اصلاحات را از کجا آغاز کنیم؟
نویسنده: محمود مهدی پور
محتویات
مقدمه
((اصلاحات)) از نیازهای مداوم و ثابت زندگی فرد وجامعه است. انسان موجودی پویا و در حال ((شدن)) است. ((شدنی)) که به تکامل و پیشرفت و سعادت منتهی میگردد. یا ((شدنی)) که به فرسودگی، اضمحلال، پاشیدن و نابودی پایان میپذیرد. او همیشه بین دو قطب سعادت و شقاوت و بهشت و جهنم در نوسان است. دگرگونیها هم در جسم ا نسانها راه مییابد، هم در روح و قلب انسانها. هم عقل و قلب و ادراک و عواطف انسانها تحول میپذیرد و هم پیکر انسان و سلولهای بدن او درحال فرسایش و جایگزینی و تغییر و اصلاح است.
حوزه اصلاحات را میتوان در دو بخش مهم:
۱ ـ اصلاحات در قلمرو افراد.
۲ ـ اصلاحات در قلمرو جامعه.
مورد تإمل و بررسی قرار داد.
اندیشه ها، عادات و اخلاق و رفتار انسان مدام باید اصلاح گردد. همان گونه که ابزارها و شیوههای زندگی و نظام تولید و توزیع و مصرف تغییر میکند. ابزار و لوازم زندگی انسان هر روز دگرگون میشود. عادات و رفتار و آداب زندگی انسان هم با این تحولات باید متناسب و هماهنگ شود. نهادها، روشها و قوانین زندگی اجتماعی هم باید با اهداف و موازین مکتبی ارزیابی و اصلاح شود. وقتی از اصلاحات سخن میگوییم، به وجود عیب و نقص و مشکل و آفت در زندگی فردی و گروهی و ساختار اجتماعی و مقررات و سازوکار اداره جامعه اعتراف کردهایم. ضرورت اصلاحات در جریان ((خودسازی)) و ((جامعه سازی)) از روشنترین اندیشههای اسلامی است.
اصلاحات، فلسفه استغفار و انتظار
از نظر اجتماعی، اصلاحات فلسفه انتظار است و از دیدگاه فردی، فلسفه استغفار. در فرهنگ قرآنی ماانسان خواه ناخواه و آگاهانه و ناخودآگاه، گرفتار اشتباه، لغزش، انحراف، قصور، و تقصیر، جرم و گناه میشود؛ و این اشتباهات باید اصلاح شود. لغزش ها، جبران گردد. گناهان با آب توبه شستشو شود؛ و در برخی روایات آمده است که پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود: ((من روزی صد بار استغفار میکنم))[۱]
معیار اصلاحات
جامعهای که معیار و میزان دارد، هدف و قبله مشخص دارد، قطب نما و قبله نما دارد.
میتواند درستی و نادرستی حرکت خویش را بشناسد و بر حرکت و سرعت و جهت خویش مراقبت نماید؛ و با ((یاد خدا)) و توجه به قبله و حرکت در ((صراط مستقیم)) همیشه از انحراف پیشگیری کند و خود را با ترازوی آرمانهای نهایی و اهداف الهی هماهنگ و همراه سازد.
اما تفکری که معیارها و میزان تشخیص حق و باطل را درهم شکسته است، قبله نماها و قطب نماها را هم نسبی میداند، معیاری جز هوسها برای اصلاحات ندارد. همچنین آنها که مجذوب مغناطیس پول و قدرت و شهوت شدهاند، چگونه میتوانند راه اصلاحات را نشان دهند؟ زاویه انحراف را تعیین کنند و به اصلاحات سمت و سو بخشند.
هر تغییر و تحول و ((نوگرایی)) در زندگی انسان ((اصلاحات)) نیست. حرکت گاهی تکاملی و پیشرفت است و گاهی حرکت ارتجاعی و عقبگرد محسوب میشود؛ و زمانی حرکت به راست و چپ و دورشدن از صراط مستقیم است. برای آن که بدانیم نوگرایی اصلاحات است یا افساد، به میزان نیاز داریم. تفکری که همه صراطها را مستقیم میبیند معیاری برای اصلاحات در دست ندارد. تفکری که همه قرائتها را معتبر میداند و حق و باطل را نسبی معرفی میکند، با کدام معیار و میزان میخواهد اصلاحات را ساماندهی کند؟
تشخیص اصلاح و افساد با کدام میزان، محور اصلی گفتمان امروز جامعه است.
قرآن معیار اصلاح و افساد را درهماهنگی انسان با فرمان خدا و پیامبر میداند.[۲]و شریعت را جاده تکامل بشریت میشناسد. کسانی که خواهان اصلاحات راستین در زندگی فرد وجامعهاند، باید قبل از هرگونه توسعه فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، فرمان خدا رابشناسند و قرآن پژوهی و ((عترت شناسی)) و دین شناسی را عمومی کنند تا همه بتوانند بر کار خویش نظارت وخود را با قرآن و حدیث میزان کنند.
اصلاحات، تخریب ترازوی دقیق ((فقه)) و خنثی کردن ترمز ((تقوا)) و شکستن فرمان ((ولایت فقیه)) نیست. اصلاحات راستین شکستن غرور علمی، و قربانی کردن هوسهای غریزی و پذیرفتن فرمان رهبراسلام شناس و عادل در زندگی اجتماعی است. ((خود شکن، آیینه شکستن خطا است))
اصلاحات جهانی و گفتگوی تمدنها
اصلاحات جهانی با ((گفتگوی تمدنها)) شکل نمیگیرد، با صداقت در گفتگوی انسان ها، محقق میشود. آنچه انسانها رابه یکدیگر نزدیک میسازد، راستگویی و صداقت است نه امواج صوتی و تصویری که در جامعه بشری پخش میشود. صداقت در گفتگوها، پیش شرط موفقیت هرگونه اصلاحات در قلمرو سیاست و اقتصاد و فرهنگ جهانی است. ((مذاکرات دروغ گویان)) جز ((اتلاف وقت)) و ((انرژی)) و ((امکانات)) و ((نیروی انسانی)) ارمغانی ندارد.
زبان صداقت، تنها زبان موثر در اصلاح اندیشه ها، عواطف، عادات و رفتار و مواضع انسان هاست. اصولا مکالمه دروغ پردازان با یکدیگر درهرکجا و به هر زبان و به هر میزان که باشد، مکالمه کسانی است که زبان همدیگر را نمیفهمند و نمیخواهند حرف یکدیگر را درک کنند. گفتگوی دروغ گویان جهان با یکدیگر ((دیالوگ)) نیست. ((مونولوگ)) است. انتقال مفاهیم نیست، انتقال امواج بی محتواست. کلام دروغ گویان با همدیگر در هر سطح، چه سطح جهانی و چه سطح ملی، تلاشی برای فریب و گمراه سازی متقابل است و سکوت هزاران بار بر دروغ گویی شرافت دارد و ناشنوایی از شنیدن دروغ مفیدتر است.
اصولا، انسانها نسبت به هم سه گونه رابطه ممکن است برقرار کنند:
۱ ـ مکالمه صادقانه و تبادل راستین اطلاعات.
۲ ـ سکوت و قطع رابطه کلامی.
۳ ـ مکالمه دروغآمیز و تبادل آدرس عوضی.
بدون تردید، تعاون در استقرار صلح و عدالت در جهان تنها با مکالمه صادقانه امکان پذیر است؛ و دو گزینه دیگر ((سکوت)) و ((مکالمه دروغآمیز)) هیچ کدام به سود انسان نیست ولی در مقایسه آن دو گزینه باهم ((قطع روابط کلامی)) هزاران بار بر تبادل خبر و گزارش و اطلاعات دروغین شرف دارد. معیار موفقیت و میزان تمدن انسان ها، به میزان صداقت و راستگویی آنان محاسبه میشود. حجم واژهها و تصاویر ارسالی و دریافتی و تیراژ عناوین مطبوعات مشکلی از بشریت حل نمیکند. میزان صداقت و راستگویی روزنامهها و نشریات و رسانهها است که باید به عنوان شاخص تمدن و تبادل اندیشه و آرمان وآگاهی و اطلاع محسوب میگردد. یک شبکه و روزنامه و یا پایگاه اطلاع رسانی و خبرنگار راستگو و صادق نگار بر یک میلیون شبکه و روزنامه و پایگاه دروغ پردازی شرف دارد. دروغ پراکنی در کار آگاهی بخشی و اطلاع رسانی سم مهلک جامعه هاست که هرگز به بهانه آزادی اندیشه و قلم قابل توجیه نیست بلکه باید نشریات دروغگو، امتیاز منفی بگیرند و به عنوان شاخصهای خیانت به آگاهی وقدرت تصمیم گیری درست بشریت معرفی شوند. ((وزارت فرهنگ و ارشاد مهاجرانی)) با صدور مجوز و حمایت و پرداخت سوبسید به نشریات دروغ پرداز به کشور و ملت خدمت نمیکند بلکه بزرگترین خیانت را به افکار ملی و بین المللی کرده است؛ و به جرم فریب افکار انسانها باید پاسخگوی اعمال زشت خویش باشد.
ریشه فساد کجاست؟
ریشه فساد در زندگی فردی، کفر و شرک و عصیان و غفلت از مبدا و معاد است و ریشه فساد در بعد اجتماعی، حاکمیت طاغوت و کفر و شرک و سلطه مترفان و مسرفان بر زندگی جامعه است. ((مفسد فی الارض))کسی است که به جنگ خدا و محاربه با نظام الهی برمی خیزد، ریشه فساد از نظر نظام عقیدتی، کفر و شرک، در نظام مصرف، ((اسراف)) و در مدیریت اقتصادی، ((رباخواری)) و ریشه فساد سیاسی، ((حکومت طاغوت)) است.
در اندیشه اسلامی، حاکمیت حق خداست نه حق این جناح است و نه حق آن جناح؛ نه اکثریت و نه اقلیت. هرگروهی که خدا را بشناسد، حق حاکمیت خدا را باور داشته باشد، قانون خدا را بفهمد و خود را وقف اجرای حق حاکمیت خدا کند، حکومتش مشروع و مفید و مردمی و الهی است. آنها که خدا و دین و پیامبران و فقه و حاکمیت فقه و کارشناسان قانون خدا را باور ندارند، نمیتوانند هرگز پایه گذار اصلاحات وتداوم بخش آن باشند، اینان چه در قیافه کفر و شرک بی نقاب جهانی و چه در چهره نفاق و با ادعای اسلام و ((روشنفکری دینی)), بیش از آنچه کارها را سامان بخشند و اصلاحات پدید آورند، در فساد و تباهی نیروها و امکانات و استعدادها میکوشند. گرچه ادعای اصلاح طلبی دارند. (الا انهم هم المفسدون و لکن لایشعرون)
حکومت قارونی، ریشه فساد
امام صادق (ع) عمیقترین تحلیل را دربارهٔ بزرگترین فساد و ریشههای فساد ارائه میدهد، حضرت میفرماید: ((اعظم الفساد، ان یرضی العبد بالغفله عن الله و هذاالفساد یتولد من طول الامل و الحرص و الکبر کما اخبرالله (عزوجل) فی قصه قارون فی قوله: (ولاتبغ الفساد فی الارض، ان الله لایحب المفسدین) و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده و اصلها من حب الدنیا و جمعها و متابعه النفس و هواها و اقامه شهواتها و حب المحمده و مرافقه الشیطان و اتباع خطواته و کل ذالک یجتمع تحت الغفله عن الله و نسیان مننه))[۳]
بزرگترین فساد آن است که انسان به غفلت از خدا راضی شود و این غفلت از آرزوهای طولانی و آزمندی و خود بزرگ بینی پدید میآید. همچنان که خداوند در قصه هارون خبر داده است:
(و لا تبغ الفساد فی الارض، ان الله لایحب المفسدین).
این خصلتها ((آرزوهای دور و دراز)), ((آزمندی)) و ((تکبر)) از اخلاق و اندیشه قارون است که ریشه اش دنیاگرایی و گردآوری امور دنیوی و پیروی ازنفس و هوسها و تداوم لذت پرستی و شهرت طلبی و همراهی با شیطان و پیروی از خطمشی او و گامهای اوست. همه این امور در غفلت از خدا و فراموشی نعمتهای او گردمیآید.
ریشه فساد در تحلیل روان شناسان راستین، ترویج دنیا گرائی و رفاه طلبی و تشریفات و حاکمیت پول و سرمایه بر فرهنگ و ایمان و ارزش هاست. فراموشی خدا و آخرت توسط برنامه ریزان و سیاست گذاران و مجریان ((ام الفساد)) درونی است که به حاکمیت ((طاغوتها)), سلطه فرعونها و غارت گری قارونها میانجامد. بزرگترین فساد حاکمیت طاغوتها بر زندگی بشریت است. خدا ولی مومنان است که آنان را از ظلمت به سوی نور رهبری میکند و کافران گرفتار جاکمیت و ولایت طاغوتها میشوند و آنان را از نور به سوی ظلمت برون میبرند.
محمدبن مسلم از حضرت باقرالعلوم (ع) نقل میکند که دربارهٔ آیه شریفه ۴۱ سوره روم (ظهرالفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس), فرمود: به خدا قسم این نکته وقتی شکل گرفت که انصار گفتند، از ما یک امیرباشد و از شما یک امیر.[۴]
روزی که ((ولایت آسمانی)) را زمینی کردیم؛ روزی که عهدالهی را عهد و میثاق و بیعت مردمی و ((فقط مردمی)) دانستیم. روزی که ((میثاق غدیر)) و نصب الهی را به فراموشی سپردیم؛ و به بهانه رإیگیری و انتخابات زمینه اجتهاد در برابر نص نبوی (ص) و علوی (ع) پدید آمد، بذر فتنهها و فساد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کاشته شد.
بازگشت از مبانی اندیشه امام خمینی (ره) و ایجاد تردید در ولایت فقیه، ((اصلاحات)) نیست. ارتجاع به عصر جاهلیت پهلوی و ارتداد سیاسی از نظام اسلامی است. آنچه محافل منافق امروز به نام ((روشنفکری دینی)) مطرح میکنند، نه روشنفکری است و نه دینی، آمیزهای از جهل و عقده و آلیاژی از اهداف استکبار جهانی و نفاق داخلی است. درست است که اصلاحات را باید از رإس نظام آغاز کرد، ولی امروز قلب و رإس نظام اسلامی از سلامت کامل برخوردار است. دست علی زمان با توطئه منافقان آسیب دیده است و یار و یاور فهیم و فداکار و پرتلاش به تعداد لازم ندارد. آنها که به اصلاحات میاندیشند، باید در برابر مهاجمان به قلب امت و نظام امامت و ولایت فقیه با تمام توان به پاخیزند و دست و بازوی رهبری باشند و قلب و رإس نظام را در برابر سنگ نفاق و تیر و ترکش کفر و شرک و جهل و غفلت پاسداری کنند.
اصلاحات فرهنگی
قبله نسل جوان به مدد رسانهها تغییر میکند و امروز کفر و نفاق رسانههای جمعی را به خدمت گرفتهاند. قبلهای که امام به مردم نشان داد، معبد عشق بود و مرقد معشوق ولی امروز از برکت سفره تساهل! آرمان و آرزوی بسیاری از جوانان و نوجوانان زندگی براساس موازین و روشهای غربی است و فریب خوردگان و منافقان قبله قلبها را تغییر دادهاند!
به خادمان حرمین شریفین، اعلام میکنم، که یاران خمینی (ره) قبله را از مسجدالحرام به قم یا جای دیگر منتقل نکردهاند، ارتش تبلیغاتی استکبار و رسانههای قارونهای بین المللی نسل جوان دنیای اسلام را پشت به کعبه به هزار سمت و سو به صف نشاندهاند؛ و آنان را به انواع ((موزیک)) و ((ورزش)) و ((شطرنج)) سرگرم ساختهاند. نقطه آغاز اصلاح آن است که جهت گیری فرهنگی جامعه اصلاح شود. منادی مذاکره مستقیم با آمریکا، از کرسی فرهنگ و ارشاد اسلامی پایین کشیده شود و یاد خدا و ذکرخدا جانشین اندیشه ((مذاکره با شیطان)) بزرگ شود.
اصلاح اعتقادی، حرف اول است و استقرار تفکر توحیدی به جای اندیشههای شرک آلود ریشه هرگونه اصلاحات است. سردمداران ((فساد فرهنگی)) باید دوباره به اسلام ناب برگردند و شعار ((قولوا لااله الا الله تفلحوا)) را بیاموزند و یا بسان مغزهایی که خیلی برای آنان دل میسوزانند، عازم فرنگ شوند و دست از سر و قلب نسل جوان بردارند. اصلاح جهان بینی، اصلاح تفکر فرهنگی، اصلاح انسان شناسی و جامعه شناسی، اصلاح بینش ها، اصلاح نگاه ها، اصلاح دلها و دیدهها از مهمترین اصلاحات لازم برای بسیاری از تحصیل کردگان دنیای اسلام است.
بسیاری را عقل در زنجیر است و هوا و هوس امیر. قبل از آزادی دست و زبان آنها، باید به آزادی عقلها و قلب آنان بیاندیشیم. برای اصلاح اندیشهها و ((عقلها)) و ((قلبها)) ایمان به خدا و قیامت ضرورت دارد.
برای اصلاح رفتار و اعمال افراد، راهی بهتر از توسعه ایمان و تقوا وجود ندارد. در محیط حاکمیت شرک و کفر، امکان زندگی اسلامی نیست. یا باید در دیار شرک، توحید را حاکم کرد و یا از آن محیط به دارالاسلام هجرت نمود.
اصلاحات نبوی (ص) و علوی (ع) با ایمان آغاز میشود. با تقوا ((تحکیم)) میگردد، باهجرت ((مصونیت)) مییابد و با ولایت ((تداوم)) میگیرد.
((امر به معروف)) سیستم دفاع فرهنگی برای واکسینه کردن کل اعضای جامعه اسلامی در برابر ((ویروس فساد)) است. ((نهی از منکر)) چتر مصونیت بخش مسلمانان در برابر جریان نفاق و جهل و فریب است؛ و ((جهاد)) نظام دفاعی مسلمانان در برابر کفار خارجی و توطئههای داخلی است. اصلاحات دراندیشه قرآنی حرکتی روشن، مداوم و ضروری و ((تعریف شده)) است و فتنه فرهنگی و اصلاحات آمریکایی نمیتواند در جامعه اسلامی به نام اصلاحات جا باز کند. ارکان اصلاحات در جامعه اسلامی عبارت است از برنامه ریزی و سیاست گذاری و تلاش و همکاری در راه گسترش و توسعه ((ایمان)), ((تقوا)), ((هجرت)), ((ولایت)) و ((اخوت اسلامی)), گسترش ((معروف)) و ((پیکار با منکر)) و تقویت روح ((جهاد)) و نبرد با کفر و استکبار و تقویت ((فرهنگ شهادت)) در میان امت اسلامی و هرگونه اصلاحات بیرون از معیارهای مکتبی ((افساد)) و به صلاح شیاطین پیدا و پنهان داخلی و خارجی است.
با اندیشههای فاسد، قوانین فساد آفرین، مجریان فاسد و اعمال و رفتار فسادانگیز هرگز نمیتوان خود و جامعه را اصلاح کرد.
امام علی (ع) میفرماید: ((من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدإ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تإدیبه بسیرته قبل تإدیبه بلسانه و معلم نفسه و مودبها احق بالاجلال من معلم الناس و مودبهم))[۵]
هرکس خویش را پیشوای مردم قرار دهد، باید قبل از دیگران به آموزش خود پردازد و قبل از تربیت زبانی، با رفتار خود دیگران را تربیت کند و معلم و مربی خویش، از معلم و مربی دیگران به احترام و بزرگداشت شایسته تر است.
اصلاحات را از کدام نهاد باید آغاز کرد؟
عالمان و حاکمان مهمترین اثر را در جهت بخشی و تعیین قبله فرهنگی دارند، صاحبان نفوذ معنوی و مادی اگر صالح باشند و به وظایف خویش عمل کنند، امت را از فساد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی رهایی میبخشند و اگر خدای نکرده، دنیا قبله فرهنگی حاکمان و عالمان شود، امید اصلاح هم از جامعه رخت بر میبندد. در حدیث شریف نبوی (ص) میخوانیم:
((صنفان من امتی اذا صلحا صلح الناس و اذا فسدا فسدالناس العلمإ والامرإ))[۶]
دو گروهاند از امت من که اگر صالح باشند مردم صالح میشوند و اگر فاسد شوند، مردم گرفتار فساد و تباهی میشوند؛ عالمان و دانشمندان و زمامداران و کارگزاران.
امروزه اصلاحات باید از نظام تعلیم و تربیت در حوزه و دانشگاه آغاز شود و از زمامداران فکر و فرهنگ جامعه؛ از حوزه که هدایت تربیت معنوی مردم را در دست دارد و از مدارس و دانشگاهها که منابع ثروت و قدرت و رسانهها را در اختیار دارند. والسلام
پانویس
- ↑ انه لیغان علی قلبی و انی لاستغفرالله فی الیوم مإه مره
- ↑ الامام الباقر (ع) فی قوله و ((منهم من لایومن به)) فهم اعدإ محمد و آل محمد بعده و ربک اعلم بالمفسدین و الفساد المعصیه لله و لرسوله)) تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج ۱, ص ۳۱۲
- ↑ سفینه البحار، ج ۷, ص ۷۶
- ↑ بقره آیه ۲۵۷
- ↑ کافی، ج ۸, ص ۵۸
- ↑ نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۷۰







