امر به معروف و نهی از منکر(بخش سوم)

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
امر به معروف و نهی از منکر(بخش سوم)

نویسنده: سید احمد خاتمی
مجلات > علمی، خبری > خیمه > مرداد ۱۳۸۴ - شماره ۱۹

شیوه های نصیحت کردن

برای نصیحت کردن از روش هایی باید استفاده کرد که ما در این جا به عنوان شیوه از آن یاد می کنیم.
اولین شیوه: یادآوری نصیحت ها است.
الّذی جَعلَ لکمُ الأرض فِراشاً والسّماء بناءً وأنزل من السّماء ماءً.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری در قرآن دو نوع نعمت مطرح شده است، یکی نعمت های مادی و دیگری نعمت های معنوی. نعمت نباید خلاصه در آب و نان شود، بلکه رهبری حق هم نعمت است.
وقتی علی (ع) به امامت منصوب می شود نعمت تمام است. وحدت ما، اتحاد ما، امدادهای غیبی ما، نجات از دشمنان ما، صحت و سلامت از نعمت های خداوند است و استفاده و تذکر این نعمت ها در موعظه یک شیوة موثر است مثل یادآور شدن نعمت سلامتی به اشخاص جوان و اینکه بگویید: حال که از این نعمت برخورداری معصیت خدا را نکن، ممکن است در بعضی موثر نباشد، ولی در بعضی دیگر قطعاً موثر است. در اینجا می خواهم از یک منکر یاد کنم و آن اینکه متأسفانه در بعضی مجامع و محافل ما پیوسته در رابطه با کلیت انقلاب ایات یأس خوانده می شود. این منکر مهمی است که همه ما وظیفه داریم با آن مبارزه کنیم افراد ضعیف النفس در مواجهه با این منکر دلسرد می شوند ولی من عرض می کنم دو نکته را در نظر بگیرید، یکی قیاس کنید منکرات فعلی را با منکرات زمان طاغوت و دوم در کل قضاوت شود نه در یک موضوع. شما همین نعمت آزادی را مجسم کنید. همین نعمت که رهبری فرمودند جو وزارتخانه ها و ادارات باید جو حزب الّهی ها باشد، حالا را با قدیم مقایسه کنید و اینها را در نظر بگیرید.
آنکه در راه طلب خسته نگردد هرگز پای پر آبله و بادیه پیمای من است ما که با شاه مبارزه کردیم، با منکرات هم به همین امتداد مبارزه می کنیم. اصولاً زندگی همین است.
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آسودگی ما عدم ماست بنابراین روحیه نشاط و فداکاری در راه دین را با دیدن چند منکر نباید ببازیم. دیدن چند منکر در یک وزارتخانه یا از یک مدیر، روحیه ما را نباید خسته کند. مسئولین می ایند و می روند، اسلام و قرآن می ماند. واصبر علی ما اصابک.
دومین شیوه: استفاده از تاریخ و سرگذشت گذشتگان است قرآن از این شیوه زیاد استفاده کرده است، مثل:
ألم تَرَ کَیفَ فعل ربُّک بِعادٍ اِرَمَ ذات العماد...
و یا ألم تَرَ کَیفَ فعل ربُّک بِاصحاب الفیل...
الطاف، خشم، مهر و قهر خدا را ببینید در ایات زیادی، قرآن دعوت به سیر در ارض دارد.
«گناهکاران بروند و سیر کنند در زمین و چشم عبرتشان باز شود.» (سوره روم، ایه ۹)
در روایتی از اصول کافی، شخصی به امام (ع) عرض کرد که شنیده ام روایتی هست که یک ساعت تفکر مهمتر از یک سال عبادت است. این کدام تفکر است؟ امام فرمودند: آن تفکریست که هنگام گذشتن از خرابه می ایستد و فکر می کند هرگز شده زین خاک بجویی که تن کیست؟
وین گرد غبار آلوده غبار بدن کیست؟
اینکه سفارش به رفتن قبرستان شده، به خاطر همین است، نه تشریفات. در قبرستان درنگ کنید. با مردگان حرف بزنید. بپرسید: خانه ات کو؟ زندگیت کو؟ اگر خوب دقت کنیم با گوش جان جواب می شنویم فقط من مانده ام و عملم. بنابراین از تاریخ، هم از جنبه منفی آن می شود استفاده کرد هم از جنبه مثبت آن. به جوانی که گناهش را از جوانی خود می داند مثال حضرت یوسف را بزنیم.
بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق یوسف از دامان پاک خود به زندان می رود.
(سوره آل عمران، ایه ۱۴۶).
قرآن کسانی که سست می شوند این ایه را مثال میزند در باب عبرت و اگر قصه ای را خودت دیدی و لمس کردی ذکر آن بسیار موثر است. بنده خودم بعضی را که در محافل و مجالس عزاداری امام حسین (ع) سست شده اند چند خاطره دارم که مثال می زنم و دیده ام که کسی عزاداری امام حسین را سال های سال داشته و حالا سست شده چطور چوب خورده است.
پس دومین شیوه که قرآن ذکر می کند استفاده از تجربه گذشتگان است.
سومین شیوه: ارائه الگو و نمونه است ارائه الگو نقش اول را در تربیت دارد، بخصوص در سنین کودکی و نوجوانی. روشی که غربی ها امروز خیلی به آن عنایت دارند این است که الگوی زندگی خودشان را عرضه کنند و هرزه گیهای خود را به عنوان الگو عرضه نمایند. قرآن و روایات بیش از هر چیزی به ارائه الگو عنایت دارند. (سوره ممتحنه، ایه ۴)
قرآن وقتی می بیند بعضی از مسلمان ها روابطشان را براساس مکتب قرار نمی دهند الگو عرضه می نماید. شما از ابراهیم درس بگیرید. ابراهیم عمری را در خانه عمویش بزرگ شد و نان و نمکش را خورد، وقتی مبعوث شد و دعوتش کرد و اثر نکرد، او هم اظهار برائت کرد، پس باید نسبت به برادر بی دین، پدرِ بیدین، فرزند بی دین همین طور بود. البته این موضوع با صلة رحم اشتباه نشود. ما قطع رابطه نمیکنیم، اظهار تنفر می کنیم، رفت و آمد را قطع میکنیم، ولی قهر نمی کنیم، اینها با هم فرق دارند باید بفهمانیم اشتباه می کنند.
نمونه دیگر سوره احزاب، ایه ۲۱ است. وقتی مسلمانان در جبهه جنگ احزاب سست می شوند و از توطئه مشترک دشمن به هراس می افتند، قرآن میگوید: چرا می ترسید؟ سرمشق شما پیغمبر است.
نمونه سوم سوره تحریم ایه ۱۱ است. الگو برای کسانی است که دیگری را مقصر می دانند، زن، شوهر را و شوهر، زن را، یا محیط اداره را یا محیط خانواده را، از زن فرعون یاد بگیرید، ملکه بود، اما وقتی دعوت موسی مطرح شد، با صداقت ایمان آورد، شکنجه شد، اما استوار ایستاد، این الگو است، خیلی باید انسان ضعیف باشد تا جو عوض شد او هم عوض شود، یکی از ویژگی های بزرگ انبیاء این بود که وارد محیط که می شدند محیط را عوض می کردند نه اینکه تحت تأثیر محیط واقع شوند.
بعضی از بچه های حزب الهی خودمان با همه خوبی که دارند و با همه صداقت، گاهی در چنین محیطی خود را می بازند. اگر همسر یک بسیجی چادری نباشد از کی باید توقع داشته باشیم، اگر دختر و همسر یک پاسدار چادری نباشد پس از چه کسی ما توقع داشته باشیم. نگذاریم آنها تحت تأثیر محیط یا یک مجلس قرار بگیرند و فاز ایمانشان ضعیف شود. شما همان پاسدار و حزب الهی هستید که در جبهه جان می دادید، چرا اینجا خودتان را می بازید؟
چهارمین شیوه موعظه: تحریک عواطف و وجدان است قرآن در سوره حجرات می فرماید: غیبت یکدیگر را نکنید. قرآن در سوره حجرات می فرماید: غیبت یکدیگر را نکنید ولا یغتب بعضکم بعضاً و بعد برای اینکه این موضوع را جا بیندازد می فرماید: ایحبّ احدکم أن یأکل لحم أخیه میتاً، این برادرت که این جا نیست مرده است (چون نمی تواند از خودش دفاع کند) دوست دارید وقتی برادرتان مرده است گوشتش را بخورید. ببینید چقدر عاطفه تحریک می شود. نکته لطیف دیگر اینکه در این جا تشبیه به گوشت برادر زنده نکرده، بلکه برادر مرده را گفته است و رازش این است که از بدن مرده گوشت کنده شده برگشتنی و قابل ترمیم نیست. خیلی باید مواظب آبروی مردم بود.
المومن أعظم حرمة من الکعبه.
با آبروی مردم بازی نکنید، زیرا علاوه بر اثر اخروی، اثر دنیوی هم دارد.
ببری مال مسلمان و چو مالت ببرند بانگ فریاد برآری که مسلمانی نیست آبرو بردی، آبرویت را می برند. ممکن است آن طرف که آبرویش را بردی آبرویت را نبرد، ولی جای دیگر آبرویت را خواهند برد.
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما اید صداها را ندا از مکافات عمل غافل مشو گندم از گندم بروید جو ز جو بسیاری از به انتم تعلمون ها و تذهبون های قرآن پتک بر وجدان است و اگر ما بتوانیم در موعظه از عاطفه و وجدان استفاده کنیم موثر است.
پنجمین شیوه موعظه: یادآوری قیامت و قبر است برای کسانی که دین دارند، یادآوری قبر و قیامت بسیار مهم است.
مولا علی (ع) می فرماید: بزرگترین موعظه، عبرت گرفتن از مردگان است.
پیامبر می فرماید: چه می بینیم؟ محبت دنیا به بسیاری غلبه کرده، این چنین می پندارند گویی مرگ برفی است که بر بام همسایه می نشیند. (میزان الحکمه، ج ۱۰، ص ۵۵۹).
این همه اطلاعیه سوم، هفتم، چهلم و سالگرد بر در و دیوار، لحظه ای درنگ نمی کنیم که این اطلاعیه برای ما هم هست. و بیشترین نکته در نهج البلاغه و کلمات امام سجاد در باب موعظه تذکر به قبر است و قیامت.
در خاتمه، کتاب موعظه نوشتة آقای ضیاء آبادی برای مطالعه توصیه می شود.

پانویس

بازگشت به مقالات