امر به معروف و نهی از منکر در فقه سیاسی
نویسنده: مصطفی جوهرکش
محتویات
مقدمه
با یک نگاه گذرا به سوره مبارکه والعصر میفهمیم که:
برخلا ف گمان انسان که خیال میکند که هر روز به عمرش افزوده میشود، هر روز که میگذرد سرمایه او کاسته میشود، پدربزرگها در حقیقت (پدر کوچک) هستند و نوزادها که عمری در پیش دارند بیشترین سرمایهها را دارند. به زمان سوگند که انسان همچون یخ هر لحظه در حال آب شدن است (والعصر ان الا نسان لفی خسر) پس در برابر به هدر رفتن عمر باید چیزی بهتر از عمر به دست آوریم مال و مقام و مدال بهتر از عمر نیست.
آنچه بهتر از عمرهاست. ایمان و عمل صالح است (الاالذین آمنوا و عملوالصالحات) ایمان و کار نیک اگر توسعه پیدا نکند، ارزش نخواهد داشت. بنابراین باید دیگران را نیز به ایمان و عمل صالح سفارش و دعوت کنیم (وتواصوا بالحق)؛ البته پیمودن این راه مشکلا تی در بر خواهد داشت؛ یعنی اگر بخواهیم مردم را به خیر و معروف دعوت کنیم و از مفاسد و انحرافاتی که دارند باز داریم احتمال دارد که برخوردهای ناگواری پیش آید، ولی به هر حال باید با پشتکار این راه را بپیماییم (وتواصوا بالصبر).
آمرین به معروف و ناهیان از منکر
در سوره توبه آیههای ۱۱۱ و ۱۱۲ میخوانیم: (خدا از مومنان، جانها و مال هایشان را خرید تا بهشت از آنان باشد آنان رزمندگانی هستند که در راه خدا میجنگند، دشمنان خدا را میکشند و در راه خدا کشته میشوند.)
وعده بهشت به آنان در تورات و انجیل و قرآن آمده است و چه کسی بهتر از خدا به عهد خود وفا میکند.
سپس میفرماید: (جان دادن و بهشت گرفتن برای شما مبارک باشد و خود به این معامله بشارت دهید که رستگاری بزرگی است).
در ادامه میفرماید: این مومنان جان برکف، هم از لغزشهای خود توبه کنند، هم خدا را میپرستند و ستایش میکنند و هم اهل روزه و رکوع و سجودند. این افرادند که امر به معروف و نهی از منکر میکنند و حدود الهی را پاس میدارند.
با یک نگاه سطحی به این آیه، سیما و صفات آمرین به معروف بر همه ما روشن میشود. آنها افرادی جان بر کف و شجاع هستند. فریادشان در روز با اشک و توبه و رکوع و سجودشان در شب همراه است. هشدار آنان به خلاف کاران همراه به حفاظت و پاسداری خودشان از قانون الهی است.
آری! وز بزرگی که خدا ستایش آنان را کرده مخصوص این گروه از افراد است ونه کسانی که خود خلافکارند و مقررات و قوانین را زیر پا میگذارند مانند کسانی که از چراغ قرمز رد میشوند، ولی به بی حجاب تذکر میدهند.
شرایط آمرین وناهیان
۱- بصیرت و آگاهی
کسی که امر به معروف ونهی از منکر میکند، باید معروف و منکر را بشناسد و شیوه را هم بداند. (ادعوا الی الله علی بصیره) (یوسف۱۰۸/)
۲- با اراده باشد
کسی که بنا دارد به وظیفه مهم امر به معروف و نهی از منکر عمل کند، نباید کار خود را براساس قهر و صلح مردم تنظیم کند. قرآن میفرماید: امر به معروف و نهی از منکر نیاز به عزم و اراده قوی دارد (ان ذلک من عزم الامور) (القمان۱۷/)
۳- برای خدا باشد
اگر آمر انتقادی میکند، براساس سلیقه شخصی، حزب سیاسی، عقده درونی و کینه و انتقام نباشد. قرآن میفرماید: بعضی از انتقادها، مسائل شخصی است. (ومنهم من یلمزک فی الصدقات فان اعطوا منها رضوا). (توبه۵۸/)
اگر امر و نهی برای خدا باشد و مسائل قبیلهای، محلی و صنفی و حزبی و اقلیمی و نژادی و زمانی در آن نباشد موثر است؛ زیرا حرف صاف بر دل صاف مینشیند ولی اگر حرف همراه با اغراض دیگری باشد یا شنونده روح سالمی نداشته باشد، امر به معروف اثر نخواهد داشت.
شخصی به نام همام از حضرت علی علیه السلام نشانه و اوصاف افراد با تقوا را سوال کرد. امام کمی تامل فرمود. اما همام اصرار کرد و امام نشانههایی فرمود ناگهان همام فریاد کشید واز دنیا رفت. امام فرمود: موعظه خالصانه در دل آماده این گونه اثر میکند. (خطبه همام در نهج البلاغه)
علامت اخلاص آن است که نخواهیم در برابر کار از ما ستایش شود. علامت اخلاص آن است که برای ما، نوع کار، مکان کار، زمان کار و امثال آن مهم نباشد. در وادی اخلاص تمام ملاکها و روابط محور میشود و تنها ارزشهای الهی به حساب میآیند. لذا قرآن:
به نوح میگوید پسر کافر تو باید غرق شود!
به لوط میگوید همسر تو باید هلاک شود!
به پیامبر اکرم میگوید بریده باد دست ابی لهب عموی تو!
به ابراهیم میگوید حق دعا برای عموی بت پرست خود را نداری!
۴- سعه صدر و روحیه قوی داشتن
همین که حضرت موسی(ع) مامور تبلیغ شد از خداوند روح بزرگ و سعه صدر خواست خداوند دعای او را مستجاب کرد لذا موسی(ع) با روحیهای قوی به سراغ فرعون رفت. امر و نهی بدون روحیه امکان ندارد.
کسی که امر به معروف و نهی از منکر میکند، در برابر تمایلات مردم ایستاده است و قهرا از ناحیه بعضی مردم مورد نامهربانی قرار خواهد گرفت. او اگر سعه صدر نداشته باشد، با یکی دو برخورد تند از طرف مردم از انجام وظیفه دست برخواهد داشت.
قرآن در نشانه بندگان خوب خداوند میفرماید: آنان کسانی هستند که هرگاه با افراد ناآگاه برخورد کنند، با سلام و مسالمت رد میشوند. (و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما) (فرقان۶۳/)
دعوت به حق و امر به معروف و نهی از منکر، کار انبیاست و مشکلات انبیا» را نیز خواهد داشت. انبیا» تهمتها را با صبر و سعه صدر پشت سر گذاشتند. برای مثال، دربارهٔ کسانی که میگفتند: ما تو را سفیه میبینیم میفرمودند: لیسی بی سفاهه (اعراف، ۶۶) در من سفاهتی نیست. یا در برابر نسبت گمراهی میفرمودند لیس بی ضلاله (اعراف۶۶/) در من گمراهی نیست.
صبر و پایداری سفارشی است که خداوند به انبیا» میکند. (شوری،۱۵)
۵- حسن خلق و نرمخویی
در امر و نهی نرمخو باشیم. خداوند به پیامبرش میفرماید: تو وکیل مردم نیستی (و ما انت علیهم بوکیل) (انعام۱۰۷/) تو بر مردم سیطره نداری (لست علیهم بمسبطر) (غاشیه۲۱/).
تو نسبت به حق مردم اجبار نداری (ما انت علیهم بجبار) (ق۴۵/) حق اکراه هم نداری (افانت نکره الناس) (یونس۹۹/).
کسی که امر و نهی میکند، بدیها را با خوبی دفع کند (و یدورن بالحسنه السینه) (رعد۲۲/) و اهل انتقام و غیظ نباشد (و الکاظمین الغیظ) (آل عمران۱۳۴/) مردم از گرد افراد بد اخلاق فرار میکنند (لو کنت فظا غلیظ القلب لاانفضوا من حولک) (عمران۱۵۹/).
باید با منکرات و کار بد مردم مخالف باشیم و نه با خود آنان (انی لعملکم من القالین) (شعرا»۱۶۷/)
با جهل مخالف باشیم نه با جاهل نگاه ما به گناهکار نگاه پزشک باشد به بیمار و نه نگاه انسان به دشمن. باید خوبیهای او را نیز در نظر بگیریم. ممکن است انسان گناهی انجام دهد ولی خوبیهایی نیز داشته باشد اگر ابتدا خوبیهای او را بیان کنیم و او احساس کند که دوست او و قدردان کمالات او هستیم، طوری که تذکر ما به او برای تکمیل خوبیهای اوست. به طور حتم به نتیجه خواهیم رسید در برخورد نباید قیافه متکبرانه بگیریم که از نشانههای مردان خدا، تواضع در حرکت است. (الذین یمشون علی الارض هونا) (فرقان۶۳/).
۶- توجه به همه جوانب
در روایات میخوانیم کسی میتواند دین خدا را یاری کند که به همه جوانب احاطه داشته باشد؛ وگرنه گاهی ضرر او بیش از منفعت است.
در کتاب الغدیر میخوانیم شخصی از دیوار خانه مردم بالا رفت تا ببیند افراد آن خانه چه میکنند همین که دید مشغول شراب خوردن هستند از بالای بام نهی از منکر کرد. صاحبخانه به او گفت: من یک منکر انجام دادم و آن اینکه شراب خوردم؛ ولی تو گرفتار چند منکر شدی؛ تجسس و ورود به خانه مردم و ارعاب، منکرهایی بود که تو مرتکب شدی (الغدیر/ج/۶ص۱۲۱).
گاهی عکس بزرگان را در جای نامناسب نصب میکنند یا با خط بد بر دیوارهای زیبا شعار مینویسند. یا روی بلیطهای اتوبوس که معمولا پاره میشود آیات و روایات مینویسند و از بلندگوی مساجد مردم آزاری میکنند یا در قالب نظافت گرفتار وسواس میشوند یا به خیال تربیت کودک خود را میزنند یا به خیال آبروداری اسراف میکنند یا به خیال سخاوت گرفتار ریخت و پاش میشوند یا به گمان نهی از منکر گناهکار را تحقیر میکنند و آبروی او را میریزند. اگر کمی در رفتار خود دقت کنیم هزاران از این نمونهها میبینیم که نشان دهنده ناآشنایی ما با شیوه کار است.
حضرت علی علیه السلام مقدار قابل توجهی خرمای خوب برای کسی فرستاد. شخصی به خیال نهی از منکر گفت که این مقدار از خرما برای او زیاد است به علاوه او که از شما درخواست خرما نکرده پس بهتر آن است که یا به او خرما ندهیم یا لااقل مقدار کمی بدهیم.
حضرت با تندی فرمود: خدا امثال تو را زیاد نکند. چگونه برای مومنان بهشت از خدا درخواست میکنیم اما حاضر نیستیم مقداری خرما به آنان بدهیم؟ من میبخشم، ولی تو تحمل دیدنش را نداری اگر صبر کنم تا او درخواست کند و آن گاه به او بخشم، بخشش من، پول آبروی او است که نزد من ریخته شده است. (بحار، ج ۴۱، ص ۳۶)
۷- نهی از منکر باید سریع باشد
در حدیث میخوانیم: چشم انسان باایمان هنگام دیدن حرام به هم میخورد جز آنکه آن را تغییر دهد (لاتحمل لعین مومنه تری الله یعصی فتطرف حتی یغییره)
مراحل امر به معروف و نهی از منکر
برای دعوت وخیر امر به معروف و نهی از منکر سه مرحله گفتهاند که آنها را فهرست وار بیان میکنیم:
مرحله اول: آن است که انسان قلبا از این که معصیت خدا شود، ناراحت باشد و کار خلا ف را در روح خود منکر بداند و از آن متنفر باشد. در این مرحله، احدی معاف نیست؛ یعنی حتی افراد ناتوان و لا ل و نابینا و بی پول باید قلبا از گناه متنفر باشند.
مرحله دوم: آن است که امر به معروف با زبان به خلا فکار هشدار دهد و به خوبیها سفارش کند در قرآن میخوانیم: کیست بهتر از کسی که به سوی خدا دعوت کند و کردار خودش نیکو باشد و بگوید که من از مسلمانانم (و من احسن قولا ممن دعا الی الله و عمل صالحا و قال اننی من المسلمین (فصلت / ۳۳)
مرحله سوم: آن است که اگر بیان اثر نکرد، با قدرت جلو خلا ف گرفته شود.
اصل تاثیر
نکته مهمی که باید در اینجا بیان شود این است که محور امر به معروف و نهی از منکر، تاثیر است.
یعنی اصل این است که خلا فکار از چه طریق از کردار خود دست بر میدارد؛ برای مثال:
اگر با اشاره اثر دارد، واجب میشود.
اگر فریاد اثر دارد، فریاد واجب است.
اگر تهدید اثر دارد، تهدید واجب است.
اگر تذکرهای مکرر اثر دارد، تکرار واجب است.
اگر ناله و طومار و تقاضای دسته جمعی اثر دارد، این قبیل کارها واجب است.
اگر سخن ما اثر ندارد، ولی تذکر شخص دیگری اثر دارد، باید آن شخص را وادار به گفتن کنیم. محور کار در این واجب آن است که خداوند معصیت نشود این کار مقدس منحصر به محدود به راه خاص نیست ولی:
اگر تذکر در زمان خاصی اثر دارد، باید هشدار ما در همان زمان باشد.
اگر تذکر در فضا و مکان خاصی اثر دارد. برای مثال تفریح، اردو و مهمانی آمادگی حرف شنوی بیشتر است باید آن شرایط را فراهم کرد.
اگر تاثیر کلا م و مبارزه با منکرات زمانی است که حکومت و قدرت داشته باشیم، باید سراغ به دست گرفتن قدرت و تشکیل حکومت رفت.
آنچه اسلا م از ما خواست محو باطل و احقاق حق و منع از منکرات و سفارش به معروف هاست ولی در شیوه و راه انجام آن تعبدی نیست؛ یعنی انحصاری در این که به چه نحو باشد، در چه زمان باشد؟ از طرف چه کسی باشد؟ به چه شکلی باشد؟ و ... نیست.
اسلا م پاسخ همه اینها را به عقل واگذار کرده و محور و راهنمای عقل را بهترین، بیشترین و سریعترین تاثیر دانسته است. انجام امر به معروف و نهی از منکر، حتی اگر اثر نکرد.
بزرگان شرط وجوب امر به معروف را احتمال تاثیر فرمودهاند. یعنی اگر اثر نکرد واجب نیست. ما ضمن احترام به این اصل کلی به چند نکته دیگر نیز توجه میکنیم:
۱- ممکن است مثلا اثر نکند ولی به خاطر اهمیت کار باید بعضی اشخاص تا مرز شهادت پیش بروند و حرف حق را بزنند.
امام حسین (ع) فرمود: من برای احیای امر به معروف و نهی از منکر به کربلا میروم. در آن وقت امام حسین شهید شد و یزید و لشکرش تحت تاثیر قرار نگرفتند ولی در فطرت عمومی مردم و تاریخ، ناحق بودن بنی امیه و عصمت و مظلومیت اهل بیت پیامبر اکرم (ص) نقش بست.
در قرآن هم به جملا تی بر میخوریم که نشان میدهند گاهی باید برای عدالت و معروف شهید شد.
ویقتلون النبیین و یقتلون الا نبیا» و یقتلون الذین یامرون بالقسط
به هر حال گر چه برای عموم مردم شرط وجوب، تاثیر امر به معروف است اما برای انبیا» و اولیا و علما گاهی فریاد زدن لا زم است و آنها باید تا مرز شهادت پیش روند تا خط توسط طاغوتها واز طریق بدعتها و انحرافات محو نشود.
۲- فضا سازی یک ارزش است؛ برای مثال هر کسی که به تنهایی مشغول نماز میشود مستحب است که اذان بگوید ودر اذان فریاد(حی علی الصلوه) سر دهد. در این جا میبینیم که گفتن و فریاد این جمله یک ارزش است، هر چند که شنوندهای وجود نداشته باشد تا برای برپایی نماز بشتابد. حفظ قانون و جلوگیری از محو آن یک ارزش است. لذا اسلا م به زنانی که در هر ماه چند روزی نماز بر ایشان واجب نیست دستوری میدهد که در هنگام نماز رو به قبله بنشینند و ذکر خدا بگویند تا رسم نمازخوانی آنان حفظ شود.
اسلا م به زائران خانه خدا که برای اولین بار به حج میروند فرموده است: در روز عید قربان سر خود را تراشیده سپس به کسانی که سرشان مو ندارد سفارش میکند تیغی روی سر خود بکشید تا فرم قانونی آن مراعات شود.
(رجوع شود به مناسک حج در قسمتهای حلق)
حتی اگر در چهار راه یا خیابان ماشینی نباشد لا زم است در هنگام چراغ قرمز بایستیم تا به قانون عمل کرده باشیم.
این نمونهها به ما میگویند که اگر همه سکوت کنند و بگویند: امر به معروف اثری ندارد، کم کم معروف در جامعه کمرنگ و گناهکار هر روز جسورتر و مسلمانان بیشتر عقب نشینی میکنند در این موارد به هر نحو باید امر و نهی در کار باشد گر چه اثر نکند.
۳- ممکن است امر و نهی در افراد اثر نکند ولی با نهی از منکر لذت گناه را از کام گناهکار میگیریم و نمیگذاریم که او لا اقل با خیال راحت گناه کند این ایجاد دلهره با نهی از منکر، عرصه را بر گناهکار تنگ میکند و این خود یک ارزش است. اسلا م به ما سفارش کرده است که به گناهکار با قیافههای گرفته عبوس نگاه کنید تا او خود را نزد شما منفور ببیند. بنابراین ممکن است دست از خلا ف برندارد اما کام گناهکار را تلخ کردن لا زم است.
۴- نهی از منکر نشانه آزادی است؛ و اگر به خاطر تاثیر نکردن آن نهی همه ساکت شویم با دست خودمان جامعه را به محیط خفقان وحشت و مرگآفرین تبدیل کردهایم، بنابراین برای حفظ و دفاع از آزادی باید فریاد زد گر چه در آن زمان کسی گوش دهد.
۵- نهی از منکر و امر به معروف گاهی به سوی خودسازی است زیرا: تلقین به خود است اعلا م موجودیت است نشانه بیداری، شناخت و تعهد است آری گفتن حداقل این آثار را در خود انسان دارد گر چه گناهکار در آن زمان عکس العملی را از خود نشان ندهد.
۶- با آن که ممکن است سخن امروز من در شنونده اثر نکند، ولی پاداش اخروی من همچنان ثابت است. یکی از برکات ایمان به خدا و معاد همین است که هرگز انسان خود را بازنده نمیپندارد. اگر برای رضای خداوند به سوی مسجد رفتید، پاداش جماعت خواهید داشت، هر چند که مسجد بسته باشد انسان مخلص با خدا معامله میکند و گفتن برای خدا پاداش فراوانی دارد خواه طرف گوش دهد یا ندهد قرآن بهترین مردم را کسی میداند که به حق دعوت کند (و من احسن ممن دعا الی الله و عمل صالحا) (فصلت / ۳۳) گر چه همیشه این دعوتها موثر نباشد آری اگر شاگرد درس استاد را فرا نگرفت حقوق معلم لطمهای نمیبیند.
۷- اثر فوری لا زم نیست، گاهی امر به معروف و نهی از منکر شما اثر فوری ندارد ولی مطمئن باشید که در آینده اثر دارد، زیرا گاهی حالا ت انسان طوری است که حال حق شنوی ندارد ولی تذکر شما در زمان دیگر کار خودش را روی فکر او خواهد کرد.
۸- بهترین جرات؛ امر و نهی کردن، حفظ روحیه جرات است اگر به دلیل آن که اثر ندارد امر و نهی نکند کم کم جرات فریاد زدن و گفتن در شما کم میشود.
۹- تسکین وجدان؛ فریاد بر سر گناهکار سبب آرامش وجدان ایمانی خود انسان میشود کسی که فریاد میزند، هرگز در وجدان خود را محکوم به ترس و سکوت و سازش و بی قانونی نمیکند.
۱۰- راه قرآن و انبیاست؛ راستی که از انبیا بهتر نیستیم آن بزرگواران معصوم بارها با استدلال و معجزه و بهترین اخلا ق نهی از منکر میکردند، ولی اکثر مردم گوش نمیدادند به قول قرآن کریم:
و اذا ذکروا لا یذکرون؛ هر گاه تذکری به آنان داده میشد؛ متذکر نمیشدند.
اتیناه ایتنا کلها فابی؛ ما همه معجزات خود را به فرعون نشان دادیم ولی زیر بار نرفت و ان یروا کل ایه یعرضوا و یقولو سحر؛ اگر معجزهای ببینند اعتراض میکنند و میگویند سحر است.
۱۱- عذر برای ما و اتمام حجت بر گناهکار؛ امر به معروف و نهی از منکر اتمام حجت بر گناهکار است تا نگویند کسی به من تذکر نداد و عذری است برای مومن تا به او گفته نشود. چرا فریاد نزدی قرآن میفرماید: گفتن یا سبب تذکر است یا وسیله عذر (عذرا و نذیرا) احتمال اثر شرط وجوب است یعنی اگر احتمال اثر نمیدهی واجب نیست نه آنکه ممنوع است تا آنجا که خداوند منع نکرده است میتوان پیش رفت ولی اگر کار به جایی رسید که دیگر از طرف خداوند فرمان توقف آمد تکلیف عوض میشود نظیر آیاتی که میفرماید:
از آنان اعراض کن که فایدهای ندارد (فاعرض عنهم) (نسا» ۶۳ و ۸۱ و انعام ۶۸)
ندای توبه گوش افراد که نمیرسد (و انک لاتسمع الصم الدعا) (روم ۵۲ نحل ۸۵)
گروهی مثل مردههای قبورند که تو نمیتوانی حرفی به آنان بشنوانی (انک لاتسمع الموتی) (نحل، روم ۵۲)
آنان را رها کن (ذرهم) (انعام ۹۱، حجر ۳)
آثار و برکات امر به معروف و نهی از منکر
برکات معنوی
۱- نجات از قهر خدا
امیرالمومنین(ع) فرمود: هر کس منکر و خلافی را دید و قلبا از آن ناراحت شد همانا از قهر خدا نجات پیدا کرده و تن به سلامت برده است؛ و هر کس با زبان از کار خلاف نهی کرد به پاداش رسیده است.
۲- بهره از الطاف خدا
هر کس بدعتگزاری را با نهی ازمنکر بترساند خداوند قلبش را از ایمان پر کند ولی اگر نسبت به او نرمش نشان دهد قانون خدا را تحقیر کرده است.
۳ - نشانه بهترین بودن
پیامبر اکرم (ص) فرمود: بهترین مردم کسی است که مردم را به معروف دعوت کند (نهج الفصاحه، جمله ۸۴۹۹ خیر الناس... امر هم بالمعروف)
و برعکس اگر کسی در برابر معروف و منکر هیچ گونه احساسی نداشته باشد، انسانیت او دگرگون شده است؛ به نحوی که دیگر حرف خیری را نمیپذیرد.
(جعل اعلاه اسفله و لایقبل خیرا ابدا) (بحار ۹۷، ص ۷۲)
۴- اثر امر به معروف در خود انسان
حضرت علی(ع) به فرزندش فرمود: امر به معروف کن تا اهل معروف باشی (و امر بامعروف تکن اهله) (نهج البلاغه، نامه ۳۱)
آری! همان گونه که هرکس لباس میشوید، دست خودش نیز پاک میشود، کسی که مردم را به خیر دعوت میکند، به طور طبیعی سعی میکند تا خودش نیز به آن کار عمل کند که به دیگران سفارش میکند.
۵- شرکت درهمه ثوابها
در روایات متعدد میخوانیم، هرکس مردم را به کار خیر راهنمایی و سفارش و دعوت کند ومردم به خاطر دعوت او آن کار را انجام دهند دعوت کننده در پاداش شریک میشود بدون آنکه از اجر دیگری کاسته شود.
هرکس دیگری را به کار خلاف و انحراف دعوت کند در کیفر مفاسد او شریک است بنابراین کسی که امر به معروف میکند در پاداش همه کارهایی که مردم به خاطر دعوتش انجام میدهند شریک است.
برکات سیاسی امر به معروف و نهی از منکر
حضرت امیر(ع) فرمود: پشتوانه مومنان وسیله تحقیر کفار، امر به معروف و نهی از منکر است (شد الظهور المومنین و ارغام انف الکافرین) (نهج البلاغه حکمت ۳۱)
اگر امر به معروف ونهی از منکر نشود به تدریج اشرار بر شما حاکم خواهند شد و کار به جایی خواهد رسید که خوبان شما هر چه فریاد زنند پاسخی نشنوند. (لیسلطن علیکم شرارکم فیدعوا خیالکم فلا یستجاب لکم) (تهذیب۶، ص ۱۷۶)







