش زنان را برای همیشه از چنین رفتارهای زنندهای برحذر داشت و آنان را از تبرج و خودنمایی در برابر نامحرمان نهی کرد.
فلسفه پوشش
سوال: فلسفه پوشش در قرآن چیست؟ خداوند از تشریع لباس و پوشش چه اهدافی را دنبال میکند؟
پاسخ: همه حکمتهای تشریع احکام برای هیچ کس جز خداوند معلوم نیست، ولی برخی از این اهداف را میتوان از آیات و روایات استنباط کرد؛ به عنوان مثال میفرماید:
(( یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباساً یواری سواتکم و ریشاً و لباس اتقوی ذلک خیر ذلک من آیات الله لعلهم یذکرون))[۱۲]
ای فرزدان آدم، لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را میپوشاند و ما به زینت شماست، اما لباس پرهیز کاری بهتر است؛ اینها همه از آیات خداوند است تا متذکر شوند.
براساس آیه فوق اهداف زیر برای پوشش ولباس مد نظر قرار گرفته است:
1. نشانهای برای خداشناسی «و ذلک من آیات الله...»
2. مخفی نمودن عورت و زشتیها «یواری سواتکم...»
3. ایجاد نشاط و رشد: کلمه «ریش» به پر پرندگان اطلاق میگردد که به منزله پوشش و لباس بدن آنها و وسیله پرواز و تعالی آنان است. لباس و پوشش هم به پرنده تشبیه شده است.
در آیهای دیگر آمده است؛
(( و جعل لکن سرابیل تقیکم الحر و سرابیل تقیکم باسکم کذلک یتم نعمته علیکم لعلکم تسلمون))[۱۳]
و خداوند برای شما پیراهنهایی آفرید که شما را از گرما و سرما حفظ میکنند، و پیراهنهایی که به هنگام جنگ حافظ شماست.
در آیهای دیگر نیز برهمین مضمون تاکید شده و آمده است:
(( وعلمناء صنعه لبوس لکم لتحصنکم من باسکم))<[۱۴]
در این دو آیه دو هدف دیگر قرآنی برای پوشش و لباس مطرح میشود که عبارتند از:
1. محفوظ ماندن از سرما و گرما؛
لباس همچون سپری بدن را از حرارت گرما و سوز سرما حفظ میکند.
2. محافظت بدن از آسیبها و خطرات.
تبرج
سوال: تبرج به چه معناست و چرا زنان از آن منع شدهاند!
پاسخ: تبرج از ماده «برج» به معنای ظهور و آشکار ساختن است و اصطلاحاً به جلوه گری و خودنمایی زن در برابر نامحرمان اطلاق میشود.[۱۵]
وجه مشابهت آن به برج این است که زن زینت آلات، آرایش و اندام خویش را به نمایش میگذارد، همچنانکه «برج» برای همه قابل رویت است.
قرآن کریم زنان را از تبرج منع کرده و میفرماید:
« لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی»
ای زنان، مانند زنان عصر جاهلیت (قبل از اسلام) خودنمایی نکنید.
به این معنا که مانند آنان اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید. این دستور، فطرت زنان را که متمایل به خودنمایی است،[۱۶]کنترل و هدایت نموده و با انحصار آن به شوهر و زندگی زناشویی از ایجاد فساد و فحشا در جامعه جلو گیری میکند.
پیوند حجاب و مسائل اعتقادی
سوال: رابطه حجاب با اعتقادات فرد چگونه تبین میشود؛
پاسخ: خداوند انسان را آفرید و تکالیفی برعهده او گذاشت و انسان را مکلف فرمود به دستورهای الهی، او امر و نواهی، و بایدها و نبایدهای دین عمل نماید، یکی از این تکالیف رعایت حجاب برای بانوان است.
بر این اساس حجاب به عنوان ضروری دین، میوه درخت شناخت و درک انسان از اعتقادات و تکالیف دینی است. کسانی میتوانند این میوه را بر فراز وجود خود تحمل کنند که از ریشههای اعتقادی محکمی برخوردار بوده و زندگی خویش را براساس تکلیف محوری بنا کنند.
جذابیت چهره زنان
سوال: چهره بانوان دارای جذابیت بیشتری نسبت به موی سر آنان است، چگونه اسلام پوشش مو را واجب دانسته، ولی صورت را ترخیص فرموده است؛
پاسخ: اسلام دین تعادل است و پیورانش را به امور سخت و طاقت فرسا تکلیف نمیکند. از نگاه اسلام زن نیز عضوی از جامعه بوده و در سازندگی، رشد و تعالی اجتماع نقش کلیدی دارد. بدیهی است در صورتی که پوشاندن چهره نیز بر زنان واجب میشود آنان در تعاملات اجتماعی و انجام وظایف مشروع دچار مشکل و مشقت میشدند و محدودیتی طاقت فرسا و دست و پا گیر بر آنان تحمیل میشد.
در این اساس، چهره با شرایطی از باب لطیف و قاعده عسر و خرج مشمول حجاب نشده است.
به تعبیر متفکر شهید استادمطهری(ره)؛ اگر شارع مقدس پوشیدن چهره و دو دست را هم واجب میکرد خود به خود شعاع فعالیت زن به اندرون خانه و اجتماعات خاص محدود میشد.[۱۷]
تکلیف اجباری
سوال: مگر اسلام دین انتخاب و آزادی عقیده نیست؛ مگر در قرآن کریم بر اجباری نبودن دین تاکید نشده است؛« لا اکراء فی الدین»؛ در دین اجبای نیست. پس چرا بانوان مجبور به رعایت حجاب شدهاند؛
پاسخ: نکته مهم و ظریفی که در این موضوع وجود دارد و مورد غفلت واقع شده، این است که؛ آیه (لا اکراه فی الدین) در رابطه با اصل پذیرفتن دین اسلام است. یعنی پذیرش اسلام و گرویدن به این آیین آسمانی باید براساس انتخاب، اگاهی و گزینش عقلانی باشد. به همین جهت است که از نظر شرعی در اصول دین تقلید جایز نبوده و هر مسلمان باید اصول دین خود را براساس استدلال تعمق و تفکر پذیرفته باشد. ولی پس از پذیرفتن اسلام باید به اصول، فروع و تکالیف آن عمل کرده و به آن پایبند بود. به تعبیر دیگر اقتضای ایمان آوردن به اسلام تقلید به انجام واجبات و ترک محرمات است. حجاب نیز یکی از دستورهای دینی است که بانوان موظف به رعایت آن بوده و بی توجهی به آن مستوجب عقاب الهی میگردد.
حد حجاب شرعی
سوال: از نظر شرعی محدوده حجاب بانوان چیست؟ آیا کف، رو، قوزک و پاشنه پا هم مشمول این محدوده میشود؟
پاسخ: بربانوانی که به سن تکلیف میرسند شرعاً واجب است که تمام بدن خودرا، به استثنای قرص صورت و کفین دستها تا مچ را، از نامحرم بپوشانند مشروط به اینکه؛
1. صورت و کفین بدون آرایش و زینت باشد.
2. کسی به قصد لذت و ریبه به صورت و کفین آنها نگاه نکند.
البته احتیاط این است که مقداری از صورت و دستها را هم به عنوان مقدمه علمیه بپوشانند.[۱۸]
بر این اساس بانوان ارجمند باید توجه داشته باشند پوشیدن لباسهای آستین کوتاه، نازک و بدن نما در مهمانیها، مجالس، هنگام خرید، محل کار و نمایان شدن مو، یر چانه، گردن، گوش، سینه، پا و ... که در معرض نگاه نامحرمان است اشکال شرعی دارد.
همچنانکه بیان گردید فقط صورت و دستها تا مچ از محدوده حجاب آن هم در صورتی که بدون آرایش باشد و دیگران با قصد لذت به او نگاه نکنند استثناء شده است. بدیهی است اگر صورت و کفین آرایش شده و دارای زینت باشند و یا اینکه بانوان متوجه نگاه حرام و شهوت انگیز نامحرمان به خود شوند، واجب است صورت و دستها هم پوشانده شود. کف دو پاشنه و قوزک پا هم مشمول حجاب بوده و باید از نامحرم پوشانده شود.
لباسهای ممنوع
سوال: از نظر اسلام چه پوششهای ممنوع است؛
پاسخ: برخی پوششها شایسته شان مسلمانی نیست؛ از جمله:
1. لباس مردانه برای زنان و لباس زنانه برای مردان.
2. استفاده زنان از تک لباس، زیرا یک لباس به تنهایی اندام و برجستگیهای آنان را نمیپوشد. پیامبر اکرم(ص) هنگام بیعت با زنان چنین توصیهای را به آنان فرمود.[۱۹]
3. لباس بیگانگان و دشمنان، که به تدریج هویت و فرهنگ زنان مسلمان را تحت تاثیر قرار داده و فرهنگ پوچی و هوس رانی را به ارمغان میآورد. در حدیثی از رسول اکرم (ص) آمده است:
کسی که لباس دشمنان را بپوشد گویا جزء آنان شده است.
4. لباس شهرت، لباسی است که پارچه، رنگ، دوخت و یا شیوه پوشیدن آن در جامعه معمول نبوده و به خاطر ویژگی خاص، جلب توجه نموده و انسان را انگشت نما کند. پوشیدن چنین لباسی در اسلام ممنوع شده است. از پیامبر گرامی اسلام روایت شده که:
من لیس ثیات شهره فی الدنیا البسه الله لباس الذل یوم القیامه:[۲۰]
کسی که در دنیا لباس شهرت بپوشد خداوند در روز قیامت بر او لباس خواری و رسوای خواهد پوشاند.
5. لباس نازک و بدن نما (تنگ)
بیاری از تیپها، مدلها و لباسهایی که امروز با اسامی گوناگون در جامعه رواج دارد، مشمول لباس شهرت بوده و باید از آن پرهیز گردد.
جایگاه حجاب در احادیث
سوال: آیا در روایات معصومین (ع) چارچوب مشخصی برای حجاب تعیین شده است؛
پاسخ: روایات متعددی از حضرات معصومین (ع) درباره جایگاه، چگونگی و ثمرات حجاب برای بانوان وارد شده که برخی از آن را مرور میکنیم: روزی رسول خدا (ص) خطاب به «اسماء» که لباس نازکی پوشیده بود فرمود:
ای اسماء؛ زن وقتی به سن بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود، مگر این و آن (و اشاره به مچ دست به پایین و صورتشان کردند).[۲۱]
امام صادق(ع) میفرمایند:
برای زن مسلمان جایز نیست روسری و پیراهنی بر تن کند که بدنش را نپوشاند.[۲۲]
امام علی (ع) خطاب به زنان مسلمان میفرمایند:
علیکم یالصفین من الثیات فانه من رق توبه رق دینه لا یقومن احدکم بین یدی ربه جل و غز و علیه ثوب یصفه توبوا الی الله و ادخلوا فی محبته:
بر شما باد به پوشیدن جامعه ضخیم، زیرا هر که جامه اش نازک است؛ دینش نازک است. هیچ یک از شما در حالی که جامه بدن نما در بر دارد، در برابر پروردگار خود عزوجل نایستد.[۲۳]
از پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز روایت شده است که:
هر زنی که به خدا و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش اشکار نکرده و موی سر و مچ خود را نمایان نمیسازد.[۲۴]
علی ابن ابیطالب (ع) در روایتی دیگر میفرماید:
کسی که در پوشش و آرایش خود را شبیه غیر مسلمان کند از ما نیست.[۲۵]
امام باقر(ع) در حدیثی میفرمایند:
جایز نیست زن خود را شبیه مرد نماید زیرا پیامبر مردانی را که خود را (در پوشش و آرایش) شبیه زنان کرده و همچنین زنانی که به لباس و آرایش مردان در میآیند لعنت کرده است.[۲۶]
و در حدیثی دیگر از امام صادق(ع) نقل شده است:
سزاوار نیست زن هنگام راه رفتن لباسش را جمع کرده و پیرامون بدنش فشرده کند (زیرا حجم بدن و برجستگیهای اندامش مشخص میگردد).[۲۷]
از حضرت زهرا(ع) نیز روایت شده که:
خداوند تقرب زن را از ناحیه حجاب و رعایت حریم محرم و نامحرم قرار داده، زن هر چه بیشتر به مسئله حجاب خود مقید باشد به خداوند نزدیکتر خواهد شد.[۲۸]
پیامبر اعظم(ص) در «حدیث معراج» به تفصیل از عذاب دردناک و وحشتناک زنان بی حجاب و بی عفت خبر میدهد و نسبت به عواقب وحشتناک آن هشدار میدهد.[۲۹]
و در روایتی دیگر رسول خدا (ص) میفرمایند:
زنانی که با خودنمایی و نمایش زرق و برق و زینت آلات خود به مردها، هوسهای آنها را به سوی خود جذب کرده و موهای سرشان را همچون کوهان شتر میآرایند اهل جهنم بوده و حتی بوی بهشت را نخواهد چشید.[۳۰]
در حدیثی دیگر از پیامبر(ص) آمده است:
تمام اندام زن محرک و شهوت انگیز است؛ وقتی زنی از خانه خارج میشود و خود را کاملاً نپوشاند شیطان او را احاطه میکند.[۳۱]
حجاب، ایمان، انتخاب
سوال: از نظر قرآن کریم رعایت حجاب به ایمان افراد واگذار شده و این امری انتخابی است. چرا که در آیه حجاب مردان و زنان مومن مخاطب آن قرار داده شدهاند. تفهیم آن به همه زنان مسلمان جامعه چه توجیهی دارد؛
پاسخ: از نظر آموزشهای دینی این نوع نگاه به آیات نورانی قرآن کریم و محدود کردن دلالت آن صحیح نیست، زیرا:
اولاً، هر چند ایمان افراد انتخابی و غیر تحمیلی است، اما کسی که آن را انتخاب کرده و به اسلام ایمان آورده باید لوازم آن را نیز بپذیرد. انتخابی بودن ایمان به معنای انتخابی بودن و اجبای بودن اقامه تکالیف دینی نیست.
ثانیاً: آیات فراوانی در قرآن کریم وجود دارد که مومنان مورد خطاب قرار گرفته و تکلیف به گردن آنان نهاده شده است که هرگز جنبه شخصی و صنفی ندارد و به اختیار خودشانم واگذار نشده، بلکه در صورت ارتکاب دولت میتواند آنها را مجازات کند. مانند:
« یا ایها الذین آمنوا لا تاکلوا الربوا»[۳۲]
ای مومنان، هرگز ریا خواری نکنید.
« یا ایها الذین آمنوا لا تاکلوا اموالکم بینکم بالباطل»[۳۳]
ای مونان، اموال همدیگر را به باطل ونامشروع نخورید.
آیا این آیات حرمت ربا و خوردن اموال همدیگر را به باطل، فقط مخصوص مومنان میداند و دیگران مجاز به ارتکاب آن هستند؟
حجاب در محیطهای زنانه
سوال: اگر حجاب برای آن است که پوششی باشد در برابر نامحرم، پس الزام دختران و بانوان به رعایت حجاب در محیطهای اختصاصی، مانند دبیرستانهای دخترانه چه توجیهی دارد؛
پاسخ: از نظر شرعی پوشش حجاب در جایی که در معرض نامحرم نباشد(به جز نماز) واجب نیست، اما توصیهای هم به کشف حجاب بخصوص در جاهایی که احتمال مفسدهای غیر از حضور نامحرم دارد، نشده است.
امروزه بروز مفسده در مجامعی مانند دبیرستانها و محیطهای حتی کاملاً زنانه دور از انتظار نیست. فیلم برداریها و عکس برداریهای مخفیانهای که از محافل خصوصی بانوان شده و سپس در سی دی، اینترنت یا ماهواره در معرض دید همگان گذاشته شده، نمونهای از احتمال مفسدهای است که در این خصوص وجود دارد. عقل و شرع حکم میکند در جایی که حتی احتمال مفسده میرود باید احتیاط کرد.
علاوه بر این، پوشش در مدارس دخترانه اجبار قانونی دارد و از ضوابط حاکم برآموزش و پرورش است و لباس فرم دانش آموز محسوب میشود. طبیعی است احترام به قانون جزء الزامات فردی و اجتماعی هر شخص است و باید نسبت به آن پایبند بود.
تناقص بین حجاب و نماز
سوال: حجاب و نماز هر دو جزء ضروریات دینی هستند، اما تاکنون کسی را به جرم بی نمازی و کم توجهی به نماز مورد باز خواست دنیوی قرار ندادهاند؛ در حالی که به خاطر حجاب، چنین بازخواستهایی صورت گرفته و افرادی به جرم بی حجابی دستگیر و مجازات میشوند، دلیل این تناقض چیست؛
پاسخ: حجاب و نماز هر دو از ضروریات دینی هستند، اما مثل موراد دیگر تفاوتهایی با هم دارند،که همین تفاوتها باعث تفاوت در واکنش و رفتارها میگردد.
یکی از این تفاوتها توجه ویژه به بعد اجتماعی حجاب است. هر چند نماز از ابعاد متعددی قابل بررسی و تحلیل است، ابعاد فردی، اجتماعی، اخلاقی و ... اما نهایتاً نماز رابطهای است بین بنده و خالق و جنبه خودسازی فردی آن به نوعی بر جنبههای دیگر غلبه میکند، اگر چه جامعه نیز از اخلاق و رفتار نیک و شایسته شخص نماز گزار بهره مند شده و جامعه با نماز جامعهای نورانی، پاک و سالم خواهد بود. و این تحلیل از جایگاه برجسته و کلیدی نماز در مبانی اعتقادی مسلمانان، نمیکاهد. اما حجاب دارای باز خوردهای اساسی اجتماعی است که بی توجهی به آن منجر به سقوط اخلاقی فرد و جامعه میشود.
روزه هم این چنین است؛ در شرع مقدس اسلام برای شخص بی نماز و یا سهل انگار به نماز مجازات دنیوی در لحاظ نگشته و عواقب بسیار وحشتناک اخروی برای این چنین افرادی در نظر گرفته شده است امام شخص روزه خوار با شرایطی علاوه بر قضا هم باید به خاطر روزه خواری در دنیا کفاره بدهد و هم مستوجب شلاق خواهد بود و هم عذاب اخروی را خواهد چشید چرا که جنبه اجتماعی روزه حائز اهمیت است.
به تعبیری دیگر، بی حجابی دارای آثار ملموس و مخرب اجحتماعی است و چون بیماری مسری جامعه را تهدید میکند. به همین جهت حکومت اسلامی موظف است با آن برخورد کرده و جامعه را از این آفت مصون سازد.
حجاب و عقل
سوال: از مبانی دینی استفاده میشود که هر چه شرع مقدس اسلام به آن حکم فرموده مورد تایید عقل نیز میباشد. مستندات عقلی لزوم حجاب برای زنان کدام است؛
پاسخ: عقل سلیم ایجاب میکند که انسان همواره خود را از خطرات و آسیبهای هر چند احتمالی حفظ نموده و از ورود به عرصههایی که دین شخصیت، ابرو، جان، مال و خانواده او را تهدید میکند پرهیز نماید.
از سوی دیگر عقل اقتضا دارد که انسان سلیم النفس از سرمایههای، مادی و معنوی، استعداد و جایگاه والای انسانی خود استفاده بهینه نموده و آن را هدر ندهد. همچنین عقل حکم میکند در تعارض مصالح فردی و حقوق اجتماعی جامعه مقدم شده و از خواست شخص صرف نظر گردد.
بر این اساس زن، که دارای شخصیت و جایگاه بزرگی در دستگاه آفرینش بوده و تابلو زیبای خلقت است، نباید خود را در معرض خطرات و آسیبهای جسمی وروحی ناشی از بی حجابی قرار دهد و عمر عزیز و سرمایه خود را به جای صرف در پوچ گرای مصرف زدگی و تقلید گرایی محض از بیگانگان و اسارت نفس و بردگی هوس در بندگی خدا، نیل به تمایلات معنوی، حیاء، عفت، تقوای الهی و نهایتا سعادتمندی دنیا و اخرت هزینه کرده و حرمت و احترام جامعه اسلامی و موازین اخلاقی را بیش از پیش نگاه دارد.
زنان شیطان صفت
سوال: آیا میتوان نوعی رابطه بین بی حجابی و شیطان صفتی را ثابت کرد؟
پاسخ: خداوند بزرگ در قرآن کریم میفرماید:
«یا بنی آدم لا یفتنکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزع عنها لباسهما لیریهما سواتهما»[۳۴]
ای فرزندان آدم، شیطان شما را نفریبد آنچنان که پدر و مادر شما (آدم و حوا) را فریفت و از بهشت شان بیرون ساخت و لباس آنها را از اندامشان بیرون کرد تا عورت آنها را نمایان سازد.
در این آیه نکات ظریف و قابل تاملی وجود دارد، که عبارتند از:
اولین کسی که برهنگی را ایجاد کرد و تلاش و کوشش خود را در این مورد به کار برد شیطان است.
هدف او از وسوسه و عریانی آن بود که آبرویی برای بشر نگذارد. کسانی که امروز مروج و موسس برهنگی نوین هستند همان هدف شیطانی را دنبال میکنند.
بی حجای و برهنه، فریب خورده است و در صورت عدم بازگشت سربازان شیطان خواهند بود. امام صادق(ع) میفرماید:
«لیس لابلیس جند اشد من النساء و الغضب»[۳۵]
برای شیطان سربازانی محکم تر از زن (بی حجاب و بی ایمان) و غضب وجود ندارد.
و پیامبر اعظم (ص) چنین میفرماید:
اوثق سلاح ابلیس النساء:[۳۶]
مطمئنترین اسلحه برای شیطان زنان (بی عفت و نمایان) هستند.
در روایت دیگری آمده است:
شیطان به یک زن بی تقوا و بی عفت گفت: تو نصف سپاه من هستی. تو تیری هستی در کمان من که هر وقت آن را بیندازم خطا نمیرود. تو محرم اسرار من و مامور ویژه من در فعالیتها و کارهایم هستی.[۳۷]
و پیامبر اسلام (ص) زنان شیطان صفت را چنین ترمیم میکند:
ان المراه تقبل فی صوره شیطان و تدبر فی صوره شیطان فاذا رای احدکم امراه فاعجبته فلیات اهله فان ذلک برد ما فی نفسه.[۳۸]
زن (بد و فاسد الاخلاق) به صورت شیطان میآید و به صورت شیطان میرود. وقتی یکی از شما زنی دید که او را به شگفت آورد. پیش همسر خود رود. زیرا با این کار منظره و خاطره آن زن از دلش بیرون میرود.
در گفت و گویی ابلیس با حضرت یحیی (ع)، هم بر این نکته تاکید شده است که وقتی حضرت از ابلیس پرسید:
چگونه مردم را گمراه میکنی؟ گفت: زنان بی حجاب و بی عفت بهترین دام و اسلحه برای ایجاد فساد و انحراف هستند. پس شیطان افزود: چنین زنانی نور چشم وآرامش دلم هستند.[۳۹]
بانوان نمونه
سوال: بارها شنیده و خواندهایم که بانوان در امر حجاب به زنان صدر اسلام، از جمله حضرت زهرا(ع) و حضرت زینب کبری و... اقتدا کنند. سیره آن بزرگواران در امر حجاب چگونه بوده و از چه پوششی برخوردار بودهاند؟
پاسخ: در روایات آمده است که وقتی حضرت زهرا(ع) از خانه خارج میشد از خمار(روسری یا مقنعه) و جلباب (پوششی سراسری مانند چادر) استفاده میکرد. در برخی رایات اشاره به این نکته شه است که پایین چادر حضرت روی زمین کشیده میشد.[۴۰]
بر اساس گزارشهای تاریخی، هنگامی که حضرت میخواست به مسجد برود و در دفاع از ولایت و حقوق اهل بیت (ع) سخن بگوید، مقنعه اش را پوشید، خود را در میان عبا (چادر) قرار داد و سر و صورت و اعضای بدنش را پوشاند، لباسهایش به گونهای بود که هنگام راه رفتن پایش را بر دامن آن مینهاد و در میان حلقهای از زنان راهی مسجد شد. در مسجد، پردهای مقابل حضرت کشیدند و سپس ایشان پشت پرده نشست و سخنرانی کرد.[۴۱]
در فراز دیگری از تاریخ زندگی حضرت میخوانیم:
در روزهای آخر عمر مبارک خویش نگرانی داشت از اینکه هنگام حمل جنازه نامحرمان اندم و حجم بدن حضرت را رویت کنند. به این خاطر در وسیت خویش نوشت: برای من تابوتی تهیه کنید که هنگام تشییع جنازهام حجم بدنم پیدا نباشد.[۴۲]
این درخواست در زمانی مطرح شد که تا آن روز جنازه مسلمانی در تابوت تشییع نشده بود. امام صادق(ع) میفرماید:
در اسلام اولین کسی که جنازه اش با تابوت حمل شده (تابوتی که حجم جنازه در آن پیدا نبود) حضرت فاطمه (ع) دختر پیغمبر (ص) بود.<[۴۳]
بنابر این، حضرت زهرا(ع) در حجاب و عفت نیز همچون همه فضائل اخلاقی دیگر نمونه و اسوه بوده و در عمل به این فرمان الهی پیشتاز بود. از رفتار عفیفانه حضرت زهرا(ع) به خوبی روشن میشود که حجاب مورد نظر آن حضرت صرفاً پوشش اعضای بدن نیست، بلکه چیزی فراتر از آن، بعضی نمایان نشدن برجستگیهای بدن نیز باید مدنظر قرار گیرد.
حضرت زینب (ع) دختر بزرگوار آن حضرت هم که در دامن پر فیض علی (ع) و فاطمه (ع) تربیت شده، در تمامی زمینههای عبودیت و بندگی، بخصوص حجاب و عفاف، الگویی تمام عیار برای زنان و حتی مردان است. جلوه بارز این سخن خطبه آتشین زینت (ع) در کاخ یزید است. زنی اسیر، داغ دیده، مصیبت دیده، زیر شکنجههای جسمی و روحی شدید؛ با مسئولیت دهها طفل یتیم و زن اسیر، اما چیزی که بیشتر از همه این مصیبتها او را آزار میدهد همان است که در فرازی از خطبه اش خطاب به یزید آمده است که:
ای یزید! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پشت پرده و مکان مناسب قرار دهی، ولی دختران رسول خدا (ص) را در حال اسیری به این سو و آن سو بکشانی و پرده و پوشش آنها را از بین ببری و چهره ایشان را نمایان کنی؟![۴۴]
اسلام و آراستگی
سوال: مگر اسلام دین نظافت، پاکی و آراستگی نیست، پس چگونه با آراستگی زنان مخالفت شده است!
پاسخ: علاقه با آراستگی و آرایش امری طبیعی و فطری است و بخصوص گرایش فطری زن و آرایش آثار روانی بسیار مثبتی بر وی دارد و از سوی دیگر بی میلی به آراسته بودن نشانه اختلال شخصیتی و روانی فرد میباشد.
رسول خدا(ص) پیشتاز و الگوی آراستگی و نظافت بده و بخصوص هنگام خروج از منزل در مقابل آیینه موهای خود را شانه نموده، از عطریهای خوشبو استفاده کرده، لباسهای نظیف و مرتب پوشیده و به دیگران نیز سفارش فرموده که چنین باشند.
پس اصل آراسته بودن در اسلام مطلوب بوده و مورد تاکید قرار گرفته است، لکن این موضوع نیز همانند سایر موارد حد و مرز و شرایطی دارد.
در اسلام آراستگی و آرایش برای زنان مجاز است، اما نه در معرض نامحرمان و بیگانگان، آرایش و آراستگی زن باید برای تحکیم بنیان خانواده و گرم تر شدن آن باشد. جلوه گری، نمایش زیباییها و آرایشهای زن در برابر نامحرم هم با مصالح خود او در تضاد است و هم به جامعه لطمه وارد میکند.
از نگاه اسلام، آرایش زن مخصوص شوهر و حریم اوست، از این رو شرع مقدس اسلام به زن اجازه نداده با آرایش و زینت خود را در معرض نامحرمان قرا دهد.
در روایات نیز موارد متعددی در خصوص نهی بانوان از خودنمایی و جلوه گی وجود دارد. از جمله امام صادق(ع) از رسول خدا(ص) روایت میکند:
« ایما امراه تطیبت ثم خرجت من بیتها فهی تلعن حتی ترجع الی بیتها متی ما رجعت»
هر زنی که خود را خوشبو نموده (و با آرایش) از خانه خارج گردد، تا وقتی که به خانه باز گردد یکسره مورد لعن و نفرین خداوند و فرشتگان است.
در مقابل زنان را موظف نموده برای شوهر خویش نهایت آرایش، زینت، جلوه گری و عشوه گری را داشته باشند. اسلام آن قدر به این نکته توجه دارد که حتی به زن داغدیده اجازه ترک آرایش و زینت برای شوهر را بیش از سه روز نداده است.[۴۵]
پیامبر اکرام(ص) به زنی آرایش گر به نام «ام عطیه» توصیه میکند که برای پاک کردن صورت دختران و زنانی که برای آرایش نزد وی میآیند از پارچه پاره استفاده نکند. چرا که پارچه پاره جلوه و شادابی چهره را زایل مینماید.[۴۶]
آن حضرت به زن آرایش گر دیگری فرمود: گیسوی زنان را به هم گره مزن چرا که زیبایی آنان را کاهش میدهد.[۴۷]
نبی اکرم اسلام(ص) آنقدر به ظرافتهای زنان توجه داشت که علی زغم دستور به مردان برای کوتاه نمودن ناخن، زنان را در بلند کردن ناخن رخصت داده و فرموده است؛ زنان ناخن هایشان را کمی بلند نگه دارند چرا که این کار نوعی زینت به حساب میآید.[۴۸]
رهنودهای پیامبر اعظم(ص) درباره نوع عطر مردان و زنان نیز جالب است. آن حضرت میفرماید: عطر زنانه باید خوش رنگ و دارای بوی ملایم باشد و عطر مردانه باید کم رنگ و از بوی تند برخوردار باشد.[۴۹]
رسول خدا(ص) به زنان متاهل توصیه مینماید که موهای خود را با رنگ بیارایند و به دختران مجرد سفارش میکند تا دستهای خویش را حنا نماید؛ تا از دستهای مردان متمایز باشند.[۵۰]
بنابر این، اسلام طرفدار زینت و آرایش زنان بوده و بر آراستگی آنان تاکید دارد، اما در چهار چوب خانواده و با حفظ حریم شرعی و احترام به حقوق شوهر.
فصل دوم : حجاب در آینه تاریخ
حجاب و فطرت
سوال: با توجه به اینکه گفته میشود حجاب امری فطری است؛ بانوان فاقد حجاب چگونه بر خلاف فطرت خود عمل میکنند؛
پاسخ: سرشت اصیل و پاک انسان با برهنگی نامانوس بوده و آن را ناپسند شمرده، پوشش را ارزش و برهنگی را ضد ارزش تلقی میکند.
انسان سلیم النفس همواره به خوبیها و فضائل روی میآورد و از بدیها و زشتیها میگریزد و برهنگی در جر گه فضائل نمیگنجد.
خداود بزرگ در قرآن کریم همین نکته را مورد تاکید قرار داده و با بیان داستان آدم و حوا و استفاده آنان از شجره نهی شده و در نتیجه برهنگی آنان میفرماید:
«یخصفان علیهما من ورق الجنه»
در عین حالی که به جز آدم و حوا انسان دیگی وجود نداشت و کسی نظاره گر آنان نبود، اما فطرت انسانی، شرم و حیای آنان، آن دو را واداشت تا از برگهای پهن برای خود تن پوشی تهیه کنند و خویشتن را با آن بپوشانند. این اقدام صرفاً با انگیزه فطری صورت پذیرفت چرا که در آن موقعیت هنوز شریعت و دستورات اعتقادی خاص که معیارهای یک آیین را داشته باشد مقرر نگشته بود. در مراحل بعد ادیان و شرایع الهی آمدند و این ندای فطری را تقویت و تایید نمودند. هر چند با کمال تاسف باید گفت، غبار گناه و معصیت چشم حقیقت بین برخی انسانها را کور نموده و فطرت آنان را آلوده کرده و از ندای پاک باطنی دور ساخته است.
حجاب در ادیان و ملل مختلف
سوال: آیا حجاب از دسترهای اختصاصی اسلام است، یا در ادیان و ملل دیگر هم سابقه دارد؛
پاسخ: اصل حجاب و پوشش امری فطری است و با خلقت بشر سرشته است، در فرهنگهای مختلف دیگر نیز پوشش هر چند فراز و نشیبها و شدت و ضعفهایی داشته، اما در اصل آن تردیدی نبوده و هیچ وقت به طور کامل از بین نرفته است.شواهد تاریخی نشان میدهد، پوشش زن در برخی ملل مانند بونان، ایران باستان و برخی اقوام هند بسیار پررنگ و سخت بوده است. همچنین شواهدی بر وجود نوعی پوشش در بین زنان از چهار صد سال پیش از میلاد حکایت داشته و براساس آثار به جا مانده، ضرورت پوشش زنان صرفاً از جهت سرما و گرما نبوده، بلکه علت اصلی انتخاب پوشش برای زنان، شرم و حیای ذاتی بوده که وجود داشته است.
ادیان توحیدی پیش از اسلام نیز همگی بر پوشش زنان متناسب با فرهنگ و آداب زمان خویش تاکید داشتهاند. چنانکه پوشاندن موی سر و داشتن لباسی بلند و شلوار و نوعی چادر در آیین زرتشت وجود داشته است. در دین یهود و کتابهای مربوط به آنان به صراحت در مورد لزوم پوشش برای زنان سخن به میان آمده، بی حجابی زن را مجوزی برای طلاق او از سوی مرد دانستهاند. از نظر مسیحیت نیز حجاب، حکمی الهی و ضروری تلقی شده است.
حتی در عصر جاهلیت قبل از اسلام، مردم علی رغم آن همه جهالت و توحش، به نوعی پوشش برای زنان اعتقاد داشته و آن را ضروری میدانستهاند و نهایتاً اسلام به عنوان کاملترین و مترقیترین آیین آسمانی حجاب را قانونمند کرد، حد و مرز آن را تعیین نمود و توسط پیامبر (ص) به عنوان ارمغانی ارزنده برای بشریت ابلاغ شد.
تاریخچه برهنگی در غرب
سوال: برهنگی چگونه و در چه زمانی در غرب رواج یافت؛
پاسخ: اولین گام برهنگی از دوره رنسانس آغاز گردید. به این شرح که با شروع رنسانس تعریف و تفسیر جدیدی از انسان کامل ارائه شد که برفرهنگ جنسی غرب و شدت اثر گذاشت. این تفسیر عبارت بد از اینکه چون خدا در جسم انسان (عیسی(ع)) تجلی یافته، پس جسم انسان تقدس مییابد.
با گسترش این تعریف از انسان زیباشناسی جسم انسان در دستور کار قرار گرفت و با یک نوع آناتومی جسم انسان و به دست آوردن رگ، پی، ماهیچه، استخوان و ... به ترسیم جسمهای زیبا در دیوارهای کلیساها پرداخته شد، به طوی که جسمهای برهنه و بسیار موزون و هماهنگ بر روی دیوارها ترسیم و به شکل مجسمه به نمایش در آمد.
نکته ظریفی که در این جریان مورد توجه قرار گرفت، این بود که اندام جنسی زنان در این تصاویر و مجسمهها حذف و اندام جنسی مردان بسیار کوچک ترسیم میشد تا بگوشندخود جسم مورد نظر است، نه مسائل جنسی. بدین ترتیب اولین قدم برای ترسیم و نمایش اندام انسان برهنه، البته با هالهای از تقدس، در غرب شکل گرفت.
به دنبال آن، نوعی تفسیر دیگر در غرب در قالب « پروتستانیزم» اتفاق افتاد که منجر به سنگینی کفه برهنگی و تایید بیشتر آن شد و آن زمانی بود که انقلاب صنعتی رخ داد و ماشین به صحنه زندگی انسانها وارد شد.
این تاکید از سوی «فروید» صورت گرفت که نگاهی کاملاً جنسی به فرهنگ یهودی داشت.
فرهنگ یهودی از جنسیترین فرهنگهای دینی است، تا جایی که بر برخی رابطههای جنسی محارم مثل دختر و پدر، پسر و مادر و برادر و خواهر با دیده اغماض نگریسته است.
فروید با فرهنگ یهودی بر فرهنگ جنسی مسیحیت هجوم برد و سعی کرد که بر برهنگی جنسی، چه از نظر بدنی و چه از نظر روحی، تاکید کند و ریشه تمام عقدههای انسانی را در حجاب (به معنای عام) خلاصه کند که، حجاب مانع عمل جنسی به طور برهنه در طول زندگی انسان است.
انقلاب صنعتی در غرب، مهاجرتهای جغرافیای انسانها به جاهای بزرگ، تمایها و ارتباطهای مداوم دو جنس در سطوح مختلف کاری، هنجارشکنی جنسی را افزایش داد.
تاثیر صنعت به جایی رسیده که همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسی فراتر از ازدواج روی آوردند و این روابط جنسی خارج از عرف و قانون موجب شد که برهنگی زنان در قالب فحشا و فاحشههای برهنه افزایش یابد.
ورود ماشین به زندگی عمومی انسانها برهنگی را افزایش دارد، زیرا که ماشینها انسانها را از خانواده جدا و ماشین به عنوان جایگزین خانه سپس روابط جنسی غیر معمول و غیر عادی رواج یافت و روابط جنسی غیر معمول برهنگی را بیشتر رواج داد، مثل نقاشهای برهنه جنسی و تشویق برای برهنگی (مانند فیلم تایتانیک و شکسپیر عاشق) و به این ترتیب عوامل ماشین، محیط کای و نظریه فروید، سه عامل مهم پیدایش انقلاب جنسی در غرب به حساب میآیند. عواملی که غرب را از دوران «ملکه ویکتوریا» به دوران برهنگی وارد و در پی آن گروههایی به وجود آمدند که برهنگی را مبنا و معیار کار خود قرار دارند....
البته گذشت زمان، سرخوردگی بشر از افراط در روابط جنسی، پریشانی جوامع غربی، فروپاشی نظام خانواده، فراموشی دلرباییها و طنازیهای زن و شوهر، افزایش بچههای خیابانی، افزایش بی رویه طلاق و معضل بچههای طلاق، استرس و اضطراب، بدبینی، بیماریهای روانی، ایدز و .... همه و همه خط بطلان به ایدههای پوچ مروجان برهنگی و ارتباطات آزاد جنسی کشید و حقانیت اسلام را در قانونمند کردن حجاب، عفت و روابط جنسی ثابت کرد.
حجاب در ایران
سوال: حجاب از چه زمانی و چگونه وارد ایران شد؛
پاسخ: تاریخ ایران با پوشش و حجاب زنان قرین بوده و تجلیات پوشش در میان زنان ایرانی چنان چشمگیر بوده که برخی از اندیشمندان و تمدن نگاران، ایران را منبع اصلی حجاب معرفی کردهاند.[۵۱]
زنان ایرانی حتی پیش از اسلام حجاب داشتهاند، ولی حد و مرز آن بعد از اسلام معین گردیده. در عین حال زنان عرب از پوششی به نام جلباب استفاده میکردهاند که به نقلی از سر تا کمر را میپوشانده است. ایرانیان چادر را ترجیح دادند که سنت دیرین آنان بود.
پوشش زنان ایران باستان در خارج از منزل عبارت بود از لباس گشاد، چادر، روسری، چادر قد، مقنعه و لچک.[۵۲]
چادر و شنل در زنان ساسانی پوشش متدوال زمان بوده که به صورتهای مختلف استفاده میشده است.[۵۳]
پس از فتح ایران، دختران «کسری» پادشاه ایران حتی در زمان اسارت هم حاضر به کشف حجاب و برداشتن روپوش خود نشدند.[۵۴]
پس از ورود اسلام به ایران نیز حجاب با تاثیر پذیری از فرهنگ غنی اسلام شکوه بیشتری یافت و همچنان بین زنان ایرانی رواج داشت تا اینکه در زمان ناصر الدین شاه قاجار اولین جرقه کشف حجاب زده شد. در باریان با مشاهده زنان بی حجاب و برهنه اروپایی و حال و هوای فرنگ در صدد اجرای نقشه شوم حجاب زدایی از ایران برآمدند، که با مقاومت خانوادههای غیرتمند و متدین، جز در خود دربار و محافل نزدیک به شاه توفیقی به دست نیاوردند.[۵۵]
اما آغاز رسمی کشف حجاب در ایران مربوط به دوره رضاخان پهلوی است. رضا خان، که با طرح کودتای سوم اسفند 1299 و با حمایت انگلیسیها بر سر کار آمد، در صدد اجرای تز اسلام زدایی و جایگزینی ارزشهای لیبرالیستی در جامعه برآمد؛ ابتدا خود را معتقد به اسلام نشان داد و در مجالس و محافل مذهبی و همچنین دستههای عزاداری شرکت میکرد، اما طولی نکشید که ماهیت پلید خود را آشکار کرد و اقدام به محدود کردن و تعطیلی مجالس عزاداری و روضه و ممنوعیت پوشیدن لباس روحانیت کرد.
سفر چهل روزه رضاخان به ترکیه و هم نوای وی با «کمال آتاتورک» در سال 1313 چندین ارمغان برای ایران داشت که از جمله آن کشف حجاب بود. این طرح شوم ابتدا با مقاومت زنان شجاع و غیور ایرانی مواجه شد، ولی رضاخان با زور سر نیزه و اهرم نظامی چادر و حجاب را از سر بانوان مسلمان برداشت. استقبال طبقات مرفه جامعه از کشف حجاب، تشکیل جلسات و محافل با حضور زنان بی حجاب، پذیرش و امتیاز دهی به آموزگاران بی حجاب، انتشار روزنامه و مجله با محتوای ضد دینی و ترویج بی حجابی و بی بد و بای، حضور خانواده سلطنتی با وصع زننده در حرم حضرت معصومه (ع) مسافرت امان الله خان، امیر افغان به همراه همسرش ثریا و هیئت همراه به شکل بی حجاب به ایران، ورود توریستهای خارجی به صورت زننده و نیمه لخت، الزام کارمندان به بی حجابی، تقبیح حجاب و تحقیر افراد با حجاب به صورت فراگیر، باعث شد این توطئه شوم و خطرناک در جای جای ایران ریشه بدواند و حیا و غیرت ایرانیان را به شدت تهدید کند. کار به جای رسید که رضا خان دستور داد هیچ زنی و یا دوشیزهای حق پوشیدن چادر و نقاب را ندارد و اگر زنی با روبند و چادر در کوچه به چشم میخورد ماموران حکومت با زور روسری و چادر را از سر او برمی داشتند.
در این دوران، برای لکه دار کردن چهره بانوان با حجاب، نقشه کثیفی کشیدند و آن این بود که پوشیدن چادر و حجاب را برای زنان فاحشه و بی بند و بار اجبای کردند تا حجاب و چادر نماد فحشا و روسپی گری رسمی قلمداد شود.
بی شرمی رضا خان به حدی بود که حتی ماموران او با شناسایی مجالس روضه خوانی زنانه، وحشیانه به این مجالس حمله کرده و اقدام به پاره کردن چادر وروسری زنان مینمودند. در نتیجه بسیاری از زنان که نمیخواستند عفت و حجاب خویش را لکه دار ببینند ترجیح میدادند در خانه محبوس بمانند و فقط در مواقع ضروری، آن هم در تایکی شب، از خانه خارج شوند.
خروش یک عالم ربانی
خفقان رضاخان آنقدر شدید بود که هر اعتراضی در نطفه خفه میشد. در نوروز1306 مصادف با بیست و هفتم ماه مبارک رمضان اتفاق وحشتناک و بدعتی عظیم روی داد؛ و آن این بود که تاج الملوک همسر رضاخان به همراه شمس و اشرف پهلوی و تنی چند از اعضای این خاندان منحوس بدون حجاب و با سر و روی برهنه در غرفه بالای ایوان آیینه حرم مطهر حضرت معصومه (ع) حاضر شدند. این حریم شکنی دل همه متدینین و ارادتمندان اهل بیت را شکست، اما کسی جرات اعتراض نداشت. ناگاه فریادی غرا سکوت را شکست. روحیانی شجاع «سید ناظم واعظ»، در بالای منبر به این عمل ننگین اعتراض کرد و به خانواده رضا خان اخطار داد که یا حجاب را رعایت کرده و حرمت دختر پیامبر(ص) و خواهر امام رضا(ع) و جگر گوشه موسی بن جعفر (ع) را حفظ کنند و یا فوراً از حرم مطهر خارج شوند، ولی آنها اعتنایی نکردند. صدای صلواتهای پی در پی بلند شد. خبر به مرحوم آیه الله شیخ محمد تقی بافقی، که در مسجد بالا سر مشغول خواندن دعای ندبه بود، رسید. ایشان با شنیدن این خبر تکان دهنده دعای ندبه را قطع کرد. و «الله اکبر» گویان همراه با جمعیت خشمگین به طرف ایوان آیینه حرکت کرد. حاج شیخ خطاب به آنها گفت:
آهای خانم ها؛ حجاب ضروری اسلام است، رفع حجاب در اسلام حرام است، مخصوصاٌ در حرم دختر پیغمبر(ص) اگر مسلمانید حجاب را رعایت کنید و اگر هم مسلمان نیستید به احترام حضرت معصومه (ع) این کار را بکنید.
حمایت پی در پی و صلواتهای کوبنده مردم باعث شد خانواده رضا شاه خود را از معرض دید مردم خارج کرده و در اتاق پشت غرفه مستقر گردند. زن شاه فوراً قضیه را به اطلاع رضا خان رساند و از طریق تلفن به او گفت: اعلی حضرت، شاه زده باشند و ملکه را چند شیخ بی نزاکت بی آبرو کنند؟ پس ماجرا را برای رضا خان تعریف کرد. رضا خان بی درنگ عازم قم شد. دستور داد سید ناظم واعظ و آیت الله بافقی را دستگیر کنند. خود با چکمه وارد ایوان و مدخل حرم شد و گفت: در اطراف حرم هر چه معمم و روحانی دیدید دستگیر کرده و نزد من بیاورید. جمعی از روحیایون که در حال تردد در حرم و اطراف آن بودند دستگیر و توسط ماموران و بعضاً توسط خودشاه مورد شدیدترین ضرب و شتم قرار گرفتند. رضا شاه گفت: سید و شیخ را بیاورید. سید ناظم فرار کرده بود، اما آیت الله بافقی را دستگیر کردند و نزد رضا شاه آوردند. آنگاه با فحش و ناسزا دستور داد شیخ را دمر خواباندند و خو با عصای ضخیم شروع کرد به پشت این شیخ محاسن سفید ضربه زدن. ولی شیخ زیر این کتک و اهانتها فقط میگفت: یا امام زمان یا امام زمان. سپس او را به تهران منتقل کرده و زندانی کردند.[۵۶]
واقعه مسجد گوهرشاد
واقعه دیگری که در حمایت از عفت و حجاب زنان ایرانی و دفاع از احکام اسلام در تاریخ ثبت شده مربوط به مسجد گوهرشاد و حرم مطهر امام رضا (ع) میباشد.
«واعظ شهیر، شیخ محمد تقی نیشابوری» معروف به «بهلول» حماسه ساز این ماجرا گردید. در مسجد گوهر شاد به منبر رفته سخنرای پرشوری در مورد اهمیت و جایگاه حجاب و عواقب کشف حجاب ایراد کرد.
سخنرانی یک و نیم ساعته این عالم وارسته چنان مردم را به خروش انداخت که صدای اعتراض و شیون مردم نسبت به اعمال ننگین حکومت رضا خان در حرم مطهر ثامن الحجج امام رضا(ع) طنین انداخت. ماموران رضاخان با اطلاع از ماجرا به حرم مطهر یورش برده و مردم را به گلوله بسته و حرم مطهر و ضریح مقدس را مورد تعرض قرار دادند.
این عمل ننگین، نفرت و انزجار مردم را بیشتر کرد و خون آنها را به جوش آورد و اعتراض آنها به صورت تحصن در مسجد گوهرشاد ادامه یافت. رضا خان با اطلاع از تحصن مردم دستور حمله و قتل عام را صادر کرد. ماموران در اطراف مسجد و پشت بام با مسلسلهای سنگین مستقر شده و مرد زن، بزرگ و کوچک، روحانی و غیر روحانی، شهری و روستایی، زائر و مجاور و همه ور همه را به رگبارگلوله بستند.
مردم هراسان و متوحش به طرف دربها هجوم میبردند که تعداد زیادی به ضرب گلوله شهید و مجروح شدند، عده بسیاری هم زیر دست و پا کشته و مصدوم گردیدند. در این حمله وحشیانه بیش از سه هزار نفر قربانی حکم شرعی حجاب شدند و صحن و سرای امام رضا(ع) به خون پاک آنان رنگین شد.[۵۷]. .
محمد رضا پهلوی، ادامه سیاست ننگین پدر
بعد از به درک و اصل شدن رضا خان، محمد رضا پهلوی هم در ادامه سیاستهای ضد دینی روش مبارزه با حجاب را، البته باروشی دیگر، در دستور کار خود قرار داد و با خدعه و نیرنگ، تبلیغات و بهره گیری وسیع از امکانات روزنامه، رادیو، تلویزیون، مطبوعات، سینما، جشنهای فرهنگ و هنر 2500 ساله و همچنین رشد فزاینده کاوارههای و قمار خانهها،، مراکز فساد و تحقیر زنان محجبه در مدارس، ادارات و دانشگاهها، برهنگی و بی حجابی را تا حد افراطی آن گسترش داد.
انقلاب اسلامی، تجدید حیات حجاب
با ظهور انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره) فطرت الهی مردم، بخصوص بانوان، شکوفا شد و زنان سلحشور و انقلابی ایران با اسلحه حجاب و عفت در پیشاپیش صفوف مبارزاتی علیه رژیم ستم شاهی و با هدف استقرار نظام اسلامی و بخصوص تثبیت حکم شرعی حجاب و استقرار نظام جمهوری اکثر زنان قهرمان همچنان در سنگر عفاف و حجاب به هنرنمایی پرداخته و در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی به پاسداری و صیانت مجدانه، هوشمندانه و مسئولانه از اسلام و دستاوردهای اسلامی پرداختند و اکنون نیز علی رغم توطئههای بی شمار فرهنگی استعمار و تهاجم همه جانبه فرهنگ دشمن، همچنان حجاب و عفت سمبل زن مبارز ایران و نماد غیرت و حیای مسلمان ایرانی است.
حجاب عفیفانه، برترین پوشش
سوال: رابطه حجاب و عفت چگونه رابطهای است؛ آیا این دو لازم و ملزوم هم هستند؛
پاسخ: عفت، به خویشتنداری در برابر شهوات نفسانی و هوس هاس شیطانی گفته میشود و نوعی منش درونی است که در رفتار انسان آشکار میگردد.
حجاب، جزئی از عفت است و با پوشش محقق میشود، ولی عفاف صرفاً با پوشش محقق نمیگردد. پوشش اگر همراه با افعالی چون ناز و عشوه و نگاه به نامحرم و بی باکی در برابر محرمات الهی باشد پوشش غیر عفیفانه است. به بیانی دیگر، عفاف حالتی درونی است و حجاب به ظاهر و شکل برمی گردد. یعنی یکی ظاهری است و دیگری باطنی. میان حجاب و عفت تاثیر و تاثر متقابل وجود دارد، هر چه حجاب و پوشش ظاهری بیشتر و بهتر باشد این کار در تقویت و پرورش درونی عفت اثر گذارتر است و هر چه عفت درونی تر باشد سبب حفظ بیشتر حجاب ظاهری میگردد.
حجاب، میوه عفاف و عفاف ریشه حجاب است. حجاب مقتضای حیا و عفت است و زمانی که حیا و عفت به درجه کمال برسد نمودش در حجاب بروز و ظهور میکند. امام علی (ع) میفرماید:
بالعفاف تزکوا الاعمال؛[۵۸]
با عفاف اعمالتان را پاک کنید.
بنابراین، آنچه مسبب تحقق کار کردهای حجاب در جامعه میشود پوشش عفیفانه است و گرنه پوشش بدون عفاف نمیتواند برای فرد و جامعه آثار و برکات چندانی داشته باشد. اگر این دو با هم پیوند بخورند خیرات و برکات ناشی از آن پدیدار میشود. بر همین اساس پیامبر(ص) در رهنمودها و نیز در سیره عملی خویش برجلوگیری از ارتکاب اعمالی که منافی عفت فرد و جامعه است تاکید فرموده است.
آن حضرت اصرار و تاکید برجلوگیری از اختلاط زن و مرد، به عنوان عاملی عفت سوز، دارند و حتی دستور داده بود زنان و مردان شرکت کننده در نماز جماعت همزمان از مسجد خارج نشوند و نهایتاً برای مسجد دو در ایجاد شد که زنان از یک در و مردان از در دیگر به مسجد رفت وآمد نمایند.
درروایتی از رسول خدا (ص) آمده است:
لیس للنساء من سروات الطریق یعنی من وسطه انما لهن جوانبه؛[۵۹]
زنان از وسط راه (کوچه و خیابان) تردد نکنند، بلکه از کنار و حاشیه مسیر عبور نمایند.
در جریان بیعت با زنان، پیامبر(ص) از آنان پیمان گرفت که با مردان بیگانه خلوت نکنند.[۶۰]چرا که خلوت بامردان حریم شکن است و به دژ مستحکم عفت و حیا آسیب میرساند.[۶۱]
در حدیثی از آن بزرگوار آمده است:
العفاف زینه النساء؛
عفت زینت بانوان است.
و نیز توصیه فرمودهاند که بانوان، حتی نسبت به نوجوانی که در آستانه بلوغ قرار دارد نیز احتیاط کرده و عفیفانه برخورد نمایند.[۶۲]
نگرانی پیامبر از عفت سوزی بانوان تا آنجاست که میفرماید:
دختران و زنان را در طبقات بالای خانه اسکالن ندهید، چرا که آن طبقات در معرض نگاه دیگران است.[۶۳]
این بخش را با مطلبی از استاد مطهری پایان میدهیم:
شرافت زن اقتضا میکند که هنگامی از خانه بیرون میرود متین، سنگین و باوقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچ گونه امری که باعث تحریک و تهییج شود به کار نبرد. عملاً مرد را به سوی خود تحریک نکند. زبان دار لباس نپوشد. زبان دار راه نرود، زبان دار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آنکه گاهی اوقات ژستها سخن میگویند، راه رفتن انسان سخن میگوید. طرز حرف زدنش یک حرف دیگری میزند و ... .[۶۴]
فصل سوم : حجاب و اخلاق
بی حجابی و فساد اخلاقی
اشاره
سوال: تاثیرات اخلاقی بی حجابی چگونه خود را نشان میدهد؛
پاسخ: اساس شخصیت انسان، اخلاق اوست. پیامبر اعظم (ع) با همه عظمت و شکوهش هدف از بعثت خود را تکمیل و اتمام مکارم اخلاقی جامعه و افراد میداند. جامعه خوشبخت، جامعهای است که افراد آن ارزشهای والای اخلاقی را محترم شمرده، بدان پایبد بوده و عوامل تضعیف و پایمالی اخلاق در اجتماع را شناسایی و خنثی نمایند.
بی حجابی یکی از این عوامل مهم است که نقش عمدهای در تضعیف و پایمال کردن فضائل اخلاقی همچون حیاء، عفت و غیرت دارد. در جامعه بی حجاب شهوت رانی، هوس رانی، هرزه گری، گناه، ارتباطات نامشروع و اختلاطهای غیر شرعی جای معنویت، صفا، عشق و محبت واقعی را میگیرد. در این جامعه بذر شهوت به سرعت در دل و جان مردم بخصوص جوانان نفوذ کرده و آنان را از امور اساسی و اصلی زندگی و پرداختن و معنویات و تکالیف الهی باز میدارد. طبیعی است جامعهای که فاقد معنویت و اخلاق باشد بستر بسیار مناسبی است برای افزایش ناهنجاریها، خصائص رذیله، خشونت، فساد، فحشاء، نا امنی بزهکاری، آدم ربایی، خیانت، جنایت و دهها معضل دیگر که همگی محصول بی توجهی به حکم شرعی حجاب بوده و دیر یا زود شعله آن دامن خود فرد را هم آتش خواهد زد.
نقش گروههای مرجع در حجاب و بی حجابی
سوال: نقش گروههای مرجع در حجاب و بی حجابی چه مقدار است؛
پاسخ: گروه مرجع، به گروهی گفته میشود که افراد، خود را در مقام مقایسه به آنها ارجاع میدهند و از آنها الگو میگیرند؛ آرزوهای خویش را در آنها تحقق یافته میبینند و مایلند زندگی خود را متناسب با تصویری که از ایشان دارند تنظیم کنند. تنوع گروههای مرجع در عصر ما، از جمله زمینههای پراکندگی و تنوع ارزشها و هنجارهای فرهنگی و لجام گسیختگیهای رفتاری شده است؛ مثلاً درباره اثر پذیری مردم از هنرپیشههای تلویزیونی(به عنوان یکی از گروههای مرجع) در مقوله حجاب گفته شده است:
یکی از مهمترین سمبلهای مذهبی که بر روی رفتار مردم و ارزشهای آنها در شرائط بعد از انقلاب تاثیر داشته، حجاب و پوشش زنان است. این سمبل معرف میزان اعتقاد هنجاری و میزان نفوذ نهاد مذهبی در جامعه است. در فیلمهای مورد بررسی در یک پژوهش، مشخص گردید که هنرپیشهها تا چه اندازه با پوشش خود این سمبل را گسترش میدهند یا برعکس، کاهش آن را، که به معنی تغییر ارزشهای مذهبی است، تبلیغ میکنند. البته میزان تاثیر و تبلیغ ارزشها و سمبلهای مذهبی به جذابیت پیام دهنده یا هنر پیشه بستگی دارد. اگر یک هنرپیشه بدقیافه و دافعه برانگیز چادر سرش کند و یک هنر پیشه زیبا و مقبول بی حجاب یا کم حجاب باشد هر دو در جهت تغییر و تضعیف سمبلهای مذهبی در جامعه کار میکنند. هنر پیشه بدقیافه با حجاب تداعی و متقارن میشود و به حجاب بار ارزشی منفی میدهد و هنر پیشه زیبا و مقبول به بدحجابی بار ارزشی مثبت میبخشد و در بینندگان این نوع پوشش را یک پوشش خوب و مجاز یا مشروع جلوه میدهد و از آن طریق در پی همانندی و تقلید بینندگان از هنرپیشهها این نوع پوشش در جامعه رواج مییابد. در نتیجه سمبلهای مذهبی نیز تغییر میکند.[۶۵]
حجاب و حساسیت مردها
سوال: انسانها معمولاض در برابر محدویتها مقاومت میکنند.
حجاب نیز حساسیت مردها را به دنبال داشته و بحران جنسی را تشدید میکند، در حالی که باید با استفاده ار تجربه کشورهای غربی مسیری در پیش گرفته شود که این بحران کاهش یابد. این چالش چگونه حل و فصل میگردد؟
پاسخ: نگاهی به تجربه کشورهای غرب در زمینه پوشش زنان ثابت میکند که، چنین نیست که رفع محدودیتها و بی بند و باریهای جنسی مشکلات و مسائل جامعه را حل کند. چرا که بی بند و باری جنسی با اصول فطری و روحی و روانی انسان در تضاد است.
آیا این همه تجربه در طول تاریخ کافی نیست تا بدانیم که مسئله غریزه جنسی با ایجاد بی نظمی و بی بند و باری در روابط جنسی و یا برهنگی زنان حل نمیشود؟ انسان که جای خود دارد در کدام جامعه حیوانی دیده شده است که روابط جنسی بدون ضابطه باشد و هر حیوانی در هر زمان و هر کجا با هر حیوان دیگر بیامیزد؟ مگر نه این است که در جامعه حیوانی نیز جفت هر حیوانی مشخص و معلوم است؟ آیا در کشورهایی از قبیل دانمارک، سوئد و کشورهای شبه جزیره اسکاندیناوی و .... که محدودیت روابط جنسی از سایر ممالک کم تر است، مشکل حل شده است؟
آیا شگفت آور نیست که در این کشورها، که ظاهراً باید آرامش روانی و روحی ایجاد شده باشد، آمار خدکشی از سایر کشورها بیشتر است؟
آیا در انگلستان، آلمان و آمریکا با آن مجلات و فیلمهای سکسی خالی از شرم، با آن وضع پوشش و آن همه برهنگی و بی پردگی، عطش جنس فرو نشسته و مسئله غریزه جنسی حل شده است؟
کسانی که چنین عقیدهای دارند غریزه جنسی را نشناختهاند.
غریزه جنسی دقیقاً مانند اسبی است که با تازیانه تحریک میشود و میرود. این تازیانه گهگاه لازم است، اما اگر حسابی در کار نباشد و تازیانه از حد بگذرد اسب رم میکند.
مغرب زمین چه در تصویر و چه در لباس، روز به روز اعضای محرک غریزه جنسی را آشکار تر ساخته است؛ اما میبینیم که نه تنها شعلههای غریزه جنسی فروکش نکرده و بحران جنسی مهار نشده، بلکه روز به روز آتش این غریزه برافروخته تر شده و استقبال و هجوم مردم به مسئله سکس بیشتر گشته و تیتراژ مجلات، کتب و فیلمهای سکسی بالاتر و تجارت آن پر سودتر شده است.
علاوه بر این، اگر بنا باشد در جامعهای انواع تحریکات جنسی آشکار شود و افراد در لباس پوشیدن حد و مرزی نداشته باشند، تصاویر در نمایش اندام محدودیتی نداشته باشند، برای تئاترها و فیلمها چارچوب و منعی در پرداخت به مسائل جنسی نباشد و روابط جنسی بین مردم هم تعریف شده نباشد، و خلاصه همه چیز در خدمت سکس باشد و مردم نیز ار صبح تا شب مرتباً در روزنامهها، مجلات، تلویزیون، سینما، ماهواره و اینترنت و ... و اماکن عمومی شاهر مناظر سکس باشند و مغازههای متعددی برای عرضه صنایع سکسی مشغول کار شود و همه جا صحبت سکس باشد تا مسئله سکس و غریزه جنسی حل شود، دقیقاً به آن چیزی میرسیم که از آن وحشت داریم! معنی این راه حل این است که اگر میخواهیم مسئله جنسی حل و فصل شود بیایید همه هم و غم خود را کنار نهاده، دردها و افکار خود و مردم را فراموش کرده و تمام انرژی و توان و همت خود را صرف سکس کنید تا این مسئله برای شما مسئله نباشد. یعنی آدمی تمام وظایف و تکالیف خود و حقایق عالم را فراموش کند و دائماً در این فکر باشد که با تحریک هر چه بیشتر غیزه جنسی مشکل غریزه جنسی را حل کند. این درست شبیه آن ضرب المثل فارسی است که «گدایی کن تا محتاج خلق نشوی».
حجاب و التهابهای جنسی
سوال: آیا این ادعا صحیح است که حجاب موجب شعله ورتر شدن التهابات جنسی در جامعه میشود؟
پاسخ: برخلاف آن چه در سوال مطرح شده حجاب در کنار قابلیتهای دیگر التهابات جنسی را مهار کرده و از شهوت زدگی جامعه و سوء استفاده هوس رانان جلوگیری مینماید.
به جرات میتوان گفت این بی حجیای و برهنگی است که جوامع را از نظر جنسی غیر قابل کنترل نموده و به مرحله سقوط کشانده است. در جامعهای که از نظر پوشش، زنان بی قید و بند بوده و حریمی بین زن و مرد در آن وجود نداشته باشد غریزه جنسی و نیاز شهوانی به شکل تصادعی بالا رفته، تحریکات جنسی به اوج خود رسیده و همچون بیماری فراگیر و مسری همه عرصهها را در برمی گیرد. در چنین جامعهای خواستههای جنسی و سرعت التهابات شهوی آنقدر بالا میرود که کنترل آن عمل از دست خارج شده و طوفان غریزه جنسی، به صورت غیر قابل اشباع درآمده و تمامی مرزها را در هم مینوردد.
وضعیت جوامع غربی دلیل روشی بر نقش موثر و کلیدی بی حجابی در شعله ورتر شدن التهابات جنسی و توفان شدن غریزه جنسی است. جوامعی که بر اثر افراط در شهوت رانی به بن بست رسیده، اخلاق، فرهنگ، انسانیت، حیاء، عفت و فطرت انسانی را یک جا قربانی هواها و هوسهای شهوت رانی نموده و بدون پروا روزی سخن از به رسمیت شناختن همجنس بازی میگوید؛ روزی دیگر از سکس با حیوانات خبر میدهد، گاهی سکس با محارم را مطرح میکند، گاهی هم از تجاوز به اطفال خردسال دم بر میآورد. در موقعیتی سکس گروهی و در موقعیتی دیگر خود ارضایی مدرن با استفاده از ابزار مصنوعی و .... آیا در به وجود آمدن چنین وصعیت شرم آوری، بی حجابی و بی عفتی نقش نداشته است؟
آیا میتوان نقش کلیدی برهنگی و بی حجابی زنان رادر پیدایش این فاجعه اخلاقی و انسانی انکار نمود؟
شهید بزرگوار استاد مطهری(ره) با تحلیل وضعیت حاکم بر جوامع غربی چنین مینویسد:
نبودن حریم میان زن و مرد و آزادی معاشرتها و بی بند و باری، هیجانها و التهابهای جنسی را فزونی بخشیده و تقاضای سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواسته اشباع نشدنی در میآورد. غریزه جنسی غریزهای است که هر چه بیشتر اطاعت شود سرکش تر میگردد.
همچنین آتشی که هر چه بیشتر به آن خوراک دهند شعله ور تر میشود.[۶۶]
زنی که تن و اندام خود را در معرض دید همگان قرار داده و آنچه را که به جنسیت او مربوط میشود به کوچه و بازار کشانده، ارتباطات نامشروع و شیطانی فراهم نموده و اخلاق و انسانیت را در جامعه به چالش کشانده است، هر چند این زمینه با یک نگاه آغاز شود. نگاهی که به تعبیر امام صادق(ع) «تیری است از تیرهای شیطان».[۶۷]
چرا که همین یک نگاه به ظاهر ساده و بی اهمیت غریزه جنسی را تحریک کرده و به طور خودکار تصویری کامل از آنچه دیده شده را به مغز فرستاده، سپس آن را مجسم کرده و نهایتاً امواج نگاه این دو همانند برق به هر دو منتقل شده و علاقه و عشقی نهان در دل آنان پدیدار میگردد و همین سرآغاز ارتباطات بعدی و بعدی میشود. لذا اسلام با تشریع جاب و پوشش برای زن و عفت و خویشتنداری برای مرد هم زن را تعدیل نموده و هم جامعه را مدیریت کرده است.
اسلام معتقد است آنچه برای زن مهم است انسان بودن، شخصیت قابلیتها واندیشه او است، نه صرفاً زنانگی او. یک زن با تکیه برجنبه انسانی خود میتواند پلههای تکامل و معرفت را طی کند. در حالی که زنان بی حجاب و فاقد عفت، بارفتار خود اعلام میکند که اصل برای آنها زن بودن و نمایش اندام و آرایش آنهاست نه اندیشه و ارزشهای معنوی. چنین زنانی اسیر خودند و در قفس زنانگی خود میلولند و فقط با همین معیار قابل ارزیابی هستند.
مثل چین زنانی، مثل مغازه داری است که تمام وقت و انرژی، سرمایه واندیشه خود را فقط برای تزئین و تغییر دکوراسیون و ویترین مغازه مصرف میکند.
حجاب و خودسازی زن
سوال: آیا حجاب در خودسازی معنوی و اخلاقی بانوان موثر است؛
پاسخ: رعایت حجاب نوعی تعبد، اطاعت و الزام عملی به آموزشهای دینی به حساب میآید و از بهرههای مادی و معنوی زیادی برخوردار است.
حجاب از سویی نقش بازدارندگی دارد و انسان را از ارتکاب اعمال و رفتاری که با هدف حجاب عفیفانه و این دستور الهی منافات دارد بازداشته و از سوی دیگر وی را بهرعایت اقتضائات ایجایی حجاب از جمله تقوا، عفت و رعایت حدود الهی سوق میدهد.
از نگاهی دیگر، رعایت حجاب، بخصوص در دنیایی که حاکم زر و زور و تزویر، استعمارگران و حاکمان فاسد بر طبل فحشا، فساد و بی عفتی میکوبند؛ نوعی جهاد اکبر و مبارزه با نفس و طی مسیر خودسازی و مقابله با وسوسههای شیطانی به شمار میآید. براساس آموزشهای دینی، حجاب، عفیفانه اندرون انسان را همانند ظاهرش پاک و بی آلایش نموده و طهارت قلب و تزکیه نفس را به ارمغان میآورد.
هماهنگی ظاهر و باطن
سوال: حجاب بانوان اگر فاقد پذیرش باطنی بوده و صرفاً پوشش ظاهی باشد، نمی تواد فلسفه حجاب را تامین کند، اصرار بر اینگونه حجاب چه ثمرهای میتواند داشته باشد؛
پاسخ: هر چند حجاب صرفاً ظاهی فاقد تمام آثار مثبت فردی و اجتماعی است، اما نمیتوان ادعا کرد این نوع پوشش هیچ ثمرهای ندارد. به تعبیر دیگر، تحقق کامل اهداف حجاب در پوشش ظاهر، بدون عفت باطنی ممکن نیست؛ اما همین حجاب ظاهری بخشی را اهداف را میتواند تامین نماید و به اصطلاح «مالای درک کله لای ترک کله»
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید
آیا رواست از همین حداقل هم دست شسته و به این بهانه که رعایت کنندگان حجاب فاقد اعتقاد باطنی و آثار رفتاری مناسب با حجاب هستند اصل صورت مسئله را پاک نموده و مجوز امر خلاف شرع، عقل و فطرت کشف حجاب را صادر کنیم؟!
البته بانوان محترم نیز باید توجه داشته باشند که در اسلام، زن نه تنها موظف به رعایت ظواهر است، که باید رفتای عفیفانه داشته باشد و پاکدامنی در اندیشه و رفتار و گفتار اودیده شود. زن پاک دامن علاوه بر رعایت حجاب ظاهری کامل با برخوداری از تقوای الهی، صدایش را در مقابل مرد نامحرم نازک نمیکند.
در راه رفتن متانت و وقار خود را حفظ مینماید.[۶۸]در نگاه کردن حریمهای شرعی را نگاه دارد.[۶۹]
با الهام از آموزشهای دینی و التزام علمی به دستورهای اسلام سعادتمندی دنیا و آخرت خود و سلامت روحی جامعه را تضمین میکند. برای رسیدن به این هدف، باید زنان و دختران با فرهنگ حجاب و فلسفه چادر و الزامات آن آشنا شده و شاخصهای معین شده در نظام اخلاقی اسلام را در ظاهر و باطن خویش نهادینه کنند.
بانوانی که در عین داشتن حجاب ظاهری الزامات آن را مورد بی توجهی قرار میدهند، علاوه بر اینکه به خود ظلم مینمایند نسبت به حجاب به عنوان حکم ضروری دین بی حرمتی کرده و موجبات بدبینی دیگران به احکام اسلام را فراهم میکنند.
حجاب کامل با دو شرط محقق میشود: اول، پوشش کامل ظاهری برمبنای آموزشهای شرعی و دوم، رعایت عفت در گفتار و رفتار و پرهیز از حرکات سبک، خودنمایی، جلوه گری و رفتارهایی مانند بی توجهی به حریم محرم و نامحرم، شوخی و ارتباطات غیر ضروری با نامحرمان، آرایشها و پوششهای غیر مشروع استفاده از خوش بو کنندههای آنچنانی در محافل و معابر و ... که همگی با اصول و مبانی حجاب اسلامی مغایر است.
به عبارتی دیگر، حجاب باید از ظاهر فراتر رفته، درون را تحت تاثر قرا دهد. برای درونی شدن حجاب باید در حوزههای نظری و عملی تلاشهای پیگیر و جدی انجام داد. در حوزه نظری باید انتقال و توجیه عمیق دینی و دیدگاه ارزشی همراه با اهمیت و فلسفه حجاب به دقت مورد ملاحظه قرار گیرد. در کنار حوزه نظری در حوزه عملی نیز از راههای زیر میتوان به تعمیق حجاب امیدوار بود. کاهش ارتباط با افراد لاابالی و بی توجه به مقوله حجاب، ارتباط و معاشرت با افراد محبوب و متدین، تفکر و تامل در ثمرات مثبت حجاب و پیامدهای منفی بی حجابی، حضور مستمر در جلسات و محافل مذهی و جلسات اخلاقی، توجه به جلب رضایت خداوند به عنوان محور ارزشمندی و قبولی اعمال و رفتار و .... .
حجاب و غیرت
سوال: آیا رعایت حجاب و غیرت لازم و ملزوم همدیگرند؟ با این وصف چگونه میتوان تصور نمود که این همه انسان، فاقد غیرت هستند؟
پاسخ: غیرت از جمله ویژگیهای بر جسته انسانی و یکی از اصول اخلاقی اسلام است که از چشمه سار فطرت نشات گرفته و حافظ پاکی و پاکدامنی شخص، خانواده و اجتماع است.
غیرت به این معناست که طبیعت انسان از مشارکت دیگران در امور مورد علاقه اش نفرت دارد.[۷۰]
به تعبیری دیگر، غیرت یعنی تلاش و کوشش در حفظ و مراقبت آنچه حفظش لازم و ضروری است از هر گونه تعرض. براساس این تعریف، به شخصی که واجد این صفت حسنه و ویژگی برجسته بوده و نسبت به حفظ و صیانت از آنچه در انحصار اوست واکنش نشان دهد غیرتمند میگویند. بدیهی است کسی که فاقد این روح واکنش گرایانه در برابر تعرض به محبوبش باشد،«بی غیرت» نامیده شود.
«غیرت» در اسلام از جایگاه والایی برخوردار است، به حدی که پیامبراعظم(ص) آن را جزئی از ایمان قلمداد فرموده است.[۷۱]و امام صادق(ع) انسان غیور را محبوب خداوند دانسته است.[۷۲]
جلوههای مختلف غیرت
غیرت جلوههای متعددی دارد؛ گاهی فرد مسلمان نسبت به حفظ و صیانت از اعتقادات دینی و اخلاقی اش حساس بوده و در برابر هرگونه تعرض به آن واکنش نشان میدهد که از آن به غیرت دینی یاد میشود. گاهی این واکنش در موضوع وطن و ملیت صورت میگیرد که به آن «غیرت ملی» میگویند و گاهی هم واکنش انسان در مواجهه با تعرض دیگران به ناموس او شکل میگیرد که «غیرت ناموسی» نامیده میشود.
غیرت ناموسی، ریشه در فطرت و اعتقاد دینی فرد دارد و مهمترین جلوههای غیرت به حساب میآید.
فطرت و شرع حکم میکند که کامیابی از همسر، انحصاراً در اختیار شوهر باشد نه افراد دیگر. مرد با غیرت چگونه راضی میشود همسرش با لباس و آرایش متناسب با اتاق خواب و خلوت زناشوئی، در معرض دلهای بیمار و چشمان هرزه ظاهر شده و غریزه جنسی آنان را تحریک نماید؟!
مرد غیور براساس فطرت و آموزشهای دینی بخوبی میداند که بی حجابی همسش بیشتر از همه چیز خدمتی به مردان هوس ران است و آنان هستند که با دیدن زیباییها و جذابیتهای همسرش لذت برده و احساس کامروایی کرده و عشق و علاقه به او به جای اینکه در انحصار وی باشد به اشتراک گذاشته میشود. لذا برای جلوگیری از این فاجعه اخلاقی با تمسک به عقل، فطرت و دین همواره مراقب زندگی خود بوده و با تمام توان سعی در حاکمیت رفتارهای عفیفانه در عرصه زندگی داشته و به شدت از معاشرتهای مشکومک، مختلط، رفت وآمدهای خلاف شرع و خارج از موازین اخلاقی پرهیز مینماید. البته لازمه این غیرت ورزی آن است که خود مرد نیز اهل عفت و تقوی باشد تا بتواند در پاک دامنی خانواده و عفیف بودن زن و فرزندان موثر واقع شود.
به تعبیر امام علی ابن ابیطالب(ع):
«دلیل غیره الرجل عفته»[۷۳]
نشانه غیور بودن مرد پاکدامن بودن خود اوست.
مرد نمیتواند چشم و دلش در پی ناموس دیگران است توقع نداشته باشد که حریم و ناموس وی حفظ گردد:
هر که باشد نظرش در پی ناموس کسان
پی ناموس وی افتد نظر بوالهوسان
این قاعدهای است که با مصمون روایت اهل بیت نیز مطابقت دارد. امیرالمومنین علی ابن ابیطالب (ع) با اظهار تاسف از وضعیت فرهنگی جامعه زمان خود میفرماید:
یا اهل العراق نبئت ان نساء کم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحون؟[۷۴]
و قال لعن الله من لا یغار.[۷۵]
ای اهل عراق، مطلع شدم که زنان شما در راه با مردان تصادم و برخورد میکنند و آنان را کنار میزنند! آیا شرم نمیکنید؟!
و فرمود لعنت خدا برکسی که غیرت ندارد!
در جای دیگر به دختران جوانی که در آستانه ازدواج قرار دارند توصیه میکند که دو رکعت نماز خوانده و بعد از نماز این دعا را بخوانند:
اللهم ارزقی روجا قنوعاً غیوراً[۷۶]
خدایا، به من همسری عنایت کن که قانع و غیرتمند باشد.
اوج بی غیرتی
غیرت ناوسی، سلامتی فرد، پاکی خانه و خانواده و پایدای زندگی زناشویی و سلامت اجتماع است. در جامعه غیور فضائل اخلاقی رشد کرده و محیطی سرشار از معنویت و صفا پدید میآید.
اما جامعه فاقد غیرت جامعهای آلوده و در حال سقوط است، چنانکه در جوامع غربی نشانه هاب اضمحلال به روشنی دبده میشود. در جوامع غربی و شبه غربی امپراتور رسانهای با تمام توان به میدان آمده و با دادن نشانی غلط به مردم آنان را با عناوین به ظاهر زیبا و فریبده به بیراهه میکشاند.
آری، در جامعهای که باران پاک معنویت در آن نباریده باشد، از مردان آنان غیرت و از زنانشان عفت و پاکی رخت بر میبندد. در این روزگار و انفسا مردان برای تفاخر و سلطه طلبی حتی از همسر خویش هم مایه میگذارند. بدین معنا که در شب نشینیها و در کوچه و خیابان سعی میکند متمدن بودن، شخصیت و امروزی بودن خویش را با لباس، آرایش و برهنگی زن خود به دیگران بفهمانند. در چنین جامعهای زن برای شوهر یک وسیله و ابزار تجملی است.
همانطور که مردان سعی میکنند با نوع اتومبیل، خانه، کفش و کلاه خویش خودنمایی کنند با نشان دادن زن خود و لباس و آرایش او میخواهند خودی نشان داده و توجه دیگران را به خود جلب کنند. و این همان اوج بی غیرتی است. در پایان این بخش تحلیلی از شهید متفکر استاد مطهری (ره) را در خصوص این موضوع از نظر میگذرانیم:
شهوت پرستان از اینکه همسران آنها مورد توجه دیگران قرار بگیرند رنج نمیبرند، و احیاناً لذت هم میبرند و از چنین کاری دفاع میکنند. و افرادی که با شهوات نفسانی مبارزه میکنند غیورتر و نسبت به همسران خود حساس تر میگردند، اینگونه افراد حتی نسبت به ناموس دیگران نیز حساسند. یعنی وجدانشان اجازه نمیدهد که به ناموس دیگران بی حرمتی شود.[۷۷]
بی غیرتی در غرب
سوال: آیابه همین سادگی میتوان به خاطر بی حجابی و برهنگی غربیها به آنها انگ بی غرتی زد؛
پاسخ: ما انگ بی غیرتی به مردم مغرب زمین نمیزنیم، بلکه عمل گفتار و رفتار خود آنان است که چنین مسئلهای را در اذهان ایجاب میکند. غربیها هم در مباحث نظری و هم در عمل و رفتار نشان دادهاند که از حیاء عفت و غیرت بهرهای ندارند. خود اندیشمندان غرب هم بر این مسئله صحنه گذاشتهاند؛ از جمله «زیگموند فروید» روانکاو اتریشی که به پدر روانکاوی غرب شهرت دارد و بنیانگذار روابط آزاد جنسی در غرب است، در تحلیلی درباره امبال جنسی چنین میگوید:
خویشتن داری و تقوای دینی در برابر میل جنسی گناهی است نابخشودنی و خیانتی است به جامعه، و بلکه به تاریخ و بشریت.[۷۸]
پس از او کسان دیگی مانند «راسل» با «فروید» همنوا شده و نظریه وی را تقویت نمودند.کار به جایی رسید که راسل گفت:
پدر و مادرها باید عورت خود را از فرزندانشان نپوشانند، بلکه مرتب آن را به فرزندانشان نشان دهند تا از بچگی همه چیز را بشناسند.[۷۹]
و در بیانی دیگر گفت:
غیرت، صفت پسندیدهای نیست و ریشه آن نوعی بخل و امساک است.[۸۰]
توهین چرا؟
سوال: برخی افراد در مواجهه با افراد بی حجاب به آنان توهین کرده و برخی نیز آنان را هم ردیف حیوانات قلمداد میکنند. آیا این کار دست است؟
پاسخ: از نظر اسلام اهانت به دیگران کار صحیحی نیست و در آموزههای دینی به شدت از آن نهی شده است. اهانت کار افراد ضعیف و ناآگاه است. در شرایطی که این همه استدلال محکم و متین و منطقی برای اثبات حجاب وجود دارد، جایی برای اهانت و توسل به روشهای غلط و غیر منطقی نمیماند. اما فارغ از این مسئله، تذکر این نکته خالی از لطف نیست که در میان موجودات زنده انسان تنها موجودی است که دارای امتیازات ویژهای است.
امتیاز برجستهای به نام «احساس شرم» دارد که ین احساس یک خصلت ذاتی و درونی است و براساس آن هر انسانس اصرار دارد که دست کم بخشی از اندام خود را بپوشاند و در معرض نگاه دیگران قرار ندهد.
اگر تکلیف گرایی، سخن گفتن، تفکر، منطق، اندیشه و وجدان از جمله تفاوتهای انسان با حیوان است و برای انسان کمال به حساب آمده و به او ارزش میدهد، چرا خصلت بزرگ «احساس شرم» و گریز از برهنگی که خاص انسان است کمال محسوب نشود؟!
به تعبیر پروفسور «اسوالد شوارتز» روان شناس و طبیب اتریشی؛ انسانهای اولیه هر قدر هم بدوی بودهاند، ولی احساس شرم را در خود حفظ کرده و آن را زنده نگه میداشتند اند... حتی از بچههای کوچک هم این احساس را دارند.... شرم حافظ رازهای جنسی انسان و حافظ چیزهایی است که مخصوص خود اوست. ولی امروزه شرم نخستین قربانی گمراهی و اخلاقی در پوشش تمدن و مدرنیته است در حالی که باید از آن صیانت شود تا لطیفترین ارکان سرشت انسانی حفظ گردد.[۸۱]
تعبیر«حیاء» در آموزههای دینی ناظر به همین مسئله است؛ حیا شرمی است برخاسته از درک خوبیها و بدیهای اختیاری، و به بیان مرحوم علامه مجلسی (ره)؛ ملکهای است که موجب خوددای از کارهای قبیح میگردد. شرم و حیا از جمله صفات ارزشی انسان و جلوهای از فضائل انسانی و اخلاق اسلامی و یکی از مییزهای کلیدی انسان و حیوان و از جمله مبانی اعتقادی مسلمانان به شمار میآید. امام صادق(ع) میفرماید:
« لا ایمان لمن لا حیاءله»[۸۲]
کسی که از شرم و حیا بهرهای ندارد از ایمان بی بهره است.
حیاء و شرم جلوههای مختلفی دارد که هر یک از آن دارای جایگاه و ارزش متناسب خود است. حیاء از خداوندی که همواره مراقب و ناظر اعمال و رفتار انسان است. حیاء از خود به عنوان انسان، گل سرسبد مخلوقات و موجودات دارای عقل، شعور و تکلیف، حیاء از دیگران، حیاء از فرشتگان که همواره با انسانند و اعمال او را ثبت و ضبط میکنند. حیاء از پدر و مادر، حیاء از اعضا و جوارحی که در روز قیامت به عنوان شاهد به دادگاه عدل الهی احضار خواهند شد و مهمتر از این، حیاء از پیامبر اعظم (ص) و ائمه اطهار (ع) که به تعبیر روایات اعمال و کردار ما به محضر آن بزرگواران عرضه شده و شاهد اعمال ما هستند.
باور کنیم دنیای غرب بی بهره از معنویت و اخلاق و فراری از فضائل انسانی پا به مرز حیوانیت گذاشته است؛ شاید دختر جوان بلند قامت بریتانیایی فکر میکند حیوان است، او بدون قلاده به هیچ جا نمیرود و در خانه نیز نظافت و نظم را رعایت نمیکند. زنگی حیوانی را بر زندگی انسان ترجیح میدهد. روان کاوان هم هیچ گونه علائم بیماری روانی در او مشاهده نمیکنند و بر این باورند که او با سلامت جسمی و ذهنی کامل به این انتخاب رسیده است.... .
این خبر در کنار هزاران خبر عجیب و غریب دیگر همچون اصرار کودکان بر زندگی و سخن گفتن با حیوانات و تقلید از آنان اوج سقوط ساختار اجتماعی تمدنی است که در همه زندگی شعاع نورانی وحی و نبوت را به کناری نهاده و ولایت تجربه و حس را جایگزین آن نموده است.[۸۳]
آن انسان بی ایمان، سرنوشتی جز انحطاط ندارد و کارش به جایی میرسد که به تعبیر نورانی قرآن کریم «اولئک کالانعام بل هم اضل»؛ حتی از حیوانات هم پست تر میشود.
حجاب و استحکام خانواده
اشاره
سوال: نقش حجاب در استحکام خانواده و جلوگیری از فروپاشی آن چگونه است؟
پاسخ: خانواده کوچکترین و در عین حال تاثیر گذارترین نهاد اجتماعی بوده و ثبات، سلامت و پاکی آن نقش موثری در ثبات سلامت و پاکی اجتماع دارد. اسلام سفارشهای موکدی در خصوص سالم سازی محیط خانواده و پیرایش آن از آلودگیها داشته و مرد خانواده را در درجه اول و اعضای خانواده را در مراحل بعد مسئول تحقق این امر میداند. در قرآن کریم آمده است:
« یا ایها الذی آمنوا اقوا انفسکم و اهلیکم ناراً»[۸۴]
ای کسانی که ایمان آوردهاید! خود و خانواده تان رااز آتش جهنم نگاه دارید.
تعبیر «نگهداشتن خود» به مفهوم ترک معاصی و مقاومت در برابر شهوات سرکش و «نگهداشتن خانواده» به معنای تعلیم و تربیت، امر به معروف و نهی از منکر و فراهم ساختن محیطی پاک و عاری از گناه و آلودگی در فضای خانه و خانواده است. تعبیر زیبایی«قو» به معنای نگه داید؛ اشاره به این است که اگر خود و خانواده به حال خویش رها شوید، خواه ناخواه در آتش عذاب الهی سقوط خواهید نمود. در روایات پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) هم تاکید زیادی بر این موضوع شده است. از جمله در روایتی از رسول اکرم (ص) میخوانیم:
اذا اراد الله یاهل بیت خیراً فقههم فی الدین....[۸۵]
هر گاه خداوند خوشبختی و سعادت خانوادهای را بخواهد آنان را با مسائل و ضروریات و احکام دین آشنا میکند (و زندگی آنها را با احکام و آداب اسلامی و اخلاقی عطر آگین میسازد.)
بنابراین، رمز ماندگاری و خوشختب خانواده از نگاه اسلام، تسلیم بودن آنان در برابر اوامر و نواهی پروردگار و التزام عملی به موازین اخلاقی اسلام است. بی تردید یکی از مهمترین موضوعات دینی که به عنوان ضروری دین و واجب شرعی مطرح شده، رعایت حجاب برای بانوان است. که نقش کلیدی در استحکام نظام خانواده دارد. به این معنا که مرد عفیف و زن محجوب زندگی خود را بر مبنای رضایت حق تعالی تنظیم میکنند، نه سلایق نفسانی و نه ایدههای شیطانی. مرد و زن متدین جز به همدیگر نمیاندیشند و چشم طمع به دیگران ندارند. مرد احساس میکند زن با حجاب و عفیفش گوهر وجودی خود را از نگاههای نامحرم و هرزه حفظ کرده و خود را انحصاراً متعلق به شوهرش میداند و بس، و مرد نیز چشم و دلش را روی زنهای دیگر بسته و با تمام وجود و در نهایت صداقتف محبت و عشقش را نثار چنین همسری میکند. همین امر نکتهای کلیدی و عاملی مهم در ثبات زندگی زناشویی، جلب اعتقاد و احساس خوشبختی به شمار میرود. به تعبیر متفکر شهید استاد مطهری(ره):
اختصاص استمتاعات و التذاذات جنسی به محیط خانوادگی و در کادر ازدواج مشروع پیوند زن و شوهری را محکم ساخته و موجب اتصال زوجین به یکدیگر میشود. فلسفه پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسر مشروع او این است. همسر قانونی شخص از لحاظ روانی عامل خوشبخت کردن او به شمار میرود در حالی که در سیستم آزادی کامیابی همسر قانونی از لحاظ روانی یک رقیب مزاحم و زندانیان به شمار میرود و در نتیجه کانون خانوادگی براساس دشمنی و نفرت پایه گذاری میشود.[۸۶]
پیامدهای بی حجابی در خانواده
بی حجابی، خانواده را به چالش میکشاند، چرا که پیامدی جز بی بند و باری، تحریک، جلب توجه دیگران و مشارکت آنان در لذت اختصاصی شوهر، بلوغ زودرس و منفی فرزندان و انحراف فکری آنان، بی اعتماد کردن شوهر سبت به زن و دهها آسیب و تهدید دیگر ندارد.
در واقع برای زن بی حجاب شوهر و فرزندان جایگاهی ندارند.
چرا که اصل، برای او چگونه جلوه گری، نمایش اندام و حرکات بوده و بیشتر همت و انرژی خویش را صرف دل ربایی و عرضه پیکر و ادام به دیگران میکنند. آیا جز این است که چنین خانوادهای که رکن اصلی خویش یعنی «زن» و خانه را از دست داده روی آسایش و خوشبختی را نخواهد دید؟ و آیا اضمحلال خانواده جز این است؟!
آیا یکی از دلایل شکل گیری ازدواجهای ناموفق و در نتیجه طلاق در جامعه جز این است که زن و مردی به جای اینکه ازدواج آنان بر مبنای گرایشها و معیارهای اعتقادی، اخلاقی و شناخت از همدیگر باشد برپایه تمایلات شهوانی و عشقهای زودگذر حاصل از بی حجابی و بی عفتی زن صورت گرفته است؟!
دختری که همواره با وقار، متانت، حجب و حیاء حضور اجتماعی موثری داشته و با پوشش شرعی و رفتاری عفیفانه در جامعه ظاهر میشود. هم در بین اعضای خانواده متدین و معتقد خویش محترم است و هم در نگاه دیگران با شخصیت و ارزشمند جلوه میکند، اما دختری که پا را از حریم اخلاق و عفت خارج کرده و بی بند و بای و بی حجابی را پیشه خود کند، جدای از نافرمانی خداوند و ارتکاب جرائم شرعی، پایههای نظام خانواده را سست نموده و به اعتبار، احترام و شخصیت تک تک اعضای خانواده اش لطمه وارد ساخت است، چنین دختری نزد خانواده متدین خود حرمتی ندارد چرا که آنان وی را مایه آبروریزی و خفت میدانند و همین برخوردهاست که آرامش خانواده رابه تشنج و احترام و عزت آن را به بی شخصیتی و بی حرمتی سوق میدهد.
خلاصه اینکه، بی حجابی تهدیدی جدی برای خانواده هاست و باید از این منظر بیشتر مورد توجه قرار گیرد. تهدیدی که از سویی زندگی خود را هدف قرار میدهد، به این معنا که فضای خانه و خانواده را تحت تاثیر القائات شیطانی و هواهای نفسانی خویش قرار میدهد، سرمایههای مادی و معنوی را در مسیر لذتهای شهوانی و جلوه گری هزینه میکند و به خاطر هوس رانی خویش همه چیز را از دست میدهد. هم اعتماد و محبت شوهر را و هم دلبستگی و علاقه مندی فرزندان را. برای روشن شدن مطلب به بخشی از نامه یک شوهر گرفتار توجه کنید:
زنم در موقع خواب بهیک دلقک درست و حسابی تبدیل میگردد. موقع خواب برای اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه توری بزرگ بر سرش میبندد، بعد لباس خواب میپوشد، در این موقع است که جلوی آیینه میز توالت مینشیند و گریم صورتش را با شیر پاک کن پاک میکند. از صورتش بوی نامطبوعی به مشام میرسد زیرا کرمی که برای چین و چروک صورتش میمالد بوی کافور میدهد. و مرا یاد قبرستان میاندازد.
کاش کار به همین جا ختم میشد ولی این تازه مقدمه کار است. چد دقیقه در اتاق راه میرود و جمع و جور میکند. آنگاه کلفت خانه را صدا میزند و میگوید: کیسهها را بیاور، کلفت با چهار کیسه متقالی میآید.
خانم روی تخت میخوابد و کلفت کیسههای را به دست و پای وی میکند و بیخ آن را با نخ میبندد. چون ناخنهای دست و پایش «مانیکور» شده و دراز است و برای اینکه به لحاف گیر نکند و چندشش نشود و احیاناً نشکند دست و پای خود را در کیسه میکند و به همین ترتیب میخوابد.[۸۷]
از سوی دیگر بی حجابی عامل فروپاشی زندگی دیگران شده و آرامش آنان را بر هم میزند. چرا که جلوه گری و عرضه اندام و پیکر و صورت آرایش کرده زنان بی جاب برای مردان، فرصت مقایسه ایجاد میکند؛ مقایسهای بین همسر خود و این زنی که با آرایشهای آن چنانی و لباسهای بدن نما و اندامی و پیکری آن چنان خود را در معرض تماشای دیگران قرار داده و همین مقایسه تیشهای است به ریشه خانواده.
حجاب امری قدسی
سوال: چرا حجاب تبدیل به امری مقدس شده است؛ در حالی که تنها یک دستور ساده برای پوشش بانوان است؟
پاسخ: حجاب تکلیفی الهی و شرعی است و هر چیزی که عقبه معنوی و خدایی داشته باشد هالهای از تقدس را در خود دارد.
اینکه هنگام نماز و علی رغم عدم حضو هیچ نامحرمی باید حجاب شرعی رعایت شود، اینکه هنگام ورود و حضور در مکانهای مقدسی چون اهل بیت(ع)، امام زادگان و مساجد تاکید بیشتری به رعایت حجاب میشود و در بسیای موارد بانوان داوطلبانه حجاب خویش را کامل نموده و سپس وارد این اماکن مقدس میشوند، دلیلی دیگر بر قدسی بودن حجاب است. حال که چنین است؛ چرا دامنه این امر قدسی تمام عرصههای زندگی را فرا نگیرد؟!
قلب پاک
سوال: مهم این است که انسان قلب پاک داشته باشد و از درون خود ساخته گردد. حجاب امری ظاهری است و عدم مراعات آن لطمهای به پاکی قلب انسان نمیزند، با این حال چرا اسلام روی یک امر ظاهری این همه اصرار دارد؟
پاسخ: پاکی قلب و پالایش درون امر بسیار مهمی است و اتفاقاً از لوازم اجتناب ناپذیر پالایش برون به حساب میآید.قلب پاک و به تعبیر قرآن کریم «قلب سلیم» رفتار و کردار و گفتار انسان را نورانی ساخته و خروجی آن عمل صالح، انجام واجبات و ترک محرمات است. کسی دارای قلب پاک است که لازمه آن را هم داشته باشد و آن عبودیت خداوند و اطاعت محض و بی چون و چرا از فرامین اوست. نمیشود کسی مدعی قلبی پاک باشد، اما رفتارش مبتنی بر گناه، معصیت، وسوسههای شیطانی و هوسهای آلوده باشد.« از کوزه برون همان تراود، که در اوست» از قلب پاک، عمل و رفتار پاک، و از قلب آلوده، رفتاری آلوده صادر میگردد. وانگهی، اگر ملاک ایمان و تقوی صرفاً داشتن قلب پاک بود؛ پس این همه امر و نهی، واجب و مستحب و آداب و احکام، که در قرآن کریم آمده، برای چه بود!
دستورهایی که در قرآن کریم و روایات اهل بیت(ع) در رابطه با انجام واجبات از قبیل: نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر و .... و پرهیز ار محرماتی همچون: غیبت، تهمت، دروغ، دزدی، نگاه نامشروع، زنا و.... آمده، چه فلسفهای میتواند داشته باشد؟!
اگر مهم فقط پالایش قلبی است، دستور خداوند به زنان پیغمبر(ص) و زنان مومنه مبنی بر رعایت حجاب و عفت چگونه توجیه میشود؟
حجاب، دستوری قرآنی و حکمی شرعی است و بر تمام زنان مسلمان واجب گردیده است. مراقب باشیم در دام بهانه جویان منحرف و فتنه گران مغرض نیفتیم. کسی که با بی حجابی و آرایشهای آنچنانی در معرض نامحرمان قرار گرفته و با بی شرمی تمام اندام خود را به نمایش میگذارد، مطمئن باشد که با این کار به جنگ با خدا و احکام اسلامی رفته و این گونه بهانه جوییها او را تبرئه نمیکند.
زیباترین جلوه آفرینش
سوال: یکی از زیباتین جلوههای آفرینش «زن» است، حال که خدا زن را زیبا آفریده چرا باید این زیبایی و جمال پوشانیده شود؛
پاسخ: قانون الهی زیبایی زن را به طور مطلق مستور نکرده است، بلکه ضابطه مند شده. حکمت الهی ایجاب میکند که برای حفظ و حراست شخصیت زن، سلامت و پاکی جامعه، ثبات ظام خانواده و دهها مسئله دیگر، خودنمایی، طنازی، خودآرایی و نمایش زیبایی و جذابیتها در محیط محدود و صرفاً در مقابل همسر صورت گیرد.
در روایات اسلامی، برای کامیابی زن و شوهر از همدیگر، بجز در موارد خاص و بارعایت جوانب آن، هیچ محدودیت و ممنوعیتی وجود ندارد و زن و شوهر حق ندارند یکدیگر را از لذت مشروع محروم نمایند. از سوی دیگر به زن توصیه شده که بهترین زینتها و آرایشها را برای شوهرش داشته باشد و در این موارد بهترین سلیقهها را به کار برد. بالاتر از این، خداوند در مقابل چنین رفتاری برای آنان پاداش و ثواب در نظر میگیرد.
محدودیت بیشتر، حرص فزون تر
سوال: قاعدهای وجود دارد که انسان را هر چه منع شود، نسبت به آن حریص تر میشود. آیا فکر نمیکنید امر به پوشش مردان را به کشف و رویت نقاط مخفی اندام زن حریص تر میگرداند؛
پاسخ: اولاً، در یک تامل منصفانه باید دید بی حجابی قوه حرص و طمع مردان را تقویت میکند یا حجاب؟ بی حجابی محرک است یا حجاب؟!
انسان زمانی به چیزی حریص میشود که هم از آن منع گردد و هم نسبت به آن تحریک شود، آیا چادر و حجاب انسان را تحریک میکند! قطعاً چنین نیست، آن چیزی که قوای جنسی و شهوانی مرد را تحریک میکند، نگاه به اندام، جذابیت هاو زیباییهای زن و یا سابقه ذهنی اش از آن است، که مخصوصاً چادر تمامی این زمینههای تحرک را از بین میبرد.
ثانیاً:اگر چنین استدلالی پذیرفته شود، باید تمامی محدودیتهای فردی و اجتماعی را نیز در بربگیرد؛ چرا که فرض بر این است که هر محدودیتی واکنش معکوس خواهد داشت، پس دیگر نیازی به مقررات و ضوابط و قانون نیست. آیا وضع قوانین راهنمایی و رانندگی، حقوقی، قضایی، انتظامی، تجارت و دهها موضوع دیگر نوعی محدودیتی برای انسان و زندگی او ایجاد نمیکند؟
تصور کنید اگر این محدودیتها برداشته شود چه اتفاقی در جامعه میافتد؟ آیا جامعه دچار از هم گسیختگی و بی نظمی نخواهد شد و عنان از دست همه خارج نمیگردد؟ آیا فرد عاقلی میتواند مدعی شود که این محدودیتها بار منفی دارد، چون انسان را نسبت به خلاف و انجام آن حریص تر میکند.
ثانیاً، چنین اندیشه ریشه در افکار افرادی چون «راسل و فروید» دارد؛ راسل ی نویسد:
چرا پدران و مادران اصرا دارند، عورت خود را از بچه بپوشانند؟ این اصرار خود سبب تحریک حس کنجکاوی بچهها میگردد. اگر کوشش والدین برای کتمان عضو تناسلی نباشد، چنین کنجکاوی کاذبی وجودپیدا نخواهد کرد؛ باید والدین عورت خود را به بچهها نشان بدهند تا آنها هر چه را که وجود دارد از اول بشناسند... لااقل گاهی، مثلاً هفتهای یک بار در صحرا یا حمام برهنه شوند و عورت خود را در معرض دید بچهها قرار دهند.[۸۸]
«فروید» نیز اعتقاد دارد؛ حجاب زن عامل تحریک و اشتیاق مرد برای نگاه و کنجکاوی مرد است... .[۸۹]
با مثال ساده زیر، پاسخ فروید روشن میشود.
کسی از کوچهای عبور میکند و در خانهای باز است. با وجود اینکه این کار خلاف اخلاق است، اما خواه ناخواه سرش را کج کرده و نگاهی به داخل حیاط میاندازد. اگر در خانه بسته باشد،آیا کسی هوس میکند سرش را کج کند و به در بسته خیره شود؟!
فصل چهارم : حجاب در دنیای امروز
حجاب در دنیای مدرن
سوال: در جهان مدرن امروز چه اصراری است که زنان با پوشش و حجاب در جامعه حاضر شوند؛ پوشش و حجاب قدیمی شده و با دنیای امروز سازگاری ندارد؛
پاسخ: در همین جهان به اصطلاح مدرن امروز، اساس خانواده و بنیان عفت و نجابت چنان مورد تهدید جدی قرار گرفته و شخصیت واقعی زنان آنچنان به تباهی کشیده شده که بسیاری از فرهیختگان و اندیشمندان غربی نیز به آن اعتراف دارند و طرفداران فرهنگ ابتذال و پوچی را به چالش کشیدهاند. تضعیف بنیان خانواده و از هم پاشیدگی خانوادهها، سرگردانی و بی هویتی فرزندان و بی بند و باری وفقدان اخلاق در غرب از آثار تفکر شوم مدرنیته و اندیشههای فمینیستی است که زنان و جوانان را با بحران جدی و جوامع را با چالش خطر ناک مواجه کرده و زنان را ابزار شهوت رانی و سلطه جویی مردان قرار داده است.
جایگاه زن و مرد، در همین جوامع به اصطلاح مدرن، چنان به هر ریخته و آش آنقدر شور شده که پروفسور «اکسیون جاگ» استاد دانشگاه «سینسنانی» میگوید:
باید جامعهای بنا شود که زنان بتوانند یکدیگر را باور کنند، مردان بتوانند بچه شیر دهند و تخمکهای بارور شده را بتوان به بدن زنان یا مردان منتقل نمود.[۹۰]
جامعه مدرن ارزش زن را در حد یک حیوان تنزل داده و با به کارگیری آنان در آگهیهای رسانهای زن را در حد یک کالای قال خرید و فروش تحقیر کرده است. استفاده ابزاری از اندام زن، از او عروسکی بی خاصیت ساخته است؛ از زیباییهای ظاهر زن برای زراندوزی و فروش بیشتر استفاده میکنند. زنان خیابانی و مردان هرزه دست به دست هم داده و بنیان اخلاق، عفت، انسانیات، غیرت و حیا را سوزانده و به جای آن شهوت رانی حیوانی و بی قید وبند و ارضای جنسی لجام گسیخته و در نتیجه جامعهای آلوده، مسموم و بیمار را بنا نهادهاند. آیا همین اوضاع برای اثبات ناکار آمد بودن مدرنیته و اندیشههای فمینیستی کافی نیست!
آیا کسی میتواند ادعا کند که برهنگی و بی توجهی به پوشش زنان در پیدایش و استمرار توحش جنسی در جهان به اصطلاح مدرن امروز بدون نقش است!
برهنگی معضلی است برخلاف فطرت سلیم انسانی و مغایر با اصول اخلاقی، که آثار و تبعات جبران ناپذیری در افراد و جوامع دارد، اگر افراد و جوامع بخواهند به سلامت و پاکی جسم و روح و تعالی معنوی دست یابد، یکی از راههای آن، بازگشت به حجاب و تقیدات معنوی است.
مد گرایی در روایات
سوال: آیا خالفت با مدگرایی منفی ریشه دینی و روانی هم دارد؟
پاسخ: در روایات ائمه معصوم(ع) تعابیری دیده میشود که هر چند مستقیماً از پدیده مدگرایی بحث نمیکند، اما میتوان آن را با این موضوع مرتبط دانست. تعابیری مانند چگونگی پوشیدن لباس، خوردن غذای کفار، استفاده از لباس شهرت، برهنگیهای آخر الزمان و... مواردی هستند که با وضعیت پوشش و آرایش امروزی قابل تطبیق است. به نمونههای از این روایات توجه نمایید:
قال رسول الله (ص): و نساء کاسیات عاریات مائلات مهیلات رووسهن کاسنمه البخت المائله لا یدخلن الجنه، و لا یجدن ریحها:[۹۱]
... زنانی که در عین پوشیدگی برهنهاند؛ کجراهه میروند و دیگران را نیز به انحراف میکشانند؛ سرهایشان همچون کوهان شتر فروهشته است، اینان به بهشت نمیروند و حتی بوی آن را نیز استشمام نخواهند کرد.
قال علی (ع): یظهر فی آخر الزمان و اقتراب الساعه و هو شر الازمنه نسوه کاشفات عاریات متبرجات من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی اللذات مستجلات للمحرمات فی جهنم خالدات؛[۹۲]
در اخر الزمان، که بدترین زمانها و نزدیک قیامت است، زنانی هستند که در حالی که پوشش دارند، ولی برهنهاند. (لباس نازک و بدن نما میپوشند) و با خود آرایی از خانه بیرون میآیند آنها از دین خارج شده و در فتنهها داخل گشتهاند. به شهوات تمایل داشته، به سوی لذات نفسانی میشتابند و حرامهای الهی ا حلال میشمرند. اینان در دوزخ به عذاب الهی گرفتار خواهند شد.
قال رسول الله (ص): سیاتی من بعدی اقوام یاکلون طیبات الطعام و الوائها و یرکبون الدواب و یتزینون یزینه المراه لزوحها و یتبرجون تبرج النساء و زیهم مثل زی الملوک الجبایره هم منافقو هذه الامه...[۹۳]
یاتی علی الناس زمان- اصابر علی دینه مثل القائض علی الجمره بکفه.[۹۴]
به زودی روزگاری میرسد که در آن مردمان غذاهای زنگارنگ میخورند و بر مرکبهای سوار شده و خود را مانند زنان میآرایند. زنان نیز با آرایش و زینت به جلوه گری و خودنمایی میپردازند. آنها منافقان امت اسلام در آخر الزمان هستند.... .
زمانی میآید که پایداری در دین مانند آن است که شخص بخواهد قطعهای آتش را با کف دست خود نگه دارد.
قال رسول الله (ص): لعن الله الرجل یلبس لبسه المراه و المراه یلبس لبسه الرجل:[۹۵]
نفرین خدا بر مردی که لباس و (آرایش) زنانه داشته باشد و لعنت خدا بر زنی که به لباس و (آرایش) مردانه درآید.
قال رسول الله (ص): یا علی من اطاع امرائه اکبه الله علی و جهه فی النار- فقال علی (ع) و ما تلک الطاعه قال- یاذن فی الذهاب الی الحمامات و العرسات و النائحات و لبس ثبات الرقاق:[۹۶]
کسی که از زنش اطاعت کند خداوند او را به صورت در آتش جهنم میافکند. علی(ع) سوال کرد؛ یا رسول الله طاعت در چه مواردی؟
فرمود: زن تقاضای شرکت در مجالس عروسی، جشن و سوگواری داشته باشد در حالی که از پوشش نازک (بدن نما، اندامی و نامناسب) برخوردار است و مرد هم اجازه چنین کاری را به او بدهد.
قال علی (ع): لا تزال هذهالامه بخیر ما لم یلبسرا لباس العجم و یطهموا اطعمه العجم فاذا فعلوا ذلک ضربهم الله بالذل:[۹۷]
این امت مادامی که از لباس یا غذای بیگانگان استفاده نکنند عاقبت به خیر خواهد شد. چرا که اگر چنین اتفاقی بیفتد خداوند نیز آنان را خوار و ذلیل خواهد نمود.
پیشینه مد گرایی
سوال: پیشینه مد ومدگرایی در ایران چیست و این پدیده چگونه و تحت تاثیر چه عوامی وارد ایران شد؛
پاسخ: اوج مد و مدگرایی از زمان رضاخان پهلوی وارد ایران شد.
رضا خان با توجه به تاثیر پذیری و خودباختگی شدیدی که در مقابل فرهنگ غرب داشت، تعدادی از روشنفکران غرب زده را مامور کرد که با روشهای مختلف و ترویج فرهنگ غرب، راههای گذر از سنت و ورود به دوران تجدد و مدرنیته در ایران را هموار نمایند.
مانع مهمی که پیش روی رضاخان و روشنفکران غرب زده وجود داشت مراجع تقلید، علما، مبلغین و حوزههای علمیه بود. رضا خان برای رفع و کنترل این موانع اقدام به تاسیس وراه اندازی سازمان «وعظ و خطابه» نمود و علما و حوزههای علمیه را تحت شدیدترین تدابیر امنیتی و کنترلی قرار داد؛ تا بتواند موج حق خواهی، ظلم ستیزی ودفاع از عفت، حجاب و نجابت را مهار کند.
ترویج کلاه پهلوی و لباس متحدالشکل، کشف حجاب و تغییر سبک معمای ایران به سبک غربی، از جمله تصمیمات دیگر رضا خان و عوامل غرب زده به اصطلاح روشنفکر بود.
«یحیی دولت آبادی» از بهائیون فراماسونر، پیشنهاد دهنده طرح لباس متحد الشکل و کشف حجاب، خود پیشگام در این حرکت شیطانی شد و برای نخستین بار و نخشتین فرد در ایران حجاب را از سر و روز همسر و دخترانش برداشت و زمینه را برای اجرای این ماموریت ضد دینی و اخلاق ستیز رضاخان آماده نمود. مدتی بعد، در سال 1321، «زینت جهان شاه»، دختر سرهنگ حبیب الله فرود، که مدتها در آموزشگاههای خارج از کشور تحصیل کرده بود، نخستین کارگاه و نمایشگاه لباس و مد فرنگی را در ایران تاسیس کرد.
طولی نگشید که با عرضه لباسهای مد، در فروشگاههای کوچک و بزرگ، و با استقبال زنان درباری و اشراف فضای جامعه تحت تاثیر قرار گرفت و علی رغم مقاومت علما و اقشار متدین مردم، رضا خان توانست هدف شوم خود را پیاده کند و ایران را به جولانگاهی برای فرهنگ ابتذال و مدهای وارداتی تبدیل کند.
سرکردگان فرقه ضاله بهائیت نیز جزء اولین کسانی بودند که از این ارمغان شوم استعمار استقبال نموده و با تربیت و مطرح ساختن زنی که بعداً به «قره العین» شهرت یافت به تبلیغ و اشاعه بی حجابی در ایران پرداختند.[۹۸]
قره العین گستاخانه و با بی پروایی تمام احکام اسلام را زیر پا گذاشته و براساس دستور العمل مکتب استعماری بابیت و بهائیت پوشش از روی و تن گرفت و بدون حجاب در جامعه ظاهر شد. او علاوه بر این کار با بی شرمی و وقاحت تمام موضوع اشتراک جنسی را مطرح کرد و به مردم بشارت میداد که یک زن میتواند با چند مرد زندگی زناشویی داشته باشد.[۹۹]
امام خمینی (ره)، بنیانگذار حمهوی اسلامی ایران، میگوید:
... البته آنان که تمدن و تعالی مملکت را به لخت شدن زن در خیابان میدانند و به گفته بی خردانه خودشان با کشف حجاب نصف جمعیت کارگر میشود (لکن چه کاری؟! همه میدانید و میدانیم) حاضر نیستید مملکت با طرز معقولانه تر و در زیر قانون خدا و عقل اداره شود، آنهایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لنگی را که پس مانده درندگان اروپا است، ترقی کشور میدانند، با آنها حرفی نداریم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرد و عقل و هوس و حس آنها را اجابت دزدیدهاند...
آن روز که کلاه پهلوی بر سر آنها گذاشتند، همه گفتند مملکت باید شعار ملی داشته باشند. استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز کلاه لگنی گذاشتند سر آنها، یک دفعه حرفها عوض شد.
گفتند ما با اجانب مراوده داریم، باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم. مملکتی که با کلاه عظمت خود را درست کند، یا برایش درست کنند، هر روزی که کلاهش را ربودند عظمتش را هم میبرند.[۱۰۰]
آیا مدگرایی بد است؟
سوال: مگر مدگرایی بداست؛ شرایط و سلایق عوض شده و زنان هم مایل هستند امروزی باشند. کجای این کار با اسلام و اخلاق مغایر است؟
پاسخ: مد و مدسازی پدیدهای است که در دنیای امروز به نحو چشمگیری گسترش یافته و این چالش بزرگ اجتماعی به شکل بی سابقه در لایههای اجتماعی جوامع نوین ریشه دوانده است. در رابطه با این پدیده دیدگاهها و سخنان زیادی مطرح شده است؛ از جمله «گئورک زیمل» جامعه شناس آلمانی، مد و مدسازی را فرایندی میداند که بر اثر کشمکش میا طبقات متضاد برسر دستیابی حاصل میشود.
«فرامرز رفیع پور» از صاحبنظران ایرانی نیز همانند زیمل معتقد است؛ مدسازی ریشه در نابرابریهای اجتماعی داشته و ثروتمندانی که از دارایی و منابع مالی و اجتماعی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند سعی میکنند که با طرح اشکال جدید لباس، خوراک، گفتمان زبانی، تفریحات و اوقات فراغت و مواردی نظیر آن، خود را از سایر اقشار و طبقات اجتماعی متمایز ساخته و از احترام بیشتر، جایگاه بالاتر و بهره مندی بهتری از مناسبات و روابط اجتماعی برخوردار نمایند.
افراد طبقات پائین تر نیز به همین نحو و با انگیزه مشابه به شتاب بر اشکال و صورتهای پذیرفته شده در منش طبقات ثروتمند روی آورده و در همگون سازی خود با آنها و مرفه نمایی میکوشند و بدین ترتیب آنان نیز سعی میکنند خود را با مدهای مسلط بر طبقات مرفه همرنگ کنند. در این گیر و دار، ثروتمندان نیز از پا ننشسته و به طرح اشکال جدیدتر سبکها و صورتهای زندگی روی آورده و سعی در تفکیک مجدد خود با اقشار فرودست دارند. این صور جدیدتر نیز اغلب به همان ترتیب پیش گفته توسط اقشار پایین تر بازسازی شده و خنثی میگردند.
طبیعی است که با توجه به تمایل اقشار طبقات پایین تر به مد و مدگرایی و عدم تمکن مادی آنان، نظام سرمایه داری و مافیای اقتصاد مصرفی به تناسب وضعیت آنان اجناس مشابه بدلی و تقلبی را وارد بازار میکنند تا همه مردم را زیر چتر مصرف زدگی مدگرایی و در نهایت فرهنگ مورد نظر خویش قرار دهند. چنانکه «مارکوزه» نظریه پرداز غربی، نظام سرمایه داری را به شناسایی و خلق نیازهای کاذب در افراد و گسترش مصرف گرایی در زندگی روزمره متهم میکند.
در دنیای مدزده همه خود را تابع محض تبلیغات و فضا سازی «مدسازان» میدانند؛ دیگر کسی به چرایی اعمال خود نمیاندیشد.
انسانهای مدگرا دیگر از اعتماد به نفس و اراده و تصمیم قوی برخوردار نیستند، آنان برای خود تصمیم نمیگیرند، بلکه دیگران برای او تصمیم میگیرند که چه بپوشد، چه بخورد، چگونه زندگی کند و به چه بیندیشد!
به تعبیر «مارکوزه»، در گذشته زمینههای بیشتری برای خلق انسانهای قوی و استوار فراهم بود. افرادی که برای خود تصمیم گرفته و سبک زندگی مورد علاقه خود را اتخاذ میکردند. آنها درون دارتر از انسانهای ضعیف امروزی بودهاند. در مقابل، انسانهای امروز از توان اجتماعی لازم برای مقابله با پدیدههای اجتماعی و تحرکات بیرونی برخوردار نیستند و بسته به میزان اثر گذاری و شدت عوامل اجتماعی، سبکها و شیوههای زندگی بعضاً ضد و نقیض را پیش میگیرند. امروز «فرهنگ تودهای» عوام گونه مصرف گرا، غیر اخلاقی و منفعل در جامعه رشد مییابد و بدین ترتیب فرد مبدل به ابزای برای برآوردن اهداف نظام سرمایه داری و مافیای اقتصادی و جریان فرهنگی معاند میشود.[۱۰۱]
بنابراین، مخالفت با مد و مدگرایی به معنای مخالفت با تنوع و نوع گرایی نیست. تنوع و نوگرایی نیاز طبیعی و فطری هر انسان بخصوص بانوان است. سخن در قبح تقلید مد و افتادن در دامهایی است که عوامل استعمای برای انحراف افکار، زدودن هویت و از بین بردن مبانی اعتقادی ملتها و حاکمیت فرهنگ ابتذال در جوامع گشترانیدهاند. مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنهای (مدظله) طی سخنان به تشریع این پدیده میپردازد و میفرماید:
تقلید فرهنگی خطر خیلی بزرگی است، اما این حرف اشتباه نشود با اینکه بنده با مد، تنوع و تحول در روشهای زندگی مخالفم؛ نخیر، مدگرایی و نوگرایی اگر افراطی نباشد، اگر از روی چشم و هم چشمی و رقابتهای کودکانه نباشد، عیبی ندارد. لباس و رفتار و آرایش تغییر پیدا میکند، مانعی هم ندارد، اما مواظب باشید قبله نمای این مدگرایی به سمت اروپا نباشد؛ این بد است. اگر مدیستهای اروپایی و آمریکای در مجات که مدها را مطرح میکنند، فلان طور لباس را برای مردان یا زنان خودشان ترسیم کردند، آیا ما باید اینجا در همدان یا تهران یا در مشهد آن را تقلید کنیم؟
رهبر معظم انقلاب در ادامه، شاخصهای مد و مدگرایی مثبت را این گونه تشریح میکند:
مدگرایی به شرطی که تقلید از مدلهای اروپایی و ترویج لباس شهرت نباشد و موجب اسراف و تبذیر نگردد و حجاب بافرهنگ ملی و دینی خودمان باشد عیبی ندارد.[۱۰۲]
بنابر این، اگر دختران و بانوان به شاخصهای دینی و ملی خود در پوشش و آرایش توجه نکنند و آن را محترم نشمرند در دامی خواهند افتاد که چشم انداز روشنی ندارد. مدسازی اروپایی و آمریکایی جز به دست شستن مخاطبین و مشتریان از اعتقادات، اخلاقیات و در یک کلمه فرهنگ دینی و ملی خود راضی نخواهند شد.
تقلید از «مدسازان و افتادن در ورطه «مد» آغازی برای سقوط در منجلاب فساد و بی بد و باری است. مگر آنان برای برداشتن چادر از سر ما دست برمی دارند؟ مگر آنان با تبدیل مقنعه به دستمال کوچکی که فقط بخش کمی از سر را پوشش دهد رهایمان میکنند؟
مگر با حذف مانتو و تبدیل آن به کت و لباس تا حد ناف راضی میشوند؟ مگر با ترویج آرایشهای غلیظ مشمئز کننده برای زنان و آرایشهای زنانه برای مردان، آرام مینشینند! و مگر با تبلیغ و اشاعه تیپها ومدلهای آرم دار بی ریشه وفساد از پا مینشینند؟
دشمن با ابزار مد و مدگرایی به میدان آمد و در این جنگ نرم از هر آنچه که دارد مایه میگذارد، او هویت ملی و دینی مردم، بخصوص جوانان را نشانه رفته است. او مشتریان خودرانه یک انسان بالغ، کامل، عاقل و دارای شخصیت و منزلت انسانی که عروسکی کوکی تلقی کرده و نمایشهای ظاهری با استفاده از صورت، اندام، جامه و پارهای از تعلقات مادی را به عنوان تنها وسیله هویت بخشی به او میداند.
هان شنیدم که شبی بر سر مد دختی با گدرش بود به جنگ
پدر از روی نصیحت میگفت که مکن پیروی از راه فرنگ
مرو از خانه بدون چادر برتن خویش مکن دامن ننگ
ای بسا گرگ که در جامعه میش بهر صید تو نوازد آهنگ
نکنند این دغلان از دغلی بهر اغفال تو یک لحظه درنگ
دختر از روی تعرض گفتش آن چه گویی تو بود جمله جفنگ
باش خاموش دگر یاوه مگو که تو پیری و بری از فرهنگ
مدتی شد سپری زین جریان تا که یک شب پسری گوش به زنگ
با سخنهای فریبده عشق با کنایات دل انگیز و قشنگ
همچو آهو نرمش کرد از ره حیله چو روباه زرنگ
گوهر عفت او را زد و برد کرد دامن وی آلوده ننگ
همچنانی که به خود میبالید زیر لب زمزمه کرد این آهنگ
صید با پای خود افتاد به دام مرغ باصید خود افتاد به چنگ
نتیجه اینکه مدگرایی با نوگرایی، به خودی خود نمیتواند مذموم باشد، چرا که جهان طبیعت هر لحظه در حال تغییر و نو شدن است و انسان هم به تناسب از این تحول و نو گرایی بهره مند میشود.
هر انسانی، بخصوص جوانان، از بسیاری چیزها خسته میشوند و به دنبال چیزهای جدید و متنوع تر میگردند. باید مراقب بود که این نوگرایی به انحراف کشیده نشود. نو گرایی، اگر با حقیقت خواهی، تعقل و منطق توام شود و با شئونات دینی و اخلاقی سازگاری داشته باشد و براساس اعتدال، هدفمندی و عقل گرایی انتخاب شود هیچ اشکالی ندارد. به تعبیر استاد شهید مطهری (ره) دو بیماری خطرناک همواره آدمی را در این زمینه تهدید میکند؛ بیماری جمود و جهالت.
نتیجه بیماری اول، توقف، سکون و بازمان از پیشرفت و توسعه، و نتیجه بیماری دوم سقوط و انحراف است. جامعه جمود از هر چه نو است متنفر است و جز با کهنه خو نمیگیرد و جاهل هر پدیده نو ظهور را به نام مقتضیات زمان، به نام تجدد و ترقی موجه میشمارد.[۱۰۳]
پس اکر مد گرایی و مدرنیته بر پایه لذت گرایی، فرد گرایی، و دنیا گرایی، سنت ستیزی، خودنمایی و نادیده گرفتن ارزشهای اخلاقی و اهداف انسانی شکل گیرد منفی بوده و از نظر شرع و عقل مطرود است. این نوع مدگرایی جامعه را دچار بحران هویت و بی ثباتی شخصیتی کرده و نهایتاً به پوچ انگاری کشانده و آن را در دام بحرانها و چالشهای متعدد اخلاقی و معنوی میاندازد و ارمغانی جز اصالت مادی گرایی، پریشانی، افسردگی، بزهگای، اعتیاد، خودکشی، بحرانهای جنسی، خانه گریزی، دوستیهای خیابانی و امثال آن ندارد.
تنوع و مدگرایی
سوال: برخی افراد بی حجاب فاقد سوء نبیت بوده و صرفاً به عنوان مد گرایی و تنوع، از پوشش روز استفاده میکنند. کجای این کار خلاف است؛
پاسخ: تنوع و نوگرایی، فی نفسه امی نامطلوب نیست و نمیتوان افراد تنوع طلب و نوگرا را نابهنجار دانست. اما آیا این تنوع طلبی میتواند مجوز ارتکاب جرم و گناه باشد؟ آیا به بهانه علاقه به نو گرایی و مد تنوع طلبی میتوان حریمهای شرعی را نادیده گرفت و مقررات اجتماعی و مرزهای اسلامی را پشت سر گذاشت؟
آیا افراد بی حجاب نمیدانند بی حجابی در اسلام حرام و غیر مشروع است؟
بازخوردهای اجتماعی این پوشش را چگونه میتوان توجیه کرد؟
آلودگیهای اخلاقی و اجتماعی ناشی از نوع پوشش و رفتارهای مدگرایانه را چگونه میتوان توجیه نمود؟
آری، آنان که ماموریت دارند به جنگ شرع و اخلاق بروند با همین القائات است که میتوانند موفق بشوند.
حجاب و اندیشمندان
سوال: آیا در بین اندیشمندان غیر مسلمان هم افرادی هستند که نظریه لزوم پوشش بانوان را تایید کنند؛
پاسخ: چنانکه بارها ذکر گردید، حجاب امی عقلی و فطری است و اصول پوشش دارای ریشه دینی در همه ادیان توحیدی و الهی است. بسیاری از اندیشمندان غیر مسلمان هم در این نظریه با این ندای فطی و الهی هماهنگ هستند.
نظریات آنان حاکی از نقد برهنگی و تایید آثار مثبت و سازنده اصل پوشش و تمجید از زنان محجوب میباشد، که تعدادی از این دیدگاهها را بررسی میکنیم:
1. آلفرد هیچکاک؛ کارگردان برجسته سینما:
من معتقدم زن باید مثل فیلمی پرهیجان و پر آنتنیک باشد، بدین معنی که ماهیت خود را کمتر نشان بدهد و بگذارد مرد برای کشف او به خود زحمت دهد.[۱۰۴]
2. ژان ژاک روسو؛ فیلسوف و اندیشمند:
شبیه شدن زن به مرد باعث تسلط مردان به آنها میشود.[۱۰۵]
3. فرانتن فانون؛ جامعه شناس و فیلسوف:
هر چادری که دور اداخته میشود افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او میگشاید و پس از دیدن هر چهره بی حجاب امیدهای حمله ورشدن استعمار ده برابر میشود.[۱۰۶]
4. ادوار با کوب؛ جهانگرد و طبیب:
در ایران، در بازار، به زنانی با چادر بر میخورید که به هنگام صحبت کردن از طرز تکلم آنها میتوان به مقام بلندشان پی برد. زنان ایرانی در خروج از منزل آزادی بسیاری دارد و علی رغم مستور بودن، در همه امور اعمال نفوذ دارند، حتی در کارهای سیاسی و سقوط برخی حکام و وزرا سرنخ آنها را باید جست.[۱۰۷]
5. چارلی چاپلین؛ کارگردان و بازیگر معروف سینما در نامهای به دخترش مینویسد:
دخترم، هیچ کس و هیچ چیز دیگر را در این جهان نمیتوان یافت که شاسته آن باشد که دختری ناخن پای خودرا به خاطر آن عریان کند... برهنگی بیماری عصر ماست. به گمان من تن عریان تو باید از آ کسی باشد که روح عریانش از آن توست.[۱۰۸]
6. خانم ساچیکور مورآتا؛ دکترای الهیات، اهل ژاپن:
لطافت زن به باحجاب بودن اوست، اصولاً طبع هر انسانی طالب کشف تنوعها است، اگرزنان به شکل امروزی بی حجاب باشند چیی برای جلب توجه مرد باقی نمیماند.[۱۰۹]
7. سنت سپرین؛ اسقف کارتاژ:
زنان نباید خود را برای مردان بیارایند، بلکه فقط باید خوشایند خدا باشد و خود را برای خدا پسندیده کنند.[۱۱۰]
8. ترتولیبان، مرجع مسحیت و اسقف اعظم:
زنا عرب، که خود را طوری میپوشانند که تمام چهره شان پنهان و فقط یک چشمشان پیداست، بیشتر ترجیح می دهندکه از یک نور کم برخوردار باشد و لذت ببرند تا اینکه در معرض نگاه دیگران باشند.
فکر و ذهن خود را از تمام آرایشها و زیورهایی که شما را اجیر میسازد و در خدمت خود میگیرد آزاد کنید. بیهوده است برای زیبا به نظر رسیدن خود را خسته کنید، خدا به شما حکم فروده که « پوشیده باشید».[۱۱۱]
9. همین اندیشمندان خطاب به زنان میگوید:
شما با روی هم انباشتن موهای سرتان و آویزان کردن تزئیناتی به سر و گردنتان، قد و وزنتان را اضافه میکنید وتزئین موی سر و آرایش و تنظیم آنها در آیینه فقط از خصوصیات زنانی است که شرم و حیا را از دست دادهاند! ای زنان، فکر و ذهن خود را از تمام آرایشها و زیورآلاتی که شما را اجیر میسازد و در خدمت خود میگیرد آزاد کنید، بیهوده است که برای زیبا به نظر رسیدن خود را خسته کنید... از دستانی که فقط درروی هم انباشته و تزئین گیسوان ماهر هستند کار دیگری بر نمیآید! خا به شما فرموده که؛ پوشیده باشید.[۱۱۲]
10. خانم گاندی:
ای زنان، اگر آرایش و جلوه گری شما فقط به منظور جلب شهوت مردان است از این کار خودداری کرده و زیر بار چنین خفت و خواری نروید.[۱۱۳]
11. کلمنت؛ مرجع بزرگ مسیحیت:
زن باید کاملاً در حجاب پوشیده باشد، الا آنکه در خانه باشد. زیرا فقط لباسی که او را میپوشاند می تواد از خیره شدن چشمها به سوی او مانع گردد. زن نباید خود را عریان ارائه دهد تا دیگران را به نگاه کردن به صورتش وادار به گناه کند.[۱۱۴]
12. خانم سوزان فالودی؛ اندیشمند و نویسده غربی:
در پشت این سرور و بزرگداشت پیروزی زنان در آمریکا و در ورای اجباری که همواره و بی وقفه تکرار میشود که مبارزه برای حقوق زن به ثمر نشست، پیام دیگری خودنمایی میکند. این پیام به زنان میگوید اکنون شما آزاد و برابر هستید، ولی هیچ وقت بدبخت تر از این نبودهاید.[۱۱۵]
13. خانم بتی فریدان:
امروز زنان به یک بحران جدید هویت مبتلا شدهاند که اسم خاصی ندارد. چطور ممکن است زنانی که در چنین مشکلات و بحرانهای بغرنج و خطر آفرینی به سر میبرد خوش بخت نامیده شوند؟! زنان افسرده و غمگین هستند، چون آزادند. زنان اسیر و برده آزادی خود شدهاند.[۱۱۶]
جایگاه لباس در جهانبینی غرب
سوال: جایگاه لباس در جهان بینی غرب کجاست؟
پاسخ: در دنیای که حدود چهارده قرن خدا را از صحنه زندگی خود حذف کرده و معنویت به حاشیه زندگی رانده شده و استخوان بندی فرهنگ و تمدن آن یک استخوان بندی کاملاً مادی شده است؛ در جامعهای که هیچ فردایی پس از زندگی در انتظار خود نمیبیند، طبیعی است که تلاش کند تا از همه غرایز خود حداکثر استفاده آزاد و بی حد و حصر بنماید و از عمر خود فقط لذت بیشتر را بداند و بس.
در چنین اجتماعی «تن» انسان یکی از مهمترین آبشخورهای لذت است و «زن» کالایی است که ارزش آن به اندازه لذت بخشی اوست. در این دیدگاه مادی و لذت محور، زن دیگر آن انسانی نیست که امانت دار الهی باشد، بلکه او فقط یک «تن» است و ارزشش به اندازه ارزش «تن» اوست. اگر این زن در این تمدن و در این جامعه تن خود را به نمایش نگذارد برای او چه باقی میماند؟ او را نبینند دیگر چه ارزشی دارد؟ همه موجودی و هستی او در این است که دیده شود و با نگاه خریداری ارزیابی گردد. در این فرهنگ، زن فقط«جسم» است و مرد در برابر زن هم «چشم». زن یک شیء است و مرد مشتری این شیء تا از او بهرهای ببرد و .... .
در این بینش که انسان پوچ است و پوک و خالی از معنویت، و رمز و رازی در وجود او نهفته نیست و هر چه هست همان تن و جسم اوست، لباس چه شکلی میتواند داشته باشد!
واضح است که لباس دیگر وسیلهای برای پوشش تن نیست، بلکه برای آرایش آن است.
در چنین حال و هوایی که شخصیت زن به نمایش جسم اوست، لباس او باید قشنگ باشد تا همچون لعاب نازکی روی جسم او کشیده شود و خصوصیات جسمانی او را محو نکند و باید کوتاه، باشد تا هر چه بیشتر تن او را نپوشاند... .
لباس، نه خانه تن، که پوست دوم اوست. لباس به تن میکند تا با کمک آن بعضی از اندام خود را در «قالب» و بعضی دیگر را در «قالب» بگیرد. آنچه مدل لباس را عیین میکند «روانشناسی جنسی» است و در حقیقت مبتکران مدهای تازه همواره در کار تنظیم لیست میان برهنگی و پوشیدگی هستند، تا بتوانند حداکثر جلوه و جاذبه را در این جنس و حداکثر اشتیاق را در آن جنس دیگر ایجاد نمایند.
این تنها لباس زنان نیست که تابع رابطه «چشم و جسم» است، بلکه لباس مردان نیز به چنین سرنوشتی دچار شده است. تصادفی نیست که کت و شلوار مردانه غربی که همه ما امروزه میپوشیم این اندازه چسبیده به تن و به اصطلاح قالب تن است. اینها ناشی از مفهوم مسئله جنسیت در غرب است. این میل به نمایاندن تن است که حتی لباس مردان را هم این اندازه تنگ میسازد و به تن میچسباند... .[۱۱۷]
این بخش را با گفتاری از یکی از اندیشمندان غربی بنام خانم عشیلت به پایان میبریم:
در گذشتهای نه چندان دور در دانشگاهها از کسانی که مشتاق درس خواندن بودند حمایت میکردند و آنها را در مبارزه با فشارهای جنسی یاری میکردند، ولی اکنون تو هستی که باید از بی بند و بار نبودنت شرمنده باشی...[۱۱۸]آری در غب ارزشها وارونه شدهاند.
سوال: آیا درست است بگوییم بی حجابی محصول ناآگاهی مردم است؟
پاسخ: صرف نظر از تعداد اندکی که آگاهانه و با اغراض سیاسی اقتصادی و .... به بی حجابی روی آوردهاند، باید اذغان کرد بی حجابی بسیاری از دختران و زنان محصول ناآگاهی آنان از حکم شرعی، فلسفه آن و چگونگی و آثار حجاب و عواقب بدحجابی است.
دامنه این نا آگاهی و یا یه عبارتی «جهل» آنقدر زیاد است که حتی بسیای از دختران و بانوان با حجاب را هم شامل میگردد، زیرا آنان نیز انتخابی آگاهانه نداشته و صرفاً حجاب را به عنوان یک سنت خانوادگی و امری عرفی دانسته و نهایتاً آن را امری دینی قلمداد میکنند، اما از فلسفه آثار و باز خوردهای آن اطلاع ندارند. لذا به محض رفع موانع فوق مانند؛ جابجا شدن محل سکونت، محل کار
و یا تغییر و تحولات فرهنگی، حجاب آنان نیز دستخوش تغییر و تحول میگردد.
در یک نظرر سنجی که در بین پنجاه خانم بی حجاب صورت گرفت مشخص گردید که اساسیترین قسمت این پدیده ناآگاهی آنان نسبت به حجاب است. به طوری که 80% آنان از آثار، خواص و فلسفه حجاب آگاهی قابل توجهی نداشتند.[۱۱۹]
برخی دیگر نیز حجاب را مخل و مزاحم آزادی، آسایش و خوشبختی خویش میدانستند و بعضی نیز بی حجابی را فراغت بال در فعالیتهای اجتماعی عنوان کردهاند. تعدادی از مادران علی رغم اینکه خود محجبه بودند، اما دخترانشان را حجاب مناسبی برخوردار نبدند. آنان علت این امر را عدم توانایی و توفیق در اوضاع دخترانشان در رابطه با حجاب مطرح کرده و از اینکه نتوانستهاند ادله قانع کنندهای برای مجاب کردن دختران برای انتخاب حجاب شرعی اقامه کنند تاسف خود را پنهان نمیکردند.
عدهای نیز علی رغم داشتن پوشش ناقص، آن را حجاب کامل قلمداد میکنند و در حالی که بخشی از موی سر یا پا یا عضوی دیگری از بدن، که از نظر شرعی پوشش آن واجب است، را نپوشاندهاند و یا فلسفه حجاب را نادیده گرفتهاند تصور میکنند که به تکلیف خویش عمل نمودهاند. ناآگاهی از بازخوردها و پیامدهای بی حجابی، بی اطلاعی از ویژگیهای جسمی و جنسی مردان، کم اطلاعی از احکام شرعی پوشش، خوش بینی بیش از حد به مردان و توجیه و بهانه تراشی برای بی حجابی؛ از جمله جلوههای دیگر این موضوع میباشد که باید مورد توجه و دقت قرار گیرد.
حجاب و محدودیت
سوال: آیا الزام بانوان به رعایت حجاب، ایجاد محدودیت برای آنان نیست؟ آیا این دستور زنان را نسبت به مردان محدودتر نکرده است؟
پاسخ: اینکه گفته شود حجاب برای زنان محدودیت ایجاد میکند، نوعی القای خصمانه و فریبکارانه است، که توسط شیطان یا دشمنان آگاه صورت میگیرد. حجاب نه تنها زنان را محدود نمیکند، بلکه جایگاه حقوقی، شخصیت و امنیت آنان را بالا میبرد و مصونیتی قابل توجه برای آنان ایجاد میکند. حضور زن در اجتماع، با حجاب اسلامی، حضوری انسانی، تاثیر گذار، محکم و سازنده است و نوعی انضباط و قانون مندی منطبق بر فطرت، عقل و شرع را به نمایش میگذارد. آیا چنین حضور قانونمند و منضبطی، حدودیت است؟!
حجاب نه تنها محدودیت نیست، که هدیهای معنوی از سوی خداوند برای زنان به حساب آمده و بر خلاف آنچه در متن سوال مطرح شده است حافظ منافع و مصالح زنان در مقابل مردان محسوب میگردد، و این مردان هستند که به خاطر محجوب بدن بانوان از بسیاری از بهره وریها و لذات نامشروع محروم میشوند.
--
چرا فقط زنان
سوال: چرا مردان از شمول دستور حجاب خارج شده و این دستور فقط زنان را در برمی گیرد؟
پاسخ: این گونه نیست که مردان به طور کلی از دایره رعایت حجاب و عفاف خارج شده باشند، بلکه براساس آموزشهای دینی مردان نیز به تناسب وضعیت جسمی و روحی خود تکالیفی دارند که باید به آن پایبند باشند.
رعایت عفت و حیاء، برخوردای از اخلاق جنسی منطبق بر شرع مقدس اسلام و پرهیز استفاده از پوششهای خاص مانند لباس شهرت، لباس بیگانگان و ... از جمله احکامی است که برای مردان نیز لازم الاجرا است. باید توجه داشت که از نظر روانشناسی مردان نسبت به محرکهای چشمی شهرت انگیز بسیار حساس بوده و چشم چرانی و هرزه گری ناشی از این حساسیت آنان است؛ در حالی که زنان از چنین حساسیت بالای بصری برخوردار نیستند و درجه تاثیر پذیری از محرکهای چشمی پایین تر از مردان است.
تحقیقات علمی ثابت کرده، میزان تحریک پذیری مرد ناشی از نگاه به ادام و تن زن، به مراتب بیشتر از تحریک پذیری زن از مشاهده اندام مرد است. به عبارت دیگر تمام سطح بدن زن برای مرد محرک است اما زنان نسبت به مردان از چنین تحریک پذیری بالایی برخوردار نیستند. بر این اساس است که از نظر شرعی تمام بدن زن «عورت» محسوب شده و پوشش آن در مقابل نامحرم، بجز موارد استثناء (وجه و کفین) لازم گردیده است.
سختی حجاب
سوال: حجاب نوعی سختی و مشقت را بر زنان تحمیل کرده است. چرا اسلام این زحمت و سختی را بر زنان روا داشته است؟!
پاسخ: حجاب، سختی و تحمل مشقت، جزئی از جریان زندگی هرانسانی است و آدمی زاد بدون تحمل مشقت، جزئی از جریان زندگی هر انسانی است و آدمی زاد بدون تحمل رنج و مرارت به اهداف خود نخواهید رسید (نابرده رنج، گنج میسر نمیشود). از سوی دیگر هر مسلمانی تکلیفی دارد. تکلیف در لغت از ماده «کلفت» و به معنای سختی است. یعنی همچنان که رسیدن به اهداف مادی و برنامههای زندگی نیازمند زحمت، عرق جبین، خستگی و احیاناً مشقت است، نیل به کمالات معنوی نیز از چنین مسیری میگذرد و با تنبلی و تن آسایی سازگاری ندارد. تمام تکالیف از زحمات نسبی و متعارفی برخوردارند. نماز، روزه، حج، جهاد و .... همه و همه نوعی سختی و زحمت را به همراه خود دارند و انجام دهنده آن باید آن را به جان بخرد تا از ثمرات و برکات دنیوی و اخروی آن بهره مند گردد.
آیا از خواب ناز سحرگاهی برخاستن، وضو گرفتن و نماز خوادن رنج، و سختی ظاهری ندارد؟ آیا در گرمای طاقت فرسای تابستان از اذان صبح تا اذان مغرب، تشنه، گرسنه و احیاناً خسته از کار روزانه به قصد انجام فرمان الهی روزه گرفتن خستگی و زحمت ندارد؟ و آیا دل کندن از زندگی، زن، بچه، علایق و وابستگیها و در راه خدا جهاد کردن مشقت ندارد؟ اگر با دیده انصاف بنگریم سختیهای معنوی اگر بیشتر از سختیهای مادی و دنیوی نباشد، کم تر نیست.
تفاوت این دو در نتیجه آن هاست. هر چند تلاشهای دنیوی مانند در آمد و کسب حلال و خدمت به مردم و ... هم اگر با قصد قربت انجام گردد از آثار و برکات و ثواب بسیاری برخوردار میگردد، اما تلاشهای معنوی و مشقت در مسیر انجام تکالیف دینی و شرعی به مراتب دارای پاداش و نورانیت دنیوی و اخروی بسیار زیادی است.
در روایات آمده است:« افضل الاعمال احمزها»؛ ارزشمندترین عملها سختترین آنها است.
حجاب هم تکلیفی الهی و دستوری قرآنی است. اگر فرض بر این باشد که رعایت آن برای بانوان مستلزم تحمل زحمت و سختی است، این زحمت و سختی در مقابل آثار و برکات آن که در راس آن جلب رضوان الهی و خشنودی قلب مقدس پیامبر اعظم(ص) و ائمه اطهار (ع) است بسیار ناچیز و چه بسا شیرین و گواراست.
ناگفته نماند زحمات و سختیها بی حجابی و غوطه ور شدن در انحرافات اخلاقی و به تبع آن دچار شدن به بیماریهای روانی و امراض تناسلی و از هم پاشیده شدن نظام خانوادگی و ... بسیار فراتر از سختیهای ظاهری حجاب میباشد. بالاتر از این، رنج و عذاب الهی در جهنم، اصلاً قابل مقایسه با این زحمات نیست! این خوشگذرانیهای گذرا و لذات آنی ناشی از نافرمانی الهی منجر به تلخی و شکنجههای اخروی خواهد شد که به تعبیر قرآن کریم:
«عسی ان تکروهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون»[۱۲۰]
چه بسا چیزی را دوست نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است؛ و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آن که شر شما در آن است. و خدا میداند و شما نمیدانید. . .
چرا چادر
سوال: اگر ملاک حجاب زن«پوشش» اوست، این پوشش میتواند به گونههای مختلفی محقق شود. پس این همه اصرار به استفاده خانمها از چادر برای چیست؟ چرا در جامعه به گونهای القا میشود که گویا افراد غیر چادی بی حجاب هستند؟!
پاسخ: برای پاسخ به این سوال ذکر نکات زیر ضروری است:
نکته اول: باید بین لباس و حجاب تفکیک قائل شد، به این معنا که استفاده از لباس میتواند چند منظوره باشد، از جمله؛ پوشاندن بدن، حفاظت از سرما و گرما و زیبایی و تن آرایی، اما فلسفه اصلی حجاب عبارت است از پوششی که این زیباییها را پوشانده و جلوه گری آن را محدود کند. بنابر این، بیراهه نرفتهایم اگر بگوییم هر گونه تلاشی برای جذابیت و زیبایی پوشش با اصل حجاب منافات دارد. چرا که حجاب شرعی بانوان ملاکهایی دارد و تنها با تحقق آنها حجاب شرعی محقق میشود. ملاکهایی چون عدم تبرج و جلوه گری، استفاده از رنگهای متین، پرهیز از استفاده از لباس شهرت، پوشاندن و برجستگیهای و برامدگیهای اندام و... .
پس اگر مد با لباس و پوشش زیرین سازگاری داشته باشد، به هیچ وجه با حجاب (پوشش رویین) سازگاری ندارد.
نکته دوم: هر چند چادر تنها شیوه پوشش شرعی نیست، اما اگر درست استفاده شود نقش کلیدی و منحصر به فرد در تحقیق حجاب کامل شرعی دارد. امتیاز چادر نیست به سایر لباسها، سادگی و بی ریایی آن است و اگر بنا باشد خود چاد هم اسیر مدها و رنگها و سلیقههای گردد، خاصیت حجاب بودنش از دست میرود، مانند چادرهایی که اخیراً مد شده؛ چادرهای توری، نازک، چسبان، اندامی و.... .
فلسفه چادر این است که لباسهای زیرین را پوشانده و جلوههای آن را خنثی کند. حال اگر فرض بر این باشد که چادر حذف گردد چه چیزی جایگزین آن میشود که امتیازات و کارکردهای آن را داشته باشد؟!
با حذف چادر، لباسهای زیرین نمایان شده، اندام و برجستگیهای بدن زن مشخص گشته و عملاً فلسفه حجاب زیر سوال میرود. وقتی چادر کنار برود و مانتو یا هر چیز دیگر جای آن را بگیرد اولین دغدغه نوع رنگ آن لباس است که قرار است جای چادر را بگیرد. طبیعتاً رنگی انتخاب میشود که جذاب تر باشد، متنوع باشد، مردم پسند باشد، با مد روز هماهنگ باشد.
تنگی، گشادی، کوتاهی، بلندی، دل دوخت، یقه و همچنین نوع و مدل سایر موارد مربوط؛ مانند رنگ مو، نوع روسری، آرایش و نقشهای متناسب با آن لباس و .... همه و همه باید براساس مد روز باشد، چرا که اگر در جامعه آن روز پوشش گشاد مد نباشد زن با پوشش گشاد احساس حقارت نموده و مورد تمسخر قرار میگیرد.
پس ناچار است از مدلهای تنگ و اندامی استفاده کند، وقتی پوشش بانوان تنگ و اندامی شد اصل فلسفه حجاب، که پیدا نبودن حجم بدن زن است، زیرا سوال میرود.
نکته سوم: هر چیزی فرهنگ و آداب مخصوص خود را دارد.
حجاب بدون چادر نیز اقتضائات خاص خود را دارد. نوع خاص راه رفتن، تعاملات اجتماعی، نوع حرف زدن، نگاه کردن و ....
و آخرین نکته اینکه، در فصل گرما قاعدتاً پوشش جایگزین چادر باید از جنس نازک تر و لطیف تر انتخاب گردد و این همان چیزی است که با اسلام و احکام آسمانی آن منافات دارد. چرا که در روایات آمده است: زنی که از لباس نازک استفاده کند و بدن و حجم آن را در معرض نگاه نامحرم قرار دهد، از آموزههای اسلام فاصله گرفته است.
بدین ترتیب با کنار رفتن چادر، آرام آرام دختر و زن جامعه آگاهانه و ناآگاهانه به سوی فرهنگ بی هویتی و فاصله گرفتن از ارزشهای اخلاقی پیش میروند و به تدریج هنجارهایی که مورد قبولشان بوده رنگ میبازد؛ حریمها شکسته میشود؛ گناه و بی عفتی عادی میگردد و به جای بندگی خدا، بنده و اسیر شهوت، مد و مدلها گشته و تقلید کور کورانه از تبلیغات پوچ غربی سراسر وجودشان را میگیرد.
چادر مشکی و کراهت شرعی
سوال: مگر در اسلام رنگ مشکی کراهت ندارد؛ پس چرا این همه اصرار میشود که چادر بانوان مشکی باشد؟
پاسخ: هر چند در بین روایت و احادیث، مواردی دلالت بر کراهت استفاده از لباس سیاه وجود دارد، اما در این باره مسائل زیر قابل توجه است:
1. سند برخی از این روایات ضعیف بده و قابل دفاع نیست، لذا انتساب قطعی آن به امامان معصوم (ع) شایسته نیست.
2. در بین روایات مواردی وجود دارد که دال بر استفاده اهل بیت (ع) از پوشش مشکی است، استفاده حضرت زهرا (ع) از لباس روی مشکی، هنگام عزیمت به مسجد و امام صادق(ع) از نقش مشکی، از جمله این موارد است.
3. در روایاتی که دال بر کراهت استفاه از رنگ سیاه است، مواردی چون عمامه، کفش، سربند (روسری) و گونهای از چادر زنانه استثناء شده است.
4. پایبندی به احکام شرعی بسیار پسندیده است، اما شایسته است که این تقلید همه جا و در تمامی عرصهها جاری و ساری باشد. برخی از افراد هیچ گونه پایبندی به اصول اعتقادی و احکام شرعی ندارند و صرفاً به عنوان یک بهانه کراهت رنگ مشکی را مستمک قرار داده و از رعایت حجاب کامل و برتر شانه خالی میکنند.
5. از نظر شرعی، یک مسلمان یا مجتهد است یا مقلد، و یا محتاط. مقلدان باید در مسائل و احکام شرعی مربوط (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) تابع نظر مرجع تقلید خویش باشند و از آنها جلو و عقب نیفتند. کدام مرجع تقلید تاکنون حکم به کراهت رنگ مشکی برای چادر داده است؟ نه تنها چنین حکمی وجود ندارد که اتفاقاً برخی از مراجع بزرگوار استفاده از چادر مشکی را پسندیده تر و بهتر میدانند.
6. رنگ مشکی در پوشش رویین، انتخاب خود بانوان در صدر اسلام بود، به طوی که پس از نزول آیه حجاب، زنان مومنه پوشش مشکی را برای خود انتخاب کردند. با توجه به اینکه پیامبر(ص) نیز این انتخاب را تقبیح نکردهاند، از نظر شرعی نوعی امضا و تایید آن حضرت به حساب میآید.
چرا چادر مشکی؟!
سوال: از نظر علمی، ثابت شده که رنگ مشکی موجب افسردگی وکسالت میشود. با این حال تشویق و ترغیب استفاده بانوان از چادر مشکی چگونه توجیه میشود؛
پاسخ: در صحت این ادعا که رنگ مشکی ایجاد افسردگی و انزوا میکند تردید هست و موارد زیادی وجود دارد که این فرضیه را نقض میکند. اگر این ادعا را قبول کنیم باید بپذیریم که استفاده مردم مسلمان و علاقه مندان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) از لباس سیاه در ماههای محرم و صفر، ایام فاطمیه و سایر مناسبتها آنان را افسرده میسازد، در حالی که قضیه کاملاً بر عکس است و شور، شعور، انگیزه، انرژی، نشاط معنوی، عشق سرشار و حضور موثر اجتماعی عزاداران اهل بیت (ع) بسیار برجسته و قابل تامل است.
بسیاری از افراد از کت و شلوار یا کفش مشکی استفاده مینمایند و اتفاقاً جزء شادابترین و با نشاطترین افراد نیز به حساب میآید.
از نگاه روانشناسی به این نکته دقت شود که، ممکن است کسانی که دارای افسردگی روانی هستند و رنگ تیره پناه ببرند، نه اینکه رنگ تیره الزاماً ایجاد افسردگی میکند.
و نهایتاً اینکه، اگر رنگ مشکی موجب سلب نشاط و تحرک میشود، در مورد چادر بیشتر برای طرف مقابل تاثیر گذار است، که همان مردان میباشند و این با فلسفه حجاب و جلوگیری از تحریک جنس مخالف کاملاً هماهنگی دارد، زیرا خود استفاده کننده از چادر معمولاً کمتر آن را مشاهده میکند.
باز هم چادر مشکی
سوال: چادر مشکی موجب جلب توجه بیشتر نامحرمان به چهره بانوان میشود. با این وصف در اسلام که مدافع حریم بانوان است چرا توصیه اکید به استفاده از چادر مشکی است؟
پاسخ: اولاً، در اسلام الزامی به پوشش چادر مشکی نشده است.
این خود بانوان بودند که در صدر اسلام پوشش مشکی را برای خود انتخاب کردند و پیامبر اکرم (ص) نیز آن را تایید نمود.
ثانیاً، برخلاف ادعای مطرح شده در متن سوال، از نظر روانشناسی رنگ مشکی «صامت» است و برخلاف رنگهای دیگر محرک و تحریک پذیر نیست. پس استناد به محرک بودن رنگ مشکی نادرست است. همچنین از نگاه علم روانشناسی رنگ مشکی به منزله گفتن «نه» و پاسخ منفی به هوسها، هزگیها و بی بند و باریها و مرزی مستحکم و استوار بین محرم و نامحرم به حساب میآید.
ثانیاً: معیار کلی برای پوشش زن در اسلام این است که لباس و چادر محرک شهوت نباشد، جامعه را آلوده نکند و متانت و عفت زن را تحت الشعاع قرار ندهد. در بین رنگها، رنگ مشکی جامعیت بیشتری را برای تامین این شاخصهها دارد، از این رو به عنوان حجاب برتر مطرح شده است.
چادر در قرآن
سوال: در کجای قرآن بحث چادر برای زنان مطرح شده است؟
پاسخ: در آیه 51 سوره مبارکه احزاب واژه «جلباب» عنوان شده است که بیان کننده نوع پوشش زنان مسلمان است. جلباب در لغت به معنای پوشش کامل و بزرگ است.[۱۲۱]
مفردات راغب آن را به پیراهن و روسری معنی کرده و «قاموس» جلباب را چیزی مانند ملحقهای میداند که زن به وسیله آن تمام جامههای زیری خویش را میپوشانده (چارقد). مفسران نیز نظرات مشابهی در این خصوص ارائه کردهاند.
بنابر این، جلباب پوشش بزرگ گسترده و سرتا سری است که همه ظاهر بدن را میپوشاند و روی لباسهای دیگر قرار میگیرد و دقیقاً همان مفهوم از آن انتزاع میشود که امروز از چادر انتزاع میشود.
فصل پنجم : حجاب از روایای گوناگون
حجاب و فرهنگ
سوال: شما فقط نقاط منفی فقدان حجاب در جوامع را میبینید، در حالی که باید نیمه پر لیوان را هم دید؛ اگر برهنگی و بی حجابی مولد آسیبهای فردی، اجتماعی و فرهنگی است، پس چرا جوامع غربی در علم، تکنیک و هنر حرف اول را میزنند؛
پاسخ: نمیتوان با قاطعیت این نظریه را پذیرفت که برهنگی و بی حجابی در پیشرفت مغرب زمین نقش داشته است، پیشرفت علمی و تکنیکی معلول عوامل متعددی است که باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد، در حالی که میتوان به سهولت نقش منفی آن را در تنزل سطح علی و فرهنگی جوامع ثابت نمود. چگونه میتوان پذیرفت در دانشگاهی که محل رشد و بروز استعدادهای علمی است دانشجو در محیط کلاس با جلوه گریهای طنازانه دختران و اندامهای برهنه و مدلهای زنگارنگ آنان مواجه شود و از نظر فطری و غریزی همه حواس خود را متوجه دانش اندوزی تعمل و پژوهش نماید؟ چرا که در این جوامع دانشگاه و مدرسه از ماهیت تربیتی و آموزش خود خارج شده و به نمایشگاهی از نگاههای جنسیتی و لذت محوری تبدیل شده است.
بی دلیل نیست که غرب امروز به بن بست رسیده و بسیاری از کشورهای غربی از تجربه طولانی برهنگی و اختلاط در مراکز علمی و تحقیقی اکنون به فکر تفکیک مرد و زن افتاده و البته پس از اعمال آن به توفیقات بیشتری دست یافته است. امروز به تازگی شاهد جدا سازی زنان و مردان در وسائل حمل و نقل عمومی غربی هستیم، در حال حاضر فرهیختگان و دل سوزان فرهنگی غرب به این نتیجه رسیدهاند که یکی از عوامل رکود علمی و اخلاقی اختلاط در محیط آموزشی است و در اندیشه جداسازی آنها افتادهاند.[۱۲۲]
یکی از نویسندگان غربی در تحلیل شرائط و وضعیت کنونی جامعه غرب چنین مینویسد:
در آمریکا انقلاب بازگشت به پوششهای عفیفانه در حال شکل گیری است.[۱۲۳]
براساس مقالهای در مجله تایم به تاریخ جولای 1989میلادی موج عظیم حرکت به سوی عفت و محافظه کاری در آمریکه در راه است و تقاضا برای استفاده از لباسهای پوشیده، سال به سال افزایش مییابد.[۱۲۴]
ریشههای فرهنگی، پدیده بی حجابی
سوال: از نظر فرهنگی پدیده بی حجابی معلول چه عواملی است؛
پاسخ: عوامل متعددی را از نظر فرهنگی میتوان به عنوان ریشههای بروز بی حجابی بر شمرد که به تعدادی از آن به صورت اختصار اشاره میشود.
1. ضعف نگاه استراتژیک به موضوعاتی مثل حجاب.
2. تعدد و تنوع سازمانهای مسئول با نگرشها و فعالیتهای مختلف و بعضاً متعارض.
3. ارائه نکردن تعریف مشخص از پوشش زمان، متناسب با ضرورتهای فرهنگی جامعه در عصر جدید و نیاز شهروندان و تلاش نکردن برای معرفی الگوهای پوششی متناسب با سلیقههای متعدد، منطبق با معیارهای شرعی حجاب.
4. فقدان تلاش جدی و برنامه ریزی شده برای اوضاع فرهنگی در زمینه حجاب و برخورداری از برخی رفتارهای افراطی و تفریطی و احیاناً ترویج اباحه گری و تساهل و تسامح در بحث پوشش و تسری این دو در عرصههای مختلف مد، نمایش فیلم و سینما، موسیقی، رسانه و .... .
5. بی توجهی به جنبههای اخلاقی و تربیتی حجاب و پیامدهای منفی ان.
6. تلقی نکردن بی حجابی به عنوان معضل اجتماعی و مولفه امنیتی و فقدان تلاش منسجم و برخورد اصولی با آن و توجه ناکافی به نقش و اهمیتی ساختارهای نظارتی و کنترل غیر رسمی و برنامه ریزی مناسب برای بهره گیری از مشارکت جمعی در حل معصلات اجتماعی همچون امر به معروف و نهی از منکر... .
7. ضعف برنامه ریزی در تامین نیاز جنسی و زمینه سازی برای ازدواج بهنگام و آسان.
8. سوء استفاده بدخواهان از بی حجابی برای مخالفت با نظام سیاسی، اسلام و ارزشهای فرهنگی مورد حمایت آن.
حجاب و کار کرد اجتماعی
سوال: آیا حجاب کارکرد اجتماعی هم دارد، یا فقط در کارکرد فردی خلاصه میگردد؟
پاسخ: اسلام در مسئله پوشش و حجاب زن دو هدف اساسی را مدنظر دارد:
الف. مصونیت خود زن در برابر طمع ورزی و هوس رانی افراد بیمار دل و هرزه.
ب. پالایش جامعه از آلودگیها و فساد و تامین سلامت و امنیت اخلاقی اجتماع و ایجاد زمینه برای رشد معنوی مردم با مدیریت غرایز و فروکشی التهابات جنسی و در نتیجه تحکیم و ثبات خانوادهها به عنوان هستههای اولیه اجتماع.
اسلام با تشریع حجاب، میخواهد اجتماع را از فضای جنسیتی منفک و تحت تاثیر فضای انسانی و اخلاقی قرار دهد. بدیهی است که رشد و بالندگی جامعه به سلامت و امنیت جسمی و روحی افراد آن بستگی دارد و به تعبی استاد شهید مطهری(ره):
عجبا، که میگویند حجاب نیمی از افراد اجتماع را فلج کرده است؛ در حالی که بی حجابی و بی بد و باری نیروی تمام افراد زن و مرد را فلج کرده است.
جامعه بی حجابی در معرض انواع آسیبها وآلودگیهای قرار دارد و در موضوع جرائم جنسی به حد غیر قابلی کنترل میرسد، همچنانکه جوامع غربی زده به حدی از ابتذال رسیدهاند که اکنون خود نیز بدان معترف اند و در پی راه فرار از گردابی هستند که خود بانی آن بودهاند.
اینکه در آمریکا 45% دختران دبیرستانی پیش از فارغ التحصیلی مورد تجاور قرار میگیرند؛
اینکه 80% دختران انگلیس همراه خودقرص ضد بارداری دارند؛
اینکه در آمریکا به طور رسمی هر پانزده دقیقه یک نفر مورد تجاوز به عفت و آزار جنسی قرار میگیرد؛1
اینکه سالیانه در ایتالیا بیست هزار زن و در آلمان 7500 زن مورد تجاوز جنسی قرار میگیرد؛
اینکه از تلویزیون فرانسه گزارش میدهند که در این کشور هر سال بیش از 000/300 دختر و زن مورد حمله یا تجاوز جنسی قرار میگیرند؛
1. بر اساس آمار اعلام شده از مرکز آمار وین، به نقل از کتاب «راز یک فریب».
و اینکه نیمی از یازده هزار زن مصاحبه شونده انگلیسی میگویند شبها هرگز بدون شخص همراه جرات نداریم حتی برای چند دقیقه از خانه بیرون برویم.[۱۲۵]
اینها نشانگر چیست؟ آیا به خاطر داشتن حجاب و رعایت حریمهای زن و مرد است یا بر عکس! آیا اینها ریشه در فرهنگ برهنگی ندارد؟
اجتماع متعالی، اجتماعی است که به فرموده امام علی (ع) در آن شهوت و حکمت با هم جمع نشوند؛ «لا تجمع الشهوه و الحکه».
اجتماع سالم و پاک اجتماعی است که به گفته شهید مطهری(ره):
« انواع التذاذهای جنسی و بصری به محیط خانوادگی و در چاچوب ازدواج قانونی اختصاص یافته و اجتماع نحصراً برای کار و فعالیت باشد.»[۱۲۶]
حجاب و محدودیتهای اجتماعی
سوال: آیا فکر نمیکنید وضع قانون حجاب در اسلام برای زنان دست و پاگیر بوده و مانع حضور موثر آنان در فعالیتهای اجتماعی میگردد؛
پاسخ: به طور کلی در اسلام منعی برای حضور اجتماعی زن وجود ندارد، مشروط برآنکه این حضور به نفع خود او، خانواده و اجتماع بوده و لطمهای به این ارکان وارد نسازد. تحقیق این شرط منوط به رعایت اصل عفت و حجاب توسط بانوان و حفظ حریم شرعی و اخلاقی میباشد. با عایت این اصل، بانوان میتوانند در عرصههای مختلف اجتماعی که با شئونات جسمی و روحی آنان سازگاری داشته باشد حضور داشته و دارای آثار برجستهای گردند.
چنانکه چنین صحنههایی از صدر اسام تاکنون واقع شده و زنان نامدار سکاندار عرصههای تاثیر گذار اجتماعی بودهاند.
فیلسوف شهید استاد مطهری(ره) در این زمینه مینویسد:
آن چه اسلام میگوید، نه آن چیزی است که مخالفان اسلام، اسلام را به آن متهم میکنند؛ یعنی محبو سیت زن در خانه، و نه نظامی است که دنیای جدید آن را پذیرفته است و عواقب شوم آن را میبیند. یعنی اختلاط زن و مرد در مجامع. اسلام میگوید: نه حبس و نه اختلاط، بلکه حریم نسبت جاری مسلمین از زمان رسول خدا (ص) همین بوده است. که زنان از شرکت در مجالس و مجامع منع نمیشدند ولی همواره اصل حریم رعایت شده است.[۱۲۷]
رسول اکرم (ص) هرگز همسرش را محصور نمیکرد، آنان را با خود به سفر میبرد و برای خارج شدن آنان از منزل با آنان مخالفت نمیکرد. اشکال کار اینجاست که امروز اجتماعی شدن زن را با تجمل و خودنمایی لازم و ملزوم تصور میکنند، در حالی که اگر بنا باشد زن به طور جدی وارد اجتماع شوید باید دست از تجمل، آرایش، خودنمایی و برهنگی بردارد.
لازمه اجتماعی شدن این است که فرد کمتر به خود بپردازد و خود را همچون قطرهای در دریای جامعه غرق کند. این همه تنوع و تفنن که در لباس و آرایش زن غرب و غرب زده وجود دارد نشانه آن است زن در جامعه غرب و غرب زده به طور جدی وارد جامعه نشده، بلکه به عنوان یک شیء لوکس و تزئینی که همواره جای او در حاشیه کارها جدی است به جامعه دعوت شده است. او به جامعه دعوت نشده، بلکه در جامعه به بازی گرفته شده است. او کسی است که به فکر اجتماع و جامعه نیست، بلکه در اندیشه سر و وضع خویش است.[۱۲۸]
حجاب و ارتباطات
سوال: آیا والدین در چگونگی معاشرت و ارتباطات فردی و اجتماعی و محجبه بودن یا بی حجابی دختران نقش دارند؟
پاسخ: تردیدی نیست که خانواده، اطرافیان، بستگان و دوستان نقش قابل توجهی در سرنوشت مادی و معنوی انسان ایفا کرده و هر چقدر وابستگی انسان و دلبستگی او به اطرافیان بیشتر باشد، احتمال تاثیر پذیری نیز بیشتر است. در بحث پوشش نیز چنین واقعیتی جریان داشته و همبستگی زیادی بین نوع پوشش اطرافیان از قبیل مادر، خواهر، دوستان فرد و پوشش خود فرد وجود دارد.
درصد بالایی از دختران چادری دارای مادری چادری هستند و 70% دختران که صمیمیترین دوستانشان چادری هستند، آنان هم چادی هستند و 73% از دخترانی که نزدیکترین دوستانشان از حجاب کامل و چادر فراری بوده و از مانتو و روسری استفاده میکنند پوشش این گونه را برای خود انتخاب کردهاند.
چه بسیار دخترانی که دارای شخصیت مذهبی بودهاند، ولی به علت معاشرت با دوستان ناباب و یا تحت تاثیر خانواده یا محیط نامناسب و برای فرار از انگ امل بودن، عقب مانده بودن، مرتجع بودن، و ... به رنگ آنان درآمده و بی حجابی و بی بند و باری را انتخاب نمودهاند. همچنان که مذهبی بودن و تقید والدین به مسائل شرعی و اخلاقی در شکل گیری شخصیت مذهبی و ارزشی دختر نقش موثر دارد. براساس برخی پژوهشها، هر چه والدین مذهبی تر باشند، نگرش آنان به حجاب مثبت تر است. از سوی دیگر هر قدر منزلت رعایت حجاب در خانواده بیشتر باشد. وضع حجاب نیز به سوی الگوی مطلوب تمایل پیدا میکند.[۱۲۹]
حضور اجتماعی بانوان در عصر معصومین(ع)
سوال: آیا در سیره نورانی معصومین (ع) شواهدی دال بر حضور بانوان محجبه و با عفت در عرصههای اجتماعی وجود دارد؟
پاسخ: آن چه در سیره نورانی پیامبر اعظم (ص) آمده است به هیچ وجه حاکی از محدودیت و انفعال زنان محجبه در اسلام نیست.
پیامبر هیچ گاه همسرانش را محصور نمیکرد، خدیجه در نماز جماعت پیامبر(ص) حاضر میشد، جلسات مناظره و مباحثهام حبیبه، همسر پیامبر، با کفار قریش پیرامون مسائل اعتقادی و احکام دینی و هم چنین جلسات ویژه بانوان در تاریخ ثبت شده ایت. ام سلمه در غزوه خیبر، فتح مکه، شکستن حصار طائف، جنگ هوازن و آخرین حج پیامبر(ص) حضور داشت و به عنوان بانویی فقیه و پارسا پاسخگوی مسائل علمی و سوالات گوناگون مردم بود.
حضرت فاطمه زهرا(ع)، دختر گرامی پیامبر (ص) پیستاز فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی بود و همواره یار و مدافع رسالت و ولایت. زهرای مرضیه (ع) با همت مردانه اش، با خطبههای بلیغش، با اشکهای حماسی اش و با تربیت فرزندانی آسمانی همچون حسن، حسین، زینت و ام کلثوم در دامن عصمت و کرامتش در تاریخ ماندگار شد و خود تاریخ ساز گردید.
حماسه سازیهای «زینب کبری» و «ام کلثوم» در جریان کربلا و پس از آن گواه دیگری به نقش موثر و بی بدلیل زنان نامدار اسلام در عرصههای اجتماعی است.
اصلاح محیط
سوال: به جای ملامت بی حجاب، باید جامعه را اصلاح کرد، چرا که جامعه امروز چنین اقتضایی دارد که زنان به خاطر همرنگی با محیط بی حجابی را انتخاب کنند؛ چرا به جای علت با معلول مقابله میشود؛
پاسخ: هر چند محیط در شکل گیری شخصیت انسان موثر است، اما علت تامه نیست. علاوه بر این، همرنگ شدن با محیط فاسد، همنوا شدن با شیطان و مغایر با آموزشها و رسالت انبیای عظام و ائمه معصومین (ع) است؛ پیامبران و جانشینان آنان آمدند تا انسان را از محیط فاسد و انحرافات اخلاقی آن نجات دهند و با تربیت انسانهای صالح محیط را اصلاح کنند. هر محیط فاسدی میتواند به دست انسانهای صالح اصلاح شود و به جای تاثیر گذاری، تاثیر پذیر شود.
آیا دو واجب اساسی و مهم امر به معروف و نهی از منکر، که در دین اسلام آمده است، جز در محیطهای فاسد و مواجهه با افراد ناصالح و ناآگاه معنا و مفهوم پیدا میکند؟!
کم نیستند افرادی که در حیطهای نامساعد رشد و نمو کرده، اما با تکیه بر ایمان، تقوی و اعتقادات خویش جامعه را متحول کرده و سلامت و پاکی را به آن هدیه دادهاند.
تاثیر حجاب در بهداشت روانی جامعه
سوال: آیا میتوان ادعا کرد که حجاب در بهداشت روانی جامعه نقش دارد؛
پاسخ: نه تنها میتوان چنین ادعایی کرد، بلکه اگر جامعه حجاب همه جانبه داشته باشد، با جرات میتوان گفت که تضمین کننده بهداشت روانی جامعه است.
پوشش و حجاب به شرطی که در برگیرنده ابعاد و جوانب لازم نباشد، بی حجابی و برهنگی وجلوه گری محرک جنسی جامعه بوده و جاذبههای کاذب و خطرناک خود را مانند ویروسهای مهلک در جای جای جامعه میپراکند و بهداشت و سلامت روانی مردم را تهدیدی میکند.
ولی اگر جامعه تبدیل به جامعهای عفیف و محجوب شود و زنان آن جامعه خود را مکلف به رعایت شئون و حجاب الهی و رفتار عفیفانه بدانند، خود بخود محرکهای جنسی و روانی و جاذیههای کاذب از جامعه پالایش شده و از غرق شدن جامعه در مسائل شهوانی و ضد اخلاقی جلوگیری خواهد شد.
از هم گسیختگی نظام خانواده و وجود بیماریهای روانی ناشی از تحریکهای مستمر در جوانان، سیر نزولی اخلاق اجتماعی و معنویت از آسیبهای اجتماعی است که منشاء اصلی آنها غفلت از خدا و عدم توجه به احکام و حدود الهی همچون حجاب و پوشش است که بهداشت روانی جامعه را به خطر میاندازد. بنابر این، برای برخورداری از بهداشت روانی در جامعه و افراد آن مطمئنترین و بهترین راه پیروی از دستورهای الهی و قوانین شرعی و بخصوص حجاب و پوشش میباشد.
مقبولیت اجتماعی
سوال: افراد بی حجاب در جامعه مقبولیت بیشتری داشته و مورد توجهاند. آیا بانوان چاره دیگری غیر از همنوایی با جامعه دارند؟
پاسخ: اولاً، این ادعا درست نیست. ثانیاً، به فرض که این ادعا درست باشد، باید بگوییم مگر توجه دیگران و ادعای مقبولیت اجتماعی میتواند قبح و زشتی یک کار را بردارد؛ آیا میشود به بهانه داشتن مشتری هر کار خلافی را انجام داد؛
اگر در جامعهای ناهنجاریها ارزش تلقی شود و به تعبیر روایات، «منکر» معروف قلمداد گردد، دلیل بر مشروعیت و رضایت خداوند نیست. پیامبر اکرم(ص) میفرماید:
من طلب رضی الناس بسخط الله و کله الله الی الناس؛[۱۳۰]
کسی که رضایت و توجه دیگران را بر رضایت خداوند
ترجیح دهد، خداوند او را به همان مردم واگذار میکند.
دینداری و تقید به آداب و اخلاق، نه تنها یک نیاز فطری است، بلکه بر پذیرش اجتماعی نیز اثر گذار است. جامعه، فطرتهای پاک و خدایی را بیش از دیگران مورد اعتماد میداند؛ هر چند خود به دلیل آن آگاه نباشد.
از امام علی (ع) نقل شده است که:
من اصلح فیما بینه و بین الله اصلح الله فیما بینه وبین الناس؛[۱۳۱]
آن کسی که رابطه خود را با خدا اصلاح کند خداوند رابطه اش را با دیگران اصلاح خواهد نمود.
حجاب مردان
سوال: چرا به زنان میگویند حجاب داشته باشند؛ به مردها بگویید نگاه نکنند؟
پاسخ: بخش دوم سوال کاملاً درست است؛ اتفاقاً قرآن کریم هم به مردها چنین دستوری داده است.
«قل للمومنین یغضوا من ابصارهم...»
مردان باید در مواجهه با نامحرمان نگاه خودرافرو افکنند و از خیره شدن به نامحرم خودداری ورزند. مضامین روایی نیز مملو است از احادیث مرتبط با حرمت نگاه نامشروع به نامحرم و عواقب دنیوی و اخروی مرتبط با آن.
اما بخش اول سوال نادرست است. همان دستوری که مردها را از نگاه حرام باز میدارد به زنان نیز دستور میدهد که از رعایت حجاب و پوشش کامل دریغ نکنند. یک مسلمان، با احکام دینی گزینشی برخورد نمیکند. باید زمینههای فساد را ریشه کن کرد.
این زمینه ممکن است در برهنگی، بی حجابی وعدم اهتمام به حجاب شرعی جلوه کند با در هوس رانی و نگاه نامحرم.
بی حجابی و عوامل بیولوژیکی
سوال: نقش تاثیر روانی یا عوامل بیولوژیکی در پدیده بی حجابی چگونه ارزیابی میشود؟
پاسخ: عوامل بیولوژیکی یا روانی به زمینههای زیستی و خواستههای طبیعی فرد اطلاق میشود که معمولاً میان افراد مشترک است. از جمله زمینههای بیولوژیکی مرتبط با مقوله پوشش میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: میل به خودنمایی، تزیین و خودآرایی و به تعبیر قرآن «تبرج». این میل بین دختران جوان شدیدتر است و براساس آن انسان تمایل شدید به جلب توجه دیگران دارد. همچنین تمایل دارد که زیباییهای خود را به رخ دیگران بکشد، تادر پرتو تحسین و تمجید دیگران به نوعی از آرامش و امنیت برسد. موارد دیگر عبارتند از: لذت جویی، میل به تظاهرات جنسی، جلب جنس مخالف و نیاز به ابراز وجود و متمایز نشان دادن خود.
بدیهی است این تمایلات نیز همچون دیگر غرایز طبیعی و فطری باید در پرتو فرهنگ و نظام ارزشی اسلام جهت یافته، تعدیل شده و در قالب شرعی و منطبق یا معیارهای اخلاقی ساخته و پرداخته شود.
به تعبیر دیگر، این تمایلها در پرتو ترکیب طبیعت انسان با فرهنگ دینی و انطباق با معیارهای اخلاقی برگرفته از دین سامان خواهد یافت.
استاد شهید مطهری(ره) در توجیه این گونه تمایلات مینویسد:
زن همیشه میخواهد مطلوب و معشوق مرد باشد.
جلوه گریها، دلبریها و خودنماییهای زن همیشه برای جلب توجه مرد است. زن آن قدر که میخواهد مرد را عاشق و دلبسته خویش کند. طالب وصال و لذت جنسی نیست.. زن مظهر جمال و مرد مظهر شیفتگی است.
تمایل مرد به نگاه کردن و چشم چرانی است، نه به خودنمایی و برعکس تمایل زن بیشتر به خودنمایی است، نه به چشم چرانی... به همین جهت «تبرج» از مختصات زنان است.[۱۳۲]
بی تردید یکی از گونههای خودنمایی در نوع پوشش است، عوامل بیولوژیکی و روانی بی حجابی را میتوان چنین برشمرد:
احساس گرایی خام
برخسی نظریههای روان شناختی انحراف، انحرافها و کج رویهای افراد، به ویژه جوانان را نشی از اراه و تصمیم آگاهانه به هنجار شکنی، میل به برانگیختن واکنشهای جمعی، پشت پا زدن به سنتهای اجتماعی یا تلاش برای جایگزینی ارزشهای فرهنگی نمیدانند، بلکه بیشتر نشانه احساس گرایی خام، هواخواهی، خودنمایی، لذت جویی و تحت تاثیر احساسات لحظهای یا عوامل غیر عقلانی گرفتن میدانند.
اختلال شخصیت نمایشی
یکی از نظریههای روان شناختی انحراف، نظریه موسوم به «اختلال شخصیتی نمایشی» است. افراد مبتلا به این بیماری خواهان جلب توجه دیگران به خود هستند؛ آنان مبتکر، نمایشگر، سرزنده و اغواگرند.
مهمترین ویژگی مبتلایان به این اختلال، تمایل شدید به خودنمایی و جلب توجه است و برای تامین این هدف به کارهای غیر عادی از جمله پوشیدن لباسهای عجیب و جذاب و آرایشهای تند و نامتعارف و ژست لباسهای عجیب و جذاب و آرایشهای تند و نامتعارف و ژستهای نمایشی خاص دست میزنند. عواطف این افراد به شدت نمایشی و اغراق آمیز است.
آنها شیفته مدلهای جدید بوده و علاقه مندند که تغییرهای جدید را تجربه کنند؛ بی آنکه واقعاً به این تغییرها نیاز داشته باشند. این نوع اختلال شخصیتی هر چند با جلوه نماییهای متفاوت میان زنان و مردان مشترک است و معمولاً در پایان دوره نوجوانی و اوائل جوانی که پیاپی در راستای ارضای تمایل سیری ناپذیر خود به نوگرایی و تنوع خواهی به استقبال الگوی فوری میروند و مایلند همواره خود را در قالب فرمهای جدید عرضه کنند.[۱۳۳]
به بیان دیگر اینگونه افراد دچار بیماری روانی «هیستری» هستند. فرد مبتلا به هیستری از لحاظ روحی دچار ضعف نفس و تزلزل شخصیت بوده و توان و انرژی خود را به جای صرف کردن در امور مفید وسازنده صرف جلوه گری و خودنمایی میکنند تا ضعف شخصیت خود را با آن پنهان کنند.
بیمار مبتلا به هیستری، لباس را به عنوان پوشش نمینگرند، بلکه آن را ابزاری برای خودنمایی و جلوه گی و جلب توجه دیگران قلمداد میکند. لذا دائماً در حال تنوع طلبی و تغییر شکل و قد و آرایش است و روح و روان خویش را اسیر این معضل کرده است.
این شخص برای ارضای خود از مدلها و آرایشهای غیر همگون، ناموزون و غیر معمول و تحریک آمیز از نظر نوع جنس، رنگ، مدل، اندازه و .... استفاده میکنند. چنین انسانی علاوه بر اینکه خود به گناه و معصیت آلوده میشود، دیگران را نیز به ورطه گناه میکشاند.
حجاب و حاکمیت
سوال: حجاب امری شخصی و مسئولیت آن با خود و نهایتاً با خانواده است، دولت به چه مجوزی در این امر دخالت میکند؟
پاسخ: اولاً، حکومت ایران نظامی مبتنی بر اسلام و احکام دینی است.اسلام برای تمام عرصههای زندگی آدم، از قبل از تولد تا پس از مرگ هم دارای ایده و برنامه است. یکی از برنامهها، حجاب، و پوشش بانوان است. نمیتوان گفت حکومتی مبتنی بر اسلام است اما در رابطه باحجاب و جایگاه آن مسئولیتی ندارد.
ثانیاً: دخالت و یا نظارت حکومت بر حجاب در صدر اسلام نیز سابقه داشته است. پیامبر(ص) مردی را که آرایش زنانه میکرد تبعید نمود. امیر المومنان علی (ع)، به عنوان حاکم اسلامی، به مردم عراق هشدار میدهد که مراقب زنانتان باشید که با مردان دوشادوش نشدند و مرز بین خود و مردان را رعایت کنند. این سخن علی (ع) امری حکومتی تلقی میشود، نه امری شخصی و صرفاً از باب امر به معروف و نهی از منکر.
ثانیاً: قانون اساسی جمهوری اسلامی، دولت را موظف به تحقیق اصول مترقی اسلام و حاکمیت ارزشهای اخلاقی و فضائل انسانی در جامعه نموده است. در مقدمه قانون اساسی آمده است. خانواده واحد بنیادیت جامعه و کانون اصلی رشد و تعالی انسان است و توافق عقیدتی و آرمانی در تشکیل خانواده که زمینه ساز اصلی حرکت تکاملی و رشد پاینده انسان است، اصل انسانی بودن و فراهم کردن امکانات و رشد پاینده انسان است، اصل انسانی بودن و فراهم کردن امکانات جهت نیل به این مقصور از وظایف حکومت اسلامی است.
زن در چنین برداشتی از واحد خانواده، از حالت شیئی بودن و یا ابزار کار بودن در هدف اشاعه مصرف زدگی و استثمار خارج شده و ضمن باز یافتن وظیفه خطیر و پر ارج مادری در پرورش انسانهای مکتبی پیشاهنگ، خود همرزم مردان در میدانهای فعالیت و تلاش میباشد و در نتیجه پذیرایی مسئولیت خطیرتر و در دیدگاه اسلامی برخوردار از ارزش و کرامتی والاتر خواهد بود.
در اصل دوم قانون اساسی نیز دولت موظف شده محیطی مساعد برای رشد فضائل اخلاقی براساس ایمان، تقوا و مبارزه با فساد و تباهی ایجاد کند. در ماده 638 قانون مجازات اسلامی میخوانیم:
زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و جزای نقدی محکوم خواهند شد. بنابر این، مقوله حجاب علاوه بر امری شرعی بودن جنبه قانونی نیز دارد و دولت موظف به پاسداری از آن است.
بی حجابی، جرم حقوقی
سوال: آیا علاوه بر شرع، قانون هم بی حجابی را جرم میداند؟
پاسخ: از منظر مباحث حقوقی هر گونه ناهمسویی یا مخالفت با هنجارهای قانونی معتبر جامعه، جرم و سزاوار مجازات است. از این رو نقض قوانین مملکتی در اثر عملی خارجی در صورتی که انجام وظیفه و یا اعمال حقی آن را تجویز نکند و مستوجب مجازات هم باشد «جرم» نامیده میشود.
در قانون رسیدگی به تخلفات استفاده کنندگان البسه خلاف شرع مصوب 28/12/65 مجلس شورای اسلامی و نیز ماده 4 قانون البسه مبتذل، در بیانی مشابه آمده است:
کسانی که در انزار عمومی وضع پوشیدن لباس و آرایش آنان خلاف شرع و یا موجب ترویج فساد و هتک عفت عمومی میباشد. توقیف و خارج از نوبت در دادگاه صالح محاکمه و حسب مورد به یکی از مجازاتها محکوم میگردند. مجازات این اشخاص حبس، از سه ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و پانصد هزار ریال تا شش میلیون ریال و74 ضربه شلاق یا یک یا دو مجازات مذکور میباشند.
ماده 638 قانون تعزیرات اسلامی نیز، بی حجابی را در کنار برخی انحرافها سزاوار برخورد قضایی دانسته است. از این رو بی حجابی به اعتبار نقض هنجارهای اجتماعی، کج روی و انحراف و به اعتبار و ناهمسویی و تخلف از قوانین نظام جرم شمرده میشود.
حجاب و امنیت
سوال: مسئله حجاب خانمها چه ارتباطی به امنیت دارد، که مقامات امنیتی به بهانه آن وارد عمل شده و طرحهای ویژهای را برای مهار بی ججابی به مرحله اجر در میآورند؟
پاسخ: حجاب مسئلهای چند بعدی است و اتفاقاً یکی از ابعاد مهم و حساس آن بعد امنیتی است که در دو شاخه فردی و اجتماعی قابل ملاحظه است:
امنیت فردی
مراعات حجاب و رفتار عفیفانه، امنیت فردی شخص را تامین میکند و او را از آسیبها و خطرات زیادی ایمن میکند؛ چنانکه بی حجابی و بی عفتی زمینه رابرای تعرض به فرد و اذیت و آزار او فراهم میکند.
نیم نگاهی به آنچه در دنیای امروز میگذرد این ادعا را ثابت میکند. بسیاری از اذیت و آزارها، تعرضها، اهانتها و هتک حرمتها یی که نسبت به بانوان صورت میگیرد، متوجه دختران و زنان فاقد حجاب و پوشش است، امر مهمی که خداوند در قرآن کریم برآن تاکید کرده و حجاب را سپر محکمی برای زنان در برابر هوس رانان و بی بند و باران معرفی میکند؛
«یدنین علیهم من جلائیئهن ذلک اذنی ان یعرفن فلا یوذین»[۱۳۴]
در این آیه شریفه حجاب، سپری در مقابل اذیت و آزارهای و سدی محکم و مشتی پولادین در برابر نگاههای هرزه و آلوده و حریمی پاک در برابر ناپاکیهای تلقی شده است.
امنیت اجتماعی
شاخه دیگری که در بعد امنیتی حجاب قابل بحث است، بعد اجتماعی است. هر اجتماعی برای رشد و تعالی در کنار امنیت نظامی، اقتصادی و سیاسی باید از امنیت فرهنگی و اخلااقی نیز برخوردار باشد. این امر بخصوص در جامعه اسلامی ار ضروریاتی است که باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. جامعهای که بر پایه ارزشهای اسلامی و اخلاقی شکل گرفته و با خون صدها هزار شهید بارور و شکوفا شده و اکثریت مردم هنجارهای دینی و اخلاقی آن را پذیرفتهاند، سزاوار نیست عدهای با بی حجابی و بی عفتی مخل امنیت روحی و روای جامعه شده و آرایش و آسایش مردم را به هم ریخته و عملاً با ارزشهای والای اسلامی و اخلاقی و اعتقادات آن مخالفت نمایند.
بدیهی است فتارهای اینچنینی مخل حق و حقوق اکثریت مردم متدین و معتقد بوده و هنجارهای موجود را به هم ریخته و امنیت روحی و روانی و فرهنگی جامعه را تهدید میکنند. در این شرایط، باید مسئولین امنیتی وارد عمل شده و با افراد مخل امنیت و آرامش اجتماع برخورد نموده و جامعه را از این تهدید جدی نجات دهند.
حجاب و آزادی
سوال: مگر یکی از شعارهای انقلاب اسلامی برقراری آزادی نبود؛ مگر قانون اساسی جهوری اسلامی آزادی را حق مردم ندانسته؛ پس چرا زنان در انتخاب پوشش آزاد نیستند؟
پاسخ: برای پاسخ به این سوال توجه به نکات زیر ضروری است:
الف: هر چند یکی از شعارها و دستاوردهای محوری انقلاب اسلامی در ایران «آزادی» بود، اما باید توجه داشت که «آزادی» در کنار «استقلال» مطرح میشد و نهایتاً آزادی و استقلال در قالب نظامی اسلامی مطالبه میشد (استقلال، آزادی، جمهوی اسلامی).
بدیهی است، یکی از جنبههای مهم و کلیدی استقلال، استقلال فرهنگی است. بر این اساس نظام اسلامی نظامی است مستقل بر مبنای آموزشهای دینی و اخلاقی اسلام، چه کسی میتواند منکر این قضیه شود که بی حجابی و مدگرایی غربی با استقلال فرهنگی نظام منافات دارد؟
ب: از آزادی، تعریفهای تقاوتی شده است و هر فرد و گروهی به تناسب دیدگاه و نظر خویش آن را تعیین و تشریح میکند.
در نظام اسلامی، آزادی بر مبنای مجوزهای و بایدها و نبایدهای شرعی قابل احترام و پذیرش است، نه آزادی به معنای بی قیدی اخلاقی و بی بند و باری در عرصههای مختلف.
با اندکی تامل در ریشههای انقلاب اسلامی، به روشنی متوجه این نکته خواهیم شد که یکی از عوامل اساسی پیدایش انقلاب اسلامی ایران و حضور مردم در صحنه مبارزه با رژیم منحوص پهلوی تنفر شدید و انزجار مردم از آزادی غربی به معنای بی بند و باری، فساد و بی حجابی بود، چرا که موضوع شرم آور کشف حجاب توسط رضا خان و ادامه این سیاست کثیف توسط محمد رضا پهلوی یکی از عوامل مهم و موثری بود که مردم را به حمایت از مرجعیت بیدار و روحانیون مهم و موثری بود که مردم را به حمایت از مرجعیت بیدار و روحانیون آگاه و در راس آنان امام خمینی (ره) وادار کرد. در واقع، انقلاب اسلامی برای محو آزادی غربی و مصادیق و جلوههای آن ایجاد شد و استمرار آن نیز منوط به حرکت در مسیر شرعی و اخلاقی و حاکمیت ارزشهای دینی است.
ج: قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی به هیچ عنوان آزادی مطلق را تجویز نکرده و در اصول متعدد بر محوریت احکام اسلام و ترویج فضائل اخلاقی تاکید نموده است. چنانکه در اصل دهم آمده است:
خانواده واحد بنیادی جامعه اسلامی شمرده میشود که همه قوانین و مقرات و برنامه ریزیهای مربوط باید در جهت آسان تر شدن تشکیل خانواده و پاسداری از قدرت آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد.
در اصل بیست و یکم قانون اساسی نیز آمده است:
دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و به ایجاد زمینه مساعد برای رشد شخصیت زن و اجرای حقوق مادی و معنوی او بپردازد.
آیا اهداف معنوی در این اصول قانونی با بی حجابی و بی عفتی محقق میشود یا با حجاب و حیا و عفت!
د: از نظر عقل و شرع نیز آزادی مطلق مشروعیت ندارد. در هر جامعهای خطوط قرمزی وجود دارد و همه موظفند به آن پایبند بوده و در حفظ مقرات و ضوابط کوشا باشند. زن معاصر غربی بر خلاف پندار غللط خود آزاد نیست، بلکه همانند زنان قرنهای اولیه تاریخ و قرون وسطا اسیر و برده مردان گشته و در مالکیت هوس رانان و هوس بازان قرار گرفته و در این اسارت و تسلیم چنان فریب خورده است که اسارت را زیر پوشش «آزادی» و تظاهر به آن پذیرفته است و در این باتلاق بزک کرده به خود میبالد.
در تعرف جدید از آزادی، انسانیت زن فدای جنسیت او شده و او صرفاً وسیلهای برای دفع غریزه جنسی مرد در نظر گرفته شده است.
نگاهی به مجلات، فیلمها، سایتها، آگهیهای تجاری وبازرگانی و ... در دنیای امروزی بخوبی این امر را ثابت میکند. این چه آزادی است که وجود زن وقف لذتهای نامشروع مردان است و کار به جایی رسیده که به قول «مهاتماگاندی» رهبر هند، باید مردها از شرم سر به زیر افکنند.[۱۳۵]
در این نهضت به اصطلاح «آزادی زن» زن، معشوقه مرد و موجودی مطلوب همگان شده ولی مسئولیت و بار پر افتخار «مادر» بودن و «همسر» بودن را از دست داده و معشوقهای آزاد برای ارضای هوس هاس تند شهوت رانان و تسکین دهنده غرایز حیوانی آنان شده است، بدون آنکه احساس مسئولیتی کند.... .[۱۳۶]
بی حجابی و انگیزه سیاسی
سوال: برخی افراد بی حجاب انگیزه سیاسی دارند و به راحتی نمیتوان آنان را به انگیزه اخلاقی متهم کرد، چرا این موضوع را صرفاً با نگاه اخلاقی و فرهنگی بررسی میکنند؟
پاسخ: از نظر جامعه شناسی پدیدهها و اتفاقات سیاسی در تعیین رفتار انسانها تاثیر بسزایی دارند. همچنانکه در برخی نقاط همان حجاب و در برخی نقاط دیگر بی حجابی زنان با این رویکرد انتخاب شده است.
نگاه سیاسی در بخشهای از پدیده بی حجابی کاملاً مشهود است؛ نگاهی که متاثر از برنامه ریزی شده دشمن بوده و حکایت از تهاجم همه جانبه آنان به اسلام و ایران دارد. اما آیا واقعاً میتوان این پدیده را نگاهی کاملاً سیاسی دانست و از بازخوردهای فرهنگی و اجتماعی آن در جامعه غافل بود؟ یقیناً، بی حجابی و برهنگی با هر انگیزهای که صورت بگیرد، آثار و تبعات منفی و آسیبهای فرهنگی و اجتماعی خود را بر جامعه خواهد گذاشت.
حجاب و سیاست
اشاره
سوال: آیا فکر نمیکنید که نگاه سیاسی به مقوله بی حجابی نوعی توهم توطئه باشد؟ به نظر میرسد بی حجابی نوعی رفتار عادی و انتخاب طبیعی در بین برخی از دختران و زنان باشد؟
پاسخ: با نگاهی به تاریخچه کشف حجاب در ایران و برخی از کشورها اسلامی و موضع گیریهای ایجاد شده در مجامع و محافل وابسته به استکبار جهانی، پاسخ این سوال روشن میشود؛
در سول تاریخ، همواره استعمار گران و ایادی آنان با روشها و برنامههای مختلف سعی در محو حجاب و تحقیر زنان محجبه داشتهاند. رضا خان در ایران و آتاتورک در ترکیه، از جمله کسانی بودند که براساس نقشه استعمارگران و مخالفین اسلام، با تمام قوا به جنگ حجاب و بانوان محجبه برخاسته و با ممنوعیت آموزشهای دینی، تعطیلی مراکز قرانی و مذهبی ترویج معاشرتهای غیر اخلاقی و مختلط، کشف حجاب و برداشت چادر و روسری از سر زنان و ممنوع ساختن ورود دختران و زنان حجبه به مراکز علمی و اداری و محاصره همه جانبه زنان عفیف و با حجاب زمینه را برای اجرای این توطئه شوم فراهم ساختند.
توجه داشته باشید که«همسفر» جاسوس انگلیسی در کشورهای اسلامی در گزارش ارسالی خود به وزارت خارجه انگلیس چنین مینویسد:
در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند... پس از آنکه حجاب زنان با تبلیغات وسیعی از میان رفت وظیفه ماموران ما این است که جوانان را به عشق بازی و روابط جنسی نامشروع تشویق کنیم. زنان غیر مسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید کنند.[۱۳۷]
فرانتس فانون نویسنده کتاب «الجزایر و مسئله حجاب» مینویسد:
هنوز هم روایاتی از رام کردن جامعه الجزایر، به کمک زنان بی حجاب که شریک جرم اشغالگرند، بیرون نرفته است. دشمن براساس ضرب المثل: زنها را به دست بگیریم، همه چیز به دنبال آن خواهد آمد، سرمایه گذاری بسیار زیادی را در سطح زنان جوامع اسلامی به عمل آورده و میآورد تا به اهداف شوم خود برسد و طبیعی است که به خاطر نقش وجایگاه نمادین چادر نوک حمله خود را به این مسئله اختصاص دهند.
به تحلیل زیر که در مورد زنان مسلمان الجزایر است دقت کنید:
.... هر چادری که دور انداخته میشود افق جدیدی را که تا آن هنگام بر استعمارگران ممنوع بد، در برابر او میگشاید و بدن الجزایری را که عریان شده است را تماماً به او نشان میدهد. پس از دیدن هر چهره بی حجابی، امیدهای حمله ور شدن اشغالگر ده برابر میگردد. هر بار که یک زن الجزایری کشف حجاب کند با این عمل خویش در واقع وجود جامعه الجزایری را با سیستم دفاعی سست بنیاد و متلاشی، به اشغالگر اعلام میدارد. هر چادری که میافتد، هر بدنی که از پوشش سنتی چادر رها میشود، هر چهره که به نگاه نا آرام اشغالگر عرضه میگردد برگردان این معنا است که الجزایر به انکار وجود خویشتن آغاز کرده و هتک ناموسی را از جانب اشغالگری پذیرفته است.[۱۳۸]
استراتژی سیاسی امروز هم دقیقاً همین است. در جلسهای که در امریکا با حضور کارشناسان و صاحب نظران فرهنگی، امنیتی این کشور برگزار شد، «نتانیاهو» نخست وزیر اسبق اسرائیل درباره شیوههای براندازی جوامع اسلامی و تضعیف بنیه فرهنگی و اخلاقی مسلمانان چنین میگوید:
به جای هزینههای سنگین نظامی و بمباران شهرها و مراکز کشورها اسلامی پیشنهاد میکنم بازار مسلمانان را از لباسهای غربی، دامنهای کوتاه و لوازم آرایش و مشروبات الکلی و مواد مخدر پر کنید. این بهترین شیوه بمباران و از بین بردن مقاومت مسلمان است.[۱۳۹]
محمود جم، وزیر کشور کابینه محمد علی فروغی، در خاطرات خود، به نقل از رضا شاه پهلوی، مینویسد:
این چادر و چاقچورها را چه جوری میشود از بین برد؟
دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول کرده و از وقتی که به ترکیه رفتم و زنهای آنها را دیدم که چادر و حجاب را دور انداخته و دوش به دوش مردان کار میکنند دیگر از هر چه زن چادی است بدم میآید... درست مثل یک دمل را پیدا کرده، که باید با احتیاط به آن نیشتر زده و از بینش برد. من مدتی است به این فکر هستم که زن ایرانی در قفسی سیاه قرار گرفته و پایش بسته است.[۱۴۰]
امروز نیز دشتنان در ادامه همان شویه شیطانی با القای شبهه نسبت به حجاب و بخصوص چادر و با بهره گیری از هواداران کانال ماهوارهای، میلونها سایت اینترنتی ورسا نههای مختلف، سعی در انحراف افکار عمومی و تضعیف باورهای اسلامی مردم نسبت به این واجب شرعی داشته و دارند.
«ریون کرکت» مسئول سابق شبکه جاسوسی سیا در ایران میگوید:
چادر نمادی است که وجود انقلاب را در سر راه همه چهار راهها به نمایش میگذارد. با چادر میتوان این احساس را پدید آورد که انقلاب اسلامی هنوز زنده است.[۱۴۱]
ارتباط نوع پوشش و آرایش و نظام سرمایه داری غرب
سوال: برخی قائلند که بین نوع پوشش و آرایش و نظام سرمایه داری غرب ارتباط وجود دارد، آیا برای این ادعا مستنداتی وجود دارد؟
پاسخ: تردیدی نیست که بینش مادی و دنیوی غرب که از افق نزدیک خور و خواب و خشم و شهوت دورتر نمیرود، یک نظام اقتصادی متناسب با خود ایجاد کرده که به منزله وسیلهای است تا جهان را و آن چه در آن است؛ اعم از طبیعت و حیوان و انسان، هر چه بیشتر به مصرف کردن و مصرفی شدن وا دارد. و این همان سرمایه داری است که نظام اقصادی جهان خالی از معنویت است.
این نظام مبتنی بر تکاثر و فزون طلبی، که ماشین مکنده عالم است، از همه قوا و امکانات جهان و همه نیروها و غرایز انسان استفاده میکند تا بازار تولید و مصرف را داغ تر سازد و «جنسیت» که نیروی طبیعی در انسان است در استخدام این نظام فزونی طلب و حریص قرار گیرد. این جاست که جنسیت و اختلاف جنسی زن و مرد که در فرهنگهای معنوی آیه و نشانه لطف و حکمت خداوند است.[۱۴۲] مایه گرمی بازار و رونق دکان اقتصاد سرمایه داری شده و آنچه در فرهنگ معنوی اسلام مایه آرامش و سکون دانسته شده است، در دست انسان دور از معنویت وسیلهای برای برافروختن هر چه بیشتر تنور خواهش میگردد.
زن در این جامعه که محکوم چنین نظام اقتصادی است، وسیلهای است که باید مصرف کند و مصرف شود. اقتصاد خالی از معنویت غرب به غیر از این دو کلمه هیچ ارزش دیگری از به رسمیت نمیشناسد. زن فقط جسم است و تن، باید مصرف کند و مصرف شونده باشد و این نظام است که شکل لباس او را تعیین میکند.
زن مظلومترین قربانی سشرمایه داری غرب و در عین حال برندهترین سلاح در دست همین سرمایه داران است. در چنین شرایطی چشمان آزمند دنیا پرستان زن را چونان طعمهای برای گرمی بازار سرمایه برگزیده و او را در مسلخ پول قربانی کرده. «عشق» آن لطیفه معنوی که آکنده از راز و رمز بوده جای خود را به «سکس» داده. سکس هم در خدمت اقتصاد قرار گرفت و زاییده هزار صفت تولیدو گرداننده هزار بازار مصرف شد. تبلیغات نیز طبق معمول راه را برای کاروان شتاب آلوده سکس باز کرد و ...
سازندگان لوازم آرایشی و طراحان مد برای غارتگران، چشم به زن دوختهاند واگر قرار باشد فرهنگ معنوی به جای تمدن مادی بنشیند و زن دیگر شخصیت خود را به چهره و جسم خود نداند، تکلیف صاحبان این صنایع عظیم چه خواهد شد؟ آری، زن غربی و غرب زده نه تنها باید لباس بپوشد که بدن نا و بدن پرداز باشد، بلکه دائماً خود را به بهانه مد عوض کند تا بازار مدسازان و پارچه فروشان و صنایع نساجی و خیاطان داغ بماند و اگر لباس وسیله خودنمایی نباشد چه چیز این صنایع را به چرخش در خواهد آورد؟ و فاجعه آمیزتر از همه اینکه؛ زن نه تنها وسیلهای برای مصرف شدن و مصرف کردن خود میشود، که وسیلهای برای مصرف هر چه بیشتر هر چیز دیگر میشود.
برای اینکه لاستیک تراکتور، بیشتر به فروش برسد باید تصویر نیمه عریان یک زن جوان در کنار آن باشد، همه فروشندگان فروشگاههای بزرگ باید از میان زنان جوان انتخاب شوند و حتی در تبلیغات انتختباتی مجالس قانون گذاری «سکس» و زن وسیله تبلیغ کاندیدا قرار بگیرد.[۱۴۳]
مارگارت مارکوس میگوید:
امروزه بهره برداری تجاری از جنس لطیف زن شغل بزرگی است، عکسهای سکسی در کتابها، مجلات، روزنامهها، تلویزیون و سینما لکههای کثافت را روی صورت ما پخش میکنند.[۱۴۴]
زیبایی و جمال زن برای بسیای از مردان وسیله سودجویی شده است. خطوط هواپیمایی برای پذیرایی مسافران شان قیافههای جذاب و طناز میطلبد، به مسافر خانهها صریحاً میگویند؛ مهماندارانشان باید خوشگل، خوش تیپ و جذاب باشند، رنگین نامهها و رسانهها همه و همه بهزن نگاه بالایی دارند و اورا در خدمت فروش بیشتر کالا میبینند. کالایی بهتر و مرغوبتر است که زن مشهورر و برهنه تر آن را تبلیغ کند.
راز شخصیت زن
سوال: تاثیر حجاب و بی حجابی در تکامل یا انحطاط شخصیت زنان چگونه ارزیابی میگردد؟
پاسخ: شخصیت به مجموعه افکار، عواطف، عادتها و اخلاقیات یک انسان اطلاق میگردد که وی را از سایرین متمایز ساخته و خود را با آن یه دیگران میشناساند.
فطرت سلیم انسانی حکم میکند که همواره در مسیر تکامل شخصیت خویش گام برداشته و از هر آنچه که موجب لطمه زدن و تضعیف شخصیت مان میشود پرهیز کنیم. از سوی دیگر، خداوند حکیم در آفرینش زن نهایت هنرمندی را به کار بسته و زن را جلوهای از عظمت، حکمت و قدرت فوق العاده خود قرار داده است.
انسانی سرشار از عاطفه، عشق، جذابیت، محبت، دلبری و دلدادگی، که همه اینها رمز ماندگای و استحکام نظام خانه و خانواده است.
شکل گیری و تکامل شخصیت موجودی ظریف و جذاب مانند زن، به عوامل متعددی بستگی دارد؛ یکی از این عوامل رعایت عفت و حجاب است. چرا که زن با حجاب خود را مخلوق و بنده خدایی حکیم، دانا و عادل دانسته و خویش را موظف به اطاعت از دستورها و اوامر و نواهی او در راستای نیل به کمالات بالاتر و درجات معنوی والاتر میداند. زن با حجاب به جای تکیه بر جذابیتهای ظاهری و نمایش اندام و پیکرش در برابر دیگران، به اصالتها، معنویات و ارزشهای متعالی تکیه کرده و با زنان و عمل به دیگران اعلام میکند که آنچه مهم ایت شخصیت ذاتی و معنوی و توجه به جنبه انسان بودن زن است و میزان پایبندی او به اخلاق و ارزش هاست، نه اشتغال و سرگرمی او به برهنگی و بی حجابی و افتادن در ورطه بی بند و باری و ابتذال جنسی.
او با درک ارزش والای انسانی و اخلاقی خویش و دور نگه داشتن خود از دسترسی نامحرمان، شخصیت والای خود را به رخ بیگانگان و نامحرمان کشانده و دست رد به سینه هرزگان دوره گرد و بیمار دلان آلوده میزند. برعکس، افرادی که تمام وقت و انرژی خویش را صرف خودآرایی، خودنمایی و گدایی نگاه دیگران کرده و بهترین سرمایه، یعنی عمر خود را صرف تهیه لباسها، لوازم آرایش و وسائل خودآرایی و جلوه گری برای دیگران مینماید عملاً فرصت تکامل شخصیت خود را از دست داده و آنچه برای آنان مهم است جاذبههای جنسی و جذب نگاههای آلوده و تحریک شهوات دیگران است؛ نه چیز دیگر... .
زنان بیمار دلی که تمام همتشان این است که مورد پسند این و آن واقع شده و دلها و چشمها را تصاحب کرده و با عریانی و تبرج برای خود مشتری جلب کنند، در واقع ارزش و کرامت انسانی خود را به بهایی اندک فروخته و شخصیت خدادادی خود را با تحسین و لذت دیگران معامله میکنند.
زن اگر بها و ارزش واقعی خود را بداند، هرگز خود را این چنین ارزان و سبک در اختیار هوس بازان قرار نمیدهد. این مسئلهای است که حتی طراحان و طرفداران برهنگی نیز به آن اعتراف میکنند.
«راسل» که خود سالها نظریه پرداز برهنگی بوده میگوید:
بسیار مایه تاسف است که امروز دستیابی به زن بسیار آسان شده است... .[۱۴۵]
آری، لباس هر کس معرف شخصیت اوست، به تعبیر روانشناسان لباسها زبان دارند، اندازه اش، شکلش، رنگش، مدلش، و .... .[۱۴۶]
به تعبیر دیگر، لباس هر انسان پرچم کشور وجود اوست، پرچمی که او بر سردر خانه وجود خود نصب کرده و با آن اعلام میکند که از چه کلام و فرهنگی تبعیت میکند. همچنان که هر ملتی با وفاداری واحترام به پرچم خود اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خویش ابراز میکند، افراد هم مادامی که به یک سلسله ارزشها و بینشها معتقد و دلبسته باشند لباس متناسب با آن ارزشها و بینشها را به تن خواهند کرد.[۱۴۷]
به تعبیر شهید بزرگوار استاد مطهری (ره)؛
گاهی وضع لباس، راه رفتن و سخن گفتن زن معنا دارد و با زبان بی زبانی میگوید؛ دلت را به من بده، در آرزوی من باش، دنبال من بیا.... و گاه برعکس، میگوید؛ به من حق تعرض نداری،...
و نهایتاً اینکه، هر بخشی از حجاب کم شود انسان را یک قدم به سمت برهنگی جلوتر میبرد و مسلم است که برهنگی شخصیت ساز نیست، خودنمایی و خودآرایی و تبرج، تکامل شخصیتی نمیآورد.
این وقار، متانت، عفت و عبودیت است که شخصیت ساز و اصلت بخش است. حجاب، زن را در دیدگاه دیگران شخصیتی قابل احترام و مکرم و شایسته تعظیم میسازد و از بازیچه شدن او در دست آلودگان و هوس رانان جلوگیری نموده و مصونیتی شگفت انگیز به او میبخشد.
این بخش را با فرازهایی از سه نامه به پایان میبریم.
نامه اول، از حجه الاسلام و المسلمین قرائتی، خطاب به دختران جوان:
مگر شما جواهارات قیمتی خود را در پوشش قرار نمی دهدی تا از دسترس نا اهلان دور بماند؟ چه گوهری گرانقدر تر از وجود شماست؟ چرا خود را ارزان جلوی هر چشمی قرار میدهی؟ مگر نه اینکه کسانی که به شما نگاه بد میکند شما را برای خودشان میخواهند؟!...
نامه دوم، از یک زن آمریکایی، خطاب به زنان مسلمان لبنانی است، با عنوان «تقدیم به خواهر مسلمانم»:
آن که مظلوم واقع شده است ما زنان آمریکایی هستیم.
بردگان که ارزشمان تنزل یافته است. من، تو(زن مسملن لبنانی) را دیدم که همراه فرزندانت برای زندگی تلاش میکنی. لباسهای ساده شما در عین سادگی نشانه حجب، حیاء و عفت شماست. من زیبایی شما را حس کردهام؛ یک احساس قوی به من دست میدهد، احساس رشک به شما... این قدرت ایمان شماست که باعث شده زیر بمباران بی امان صهیونیستها از ما زنان آمریکایی شاداب تر باشد....، چرا که هنوز شما با طبیعت زنانه خوب زندگی میکنید. من هم تا دهه 1960 به این نوع زندگی عادت داشتم تا اینکه بمبارانهای دشمن ما ا نشانه گرفتند. این بمباران متفاوت بود؛ آنها اخلاق و عفت ما را نشانه رفته بودند؛ این حمله بسیار نامحسوس بود. صهیونیستها از هالیود به ما حمله کردند. همه تولیدات هالیود بستههایی از دروغ و تحیف واقعیتها است. تولید کنندگان محصولات هالیود رفتارهای سکسی را به عنوان رفتارهای بی ضرر نشان میدهند، چون میخواهند با برنامههای مسموم خود بافت اخلاقی جوامع را از بین ببرند. خواهش میکنم زهر آنها را نخوید، چون زهرشان پادزهر ندارد. این برنامهها ما زنان آمیکایی را خوشبخت نشان میدهد که از پوشیدن لباسهایی همچون زنان فاحشه، نداشتن خانواده و با فرزند به خود میبالیم. اما باور کنید ما از نوع زندگیمان ناخرسندیم، میلیونها نفر از ما مصرف کندگان دائمی داروهای ضد افسردگی هستند.. . مدلهای طراحی شده در گنداب غرب به شما القا میکند که با ارزشترین دارایی شما جنسیت و تمایلات جنسی است، اما حجاب شما نشان دهنده عزت و اعتماد به نفس شماست.
جنسیت شما هم هدیه شما به مردی است که به شما عشق میورزد. عشقی که مقدمه ازدواج میگردد ... .
متاسفانه گاهی میبینیم که برخی زنان مسلمان سعی میکنند در پوشش مثل غربیها باشند.از نظر ما شما الماسهای بی عیبی هستید، اجازه ندهید به سنگهای مصنوعی براق تبدیلتان کنند.... . خواهش میکنم عفت و پاک دامنی خود را حفظ کنید، چرا که ما زنان غربی راه زندگی مان را گم کردهایم، ما شما را الگوی خود قرار میدهیم، پس عفت و پاکدامنی خود را با چنگ و دندان حفظ کنید و آن را ارج نهید.... .[۱۴۸]
و در نامهای دیگر، زنی آمریکایی چنین مینویسد:
امروز از خیابانی عبور میکردم. زن نیمه عریانی را دیدم کهبا حریکات موزون، آواز خواندن و قرار دادن پیکر خود در آغوش مردان، آنها را تشویق به خرید از مردی میکرد که در خیابان ذرت بو داده میفروخت... برای لحظهای از زن بودن خودم شرمنده شدم و از پستی و رذالت بشر بیزار. چرا باید یک زن برای فروش کالایی بی ارزش مانند ذرت بو داده چنین بی شرمانه خود را به نگاههای هرزه و هوس آلود بفروشد، در حالی که خداونداو را در بالاترین جایگاه قرار داده است.[۱۴۹]
عادی شدن برهنگی
سوال: در جوامع غربی مسئله غریزه جنسی عادی شده و حساسیتها از بین رفته است و کسی توجهی به زنان و برهنگی آنان نمیکند، اما در جوامع اسلامی مانند ایران، چون حجاب برای زنان واجب شده مردها حساس تر هستند. آیا زمینه سازی برای عادی شدن بی حجابی و در نتیجه از بین رفتن حساسیت مردها بهتر نیست؟
پاسخ: طبیعی است که در مغرب زمین هر پرده از شرم و عفاف که کنار میرود و جلوه تازهای از جنسیت آشکار میشود چند صباحی آن جلوه و آن نمایش تازگی دارد و سپس جاذبه خود را از دست داده و عادی میگردد. اگر مسئله به همین جا ختم میشد، این فرضیه درست بود، اما مشکل این است که مسئله به اینجا ختم نمیشود، بلکه به محض اینکه این نوع تحریک در اثر تکرار عادی شد انسان در پی تحریک تازهای برمی آید که شدیدتر باشد و سوداگران بازار تحریک نیز این نکته را به خوبی فهمیدهاند و به همین دلیل دائماً درصدد کشف و اختراع روشهای جدیدتر و شدیدتر هستند.
مگر سرمایه داران و همه آنها که از این راه تجارت میکنند میگذراند این آتش خاموش شود. آنان همواره با حیلههای جدید و ترفندهای تازه بزار خویش و آتش انسان را تیز کرده و با نوشاندن آب شور به تشنگی آنان را تشنه تر میسازند. غریزه جنسی از این نظر شبیه اعتیاد است، کدام انسان عاقل تجویز میکند که برای ریشه کن کردن اعتیاد باید هروئین و تریاک را به مقدار زیاد در دسترس معتادان قرار داد تا عادی گردد؟ آیا غیر از این است که معتاد در اثر مصرف زیاد حساسیت خود را نسبت به هروئین و تریاک از دست میدهد و برای نشئه شدن مقدار زیادتی طلب خواهد کرد و آن مقدار زیادتر نیز پس از چندی عادی شده و دوباره مقداری بیشتر و بیشتر و نهایتاً افزون طلبی تا آنجا ادامه پیدا میکند که معتاد جان خود را از دست بدهد؟[۱۵۰]
بی حجابی و نشاط روحی
سوال: بی حجابی و برخوردای از آرایش و پوشش متنوع و جذابیت، نوعی آرامش و نشاط روحی و احساس رضایت مندی را به افراد جامع هدیه میکند. آیا اسلام با نشاط و شادی مخالف است؟
پاسخ: در پاسخ این سوال باید گفت: در چنین نتیجه گیری از بی حجابی و بی بند و باری تردید جدی وجود دارد. اگر بی حجابی نشاطی گذرا و مقطعی و احساس رضایت مندی شیطان را ایجاد کند، در مقابل بحرانهای روحی و روانی فردی و اجتماعی آن بسیار ناچیز است. وانگهی، آیا گدایی نگاه و محبت از دیگران، موجب به تاراج دادن شخصیت، هویت انسانی و اخلاق نیست! آیا به حراج گذاشتن عفت ایجاد شادی و نشاط میکند!
اگر چنین باشد امروزه دنیای برهنه باید در اوج شادکامی و آرامش باشد، در حالی که آمار خلاف این را میگوید. طبق امار و گزارشهای منتشر شده از سوی موسسه «ور دواچ» غربیها علی رغم همه ادعاها، شعارها، ظاهر سازیها و بی بند و باریها هنوز به رضایت کافی دست نیافتهاند و رشد ابتلا به بیماری افسردگی، تمایل به خودکشی، بی خوابی و استرس، در کشورهای غربی و به اصطلاح خوشحال به شدت رو به افزایش است. تعداد تماسهای صورت گرفته با مراکز مشاوره و درمان افراد ناامید و متمایل به خودکشی در روزهای آغازین سال و ماه ژانویه با 8% رشد رو به رو میشود....
40 تا 60% شهروندان آمریکایی از بیماریهای عصبی وروانی متعدد رنج میبرند... .
سازمان جهانی بهداشت پیش بینی کرده، در سال 2010 میلادی افسردگی به دومین بیماری رایج در کشورهای توسعه یافته تبدیل میشود و در طول یک سال برای 361831 کودک 3 تا 6 ساله انگلیسی داروی ضد افسردگی و آرام بخش تجویز شده است. اسلام با شادی و نشاط مخالف نیست، بلکه شادی و نشاط و آرامش ر ابا شاخصهای معین و تعریف شده ارائه نموده است. از نظر اسلام نشاطی که از حرام و گناه نشات گرفته باشد، نه تنها شادی نیست که نکبت، عذاب و خمیرمایه اندوه، حسرت و عقوبت دنیوی و اخروی است.
یک مسلمان، شادی و غم خود را بر مبنای آنچه شرع مقدس اسلام و تکالیف دینی مقرر فرموده تنظیم میکند، نه براساس خواهشهای نفسانی و نقشههای شیطانی. این چه شادی و نشاطی است که درهای جهنم را نه تنها به روی خود شخص که بر روی همه کسانی که در دام هوسهای آلوده او گرفتار شدهاند میگشاید؟
این چه احساس خوشحالی است که انحطاط اخلاقی، تزلزل خانواده و فساد اجتماعی را به ارمغان آورده و غیرت، حیاء و فضائل اخلاقی و ارزشهای انسانی را نشانه گرفته است؟
شادی و نشاط واقعی در سایه اطاعت خدا و بالاترین لذت ترک معصیت الهی است.
چه لذتی بالاتر از اینکه سیاهی چادر یک خانم محجبه و عفیفه دل مردهای هوس رانی را که دنبال خوش رنگترین زنان میگردند را بزند؟! چه لذتی دارد وقتی بانویی با وقار و محجوب سرخوش از اطاعت خدا در جامعه ظاهر میشود و دغدغه این را ندارد که گوشهای از آرایش و زیبایی او پاک شده یا فلان مرد هوس ران به او بی محلی کرده است.... .
چقدر شادی آفرین است که زنی با حجاب و متین در جامعه حضور فعال، موثر و الهام بخش دارد بدون آنکه صد قافله دل کثیف همراه او باشد.
بزرگ رین احساس رضایت مندی و نشاط روحی زمانی است که دختری بندگی خدا را سرلوحه زندگی خود قرار دهد نه بردگی هوس را و برترین خوشحالی لحظهای است که بانویی محجبه احساس کند انسانی است دارای کرامت، عزت و ارزش؛ نه عروسکی متحرک و بازیچه دیگران.
اگر لذت ترک لذت بدانی دگر لذت نفس لذت نخوانی
خلاصه اینکه شادی و لذتی مطلوب است که اولاً پایدار باشد و ثانیاً، پیامد سوء نداشته باشد. عمل و رفتای که آنی و گذراست و در پی خود نیز سیمای عذاب وجدان، حسرت و عقوبت اخروی دارد لذت به حساب نمیآید.
بی حجابی معلول خود باختگی
سوال: آیا میتوان گفت بی حجابی ناشی از نوعی کمبود روحی و روانی است؟
پاسخ: بله، در مواردی بی حجابی ناشی از اختلالات روانی، مثل خودباختگی، عدم اعتماد به نفس و تزلزل شخصیت است. این کمبودهای روانی در رفتارهای خاصی مانند تظاهر، خودنمایی، تقلید محض از دیگران و چشم و هم چشمی نمود پیدا میکند.
زن بی حجاب، در برابر مظاهر فساد و جلوههای فرهنگ پوچ غرب و هوسهای شیطانی، خود باخته میشود و در نتیجه شیفتگی و دلبستگی شدیدی برای او ایجاد شده و با پشت پا زدن به ماهیت انسانی خویش و فرهنگ دینی و مای خود یکی دل که نه، صد دل به مظاهر فرهنگ غربی داده و سرسپرده نقشههای شیطانی آنان میشود.
گاهی پیشرفتهای ظاهری دوتهای غربی مردم مشرق زمین را مجذوب میکند، به طوری که در ارزیابی آن پیشرفتها چنان دچار دستپاچگی و احساس حقارت شده که دنباله روی محض و بی چون و چرای غرب میشوند، و تنها راه رسیدن به چنین تمدن و صنعتی را قربانی کردن همه چیز، حتی اعتقادات دینی خود میپندارند.... .
جوان و تجربه
سوال: با توجه به ویژگیهای خاص جوان، آیا بهتر نیست اجازه دهیم خود او تجربه کند و بعد از شکست خودش راه درست را انتخاب کند؟ این قضیه بخصوص در مورد حجاب نیز صادق است.
پاسخ: این سخن در بسیاری از موارد نادرست است؛ مگر میشود در مقولاتی بحثهای تکلیفی، موضوعات حیثیتی و مسائلی که مستقیماً با سلامت جسمی و روحی انسان مرتبط هستند چنین حکمی را صادر کرد.
اگر بنا بود بشر خود تجربه کند، یعنی متکی به عقل و تشخیص خود باشد، دیگر نیازی به وحی، بعثت پیامبران(ص) و نصب امام (ع) نبود؛ آن بزرگواران آمدند تا راهنما و هدایت گر بشر در توفان سهمگین و پر تلاطم زندگی باشند و در پرتو انوار الهی مسیر سعادت و خوشبختی را به مردم نشان دهند. آسیبهای بی حجابی و بدحجابی آنقدر شفاف و نمایان است که جایی برای انکار آن نمیماند. خطراتی که به خاطر عدم رعایت پوشش درست، دختران سهل انگار و هوس ران را تهدید میکند آن قدر جدی است که ممکن است یک لحظه غفلت حسرت و پشیمانی یک عمر را به دنبال داشته باشد.
مگر میشود قطعه گوشتی را میان دهها گربه رها کرد و توقع داشت هیچ اتفاقی نیفتد؟ پس قانون، کنش و واکنش و عمل و عکس العمل چه میشود؟
خواسته یا ناخواسته، بی حجابی و بدحجابی، حداقل از دریچه نگاه هوس رانان، علامت نوعی بی تعهدی اخلاقی به شمار میرود.
کسی که لباس نامناسب، تیپ نامناسب، آرایش مبتذل و رفتار ناشایست دارد پیامهایی را خواسته یا ناخواسته به دیگارن ارسال میکند. آیا تصمیم عاقلانه این است که وی را به حال خودرها کنیم تا بعد از اینکه پرده حیا و عفت او دریده شد و آغوش حجب و حیا و پوشش اسلامی باز گردد؟ یا اینکه حتی با احتمال خطر جلو خطر را بگیریم و راه را برای راهزنان عفت و حیاء نا امن کرده و با رعایت حجاب و مانت و عفت درون و برون جلوی سوء استفاده آنان را بگیریم؟
فراز از حجاب
سوال: برخی از دختران به خاطر تابعیت از جو حاکم، از حجاب فرار میکنند؛ تذکات و توصیههای پدر و مادر و ... در آنها اثر نمیکند، در مواجهه با آنها چه باید کرد؟
پاسخ: علی رغم گذشت سه دهه از پیروزی انقاب اسلامی، هنوز کار قابل توجهی در رابطه با تبیین و فلسفه وجوب حجاب و نهادینه کردن آن در جامعه صورت نگرفته است؛ هنوز بانوان و دختران از فلسفه و شیرینی حجاب و چادر برخوردار نشدهاند. روشهای ترویج حجاب و چگونگی برخورد با بی حجابی دچار افراط و تفریطهای زیادی بوده و دختران بیش از آنکه از اصل حجاب فرار کنند، از رفتارهای ما فرار میکنند.
بسیاری از دختران و بانوان محجبه نیز از چایی و آثار حجاب اگاهی ندارند و صرفاً آن را به عنوان پوششی تقلیدی، سنتی و خانوادگی پذیرفتهاند، نه استدلالی و انتخابی.
دشمن نیز سنگ تمام گذاشته و با تمام قوا به میدان آمده و از همه ابزار و سرمایهها، مخصوصاً تبلیغ رسانهای خود، برای ایجاد شبیه و تردید در اذهان و ترویج بی حجابی و بی عفتی در جامعه و ایجاد بدبینی نسبت به احکام شرعی استفاده میکند.
دختران جوان باید بدانند که نوع پوشش و لباس هر شخصی مظهر فرهنگ و بینش اوست. انسان تا فرهنگ ملتی را نپذیرد لباس آنان را برتن نمیکند تا با فرهنگ خود وداع نکند نمی تواد با لباس ملی خویش وداع نماید. امام علی (ع) میفرمایند:
کسی که خود را شبیه قومی میسازد جزء آنان محسوب میگردد.[۱۵۱]
به تعبیر دیگر، هر کس مطابق بینش و باور خویش لباس میپوشد و با لباس، اعتقادات خود را معرفی میکند. کسی که از مدلهای و لباسها و تیپهای غربی استفاده کند نمیتواند خود را در صف مسلمانان و مونان بپندارد، چرا که در دام شهوت و هوس افتاده و کسی که در قفس شهوت و هوس افتاده باشد اگر به خود نیاید عاقبت خوبی نخواهد داشت.
امام علی (ع) میفرماید:
مسمانان در صورتی عاقبت بخیر میشوند که لباس بیگانگان و کفار را نپوشانند و غذاهای آنان را نخورند؛ اگر چنین شود خداوند آنان را ذلیل خواهد کرد.[۱۵۲]
رهبر معظم انقلاب در این زمینه میفرماید:
امروز سر و سینه را از زیور آلات پر کردن و آرایش و مد و لباس را بت خود قرار دادن برای زن انقلابی مسلمان ایران ننگ است.[۱۵۳]
جوانان، در باطن دیندار هستند و باید به این نکته واقف شوندکه خدایی که انسان را آفریده برای او تکالیفی معین کرده و این تکالیف را روزی از او مطالبه خواهد کرد.
باید سعی کنند بندگی کرده و خود را با دستورهای او وفق دهند تا سعادت دنیا و آخرت نصیب آنان گردد. باید بدانیم که دشمن، دشمن است و از او جز دشمنی بر نمیآید. ترویج بی حجابی و بی بند و باری را فقط باید در راستای دشمنی او با اسلام و ایران و انحراف جوانان ارزیابی کرد.
مسئولان، مردم و بخصوص پدران و مادران نیز در این خصوص وظایف سنگینی دارند.
نباید از پرخاش گری و تمرد جوانان دل زده و ملول گردند، بلکه با زبانی لین، اخلاقی شاسته، شیوهای اقناعی و از سر صدق و صفا آنان را توجیه کرده و به مسیر هدایت رهنمون سازند.
بدیهی است که زیربنای تربیت اسلامی باید از دوران طفولیت باشد تا در ذهن و جان او تثبیت شده و نهادینه گردد.
حجاب در نماز
سوال: فلسفه اصلی حجاب حفظ خود در برابر نامحرمان است، با این وصف دلیل وجوب حجاب کامل در هنگام نماز، که هیچ نامحرمی حضور ندارد، چیست؟
پاسخ: این حکم هم مثل همه احکام الهی دارای حکمت و فلسفه خاص خود است، که توجه به آن جایگاه و اهمیت حجاب را روشن تر میسازد؛ از جمله اسرار و دلایلی که برای این دستور میتوان برشمرد عبارتند از:
1. نوعی تعبد و اظهار خضوع و خشوع نسبت به دستورهای الهی؛
2. نوعی تمرین مستمر و منظم برای حجاب؛
3. تقدس بخشی به امر حجاب و پوشیدگی زنان؛
4. نوعی ادب و احترام به ساحت مقدس ربوبی توام با سادگی و قناعت؛
5. عامل تمرکز و توجه بیشتر به مضمون نماز و پرهیز از اشتغالات ذهنی و بصری به رنگها و مدلهای لباس و ... .
فصل ششم : بهانهها
هیچ اتفاقی برایم نمیافتد
سوال: هر چند ممکن است بی حجابی آسیبها و خطرهایی داشته باشد، اما من مطمئن هستم برایم هیچ اتفاقی نمیافتد، پس چرا خود را مقید به حجاب نمایم؟
پاسخ: اولاً، حجاب دستور دینی و تکلیفی شرعی است و فلسفه آن تنها در مصونیت ازخطرات شخصی خلاصه نمیشود.
ثانیاً: بی حجابی صرفاً یک مسئله شخصی نیست و آسیبهای اجتماعی و خطراتی برای دین و دنیای دیگران نیز ایجاد میکند.
ثانیاً، اطمینان از عدم خطر، توهمی بیش نیست، چرا که هر عملی عکس العمی دارد و هر کنشی، واکنشی. اگر به آمار و اخبار مراجعه شود معلوم میگردد اتفاقاتی که با منشاء بی حجابی و بی عفتی میافتد آنقدر زیاد است که به هیچ وجه قابل انکار نیست. چه بسیار زنانی که به خاطر عدم رعایت پوشش شرعی و عدم پایبندی به متانت ظاهری به رسوایی و بی آبرویی کشیده شدهاند و اکنون حسرت گذشته سیاه، سادگی، جهالت و لجبازی خود را میخورند.
یادمان باشد، بی حجابی زمینه را برای نگاههای هوس آلود مهیا کرده و اصولاً بی حجاب چشمان هرزه را به سوی خود فرامی خواند و از «نگاه» تا «گناه» هم راهی نیست.
تعمیم خطا
سوال: با حجابها بد اخلاق هستند، تظاهر میکنند، ولی با پوشش و در زیر چادر انواع خلافها را انجام میدهند. چ ضرورتی دارد من هم دنباله رو آنها باشم؟
پاسخ: اولاً، در اینکه ممکن است برخی افراد خلاف کار.... متظاهر و بداخلاق در بین خانمهای بی ججاب وجود داشته باشد تردیدی نیست. طبیعی است که در بین هر قشری، انسانهای خوب و بد وجود داشته باشند؛ هر چند انتظار میرود که موارد منفی به حداقل برسد. چرا که منظر اصلی از حجاب ایجاد فرهنگ عفیفانه در جامعه است؛ فرهنگی که براساس آن زنان پاکدامن باشند؛ [۱۵۴] در راه رفتن،[۱۵۵] سخن گفتن،[۱۵۶] نگاه کردن[۱۵۷] و در همه موارد نیز موازین شرعی و اخلاقی را مراعات نمایند. در واقع دختران و بانوان که در عین پوشیدگی، رفتار عفیفانه ندارند، از روح حجاب و فلسفه واقعی آن بهرهای نبردهاند.
ثانیاً، تعمیم موارد جزء به کل، کار درستی نیست. به فرض اگر بین خانمهای با حجاب چند نفر هم وجود داشته باشند که رفتاری مغایر با روح حجاب دارند، آیا ما مجاز هستیم دایره تنفر خود را به همه خانمهای باحجاب و بدتر از آن به اصل حجاب، که حکمی شرعی است، گسترش دهیم و با این بهانه خود را به گناه و معصیت و نکبت بی حجابی دچار کنیم! چرا نیمه پر لیوان را نبینیم؟
چرا چشم خودرا از این همه دختر و بانوی وارسته، متین و موفقی که در عین برخورداری از پوشش عفیفانه در فعالیتهای علمی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی شرکت دارند ببنیم!
برادری و خواهری
سوال: مگر اسلام دین برادری و خواری نیست؟ ما هم مثل برادر و خواهران همدیگر هستیم، چرا این مقدار در رابطه با پوشش سخت میگیرید؟
پاسخ: دین اسلام واقعاً دین برادری و خواهری است، به همین خاطر موظف اند به همدیگر کمک کنند و به فکر یکدیگر باشند.
از نظر اسلام مسلمانان مانند دندانههای شانهاند و سرنوشت هر کدام برای دیگری مهم است. یک مسلمان اگر ببینید برادر و خواهرش در انتخاب مسیر به خطا میرود، به حکم مسلمانی و به حکم برادر و خواهری، به او تذکر میدهد و سعی میکند او را از انحراف برهاند. در جامعه اسلامی، بیماری یک فرد، بیماری همه محسوب میشود.
بی حجابی و بی عفتی، بیماری مهلک و مسری است که اگر به موقع و به هنگام مداوا و ریشه آن خشکانده نشود، خطرات و آسیبهای آن دامنگیر همه برادران و خواهران میشود.
چنانکه ملاحظه شد برادری و خواهری آدابی داردکه باید به آن توجه شود. مضافاً این که در برادری و خواهی دینی صرف، محرمیت حاصل نمیشد تا بهانهای شود برای کشف حجاب و بی بند و باری.
اسیر پول
سوال: من پول دارم و به وسیله آن لباسها و مدلهای روز را میخرم و میپوشم و با آرایش روز بیرون میآیم، آیا اختیار پول خود را هم ندارم؟
پاسخ: اتفاقاً یکی از اسرار وجوب حجاب در اسلام ایجاد تعادل اجتماعی و آرامش روحی در جامعه است. حجاب پوششی است که لباسهای زیرین را میپوشاند تا زشتی و زیبایی آن در پس پرده بماند؛ پول دار، فقیر، تحصیل کرده، بی سواد، بالا شهری، پایین شهری و .... همه و همه در ورای حجاب انسانی دیده میشوند. اگر بنا باشد هر کس با اتکا به پول و ثروت هر کای را که دلش خواست انجام دهد، جامعه دچار هرج و مرج میشود و سنگ روی سنگ بند نمیشود؛ همه باید خود را به موازین دینی و اصول قانونی مقید کنند و با پایبندی به آن زمینه را برای سلامت روحی و روانی فردی و اجتماعی مهیا کنند.
عیسی به دین خود، موسی به دین خود
سوال: مرا با تو در یک قبر نمیگذارند؛ عیسی به دین خود موسی به دین خود، شما چرا به خاطر بی حجابی من و امثال من حرص میخورید؟
پاسخ: این مسئله درست است که هر کس در قبر خود دفن شده و باید پاسخ گوی اعمال و رفتار خویش باشد و در محکمه الهی حساب پس بدهد و هیچ کس، حتی نزدیکترین فرد به انسان، در روز قیامت به فریاد او نمیرسد؛ به تعبیر قرآن کریم:
« یوم لا ینفع مال و لابنون»[۱۵۸]
آنجا نه مال و ثروت سودمند است و نه اولاد و بستگان.
«شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم بما کانوا بعملون»[۱۵۹]
گوش، چشم و پوست انسان،علیه او درباره اعمالی که انجام داده شهادت میدهند.
اما آیا اگر فردی از روی خیر خواهی و از باب تکلیف تذکری اخلاقی مبنی بر رعایت حریم الهی و مراعات پوشش عفیفانه داد، کار نادرستی کرده است؟ مگر نه اینکه او بر اساس تکلیف دینی خویش امر به معروف و نهی از منکر نموده است. چه منکری بالاتر از برهنگی، بی حجابی و بی بند و باری، که همچون آتشی شعله ور اخلاق عفت و حیاء و غیرت را در جامعه اسلامی میسوزاند و خاکستر میکند؟
ضب المثل« عیسی به دین خود موسی به دین خود» با موازین دینی سازگای ندارد، که اگر چنین بود دیگر نیازی به بعثت پیامبر اسلام(ص) و ابلاغ احکام الهی و تعیین قوانین اخلاقی اسلام نبود.
در اسلام اگر کسی گناهی را ببیند و توان جلوگیری از آن را داشته باشد و اقدام نکند شریک جرم گنهکار محسوب میشود. گناه در جامعه اسلامی مانند بیماری مسری خطر ناکی است که اگر از آن جلوگیری نشود به سراسر جامعه سرایت کرده و همه را گرفتار خواهد نمود.
جامعه مانند یک خانواده بزرگ است و اگر بنا باشد در خانوادهای عیسی به دین خود باشد و موسی به دین خود، هر کس هر کار دلش خواست انجام دهد آیا این خانواده از هم گسیخته نخواهد شد؟!
احترام اختیاری
سوال: مگر نمیگویید فلسفه حجاب احترام به شخصیت زن است، اگر کسی نخواهد احترامش کنند چه کند؛ ما نه حجاب را میخواهیم و نه احترامش را؛
پاسخ: اولاً، تکریم و حفظ شخصیت زن، یکی از آثار داشتن حجاب و پوشش اسلامی است، نه همه آن.
ثانیاً: اختیاری بودن احترام و تکریم شخصیت خود، دلیلی براختیاری بودن حجاب نیست، حجاب امری شرعی، اجتماعی است.
ثالثاً: آزادی فردی و خواسته شخص تا جایی اعتبار دارد که به حقوق دیگران لطمهای وارد نکند؛ بی حجابی تعرض به حقوق فردی و اجتماعی دیگران است و مانند آتش سیار است که هر کجا رود آنجا را به آتش کشیده و شخصیت، اخلاق و اعتقاد مردم را به چالش میکشد.
رابعاً، میدان برای انتخاب وقتی مجاز است که منع شرعی نداشته باشد و شارع مقدس محدودهای برای آن معین نکره باشد. آیات و روایات بسیاری دال بر محدودیت پوشش در قالب و نوع و شکل خاصی است، که به مصلحت فرد و جامعه است و بی توجهی به آن مصونیت، امنیت، پاکی و سلامت فردی و اجتماعی را به خطر میاندازد.
رضایت اولیا
سوال: من خودم صاحب دارم و پدر و مادر نسبت به بی حجابی من رضایت دارند، دیگر به کسی چه ربطی دارد که من بی حجاب هستم؟!
پاسخ: اولاً، پدر و مادر در حیطه اختیارات خود میتوانند تصمیم گیری کنند؛ رضایت و عدم رضای آنها در محدوده شرعی و اخلاقی نافذ نیست. مثل اینکه کسی نماز نخواند و روزه نگیرد و بگوید چون پدر و مادر رضایت ندارند من این دو واجب را ترک میکنم؟!
ثانیاً: جایی که اطاعت از پدر و مادر منجر به گناه و معصیت خداود شود جایز نیست.
ثالیاً: پدر و مادر که نمیتوانند به جای همه افراد جامعه تصمیم بگیرند. حجاب امری اجتماعی و رعایت آن حقی اجتماعی است.
رابعاً، پدرها و مادرها توجه داشته باشند که شرعاً در قبال دین دار کردن فرزندان خویش و تربیت دینی و اخلاقی آنان مسئول هستند و هرگونه کوتاهی در این خصوص، عواقب دنیوی و اخروی خطرناکی دارد.
رضایت شوهر
سوال: با توجه به اینکه از نظر اسلام مرد سرپرست خانواده و رئیس زن است، آیا اگر او از بی حجابی زن خود ناراحتی نداشته و بدان رضایت دهد آیا باز هم گناهی متوجه زن میشود؟
پاسخ: حرام و حلال دو مقوله ثابت شرعی بوده و تا قیامت قابل تبدیل و تغییر نیست. کسی هم نمیتواند به بهانههای واهی حلالی را حرام و حرامی را حلال گرداند.
بی حجابی دهن کجی و مقدسات و زیر پا گذاشتن حکمی شرعی است و رضایت شوهر جز اینکه او را در این گناه شریک میگرداند اثری ندارد.
خانمهای بی حجاب به این نکته توجه داشته باشند که، اگر جلوه گری و دل ربایی امروز آنان علاقه مردی را به همسرش کم کند فردا زن زیبای دیگری با جلوه گری خویش شوهر وی را خواهد ربود و رونق زندگی آنان را کم خواهد کرد.[۱۶۰]
حجاب حق خداود است و حق خداود چیزی نیست که دیگران بخواهند از آن صرف نظر کنند. به تعبیر فقیه بزرگوار آیت الله جوادی آملی:
حجاب زن مربوط به خود او نیست تا گفته شود از حق خود صرف نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا بگوید؛ من راضی به بی حجابی هستم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست که اعضای خانواده به بی حجابی راضی باشند. حجاب حقی است الهی.
اگر همه اعضای خانواده؛ اعم از همسر، برادر، فرزند و ... راضی به بی حجابی باشند قرآن مجید راضی نخواهد بود، زیرا زن و حیثیت او حق خداست و خدا زن را مظهر احساس و عاطفه آفرید، نه مظهر بی عفتی و شهوت رانی.[۱۶۱]
از ما بدتران
سوال: وضعیت پوشش ما خوب است. این همه آدم وجود دارد که وضع آنها از ما بدتر است، چرا؟
پاسخ: شما چرا به افراد بهتر از خود نگاه نمیکنید، چرا خیل بانوان و دختران با حیاء، عفیف و محجوب را الگوی خود قرار نمیدهید؟
چرا وضعیت پوشش خود را با دختران و زنان بی حجاب تر مقایسه کرده و به خود امتیاز میدهید؟
مبنای امتیاز دادن آموزشهای دینی و احکام شرعی و الگوهای پذیرفته شدن در اسلام است.خیر دنیا و آخرت انسان در اقتدار و پیروی نمودن از این انسانهای متعالی و خودساخته نهفته است. کسی که خود بی راهه میرود، قابلیت راهنمایی دیگران را ندارد.
صدا و سیما
سوال: اگر بی حجابی ناپسد است پس چرا صدا و سیما فیلمها و سریالهایی پخش میکند که به نوعی ترویج بی حجابی و شخصیت دادن به زنان بی حجاب یا کم حجاب است؟
پاسخ: اولاً، این اشکال به صدا و سیما به طور خاص و به سایر عرصههای هنری به طور عام وارد است که هنوز خود را با آموزشهای دینی و اقتضائات شرعی تطبیق ندادهاند. صدا و سیما، و در مجموع رسانهها و نظام جمهوری اسلامی باید مقوم و مروج احکام اسلامی باشند، نه عاملی برای تضعیف آن.
ثانیاً، مگر شما مقلد صدا و سیما هستید! شما مسلمان هستید و براساس حکم شرع، مقلد مرجع تقلید جامع الشرائط. از نظر همه مراجع معم تقلید، حجاب امری واجب بوده و به عنوان ضروری دین به حساب میآید.
ثانیاً، مراجع معظم و همچنین مقام معظم رهبری- مد ظله العالی- بارها اعلام کردهاند که پخش یک برنامه یا طرح یک ایده از صدا و سیما، دلیلی بر حلیت و مشروع بودن آن نیست.
فصل هفتم : فقه حجاب
حجاب و احکام شرعی
در این بخش پرسش و پاسخهای شرعی در خصوص حجاب طبق فتاوای حضرات آیات عظام امام خمینی، فاضل لنکرانی، تبریزی، بهجت ، خامنهای، سیستانی، وحید خراسانی، نوری همدانی، مکارم شیرازی، نقلی میگردد. بر این اساس، در پاسخهایی که نظرات اکثریت مراجع معظم فوق الاشاره مشترک بوده با تعبیر مراجع معظم مشخص شده و در صورتی که مرجع تقلیدی نظر دیگری داشته باشد. به طور مستقل بیان شده است.
سوال: پوشش بدن برای زن چگونه باید باشد؟
پاسخ: مراجع معظم:
زن باید تمام بدن و موی خود (بجز گردی صورت و دستها تا مچ) را در برابر نامحرم بپوشاند.[۱۶۲]
حضرت آیه الله صافی گلپایگانی:
زن باید تمام بدن و موی خود را در برابر نامحرم بپوشاند و بنابر احتیاط واجب، باید دست و صورت را نیز بپوشاند.[۱۶۳]
سوال: آیا زیر چانه زن نیز باید از نامحرم پوشانده شود؟
پاسخ: مراجع معظم.
آری، زیر چانه جزء گردی چهره نیست و باید در برابر نامحرم پوشانده شود.[۱۶۴]
حضرت آیه الله سیستانی:
آن قسمت از چانه و زیر چانه که در هنگام پوشش مقنعه با طور معمول پوشانده نمیشود حکم گردی صورت را دارد.[۱۶۵]
سوال: آیا بر زن لازم است در مقابل بچه نابالغ خود را بپوشاند؟
پاسخ: مراجع معظم:
اگر خوب و بد را میفهمد و احتمال میدهد که نگاهش به بدن زن موجب تحریک شهوتش بشود، بابر احتیاط واجب باید بدن و موی خود را از او بپوشاند.[۱۶۶]
حضرت آیه الله بهجت:
اگر خوب و بد را میفهمد بنا بر احتیاط واجب باید بدن و موی خود را از او بپوشاند.[۱۶۷]
حضرات آیات عظام، تبریزی و مکارم شیرازی:
خیر لازم نیست، ولی بهتر است بدن و موی خود را از پسری هم که خوب و بد را میفهمد بپوشاند.1
سوال: از چه زمای بر دختر رعایت حجاب واجب میشود؟
پاسخ: مراجع عظام:
هر وقت یکی از نشانههای بلوغ در دختر آشکار شود رعایت حجاب بر او واجب میگردد.
توضیح اینکه:
الف. نشانههای بلوغ در دختر سه چیز است:
1. روییدن موی درشت و خشن زیر شکم (بالای شرمگاه)
2. حیض دیدن.
3. تمام شدن نه سال قمری.
ب. از نظر حضرت آیه الله سیستانی نشانه بلوغ در دختر، تنها تمام شدن 9 سال قمری است.
سوال: پدرم اصرار دارد که من بیش از حد معمول حجابم را رعایت کنم چه کنم؟
پاسخ: مراجع معظم: حجاب کامل زن در برابر نامحرم در محدوده شرعی واجب است و بیش از آن واجب نیست، اما سعی کنید پدرتان را آزرده خاطر نسازید.[۱۶۸]
سوال: آیا پوشاندن پشت و روی پا در مقابل نامحرم واجب است؟[۱۶۹]
پاسخ: مراجع معظم:
آری، باید آن را از نامحرم بپوشاند.[۱۷۰]
حضرت آیه الله مکارم شیرازی:
خیر واجب نیست، ولی بهتر است آن را بپوشاند.[۱۷۱]
حضرت آیه الله تبریزی:
پوشاندن روی پا تا مچ بنابر احتیاط واجب است.[۱۷۲]
سوال:زنی که میداند به جهت چهره زیبایش مردان نامحرم به او نگاه میکنند چه وظیفهای دارد؟ آیا پوشاندن چهره واجب است؟
پاسخ: مراجع معظم:
اگر باعث مفسده نشود، پوشانده چهره واجب نیست، ولی مردان وظیفه دارند به او نگاه نکنند.[۱۷۳]
حضرات آیات بهجت، تبریزی و وحید خراسانی، اگر باعث جلب توجه مرد نامحرم شود، بنابر احتیاط واجب باید چهره خود را بپوشاند.[۱۷۴]
حضرت آیه الله صافی گلپایگانی:
باید چهره خودرا در برابر نامحرم بپوشاند.[۱۷۵]
سوال: برای رعایت حجاب شرعی چادر بهتر است یا مانتو؟
پاسخ: مراجع معظم:
بی شک چادر به عنوان حجاب برتر، از ارزش والایی برخوردار است.[۱۷۶]
سوال: پوشیدن جوراب نازک چه حکمی دارد؟
پاسخ مراجع معظم:
اگر ظاهر پا در آن پیدا باشد، پوشیدن آن(جوراب) جایز نیست.[۱۷۷]
سوال: پوشیدن مانتوهایی که برجستگیهای بدن (مانند سینه و باسن) را نمایان میکند چگونه است؟
پاسخ: مراجع معظم: اگر باعث تهییج شهوت باشد جایز نیست.[۱۷۸]
سوال: پوشیدن کفشهای صدادار برای بانوان چه حکمی دارد؟
پاسخ: مراجع معظم:
اگر باعث جلب توجه مرد نامحرم و مفسده شود پوشیدن آن اشکال دارد.[۱۷۹]
سوال: آیا پوشاندن کلاه گیس واجب است؟
پاسخ: مراجع معظم:
کلاه گیس هم باید از نامحرم پوشانده شود.[۱۸۰]
سوال: آیا نماز خواندن با چادر بدن نما صحیح است؟
پاسخ: مراجع معظم:
اگر چادر نازک و بدن نما باشد نماز با آن باطل است، مگر آنکه زیر چادر پوشش کامل داشته باشد.[۱۸۱]
سوال: نماز خواندن با مانتو و روسری چه حکمی دارد؟
پاسخ: مراجع معظم:
اگر مقدار واجب پوشش و شرائط لباس نمازگزار رعایت شود اشکال ندارد؛ هر چند نماز با چادر برای رعایت پوشش در نماز آسان تر و بهتر است.[۱۸۲]
سوال: حکم گرفتن عکس بدون حجاب که ظاهر کننده آن مرد نامحرم است چگونه است؟
پاسخ: مراجع معظم:
اگر ظاهر کننده او را نشناسد و باعث مفسده نیز نشود اشکال ندارد.[۱۸۳]
سوال: پوشیدن لباسهای بسیار تنگ (اندامی) در مجالس زنانه چه حکمی دارد؟[۱۸۴]
پاسخ: مراجع معظم:
اگر موجب تحریک یا مفسده باشد جایز نیست؟
سوال: استفاده از لباس یا مانتو یا چادر با رنگهای روشن چه حکمی دارد؟
پاسخ: اگر موجب جلب نظر نامحرم و یا محریک مفسده دیگری شود جایز نیست.[۱۸۵]
سوال: چنانچه نپوشاندن صورت و دستها تا مچ فسادی برای زن در جامعه به بار آورد آیا پوشاند آن واجب میشود یا نه؟
پاسخ: امام خمینی(ره): در فرض سوال واجب است.[۱۸۶]
سوال: حکم سرکردن چادرهای براق برای بانوان چیست؟
پاسخ: مقام معظم رهبری:
اشکال ندارد مگر آنکه به صورتی باشد که جلب نظر نامحرم نماید و زن با سر کردن آن در میان نامحرمان انگشت نما گردد.[۱۸۷]
سوال: پوشیدن چادرهایی که مو یا سایر دستها از پشت آن نمایان است چه حکمی دارد؟
پوشیدن اینگونه چادرها جایز نیست. بخصوص اگر در منزل نامحرمی هست باید از پوشیدن این گونه چادرها خودداری کنند.[۱۸۸]
سوال: بیرون گذاشتن موهای سر از چادر و مقنعه در انتظار عمومی چه حکمی دارد؟
پاسخ: مراجع معظم: حرام است.[۱۸۹]
سوال: آیا زن در انتخاب پوشش باید تابع شوهرش باشد؟
پاسخ: مراجع معظم:
خیر اطاعت زن از شوهر تنها در حقوق زناشویی و بیرون رفتن از منزل است و در امور دیگر اطاعت از او واجب نیست.[۱۹۰]
سوال: وظیفه مردم در قبال بدحجابی و مفاسد موجود در جامعه چیست؟
پاسخ: مراجع معظم:
وظیفه هر فردی امر به معروف و نهی از منکر است، ولی باید به شرایط و مراتب آن توجه داشته باشد.[۱۹۱]
سوال: آیا در مقدار پوشش کامل شرعی بین نامحرمان دور و نامحرمان فامیل تفاوتی وجود دارد؟
پاسخ: حجاب و پوشش کامل در برابر نامحرمان واجب است؛ خواه نامحرم از بستگان او باشد و خواه از غیر بستگان.[۱۹۲]
سوال: برخی از مادران، دختران خود را که به حد بلوغ شرعی نریدهاند با سر و پای برهنه در خیابان هاو مجالس در حضور نامحرمان میآورند و بهانه آنها هم این است که هنوز به سن تکلیف نرسیدهاند، آیا این کار صحیح است؟
پاسخ: حضرت آیه الله مکارم شیرازی:
بر پدر و مادر لازم است که فرزندان خود را با مسائل اسلام از زمان طفولیت آشنا کنند.[۱۹۳]
حضرت آیه الله العظمی تبریزی:
حجاب بر دختران نابالغ واجب نیست، لکن وظیفه والدین است که دخترانشان را به حجاب اسلامی عادت دهند.[۱۹۴]
حضرت آیه الله العظمی بهجت (ره):
تمرین اطفال به وظایف شرعی به عهده والدین است.[۱۹۵]
حضرت آیه الله العظمی سیستانی:
به غیر بالغ حجاب واجب نیست، ولی بر پدر و مادر لازم است که فرزندان خود را به رعایت آداب و شوون اسلامی وادار نمایند.[۱۹۶]
سوال: آیا حجاب از ضروریات دین است؟ حکم کسانی که به آن بی اعتنایی میکنند چیست؟
پاسخ: حضرت آیه الله العظمی خامنهای:
اصل حجاب ضروری دین محسوب است و بی اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
حضرت آیه الله العظمی صافی گلپایگانی:
اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است، ولی بی اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن فسق است.
حضرت آیه الله العظمی تبریزی:
اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی اعتنایی نمایند حکم بی اعتنایی به سایر تکالیف دین است.
حضرت آیه الله العظمی سیستانی:
اصل حجاب از مسلمات شریعت است و در قرآن آمده است، ولی کسانی که توجه به وضوح آن ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بی اعتنایی عملی گناه است.
حضرت آیه الله العظمی مکارم شیرازی:
آری حجاب از ضروریات دین است، ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند موجب ارتداد نمیشود.
حضرت آیه الله العظمی بهجت (ره):
بی اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.[۱۹۷]
پانویس
- ↑ بحار النوار، ج8، ص309
- ↑ میزان الحکمه، ج2، ص259
- ↑ وسائل الشیعه، ج3، ص357
- ↑ احزاب، آیه 59
- ↑ لیان العرب، این منظور، ج1، ص272
- ↑ پوشش و آرایش از دیدگاه پیامبر اعظم (ص)، مریم معین الاسلام، ص12
- ↑ نور آیه 31
- ↑ خمار: به پوشش مخصوصی گفته میشده که اطراف آن، روی سینهها، گردن و شانهها را میپوشانده.(مجمع البیان، طبرسی، ج7، ص242
- ↑ احزاب، آیه 33
- ↑ الکشاف، ج1، ص62
- ↑ الدرالمنثور، ج6، ص186
- ↑ اعراف، آیه 26
- ↑ نحل، آیه 81
- ↑ انبیاء، آیه 80
- ↑ التحقیق فی کلمات القران الکیم، حسن مصطفوی، ج1، ص227
- ↑ مقدمهای بر روانشاناسی زن، ص113
- ↑ مجموعه آثار، ج19، ص513
- ↑ رساله مراجع
- ↑ صحیح مسلم، ج14، ص76
- ↑ مکامر الاخلاق، ص116
- ↑ سنن ابی داوود، ج4، ص62
- ↑ وسائل الشیعه، ج3، ص281
- ↑ تحف العقول عن آل الرسول، ص100
- ↑ نهج الفصاحه، ص506
- ↑ کنز العمال، ج1، ص219
- ↑ بحار الانوار، ج103. ص208
- ↑ کافی، ج5، ص519
- ↑ وسائل الشیعه، ج14، ص123
- ↑ بحار الانوار، ج8، ص309
- ↑ فروح کافی، ج5، ص1519
- ↑ وسائل الشیعه، ج14، ص114
- ↑ آل عمران، آیه130
- ↑ نساء، آیه 29
- ↑ اعراف، آیه 27
- ↑ فروع کافی، ج5، ص515: بحارالنوار، ج75، ص190، تحف العقول، ص357
- ↑ نهج الفصاحه، ص196
- ↑ محجه البیضاء ج5، ص177
- ↑ بحار النوار، ج63، ص229
- ↑ همان، ج14، ص173
- ↑ الاحتجاج، طبرسی، ج1، ص98الاحتجاج، طبرسی، ج1، ص98
- ↑ همان
- ↑ بحار الانوار، ج43، ص192
- ↑ وسائل الشیعه، ج4، ص876
- ↑ لهوف، ص106
- ↑ پوشش و آرایش، ص55
- ↑ کافی، ج5، ص118
- ↑ همان، ص119
- ↑ وسائل الشیعه، ج1، باب 81
- ↑ همان، ج1، ص444
- ↑ همان، ج1، ص444
- ↑ تاریخ تمدن، ج2، ص78
- ↑ کلید دانش، ص196
- ↑ تایخ پوشاک اقوام ایرانی، ص143
- ↑ حجاب، آزادی با اسارت، 39
- ↑ حکایت کشف حجاب، ج1، ص7
- ↑ برگرفته از اسلام مجسم و علمای بزرگ اسلام، ج2، ص306
- ↑ برگرفته از اسلام مجسم و علمای بزرگک اسلام، ج اول، ص299
- ↑ میزان الحکمه، ج3، ص208
- ↑ وسائل الشیعه، ج14، ص42؛ مکارم الاخلاق، ص257
- ↑ وسائل الشیعه،ج2، ص144
- ↑ نهج الفصاحه، حدیث 2008
- ↑ مستدرک الوسائل، ج14، ص144
- ↑ مکارم الاخلاق، ص231
- ↑ مسئله حجاب، ص102
- ↑ وسایل ارتباط جمعی ارزشهای اجتماعی، فرامرز، رفیع پور، ص9
- ↑ مجموعه آثار، ج19، ص434
- ↑ المستدرک، باب 104
- ↑ احزاب، آیه 32
- ↑ فرقان، آیه 6
- ↑ مجمع البحرین، ج2، ص3634
- ↑ جامع السعادات، ج1، ص265
- ↑ بحار النوار، ج1، ص342
- ↑ ینابیع الحکمه، ج4، ص309
- ↑ مشکاه الانوار؛ ص236
- ↑ آثار الصادقین، ج16، ص125: الحکم الزاهره، ترجمه انصاری، ص528
- ↑ بحار النوار، ج103، ص268
- ↑ مسئله حجاب، ص62
- ↑ اخلاق و رفتارهای جنسی، ص128
- ↑ همان
- ↑ مسئله حجاب، ص51
- ↑ روان شناسی جنسی، ص70
- ↑ بحار الانوار، ج78، ص111
- ↑ فرهنگ پویا، ج10، ص158
- ↑ مریم، آیه6
- ↑ نهج الفصاحه، ص181
- ↑ مسئله حجاب، ص81
- ↑ نامهای به یک دختر، ص58
- ↑ مسئله حجاب، ص144
- ↑ یاران، سال نهم، ص418
- ↑ وندی شلیت، 1383، مقدمه کتاب
- ↑ میزان الحکمه، ج2، ص994، پیام پیامبر (متن عربی)، ص420
- ↑ وسائل الشیعه، ج14، ص19؛ من لایحضر، الفقیه، ج3، ص390
- ↑ مکارم الاخلاق، ص446
- ↑ بحار الانوار، ج74، ص94
- ↑ کنز العمال، ج15، ص323؛ نهج الفصاحه (مجموعه کلمات قصار حضرت رسول)، ص627
- ↑ وسائل الشیعه، ج14، ص130؛ بحار النوار، ج74، ص44
- ↑ وسائل الشیعه، ج3، ص26؛ بحار النوار؛ ج63،؛ ص319
- ↑ تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، ص71
- ↑ همان، ص71
- ↑ کشف الاسرار، ص123
- ↑ نشریه 19 دی، شماره 905
- ↑ از سخنان مقام معظم رهبری مدظله، تیر ماه 1383
- ↑ مجموعه آثار، ج19، ص104
- ↑ مسئله حجاب،ص73
- ↑ فمنیسم در امریکا، ص47
- ↑ انقلاب الجزایری، ص14
- ↑ بهشت جوانان، ص363 و 364
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ فراسوی حجاب، ص134و 137
- ↑ فراسوی حجاب، ص137
- ↑ همان
- ↑ بهشت خانواده، ص262
- ↑ همان، ص282
- ↑ پوشش و آرایش از دیدگاه پیامبر اعظم(ص
- ↑ همان، ص5
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص27
- ↑ فمنیسم در آمریکا، ص26
- ↑ اخلاق و رفتارهای جنسی، ص161
- ↑ بقره، آیه 216
- ↑ التحقیق فی کلمات القرآن، ص95
- ↑ پوشش و آرایش، ص27
- ↑ فمنیسم در آمریکا، ص50
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ مسئله حجاب، ص79
- ↑ مسئله حجاب، ص41
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص62.<
- ↑ تاثیر، عوامل اجتماعی بر نحوه پوشش اجتماعی دختران دبیرستانی در تهران (پایان نامه)، فاطمه شمس عفیف آبادی
- ↑ آمالی الصدوق، ص201.
- ↑ من لا یحضره الفقیه، ج4، ص376
- ↑ مجموعه آثار، ج19، ص415
- ↑ نشریه فقه، شماره 51-50، ص27
- ↑ احزاب، آیه 59
- ↑ روح بشر، ص21
- ↑ نامهای به یک دختر، ص58
- ↑ خاطرات سیاسی مستمر همفر، ص153
- ↑ همان
- ↑ عطر عفاف، ص142
- ↑ اروپاییها و لباس ایرانیان، ص392.
- ↑ پوشش و آرایش، ص37.<
- ↑ روم، آیه 21
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص33
- ↑ نقش اسلام در برابر غرب، ص177
- ↑ راز یک فریب، ص136
- ↑ حجاب، شهید سید رضا پاک نژاد، ص23
- ↑ فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی،غلام علی حداد عادل، ص40
- ↑ نشریه فرهنگ پویا، شماره 10، ص124
- ↑ عطر عفاف، ص154
- ↑ فرهنگ برهنگی وبرهنگی فرهنگی، ص65
- ↑ بحارالانوار، ج68، ص405.
- ↑ وسایل الشیعه، ج1، ص283
- ↑ روزنامه جمهوی اسلامی، 18/10/68
- ↑ نور، آیه 30
- ↑ فرقان، آیه 60
- ↑ احزاب، آیه 32
- ↑ نور، آیه 38
- ↑ شعراء، آیه 88
- ↑ فصلت، آیه 20
- ↑ بخشی از نامه حجه السلام و المسلمین قرائتی به دختران جوان
- ↑ زن در ایینه جلال و جمال، ص437
- ↑ پرسشها و پاسخهای دانشجویی، ج18، ص97
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان، ص98
- ↑ همان، ص98
- ↑ همان
- ↑ همان، ص99-100
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان، ص106و105
- ↑ همان، ص106و105
- ↑ همان، ص105 و 106
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان
- ↑ همان، ص107
- ↑ همان، ص67
- ↑ همان، ص67
- ↑ استفتائات و تعقیقات واحد پاسخ به سوالات جامعه الزهرا
- ↑ عطر عفاف، ص231
- ↑ توضیح المسائل مراجع، ج2 ص676
- ↑ بهشت خانواده، ص297. پاسخ: حضرت امام، گلپایگانی و اراکی(ره):
- ↑ همان
- ↑ همان، ص298
- ↑ رساله دانشجویی، ص241
- ↑ همان، ص251
- ↑ مردم و برداشتهای احکام، ص74
- ↑ مسائل جدید، ص18
- ↑ همان، ص18
- ↑ همان، ص18
- ↑ همان، ص18
- ↑ مسائل جدید، ج1، ص29







