جلسه چهل و نهم درس امر به معروف استاد طائب

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
درس خارج فقه امر به معروف و نهی از منکر

خلاصه جلسه قبل

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در جلسات گذشته، مسائل مربوط به شرط استمرار در موضوع امر به معروف و نهی از منکر را بررسی می‌کردیم.

شرط استمرار به این معنا است که امر به معروف و نهی از منکر، در موردی واجب است که ما بدانیم فاعل یا تارک، نیت استمرار دارد و می‌خواهد این فعل را مجدداً انجام دهد و یا معروفی را مجدداً ترک کند.

امر به معروف و نهی از منکر شخص دارای نیت گناه

مسئله ششم از مسائل مربوط به این موضوع را ادامه می‌دهیم. تا به حال مسأله این گونه مطرح بود که اگر شخصی مرتکب حرامی شده است و ما می‌دانیم که می‌خواهد دوباره این حرام را انجام دهد؛ باید او را نهی کنیم. اما اگر این شخص مرتکب حرام شده و ما می‌دانیم که دیگر نمی‌خواهد انجام دهد، در این صورت نهی او واجب نیست. شرط استمرار، این را می‌گوید. مسئله ششمی که امام(ره) مطرح می‌کنند، این فرض است که این شخص هنوز مرتکب حرام نشده، ولی ما می‌دانیم اقدام کرده تا گناه را انجام دهد. ایشان می‌فرماید واجب است که نهی شود.

این علمی که ما به انجام گناه و یا ترک واجب شخصی داریم، یا یقین شخصی است و یا به وسیله طرق معتبر برای ما حاصل می‌شود. مثل این‌که دو شاهد عادل به ما گفتند این شخص رفته شراب بخرد تا بخورد. ایشان می‌فرماید که در اینجا نهی واجب است.

صورت مسئله ششم این است: «لو ظهر من حاله علما أو اطمئنانا أو بطريق معتبر، أنه أراد ارتكاب معصية لم يرتكبها إلى الآن؛ فالظاهر وجوب نهيه.»

شخصی هنوز حرامی را انجام نداده است. برای انجام، اقدام می‌کند، در حالی‌که هیچ یک از مقدمات حرامش را هنوز انجام نداده است. یعنی مقدماتی که خودش حرام است، هیچ کدام را انجام نداده است. به عنوان مثال، ماشینی گرفته تا به شراب فروشی برود و شراب بخرد. این ماشین گرفتن حرام نیست. ایشان می‌فرماید اگر یقین دارید که او در حال رفتن به شراب فروشی و برای خرید و خوردن شراب است، باید او را نهی کنید.

فلسفه امر به معروف و نهی از منکر

اگر مسائل قبلی را که تقدیم کردیم دقت کنید، می‌بینید که عمق مطالب امام رضوان الله تعالی علیه همانی است که در مسائل قبل گفتیم؛ یعنی امر به معروف و نهی از منکر برای جلوگیری از تحقق فعل است و نه انکار فعل محقق. حرامی که محقق شد، دیگر انکار ندارد؛ سرزنش دارد. کسی که شراب خورد، معنا ندارد به او بگویید شراب نخور. خورده و تمام شده است. شراب نخور، نسبت به شرابی است که هنوز نخورده است و الا شرابی را که خورده، باید بگوییم چرا شراب خوردی. این سرزنش است؛ انکار می‌کنید، نهیش نمی‌کنید. اصولاً نهی نسبت به فعل آتی است، نه نسبت به آنچه که واقع شده است. بنابراین همیشه نهی از منکر برای چیزی است که واقع نشده، اما واقع می‌شود.

ما هر گاه نهی می‌کنیم، برای این است که گناه بعدی انجام نشود. نسبت به گذشته نهی از منکر معنا ندارد؛ آن انکار بر منکر است. به همین جهت این مسئله ششم را باید همان اول می‌فرمودند؛ آنجایی که فرمودند شرط، شرط استمرار است، ما آنجا عرض کردیم که استمرار شرط نیست؛ استمرار محقق الموضوع است. یعنی اگر اصلاً نخواهد استمرار دهد، موضوع نهی از منکری وجود ندارد. لذا مسئله ششمی که ایشان مطرح می‌کند، به این مطلبی برمی‌گردد که ما اول عرض کردیم و گفتیم که استمرار شرط نیست؛ محقق الموضوع است.

مسئله بعدی که ایشان مطرح می‌کنند و مسئله هفتم هم هست، این است: «لا يشترط في عدم وجوب الانكار، إظهار ندامته و توبته؛ بل مع العلم و نحوه على عدم الاستمرار، لم يجب و إن علم عدم ندامته من فعله و قد مر، أن وجوب الأمر بالتوبة غير وجوب النهي بالنسبة إلى المعصية المرتكبة.»

نهی از منکر غیر مصر بر منکر

اگر کسی فعل حرامی را انجام داد و می‌دانیم که دیگر انجام نمی‌دهد، در حالی‌که اظهار توبه هم نکرده است، بر آن فعل حرامش نهی واجب است یا واجب نیست؟ ایشان می‌فرماید بر او نهی لازم نیست. شما وقتی می‌دانید که ادامه نمی‌دهد، لازم نیست انکار کنید. اظهار توبه لازم نیست. وقتی شما فهمیدید که این استمرار نمی‌دهد، دیگر انکار بر آن واجب نیست. لازم نیست به او بگویید که شراب نخور، وقتی که می‌دانید او خودش نمی‌خورد. «و إن علم عدم ندامته» ولو اینکه بدانید برای این شراب خوردن پشیمان نشده است، ولی همین طوری نمی‌خواهد بخورد، لازم نیست نهی‌اش کنید.

«و قد مر أن وجوب الأمر بالتوبة غير وجوب النهي بالنسبة إلى المعصية المرتكبة» ایشان می‌فرماید این گناه دیگر گذشت. لازم است به او بگوییم توبه کن، که آن مسئله دیگری است. نسبت به آن گناه قبلی، دیگر نهی ندارد.

موارد حرمت نهی از منکر

با وجود شرایطی که این مسئله می‌گوید، اگر کسی نهی کند و باعث تجری شود، نهی او حرام است. اگر نهی کند و باعث آبروریزی او شود، حرام است. اگر نهی کند و باعث اهانت به حکم و ناهی شود، حرام است. اما اگر این مسائل را ندارد، گفتنش مباح است. اگر گفتنش باعث می‌شود که در آینده احتمال ضعیف شرب هم از بین برود، این گفتن مستحب می‌شود. لکن فی حد ذاته‌ مباح است.

این‌که حضرت امام(ره) فرمود اگر می‌دانید نمی‌خواهد بخورد، دیگر نهی لازم نیست، ملاکش این است که دیگر موضوع ندارد؛ چون موضوع نهی از منکر، اراده برای انجام فعل حرام است و این اراده ندارد. قبلاً گفتیم موضوع نهی از منکر، ارادة الفعل است، نه نفس الفعل که امام(ره) در مسئله ششم هم این را تأیید کردند که ارادة الفعل موضوع است نه خود مسئله. این مسئله دیگر مطلبی ندارد.

مسئله هشت، را امام(ره) این طور بیان می‌کنند: «لو علم عجزه أو قام الطريق المعتبر على عجزه عن الاصرار واقعا و علم أن من نيته الاصرار لجهله بعجزه لا يجب النهي بالنسبة إلى الفعل غير المقدور و إن وجب بالنسبة إلى ترك التوبة و العزم على المعصية لو قلنا بحرمته.»

نهی از منکر غیر قادر بر انجام منکر

یک نفر هست که شراب می‌خورد و می‌دانید که او باز هم می‌خواهد بخورد. اراده دارد، ولی شما می‌دانید که دیگر به شراب دسترسی ندارد. این عاجز واقعی است؛ اراده دارد، ولی قادر به فعل نیست. ایشان می‌فرماید نهی این فرد واجب نیست.

«لو علم عجزه أو قام الطريق المعتبر على عجزه»، می‌داند این عاجز است، یا علم یقینی نیست، بلکه دو شاهد عادل گفتند که دیگر دسترسی به شراب ندارد، واقعاً می‌دانید که او نمی‌تواند بخورد «و علم أن من نيته الاصرار»، اما می‌داند نیتش این است که دوباره بخورد، ایشان می‌فرماید: «لجهله بعجزه»، اما نمی‌داند دسترسی به شراب ندارد و خودش را قادر محسوب می‌کند، بنابراین امر مقدور را نیت می‌کند و شما می‌دانید که این کار مقدور نیست، در این شرایط لازم نیست او را نهی از منکر کنید.

فرض مسئله این است، این فرد می‌خواهد شراب بخورد. قبلاً هم شراب خورده است، ولی نمی‌داند این شراب فروشی بسته است. آیا من باید به او بگویم که شراب نخور یا لازم نیست؟ حضرت امام(ره) فرمود لازم نیست.

اولا ایشان می‌فرماید اگر شراب قبلی را خورده است و حالا باز هم نیت دارد، پس معلوم می‌شود نسبت به شراب خوری قبلی توبه نکرده است. دوماً مگر الآن نیت نکرده است که بخورد؟ اگر گفتیم نیت حرام، حرام است، خود این هم منکر است. باید به او بگویید نکن.

پس شراب قبلی را خورده است، باید از آن توبه کند. توبه نکرده است، باید به او بگویید که توبه کن. دوباره می‌خواهد بخورد، ولی شما می‌دانید که دیگر به شراب دسترسی ندارد. نسبت به آن فعل جدید، ایشان می‌فرماید گفتن لازم نیست.

دوباره مسئله را مرور می‌کنیم: «لو علم عجزه أو قام الطريق المعتبر على عجزه عن الاصرار واقعا و علم أن من نيته الاصرار لجهله بعجزه لا يجب النهي بالنسبة إلى الفعل غير المقدور و إن وجب بالنسبة إلى ترك التوبة و العزم على المعصية لو قلنا بحرمته»

لزوم تفصیل در مسئله

فرض من این است که این مسئله را نمی‌توانیم به این صورت بپذیریم؛ باید تفصیل دهیم. بگوییم عزم بر معصیت، گاهی موارد نشانه دارد که دیگران می‌فهمند و گاهی نشانه‌ای ندارد. یعنی گاهی یک فرد می‌خواهد شراب بخورد، هیچ کس نمی‌فهمد که او می‌خواهد شراب بخورد؛ فقط شما متوجه می‌شوید.

یا یک نفر در اداره‌ای مشغول به کار است و شما می‌دانید که می‌خواهد به اموال بیت‌المال دست اندازی کند. یک موقع است که او به دست اندازی به بیت المال نیت دارد، ولی شما می‌دانید که او نمی‌تواند؛ پیش می‌رود و به بازرس می‌رسد. می‌بیند که بازرسی می‌کنند، دیگر مال را برنمی‌دارد. شما می‌دانید که این فرد قبلاً به بیت المال دست اندازی کرده است و الآن هم می‌خواهد دست اندازی کند، ولی شما می‌دانید که او نمی‌تواند. حضرت امام(ره) می‌فرماید لازم نیست نهی‌اش بکنید. به این فردی که دزدی کرده و تمام شده است، دیگر فایده‌ای ندارد که بگوییم دزدی نکن؛ اما می‌دانیم که او می‌خواهد دوباره دزدی کند، ولی می‌دانیم که این دفعه را موفق نمی‌شود. ایشان می‌فرماید لازم نیست به او بگویید که دزدی نکن.

ما مسئله را باید تفصیل دهیم. این اطلاق درست نیست؛ این فردی که می‌خواهد به بیت‌المال دست اندازی کند، زمانی است که اقدامش تا به انجام برسد، علاماتی دارد که دیگران هم می‌فهمند که او می‌خواهد این کار را بکند. زمانی هم هست که فقط شما می‌فهمید و نیتش علامتی ندارد.

پس نیت، گاهی علامت دارد و گاهی علامت ندارد. اگر نیت، علامت داشته باشد، نهی از منکر واجب است ولو اینکه شما بدانید به نتیجه نمی‌رسد؛ چون گفتیم موضوع نهی از منکر، ارادة الحرام است، نه فعل الحرام. وقتی فعل حرام تحقق پیدا کرد، دیگر نهی ندارد.

ارادة الحرام اگر در جامعه اثر منفی داشته باشد، نهی از منکر دارد. یعنی مثلا یک نفری هست که همه فهمیده‌اند می‌خواهد پولی را از بانک بدزدد. شما و بقیه می‌دانید که او موفق نمی‌شود. اگر همه سکوت کنند، نتیجه‌اش این می‌شود که فعل الحرام عادی شود. اسلام در امر به معروف و نهی از منکر، به دنبال جلوگیری از این است که عادی شود.

موضوع امر به معروف و نهی از منکر و آثار آن

ما اگر موضوع امر به معروف و نهی از منکر را فعل الحرام گرفتیم، این مسئله امام(ره) درست است؛ در حالی که گفتیم موضوع، فعل نیست، ارادة الفعل است؛ منتهی ارادة الفعلی که علامت داشته باشد. اگر فعل او علامت ندارد و فقط شما فهمیدید و کس دیگری نفهمیده است، اینجا دو صورت دارد:

یک صورت این‌که این فرد اگر این دفعه را موفق نشود، او دیگر نمی‌خواهد این کار را بکند. این همین دفعه اول و آخر او است و این را موفق هم نمی‌شود. اگر می‌دانید که او دیگر نیت تکرار ندارد، دو صورت دارد:

یک صورت اینکه نهی شما از این کار در او اثر می‌گذارد و اصلاً از نیت برمی‌گردد. در اینجا واجب است بگویید؛ چون موضوع نهی از منکر، فعل المراد است و نه تحقق الفعل. اما اگر بدانید که اگر به او بگویید، نهی شما هیچ اثری ندارد، در این صورت نهی شما واجب نیست؛ چون لغو می‌شود. فعل که تحقق پیدا نمی‌کند،‌ نهی شما هم اثری ندارد. تظاهری هم که نیست، نهی در اینجا لغو می‌شود.

پس مسئله هشتمی که امام(ره) فرمودند را این طوری بیان می‌کنیم: «لو اراد المنکر و نعلم بعدم وصوله الیه فان کانت ارادته ظاهرة فی المنکر، یجب نهیه، اما و ان لم تکن لها ظاهرا، فان علم عدم نیت الاستمرار و عدم الاثر بالنسبه الیه مطلقا، فلا یجب، والا فیجب نهیه.»

بازگشت به دروس خارج