جلسه سی و پنجم درس امر به معروف استاد طائب
محتویات
- ۱ خلاصه جلسه قبل
- ۲ تغییرات مسئله اشتراط تأثیر امر و نهی
- ۳ شرط وجوب بودن احتمال تأثیر
- ۴ امکان احراز شرط وجوب
- ۵ شرط وجوب بودن احتمال اثر
- ۶ عدم سقوط امر به معروف و نهی از منکر با احتمال عدم تأثیر
- ۷ تغییر حالات نفسانی با عوامل بیرونی
- ۸ میزان احتمال تأثیر
- ۹ وجوب امر و نهی با کمترین احتمال تأثیر
- ۱۰ پاورقی
خلاصه جلسه قبل
بسم الله الرحمن الرحیم
بحث ما در شرایط وجوب امر به معروف بود. شرط اول را گفتیم. شرط اول، علم آمر و ناهی بود و گفتیم این شرط، شرط وجوب است. وارد شرط دوم شدیم.[1]
شرط دوم به تعبیر امام(ره) این بود: «الشرط الثاني أن يجوز و يحتمل تأثير الأمر أو النهي، فلو علم أو اطمأن بعدمه فلا يجب.»
تغییرات مسئله اشتراط تأثیر امر و نهی
شرط دوم این است که در امر و نهی، نسبت به مأمور، احتمال تأثیر بدهد. این تعبیر حضرت امام(ره) بود. طبق آن چیزی که ما تا الآن جلو آمدیم، تغییراتی در این مسئله میدهیم.
ما گفتیم که علم یا اطمینان به تأثیر، به معنای پذیرش طرف مقابل، شرط نیست؛ زیرا ما دلیلی بر این مطلب نداریم. روایاتی که دالّ بر این مطلب آوردهاند را ما نپذیرفتیم. اما شرط تأثیر را توسعه دادیم و گفتیم تأثیر به معنای پذیرش الآن نیست، بلکه پذیرش در آینده هم هست. یعنی الآن که این فرد را امر میکنید، الآن قبول نمیکند، ولی در او اثری میگذارد که بعداً او را به راه میآورد. یا در او اثر نمیگذارد، ولی از اینکه در محیط، گناه عادی شود، جلوگیری میکند. یا در محیط هم اثر نمیگذارد، ولی در خود من اثر میگذارد که من به تکلیف خودم عامل هستم.
در گذشته گفتیم که ما میخواهیم این روایاتی را که میگوید شرط امر به معروف و نهی از منکر، تاثیر است را قبول کنیم. این روایات برای این است که اگر مؤثر نیست، نگو.
ما فرض میگیریم این روایات را نداریم. فرض میگیریم در یک جایی امر به معروف و نهی از منکر، مطلقا هیچ گونه اثری ندارد. نه در خودم، نه در محیط و نه برای شنونده، اثری ندارد. مثل حرف زدن برای دیوار است. آیا در اینجا ایجاب امر و نهی مطابق حکمت است یا لغو است؟ اگر من در جایی منکری را می ببینم و از منکر نهی میکنم، ولی نه اثری بر شنونده دارد، نه تأثیری در اجتماع دارد و نه تأثیری در خود من دارد و مطلقا بیاثر است، آیا جعل وجوب در اینجا لغو نیست؟ قطعاً لغو است؛ چون صدور حکم بلااثر، لغو است. لذا ما از ذات تکلیف، شرط الاثر به این معنا را در میآوریم. هیچ قید و مقیدی نمیخواهد و به عبارت دیگر، این قید، قید عقلی است.
پس مسئله را این طور مطرح میکنییم: «ان یجوز و یحتمل تاثیره فی المأمور و المنهی عاجلا او آجلا او غیره او نفسه فلو علم او اطمئن عدم تأثیره مطلقا فلا یجب.» با این عبارت، دائره اثر را گسترده گرفتیم.
بنابراین اگر در جایی من منکری را میبینم و میدانم اگر بگویم این فرد الآن قبول نمیکند، ولی احتمال میدهم در نفسش اثر بگذارد و بعداً روی آن فکر کند و دیگر انجام ندهد، واجب است که بگویم و نهی کنم؛ در حالی که طبق فتوای آقایان، گفتنش واجب نیست.
شرط وجوب بودن احتمال تأثیر
در مسئله یک، حضرت امام(ره) در همان اول فرمودند: «القول فی شرائط وجوبه؛ بحث در شرایط وجوب است.» شرط اول «علم الآمر و الناهی» بود. بعد حضرت امام(ره) فرمودند: «علم الآمر و الناهی، شرط الوجوب.»
در شرط دوم هم، احتمال تأثیر، شرط وجوب میشود؛ چون همان اول فرمودند: «القول فی شرائط وجوبهما» نه «فی شرایط الواجب». مرحوم محقق هم در کتاب شرایع، اینها را شرط الوجوب قرار داده است.
امکان احراز شرط وجوب
سؤالی که در اینجا پیش می آید، این است که شرط الوجوب گاهی موارد قابل تحصیل است، مثل استطاعت در حج. شما میتوانید استطاعت به دست آورید. گاهی موارد شرط دست شما نیست، غیر اختیاری است؛ مثل دخول الوقت فی وجوب الصلاة. شرط وجوب نماز، دخول الوقت است. آیا دخول الوقت دست شماست؟ نه. اگر امشب خورشید هوس کند که فردا طلوع نکند، اصلاً وقت الصلاة داخل نمیشود. آمدن و رفتن خورشید در اختیار ما نیست.
شرط وجوب بودن احتمال اثر
در اینجا فرمودند شرط وجوب امر و نهی، احتمال تأثیر است. احتمال تأثیر یعنی اینکه من وقتی مخاطب خودم را میبینم، احتمال میدهم که در او اثر میگذارد. خود اثر گذاری در اختیار من نیست و فعل خارجی است؛ یا میپذیرد یا نمیپذیرد. پس در اینجا اثر گذاری، چون دست من نیست، نمیتواند شرط باشد. چیزی که دست من است، فهم این است که اگر بگویم، در او اثر میکند یا اثر نمیکند. خود اثر، دست من نیست؛ فقط فهم آن دست من است.
پس در وجوب امر به معروف و نهی از منکر بعضیها گفتهاند یقین به اثر، شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است، بعضیها گفتهاند ظن مشابه یقین، شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است و بعضیها گفتهاند گمان و احتمال، شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر است. پس یا علم است یا گمان قوی است یا گمان؛ ولی شرط الوجوب است.
حضرت امام(ره) فرمودند که شرط وجوب امر به معروف و نهی از منکر، احتمال اثر است. اگر در جایی برای شما احتمال اثر احراز نشد و مردد هستید که اثر میکند یا اثر نمیکند، در اینجا تکلیفی نیست. چون وقتی برای شما احتمال اثر محرز نشد، احتمال اثر نمیدهید، مردد ماندهاید که اثر میکند یا اثر نمیکند، در شرط الوجوب تردید دارید؛ چون آن چیزی که شرط الوجوب است، احتمال اثر است. شما فاقد الاحتمال هستید. میگویید نمیدانم. شرط الوجوب را ندارید؛ وقتی شرط الوجوب نداشتید، دیگر وجوب نیست.
بار دیگر عرض میکنیم، آن چیزی که شرط الوجوب است، علم و ظن و احتمال من است، نه آن چیزی که در واقع است؛ چون چیزی که در واقع وجود دارد، از اختیار من بیرون است.
عدم سقوط امر به معروف و نهی از منکر با احتمال عدم تأثیر
بر این اساس، امام(ره) مسئله یک را مطرح میکنند که ما گفتیم، آن چیزی که شرط الوجوب است، احتمال است. بنابراین شما اگر گمان قوی هم دارید که اثر نمیکند، باید بروید و عمل کنید؛ به دلیل اینکه با گمان قوی، احتمال وجود دارد و آن چیزی هم که شرط است، احتمال است.
لذا ایشان فرمود: «لا يسقط الوجوب مع الظن بعدم التأثير و لو كان قويا. فمع الاحتمال المعتد به عند العقلاء يجب.» با این کلام امام(ره) شک به عدم تاثیر امر به معروف و نهی از منکر، باعث ساقط شدن وجوب آن نمیشود.
فردی در حال خوردن شراب است. از شما سؤال میکنند اگر به این بگویید، فکر میکنید اثر میکند یا نه؟ پاسخ شما به این پرسش، یکی از این حالات است: یک، اثر میکند. دو، اثر نمیکند. سه، فکر میکنم اثر بکند. چهار، مردد هستم که اثر بکند یا نکند؛ یعنی 50 درصد احتمال میدهم که تاثیر میگذارد و 50 درصد نمیگذارد. پس زمانی که 50 درصد احتمال تاثیر وجود دارد، باید بروید و بگویید.
زمانی هم پاسخ شما این است که گمانم قبول نمیکند، ولی احتمال قبول هم دارد. آن چیزی که شرط الوجوب است، این احتمال است. اگر شما از یقین به عدم تأثیر بیرون بیایید و یک درصد، دو درصد، سه درصد، احتمال تاثیر بدهید، باید بگویید.
تغییر حالات نفسانی با عوامل بیرونی
علت اینکه ما روی این مسئله ایستادهایم، این است که احتمال، حالت نفسانی است. با ابزار بیرونی تفاوت میکند. مثلاً شما یقین دارید که زید در مدرسه فیضیه نیست، یکی از دوستانتان که شما به قول او اطمینان دارید، میگوید زید در مدرسه فیضیه هست و با این حرف او، حالت یقین به نبودن زید، تبدیل به یقین به بودن زید میشود؛ چون شما به آن شخص اطمینان دارید.
در حالت دیگر، یک نفر وارد میشود و میگوید زید از مدرسه خارج شد. شما میبینید که این فردی که این خبر را برای شما آورده است، کسی است که گاهی به شما اخبار دروغ میدهد. شما با این حرف او به یقین سابقت نمیمانید؛ ولی به یقین خروج هم نمیرسید. میگویید این گفت رفته بیرون، ولی نمیدانم که رفته است یا نه. ولی دیگر روی یقین سابقتان نیستید. حالات نفسانیه ما با عوامل بیرونی، تغییر میکنند.
میزان احتمال تأثیر
«لا يسقط الوجوب مع الظن بعدم التأثير و لو كان قويا فمع الاحتمال المعتد به عند العقلاء يجب.» در این مسئله، حضرت امام(ره) یک قیدی میآورند که مسئله را صاحب اشکال میکند؛ میفرماید: «فمع الاحتمال المعتد به عند العقلاء.»
از ایشان سؤال میکنیم که بالاخره شرط الوجوب چیست؟ ما نسبت به خارج، هیچکاره هستیم. در اینجا شرط، حالت نفسانی ماست. حالت نفسانی ما، احتمال از یک درصد شروع میشود تا به 99 درصد میرسد. احتمال زمانی به هم میخورد که یقین به عدم داشته باشیم. منتهی احتمال قوی و ضعیف داریم. آن چیزی که حضرت امام رضوان الله تعالی علیه میخواهند شرط کنند، «الاحتمال المعتد به» است؛ یعنی آنکه به 50 نمیرسد، ولی از این طرف هم به صفر خیلی نزدیک نمیشود.
البته همان طور که عرض کردم اینها مدرسهای است. ما میخواهیم فقه دستوری به مردم دهیم. ما اگر بخواهیم که مسائل در اجتماع جاری شود، نمیتوانیم به عنوان قضیه شرطیه جواب دهیم؛ در معضل میافتیم. شخصی از ما سؤال میکند و میگوید من چه زمانی باید امر به معروف انجام دهم؟ میگوییم اگر احتمال تأثیر میدهی. میگوید احتمال تأثیر از یک شروع میشود تا 100، کدامش؟ میگوییم احتمال معتد به باشد. میگوید احتمال معتد به خیلی از جاها فرق میکند؛ یک موقعی هست که یک مایعی امرش دائر است بین القتال و المقوی. این مایعی که اینجا اگر بخورم به من 10 کیلو انرژی میدهد، اما اگر فلان مایع باشد، به محض اینکه آن را بخورم، مرا میکشد. 99 درصد مقوی است و یک درصد کشنده. در اینجا شما میخورید یا نمیخورید؟ محال است که دست بزنید. با اینکه در اینجا یک درصد احتمال مرگ است.
ما در اینجا قضیه را معکوس میکنیم. 99 درصد ممکن است یک آب تلخی باشد که اگر بخوری ضرری ندارد، ولی تلخی آن فعلاً حالت را به هم میزند. اما یک درصد این است که اگر مقدار کمی بخوری، به شما 10 ساعت انرژی میدهد. اینجا حتماً یک کمی از آن میخورید. میگویید اشکالی ندارد. ممکن است کمی حالمان به هم بخورد، ولی اگر آن چیزی باشد که 10 کیلو انرژی به من میدهد، خیلی ارزش دارد.
پس دیدیم که به تغییر محتمل، احتمالها تغییر پیدا میکند. الآن مورد اینجا هست که یک نفر میخواهد دیگری را بکشد. ما قدرت اینکه دست او را بگیریم را نداریم. اما میتوانیم به او بگوییم که این کار را نکن. یک درصد احتمال میدهیم که اثر داشته باشد. این احتمال معتد بهی نیست؛ ولی از خود حضرت امام(ره) سؤال میکنیم که اینجا بگوییم یا نگوییم؟ میگوید حتماً بگو. چون بالاخره در اینجا یک درصد هم یک درصد است.
مثال دیگر اینکه یک شخصی هست که میخواهد تیغ بردارد و ریش خودش را بتراشد. ما 99 درصد احتمال میدهیم که او به حرف ما گوش نمیکند. یک درصد احتمال میدهیم. میگوییم این احتمال معتد به است؟ میگوید نه، پس رهایش کن.
وجوب امر و نهی با کمترین احتمال تأثیر
پس بالاخره شرط کدام است؟ باید میزان تعیین شود. پس بهتر این است که وقتی توسعه در دایره را گفتیم، این مع احتمال معتد به را برداریم و بگوییم «الشرط هو الاحتمال؛ شرط، احتمال است.» احتمال از یک درصد شروع میشود تا 99 درصد.
پس مسئله را این طوری میگوییم: «لا يسقط الوجوب مع الظن بعدم التأثير و لو كان قويا، فمع الاحتمال يجب.» بنابراین مسئله دو طرفه شد؛ یک موقع هست که یقین دارید قبول نمیکند و اصلاً اثر ندارد، در اینجا نباید بگویید. از یقین که این طرف آمدید، باید بگویید. حد وسط نداریم.
پاورقی
[1] تذکر این نکته لازم است که استاد در آغاز درس امروز، نکتهای درباره ترجمه روایت محفوظ اسکاف که جلسه قبل بحث شده بود، مطرح فرمودند که به دلیل مراعات اختصار و سیر درس، نکته یاد شده به ترجمه روایت مذکور اضافه شد.







