حقیقت تقوا از نگاه قرآن
نویسنده:فرشته محیطی
محتویات
تقوا چیست؟
تقوا به معنای حفظ کردن خویشتن از چیزی است که انسان از آن میترسد. این واژه از ریشه وقی گرفته شده است که به معنای حافظ و سپر است. انسان برای آن که خود را از زیان جنگ حفظ کند و آثار شمشیر و نیزه و تیر را از خود دفع سازد تن را به سپر میسپارد تا وی را نگه دارد و آسیبی به او نرسد.
تقوا در اصطلاح شرعی به معنای نگه داری نفس از چیزی است که موجب گناه میشود و گرفتار خشم و غضب الهی میگردد. برای دست یابی به مقام تقوا و رهایی از خشم الهی شخص میبایست از هر آن چه خداوند از آن بازداشته است پرهیز کرده و به هر چه فرمان داده انجام دهد. بنابراین تعریف تقوا به ترک و پرهیز از آن چه نهی کرده و بازداشته است، تعریف جامعی نیست؛ چنان که ترجمه آن به پرهیز و پرهیزگاری بیانگر معنا و مفهوم قرآنی آن نمیباشد؛ اگر چه حتی در این تعریف پرهیزگاری را به معنای ترک برخی مباحات نیز معنا کرده و ترک آن را کمال تقوا قرار دهیم؛ زیرا تقوا درحقیقت، چیزی جز حرکت در راه راست و صراط مستقیم نیست که این راه دربردارنده همه آن چیزی است که ما از آن به دین یاد میکنیم؛ از این رو میتوان تقوا را در اصطلاح و فرهنگ قرآنی به معنای عمل به دین دانست و یا پا از این فراتر نهاده و تقوا را به معنای دین داری در حوزه ایمان و عمل دانست. بنابراین میتوان گفت که در مفهوم قرآنی تقوا در همان معنای دین داری به کار رفته است و متقی همان دین دار است که در حوزههای مختلف خود را به اشکال گوناگونی نشان میدهد.
آثار و کارکردهای اجتماعی تقوا
اگر تقوا را همان دین داری معنا کنیم میتوان همان آثار و کارکردهایی که برای دین داری در همه حوزهها برشمرده میشود، برای تقوا بیان کرد. از این رو میبینیم که در کتاب وزین فرهنگ قرآن نوشته آیت الله هاشمی رفسنجانی و برخی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن، بیش از ۱۱۹ اثر و کارکرد برای تقوا برشمرده شده که همان کارکردها و آثار دین در همه حوزههای پیش گفته است. این گونه تعامل با موضوع تقوا، خود بیانگر اموری چند از قبیل ارزش و اهمیت تقوا و نیز معنای عام و فراگیر تقواست که میتوان آن را مترادف دین داری دانست.
در این جا تنها به کارکردهایی اشاره میشود که تقوا در حوزه عمل اجتماعی و هنجاری به جا میگذارد و آثار آن به طور مستقیم خود را نشان میدهد.
اتحاد، محصول تقوا
از جمله کارکردهایی که قرآن برای تقوا برمی شمارد اتحاد و وحدت در میان مسلمانان است؛ زیرا تقوا زمینه ساز تمسک به حبل الله و نیل به وحدت و اتحاد اجتماعی جامعه اسلامی و امت قرآن است.
خداوند در آیه ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره آل عمران دربارهٔ کارکرد تقوا در این حوزه میفرماید: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ...وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا :ای کسانی که ایمان آوردهاید تقوای الهی را به نحو احسن و کمالی آن به جا آورید... و همگی به ریسمان الهی تمسک جویید و متفرق نشوید.
در حقیقت تقوای الهی در حالت کمالی آن تمسک به ریسمان الهی است که در روایات از آن به قرآن و عترت و سنت یاد شده است. بنابر تفسیر یادشده از حبل الهی، مسلمان متقی میبایست به حبل الهی تمسک جوید که همان دین است؛ از این رو گفته میشود که تقوا همان دین داری است و کسی که دین داری و تقوا را پیشه خویش کند به وحدت دست مییابد؛ زیرا در این حالت در حوزه بینشی و نگرش و عمل میبایست در چارچوب دین (قرآن و سنت و عترت) عمل و حرکت کند و از آن جایی که وحدت نیز چیزی جز یگانگی در بینش و نگرش و روش نیست، به خودی خود اتحاد پدیدار میگردد و اختلافات به کناری میرود.
جامعهای که بر پایه تقوا استوار است به وحدت و اتحاد دست مییابد و از آثار آن برخوردار میشود. از این روست که خداوند میفرماید: وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ: این امت اسلام، امت واحد و هم هدفی است و من پروردگار شمایم پس، از من تقوا گیرید ولی مردم، دین و کتابی را که به وسیله پیامبران به آنان عرضه شده بود قطعه قطعه کرده و هر یک به بخشی ایمان و به بخشی دیگر کافر شدند و دین را این گونه در میان خویش تقسیم کردند و هر یک بخشی را گرفتند و به همان شادمان شدند.[۱]
در این آیه به خوبی بیان شده است که مردم چون تقوای الهی را پیشه نکردند و هر یک به بخشی از دین عمل کردند و بخشی را فرو گذاشتند و هر یک به آن بخشی که عمل میکردند افتخار کرده و آن را درست و کامل دانستند، همین امر موجب شد تا خود گروه گروه شوند و اتحاد و وحدت در دین و روش از میان آنان رخت بربندد.
بنابراین عمل به دین یعنی تقوای الهی داشتن که خود زمینهای برای اتحاد و وحدت در هدف و روش است و دوری از تقوا یعنی فروگذاری بخشی از دین و عمل به بخشی از آن که در نتیجه آن هر یک تنها به آن بخشی که عمل میکنند، باور داشته و بدان شاد شده و دیگران را منکر میشوند و تخطئه میکنند و این گونه است که جامعه دچار تشتت و اختلاف میگردد. این درحالی است که اگر به ریسمان الهی و حبل خداوندی تمسک میکردند و به همه قرآن و سنت و عترت عمل کرده و وفادار بودند؛ وضعیت ایشان این گونه نمیشد.
تقوا و دوری از التقاط
کسانی که به بخشی از دین ایمان آورند و بدان عمل کنند، در حقیقت از دین واقعی دور شدهاند و این مسأله موجب میشود تا در برخی از مسایل زندگی خویش به اموری بیرون از دین تمسک جویند و گرفتار اندیشه و عمل و روش التقاطی گردند. از این روست که خداوند به نقش تقوا در دوری از التقاط اشاره میکند و بیان میدارد که چگونه فقدان تقوا موجب میشود تا کسانی که به دین کامل عمل نمیکنند دچار التقاط شده و از اندیشه هائی چون اندیشههای جاهلی استفاده میکنند و از دین کامل دور میشوند[۲]
در صحنه عمل اجتماعی نیز شخص غیرمتقی به جهت عمل نکردن به دین کامل، دچار ناهنجاری میشود که از آن جمله میتوان به افساد در جامعه و طبیعت [۳] تجسس در کارهای دیگران [۴] تجاوز به حقوق دیگران [۵] و دادن نامهای زشت [۶] اشاره کرد که چگونه تحت تأثیر بی تقوایی صورت میگیرد؛ زیرا کسانی که اهل تقوا و دین داری هستند همواره از رفتار نابهنجار در حوزه عمل اجتماعی خودداری میکنند. چون دین از آنها بازداشته و یا خواستار عمل به هنجارها و رفتار پسندیده شده است و شخص دین دار و متقی میکوشد تا بر پایه آنها عمل کند. از این روست که جامعه دین دار و متقی جامعهای است که نابهنجاریها در آن یا دیده نمیشود و یا به شکل پدیده اجتماعی در آن بروز و ظهور ندارد.
دستاوردهای جامعه باتقوا
جامعهای که تقوا در آن به رشد و بالندگی رسیده است از طاغوت و بندگی حکومتهای فاسد و باطل رهایی مییابد و هرگز دچار آن نمیشود. [۷] ظلم و بی عدالتی در آن به صورت پدیده اجتماعی وجود ندارد [۸] و مردمانش از عجب و خودپسندی رهایی یافته [۹] و از گناه عیب جویی دیگران مبرا و پاک شدهاند. [۱۰] در جست وجوی عیب دیگری و یا غیبت از ایشان نیستند (همان) و در حوزه مسایل اقتصادی گرفتار کم فروشی [۱۱] و حرام و باطل خوری و تجاوز و معصیت به حقوق دیگران [۱۲] نیستند.
اینها بخشی از کارکردهای اجتماعی تقوا در آیات و آموزههای قرآنی است که بطور خلاصه میتوان گفت که براساس آیات قرآنی، جامعه متقی جامعهای برتر و نمونه است که میبایست آن را جست و در پی تحقق آن تلاش کرد. به یک معنا تقوا در آموزههای قرآنی چیزی جز دین داری و عمل به تمام دین نیست همان چیزی که از آن در قرآن به حق تقاته (کمال تقوا) یاد شده است.بسیار از تقوا سخن گفته شده و میشود. شاید سبب اهتمام ویژه به این موضوع جایگاه و اهمیتی است که این موضوع در نظام فکری و عملی تفکر اسلام و قرآن دارا میباشد. اگر بخواهیم عناصر کلیدی و مقومات اساسی دین اسلام را در چند چیز خلاصه کنیم؛ بی گمان پس از باورهایی که از آن به اصول دین یاد میشود موضوع تقواست.
هر چند که در حوزههای مختلفی چون بینشی و فقهی و اخلاقی از تقوا و مراتب آن با توجه به کارکردهای آن در هر یک از حوزهها، سخن گفته شده است ولی باید توجه داشت که تقوا بیش از آن که مسئله فقهی و اخلاقی به ویژه در حوزه فردی باشد امری اجتماعی است.
تقوا از درون و باطن و از حوزه بینشی آغاز میشود و به بیرون و عمل اجتماعی و هنجاری کشیده میشود.
در بینش قرآنی، تقوا هم راه و هم روش و هم بینش و هم عمل است. تقوا دارای مراتبی است که ارتباط تنگاتنگی با مراتب ایمانی دارد. هر چه ایمان شخص استوارتر میشود، تقوا در او نمودارتر میگردد. از این رو میتوان گفت که تقوا بازتاب بیرونی ایمان است که در حوزههای مختلف اخلاقی و فقهی و هنجاری خود را نشان میدهد. آن چه در این نوشتار مورد نظر است، بازخوانی حقیقت تقوا و آثار اجتماعی آن در حوزه عمل اجتماعی و هنجاری بر پایه آموزههای قرآنی است.
منبع
روزنامه کیهان







