فرهنگ مصادیق:خمر

از پژوهشکده امر به معروف
(تغییرمسیر از خمر)
پرش به: ناوبری، جستجو
خمر

مقدمه

خَمْر یا شراب، نوشیدنی مُسکِر (مست کننده) است که از تخمیر مواد قندی و نشاسته‌ای برخی میوه‌ها به دست می‌آید. در قرآن بر حرمت نوشیدن آن تصریح گشته و شرابخواری از گناهانی است که حد شرعی برای آنها مقرر شده است. حرمت نوشیدن شراب از احکام ضروری دین اسلام است و کسی که شراب را حلال بداند کافر به شمار می‌آید. در احادیث نیز بر حرمت و اجتناب از شراب تأکید شده است و در فقه، احکامی ـ مثل فساد خرید و فروش و نجاست خمر ـ بر آن مترتب است.

واژه شناسی

خمر نوشابه‌ای مُسکِر(مست کننده) است که از تخمیر مواد قندی و نشاسته‌ای موجود در انگور، خرما، برنج و غیره به دست می‌آید و در زبان عربی به نام‌های متعدد خوانده شده که مشهورترین آنها خمر (از انگور) و نبیذ (از غیر انگور) است.[۱]

در قرآن

در چند آیه قرآن به خمر با تعبیرات متعدّد[۲] و آثار نوشیدن آن اشاره شده است. برخی از این آیات باده بهشت را وصف می‌کند که در نهرها جاری است (أنهارٌ مِنْ خَمْرٍ)[۳] و لذّت بخش است[۴] و از زیان‌های باده دنیا چون مستی (وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنْزَفُونَ)،[۵] سردرد (ولا یصَدَّعون)،[۶] به گناه واداشتن (تأثیم)[۷] و زایل کردن عقل (غَوْل)[۸] به دور است.
یک آیه نیز، به مناسبت یادآوری نعمت‌های خدا بر بندگان، اقسام بهره گیری انسانها را از خرما و انگور با تعبیر «تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا» (از میوه درختان خرما و انگور، باده و روزی نیکو برمی گیرید) بیان می‌کند.[۹] مفسّران در توضیح این آیه، از این نظر که آیا حلّیتِ ساختن باده را قبل از تحریم قطعی آن[۱۰] افاده می‌کرده یا فقط به آنچه عمل می‌شود نظر داشته است، چند قول دارند. همچنانکه نسبت به زمان نزول آن و معنی مراد «سَکَراً» و تقابل آن با «رزقاً حسناً» و نیز نسبت آیه با آیات دالّ بر تحریم خمر بحث‌هایی کرده‌اند.[۱۱] بجز دو آیه دیگر، که درباره داستان رؤیای زندانی همراه حضرت یوسف علیه السلام است و نکته خاصی از این نظر ندارد، سایر آیات بر نکوهش خمر و بیان پلیدی (رجس)،[۱۲] شیطانی بودن (مِنْ عَمَلِ الشّیطانِ)[۱۳] برانگیختن دشمنی و کینه میان انسانها (العداوَه و البغضاءَ)،[۱۴] بازداشتن از یاد خدا و نماز[۱۵] و پرگناه یا گناه آفرین بودن آن[۱۶] دلالت دارد.

حرمت خمر از احکام ضروری دین

تصریح قرآن بر لزوم اجتناب از باده نوشی[۱۷] سبب شده است که حرمت آن نزد مسلمانان از احکام ضروری دین تلقی شود و کسی که آن را حلال بداند کافر به شمار آید؛[۱۸] امّا نسبت به زمان و مراحل این تحریم و نیز مصداق‌های خمر حرام میان مفسّران و مورّخان، همچنانکه در میان فقیهان، اختلاف است. آیه ۹۰ مائده، آیه تحریم، قطعاً آخرین آیه درباره خمر است و در مدینه در ربیع الاول سال چهارم[۱۹] یا اواخر سال پنجم بعد از غزوه احزاب[۲۰] یا سال فتح مکّه بنابر استنباط ابن حجر عسقلانی[۲۱] نازل شده است.

تحریم تدریجی خمر

بنابر روایات[۲۲] مسلمانان تا زمان نزول آیه ۹۰ سوره مائده از شراب اجتناب کامل نداشتند و حتّی در روایتی به باده نوشی عده‌ای از یاران رسول اکرم(ص) قبل از جنگ احد اشاره شده است. اما به محض اعلام حرمت، مسلمانان آنچه باده در خانه داشتند دور ریختند. از آیه ۹۳ مائده، نیز که برای رفع نگرانی مسلمانان نسبت به زمان قبل از نزول آیه تحریم نازل شده است، برمی آید که آنان از باده نوشی جداً اجتناب نمی‌کرده‌اند. همچنین طبق برخی از نقل‌ها، در آن زمان، در میان مردم مدینه فقط شرابِ خرما رایج بود؛ ولی در چند حدیث نبوی که به مناسبت تحریم باده صادر شده «خمر» به پنج قسم باده اطلاق شده است.[۲۳].
پیش از این آیه، در یک آیه مدنی دیگر[۲۴] به صراحت از خواندن نماز یا رفتن به مساجد در حال مستی نهی شده بود.[۲۵] صدور این حکم در مدینه و اخباری که در شأن نزول آیه نقل شده است نیز تداول باده نوشی را در آن زمان نشان می‌دهد. آیه ۲۱۹ بقره نیز، که مدنی است، از گناه بزرگ بودن (یا سبب گناه شدنِ) باده نوشی، به سبب زوال عقل، هر چند ممکن است نفعی اندک داشته باشد، سخن می‌گوید.
نظر مشهور مفسّران و نیز برخی روایات بر آن است که آیه اخیر پیش از دو آیه قبلی نازل شده و بدون افاده تحریم، زمینه اعلام حکم قطعی را، همچنانکه آیه ۴۳ نساء، فراهم می‌کرده است.[۲۶] به اعتقاد فخررازی و طباطبایی،[۲۷] آیه مذکور با تعبیر «وَ إِثْمُهُا اکبرُ مِنْ نَفْعِهِما» بر حرمت باده نوشی دلالت داشته است، هر چند عده‌ای از مسلمانان حکم را تا نزول آیه تحریم کاملاً رعایت نمی‌کرده‌اند. دلیل بر این ادّعا آیه ۳۳ اعراف است که در آن «إثم» به صراحت و قاطعانه تحریم شده است. نزول این آیه در مکّه و سپس به کاربردن همین تعبیر «إثم» برای باده نوشی نشانه تحریم آن است.[۲۸] همچنانکه برخی از تعبیرات آیات ۹۰ ـ ۹۳ مائده (مثلاً، فَهَلْ اَنْتُمْ مُنْتَهونَ، لَیسَ... جَناحٌ فیما' طَعِمُوا إذا مَا اتَّقَوا و ا'مَنُوا) و نیز نقل رازی از ابنِ عبّاس حاکی از نزول این آیه در تحریم خمر، قراینی بر همین معناست.
احادیثی که در کتب حدیثی شیعه در توضیح آیات راجع به شراب نقل شده نیز همین نظر را افاده می‌کند و در عین حال از اعلام تدریجی تحریم به دلیل عدم آمادگی مردم خبر می‌دهد.[۲۹] ذکر نام برخی از صحابه، که از همان آغاز ظهور اسلام باده را بر خود حرام کرده بودند، خود قرینه‌ای بر نکوهش و نهی از باده در تعالیم اسلام پیش از اعلام قطعی (یا تأکید) حرمت آن است.

در احادیث

در احادیث به سه نکته نیز توجه داده شده است: تعریف باده گسار (مُدْمِنُ الخَمْر) به کسی که همواره آمادگی نوشیدن باده را دارد، نه فقط دایم الخمر؛[۳۰] پاداش اخروی ترک باده حتّی اگر به نیت حفظ بدن باشد؛[۳۱] و عدم جواز نوشیدن باده حتی در حالت تقیه.[۳۲] در حدیث گذشته از نکات تفسیری و فقهی، به مطالب تاریخی و اخلاقی اشاره شده است از جمله:
تحریم شراب در دین همه پیامبران؛[۳۳].
نقش و تلاش شیطان در ساختن خمر و ترویج باده گساری؛[۳۴].
همانندی باده گسار با کافر و بت پرست؛[۳۵].
ناشی شدن همه گناهان از باده نوشی بر اثر زوال عقل و سپس زوال روح ایمان؛[۳۶].
مقبول واقع نشدن نماز باده گسار تا چهل روز؛[۳۷].
بدتر بودن نوشیدن باده از ترک نماز؛[۳۸].
محرومیت باده گسار از شفاعت و بهشت؛[۳۹].
اجتناب از حضور در مجلسی که در آن شراب نوشند؛[۴۰].
اجتناب از همنشینی با باده گسار؛[۴۱].
سلام نکردن به شراب خوار؛.
نرفتن به عیادت او؛.
حاضر نشدن در تشییع جنازه باده گسار؛.
به زنی ندادن دختر به او؛.
نپذیرفتن شهادت باده گسار؛.
اعتماد نکردن به او در امور مالی.[۴۲].

در فقه

گذشته از تصریح بر حرمت نوشیدن شراب، مباحث دیگری مانند مصادیق و اقسام شراب از نظر احکام شرعی، نوشیدن باده در ضرورت یا در حالت تشنگی شدید و دسترسی نداشتن به آب، استفاده از باده برای درمان بیماریها، خرید و فروش باده یا مواد اولیه آن برای تهیه باده، همکاری در ساختن باده، حد شرعی باده گساری و یا باده نوشی، پاکی و ناپاکی باده و مالیت آن مطرح شده است. هر چند در قرآن فقط بر حرمت خمر (به معنای شراب انگور بنابر مشهور) تصریح شده است، فقها به دلیل چند حدیث[۴۳] و یک قرینه[۴۴] این حکم را به تمام اقسام باده تعمیم داده‌اند. همچنین، براساس حدیث «ما اَسْکَرَ کَثیرُهُ فَقَلیلُهُ حَرامٌ» (هر چیزی که مقدار زیاد آن مست می‌کند اندکش نیز حرام است)،[۴۵] نوشیدن باده را، حتی اگر به مستی نینجامد، همچنانکه به کار بردن آن را به صورت‌های دیگر (مثلاً برای احتقان و بستن زخم)،[۴۶] حرام دانسته‌اند.

البته ابوحنیفه و شاگردش ابویوسف میان خمر و سایر مسکرات از چند نظر، از جمله جواز نوشیدن برخی از آنها بدون قصد لهو ولعب، فرق گذاشته‌اند، هر چند فتوای مقبول نزد حنفیان نیز همان فتوای مشهور است.[۴۷] ابوحنیفه در تعریف «خمر» نیز، برخلاف دیگران، علاوه بر گیرایی (اشتداد) و تولید مستی (اِسکار)، کف کردن (اِزْباد) را شرط کرده است.[۴۸].

در تعریف «اِسکار» نیز فقها به عوارضی چون زوال عقل و هذیان گویی اشاره کرده‌اند؛[۴۹] اما به اعتقاد صاحب جواهر[۵۰] تشخیص این امر مبتنی بر عرف است، همچنانکه ملاک در تولید مستی مزاجهای معتدل است نه مزاجهای سریع الانفعال یا برعکس.[۵۱].

احکام شراب

اکثر فقها بر نجاست شراب فتوا داده‌اند و حتی، بنابر ادّعای برخی، میان حرمت و نجاست شراب ملازمه هست. با اینهمه، رجالی از امامیه، چون محقّق اردبیلی و فاضل سبزواری و صاحب مدارک[۵۲] و برخی از فقهای عامّه این ملازمه را نپذیرفته‌اند.[۵۳].
بر مالیت نداشتن باده و در نتیجه، فساد خرید و فروش و عدم ضَمان نسبت به اتلاف آن (جز درباره اهل ذمّه و نیز نسبت به باده‌ای که به قصد تهیه سرکه فراهم شده باشد)[۵۴] نیز اکثر فقها فتوا داده‌اند.[۵۵].
فروش انگور و خرما و غیر آن به قصد تهیه خمر، حرام و معامله باطل است ؛ ولی در حرمت یا مکروه بودن فروش آن به کسی که باده می‌سازد، همچنانکه در صحّت و فساد معامله بر فرض تحریم، نظر فقها یکسان نیست.[۵۶].
کاربرد باده برای درمان، چه به صورت نوشیدن و چه به صورتهای دیگر، مگر در وقت ضرورت، بنابر اکثر مذاهب، جایز نیست (حدیث نبوی:اِنَّ اللّهَ لَمْ یجْعَلْ شِفاءَکُمْ فیما' حَرَّم عَلَیکُم ؛و مشابهات آن).[۵۷] ابوحنیفه این حکم را بر برخی از اقسام باده، از جمله شراب مثلّث (طلاء) و شراب جمهوری، جاری نمی‌داند.[۵۸].
نوشیدن باده با چند شرط عام (مثلاً اختیار و بلوغ و عقل) و چند شرط خاص (مثلاً آگاهی از حرمت باده) مستوجب حد می‌شود، اگرچه مستی نیاورد.[۵۹].
درباره حدِ نوشیدن باده نیز، بجز شافعی که به چهل ضربه تازیانه فتوا داده، فقها هشتاد ضربه را بعد از بازگشت حالت عادی لازم دانسته‌اند.[۶۰] درباره راه‌های اثبات باده نوشی نیز فقها بحث کرده‌اند،[۶۱] همچنانکه وظایف محتسب را در برخورد با باده نوشان و کسانی که آشکارا باده را عرضه می‌کنند تعیین کرده‌اند.[۶۲].

منابع

قرآن کریم.
الوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، بیروت (بی تا.) ؛.
آیتی، محمدابراهیم، تاریخ پیامبر اسلام، چاپ ابوالقاسم گرجی، تهران ۱۳۶۱ش ؛.
ابن اخوه، معالم القربه فی احکام الحسبه، مصر ۱۹۷۶؛.
ابن بابویه، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم ۱۳۶۴ش ؛.
ابن حجر عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، بیروت ۱۴۰۲؛.
همو، کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه، قاهره ۱۳۲۸؛.
ابن قتیبه، الشعر و الشعرا، بیروت ۱۴۰۵؛.
ابن هشام، السیره النبویه، چاپ مصطفی سقّا ابراهیم ابیاری، عبدالحفیظ شلبی و دیگران، بیروت (بی تا.) ؛.
مرتضی انصاری، المکاسب، تبریز ۱۳۷۵: یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضره، قم ۱۳۶۳ ۱۳۶۷ش ؛.
محمدبن اسماعیل بخاری، الجامع الصحیح، بیروت ۱۴۰۷؛.
عبدالله بن عمد بیضاوی، “اَنوار التنزیل و اسرار التأویل”، در مجمع التفاسیر، استانبول ۱۴۰۴؛.
محمدبن حسن حرّ عاملی، وسائل الشیعه، چاپ عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت ۱۴۰۳؛.

پانویس

  1. ر.ک: دانشنامه جهان اسلام
  2. «خمر» در شش آیه، بقره: 219؛ مائده: 9190؛ محمد: 15؛ یوسف: 36، 41؛ «سَکَر» در نحل: 67؛ «رَحیق” در مطفّفین: 25؛«کَأس” در طور: 23، انسان: 5، 17، نبأ: 34، و «کأسٍ مِنْ معینٍ» در صافّات: 45 و واقعه: 18
  3. محمد: 15
  4. همانجا، صافات: 46
  5. صافات: 47
  6. واقعه: 19
  7. طور: 23
  8. صافات: 47
  9. نحل: 67
  10. مائده: 90ـ91
  11. از جمله رجوع کنید به طبری، طبرسی، بیضاوی، فخر رازی، آلوسی و طباطبایی ذیل نحل: 67؛ بقره: 219 و آیه تحریم خمر
  12. مائده: 90
  13. مائده: 90
  14. مائده: 91
  15. مائده: 91
  16. بقره: 219
  17. مائده: 90
  18. زُحَیلی، ج 6، ص 157؛ نجفی، ج 3، ص 373
  19. آیتی، ص 347
  20. طبری، ذیل بقره: 219
  21. عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 8، ص 224ـ225
  22. رجوع کنید به تفاسیر، آیه تحریم، و نیز بخاری، ج 4، باب 662، ص 416؛ ج 6، باب 313، ص 387ـ388؛ ج 7، باب 312، ص 198 ـ 199؛ مسلم بن حجاج، ج 2، ص 1568ـ1572
  23. بخاری، همانجا؛ مسلم بن حجاج، ج 2، ص 15701572؛ کلینی، ج 6، ص 392
  24. نساء: 43
  25. برای قول دیگر در تفسیر این آیه و مراد از کلمه «سُکاری» رجوع کنید به طبری، طبرسی و حویزی، ذیل آیه ؛ و نیز کلینی، ج 3، ص 371، حدیث 15؛ حرّ عاملی، ج 4، ص 1283
  26. طبری، ذیل بقره: 219
  27. ذیل همین آیه
  28. مشابه مضمون روایت کلینی از امام رضا علیه السلام در استدلال بر حرمت باده رجوع کنید به ج 6، ص 406
  29. کلینی، ج 6، ص 395، 406ـ407
  30. همان، ج 6، ص 405
  31. همان، ج 6، ص 430
  32. مجلسی، ج 63، ص 495
  33. کلینی، ج 6، ص 395؛ در کتب سیره و رجال نام برخی از کسانی که پیش از ظهور اسلام، به دلیل آشنایی با کتاب‌های آسمانی، باده نمی‌نوشیدند آمده است رجوع کنید به یعقوبی، ج 2، ص 10، درباره عبدالمطّلب، ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج 1، ص 129 درباره امیه بن ابی الصّلت و ج 3، ص 538 درباره نابغه جَعْدی
  34. کلینی، ج 6، ص 393ـ394
  35. مُدْمِنُ الخَمْرِ کَعابِدِوَثَنٍ رجوع کنید به همان، ج 6، ص 404ـ405
  36. رأسُ کلّ إثم ؛ مِفْتاحُ المعصیه رجوع کنید به همان، ج 6، ص 402ـ403 و 429
  37. همان، ج 6، ص 400401؛ مجلسی، ج 63، ص 488؛ ونسینک، ذیل «خمر»
  38. کلینی، ج 6، ص 402
  39. همان، ج 6، ص 400، رجوع کنید به حدیث مشهور نبوی: اِدَّخَرْتُ شَفاعَتی لاِ هْلِ الکبائرِ مِن اُمّتی ؛ ابن بابویه، ص 270 رجوع کنید به شفاعت
  40. مجلسی، ج 63، ص 490
  41. همان، ج 63، ص 491
  42. کلینی، ج 6، ص 396 398
  43. مثلاً حدیثی که در آن، علاوه بر شراب انگور، شراب خرما و گندم و جو و عسل نیز خمر نامیده شده است ؛ یا حدیثی که خمر را نه به دلیل نام به جهت اثر آن حرام می‌داند رجوع کنید به بخاری، ج 7، ص 198 و 201؛ کلینی، ج 6، ص 412
  44. ابن حجر، عسقلانی، فتح الباری بشرح صحیح البخاری، ج 8، ص 223
  45. رجوع کنید به کلینی، ج 6، ص 408411؛ زحیلی، ج 6، ص 166
  46. رجوع کنید به نجفی، ج 41، ص 450
  47. زحیلی، ج 6، ص 148ـ166
  48. همان، ج 6، ص 152؛ طوسی، ج 2، ص 484
  49. زحیلی، ج 6 ص 149؛ ابن اخوه، ص 88
  50. نجفی، ج 6، ص 13، ج 41، ص 449
  51. همان، ج 6، ص 12
  52. مقدس اردبیلی، ج 1، ص 308311؛ بحرانی، ج 5، ص 105
  53. نجفی، ج 6، ص 3؛ زحیلی، ج 1، ص 151، ج 6، ص 158
  54. رجوع کنید به زحیلی، ج 5، ص 714، 745؛ ابن اخوه، ص 84
  55. زحیلی، ج 3، ص 2522؛ نجفی، ج 22، ص 30
  56. زحیلی، ج 4، ص 34، 186، 470471، 512؛ نجفی، ج 22، ص 3033؛ انصاری، ص 1619
  57. رجوع کنید به کلینی، ج 6، ص 413415؛ زحیلی، ج 6، ص 156، 162؛ نجفی، ج 36، ص 444ـ447
  58. زحیلی، ج 6، ص 154155، 165
  59. زحیلی، ج 6، ص 150؛ نجفی، ج 41، ص 445-449؛ ابن اخوه، ص 85
  60. زحیلی، ج 6، ص 159؛ نجفی، ج 41، ص 2456ـ464؛ طوسی، ج 2، ص 491
  61. زحیلی، ج 6، ص 167 168؛ نجفی، ج 41، ص 455، 462ـ463؛ طوسی، ج 2، ص 491ـ492
  62. ابن اخوه، ص 8488؛ غزالی، ج 2، ص 366
منبع: ویکی شیعه -تاریخ برداشت: ۹۵/۸/۱۸