الامر بالمعروف والنهی عن المنکر - جلسه پنجم

از پژوهشکده امر به معروف
پرش به: ناوبری، جستجو
الامر بالمعروف والنهی عن المنکر - جلسه پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم

در بحث امر به معروف و نهی از منکر ابتدائاً چند بحث لازم است؛ اول اینکه سکوت حرام است یعنی بر اساس روایاتی که داریم و خواهیم خواند سکوت و غفلت و یا بی تفاوتی نسبت به امور اجتماعی حرام می باشد.

خبر اول:﴿وفی (المجالس والاخبار) بالاسناد الآتی عن هشام بن سالم عن أبی عبد الله علیه السلام قال: لو أنکم إذا بلغکم عن الرجل شئ تمشیتم إلیه فقلتم: یا هذا إما أن تعتزلنا وتجتنبنا، وإما أن تکف عن هذا، فان فعل وإلا فاجتنبوه﴾[ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج۱۱، ص۴۱۵، ابواب امر و نهی، باب۷، حدیث ۵، ط الإسلامیة].

امام رضوان الله علیه در ده جا از صحیفه نور به این روایت نبوی:"کلّکم راع و کلّکم مسؤول عن رعیّته" برای اینکه انسان در اجتماع مسئولیت مهم دارد تمسک کرده است که تمام اینها در جلد ۲۲ صحیفه نور که فهرست مطالب می باشد بیان شده است و همچنین در پاورق آدرس این روایت نبوی نیز ذکر شده مِن جمله آدرس در بحار الأنوار جلد ۷۲ صفحه ۳۸ .

خبر دوم:﴿محمد بن یعقوب، عن عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد بن خالد، عن بعض أصحابنا، عن بشر بن عبد الله، عن أبی عصمة قاضی مرو، عن جابر، عن أبی جعفر علیه السلام (فی حدیث)قال: أوحی الله إلی شعیب النبی علیه السلام انی معذب من قومک مأة ألف: أربعین ألفا من شرارهم، وستین ألفا من خیارهم، فقال علیه السلام: یا رب هؤلاء الأشرار، فما بالأخیار؟ فأوحی الله عز وجل إلیه: داهنوا أهل المعاصی ولم یغضبوا لغضبی﴾[ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج۱۱، ص۴۱۵، ابواب امر و نهی، باب۷، حدیث ۱، ط الإسلامیة]بنابراین ساکت و بی تفاوت بودن گناه است و ما نیز باید با غضب خداوند غضبناک بشویم.

خبر سوم:﴿أحمد بن محمد بن خالد البرقی فی (المحاسن) عن جعفر بن محمد، عن عبد الله بن میمون القداح، عن أبی عبد الله علیه السلام عن أبیه، عن جده، عن علی بن الحسین علیهم السلام قال:قال موسی بن عمران علیه السلام: یا رب من أهلک الذین تظلهم فی ظل عرشک یوم لا ظل إلا ظلک؟ فأوحی الله إلیه: الطاهرة قلوبهم، والبریة أیدیهم الذین یذکرون جلالی ذکر آبائهم " إلی أن قال: " والذین یغضبون لمحارمی إذا استحلت مثل النمر إذا جرح﴾[ وسائل الشیعة، شیخ حر عاملی، ج۱۱، ص۴۱۵، ابواب امر و نهی، باب۷، حدیث ۳، ط الإسلامیة].

خوب و اما بحث دوم مربوط به وجوب می باشد که چند بحث در آن وجود دارد؛ اول اینکه شکی در وجوب امر به معروف و نهی از منکر وجود ندارد کما اینکه صاحب جواهر می فرماید کتاباً و سنةً و اجماعاً من المسلمین بقسمیه(محصل و منقول).

یکی از آیاتی که همه به آن استدلال کرده اند همان آیه ۱۱۰ از سوره آل عمران:﴿کُنتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتَابِ لَکَانَ خَیْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَکْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ﴾[ آل عمران/سوره۳، آیه۱۱۰]می باشد و البته در آیه ۱۰۶ از همین سوره نیز اینطور ذکر شده:﴿وَلْتَکُن مِّنکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[ آل عمران/سوره۳، آیه۱۰۴]که ما باید ببینیم این دو آیه شریفه که هر دو در سوره آل عمران هستند چه نسبتی با هم دارند، آیت الله طباطبائی هر دو آیه را یک چیز گرفته و فرموده شکی نیست که بر وجوب دلالت دارند در تفسیر صافی "من" تبعیضیه گرفته شده و گفته شده که بر همه واجب نیست، بنابراین کتاباً مسلم و محرز است منتهی اولاً بحث در این است که آیا وجوبش کفائی است یا عینی می باشد؟ و ثانیاً اینکه چنین وجوبی سمعی است یا عقلی می باشد؟.

قبل از ورود به این بحث باید به معنای امر و نهی توجه داشته باشیم، ما در اصول مباحثی را در مورد ماده و صیغه امر خوانده ایم، در ماده أمر یأمر گفته شده که معنای طلب را می رساند و جمع امر به معنای طلب می شود اوامر و جمع طلب به معنای شیء می شود امور، و اما در مورد صیغه إفعل گفته شده که بر طلب دلالت دارد منتهی در بحث ما امر به معروف به معنای طلب نیست بلکه امر به معروف به معنای ایجاد انگیزه و وادار کردن افراد قولاً و فعلاً به کارهای خوب می باشد و بلکه گاهی افعال موثر تر از اقوال می باشند و اما نهی از منکر نیز به معنای طلب نیست بلکه به معنای باز داشتن قولاً أو فعلاً أو اخلاقاً از منکرات می باشد.

بحث دیگر اینکه آیا امر به معروف عقلی است یا شرعی؟ صاحب جواهر فرموده شرعی می باشد اما عده ای فرموده اند عقلی می باشد زیرا عقل انسان مدرکاتی دارد من جمله اینکه حسن و قبح را درک می کند و "کلما حکم به العقل حکم به الشرع" یعنی بین حکم عقل و شرع ملازمه وجود دارد، کلام صاحب جواهر این است:«(و) کیف کان ف (الأمر بالمعروف) الواجب (والنهی عن المنکر واجبان إجماعا) من المسلمین بقسمیه علیه، مضافا إلی ما تقدم من الکتاب والسنة وغیره، بل عن الشیخ والفاضل والشهیدین والمقداد أن العقل مما یستقل بذلک من غیر حاجة إلی ورود الشرع، نعم هو مؤکد، وإن کان الأظهر أن وجوبهما من حیث کونهما کذلک سمعی کما عن السید والحلی والحلبی والخاجا نصیر الدین الطوسی والکرکی وفخر المحققین ووالده فی بعض کتبه، بل عن المختلف نسبته إلی الأکثر بل عن السرائر نسبته إلی جمهور المتکلمین والمحصلین من الفقهاء، ضرورة عدم وصول العقل إلی قبح ترک الأمر بذلک علی وجه یترتب علیه العقاب بدون ملاحظة الشرع»[ جواهر الکلام، شیخ محمد حسن نجفی جواهری، ج۲۱، ص۳۵۸، ط ۴۳ جلدی].

بقیه بحث بماند برای فردا إن شاء الله تعالی...

بازگشت به دروس خارج