کتابخانه:ازدواج موفق
|
| |
| نویسنده | فاطمه شعیبی |
|---|---|
| زبان | فارسی |
| ناشر | موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان |
| محل انتشارات | قم |
| تاریخ نشر | ۱۳۸۷ |
| دانلود | |
محتویات
- ۱ فردیش نیچه
- ۲ مقدمه
- ۳ فصل اول
- ۴ فصل دوم
- ۴.۱ در جستجوی همسر
- ۴.۲ رشد اجتماعی نوجوانان
- ۴.۳ هویت و ازدواج موفق
- ۴.۴ معیارهای انتخاب همسر در ازدواج
- ۴.۵ رشد عاطفی و فکری
- ۴.۶ رشد اجتماعی
- ۴.۷ توافق و طرز فکر
- ۴.۸ نظریات سیاسی
- ۴.۹ قضاوت
- ۴.۱۰ عقاید مذهبی
- ۴.۱۱ نکته بسیار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج
- ۴.۱۲ معیار اخالق در ازدواج
- ۴.۱۳ معیار پول در ازدواج
- ۴.۱۴ تناسبهای خانوادگی
- ۴.۱۵ فاکتورهای الزم برای دستیابی به ازدواج موفق
- ۴.۱۶ نگرش دربارهٔ روابط جنسی
- ۵ فصل سوم
- ۶ فصل چهارم
- ۷ فصل پنجم
- ۸ فصل ششم
- ۹ فصل هفتم
- ۱۰ فصل هشتم
- ۱۱ فهرست منابع
فردیش نیچه
جوانی و آرزوی همسر و فرزند داری، اما از تو میپرسم آیا چنان فردی هستی که آرزوی فرزند را سزاوار باشد؟
آیا پیروزمند، فاتح خویش، فرمانروای حواس، و سرور فضیلتهایت هستی؟ از تو چنین میپرسم. یا آنچه از نهفت آرزویت زبان میگشاید لذت است و نیاز؟ یا تنهایی؟ یا ناسازگاری با خویش؟
میباید برتر و فراتر از خویش بنا کنی. اما نخست خود میباید بنا کرده شوی، با تن و روانی سزاوار.
نه تنها چون خودی را، که برتر از خودی را میباید فرا آوری، باغ زناشویی در این کار تو را یار باد.
من خواست دو تنی را زناشویی میخوانم که کسی را میآفرینند از آفرینندگان خود بیش. آنچه من زناشویی میخوانم، احترام این دو تن است به یکدیگر در مقام خواستاران چنین خواست.
مقدس باد چنین خواست و چنین زناشویی.
(بر گرفته از کتاب «وچنین گفت زرتشت»)
مقدمه
رود به دوره بزرگسالی معموال همراه با انتخاب شغل و همسر است. صمیمیت در این دوره به معنای عالقمندی به دیگران و داشتن تجارب مشترک با آنها است که از اهمیت ویژهای برخوردار است. از لحاظ این ویژگی نیز بین افراد تفاوت وجود دارد، به طوری که با توجه به ویژگیهای شخصیتی و تجارب قبلی زندگی صمیمیت جایگاه ویژهای برای برخی از افراد دارد و برای برخی دیگر چندان حائز اهمیت نیست، بطوری که این افراد حتی تمایلی به ازدواج نشان نمیدهند. اما بطور کلی برای اکثریت افراد در اوایل بزرگسالی، صمیمیت و نیاز به آن، باعث پیوند و ازدواج میشود. نتایج اطالعات متعددی که در مورد ازدواج انجام شده بر اهمیت آن در سالمت جسمانی و روان شناختی تأکیده کردهاند. در دهههای اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان بالینی و خانواده به کیفیت روابط زناشویی، رضایت زوجین و تأثیر آن در سالمت خانواده جلب شده است. بطور کلی آنچه در مباحث روانشناسی ازدواج مورد توجه است بررسی عوامل مؤثر بر ازدواج و عوامل ارتقاء دهنده شرایط کیفی ازدواج است که مباحثی چون نقش عوامل مادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی را بر تصمیم گیری ازدواج و رضایت ازدواج را در بر میگیرد. به همین لحاظ در نوشتاری که پیش رو دارید سعی شده است تا به صورت اجمال به معیارهای اصلی ازدواج پرداخته شود. همچنین پیرامون داشتن برخی از تواناییها و مهارتهای الزم برای ایجاد و برقراری یک زندگی مشترک ایده آل بحث شده است.
فصل اول
تاریخچه روانشناسی ازدواج
ازدواج به عنوان یکی از رویدادهای مهم مرحله انتقال به بزرگسالی مقولهای بسیار پیچیده است. شروع مطالعه علمی و دقیق در این مورد به سال ۲۳۹۱ بر میگردد، که بطور گستردهتر در سال ۲۳۹۱ تغییراتی عمیق در پروژهشهای مربوط به آن صورت گرفت. اولین تحقیق منتشر شده در مورد روانشناسی ازدواج اثرترمن و همکارانش بود. آنها تالش کردند به این سؤال پاسخ دهند که چه تفاوتهایی میتواند بین ازدواج موفق و ناموفق باشد؟
مباحث روانشناسی ازدواج
بطور کلی میتوان گفت در روانشناسی ازدواج دو دسته مبحث کلی مورد توجه است. یک دسته مباحثی است که به شرایط قبل از ازدواج و در واقع به مرحله تصمیم گیری برای ازدواج میشود، در دسته دیگر مطالبی را شامل میشود که به مراحل حین ازدواج و بعد از ازدواج مربوط هستند. در زیر به برخی از آنها میپردازیم.
تصمیم گیری برای ازدواج
در این مرحله تالش میشود به سؤاالتی از این قبیل پاسخ داده شود که یک فرد چگونه میتواند زوج مناسبی برای خود انتخاب کند؟ در انتخاب زوج چه اولویتهایی را مد نظر قرار دهد؟ آیا شرایط مادی مهمتر هستند یا شرایط خانوادگی و فرهنگی؟ عوامل شخصیتی تا چه اندازه میتواند ازدواج موفقی را پیش بینی کند؟ آیا تناسب و همانندی در صفات شخصیتی مهمتر است.مکمل بودن این خصوصیات چگونه میتوان فهمید دو نفر از لحاظ شخصیتی چقدر با یکدیگر تناسب دارند و غیره.
بر اساس اصل تناسب گفته میشود هر اندازه افراد از لحاظ شرایط مادی، فرهنگی و شخصیتی، تحصیلی متناسب با یکدیگر باشند ازدواج موفق تری خواهند داشت. بر اساس اصل الویت بندی گفته میشود چون در عمل، امکان ازدواج با فردی که از تمام جنبهها مطابق با شرایط و مدارک فرد باشد کم است، بنابراین توصیه میشود با اولویت بندی و امتیاز دهی به هر یک از جنبههای مورد مالک، تصمیم گیری را انجام دهند. این نوع اولویت بندی در کلیه تصمیم گیریها مورد نظر است.
ازدواج
ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی میشود. ازدواج یا پیوند زناشویی پیوندی آیینی است که طی احکام یا رسومی خاص بین زن و مرد در فرهنگها و کشورهای مختلف برقرار میشود تا به تشکیل خانواده منجر گردد و غالباً توسط مراسم عروسی رسمی میشود، که به آن زناشویی هم گفته میشود. معموالً عمل ازدواج باعث بوجود آمدن، هنجار یا الزامات قانونی میشود.
ویژگی ازدواج موفق
حتما شما هم شنیدهاید که میگویند ازدواج یک ریسک است، هر چقدر هم قبل از ازدواج، محتاط باشید و همه جوانب را بسنجید باز هم معلوم نیست نتیجه آن ازدواج موفقی باشد. اما روانشناسان و مشاوران خانواده این نظریه را تایید نمیکنند و معیارهای یک ازدواج موفق را پلی برای داشتن یک زندگی موفق میدانند. ازدواج موفق به یک انتخاب صحیح و با تدبیر برمیگردد. ازدواج موفق اتفاقی نیست، باید برای خوشبختی برنامه بریزید و در مسیر این برنامه حرکت کنید. اگر قرار است یک زندگی ایده آل داشته باشید، نمیتوانید به حداقلها قانع شوید. شما باید برای بدست آوردن عشق بیشتر، سالمت بیشتر، تعهد و ایمان بیشتر و شادی بیشتر تالش کنید.
مهمترین نکته برای داشتن یک ازدواج موفق این است که شناخت مقدم بر عشق باشد. به عبارت دیگر، یک انتخاب درست بر مبنای شناخت شکل میگیرد و بعد از شناخت طرف مقابل، عشق به وجود میآید.
متاسفانه این روزها دخترها و پسرها اول عشق را تجربه میکنند و بر پایه آن میخواهند به شناخت برسند و این در حالی است که این عشق ظاهری چشم آنها را روی حقایق و عیبهای طرف مقابل میبندد و در مدت کوتاهی پس از آغاز زندگی مشترکشان به این نتیجه میرسند که عشق برای خوشبخت شدن کافی نیست و ادامه زندگی برایشان غیرممکن است. البته اینطور نیست که مشکالت پیش آمده قبل از ازدواج و در دوران دوستی و نامزدی وجود نداشته بلکه دوست داشتنهای بدون شناخت و دلبستگیهای احساسی مانع شده تا طرفین واقعبین باشند و عیبهای طرف مقابل خود را ببینند و اگر هم دیدهاند از آن چشم پوشی کردهاند به امید این که بعد ازدواج بسیاری از مشکالت حل خواهد شد.
پیششرطهایی الزم برای رسیدن به شناخت قبل از ازدواج مهمترین قدم، رسیدن به خودآگاهی و طی کردن مراحل خودشناسی است. فرد باید قبل از هر انتخابی، نقاط ضعف و قوت خود را به طور کامل بشناسد، هدف و ارزشهای زندگیاش را مشخص کند و با شناسایی مالکهای یک انتخاب موفق دست به انتخابی شایسته بزند.
روانشناسان معتقدند فردی میتواند انتخاب شود و دست به انتخاب بزند که مراحل پنجگانه بلوغ )رشد جسمانی، عقالنی، اجتماعی، اخالقی، عاطفی و روانی ( را گذرانده باشد. البته نمیتوان این موضوع را نادیده گرفت که هیچ انسانی کامل نیست و باید فردی را انتخاب کنیم که تا حد ممکن به ایدهآلهای ما نزدیک باشد و هیچ صددرصدی وجود ندارد.
نظریه روان شناسان در انتخاب همسر
پژوهشهای به عمل آمده نشان میدهد که با ثباتترین ازدواجها آنهایی هستند که زن و شوهر بیشترین شباهتها را با هم داشتهاند. استفن وایت معتقد است: » با توجه به بررسیهای بالینی، شباهتهای اخالقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کنندهای دارد«، میزان بی ثباتی و طالق در زوجهای به هم شبیه، کمتر مشاهده میشود. با توجه به نتایج به دست آمده، نداشتن شباهت با بی ثباتی و طالق همراه است. بعضی از روان شناسان شباهتهای موجود بین زوجین را در حکم سپرده بانکی تلقی میکنند و اشاره میکنند اگر میزان سپرده بانکی شما رقم بزرگی باشد و میزان بدهی بانکی شما کم باشد در آن صورت در مقابل بحرانهای اقتصادی بهتر میتوانید مقاومت کنید و به نحو احسن میتوانید احساس امنیت نمایید، ولی اگر میزان بدهیهای شما نسبت به سپرده بانکی کم باشد به همان نسبت احتمال این که دچار مشکل شوید زیاد خواهد بود.
این تشبیه نشان میدهد که هر قدر تشابه بین زوجین بیشتر باشد به همان نسبت احتمال این که دچار بحران شوند کم خواهد شد. طبق نظر روان شناسان دو نظریه مهم در انتخاب همسر وجود دارد:
نظریه « همسان همسری » ، نظریه « ناهمسان همسری .»
نظریه همسان همسری
بر طبق این نظریه آنچه در انتخاب همسر اولویت اصلی افراد میباشد شباهتها است. یعنی هر چه شباهتها و همانندیهای دختر و پسر بیشتر باشد، دو طرف بیشتر مایل به ازدواج با یکد یگر هستند.
معموالً افراد این گروه همانندیهای قومی، فرهنگی، اجتماعی، ارزشهای مشترک مذهبی، سن و سال نزدیک به هم، سطح تحصیالتی مشابه، عالیق مشترک و... توجه کرده و آنها را بنیان و پایه استواری برای انتخاب همسر و شروع زندگی مشترک قرار میدهند.
البته آنچه گفته شد به این معنی نیست که اگر دو نفر در برخی از حوزهها و امور با یکدیگر متفاوت بودهاند، حتماً ازدواجشان ناموفق و ناپایدار خواهد بود. زیرا افرادی هستند که علیرغم تفاوت در برخی زمینههای جزئی، ازدواج موفقی داشتهاند. پس به طور عام هر چه مشترکات میان طرفین بیشتر و تفاوت هایشان در جزئیات باشد ازدواج و زندگی راحت تر و آسانتری خواهد داشت. به همین دلیل متخصصان اکثراً معتقدند که اگر میخواهید ازدواجی موفق، باثبات و شادمان داشته باشید باید به سراغ فردی بروید که خصوصیات وصفاتی نزدیک به شما دارد.
نظریه ناهمسان همسری
براساس این نظریه برخی از افراد بیشتر مایلند با افرادی ازدواج نمایند که نه تنها عیوب و نواقص آنها را ندارند بلکه با ویژگی هایشان قادر به تکمیل ضعف آنها میباشند. به بیان دیگر افرادی را برای ازدواج انتخاب میکنند که نواقص آنها را جبران مینمایند. مثالً برخی از افراد خجالتی از افراد جسور خوششان میآید، یا افراد اجتماعی و اهل رفت و آمد، فرد اهل مطالعه و منزوی را جذب خود میکنند. پس فرض اصلی نظریه ناهمسان همسری این است که برخی برای ازدواج به دنبال افرادی میروند که دارای خصوصیاتی هستند که آنها ندارند ولی مایلند که آن خصوصیات را داشته باشند.
برطبق نظر روان شناسان و هم چنین آنچه تحقیقات نشان میدهد، ازدواج گروه اول یا افرادی که بر طبق نظریه همسان همسری ازدواج میکنند موفقتر بوده و در رسیدن به خانوادهای پایدار سربلندتر میباشند.
فصل دوم
در جستجوی همسر
نه تنها به دنبال شخصی میگردیم که آینده مان را با او سهیم شویم، بلکه فردی را میخواهیم که بخشی از گذشته مان نیز با او مشترک باشد. اگر پدر و مادر یا قوم و خویشی را تحسین میکردیم که مرفه بود، به احتمال زیاد در پی همسری هستیم که از نظر مالی تأمین باشد و احیاناً کمبودهایی را که در دوران کودکی و نوجوانی، احساس میکردیم پر کند. اگر احساس میکنید که دوران کودکی و نوجوانی تان بیش از حد جدی بوده است و خواهان شادی و خنده بودهاید، احتماالً خواهان همسری هستید که شما را سرگرم کند و بخنداند. پاسخهای شما به پرسشهای مربوط به گذشته مهم هستند، زیرا موجب میشوند تا بتوانید وضعیتهای نشاط آور و دردآور زندگی تان را تشخیص دهید. با گفتگو دربارهٔ این رویدادها میتوانید تصمیم بگیرید که برای ایجاد یک زندگی خانوادگی شادمان، چه اقداماتی باید انجام دهید. به هنگام مرور پاسخ هایتان نکات زیر را به یاد داشته باشید:
اگر بیشتر پاسخ هایتان مثبت و شاد است، با گذشته تان در صلح هستید و احتماالً خواستار زندگی مشترکی هستید شبیه به فضایی که در آن بزرگ شدید، چنانچه کل پاسخ هایتان منفی باشد، احتماالً ناراحتی یا خشمی را از گذشته با خود حمل میکنید. دربارهٔ شیوههای رفع این خشم، گفتگو کنید و ببینید به عقیده شما این آزردگی چه تأثیری بر انتظارات شما از زندگی زناشویی میتواند داشته باشد. یا مثال وقتی از شما پرسیده شد که دوست دارید زندگیتان شبیه به زندگی چه افرادی باشد، آیا شما و نامزدتان یک زوج واقعی را مثال زدید یا شخصیتهای یک فیلم را ؟ آیا مدتها با این زوج معاشرت کرده بودید یا فقط داستان آنها را بر صفحه تلویزیون دیده بودید؟ الزامی ندارد که همه الگوهای خوب روابط در یک زوج وجود داشته باشند. شما میتوانید امیدوار باشید که ویژگیهای گوناگون زوجهای مختلف را سرمشق قرار دهید. برای نمونه میتوانید مهر و محبت یک زوج و پیشرفت زوج دیگر را آرمان خود قرار دهید.
رشد اجتماعی نوجوانان
انسان حداقل درسه بعد رشد میکند: رشد جسمانی که بزرگ و توانا میشود، رشد ذهنی مثل خزانه لغات، تجربیات ومهارتها در حل مسائل و بُعد سوم رشد اجتماعی . رشد اجتماعی یعنی به سطحی از مهارتها در روابط اجتماعی دست یافته باشیدکه بتوانید با مردم به راحتی زندگی کنید و سازگاری داشته باشید. رشد اجتماعی نه تنها در سازگاری با اطرافیان موثر است بلکه بعدها در میزان موفقیت شغلی و پیشرفت اجتماعی تان نیز موثر است. از راه مبادله عواطف و احترام با دیگران است که احساس مفید بودن، خوشبختی و رضایت بدست میآید. رفتار اجتماعی مناسب فقط از راه یادگیری آموخته میشود و با تمرین و تکرار عادت میشود در این روند بیشتر از همه به کوشش و خواست خود فرد بستگی دارد. بهطور کلی مهمترین تظاهراتی که نشانه رشد اجتماعی نوجوانان میباشد به قرار زیر است:
استقلال طلبی ؛ اعتماد بهنفس ؛ پذیرش مسئولیت ؛ آینده نگری ؛ میانه روی ؛ امیدواری و خوش بینی ؛ شوخ طبعی و بذله گوئی ؛ سازگاری با دیگران ؛ فعالیتهای گروهی ؛ قضاوت در مورد دیگران ؛ کمک کردن به دیگران ؛ کسب توجه و تایید دیگران بصورت معقول ؛ پذیرش انتقاد ؛ همکاری هوشمندانه ؛ پذیرش کمبودها و نارسائیها .
هویت و ازدواج موفق
یکی از مسائل مهم دوران نوجوانی هویت فردی است، یعنی نوجوان به سؤاالت »من کیستم« و » به کجا میروم « باید پاسخ دهد. نوجوان ارزشها و مالکهای موجود در خانواده، اجتماع و دوستان را یکپارچه ساخته، در نهایت مالکهائی را انتخاب مینماید و براساس آنها روش زندگی کردن خود را بنا مینهد. در این زمینه الگوهای خوب و شایسته نقش اساسی را در شکلگیری هویت نوجوان ایفاء مینماید. برای دانستن اهمیت هویت کمی عقب تر میرویم؛ یعنی به زمانی که هویت هر آدمی در حال شکل گیری است و درونمایه وجودی او شکل میگیرد. روانشناسان آغاز دوره نوجوانی را زمان شروع بحران هویت و آغاز جوانی را زمان شکلگیری هویت میدانند. بحران هویت معموال با پرسش من کیستم؟ شروع میشود و از آن به بعد نوجوان تالش میکند تا خود را کشف کند، ارتقا دهد و به جایی برساند که دوست دارد. بعد از شکلگیری هویت، جوان وارد مرحله بعدی رشد شخصیت میشود و تمایل دارد بدون آنکه
مرزهای هویتش را از دست بدهد، هویتش را با کسی به اشتراک بگذارد و ازدواج کند.
اگر نوجوانی نتواند به تصویر روشنی از هویت خود دست پیدا کند و از نظر هویتی تکلیفش با خودش و آینده خودش روشن نشود، در مرحله بعدی و در جوانی برای ازدواج با مشکالت جدی مواجه خواهد شد. به همین دلیل است که روانشناسان معتقدند جوانانی که هویت سردرگمی دارند یا هنوز در بحران هویت به سر میبرند گزینههای مناسبی برای ازدواج نیستند و در صورت ازدواج به شدت درگیر مشکالتی مثل خود باختگی، وابستگی بیش از حد، تصمیم گیریهای بی منطق، خطرپذیری و آسیب رسانی خواهند شد. این موضوع برای مردان بیشتر تعیین کننده است. به عبارت دیگر احتمال شکست در مدیریت خانواده و اداره زندگی و خوشبخت کردن همسر آینده در مردی که هویت سردرگم دارد یا هنوز در بحران هویت به سر میبرد بیشتر از زنی است که مشکالت هویتی دارد. علت این تفاوت نیز در انتظار زنان از شوهرانشان است. زنان دوست دارند با مردانی زندگی کنند که بتوانند به آنها تکیه کنند و شخصیت آنها را محکم و استوار )مردی هویت یافته در جهت نظام ارزشی آنها( بدانند. زنان دوست ندارند به مردی تکیه کنند که خود مانند دیوار شکستهای به نظر میرسد و هر لحظه ممکن است فرو بریزد. پس بخش دیگری از موفقیت در ازدواج به تشابه هویتی برمی گردد. زوجها باید در ۴ مورد حیاتی با هم شباهت داشته باشند:
۲ .اولین تشابه زن و شوهر تشابه »نظام ارزشی« است. اگر برای زن کسب ثروت و زندگی در رفاه ارزش اول باشد و برای شوهرش ادامه تحصیل و فعالیت علمی میتوان گفت بین آنها در نظام ارزشی تشابه هویتی وجود ندارد. همچنین اگر ارزش غالب برای زن فعالیتهای مذهبی و برای مرد ارزش غالب کسب درآمد و ثروت بدون توجه به موازین دینی باشد، اینجا هم تشابه هویتی وجود ندارد.
دومین تشابه هویتی به تشابه پایگاه اقتصادی زن و شوهر برمیگردد. هرکس روش هزینه کردن خود را با توجه به پایگاه اقتصادی خود یاد گرفته و الگوی ذهنی او نیز در خرج کردن، الگوی خانوادگی است. بنابراین اگر دختری ثروتمند عاشق پسری فقیر یا در سطح متوسط و راضی به ازدواج شود این ازدواج به دلیل عدم تشابه هویت اقتصادی والدین آنها در معرض تهدید و بایکویت خانواده دختر و تلخکامی ابتدای زندگی مشترک خواهد بود. تفاوت پایگاه اقتصادی اغلب زمینه اختالفهای خانوادگی را به وجود میآورد. شک و شبهه، نظر داشتن به پول خانواده همسر و نیز عدم امکان خرج کردن پا به پای خانواده همسر پولدار از مواردی است که معموال به چشم میخورد.
سومین تشابه، تشابه اجتماعی است. مشابهت سطح تحصیالت زن و شوهر یکی از شاخصهای تشابه هویت اجتماعی است. تفاوت زیاد در سطح تحصیالت همسران میتواند به عنوان زمینهای برای بروز اختالفات بعدی مطرح باشد. در این زمینه نیز مردان دوست ندارند از نظر تحصیالت پایینتر از همسرانشان باشند. اغلب ازدواج دانشجویان با یکدیگر در این زمینه شانس موفقیت بیشتری را نشان میدهد. آمارهای غیررسمی حاکی از جداییهای بسیار اندک ازدواجهای دانشجویی در مقایسه با ازدواجهای دیگر جامعه است.
چهارمین شاخص تشابه هویتی را میتوان در تشابه فرهنگی دانست. در هر شهر و روستایی آداب و رسوم و الگوهای پذیرفتهشدهای وجود دارد که برای مردم آن منطقه ارزشمند است. معموال ازدواج با همسری از شهر و دیار دیگر میتواند زمینهساز اختالف باشد. گاهی عدم درک فرهنگ طرف مقابل و نیز گاهی تصورات غلط برتری شهری بر روستایی یا برتری فرهنگ یک شهر بر شهر دیگر میتواند از عوامل زمینه ساز اختالف زناشویی به شمار برود.
معیارهای انتخاب همسر در ازدواج
اگر شناسنامه تان را ورق بزنید چهار واقعه زندگی در آن آمده است: تولد، ازدواج، طالق وفوت؛که فقط در ازدواج و طالق مختارید که انتخاب کنید و تصمیم بگیرید. بنابراین برای ازدواج باید با مطالعه و براساس معیارهای حقیقی همسر را انتخاب کرد. قبل ازدواج حتماً با یک متخصص یا یک مشاور خِـبره در امور خانواده و برخوردار از اطالعات امروزی مشاوره کنید.
این که میگویند »به هم عادت میکنید«، »عالقه بعداً پیدا میشود« در همه جا صحیح نیست. زمانی عالقه »بعداً« پیدا میشود که پایه و اساس ازدواج بر معیارهای عقالنی استوار شده باشد. در ازدواج، سازش دائمی و از خودگذشتگی فراوان الزم است، در صورتی که زن و مرد قبل از ازدواج با یکدیگر توافق بیشتری داشته باشند، امکان سازش بعدی بیشتر خواهد بود.
مهمترین عوامل توافق در ازدواج عبارتند از:
۱- رشد عاطفی و فکری
۲- تشابه عالیق و طرز تفکر
۳- تشابه مذهبی ( مسائل عینی مذهبی مد نظر است نه کلیات )
۴ - تشابه تحصیلی و طبقاتی
۵ - تشابه طرز فکر نسبت به امور جنسی
۶ - تشابه عالقه به زندگی و سرعت عمل در کارها
۷ - رابطه با خانواده زن و شوهر
رشد عاطفی و فکری
مهمترین عامل موفقیت در زندگی زناشویی، رشد عاطفی و فکری است. البته واضح است که درجه رشد عاطفی و فکری تنها بستگی به سن ندارد، بلکه سن روانی، اجتماعی و عاطفی و سن جسمانی همه از عوامل موثر رشد فکری است. یکی از مهمترین عوامل رشد، مقدار و چگونگی رشد عاطفی است. مثال شخص ممکن است سی یا چهل سال عمر کرده باشد، ولی از لحاظ رشد عاطفی عقب مانده محسوب شود. چنین شخصی قدرت کنترل احساسات و عواطف خود را ندارد و در نتیجه زندگی زناشویی او مختل میشود.
شخصی که رشد عاطفی کرده است، در مورد همسر و فرزند و دوستان و مشکالت زندگی نظریه واقع بینانهای دارد. او دارای فلسفه زندگی معینی است که بر اساس آن میتواند از بحرانهای دایمی زندگی جلوگیری کند. او به پیشرفتهای فعلی خود متکی است. در ضمن به مطالبی از قبیل امور جنسی، عشق، ازدواج و تربیت کودک با روشنفکری مینگرد و خود را در قبال خانواده متعهدو مسئول میداند. وقتی یک فرد عادی به اندازه کافی رشد و ثبات فکری و عاطفی دارد، امکان تغییر ناگهانی در رفتار او کم است.
رشد جسمانی
رشد جسمانی نیز عامل مهمی در آمادگی برای ازدواج است. اگر چه در اجتماع کنونی ما ازدواج معموال بعد از بلوغ صورت میگیرد، معهذا باید گفت که روان شناسان، زناشویی کودکان تازه بالغ را که آمادگی وارد شدن به زندگی پر مسئولیت زناشویی را ندارد، صالح نمیبینند.
هوش
مسئله دیگری که از لحاظ بهداشت روانی قابل مالحظه است اینکه آیا در ازدواج اختالف هوش و معلومات سبب بروز اختالفات زناشویی خواهد شد یا خیر ؟ تحقیقاتی که در این زمینه موجود است نشان میدهد که مردان تمایل دارند که با زنان کم هوش تر از خود ازدواج کنند و اغلب زنهای خیلی با هوش مجرد میمانند.
ولی در مورد هوش تفاوت زیادی نباید وجود داشته باشد، زیرا در غیر این صورت عالیق و طرز تفکر آنان با یکدیگر توافق نخواهد داشت. البته امکان دارد ازدواج موفقیت آمیزی که در آن زن با هوش و فعالی شریک است، وجود داشته باشد، ولی خطرات ناشی از آن زیاد است. در واقع هوش یک معیاری است که عالیق و طرز تفکر خاصی را تولید میکند و درصورت اختالف هوشی زیاد انطباق و توافق طرفین به شدت کاهش مییابد.
رشد اجتماعی
معیار بعدی رشد اجتماعی است. رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عاطفی و فکری دارد، زیرا شخصی که از لحاظ اجتماعی رشد کرده است، روابط اجتماعی را بهتر درک میکند. او میداند چگونه با دیگران، به خصوص خانواده و همکارانش سازش کند. او درک میکند که انتظارات اجتماع از او چیست و تا اندازه زیادی قادر است خود را با این توقعات تطبیق دهد. همچنین او آماده قبول مسئولیت است و نسبت به محدودیتهای خود آگاهی دارد.
توافق و طرز فکر
مسئله مهمی که قبل از ازدواج وجود دارد، این است که جوانان قبل از وارد شدن به زندگی زناشویی، درموضوعهای مهم زندگی توافق نظر داشته باشند و این توافق معموال روی عالیق و طرز فکر قرار میگیرد.
طرز تفکر، موضوع بسیار مهمی است؛ زیرا بر اساس آن فلسفه زندگی هر فردی ریخته میشود. برای روشن شدن مطلب چند مثال ذکر میگردد: آیا زن و مردی که خیال ازدواج دارند به یک اندازه جاه طلب هستند یا اینکه یکی از آنها خیلی جاه طلب و دیگری معتقد به داشتن زندگی آرام و آهسته و بی دردسری است . اگر در این مورد، مرد، شخص جاه طلبی است، شاید مضار آن زیاد نباشد، اگر چه ممکن است زن او از اینکه شوهرش ساعات طوالنی مشغول به کار است آزرده گردد. ولی اگر زن بی اندازه جاه طلب باشد، سعی خواهد کرد تا شوهر راحت طلب و تنبل خود را به اصرار و پافشاری به کار بکشد و او را مجبور به پذیرفتن مشاغلی کند که از عهده استعداد و عالقه اش خارج است، و این وضع با موفقیت و خوشبختی زناشویی تباین دارد.
عالیق رابطه نزدیکی با طرز تفکر دارد و شامل فعالیتهای متعدد روزانه از قبیل رفتن به سینما، تئاتر،کنسرت، گوش دادن به رادیو و تماشای تلویزیون، خواندن کتاب، رفتن به مهمانی، سخنرانیها و امثال آن میگردد. البته نباید انتظار داشت که زن و شوهر در همه این عالیق با یکدیگر توافق داشته باشند، ولی برای سعادت خانواده توافق کلی در قسمت عمدهای از عالیق ضرورت دارد.
نظریات سیاسی
یکی دیگر از معیارها نظریات سیاسی است که، میتواند عامل اختالفات زناشویی شود، زیرا با افراطی بودن یکی و محافظه کار بودن دیگری، امکان تصادم افکار زیاد است. البته حتما نباید نظریات سیاسی دو همسر شباهت کامل به هم داشته باشد ولی صالح در این است که از لحاظ عقاید سیاسی در دو قطب مخالف قرار نگیرند.
قضاوت
مسئله مهم دیگر در زناشویی، توافقی است که زن و شوهر در مورد قضاوت دربارهٔ مسائل زندگی دارند. مثال اگر شوهر، فردی تخیلی و ایده آلیست، ولی زن شخص واقع بین و به اصطالح رئالیست باشد، شوهر ممکن است از رویه خشک و زیاده از حد مادی زن خود خسته شود و احساس کند که زنش قدرت درک معنویات و ظرایف زندگی را ندارد. زن واقع بین نیز ممکن است از دست شوهر تخیلی و فلسفه باف خود به ستوه آید و او را آدمی خیالباف، و دور از حقیقت زندگی بداند و مکرر آرزو کند که ای کاش شوهرش قدری به خود بیاید و واقعیات زندگی را آن طور که هست مشاهده کند. در چنین موقعی امکان وجود یک کانون خوشبختی کم است.
عقاید مذهبی
شباهت در عقاید مذهبی به قدری در سعادت کانون زناشویی اهمیت دارد که روان شناسان، ازدواج دو نفر از مذاهب مختلف را معموال غیر عاقالنه میدانند. دالیل این نظریه بسیار است.
در وهله اول، اگر تنها یکی از دو همسر به عقاید مذهبی خود با ایمان کامل پایبند باشد، امکان اختالف نظر در این مورد زیاد خواهد بود. دیگری، مخالفت اولیاء آنهاست، زیرا این مسئله اغلب باعث جدایی جوان از پدر و مادر خود میشود.
نکته بسیار مهم در مورد نقش مذهب و ازدواج
بسیار پیش آمده است که دو نفر قبل از ازدواج از مفاهیم کلی در مورد مذهب استفاده میکنند و هر دو توافق پیدا میکنند ولی بعد از ازدواج، در نمودها و مصادیق آن موارد کلی، دچار اختالف میشوند. مثال، هر دو میگویند مسلمانیم، هر دو از صداقت، ایمان، حجاب و... حمایت میکنند. ولی در برخورد با مسائل و جزئیات زندگی، برداشتها و اختالفهای جدی پیدا میکنند.
یکی حجاب را چادر میداند، دیگری به چادر یا حتی به مانتو هم اعتقاد ندارد. یکی هرگونه موسیقی را حرام میشمارد، دیگری موسیقی را باعث آرامش روان میداند. یکی زندگی مرفه را در تعارض با مذهب نمیداند، دیگری رفاه گرایی را در تضاد با مذهب خود میداند. یکی پذیرائی مهمان زیاد را در منزل ، مهمان نوازی دانسته و میگوید: در خانه من، به روی همه باز است
و من مهمان نواز هستم، دیگری برعکس این فکر میکند و او را ولخرج میشمارد. یکی برای مسافرت، مشهد و زیارت را در نظر میگیرد، دیگری دوست دارد به شمال و لب دریا برود.
و هزاران مسئله ریز و درشت دیگر در زندگی مشترکشان پیش میآید، که با تولد فرزندان حادتر می شود، چون تفاوت در سبک تربیتی فرزندان را نیز شامل میگردد. و هر کدام سعی دارد با زیر و بمهای ارزشی خود، فرزندان را تربیت کند.
لذا توصیه میشود، که قبل از ازدواج، فقط روی مفاهیم کلی بحث نشود و به جزئیات توجه کافی داشته باشند، و به نمودها، مصادیق و مثالهای عینی آن توجه کنند. (سعی شود با مثالهایی، طرف مقابل را در موقعیتهای عینی و واقعی قرار داد.)
معیار اخالق در ازدواج
عصبانیت
یکی از مسائل چالش برانگیز هر زندگی مشترکی، اخالق طرفین است. و این مسئله، از جمله مسائلی است که پس از شکل گیری خانواده، نقش به سزایی در زندگی ایفا میکند. همیشه از خشونت علیه زنان صحبت به میان میآید که درصد باالیی از این خشونتها توسط مردها به همسرانشان اعمال میشود. اما گاهی هم با تصمیمات اشتباه، خود را مجبور به تحمل این خشونتها کردهاید.
پیشنهاد:
اگر در مراحل آشنایی با پسری برای ازدواج قرار دارید، حتما رفتارش را در حین عصبانیت امتحان کنید. باید از عکس العملش حین عصبانیت مطلع باشید. تا چه اندازه بر رفتار خود کنترل دارد؟ بهتر است از بیان موضوعی که ممکن است خشمش را برانگیزد، هراس نداشته باشید. اکنون از دستش دهید، بهتر است از وقتی که سالها زندگی مشترک را بنا کردهاید. آیا زود از کوره در میرود؟ در هنگام عصبانیت، تالش میکند خود را کنترل کند؟ دست روی شما و یا حتی خودش بلند نمیکند؟ آیا بد دهنی نمیکند ؟ سعی کنید با عذر خواهی و حرفهای عاشقانه او خود را گول نزنید.
قاطعیت و مردانگی
شما به عنوان دختر پدرتان، اصال چهره مظلوم و گوشه گیر او را دوست ندارید. بلکه دوست دارید در کنار قلب مهربانش، چهره قاطع او را به یاد بیاورید. در مورد همسرتان هم چنین است. دوست دارید گاهی همه چیز را واگذار کنید و تنها به او تکیه کنید.
پیشنهاد:
قاطعیتش را به بوته آزمایش بگذارید. گاهی از او بخواهید یک تصمیم آنی بگیرد. باید مطمئن شوید، برای تصمیم گیری به فرد یا افرادی وابسته نیست و همچنین دالیلی منطقی و قابل پذیرش برای تصمیمش دارد.
قدردانی
قدردانی میتواند به طرق مختلف صورت گیرد، لبخند، تالش در جبران و به زبان آوردن مستقیم. این که شما چگونه احساس رضایت کنید، به روحیه شما بستگی زیادی دارد. اگر نیازمند به زبان آوردن هستید، باید این را به طرف مقابلتان گوشزد کنید.
پیشنهاد:
کاری انجام دهید که به نظرتان طرف مقابل باید قدردانی کند. مثال یک هدیه تهیه میکنید. طرف مقابل باید، با ابراز خوشحالی از هدیه، به طور مستقیم و بی واسطه از شما قدردانی کند.
ابراز علاقه
هر فردی برای ابراز عالقه راهی را برمی گزیند. یک نفر به راحتی احساساتش را به زبان میآورد. فرد دیگری با انجام کارهایی که میداند طرف مقابلش دوست دارد، این کار را انجام میدهد.
اما شما جز کدام دسته هستید؟ اگر مایل به شنیدن عبارتهای عاشقانه هستید، باید طرف مقابلتان این توانایی را داشته باشد، و اگر نه در زندگی مشترک به مشکل برخورد خواهید کرد.
البته این را هم بدانید که نباید خام افرادی شوید که برای این عبارات ارزشی قائل نیستد، و راحت و فراوان از آنها استفاده میکنند. افرادی که در بدو آشنایی ابراز عالقه شدید میکنند، خیلی قابل اعتماد نیستند. زیرا عالقهای که از روی شناخت نباشد، ارزشی ندارد.
تعصب و غیرت
هر دختری با توجه به تربیت خانوادگی خود، مجموعهای از باید و نبایدها را به دوش میکشد. اگر با کسی ازدواج کنید که بخواهد محدودیتهای زیادی را به اسم غیرت به شما تحمیل کند، خیلی زود خسته و پشیمان خواهید شد. اگر فردی شما را از کار کردن به بهانه حضور در محیط مردانه و یا تامین آسایش تان منع میکند، از غیرتش نیست. بلکه از تعصباتی است که احتماال، از تربیت و یا وسواسهای نهادینه شده در وجودش نشئت میگیرد. اگر مدام به شما امر و نهی میکند و تنها این دلیل را دارد که به شما عالقه مند است، گول رفتارهایش را نخورید. شما در زندگی احتیاج به اعتماد دو طرفه دارید. شک و سوء ظن، آفت زندگی مشترک است.
معیار پول در ازدواج
پول
تعریف شما از پول و میزان آن در زندگی چیست؟ آیا با جایگاه اقتصاد در خانواده آشنایی دارید. اولین واقعیتی که در این مورد وجود دارد این است، پول مهم است و شما برای برطرف کردن تمام نیازهای زندگیتان، محتاج پول هستید. پس اگر حتی خیلی انسان مادی نیستید، یک سقف حداقلی برای شرایط مالی طرف مقابل خود تعیین کنید. مثال شما با وجود لیاقتهایی که در طرف مقابل خود سراغ دارید، حداقل را داشتن هزینه الزم برای رهن یک خانه معمولی و تامین هزینههای زندگی در شرایط متعادل، تعیین میکنید.
پول به عنوان اولین شرط؛ درست یا غلط حتما این جمله را زیاد شنیدهاید، »پول ضامن، خوشبختی نیست«. با این وجود امروزه دختران زیادی اولین معیار ازدواج را پول و ثروت طرف مقابل قرار میدهند.
بسیاری از دخترانی که چنین باوری دارند، اخالق، ظاهر و حتی سن را در اولویتهای بعدی قرار میدهند و حتی دست به تصمیمات عجیبی میزنند. میتوان از نمونههای این چنینی به افرادی اشاره کرد که حاضرند به خاطر پول با مردانی که از نظر سنی اختالف زیادی با آنها دارند، ازدواج کنند. در حالی که برای آغاز یک زندگیِ احتماال موفق، باید به همه جنبهها توجه داشت. وقتی با مردی ازدواج کنید که از لحاظ شغلی و پولی بسیار موفق است، باید با علم به اینکه، کار برای او پیش از هر چیزی اولویت دارد، وارد زندگی مشترک شوید که این میتوانید مشکالت بعدی را به همراه داشته باشد.
بی پولی؛ مشکل اصلی بسیار از خانوادههای امروزی راهروهای دادگاه پر از زن و شوهرهایی است که به خاطر پول، به یک ازدواج پایان میدهند. پس باید کمی واقع بینانه به زندگی نگاه کرد. به زودی مشکالت مالی از جمله، اجاره خانه، هزینههای آب و برق و گاز، نیازهای غذایی و ... محفل عاشقانه شما را خدشه دار خواهند کرد. هر چند هم که مقاوم باشید، مدتی بیشتر دوام نخواهید آورد. زیر بار فشارهای اقتصادی زندگی، مجادله و سر سنگینی آغاز خواهد شد و شاید حتی به شکست کامل تفاهمات اولیه منجر شود.
دخترانی که در خانوادههای متمول بزرگ شدهاند، بیشتر مراقب باشند. معموال دخترانی که در خانوادههای متمول بزرگ شدهاند، در معرض آسیب و خطر بیشتری قرار دارند. این دختران معموال تعریفی از مشکالت مالی ندارند و فکر میکنند همه چیز را به خاطر عشق تحمل خواهند کرد، اما به زودی مشکالت مالی و اختالف طبقاتی آنها را سر خورده میکند.
پیشنهاد:
مدیریت مالی را یاد بگیرید؛ برای داشتن زندگی موفق تر، مدیریت پول را بیاموزید تا بتوانید با برآورد درست از درآمد، هزینهها را تنظیم کنید. اگر بتوانید برنامه ریزی درستی در زندگی داشته باشید، از فشارهای اقتصادی، کمتر آسیب خواهید دید. برای این کار بهتر است برای یکی دو ماه، کل هزینهها را یادداشت کنید و با درآمد خود مقایسه کنید. به این ترتیب میتوانید برنامه ریزی بهتری برای آینده داشته باشید.
تناسبهای خانوادگی
تناسب خانوادگی و شیوههای تربیتی
شخصیت شما در بستر خانواده تان شکل میگیرید. چهارچوب هر خانواده هم با خانواده دیگر فرق میکند؛ یعنی هر خانواده بسته به زمینه فرهنگی و تربیتیای که دارد در فرد تأثیر متفاوتی میگذارد. تا جایی که جان واتسون ) پدر روانشناسی رفتاری( میگوید: پنجاه نوزاد به من بدهید و بگویید چه شخصیتهایی الزم دارید؛ دانشمند، پلیس، قاضی، دزد و... چه میخواهید؟ من مطابق سفارش شما بیست سال بعد این افراد را تحویل میدهم. در واقع او میخواهد بگوید که تربیت، نقش بسیار پررنگتری از زمینههای دیگر مثل ژنتیک دارد.
اما با وجود نقش مهمی که خانواده در شکلگیری شخصیت فرد ایفا میکند، این مسئله در ازدواجهای امروزی خیلی وقتها با فرضیه »من قرار است با خودش زندگی کنم، نه خانواده اش!« نادیده گرفته میشود. فراموش نکنید که عالوه به ویژگی هائی که به صورت ژنتیک هر شخص به ارث برده، تمام سالهای زندگی خود، به ویژه کودکیش را در بستر خانواده اش گذرانده است. پس هر کسی از نظر شخصیتی خیلی با خانواده خود تفاوت ندارد و یک جوهره و خمیر مایه دارند.
گاهی حتی دختر و پسر، همدیگر را خارج از بسته خانوادگی میبینند. مثال در دانشگاه با هم آشنا میشوند، در حالی که نمیدانند طرف مقابلشان محصول چه خانوادهای است. وقتی کسی میگوید که ما از نظر خانوادگی هم خوانی داریم، آیا به طور خاص، بستر فرهنگی و شیوههای تربیتی رایج در خانواده را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است؟ گاهی دو نفر با هم ازدواج میکنند و از نظر فرهنگی و خانوادگی به هم شبیه هستند، اما شیوههای تربیتی آنها متفاوت است.
تناسب فرهنگی
فرهنگ یعنی بایدها و نبایدهایی که تعیین تکلیف میکند. فرهنگ به ما میگوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط؟ چه کاری باید انجام شود و چه کاری نباید صورت گیرد؟ از آنجا که فرهنگها با هم متفاوت هستند، بایدها و نبایدهای آنها نیز فرق میکند. بهعنوان مثال، بایدها و نبایدها در فرهنگ آذریها بسیار متفاوتتر از بایدها و نبایدهای فرهنگ شمالیهاست؛ حتی گاهی نباید یکی، باید دیگری است.
انسان در فرهنگ خود به طور ناخودآگاه احاطه شده است. از صبح که بیدار میشویم این فرهنگ ماست که میگوید چطور بیدار شویم و با خانواده چگونه رفتار کنیم، چطور حرف بزنیم و چگونه غذا بخوریم و... هیچکاری نیست که به فرهنگ ارتباط نداشته باشد. بنابراین، الزم است که دختر و پسر از نظر فرهنگ اجتماعی به یکدیگر نزدیک باشند. فاصلههای فرهنگی زیاد، زندگی این دو را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
تناسب شخصیتی
هر انسانی شخصیت ویژه خود را دارد. اگر دو نفر که ازدواج میکنند، تفاوتهای شخصیتی زیادی داشته باشند در رابطه خود دچار مشکالت زیادی میشوند. فرض کنید فردی از نظر شخصیتی برونگراست و راحت ابراز احساسات و عواطف میکند و بیشتر دوست دارد در جمع باشد؛ این فرد با کسی ازدواج میکند که انسانی درونگراست و ابراز احساسات برایش سخت است، حضور در جمع برایش خوشایند نیست و ارتباط برقرار کردن با افراد برایش دشوار است.
این دو در طوالنیمدت دچار مشکل میشوند؛ با هم هستند ولی احساس تنهایی میکنند. جالب اینجاست که در ابتدا به خاطر خصوصیات متضادی که دارند، خیلی جذب همدیگر میشوند ولی به تدریج از هم فاصله میگیرند چون با هم تناسب ندارند و نمیتوانند نیازهای همدیگر را برآورده کنند.
بسیاری از زوجها تصور میکنند که شخصیت طرف مقابل را تغییر خواهند داد. ملیسا دارنی نویسنده کتاب » قرار مالقات با صدویکمی « معتقد است که: » به خاطر داشته باشید که شما میتوانید لباسهای طرف مقابل را عوض کنید، و یا مدل موهایش را تغییر بدهید، اما هیچ گاه نمیتوانید ارزشهای اصولی طرف مقابل و یا حتی خودتان را دگرگون سازید.« بر اساس مطالعات روانشناسی، ویژ گیهای شخصیتی افراد و خلق و خوی آنها غیر قابل تغییر اند، زیرا عوامل ژنتیکی و تر بیتی تغییر نا پذیرند. پس در ازدواج با فرد مورد عالقه خود با دقت شخصیت وی را مورد بررسی قرار دهید و با عجله تصمیم گیری نکنید.
رضایت والدین
این جا دیگر بحثی از تناسبهای شما و همسرتان نیست و ماجرا مربوط به تناسب عروس و داماد با خانوادهها میشود. از آنجا که عدم رضایت والدین تا سالهای بسیار طوالنی و حتی تا آخر زندگی تأثیر خود را دارد، خوب است که دو نفری که میخواهند ازدواج کنند، حتما خانوادههایشان راضی باشند و اگر نیستند باید آنها را متقاعد کرد. باید دالیل مخالفت را دانست چرا که اغلب تجربه آنها باعث میشود که دالیل درستی را مطرح کنند و نباید عدم رضایت را نا دیده گرفت و باز هم اگر برخالف همه تالشها راضی نشدند، بهتر است تا گرفتن رضایت صبر کنند یا به ازدواج دیگری فکرکنند.
فاکتورهای الزم برای دستیابی به ازدواج موفق
ازدواج موفق فاکتورهایی دارد که برای دستیابی به آنها الزم است آنها را بشناسید. ما در این مطلب برخی از مهمترین فاکتورهای یک ازدواج موفق را به شما معرفی میکنیم:
نیت و اراده برای تشکیل خانواده
هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکالت خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کنندهای دارند، این نقش باید به صورت مشاورهای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد.
قانون طالئی در زندگی مشترک
یکی از قوانین طالیی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است. هر کس در طول زندگی تغییر میکند و درگیر فعالیتهای مختلف میشود. همیشه مشوق همسر خود باشید و همانطور که خود در تالشید که مسائل مختلف و مورد عالقه خود را بیاموزید به همسرتان نیز کمک کنید تا این فرایند را طی کند. بسیار دیده شده که یکی از طرفین مدارج ترقی را طی میکند و همسر در طول این سالها کمک حال و مشوق او بوده و در پایان فاصله زیادی بین دو طرف بهوجود آمده که گاهی ادامه زندگی مشترک را سخت و گاهی ناممکن کرده است. بهتر این است که در کنار رشد فردی رشد مشترک هم داشته باشید تا بهتر و بیشتر یکدیگر را درک کنید و مشاور و همراه خوبی برای یکدیگر باشید.
تفاوت سنی مناسب
همانطور که قبال نیز اشاره شد، زن و مرد هرچقدر تناسب و سنخیت بیشتری داشته باشند پیوند و ازدواج مستحکم تری خواهند داشت. یکی از معیارهای انتخاب همسر هماهنگی و تناسب بین زوجین از نظر فاصله سنی است. برای انتخاب همسر، الزم است که از نظر سنی بین زوجها هم خوانی وجود داشته باشد. البته سن مناسب به تنهایی نمیتواند عامل موفقیت در ازدواج باشد، بلکه الزم است که این خصوصیت را با مجموعهای از صفات دیگر بررسی کرد. در مورد اختالف سنی نمیتوان با قاطعیت نظر داد. در بهداشت روانی گفته میشود که سن شناسنامهای نمیتواند مالک باشد. مالک سن عقالنی است. یعنی رسیدن به بلوغ روانی. اگر تفاوت سنی میان زن و مرد سه تا چهار سال باشد، از یک حد معمولی برخوردار است. این مورد بستگی به این دارد که چقدر زن و مرد بتوانند این فاصله را باور داشته باشند. این مساله را نمیتوان به همه تعمیم داد و به این معنا نیست که همه کسانی که چنین اختالف سنی ای دارند، زندگی خوبی هم دارند. البته هرچه فاصله سنی زوجین کمتر باشد احتمال تفاهم بیشتر است. چراکه دو نفر با تفاوت سنی زیاد در دو مرحله متفاوت از زندگی هستند و نیازها و خصوصیات آنها بالطبع متفاوت است. به هر حال افرادی که در محدوده سنی نزدیک هم باشند، تجربهها و خاطرههای یکسانی دارند و پیش زمینه فرهنگی مشابهی برای درک کردن هم خواهند داشت.
ولی برای زنان بهتر است با توجه به اینکه زایمان میکنند و این وضعیت در چهره شان موثر است و از نظر ظاهر زودتر از مردان شکسته میشوند، کم سن تر از همسرانشان باشند. چون اگر چنانچه سن زن از شوهرش بیشتر باشد، به نظر خیلی پیرتر از او میآید و گاهی همین مسئله باعث میشود که مرد فکر کند فاصله ظاهری زیادی با همسرش دارد. همان طور که از گذشته تا به حال شنیدهایم، تفاوت در سن بلوغ دختر و پسر این روند را طوری نهادینه کرده که پسرها با توجه به دیرتر بالغ شدنشان باید از دخترها بزرگ تر باشند.
فاصله سنی زیاد و از ۲۱ سال به باال به دلیل اینکه تفاوت زمانی و یک دهه فاصله زندگی کردن بین دو فرد وجود دارد، مشکالتی برای هر دو زوج به وجود میآورد. مشکالتی چون عدم درک صحیح و متقابل، برآورده نشدن انتظارات دو طرف بعد از مدتی و بی حوصلگی فرد بزرگ تر، به خصوص احساس پشیمانی و بروز مشکالت بیشتر از عواملی هستند که بین زوجها با فاصله سنی زیاد دیده میشوند.
با این حال فاکتور سن به تنهایی نمیتواند تضمین کننده یک ازدواج موفق باشد. انگیزه زوجها برای ازدواج با یکدیگر در این زمینه بسیار دخیل است. هستند کسانی که با انگیزههای اقتصادی با افرادی ازدواج میکنند که تفاوت سنی بسیار زیادی با آنها دارند؛ ازدواجی بدون پایههای عاطفی و شناخت که نبودن عامل عالقه در این نوع از ازدواجها آنها را با شکست مواجه میکند. در این صورت نمیتوان گفت شکست این زندگی تنها به خاطر باالبودن سن یکی از دو زوج بوده است.
بزرگ تر بودن مرد
از گذشته تا به امروز تفاوت سنی در ازدواج به گونهای بوده که مرد چندسالی بزرگ تر از زن بوده است. مرد ایرانی با خاصیت مردساالرانهای که از گذشته در اطراف خود دیده و شنیده، مدیر بودن در خانواده و حرف آخرزدن را تعریفی از خود میداند. از سوی دیگر بزرگ تر بودن مرد نوعی توازن رفتاری را در خانواده به دنبال دارد. با این حال معیارها با گذشت زمان در حال تغییر و دگرگونی است.
حضور زنان در جامعه و فعالیتهای اجتماعی آنها، توجه بیشتر آنها به تحصیالت و ارتقای علم و به دست آوردن موقعیتهایی برتر حتی بسیار معتبرتر از مردها تا حدودی باعث تغییر سن ازدواج شده و به همین خاطر است که در جامعه امروز زنانی که از همسران خود بزرگ تر هستند، بیشتر از قبل دیده میشوند.
بزرگ تر بودن زن
اگرچه هنوز مساله بزرگ بودن زن از مرد چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست اما نمیتوانیم برای همه افراد، نسخههای واحد و یکسانی بپیچیم. دختر و پسری که در سن ازدواج قرار دارند باید از نظر فکری در یک سطح قرار گیرند. تفاوت سن در فرهنگ ما اهمیت دارد ولی میزان آن را هم هیچ علم و منطقی با قاطعیت تخمین نزده است. باتوجه به عرف جامعه، بزرگ تر بودن زن از مرد، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی پذیرفته شده نیست. علی رغم پیشرفتهای همه جانبه و تغییر باورها هنوز هم موفقیت این گونه ازدواجها در مقایسه با ازدواجهایی با تفاوت سنی مناسب برای افراد ثابت نشده است.
ازدواج پسران با دختران بزرگ تر از خود به دالیل مختلف، یکی از عوامل نگران کننده در خانواده هاست. چراکه به زعم آنها این نوع ازدواجها از ریسک باالیی برخوردارند. چون دخترها از لحاظ جسمی و عقلی زودتر بالغ میشوند؛ بنابراین به همسرانی احتیاج دارند که هم سطح خودشان باشند اگرچه باز هم توجه به مسائل پیچیده زندگی نسبی است. اگر دو نفر تفاهم فرهنگی و اخالقی داشته باشند، هم سن بودن یا بزرگ تر بودن دختر از پسر، مشکل خیلی حاد و پیچیدهای نیست. کسانی که مخالف بزرگ تر بودن زن هستند معموال دالیل زیر را برمی شمارند:
ترس از اینکه این ازدواجها بعد از مدت کوتاهی با شکست مواجه شود؛ به ویژه اگر این ازدواج به خاطر موقعیت مادی زن صورت گرفته باشد، همیشه مورد توجه است. زنی که چندسال بزرگ تر باشد، معموال انتظار دارد همسرش هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد ولی وقتی با چیزی غیر از این مواجه میشود، این فاصله را بیشتر درک میکند. از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگ تر از خودش ازدواج میکند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با تحلیل رفتن جسم زن، احساس ناخوشایندی پیدا کند و شاید به فکر جدایی و یا ازدواج دوم بیفتد و... درحالی که این احتمالها تنها مختص به زنهایی نیست که از شوهرانشان بزرگ ترند بلکه ممکن است در رابطه سایر زنها با شوهرانشان نیز اتفاق بیفتد. چنین ازدواجهایی جنبههای مثبتی هم دارد؛ ازجمله اداره زندگی از سوی زنی آگاه و مدیر. البته به شرطی که خود فرد پذیرای شرایطش باشد و بتواند نگاه جامعه و مردم را تحمل کند. چراکه تاثیرهای منفی برخورد جامعه و اطرافیان ممکن است در زندگی بروز پیدا کند.
میتوان خانوادههای زیادی را یافت که با بزرگ تر بودن زن از شوهر، زندگیهایی شاد و زیبا دارند. این مساله درصورتی که عشق و عالقه طرفین به همدیگر زیاد باشد و زندگی خوبی داشته باشند مشکل ساز نخواهد شد.
میزان تحصیلات
تا جایی که امکان دارد، بهتر است که دو خانواده از نظر سطح تحصیالت تفاوت چندانی نداشته باشند. زیرا خانوادهای که از سطح سواد کمتری نسبت به خانواده همسرش برخوردار باشد، ممکن است در بسیاری از موارد نتواند با آن خانواده تفاهم داشته باشد. این تناسب هم نقش مؤثری دارد، اما چون تحصیلات اکتسابی است )یعنی اگر امروز نیست فردا میتواند باشد(، جزء مسائلی است که میگوییم اگر همه شرایط را دارند و بالقوه میتوانند ادامه تحصیل دهند، در این ازدواج مشکلی پیش نمیآید.
اگر دختر فوقلیسانس و پسر لیسانس است، اشکالی ندارد ولی اصوال بهتر است که هر دو همسطح باشند. گاهی دو نفر از مقطع لیسانس با هم آشنا میشوند و ازدواج میکنند. یکی دکترا میگیرد ولی دیگری در همان مقطع مانده است. کمکم از هم فاصله میگیرند و فضای فکری آنها بسیار متفاوت میشود. این تغییر در جایگاهها میتواند زنگ خطری برای زندگی آنها باشد.
به طور کلی؛ توصیه آن است که مردان از نظر میزان تحصیالت باالتر از زنان باشند. در غیر این صورت مردان با تحصیالت پایین تر همیشه در اضطراب به سر میبرند که شاید همسرانشان در طول مدت تحصیل و یا در محل کار به مردان دیگری گرایش پیدا کنند. گاهی این مردان از طریق رفتارهای خشونت آمیز تمایل دارند که برتری خود را نسبت به همسرانشان نشان دهند تا از این طریق بگویند که مرد هستند و برتر.
وضعیت ظاهری
زیبایی امری نسبی است و بیشتر به افکار، خاطرات، تجربیات و آنچه در ذهن افراد است بستگی دارد تا آنچه که در واقعیت است. به همین دلیل، ممکن است فردی را که یک نفر خیلی زیبا میداند، فرد دیگر معمولی بداند. اگر فردی وضعیت ظاهری، صورت و اندام همسر خود را نپسندد، زندگی برای هر دو نفر شان تلخ و ناگوار و گزنده خواهد بود. البته زیبایی به عنوان یک رکن اساسی و معیار مستقل در زندگی زناشویی مطرح نیست، بلکه با صفات دیگری به کمال میرسد.
وضعیت شغلی و میزان درآمد
برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل میبایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم مییابد. با وجودی که داشتن شغل و درآمد الزمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمیتواند حل کننده همه مشکالت بک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود. با تمام اینها به یاد داشته باشید شغل داشتن برای یک مرد به معنی داشتن هویت اجتماعی، استقالل، مردانگی، غیرت و توانایی اداره زندگی است. بنابراین به هیچ وجه بدون آن که شغلی داشته باشید و دستتان در جیب خودتان باشد، ازدواج نکنید.
دخترانی هستند به سطح شغلی اهمیت میدهند. از نظر آنان نوع شغل مهم نیست. آنها همیشه مهندس، دکتر، حقوقدان، وکیل و مشاغلی را میپسندند که از نظر وجهه اجتماعی در سطح باالیی قرار دارند. گروهی از دختران، برایشان سطح شغلی مطرح نیست. آنان شوهری میخواهند که امکانات رفاهی آنان را فراهم کند درآمد زیادی داشته باشد که تمیز باشد و همیشه اظهار میدارند که شوهر روغن مالیده و پر خاک و گچ نمیخواهند. زنان شاغلی هم هستند که مایلند شوهرشان در حوزه شغلی خود آنان کار کند.
به عنوان مثال اگر آموزگار باشد، مایل است شوهرش دبیر یا استاد دانشگاه باشد یا اگر پرستار باشد، شوهرش پزشک باشد. اما در مجموع بیشتر زنان مایل نیستند که شوهرشان از نظر سطح شغلی پایین تر از آنان باشد.
در مقابل، بعضی از مردان با اشتغال همسرشان در خارج از خانه مخالفند و در پی همسری هستند که فقط خانه دار باشد و روی این مسأله به قدری تکیه و تأکید دارند که آن را جزء شرایط ازدواج قرار میدهند. مردانی هم هستند که میخواهند همسر آنان شاغل باشد و از این اشتغال، نظر اصلی شان کسب درآمد است که مکمل هزینه خانه باشد. برخی هم کسب درآمد و گرفتن حقوق برایشان مهم نیست، بلکه هدف آنان از اشتغال همسر در خارج از خانه آن است که زن با جامعه ارتباط داشته باشد و اجتماعی تر باشد. قبل از ازدواج باید به طور دقیق دربارهٔ دیدگاههای شغلی تان با یکدیگری صحبت کنید.
سطح اقتصادی خانوادهها
اختالف سطح اقتصادی در دو خانواده که قصد ازدواج دارند باید مورد توجه قرار بگیرد. پسر جوانی که در یک خانواده فقیر بزرگ شود ممکن است تحصیالتی هم داشته باشد، دختری از یک خانواده مرفه و ثروتمند را نمیتواند قانع کند. او )دختر( در یک زندگی با امکانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی که در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف وجود دارد. بنابراین باید به امکانات مالی و رفاهی خانواده در زمان انتخاب همسر توجه کافی
مبذول گردد.
سلامت جسمانی و روانی
برخی از بیماریها ممکن است تهدیدی جدی برای سالمت انسان و همسر آینده او باشد. اگر یکی از زوجها، دارای بیماریهای جسمانی و یا روانی باشد و آن را از ابتدا مخفی نگه دارد، زمینه را برای بروز مشاجره، اختالف و در نهایت طالق فراهم کرده است. در ازدواج، بیماریهای طرف مقابل را باید جدی گرفت. مانند اعتیاد، افسردگی، اضطراب، وسواس، سوء ظن داشتن و بدبین بودن، سرطان، هموفیلی، تاالسمی، صرع، معلولیتهای ذهنی، ایدز، سوختگی بدن، سل و انواع بیماریهای خاص مردان، و به طور کلی اگرکسانی دارای بیماری غیر قابل درمان هستند باید قبل از ازدواج موضوع را با فرد مقابل در میان گذاشته شود. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه میگردد . در صورت توافق، هر دو به یک پزشک مراجعه کنند تا مشکالت آن را برای آنها شرح دهد.
نگرش دربارهٔ روابط جنسی
این عامل، یکی از مهمترین نشانههای خوشبختی در زندگی زناشویی است و زندگی سعادتمندانه به طرز تلقی مشابه و درست زن و شوهر از روابط جنسی وابسته است. زیرا اگر در این روابط یکی از زوجها احساس نارضایتی کند، یا زن و شوهر در این باره به نتیجه واحدی نرسیده باشند، احساس محرومیت و ناکامی یا ناامنی خواهند کرد. به گونهای که اکنون یکی از دالیل اصلی طالق بین زوجها همین عدم رضایت از روابط جنسی و زناشویی است.
مسئولیت پذیری و پاسخگویی به نیازهای جسمی، روانی و عاطفی همسر
زوجین باید متوجه باشند که با تشکیل خانواده، نقشهای جدیدی برای آنان بوجود میآید که میبایستی در مقابل آن مسئولیت پذیر باشند. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و میبایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسیترین پایههای موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی، روانی و عاطفی همسر و تالش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست. دنی سوگرو که استادیار دانشگاه میشیگان، اظهار میدارد: « نیاز به صمیمیت، نیاز به رضایت و لذت جنسی، نیاز به درک کردن و درک شدن، و پذیرش از طرف شریک زندگی، همه و همه جزء مهمی از وجود ما هستند. برای اینکه بتوانیم در زندگی خوشحال بوده و احساس امنیت و آرامش داشته باشیم، باید کلیه این نیازها مرتفع گردند.»
زوجین میبایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین الزم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تالش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم. عالوه بر این، هر یک از زوجین میبایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند. وفاداری به همسر، وفاداری به عشق را به ارمغان میآورد. یک عشق یک همسر، اصلی است که متضمن دوام و خوشبختی یک خانواده است. پس از خیانت توقع ادامه عشق و وفاداری از همسرتان را نداشته باشید.
فصل سوم
انگیزههای غلط برای تشکیل خانواده تفاوتهای آسیب رسان در زندگی زناشویی هفت موضوعی که قبل از ازدواج باید درمورد آن صحبت کنید مادیات و مهمترین سواالت سی باور غلط در ازدواج «موانع ازدواج دختران و پسران» از دید خود آنها چیست؟
انگیزههای غلط برای تشکیل خانواده
متاسفانه بعضی ازدواجها از انگیزههای غلط نشات میگیرند. تعدادی از انگیزههای ازدواجهای اجباری به شرح زیر است :
- فشار اطرافیان ؛
- رهایی از تنهایی و افسردگی ؛
- نیاز جنسی ؛
-گریختن از واقعیات زندگی خود ؛
- احساس گناه به خاطررابطه دراز مدت پیش از ازدواج ؛
- پر کردن خالء احساسی ؛
- پذیرش اجتماعی ؛
- تامین مخارج زندگی ؛
- اعتماد بنفس پایین ؛
- اخذ تابعیت کشور دیگر ؛
- بی ارزش شمردن قدر خود ؛
ـ گریختن از رشد و بالندگی تا فرد دیگری مسئولیت مراقبت از آنها را به عهده گیرد. این گونه ازدواجها در موارد زیر نمود بیشتری دارند : ازدواجهایی که اختالف سنی فاحشی میان دو فرد وجود دارد . در ازدواجهایی که اختالف فاحشی در قدرت مالی و یا موفقیت شغلی دو فرد وجود دارد . ازدواجهایی که مغایرت محسوسی در سبک زندگی دو فرد وجود دارد .
تفاوتهای آسیب رسان در زندگی زناشویی
وجود اختلافاتی که میتوانند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزنند عبارت اند از:
میزان انرژی
وقتی یکی از طرفین ازدواج پر انرژی باشد و در مقابل همسر او کم انرژی، این افراد با مشکالت عدیدهای برخورد میکنند. اختالف در میزان انرژی در زمینههای مختلف نمایان میشود، که از جمله میتوان به معاشرتهای اجتماعی، فعالیتهای مذهبی و غیره اشاره کرد. در انجام فعالیتهای مربوط به خانه نیز سطح انرژی میان زن و شوهر اغلب مسئله ساز میشود، مثالً ممکن است زن بخواهد کارهایی را در روزهای تعطیل آخر هفته در منزل انجام دهد و شوهرعالقه مند باشد که پای تلویزیون بنشیند یا روزنامه بخواند.
عادات شخصی
وقتی زن و شوهر عادتهای شخصی متفاوتی داشته باشند، به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان میگذارد. از جمله عادتهای مسئله ساز میتوان به این موارد اشاره کرد؛ وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی، احساس مسئولیت، ... میتوان به عادات شخصی متعددی اشاره کرد که زن و مرد باید قبل از ازدواج به آن توجه داشته باشند. مثالً اگر یکی از آنها شیک پوش باشد و به لباس و ظاهر اهمیت دهد و دیگری نه، این اختالف میتواند در رابطه زناشویی آنها دردسر ساز شود. اگر یکی از آنها به خوردن غذاهای مقوی و مغذی عالقه مند باشد و دیگری به این که چه میخورد بها ندهد، مشکالتی در زندگی زناشویی ایجاد میکند و غیره.
استفاده از پول
بسیاری از زوجها در اثر نداشتن توافق بر سر مسائل مالی، دچار مشکل میشوند. یکی به فکر آینده است و میخواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه حال علاقه مند است. یکی معتقد به ریسک کردن است و دیگری فکر میکند که باید به تدریج و با ضریب اطمینان
باال بر داراییهای خود بیفزاید. یکی میگوید درآمد را باید خرج فرزندان کرد و دیگری میخواهد پول را نگه دارد. اختالفاتی از این قبیل میتواند شیرازه زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد، به همین دلیل الزم است که قبل از ازدواج در این موارد بیشتر موشکافی شود.
علایق و مهارتهای کلامی
اگر یکی از طرفین ازدواج زیاد حرف بزند و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش میآید؟ اگر زن یا مرد عالقمند به گفت و گو و دیگری خواهان سکوت باشد، استرس فراوانی ایجاد میشود. اگر کسی به هنگام صرف غذا عالقه مند به صحبت باشد و همسرش بخواهد به هنگام صرف غذا سکوت کند و یا اگر یکی از طرفین ازدواج به صحبت تلفنی طوالنی عالقه مند باشد زمینههای اختالف را پایه ریزی کردهاند.
سؤالی که با توجه به مسائل فوق مطرح میشود این است اگر افرادی که با هم ازدواج کردهاند در موارد فوق اختالف داشته باشند چه ویژگی را باید در خود بپرورانند تا بتوانند به زندگی زناشویی ادامه دهند؟
در پاسخ باید اشاره کرد، اگر زوجین دارای ویژگی انعطاف پذیری باشند میتوانند به جای این که تحت تأثیر اختالفات قرار بگیرند با تفاوتها کنار آمده، سپس روی نقاط مشترک تمرکز کرده و برای حل مشکلات راه مناسب پیدا کنند. زیرا در مورد کسانی که قبال ازدواج کردهاند، امکان برگشت به عقب وجود ندارد.گرچه داشتن اختالفاتی در موارد اشاره شده زندگی را سخت میکند و امکان تفاهم را به حداقل میرساند ولی به شرطی که طرفین اهل تغییر، رشد، تکامل و پیشرفت باشند، همزیستی را غیر ممکن نمیسازد.
به طور خالصه معیارهای اصولی و متناسب برای ازدواج به شرح زیر میباشد:
- تا سر حد امکان، تمکن مالی دو خانواده متناسب با یکدیگر باشد.
- اگر هر دو نفر اهل یک شهر نیستند حداقل در سایر زمینهها و آداب و رسوم نزدیک به هم باشند.
- دیدگاههای دو خانواده از نظر مذهبی، سیاسی، اجتماعی ومعاشرت نزدیک به هم باشند.
- در خانواده دو طرف پدرساالری یا مادرساالری به صورت مطلق وجود نداشته باشد.
- تناسب جسمی، شکل، قیافه واندام هردو نفر به هم نزدیک باشد تا حدی که تفاوتهای موجود خیلی چشمگیرنباشد.
- از نظر سن و سال متناسب باشند.
- از نظر میزان تحصیالت، اختالف فاحش نداشته باشند.
- در انتخاب محل سکونت یا محل کار اختالف سلیقه نداشته باشند.
- از نظر طرز تفکر و اندیشه اجتماعی به هم نزدیک باشند.
- دیدگاهشان نسبت به زندگی یکسان باشد، و در زندگی هدف یکسانی را دنبال کنند.
- تفاوتهای شخصیتی و خصوصیتهای رفتاری فاحشی نداشته باشند.
- تا آنجا که مقدور است بهره هوشی آنها نزدیک به هم باشد.
- دارای دیدگاههای سیاسی گرایشهای اعتقادی و افقهای فکری نزدیک به هم باشند.
- هر دو نفر استقالل رأی داشته باشند؛ یعنی شخصاً در امور زندگی تصمیم بگیرند نه با دهن بینی و تقلید از دیگران.
- از نظر تفکرات مذهبی در دو قطب مخالف هم نباشند که این مورد بسیار مسئله ساز است.
- فرهنگهای یکسان و شبیه به هم داشته باشند.
- دیدگاه مالی یکسان داشته باشند.
هفت موضوعی که قبل از ازدواج باید درمورد آن صحبت کنید
آنچه که در مراحل اولیه یک رابطه انجام میدهید، در تعیین موفقیت کلی و دوام ازدواج شما نقش بسیار مهمی دارد. در زیر به ۷ مسئله مهم که باید قبل از ازدواج حتماً درمورد آن با همسرتان صحبت کنید، اشاره میکنیم:
۱ .باید گفتگویی صادقانه درمورد علت دوست داشتن همدیگر داشته باشید.
نمونه سوالات:
چرا میخواهی با من ازدواج کنی؟
چه چیزهایی درمورد تو هست که من نمیدانم؟
چیزی درمورد من هست که اذیتت کند؟
۲ .باید چیزهایی که باور دارید و »ارزشهای اصلی« رابطهتان را تشکیل میدهند با هم مطرح کنید (آنچه در رابطه با همسرتان بیش از هر چیز دیگری برایتان اهمیت دارد).
نمونه سوالات:
چه اعتقادات معنوی داری؟
تا چه اندازه به محترمانه رفتار کردن با همدیگر متعهد هستی؟
صداقت و روراستی تا چه اندازه برای شما مهم است؟
۳.باید درمورد اینکه بچهدار شدن برایتان مهم است یا خیر با هم حرف بزنید.
نمونه سواالت:
آیا دوست داری بچه داشته باشی؟
تا حال چه تجربیاتی با بچهها داشتهای؟
آیا بیماری آمیزشی خاصی داری که در بچهدار شدن تاثیر داشته باشد؟
۴.باید درمورد فرایند تکامل رابطهتان در طول این مدت و طوری که دوست دارید ۹ ،۲۱ ،یا ۱۱ سال آینده باشد با هم حرف بزنید.
نمونه سوالات:
پنج سال آینده ازدواجمان را چطور میبینی؟
چه امیدها و آرزوهایی برای ازدواجمان داری؟
ازدواجمان چه تاثیری بر روابطمان با دوستان و خانواده خواهد گذاشت؟
۵.باید درمورد نحوه تصمیمگیریها در ازدواجتان با هم حرف بزنید.
نمونه سواالت:
درمورد مسائل مهم ازدواجمان چطور باید تصمیم گیری کنیم؟
وقتی نظراتمان مخالف باشد، چطور میتوانیم دوستانه مسائل را حل کنیم؟
چطور میتوانیم در کنار هم از منابع مالی استفاده کنیم؟
۶.باید صادقانه درمورد اینکه از ازدواجتان چه میخواهید با هم حرف بزنید.
نمونه سواالت:
فکر میکنی سکس در موفقیت ازدواج ما تا چه اندازه تاثیرگذار است؟
به چه چیزهایی عالقه وافر داری؟
۷.باید درمورد این سوال که »آیا میتوانی زندگی بدون همدیگر را تصور کنی«، گفتگو کنید.
نمونه سواالت:
چه امیدها و آرزوهایی برای زندگی در کنار هم داری؟
برای اطمینان از سالمت خود برای زندگی طوالنیمدت در کنار هم چه میکنی؟
آیا میتوانی روزی را تصور کنی که دیگر کنار هم نباشیم؟
مشخص است که این هفت موضوع گفتگو میتوانند عوامل مهمی در سالمت و قدرت رابطه شما با همدیگر باشند و در نتیجه موفقیت کلی زندگی و ازدواج شما را نیز نشان خواهند داد.
پاسخ این سواالت نکات مهم و زیادی درمورد دوام رابطه تان به شما میگوید و میتواند پیشگوییکننده خوبی برای موفقیت رابطه شما باشد.
مادیات و مهمترین سواالت
پژوهشها نشان میدهد »پول« یکی از عوامل اصلی سوء تفاهمهای زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالی صحبت کنید، ازدواج با دوامی خواهید داشت. پول تعیین کننده ثروت است. اما در ایجاد مساوات، امنیت، عشق، قدرت و آزادی زوجها نقش دارد. احساس شما نسبت به پول به مراتب مهمتر از میزان دارایی تان است. سوزان بایردر نویسنده »پرسشهای مشکل؛ ۲۱۱ سؤال مهمی که ازنامزدتان میتوانید بپرسید« میگوید: ازدواج؛ امیدها، آرزوها و ترسهای مالی خاص خود را به همراه دارد. بسیار مهم است که تصویر روشنی از توقعات، انتظارات و خواستههای خود داشته باشید. با نامزدتان در مورد مسائل مالی صحبت کنید. نظر او را نسبت به نحوه اداره مسائل مالی بپرسید. هر چه اطالعات کامل تری از او و انتظارات خود داشته باشید، بهتر میتوانید تصمیم گیری کنید. نظر او را نسبت به بیمه درمانی، بیمه عمر، صرفه جویی در محدودیتهای مالی موجود، محل اقامت، هزینه
رهن، اجاره و وام، و هزینه ادامه تحصیل بپرسید. ادامه تحصیل مستلزم فداکاری همسران است. زیرا باید مخارج اضافی را برای تحصیل شما اختصاص داد. از طرفی در صورت ادامه تحصیل، شاید فرصت کافی برای کار کردن نداشته باشید. طرح چنین مسائلی بسیار مشکل است. ولی باعث میشود اکنون و پس از ازدواج خیالتان راحت باشد و تصمیم گیری تان بر اساس واقعیات موجود باشد نه رؤیاها و آرمانها. اگر فرهنگ خانواده تان اجازه نمیدهد خودتان این مسائل را مطرح کنید، از والدین بخواهید آنها را بپرسند.
پرسشهای زیر به شما کمک میکند تا تصویر روشن تری از وضعیت مالی آینده داشته باشید:
۱ .درآمد ماهانه خواستگارتان چقدر است؟
۲ .آیا کار کردن هر دوی شما الزم است؟
۳.اگر خانم کار نکند، آیا همسر، خانه داری را باارزش میداند؟
۴.برای گذران زندگی چقدر درآمد کافی است؟
۵.چگونه باید خرج کرد؟ چه هزینههایی در اولویت است؟
۶.آیا با نحوه خرج کردن یکدیگر توافق دارید؟ با چه مواردی موافق و با چه مواردی مخالفید؟
۷.اگر هر دو کار میکنید، پولتان را با هم خرج میکنید یا جداگانه؟
۸.چه مبلغی (هر دو) در بانک دارید؟
۹.اگر خواستگارتان شغل آزاد دارد، چه مقدار از درآمدش را پس انداز یا سرمایه گذاری میکند و چه مقدار را خرج میکند؟
۱۰ .چه کسی مسئولیت برنامه ریزی مالی را در درازمدت برعهده میگیرد؟
۱۱.برای داشتن احساس امنیت، چه مقدار پول کافی است؟
۱۲ .چند درصد از درآمد را پس انداز میکنید؟ آیا نامزدتان با پس انداز در بانک موافق است؟
۱۳ .چه کسی حساب دخل و خرج را دارد؟ چه کسی قبوض آب، برق، تلفن و گاز را میپردازد؟
۱۴.در صورت بیمه نبودن نامزدتان، آیا با بیمه اختیاری )خویش فرما( هر دو شما موافق است؟
۱۵.آیا نامزدتان باید خرج والدینش را بدهد؟ در صورت پاسخ مثبت ماهانه چقدر از درآمدش را به این کار اختصاص میدهد؟
۱۶.اگر خدای نخواسته ازدواج تان به طالق منجر شود آیا میتواند مهریه را پرداخت کند؟
۱۷.آیا او با خرید وسایل اضافی برای منزل یا کادو برای دوست موافق است؟
۱۸.آیا نامزدتان میپذیرد که دارایی قبل از ازدواج مثالً زمین، خانه و ماشین به اسم خودتان باشد؟
۱۹ .آیا خواستگارتان بدهی ندارد و ورشکست نشده است؟ در صورتی که بدهی دارد تا چه مدت پس از ازدواج چه مبلغی باید پرداخت کند؟
۲۰.آیا میتوانید حساب جداگانهای برای هزینههای منزل داشته باشید؟ یا هر کسی بخشی از درآمد خود را برای آن اختصاص دهد؟
۲۱.آیا موافقید که حساب پس انداز جداگانهای داشته باشید؟
۲۲.اگر پس از ازدواج با پول کار هر دو شما خانه یا ماشین خریداری شود، آیا موافقید که سند آن به نام هر دو باشد؟
۲۳.اگر پس از ازدواج با بحران مالی یا ورشکستگی روبه رو شوید چه میکنید؟
۲۴.آیا موافقید مبلغی را برای موارد غیره منتظره نظیر هزینه عمل جراحی یا بیمارستان پس انداز کنید؟
سی باور غلط در ازدواج
- ازدواج باعث درمان مشکالت روانی میشود. دنی سوگرو که استادیار دانشگاه میشیگان معتقد است که: » اگر شما به دنبال یافتن فردی هستید که به شما احساس ارزشمندی القا کند، خوشحالتان کند، از یک زندگی خسته کننده و ناخوشایند نجاتتان دهد، و اگر به دنبال کسی هستید که شما را کامل کند، بهتر است در افکار خود تجدید نظری داشته باشید چراکه هیچ کس نمیتواند چنین کارهایی را برای شما انجام دهد جز خودتان.« اگر وظیفه انجام چنین کارهایی را به فرد دیگری واگذار کنید به این معناست که خودتان و رابطه تان را در معرض نابودی قرار
دادهاید.
- اساس ازدواج فقط و فقط عشق است (عشق کافی است).
- یا برعکس عشق مال داستانهاست و در زندگی واقعی وجود ندارد.
- ازدواج راهی برای سعادتمند شدن است.
- ازدواج راهی برای تضمین زندگی فرزندان است (از دیدگاه والدین دختران و پسران جوان).
- ازدواج راهی برای پیشگیری از انحراف فرزندان است.
- ازدواج راهی برای فرار از مشکالت است.
- ازدواج راهی برای جلب رضایت والدین است.
- دوستی قبل از ازدواج، تضمین کننده یک ازدواج موفق است.
- حاال ازدواج میکنم و بعد »او« را تغییر میدهم.
- باید با کسی ازدواج کرد که از همه نظر کامل باشد.
- زن باید وارد یک زندگی کامل شود.
- مهم این است که جوان ازدواج کند، بقیه مسایل حل میشود.
- یک ازدواج هرچند ناموفق بهتر از تجرد است.
-کسی که به خانواده خود خیلی اهمیت میدهد پس حتماً در زندگی مشترک نیز موفق خواهد بود.
- ازدواج میکنم و بعد طالق میدهم )میگیرم(.
- اگر با فالنی ازدواج کنم خوشبختم، والغیر.
- ازدواج یعنی خوشبختی ورفاه.
- ازدواج یعنی اسارت.
- مهریه تعیین کننده موفقیت در ازدواج است.
- شاید اگر با دیگری ازدواج میکردم موفق تر بودم.
- زن و شوهر باید کامالً شبیه هم باشند.
- زن و شوهر باید همه مسایل خود به یکدیگر بگویند.
- زن و شوهر باید کامالً وقتشان را با هم بگذرانند.
- زن باید تابع و مطیع محض مرد باشد.
- زن باید همسرش را به همه خواستههایش برساند؛ شوهر باید همه مشکالت او را حل کند.
- به هیچکس نمیتوان اعتماد کرد. »مردها غیر قابل اعتمادند« یا »زنها فریبکارند«.
- چون خودم تصمیم گرفتم باید تا آخرش بروم؛ هر قولی که میدهی باید تا آخرش بایستی.
- زن و شوهر باید در همه مسائل اتفاق نظر داشته باشند. زن و شوهر باید تابع هم باشند. زن و شوهر باید همه فعالیت هایشان مشترک باشد.
- مرد باید جلوی زنش در بیاید. به زن نباید رو داد. نباید محبتت را نشان دهی. نباید طرف مقابلت بفهمد که دوستش داری چون آن وقت سوءاستفاده میکند.
- افرادی که طالق میگیرند حتماً افرادمشکل داری هستند. کسی که طالق میگیرد حتماً آدم بدی بوده است.
- والدین نباید در تصمیم ما دخالت کنند اما باید زندگی ما را تأمین کنند.
- هر نوع زندگی بهتر از طالق است.
- طالق یعنی بدبختی.
- رابطه جنسی همسران پدیدهای گناه آلود یا زشت است.
»موانع ازدواج دختران و پسران« از دید خود آنها چیست؟
مطالعات ملی نشان میدهد در حالی که »نداشتن ثبات شغلی«، پس از »بیکاری« از مشکالت و موانع اصلی ازدواج پسران از منظر کل جوانان است. »آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه« پس از »پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد« مهمترین مانع ازدواج دختران جوان به شمار میرود.کل جوانان »نبود حس مسئولیت پذیری در فرد« را مانع ازدواج برای دختران و »نداشتن توان مالی کافی« برای پسران میدانند و پس از آن پسران »پیدا نکردن فردی که به عنوان همسر دارای خصوصیات دلخواه باشد« را دارای اهمیت دانستهاند.
پس از این عامل در حالی که »عدم امکان تهیه مسکن مناسب« به عنوان یکی از مشکالت پسران برای ازدواج است »بی برنامه بودن در زندگی« برای دختران از مشکالت اصلی ازدواج مطرح میشود. »وجود مالکهای سختگیرانه خانواده در ازدواج« برای دختران، بیش از پسران تبدیل به مشکل شده است. در حالی که از منظر پسران جوان کشور، برای پسران »شروط دست و پا گیر خانواده دختر« در رتبه باالئی از موانع ازدواج قرار دارد. برای دختران »سختگیر بودن در انتخاب همسر« دررتبه باال قرار میگیرد.گفتنی است »نقص جسمانی« ، »عدم بلوغ شخصیتی کافی در فرد« و »ناتوانی والدین در راهنمایی برای ازدواج« در میان دختران در این سلسله مراتب دارای رتبه باالتری است. در حالی که »نداشتن کارت پایان خدمت وظیفه یا معافیت« برای پسران به عنوان مانع ازدواج مطرح است، دختران دارای مشکلی به نام » ناتوانی مالی والدین درتدارک ازدواج برای فرزندان« هستند و »فراهم نبودن جهیزیه« برای دختران مطرح میشود. این درشرایطی است که با وجود مانعی به نام »اولویت دادن به ادامه تحصیل« برای ازدواج دختران، پسران به ادامه تحصیل به عنوان مانعی برای ازدواج نگاه نمیکنند.
در حالی که از سوی جوانان »فراهم نبودن وسایل زندگی« مشکل پسران برای ازدواج است. و دختران «محدود بودن دایره انتخاب همسر» رامشکل خود میدانند. این تحقیق نشان می دهدکه دختران بیش ازپسران به »بلوغ شخصیتی کافی درفرد« برای ازدواج اهمیت میدهند.
فصل چهارم
روشهای تفحص برای انتخاب همسر
روشهای مطالعه برای انتخاب همسر به دو گروه تقسیم شده است:
روشهای غیرمستقیم
در ابتدا برای شناخت فرد مورد نظر باید از افرادی که با وی در تماس هستند اطالعات الزم کسب شود. منابع کسب اطالع به روش غیرمستقیم عبارت اند از:
- همسایگان
- خویشاوندان و دوستان خانواده
- همکاران پدر و مادر و سایر اقوام
- محل تحصیل و شغل
- همکلاسها و...
معموالً کسی که میخواهد ازدواج کند باید در اطراف و جوانب به تفحص و جستجو بپردازد و دربارهٔ خانواده و همکاران، همکالسیها و دوستان فرد تحقیق و بررسی کند و از بین افراد ذی صالح برای تکمیل اطالعات خود اقدام کند. برای انتخاب باید در زمینههای اجتماعی، فرهنگی، تحصیالت، وضعیت مالی، اخالق و سن و شغل اطلاعات الزم کسب شود و فرد از نظر تطبیق وضعیت طرف مقابل با شرایط خودش بررسیهای کافی به عمل آورد.
روشهای مستقیم
از طریق مشاهده گفت و شنود و پرسش، از او شناخت پیدا کنید.
خواستگاری در اتاق دونفره
۱۴ نمونه از مواردی که در جلسه خواستگاری، میتواند شما را در جهت کسب معرفت و سهولت سنجش و انعقاد تصمیم یاری دهد، بیان میکنیم.
- از تکرار مواردی که توسط خانوادهها بررسی شده، بپرهیزید؛ مگر آنکه نیاز به حلاجی جزئیات داشته باشد.
- صادق باشید.
- در طول جلسه متانت و حجب خود را حفظ کنید.
- خوب و کامل صحبت کنید و سعی کنید در مقابل، شنونده خوبی نیز باشید.
- هدف خود را از ازدواج، اعالم نمایید.
- در خصوص آنچه هستید )خصوصیات اخالقی(، قبل از اینکه از شما پرسیده شود، توضیح دهید.
- شما حق دارید آنچه از زندگی مشترکتان میخواهید، بهطور کامالً واضح مطرح کنید.
- مؤدبانه آرمانهای خود را اعالم کنید.
- عالیق مهم خود را بیان نمایید.
- سطح و شکل اعتقادات فرهنگی خود را مشخص کنید.
- در مورد اعتقادات مذهبی خود، سخن بگویید.
- توقعات مالی معقولتان را مطرح کنید.
- از ابراز توقعات عاطفیتان چشمپوشی نکنید.
- در مورد استقالل زندگی آتی و اقتدار مطلوبتان گفتگو کنید.
- اگر شرایط ویژه رفتاری، شغلی و ... مطلوب شماست؛ حتماً همینجا مطرح کنید.
- اگر با شرایط یا موارد خاصی، مخالفت یا کراهت جدی دارید، در همین مقطع اعالم کنید.
- تعصبات یکدیگر را بشناسید.
- در موارد ناهماهنگ، سعی کنید تا حدودی از تمایل و توانایی قابلیت تغییر یکدیگر در همان زمینه، مطلع شوید.
- بدانید تظاهر به آنچه نیستید، از پرخطرترین رفتارها در این جلسات است.
- از هیچ پرسش مهمّی که در ذهنتان نقش میبندد، صرف نظر نکنید.
- فراموش نکنید: اطالعات این گفتگو، روشنگر مسیر تصمیمگیری شما خواهد بود.
- عجله نکنید، و هیچگونه اعالم نظر قطعی اعم از مخالفت و یا موافقت کلی، در این جلسه نداشته باشید. به خودتان فرصت دهید و پس از تفکر تصمیم بگیرد.
- اگر الزم شد باز جلسات دیگری داشته باشید.
- در پایان جلسه، اگر هنوز دچار ابهام و تردید هستید و فکر میکنید قادر به رفع آن نمیباشید، در مورد مراجعه به روانشناسی، جهت مشاوره ازدواج، باهم تصمیم بگیرید.
- به خاطر داشته باشید که این حق اجتماعی و قانونی شماست که بدانید، بسنجید و تصمیم بگیرید.
ارتباط جنسی پیش از ازدواج
یک تحقیق جدید نشان داد که زوجهایی که برای برقراری رابطهجنسی تا زمان ازدواج خود صبر میکنند، بعدها رضایت ارتباطی و جنسی باالتری نسبت به آنهایی که نزدیکی جنسی را قبل از ازدواجشان تجربه میکنند، دارند.اطالعات مربوط به این تحقیق که در طول دو سال بر روی ۱۱۹۹ زوج متاهل انجام گرفت در مجله روانشناسی خانوادگی در ایاالت متحده امریکا به چاپ رسید. در این تحقیق، شرکت کنندگان عالوه بر سواالتی درمورد سطح رضایت و ارتباط به این سوال نیز پاسخ دادند: »ازچه زمان در این رابطه، ارتباط جنسی را آغاز کردید؟« محققان این تحقیق دریافتند که زوجهایی که تا زمان ازدواجشان برای ایجاد رابطه جنسی صبر کرده بودند، ۱۱ درصد ثبات ارتباطی، ۱۱ درصد رضایت ارتباطی، ۲۹ درصد کیفیت ارتباط جنسی و ۲۱ درصد گفتگو و ارتباط کالمی بهتر و باالتری را گزارش داده بودند.
یکی از محققین این مطالعه میگوید، «سعی ما این نیست که بگوییم هر زوجی که قبل از ازدواج نزدیکی جنسی برقرار میکنند، رابطهشان با شکست مواجه میشود. اما کامالً از نتیجه تحقیق مان مطمئن هستیم و میدانیم که این مسئله تغییر زیادی در ارتباط ایجاد میکند. کسانی که میخواهند صمیمیت شان را در رابطه بیشتر کنند حتماً باید این را در نظر داشته باشند.»
البته به گفته این محققان، بسیاری از جوانان تصور میکنند بدون داشتن تجربه جنسی با طرف مقابل، رسمی کردن رابطهشان ریسک بزرگی خواهد بود. یکی از این محققین میگوید، «نظرات مختلفی درمورد اینکه چه مدت تا نزدیک کردن رابطه دو طرف باید صبر شود یا اینکه اصالً انجام آن درست است یا نه وجود دارد. به همین دلیل ما تصمیم گرفتیم در این مورد تحقیق کنیم».
او میگوید تحقیق آنها توانسته است اطالعات الزم درمورد تاثیر زمان و تکرار نزدیکی جنسی بر رابطهها را فراهم آورد. به گفته این محقق، اگر رابطه جنسی قبل از تعهد و رسمی شدن رابطه ایجاد شود، میتواند موجب بروز سردرگمی و گرفتار شدن زودرس در رابطه شود. درحالیکه محدود کردن رابطه جنسی در ارتباط شفافیت بیشتری برای دو طرف میآورد.
جامعه شناسی که این تحقیق را مطالعه کرده بود، درمورد یافتههای آن این طور نظر میدهد:
«زوجهایی که ماه عسل را زود شروع میکنند (یعنی رابطهجنسی را قبل از ازدواج با هم تجربه میکنند) وقتی نوبت به کیفیاتی که موجب ثبات و قابل اتکا بودن ارتباط میشود میرسد، متوجه میشوند که ارتباطشان رشد نیافته است.»
اگر زوجی قبل از ازدواج، ارتباط جنسی را شروع کردند، بد نیست که دست نگه داشته و رابطه خود را ارزیابی کنند تا مطمئن شوند همه چیز متعادل و درست است. یک مسئله که باید حتماً ارزیابی کنند این است که این مسئله (ارتباط جنسی) تا چه میزان بر رابطه آنها غالب و چیره شده است. آیا به ارتباط کاملی و سایر فاکتورهای رابطه هم فضای پیشرفت داده شده است؟ آیا چیزی فراتر از جذابیت جنسی بین دو طرف وجود دارد؟ اگر زوجی واقعاً میخواهد ارتباط قوی و باثباتی داشته باشد، باید این سواالت را از خود بپرسند.رابطهجنسی اهمیت زیادی دارد اما دو نفر باید بتوانند با هم حرف بزنند، اهداف مشترکی در زندگی داشته باشند و بتوانند با موانع زندگی در کنار هم مقابله کنند، نه اینکه فقط تفریح و لذت را تجربه
کنند.
تأخیر سنی ازدواج در میان جوانان
مفهوم واقعی ازدواج ، پذیرش یک پایگاه جدید است. پایگاهی با مجموعه جدیدی از امتیازات و الزامات و نیز پذیرفته شدن از سوی افراد جامعه. این پذیرش از طریق نوعی تأیید اجتماعی به نام شعائر و مراسم ازدواج انجام میگیرد. در زمینه ازدواج با بهره گیری از تئوری گزینش معقوالنه میتوان اذعان داشت که افراد زمانی اقدام به ازدواج خواهند کرد که سودی در آن نهفته باشد یعنی بتوانند از طریق ازدواج پایگاه و منزلت اجتماعی خود را حفظ و یا ترقی دهند و زمانی که چنین موقعیتی پیش نیاید پدیدهای به نام تاخیر در سن ازدواج در جامعه پدیدار میشود. مرکز آمار ایران معتقد است که امروزه جوانان تمایل بیشتری به ادامه تحصیل در ردههای باالتری دارند. به این دلیل که در دورههای تحصیلی باالتر، ارزش فرصتهای از دست رفته برای جوانان بیشتر خواهد شد. بنابر این جوانان برای تثبیت موقعیت خویش، ادامه تحصیالت را بر ازدواج ترجیح خواهند داد.
تئوری بی سامانی اجتماعی رابرت . کی مرتن
بر اساس این تئوری که یکی از تئوریهای غالب در تحلیل مسائل اجتماعی است، ازدواج زمانی رخ میدهد که جامعه بتواند اهداف مشخص فرهنگی و راههای وصول به آنها را مشخص نماید تا جامعه در حالتی متعادل و منسجم حفظ شود و تداوم یابد. بر اساس این رهیافت، هر گاه وسایل و اهداف در یک گروه اجتماعی و یا بطور کلی تر در ساختار جامعه، هماهنگ باشند، مثال هر دو تعامل وسایل و اهداف سنتی را دنبال نمایند و یا هر دو عقالنی ـ حقوقی باشند آن جامعه دچار مشکل نخواهد بود ولی چنانچه اهداف ارزشی ویا عاطفی باشند ولی وسیله وصول به آنها عقالنی باشد دیگر با یک جامعه متعادل و هماهنگ روبرو نخواهیم بود، و همین امر دربارهٔ بسیاری از موضوعات من جمله پدیده تاخیر در سن ازدواج نیز میتواند اتفاق بیافتد. در حالیکه در شرایط کنونی جامعه ما که ازدواج به عنوان یک هدف ارزشی، عاطفی و یا حتی سنتی مطرح میشود، ولی راهها و امکانات رسیدن به آن کامال عقالنی است، این امر منجر به آشفتگی و بی سامانی در جامعه کنونی ایران گشته که آثار بسیار زیانباری را به دنبال دارد. بطوری که مساله افزایش سن ازدواج جوانان نیز حاصل این عدم هماهنگی است.
مک دونالد هیوول پژوهشی تحت عنوان »بررسی علل افزایش سن ازدواج « انجام داد. وی در مورد علل افزایش سن ازدواج چنین اظهار میکند: عوامل متعددی بر زمان ازدواج موثر هستند، یکی از مهمترین عوامل موثر، تحصیالت عالی زنان است،که با تاخیر ازدواج همبستگی نشان میدهد. دومین عامل اشتغال زنان میباشد. از عوامل دیگر، دشواری دسترسی به زوج مناسب است که در اثر پدیدهای به نام عدم تعادل جنسی در هنگام ازدواج ناشی میشود. عامل دیگر میزان آزادی در انتخاب همسر میباشد. ازدواجهای ترتیب داده شده نسبت به ازدواجهای آزاد در سنین پایین تری اتفاق میافتد. در ممالک غربی، تقریبا افراد آزادی کاملی در انتخاب شریک زندگی شان دارند. در کشورهای درحال توسعه، ازدواجهای ترتیب داده شده در سیستمهای خانواده هستهای(متشکل از پدر و مادر) احتماال کمتر از سیستمهای خانواده گسترده (متشکل از پدر و مادر و اقوام) است. این چنین ازدواجها (ترتیب داده شده) مسوولیت بزرگی برای خانواده محسوب میشود و توسط والدین یا خویشان یا دایهها صورت میگیرد لیشتر و سایرین نیز در بررسیهای خود نتیجه گرفتهاند که گرایش به سمت اهمیت ازدواج و
خانواده و نقشهای زنان در خانواده در زمان ازدواج موثر است. زنان جوانی که به ارزشهای سنتی کمتر معتقدند، بیشتر احتمال دارد که ازدواج را به خاطر تحصیالت باالتر یا وارد شدن به بازار کار به تاخیر بیندازند.
افزایش اعتیاد، فریبکاری و کالهبرداری و تجربیات تلخ دیگران در این موارد که هر روزه درصفحه حوادث روزنامهها منتشر میشودر کنار توسعه کمی شهرنشینی و افزایش جمعیت که آدمها را با هم بیگانه کرده است، موجب بیاعتمادی و حداقل دیراعتمادی افراد به یکدیگر میشود که نقطه عطف و حساس این مسأله در ازدواج و وصلت با دیگری خود را نشان میدهد. چه بسیار شکستهای عاطفی و زناشویی که به واسطه اعتماد کاذب و خوشبینانه به دیگری رخ میدهد که تنها گوشهای از آن ازطریق رسانهها منتشر میشود. بدیهی است هر قدر اعتماد میان افراد جامعه بیشتر باشد، ریسک ازدواج بالاتر میرود و افراد، محتاطتر از پیش اقدام به این کار میکنند. بر اساس گزارشها در ایران، هر چهار دقیقه یک طلاق اتفاق میافتد.
نتایج پژوهشها نشان داد که بین متغیرهای ادامه تحصیل، باال بودن انتظارات و سختگیری در انتخاب همسر، نداشتن شغل مناسب، فقر خانواده، موقعیت اجتماعی خانواده و وضع ظاهری با تاخیر در سن ازدواج جوانان رابطه معنی داری وجود دارد.
نگاهی به چرایی کوچکتر بودن زنان از شوهران
بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در یک جامعه صنعتی یا رو به صنعتی شدن و پویا، معیارها نیز در حال تغییر و دگرگونی است. تفاوت سنی در همه اعصار به گونهای بوده که نشان میدهد در تفاوت سنی زوجین، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر میرسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار میگیرد که در بیشتر موارد میان ۴ تا ۲۱ سال است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادی که به تفاوت سنی میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعهای که زنان دست به فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی مطالعاتی و سیاسی میزنند، از نظر تحصیالت ارتقاء پیدا میکنند و جایگاهها، موقعیتهایی برتر و یا همسان مردان به دست میآورند باعث میشود مقوله سن در ازدواج آنان نیز دچار تغییر شود. مثالً در جامعه امروز، بسیار دیده شده زنانی که از همسران خود بزرگتر هستند. فرهنگ سنتی ایران میگوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است. بنابراین اینگونه به نظر میرسد که اگر این ازدواجها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه میشود. جامعه شناسان دالیل گوناگونی را در این خصوص برمی شمارند. آنان معتقدند رشد علمی و فرهنگی زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و دیگر موفقیتهای اجتماعی در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج و بعد اقتصادی، از مهمترین عوامل چنین پیوندهای زناشویی است.
فصل پنجم
زندگی مشترک ناموفق
ممکن است که یک ازدواج موفق به یک زندگی مشترک ناموفق ختم شود، واین موضوع بستگی دارد که ازدواج موفق از دیدگاه طرفین چه تعریفی داشته و چگونه شکل گرفته است. اغلب ازدواجهای مبتنی بر عشق و بدون شناخت کافی از طرف مقابل شاید در اوایل، یک ازدواج موفق باشد اما همانطور که گفته شد، داشتن یک زندگی موفق را تضمین نمیکند و بحثها و بگومگوها و دعواها مدت کوتاهی پس از ازدواج آغاز میشود. از طرفی یک ازدواج موفق زمانی به یک زندگی موفق ختم میشود که زن و شوهر مهارت حل مساله و همدلی را بیاموزند و در زندگی مشترک آنها را به کار بگیرند. ما باید یاد بگیریم به مسایل از دیدگاه فرد مقابل نگاه کنیم، به احساسات و خواستههای طرف مقابل احترام بگذاریم، زمانی که عصبانی هستیم روی خواستههایمان پافشاری نکنیم، با بروز کوچکترین مشکلی یک گفت وگوی منطقی داشته باشیم، به جای شنیدن، مهارت گوش کردن را یاد بگیریم و در زندگی مشترکمان گذشت
کنیم و مسایل جزیی و پیش پاافتاده را به جنجال و کشمکش تبدیل نکنیم. شما همان زوج هائی هستیدکه قبل از ازدواج مرگ هم نمیتوانست شما را از یکدیگر جدا کند ولی بعد از ازدواج جزئیترین مسائل هم میتواند بین شما جدائی بیفکند.
عادت جای به عشق
بسیاری از افراد بر این باورند در طول زندگی مشترک عشق جای خود را به عادت میدهد. زن و شوهر باید هر چند وقت یکبار گردوخاک زندگی مشترک را بگیرند و با ایجاد تنوع، نگذارند عشق به عادت صرف تبدیل شود. البته عادتی که توأم با عشق باشد نشانهای از یک زندگی مشترک موفق است و نمیتوان از آن خرده گرفت و اصال اجتنابناپذیر است. زوجها هر از گاهی مانند دوران نامزدی رمانتیک باشند، باهم به گردش و تفریح و رستوران بروند، برای یکدیگر هدیه بخرند و خالصه برای معاشقه وقت بگذارند. همینطور توصیه دیگر به همه زوجها این است که مثال سالی دو هفته از هم دور شوند. به این ترتیب هم میزان عشق و دلبستگی طرف مقابل را بسنجند و هم مانع شوند تا عشق آنها به یک عادت صرف تبدیل شود. البته نباید فراموش کنیم که پایه یک ازدواج موفق شناخت و پایه یک زندگی موفق عشق، اعتماد، گذشت و صداقت است. درواقع یک زوج موفق خواستهها و انتظارات خود را به صراحت میگویند، استقالل و فردیت خود را در طول زندگی مشترک حفظ میکنند و به حریم خصوصی طرف مقابل احترام میگذارند، روشهای حل اختالف را میآموزند و به کار میگیرند و برای حفظ رابطه تالش میکنند و نمیگذارند عادت جایگزین عشق آنها شود.
حال اگر بنا به دالیلی به این نتیجه رسیدیم که ازدواج ناموفقی داشتهایم یا اینکه دیگر زندگی مشترک موفقی نداریم، در این شرایط مراجعه به یک مشاور خانواده میتواند راهگشا باشد، واین موضوع بستگی به افراد دارد. زوجهای موفق قبل از مراجعه به مشاور و بررسی مشکالت پیش آمده، به دادگاه نمیروند تا سند طالق را امضا کنند بلکه میکوشند تا مشکالت را به بهترین شکل ممکن حل کنند. البته مشاور به شرطی کمککننده است که طرفین خودشان بخواهند بحران را حل کنند و به تکنیکهای توصیه شده به خوبی عمل کنند. متاسفانه در کشور ما زن و شوهر زمانی به مشاور خانواده مراجعه میکنند که به بن بست رسیدهاند و به مشاور نیاز دارند تا حکم طالق آنها را تایید کند. در این شرایط کاری از دست بهترین و خبرهترین مشاور هم برنمیآید اما اگر زن و شوهر نه برای خراب کردن رابطه بلکه برای حفظ آن به مراکز مشاوره مراجعه کنند قطعا نتیجه خواهند گرفت و میتوانند ازدواج و زندگی موفقی داشته باشند.
مهارتهای الزم جهت ازدواج
زندگی مشترک افقی است روشن وجلوه گاهی زیبا برای تولدی دوباره؛ مشروط برآنکه وجوه ضروری این اشتراک، یعنی تواناییها و مهارتهای خاص و سازنده، در تفکر، بینش و عملکرد انسان رؤیت و مالحظه شود. زیرا این مهارتها و تواناییهای انسان است که در وقت لزوم، به یاری او میآید تا مشکالت، اختالفات ونقاط ضعف وکاستیهای زندگی مشترکش رابرطرف نماید. در هر حال الزم است افرادِ در شرف ازدواج و زوجهای جوان مطالبی را که معموال به عنوان عوامل آسیب رسان به رابطه همسران شناخته میشوند بشناسند و در مواردی که به استحکام روابط آنها کمک میکنند آموزش بینند. روان شناسی ازدواج در این مرحله آشنایی با تفاوتهای زن و مرد، روند حل مسأله، مواجهه با تغییرات اساسی، شیوه تعامالت مناسب را آموزش میدهد.
حال چنانچه زندگی مشترکی که براساس پیوندی مقدس از سوی زن و مرد، صورت پذیرفته، با عدم تواناییها و مهارتهای هر دو نفر و یا حتی یکی از آنها روبه رو شود، به طور مسلم، ادامه این زندگی با تلخ کامی، ناراحتی و تنش و رنجش همراه خواهد شد. بنابراین باید در نظر داشته باشیم بقا و تداوم و شیرینی یک زندگی مشترک، همیشه در گرو تواناییها و مهارتهای خاصی است که در حقیقت تضمین کنندهای قابل اطمینان برای خوشبختی زوجین به حساب میآیند. این مهارتها عبارتند از:
مهارت در خودآگاهی
آگاهی از خود و خصوصیات مختلف خود، به انسان کمک میکند با تواناییها و ضعفها و سایر خصوصیات خود آشنا شود. همچنین در صورت برخورد با طرف مقابل و تشکیل زندگی مشترک بهتر وعمیق تر با مسائل روبرو شود. این خودآگاهی به شخص نشان میدهد که چگونه میتواند احساسات خود را بشناسد، از وجود آنها آگاه شده و به وقت لزوم کنترلشان نماید تا منجر به هیچ گونه ناراحتی نگردد. خودآگاهی، موجب شناخت نیاز افراد و یافتن راه مناسب برای مواجهه با آنها میشود. همچنین اهداف زندگی را مشخص تر و واقع بینانه تر نشان میدهد و ارزش واقعی افراد و مسائل پیرامونشان را نمایان میسازد. خودآگاهی فرآیند سالم هویت یابی را برای انسان سهل تر مینماید، به زندگی او آرامش میدهد و احساس رضایت مندی اش را رونق میبخشد.
«خودآگاهی» شناخت و تنظیم احساسات، اهداف و برنامه زندگی، تفریحات و سرگرمیها، تواناییها، ضعفها، ارزشها، مسئولیتها، شناخت فرهنگ، مذهب، عالئق، آرزوها و استعدادها را به دنبال دارد. به جز موارد فوق، »خودآگاهی« تضمین کننده استحکام وجود فرد در هنگام بزرگسالی است و باعث پرورش روابط زن و شوهر در رویارویی با مشکالت و حل مناسب آنها میشود.
کشف و درک و شناخت مهارتها و تواناییهای خود، به این دلیل مهم است که فرد قبل از ازدواجش بداند چه هدفی دارد تا برای ازدواج خود براساس هدف اصلی زندگی اش، برنامه ریزی نماید. مثالً فردی که هدفش رسیدن به درجات عالیه کمال و معنویات است، اگر با کسی ازدواج کند که هدفش رسیدن به یک زندگی تجملی و سراسر مادیات است، به طور قطع پس از ازدواج، دچار مشکالت فراوانی در زندگی مشترک خواهد شد. امتیاز دیگری که میتوان برای خودآگاهی منظور نمود آن است که دلیلی قدرتمند برای شناخت و تشخیص تفاوتهای بین خود و دیگران است. در این میان باید گفت، شناخت تفاوتهای میان زن و مرد، یکی از مهمترین بخشهای مربوط به مهارت خودآگاهی است.
مهارت در همدلی با افراد
همدلی با افراد مهارت خاصی میخواهد. همدلی به برقراری ارتباط عمیق و صمیمی به انسانها کمک بسیاری میکند. گاهی اوقات افراد به اشتباه، تصور میکنند تفاهم به این معناست که ما با فرد مقابل، کامالً همفکر و هم عقیده باشیم، در حالی که باید گفت چنین تصوری از پایه و اساس اشتباه است، زیرا هیچ گاه نمیتوان دو انسان را یافت که به طور کامل شبیه یکدیگر باشند. اختالف و تفاوت در دیدگاهها، سلیقهها، آرزوها، عقاید و عالیق، همه و همه، امری طبیعی و کامالً عادی است. اما آنچه این اختلاف و تفاوت را میتواند برای ما، قابل درک و فهم سازد، همان «همدلی» است که به واسطه آن، میتوانیم بسیاری از مشکالت ارتباطی خود با دیگران، خاصه شریک زندگی مان، را برطرف سازیم.
اصول مهارت همدلی
به صحبتهای دیگران خوب گوش کنید
هنگامی که کسی صحبت میکند، کار دیگری انجام ندهید. خوب گوش کردن یا به عبارت دیگر، گوش کردن فعال، پایه و اساس هر نوع ارتباط سالمی است. نمیتوان هم کتاب خواند و هم به صحبتهای طرف مقابل گوش داد. چون بین شنیدن و گوش دادن، تفاوت زیادی وجود دارد. همچنین توجه کنید که هنگام صحبت کردن طرف مقابل، به صورت او نگاه کنید تا مطمئن باشد نسبت به صحبتهایش، هر چند معمولی و عادی، دقت، حرمت و حساسیت الزم را قائلید. حتی گاه با اظهار کلماتی چون بله! عجب! خوب! فهمیدم! پس این طور! به او نشان دهید که کاملا به صحبتهایش و آنچه که میگوید، توجه دارید و برای این توجه تمرکز کافی داشته باشید.
با احساس و عواطف طرف مقابل تان همراه و هماهنگ شوید
هنگام همدلی، سعی کنید طرف مقابل خود را درک کنید. آن هم به طور حقیقی و دور از هرگونه تظاهر و تصنعی ریاکارانه یا از روی اجبار! بلکه از روی عاطفه و احساس هماهنگ با طرف مقابل. مثالً هیچ وقت نمیتوان با فردی که با صدا و حالتی حزن آلود، دربارهٔ مسئله یا موضوع ناراحت کنندهای سخن میگوید، با لحنی شاد و سرشار از سرخوشی سخن گفت. البته عکس این مثال نیز صادق است.
به احساسات و هیجانهای طرف مقابل تان توجه داشته باشید
بیشتر اوقات، فردی که از شرایط و مسایل خود، سخن میگوید و به شرح مشکالت یا درد دلهایش میپردازد، قبل از آن که به دنبال راه چاره یا پند و اندرز و یا راهنمایی باشد، نیاز دارد تا مخاطب او، متوجه احساس و حالت و هیجان او شود و موقعیتهای احساسی او را درک کند. شما باید با توجهی که نسبت به احساس و هیجان او میکنید، این خواسته را برای وی به اثبات برسانید.
خود را به جای طرف مقابل بگذارید
تنها در این صورت است که میتوانید از دریچه چشم وی، به مشکالت نگاه کنید و احساسات و موقعیتش را دریابید تا بتوانید همدلی الزم را دربارهاش داشته باشید.
در همدلی با طرف مقابل، از جملههای قاطع استفاده نکنید
معموالً شدت ناراحتی و هیجان در فرد نیازمند به همدلی، به حدی است که موجبات آزردگی و آسیب پذیری را در او، مستعد میسازد. بنابراین باید مراقب بود تا با چنین فردی، با کلمهها و جملههای قاطع و بُرنده، صحبت نکنیم. چه بسا که در تشخیص احساس و معانی سخنان وی اشتباه کرده باشیم آن وقت به دلیل قطعیت نظر و صحبتی که داشتهایم، نه تنها همراه و همدل او نبودهایم، بلکه به نوعی وی را آزرده خاطر و منزجر نیز کردهایم.
مهارت حل اختلاف
این مهارت نیز، همانند بقیه مهارتها، برای ازدواج وتشکیل زندگی مشترک واصوالًبرقراری ارتباط درست بادیگران ضروری و واجب است. آنچه مسلم است، بروز اختالف و تفاوت بین افراد، امری کاملا عادی و طبیعی است. ولی مهمتر و طبیعی تر آن است که نسبت به حل این اختالفات، اشراف داشته باشیم و بتوانیم اختالف یا سوء تفاهمات خود یا دیگران را به گونهای حل کنیم که رضایت همه فراهم آید، و این رضایت حاصل نخواهد شد مگر با کسب مهارت در حل اختلافات.
اصول مهارت حل اختلاف
- صحبت کنید، اما بدون پرخاش و توهین و تندی حل اختالف، در زمان عصبانیت، حاصلی جز تخریب بیشتر نخواهد داشت. پس بهتر آن است که همیشه بعد از آرام شدن محیط و افراد، اقدام شود.
- منفی سخن نگویید اگر برای پیوند، قدم جلو میگذاریم، باید دقت کنیم از به کار بردن سخنان نومید کننده و تحریک کننده و در مجموع منفی، خودداری نمائیم.
- در اولین قدم اختالف، آن را حل کنید. به محض احساس اختالف یا سوء تفاهم، درصدد حل آن برآیید. چون با گذشت زمان، تبدیل به کینه و رنجش میشود. به خاطر داشته باشید صحبت و بازگو کردن ناراحتیها و سوءتفاهمات، کمک مؤثری برای رهایی از غم و اندوه است و حل اختالفات را نیز سهل تر مینماید.
- از طرف مقابل خود، یا طرفین اختالف، درخواست کنید تا خیلی سریع، وقت مناسبی را با هماهنگی یکدیگر، برای حل اختالف، اختصاص دهند.
- احساس شرم و گناه و خجالت را برای طرف مقابل به وجود نیاورید. چنانچه با طرف مقابل خود، دچار مشکلی شدهاید یا برای حل اختالف دیگران، میخواهید اقدام نمائید، هرگز نباید به گونهای صحبت کنید که دیگری یا دیگران را دچار احساس خجالت، گناه یا شرمندگی کنید. طعنه وکنایه را نیز باید از لحن و کالمتان حذف نمایید.
- نظر و عقیده خود را بیان کنید ناراحتی خود را عنوان کنید و دربارهاش سخن بگویید بدون آن که قضاوت یا سرزنش کنید و حکمی صادر نمایید.
- دیگری یا دیگران نیز حق دارند به طرف مقابل خود یا دیگرانی که با یکدیگر دچار اختالف شدهاند، اجازه کافی بدهید تا از ناراحتیها و مشکالتشان صحبت کنند. تخلیه روانی، فرد را برای طرح یا پذیرش مسائل متفاوت و سپس حل مشکلات، آماده تر مینماید.
- عذرخواهی مشکل نیست در زمان حل اختالف، چنانچه فرد متوجه اشتباه خود بشود، بهتر است فوری با یک جمله که حاکی از ندامت و عذرخواهی اوست مسئله را ختم به خیر کند. «عذرخواهی» نه تنها فرد را کوچک نمیکند، بلکه دیگران را متوجه انعطاف و دقت نظر او نیز میسازد. حال چنانچه لزومی به عذرخواهی هیچ کسی مشاهده نشد، توافق و به قول معروف، کنار آمدن با هم، مسیری تازه برای رفع سوء تفاهمات و برقراری ارتباطات جدید خواهد بود.
- هربار، فقط یک موضوع را مطرح کنید برای هر مشکل، یک جلسه مشخص را اختصاص دهید. چرا که در صورت صحبت و طرح همه ناراحتیها و مشکالت در یک جلسه، نه تنها راه حلی حاصل نخواهد شد، بلکه به لحاظ یادآوری و تداعی یا درهم پیچیدگی ناراحتیها، دامنه اختالفات وسعت بیشتری خواهد گرفت. لازم به یادآوری است که مهارت حل اختالف، در روابط خانوادگی، خاصه ارتباط میان زنها و شوهرها، اهمیت بسیاری دارد. ضمناً باید در نظر داشت که در این روابط، حفظ احترام ادب و حرمت و همکاری و تعادل، برای همگان امری الزم و واجب است.
مهارت تصمیم گیری
تصمیم گیری نیاز به مهارت دارد. انسانها به صورتهای مختلفی تصمیم گیری میکنند، خواه این تصمیم دربارهٔ معاملهای باشد یا اشتغال به کاری یا انجام عملی یا ازدواجی.
انواع تصمیم گیری
- تصمیم گیری احساسی؛ که تصمیم براساس یک احساس خاص )عشق ،خشم،کینه، حسادت وکمک و...( گرفته میشود.
- تصمیم گیری اجتنابی؛ تصمیمی که فرد به دلیل ترس و نگرانی که دارد، سعی میکند تا آنجا که میتواند آن را به تعویق اندازد. این گونه اتخاذ تصمیم، امکان آن را به وجود میآورد که فرد، فرصتهای مناسب زندگی خویش را از دست بدهد.
- تصمیم گیری اخالقی؛ تصمیمی است که فرد، برای انجام آن به دالیل اخالقی تکیه میکند. مثلا ادامه دادن به یک زندگی مشترک مملو از تنش و پر تشنج، به دلیل وجود فرزند.
- تصمیم گیری تکانشی؛ این نوع تصمیم گیری، بسیار سریع و بدون توجه به عاقبت کار، یا ارزیابی و توجه به موقعیتها و شرایط صورت میگیرد. مثالً فردی، فرد مقابل خود را برای کاری که در نظر دارد ترغیب به عجله میکند و قدرت تفکر در مورد یک عمل درست را از او میگیرد.
- تصمیم گیری مطیعانه؛ سبک تصمیم گیری مطیعانه، میتواند صدمه زیادی به موضوع تصمیم و یا به عنوان مثال، به ازدواج فرد، وارد کند. در تصمیم گیری مطیعانه، دیگران برای یک یا دو نفر یا موضوعی، تصمیم میگیرند بدون آن که فرد یا افراد یا موضوعی که تصمیم بر روی آن اجرا میشود، نقشی در این تصمیم گیری داشته باشند. نمونه این تصمیم گیری را میتوان در ازدواجهای سنتی مشاهده کرد.
- تصمیم گیری عقالنی؛ سالمترین تصمیمها، تصمیمی است که براساس تفکر، بررسی و مطالعه، ارزیابی و تحقیق صورت بگیرد. تصمیم گیری عقالنی، براساس واقعیات است و معموالً خطا و اشتباه در آن به ندرت دیده میشود.
اصول تصمیم گیری عقلانی
تصمیم گیری عقالنی نیز مانند بقیه مهارتها، دارای اصول مهارتی است که به ترتیب ذیل است:
- مواجه شدن با یک تصمیم؛ زمانی است که فرد متوجه میشود در باره موضوعی باید تصمیم بگیرد. بنابراین روی آن موضوع تمرکز کرده و ضمن روشن کردن موضوع تصمیم، اطالعات مورد نیاز را جمع آوری مینماید.
- حق انتخاب و بررسی مورد تصمیم بر اساس اطالعات: با راه حلها و اطالعاتی که فرد به دست آورده، این حق را مییابد تا تصمیمی درست برای انتخاب، ازدواج یا انجام کار مورد نظرش بگیرد.
- ارزیابی پیامدهای پیش بینی شده حق انتخاب: فرد پیامدهای متفاوت از انتخابها را مورد بررسی و ارزیابی قرار میدهد تا معقولترین آنها را انتخاب کند.
- تعهد به تصمیم: نسبت به تصمیمی که گرفته میشود باید پایبند بود و به آن اعتقاد داشت.
- برنامه ریزی برای انجام تصمیم: حتی تصمیم عقالنی نیز نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.
- اجرا یا انجام تصمیم: در این مرحله، فرد به صورت عملی وارد مراحل برنامه ریزی شده میگردد. مثالً تصمیم به ازدواج که مراحلی همچون خواستگاری، نامزدی، خرید وغیره دارد.
- ارزیابی پیامدهای واقعی اجرا یا انجام تصمیم: فرد به بررسی و ارزیابی تصمیمی میپردازد که یا ناموفق بوده یا آن موفقیت الزمی را که فکر میکرده نداشته است. در اینجا فرد مراحلی را که از سر گذرانده، مورد بررسی قرار میدهد تا برای برنامه آینده اش، شروع به برنامه ریزی کند.
فصل ششم
استرس
با توجه به زندگی ماشینی و توسعه و پیشرفت ثانیهای آن در جامعه امروزی، وجود استرس، تبدیل به معضلی اجتناب ناپذیر گردیده است. یادآوری این نکته که فشار باالی روانی ناشی از این زندگی ماشینی، همواره روی انسان اثر منفی میگذارد و عواطف و احساسات او را به صورت جدی جریحه دار کرده و مانعی نامرئی برای کنترل اختیارش به دست خویش میشود. هدف اصلی این مطلب را به بحث پیرامون «استرس مثبت» یا استرس ناشی از رویدادهای شادی آور نظیر ازدواج اختصاص داده، ضمن آن که به شرح عناوینی مشخص از استرس پرداخته و در ادامه، راههای مقابله با این استرسها را عنوان خواهیم نمود.
استرس یعنی چه؟ هنگامی که فرد نتواند فشار روانی را که بر او واقع گردیده است تحمل نماید، دچار استرس یا تنش میشود.به عبارتی علمی تر، استرس، یعنی دوباره سازگار شدن فرد با شرایط و موقعیتهای جدید. هرجا که تغییری در زندگی روی دهد، ما با یک استرس رو به رو میشویم. ترس از عدم توانایی در تحمل شرایط پیش آمده، اضطراب و نگرانی را در وجود انسان شعله ور میسازد. به طور کلی میتوان گفت که اضطراب و نگرانی یک حس و حالت روحی ناخوشایند از نگرانی و تردید است که برای مدتی تعادل و ثبات روانی فرد را برهم میزند. استرس یا هیجان و دلهره، در تمامی حاالت زندگی و البته باتوجه به ظرفیت و توان تحمل افراد ممکن است به وجود آید.
افراد مبتال به استرس چگونهاند
افراد مبتال به استرس، به نظم بیش از حد، سخت کوشی و جدی بودن، بسیار پایبندند. اگر قراری داشته باشند، زودتر از طرف مقابل، در محل مورد نظر حاضر خواهند شد. اگر قرار باشد کاری انجام دهند، با بی قراری به استقبال آن کار میروند. غذا را سریع تناول میکنند. در رانندگی، صحبت کردن، راه رفتن و در مجموع انجام کارهای روزانه، بسیار عجله دارند. به زبانی، افراد مبتال به استرس، بسیار عجول و بی طاقت و نگران عمل میکنند.
نقش خانواده در تولید و ریشه استرس
تظاهر استرس، یا هیجانات باال میتواند مربوط به زمانی باشد که فرد، دوران کودکی اش را طی میکرده است، چرا که شکل گیری و قوام شخصیت کودک به طور معمول، در چهار سال اولیه زندگی صورت میپذیرد. چنانچه در میان این چهار سال، کودک را به لحاظ شیطنتهای کودکانهای که دارد، سرکوب نماییم و ترس را به او بشناسانیم و یا تنبیه مداومی را دربارهاش به کار ببندیم، کودک را در ضمیر ناخودآگاهش، دچار استرس ذخیره شده و پایداری کردهایم. همچنین، مشاجرههای خانوادگی و اوضاع نابسامان و نامطلوب اقتصادی و تزلزل موجود در خانواده نیز از دیگر عواملی هستند که کودک را دچار استرس پایدار خواهند نمود. البته هجوم ناراحتیها، مسئولیتها و معضالت گوناگون در سنین بالاتر را نیز به عنوان عوامل دیگر استرس زا، نباید از یاد برد.
انواع استرس
استرسهای موجود در زندگی افراد بسیار گوناگون و متنوع اند؛ بدین لحاظ میتوان آنها را در یک طبقه بندی شدید تا خرد (کوچک)، مورد بررسی قرار داد؛
استرسهای فاجعه آمیز یا شدید
شامل حوادث و فجایعی همچون؛ جنگ، آتش سوزی، زلزله، تصادفات، سیل و اتفاقات و پدیدههایی از این دست که موجب تغییرات و دگرگونیهای بسیار شدید در زندگی فرد میشود. زمان ناراحتی، این نوع استرسها میتواند تا مدتهای مدید، ادامه داشته باشد.
استرسهای عادی زندگی
این نوع استرس، به طور معمول در زندگی همه افراد، رخ میدهد، مانندازدواج، تولد نوزاد، اشتغال، از دست دادن عزیزان، مشکالت مالی، بیماری، امتحان و کنکور و استخدام و... البته این دسته از استرسها، اگرچه عظمت و شدت استرسهای نوع اول را ندارند، اما بسیار بیشتر و تکراری تر اتفاق میافتند.
استرسهای خُرد (کوچک)
همان طور که از عنوان این نوع استرس مشخص است شدت آنها میتواند بسیار کم و کوچک باشد، اما بروز و به وقوع پیوستن شان بسیار شایع و دایمی و فراوان است، مانند دیر رسیدن برای انجام کاری، معطلی و انتظار در صفهای مختلف، تحمل صداهای مزاحم )آلودگی صوتی(، نبود محیط مناسب برای تمرکز فکر یا درس خواندن و انجام تکالیف درسی، سرد و گرم بودن کالس درس و... اگرچه استرسهای خرد، استرسهای معمول و ظاهراً قابل توجهی نیستند، اما از آنجا که تکرار و تحملشان دایمی میتواند باشد، قطعاً باعث تخریب روحی و بروز مشکالت زیادی در زندگی افراد خواهند شد.
تقسیم استرس براساس کیفیت
استرسهای منفی
این استرسها، حوادث و رخدادهای ناخوشایندی هستند که موجبات ناراحتی افراد را با درجات متفاوت، به وجود میآورند. مانند از دست دادن عزیزان یا مشکالت خانوادگی و طالق و بیماری و...
استرسهای مثبت
این نوع استرس، در اثر اتفاقات و رویدادهایی رخ میدهد که خوشایند و شادی آور و مثبت، تلقی میگردند. مانند تولد فرزند، ازدواج ، قبولی در کنکور و استخدام، خرید خانه، ازدواج نزدیکان فرد و موارد مشابه.
استرس در ازدواج
شاید یکی از بهترین تجارب به دست آمده در زندگی انسان، تجربه ازدواج باشد. ازدواج یکی از استرسهای معمول و قابل تحمل در زندگی است. ازدواج از این نظر استرس محسوب میشود که موجب به وجود آمدن تغییر و تحول در زندگی دخترو پسر، میشود. به گونهای دیگر، دختری که تا قبل از ازدواج، فقط به تحصیل یا اشتغال در خارج یا داخل خانه مشغول بوده است و همه انتظار و توقع بسیار عادی از او میداشتند، ناگهان بعد از رخدادهایی چون ازدواج، میباید وقت خود را به کارهایی به جز همیشه اختصاص دهد؛ یعنی یک فعالیت چشمگیر اجتماعی. مضافاً بر این که به وظایف همسرداری بپردازد و کارهای دوران تجردش را محدود سازد. همین طور دربارهٔ پسری که تا قبل از ازدواج، تحصیل یا کار میکرده و درآمدی برای مخارج یک نفر داشته، بعد از ازدواج باید متحمل هزینههای مسکن و مخارج خانه و خانواده و دهها خرج غیرقابل پیش بینی شود و بیشتر اوقاتش را در کنار خانواده بگذراند و از معاشرتها و دوستیهای زمان تجرد، فاصله بگیرد و چه بسا برای تأمین زندگی به شغل دوم روی بیاورد. بدین ترتیب بسیار طبیعی است که تغییر و تحوالت موجود، موجب بروز استرس شده و تعادل و
ثبات روانی و جسمی فرد را برهم زند. کسانی که تصورشان از ازدواج فقط یک رویای شیرین، یا یک رویداد بدون استرس و ناراحتی است، ممکن است در برابر چنین تنگناهایی، متعجب شده و آنها را دور از ذهن دانسته و فشار ناشی از این ناراحتیها را ناشی از وجود و ورود همسرشان به زندگی به ظاهر آرام او، فرض کنند که بدیهی است در صورت چنین تفکری، سوءتفاهمات و اختالفات و ناراحتیهای قابل توجه و چه بسا غیرقابل جبرانی به وقوع خواهند پیوست.
نگرانیهای سقف مشترک
در کشور ما و خاصه مناطقی از آن که بسیار سنتی به ازدواج و حواشی آن نگریسته میشود، در سه مرحله، استرس زیادی بر عروس و داماد تحمیل میشود:
خواستگاری و گرفتن تصمیم ازدواج
این مرحله استرسهای متعددی دارد که بیشتر مربوط است به پذیرفته شدن از طرف نفر مقابل و خانواده وی، مراسم خواستگاری، آغاز آشنایی، مالکهای این ازدواج، تصمیم گیری، امکان اشتباه، صداقت طرفین، شرط و شروطها، تناسب و هماهنگیها، فرهنگ طرفین و خانواده هایشان. همچنین قرار گرفتن دختر و پسر مقابل هم برای گفت وگو و تشریح مالک هایشان. گاهی استرس ناشی از این موارد، به حدی سنگین است که یکی از طرفین ممکن است از بطور کلی منصرف شود.
جشن ازدواج و مراسم مرتبط با آن
در صورتی که مراسم خواستگاری با موفقیت انجام شود و پسر و دختر آمادگی شان را برای تشکیل یک زندگی مشترک اعالم نمایند، نوبت به مراسم مرتبط با عقد و ازدواج، از قبیل مهریه و مخارج عقد و عروسی میرسد که اگر نامعقول مطرح شوند، چه بسا موجب منتفی شدن مسأله گردند. استرس این قسمت از کار نیز بسیار زیاد و آزاردهنده میباشد. حال چنانچه دختر و پسر و خانواده هایشان به توافق دست یافته و عقد صورت گیرد، آن هم با این قرار که طرفین فوری وارد زندگی مشترک نشوند نیز، استرسهای خاص خود را دارد. به عنوان مثال، نحوه ارتباط عروس و داماد، که ظاهراً نه صورتی از تجرد دارند و نه صورتی از تأهل با توجه به فرهنگ خانوادهها. انتظارات به وجود آمده بین طرفین، همین طور تهیه مسکن، تهیه جهیزیه، تفاوتهای سلیقهای و فرهنگی طرفین و موارد ناشی از آنها. برگزاری مراسم جشن عروسی نیز استرسهای زیادی را برای عروس و داماد و خانوادههای آنان به همراه دارد که ممکن
است در برخی مواقع، منجر به سوءتفاهم و قضاوتهای غیرمنطقی شده و طرف مقابل را به قصور و کوتاهی در اعمال و برخورد و... متهم کردن، بینجامد.
چنانچه تمایل و اشتیاقی به زندگی داریم باید بپذیریم که زندگی، خاصه زندگی مشترک که مورد بحث ماست، یعنی قبول یک سری بایدها و نبایدها و قوانین. بایدها و نبایدهایی که فقط با مقداری امید، عالقه، خوش بینی و گذشت و ارادهای راسخ، تبدیل به مواردی مطبوع و قابل تحمل شده، تا جایی که ورود هرگونه استرس منفی و مثبت کوچک و بزرگی را به زندگی ما ممنوع میسازند.
یک سقف مشترک
مهمترین و اساسیترین مرحله استرس آور، همین مرحله است که معموالً نسبت به آن توجه چندانی صورت نمیگیرد، چرا که بسیاری بر این باورند که آشناییهای زمان نامزدی و دوران عقد، برای شناخت دو طرف کافی بوده است. در حالی که موضوع کامالً خالف این فکر است، چرا که تا قبل از شروع زندگی زیر یک سقف مشترک، معاشرتها، حول محور مسائلی تقریباً عادی نظیر، گردش و تفریح و گفت وگوهای نه چندان جدی صورت میگرفته، در حالی که با رفتن زیر یک سقف مشترک، تفاوتها و شباهتها، به واقعیترین شکل ممکن نشان داده میشوند. نوع ارتباط زن و شوهر، پس از ازدواج، با خانواده هایشان نیز حائز اهمیت است. این که مرز و حریم مشخصی وجود داشته باشد که نه صمیمیت قبل از ازدواج دختر و پسر با خانواده هایشان را به خطر اندازد و نه آن که خانوادهها را تشویق به تعیین تکلیف و دخالت در زندگی آنها کند.
مقابله با استرسهای ناشی ازتشکیل خانواده
وقتی صحبت از مقابله با استرس به میان میآید، یعنی به کار بستن یک سری تمهیدات، فعالیتها و اقداماتی که فرد به واسطه آنها، استرسهایش را تا سرحد ممکن کاهش داده یا با آن، راه سازگاری پیش بگیرد. مقابله با استرسها، انواع متفاوتی دارد وهریک از این مقابلهها شامل موارد سالم و ناسالم است. مقابله با استرس دو نوع است:
مقابلههای سالم عملی
تصمیم جدی برای عمل به یک کار مفید، انجام فعالیتی خاص، راهنمایی گرفتن، مشورت کردن، برنامه ریزی در زندگی، جمع آوری اطالعات در زمینههای مورد نیاز، مطالعه کردن، استفاده از روش حل مسئله، فکر کردن، سنجیدن، ارزیابی و نقد موقعیت، درجه بندی مشکالت، زمان بندی فعالیتها و درخواست کمک از دیگران.
مقابلههای ناسالم
سرقت، فرار از منزل، توسل به زور و تهدید و استفاده از آنها، خشونت و پرخاش، بزهکاری، استفاده از نیرنگ و حیله برای رسیدن به هدف، بی بندوباری.
هیجان مدار سالم
تخلیه احساسات (گریه کردن و بیان خشم)، گفت وگوی درونی مانند دلداری و آوردن استدالل و منطق برای خود، توجه به افکار خوب و خوشایند (مثبت اندیشی)، صبر و طاقت، بیان کردن مشکلات با دوستان و آشنایان.
هیجان مدار ناسالم
اعتیاد و پناه بردن به آن، بدگویی، خشونت و پرخاشگری، تخریب اموال دیگران، شکستن و پرتاب اشیاء، انجام رفتارهای ناگهانی و بعد پشیمانی، درماندگی و نومیدی، دست کشیدن از تالش و کوشش، خواب و رویا را انتخاب کردن، پناه بردن به خرافات و فال و فالگیری. همیشه این خود ما هستیم که میتوانیم به بهترین نحو ممکن و با استفاده از موارد مفیدی که در بخش مربوط به مقابلههای سالم )عملی و ذهنی( عنوان شد، در جهت دور کردن یا از بین بردن استرسها در زندگی مشترکمان، تالش کنیم. البته همان طور که عنوان شد، کمک، راهنمایی و استفاده از وجود دیگران، در توفیق یافتن ما علیه استرس بسیار مؤثر خواهد بود. به خاطر بسپاریم همیشه برای مواجهه یا از بین بردن مشکالت و ناراحتیها، قدم اول تعلق به خود ما دارد، چرا که ما برای زندگی خود و فرد مقابلمان است که قدم اول تا قدم آخر را برمی داریم. قدمهایی که در هر فاصله شان، ممکن است به دهها مشکل دیگر بربخوریم، مشکالتی که زمینه ساز انواع و اقسام فشارهای روحی و روانی اند، فشارهایی که برای رسیدن به اصل زندگی و شیرینیهای موجود در آن و نیز تکامل و آب دیده شدن افراد، همیشه اجتناب ناپذیر بوده و خواهند بود.
فصل هفتم
خواستگاری احترام به جنس مؤنث
تاریخچه خواستگاری به قبل از میالد مسیح برمی گردد. خواستگاری از طرف مردان انجام میشده است. به عبارت دیگر مرد به خواستگاری زن میرود، و این امر به خاطر تفاوتهای روان شناختی زن و مرد است، خواستگاری در درجه اول احترام و اکرام به جنس مؤنث است. در اینجا نکتهای قابل ذکر است و آن این که، هر ازدواجی علیرغم تمامی دقتهایی که برای آن به عمل آید و با رعایت کلیه مالکها و معیارهای گفته شده، باز هم حدود بیست درصد ریسک دارد. و این ریسک به خاطر جنبههای ناشناخته آن است یا پیش بینیهایی که به وقوع پیوسته است یا خالف تصور بوده است و به خاطر مسائلی بوده که قبل از ازدواج سؤال و مطرح نشدهاند و یا اگر پرسیده شدهاند جواب صحیحی برای آنها دریافت نکردهاند. بنابراین رعایت کردن معیارهای ازدواج، تضمین صد در صد برای ازدواج موفق را همراه ندارد ولی در بسیاری از مواقع از به وجود آمدن مشکالت پس از ازدواج جلوگیری میکند و از تنشها و ناراحتیهای درون خانوادگی پس از ازدواج میکاهد.
چه عواملی تأثیر منفی بر ازدواج میگذارند؟
عوامل موفقیت ازدواج
عوامل زیر در عدم موفقیت ازدواج تأثیرات اساسی دارند:
عدم تناسب فرهنگی، اجتماعی، شخصیتی و اقتصادی
عدم آشنایی زوجها با برقراری ارتباط مناسب و تعامالت سازنده:
زوجهایی که روابط متعادل تری برقرار میکنند، معموال موفق تر هستند. زوجهای ناموفق افرادی بودهاند که یک یا هر دو آنها توان برقراری رابطه مثبت را نداشتهاند یا بیش از حد به این روابط بها دادهاند، بطوری که به نوعی وابستگی کشانده شدهاند. به عبارتی به همان اندازه که سردی در روابط عمدتا مشکل آفرین است، عالقمندی مفرط و خارج از حد که به صورت وابستگی و چسبندگی ظاهر میشود مشکل آفرین خواهد بود.
عدم آشنایی زوجها با فرآیندهای حل مسأله و مواجهه با تغییرات اساسی زندگی:
با توجه به اینکه هر فردی در طول زندگی خود با مسائل و مشکالتی مواجه میشود، برای حل این مسائل فنونی را بکار میبرد. برخی از این فنون منفی و برخی دیگر مثبت هستند. هر چه زوجها توان حل مشکالت را به شیوه مثبت داشته باشند و مثال بجای قهر، داد و بیداد و غیره که شیوههای منفی هستند، به شیوه مؤثرتری مثل بحث و گفتگوی آرام و ... مسائل ما بین خود را حل و فصل کنند، موفقتر خواهند بود.
ازدواج قبل از ۱۱ سالگی و یا پس از ۹۱ سالگی
زوجین بعد از یک اتفاق یا حادثه ناراحت کننده ازدواج کرده باشند. یک یا هر دو شریک زندگی در صدد فاصله گرفتن از خانواده اصلی خود باشند، یا یکی یا هر دو
آنها به خانواده خود وابسته باشند. زوجین دارای منظومهای از برادران و خواهران ناسازگار باشند. زوجین در محلی بسیار نزدیک یا بسیار دور از هر یک از خانوادههای اصلی خود سکونت داشته باشند. زوجین از نظر مالی ، فیزیکی و یا عاطفی به خانواده خود وابسته باشند. زوجین قبل از یک دوره آشنایی ۶ ماهه و یا پس از دوره نامزدی سه ساله ازدواج کرده باشند. جشن ازدواج بدون حضور اعضاء خانواده یا دوستان برگزار شده باشد. زن پیش از، یا در طول اولین سال ازدواج باردار شده باشد. هر یک از زوجین با برادران، خواهران و یا والدین خود رابطه ضعیفی داشته باشد. هر یک از زوجین دوران کودکی یا نوجوانی خود را دوران ناخوشایند تلقی میکنند. الگوها در هر یک از خانوادههای زوجین بیثبات باشد.
آزمایشات قبل از ازدواج
برای کسب اطمینان از سالمت زوجین، انجام آزمایشها قبل از ازدواج ضروری است. البته توجه به چند نکته حائزاهمیت است،گرچه فعالجنبه قانونی ندارد لیکن توصیه میکنیم قبل از بارداری با مراجعه به مرکز تحقیقات بهداشت باروری به این موارد توجه فرمائید. درموارد زیرمشاوره با متخصصین ژنتیک جهت جلوگیری ازتولد نوزادغیرطبیعی توصیه میشود:
• ازدواج فامیلی، درصورت فقدان بیماری ارثی درهرکدام ا زخانواده طرفین، منعی برای ازدواج وجود ندارد ولی ا ین امر بایدبه تایید مشاوره ژنتیک برسد .
• سابقه فرزند غیرطبیعی درخود یا بستگان نزدیک
• ازدواج زن درسنین باالتر از ۹۹ سال
• به خانمها یی که تاکنون به بیماری سرخجه مبتالنشدهاند توصیه میکنیم که واکسن سرخجه راتلقیح نموده وتامدت ۹ ماه اززمان تزریق واکسن باردارنشوند.
• درصورتی که RH خون خانمی منفی است حتما به RH خون همسر توجه شود تا در صورت مثبت بودن بارداری اقدامات الزم صورت پذیرد.
• تزریق واکسن کزاز
• بررسی مصونیت آبله مرغان
• بررسی مصونیت وسابقه ابتالبه هپاتیت
• بررسی HIV
• چنانچه پس از ازدواج، نوزاد غیر طبیعی متولد شود قبل ازاقدام به حاملگی بعدی بایستی مشاوره ژنتیک صورت گیرد .
• درصورت وجودسابقه سقطهای مکرر (بدون فرزند طبیعی و زنده)
سخنی با خانوادهها
بعضی از خانوادهها مقیدند بالفاصله پس از یک جلسه خواستگاری، تکلیف دختر و پسر مورد نظرشان مشخص شود و موافق نیستند خواستگاری به چندین جلسه موکول شود. به این دسته خانوادهها متذکر میشویم انتخاب همسر و ازدواج نیاز به مطالعه و شناخت دارد و این شناخت در یک جلسه خواستگاری مثلا یک ساعته مقدور نیست. بنابراین اگر دختر و پسر به قصد ازدواج میخواهند با یکدیگر صحبت بیشتری داشته باشند، خانوادهها باید در این مورد قدری انعطاف به خرج دهند: شناخت الزمه زندگی است.
نگرانی این نوع خانوادهها به خاطر قضاوت مردم و آشنایان است در صورتی که مردم، آشنایان و همسایگان هم نظر منفی راجع به خواستگاری کردن از دختران ندارند. پسری هم که به قصد خواستگاری وارد خانه شما میشود حریم خانه برایش اخالق ایجاد میکند و این امر بسیار بهتر از آن است که دختر و پسر در خارج از محیط خانه و دور از اطالع خانوادهها رفت و آمد داشته باشند و تصمیمات نسنجیده بگیرند و یا معضالت اخالقی به وجود آورند.
دوران نامزدی
یکی از اموری که در زندگی مشترک نقش حساسی دارد، » دوران نامزدی« است. منظور از « دوران نامزدی »، فاصلهٔ بین عقد و عروسی است. اگر با این دوران، با ظرافت و ماهرانه برخورد شود و به وظایف مخصوص آن عمل شود، میتواند در بالندگی و پرباری و استحکام دورانهای بعدی، تأثیرعمیقی داشته باشد.
وظایف دختر و پسر در این دوران
- افزایش شناخت نسبت به یکدیگر، برای تفاهم بیشتر هر چند دختر و پسر، در مرحلهٔ گزینش، باید شناخت کافی نسبت به هم پیدا کرده باشند اما عالوه بر آن شناخت، باید در دوران نامزدی، آشنایی ملموس تر و محسوس تر و بیشتری از یکدیگر پیدا کنند و با روحیات و اخالق و دیدگاههای هم بیشتر آشنا شوند. در حقیقت، این آشنایی و شناخت در دوران نامزدی، تکمیل کنندهٔ شناخت مرحلهٔ گزینشی است، آن گاه در پرتو این آشنایی نزدیک و کامل، خود را برای تفاهم و سازگاری در زندگی مشترک، آماده میکنند. آن شناخت، برای»انتخاب« بود و این شناخت، برای «تفاهم و سازگاری».
- اصلاح و تربیت اگر کسی صفت و خصوصیتی را در نامزدش مشاهده کند که مورد پسندش نباشد و بخواهد آن را برطرف و یا اصالح کند، یا صفت و حالتی را در او ایجاد کند، بهترین دوران برای این « اصالح»، دوران نامزدی است. معموال اولین برخوردها و عکس العملها تا ثیر گذارترین اند. چون هنوز روابطشان عادی نشده و نسبت به هم احترام و محبت خاصی قائلند، در نتیجه پذیرششان از همدیگر بیشتر است و زمینهٔ تحول و تغییر و اصالح، مساعدتر. ( اما نباید از یاد برد که نمیتوان فردی را که سالها به شیوه و عادت خاصی خو گرفته، اساساً و به طور کلی تغییر داد و متحول کرد؛ بنابراین، منظور اصالح و تغییر در اصول بنیادین فرد نیست.)
- افزایش محبت از شرطهای اصلی سعادت در زندگی زناشویی، » محبت « است و زمینهٔ آن باید قبل از عقد فراهم شده باشد. اما دوران نامزدی، بهترین فرصت برای افزایش و تحکیم محبت است. رفتار و گفتار و تمام اعمال نامزدها، در افزایش محبت و یا کاهش آن، مؤثر است.
بنابراین، دختر و پسر باید کامالً مواظب اعمال خود باشند و از هر عمل پسندیدهای که باعث افزایش محبت میشود، کوتاهی نکنند و از کارهایی که موجب دلسردی و کاهش محبت میشود، اجتناب کنند. نوع رفتار شما میتواند تعیین کننده عکس العمل و شیوه رفتاری همسرتان باشد.
- بها دادن به احساسات و عواطف یکدیگر نامزدها باید مواظب عواطف و احساسات یکدیگرباشند و به آن بها و جواب مناسب دهند. بعضی از نامزدها، به عواطف و احساسات لطیف نامزدشان، بهای الزم را نمیدهند و به او «بی اعتنایی» میکنند و خیال میکنند این کارشان باعث عزیزتر شدنشان میشود. حال آنکه کامالً برعکس است و چنین
رفتاری باعث جریحه دار شدن عواطف نامزدشان میشود و در نتیجه کینهٔ او را به دل میگیرد و ممکن است لطمههای سنگینی به زندگی شان بزند. خاطرات دوران نامزدی معموالً تا آخر عمر در ذهن میماند و در زندگی آینده تأثیر دارد (چه خاطرات شیرین و چه تلخ).
بنابراین، رفتار نامزدها باید کامالً حساب شده باشد و از اعمالی که به غرور و شخصیت یکدیگر لطمه میزند، اجتناب گردد. بی اعتنایی و سرسنگینی و تکبر در مقابل نامزد، لطمههای سنگینی به عواطف و شخصیت او میزند. متأسفانه فراوان مشاهده میشود که پسران جوان از بی اعتنایی و سرسنگینی نامزدشان گله و درد دل دارند و مثالً میگویند :« هدیهای برای نامزدم گرفتم و با هزار امید و آرزو به دیدارش رفتم ، اما او بی اعتنایی و بی احترامی کرد و مرا تحویل نگرفت و با دلی شکسته و پر خون از منزلشان بیرون آمدم...» برخی دختران در اوایل دوران نامزدی، خجالت میکشند و نمیتوانند با نامزدشان رفتاری خیلی صمیمی ومحبت آمیز داشته باشند؛ پسران هم باید رعایت حال آنان را بکنند؛ اما این حالت و خجالت باید به زودی برطرف گردد و رابطه شان صمیمی و پر محبت، ودر عین حال همراه با احترام متقابل باشد .
- مالقاتهای صمیمانه دو نامزد باید در این دوران شیرین و به یاد ماندنی، دیدارهای دوستانه داشته باشند. این مالقاتها، امید و شور و عالقه را درهر دو تقویت میکند.
- نامه نگاریهای محبت آمیز
- هدیه دادن هدیه در جلب دلها و افزایش محبتها، نقش عجیبی دارد. بر نامزدها الزم است که از این نکتهٔ زیبا و مهم غفلت نکنند. الزم نیست که هدیه، گران قیمت باشد، بلکه الزم است زیبا و مورد عالقهٔ طرف مقابل باشد و مهمتر آن که هدیه دادن، ظرافت و سلیقهٔ خاصی را میطلبد. ودر روزهای خاص هدیه دادن فراموش نشود. یکی از این روزها روز عشق، روز دوست داشتن (ولنتاین) است:
«در سده سوم میالدی در روم باستان، فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس باورهای شگفتی داشته است از آن میان اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن میکند.کلودیوس به قدری سنگدل وفرمانش به اندازهای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. ولی کشیشی به نام والنتیوس(ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری میکرد.کلودیوس دوم از این جریان خبردار میشود و دستور میدهد که ولنتاین را به زندان بیندازند و به جرم جاری کردن عقد عشاق،با قلبی عاشق اعدام میشود. بنابراین او را به نام فدایی وشهید راه عشق میدانند واز آن زمان سمبلی برای عشق میشود ».
ولنتاین را خیلیها میشناسند؛ از برخی روزنامهها، مجالت و سایتهای اینترنتی. از پشت ویترینها به شکل هدایا و کارت پستالهای منسوب به ولنتاین و جمله »ولنتاین مبارک «. اما شاید کمتر ایرانی از وجود روز عشق در ایران باستان و برگزاری جشنی برای بزرگداشت این موهبت، آن هم نه با قدمت سه قرن پیش از میالد، بلکه ازبیست قرن قبل از میالد حضرت مسیح اطلاع داشته باشد.
فلسفه بزرگداشتن این روز به نام »روز عشق« بدین گونه بوده است که در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب میکردند و افزون بر اینکه ماهها نام داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. برای نمونه روز نخست روز اهورا مزدا، روز دوم، روز بهمن ) سالمت، اندیشه( که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی بهترین راستی و پاکی که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی شاهی و فرمانروایی آرمانی که ویژه خداوند است و روز پنجم سپندار مذ بوده است. سپندار مذ فرنام (لقب) ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی و گذشت به همه عشق میورزد.
زشت و زیبا را به یک چشم مینگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان میدهد. از این روی در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق میپنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی میشده است که در همان روز که نامش با نام ماه همزمان میشد، جشنی ترتیب میدادند متناسب با نام آن روز و ماه. برای نمونه شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشت که در ماه مهر، مهرگان نام میگرفت.
طبق سالنامه زرتشتی، روز اسفند از ماه اسفند یعنی پنجمین روز از این ماه (۹ اسفند) و بنا بر تقویم امروزی (هجری خورشیدی ۱۳بهمن ماه ) روز سپاسداری از جایگاه زنان ومادران است. براساس سنت باستانی، مردان و فرزندان در روز سپنته آرمئی تی که مظهر ایمان، مهر،عشق، محبت و حامی زنان نیک است، به همسران و مادران خود هدایایی تقدیم میکنند و برگزاری مراسم جشن و سرور در این روز ضروری است. به این ترتیب از محبت و مهربانی زنان سپاسگزاری میشود. در این روز ویژه انجام کارهای خانه به عهده مردان است و زنان با پوشیدن لباسهای نو، مورد تکریم قرار میگیرند. در مراسم جشن اسفندگان در آیین ایرانی همچنین زنان پاکدامن و پرهیزگار که به تربیت فرزندان نیک پرداختهاند و این فرزندان به عنوان شخصی نیک شناخته شدهاند، تشویق میشوند. سپندار مذگان، جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا میکردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه میدادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها فرمانبرداری میکردند.
ایرانیان مردمی بودند که در تمام افسانهها، اساطیر و داستانهای ملموس و غیرملموس دور یا نزدیک، شادمانترین مردم شناخته شدهاند. ایرانیان قدیم برای تولد هرماه و روز و هفته خود جشنی داشتند که همه به یکدیگر مهر میورزیدند. شاید به همین دلیل ایران کشور آیین مهرورزی نام گرفته است.
مشاوره با نوعروس و تازه داماد
اغلب با نوعروسها و تازه دامادهایی مواجه میشویم که پس از چند ماه یا چند هفته زندگی مشترک اختلافشان شروع و گاه به مراحل حادی منجر میشود. روزهای اول ازدواج معمولا توأم با عشق و دلدادگی است و جاذبههای جنسی روی تمام نابرابریهای دیگر سرپوش میگذارد؛ ولی پس از مدتی که انگیزههای جنسی، عشق ودلدادگی، قدرت نخستین خودرا ازدست داد؛ عوامل دیگرخودنمایی میکند. دراین دوره است که مشاوره نقش مهمی به عهده دارد. برای توجیه مطلب به چند مورد اشاره میشود:
۱.دختر و پسر همه جهات را رعایت نموده و انتخاب مناسب نمودهاند، ولی مشکلی که دارند تطابق و سازگاری آنان با شرایط جدید است. آنها از خانواده جدا شده و ارتباط خود را با پدر، مادر، خواهران و برادران از دست دادهاند. آنها مسئولیت جدیدی را پذیرفتهاند و گاه از شهر و دیار و والدین خود نیز دور شدهاند. مشاور در ارتباط با چنین مراجعانی که بهتر است در یک جلسه سه نفری (مشاور، نوعروس و تازه داماد) انجام گیرد، باید مراجعان خود را در سازگاری با شرایط جدید و در نظر گرفتن عوامل تداوم زناشویی یاری نماید.
۲ .در مورد زن و مردی که انتخاب مناسب نداشتهاند، مثل دختر ۲۱ سالهای که با مرد۴۱ ساله ازدواج نموده و پس از مدتی متوجه شده که شوهر وی پاسخگوی نیازهای روانی و جنسی وی نمیباشد ، زندگی زناشویی به محیط سرد و ناشادی تبدیل میشود. در این موارد مشاور باید زوجها را به تعدیل تمایالت و ارضای نیازها یا استفاده از برنامههای جبرانی متوجه سازد. در مورد شوهر مسنّی که با دختری کم سن و سال ازدواج نموده، پر کردن اوقات فراغت وی با برنامههای مورد عالقه همسرش نظیر مسافرت کردن، برنامههای هنری و ورزشی، مفید خواهد بود.
توصیه مشاوران به مراجعان
۱.در انتخاب همسر عجله و شتاب نکنید. این امر را با بررسی و تحقیق انجام دهید.
۲.چنانچه پدر و مادر و خانوادههای وابسته، سختگیری کنند برای متقاعد کردن آنها از مشاورخانواده کمک بگیرید.
۳ .از ازدواج تحمیلی خودداری کنید.
۴.در انتخاب همسر پس از بررسی معیارها ی طرف مقابل، وضعیت خود رابا وی مقایسه کنید ودرصورت هماهنگی تصمیم گیری نمایید. بدون توجه به شرایط خودا نتخاب ایده آلی نکنید.
۵.در انتخاب همسر از پدر و مادر و خویشاوندان خود نظرخواهی کنید ولی مواظب باشید چون به علت عدم تخصص ممکن است نظر آنان تحت تأثیر معیارهای خاص مناسب نباشد. حتماً با مشاور واجد شرایط مشورت کنید.
۶.برای شناخت همسر از هر دو روش مستقیم و غیرمستقیم استفاده نمایید و حتماً قبل از خواستگاری، به طور مستقیم، از طریق مشاهده گفت و شنود، از او شناخت پیدا کنید.
فصل هشتم
تست ازدواج
نکات نغز دربارهٔ ازدواج
این نیاز را چگونه باید در وجود خودمان بشناسیم تا ازدواج کنیم؟ آیا اصالً چنین احساسی در ما به وجود میآید یا نه؟ تستهای زیر را پاسخ دهید تا متوجه شوید که در وجودتان چنین میلی دارید یا خیر؟
۱ . آیا زمانی که مادر و پدری را به همراه فرزند کوچکشان میبینید، غبطه میخورید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۲ . آیا زمانی که یک زوج جوان را در حال خنده میبینید، افسوس میخورید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۳ . آیا همچون گذشته از اوقات تنهایی تان لذت میبرید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۴ . زمانی که در جمع دوستان متاهل هستید،به خود میگویید که ای کاش من هم متاهل بودم؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۵ . آیا شده که تا به حال حضور شخصی از جنس مخالف، شما را دگرگون کند؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۶ . آیا تا کنون به این موضوع فکر کردهاید که تنهایی دیگر بس است؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۷ . آیا تا کنون برایتان پیش آمده که شادی تان را بخواهید به کسی از جنس مخالف، انتقال دهید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۸ . آیا شما موسقیهای آرام گوش میدهید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۹ . آیا شده زمانی که پشت ویترین یک فروشگاه هستید، احساستان به شما بگوید برای کسی هدیهای بخرید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۱۰ . آیا رنگ زندگی برای شما تغییر کرده است؟ امیدواریم که حضور شخصی زندگی تان را دگرگون کند.
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۱۱ . آیا شده در چند ماه اخیر، لبخند فردی، امید را در دلتان زنده کند و نگاه شما به زندگی تغییر کند؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۱۲ . زمانی که پدر مادرتان میگویند، دیگر زمان ازدواج فرا رسیده است، اخم نمیکنید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
۱۳ . آیا به تازگی در خیالتان مراسم خواستگاری را مرور میکنید؟
الف) بله
ب) خیر
ج)گاهی اوقات
۱۴ . آیا اخیرا برایتان پیش آمده عاشق کسی شده باشید، اما حجب و حیا اجازه ندهد، آن را با او در میان بگذارید؟
الف) بله
ب) خیر
ج) گاهی اوقات
تفسیر آزمون
اگر از ۲۴ پرسش باال به ده گزینه پاسخ بلی دادهاید، به این معنی است که نیاز به ازدواج در وجودتان احساس شده است و اگر به ده گزینه پاسخ خیر دادهاید، به این معنی است که نیاز به ازدواج هنوز در وجودتان احساس نشده است و اگر به هفت گزینه پاسخ گاهی اوقات دادهاید به این معنی است که هنوز سر در گم هستید و نمیدانید که باید ازدواج کنید یا نه، و در حال حاضر بهتر است همچنان مجرد بمانید.
نکات نغزدربارهٔ ازدواج
۱ .ازدواج، مقدسترین قراردادها محسوب میشود. (ماری آمپر)
۲ .شوهر مغز خانه است و زن قلب آن. (سیریوس)
۳ .با زنی ازدواج کنید که اگر مرد بود، بهترین دوست شما میشد. (بردون)
۴ .با همسرخود مثل یک کتاب رفتار کنید وفصلهای خستهکننده او را اصالً نخوانید.(سونی اسمارت)
۵ .برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید کر باشد و زن الل. (سروانتس)
۶ .تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتیهای یکدیگر را نمیبینند. (اسمایلز)
۷ .پیش از ازدواج چشمهایتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانکلین)
۸ .خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاک)
۹ .خوشحالیهای واقعی بعد از ازدواج به دست میآیند. (پاستور)
۱۰ .ازدواج کنید، به هر وسیلهای که میتوانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد، بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید، فیلسوف بزرگی میشوید. (سقراط)
۱۱ .مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (کارول بیکر)
۱۲ .من تنها با مردی ازدواج میکنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا کریستی)
۱۳ .هر چه متأهالن بیشتر شوند، جنایتها کمتر خواهد شد. (ولتر)
۱۴ .هیچچیز غرور مرد را به اندازهٔ شادی همسرش باال نمیبرد، چون همیشه آن را مربوط به خودش میداند. (جانسون)
۱۵ .ازدواج پدیدهای است برای تکامل مرد. (ضربالمثل سانسکریت)
۱۶ .ازدواج قرارداد دو نفرهای است که در همه دنیا اعتبار دارد. (مارک تواین)
۱۷ .ازدواج مجموعهای ازمزههاست، هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بیمزگی. (ولتر)
۱۸ .زن ترجیح میدهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمیتواند مردی را که شنوندهٔ خوبی نیست، تحمل کند. (کینهابارد)
۱۹ .ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضربالمثل فرانسوی)
۲۰ .ازدواج کردن و ازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)
۲۱ .ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد، جبرانش غیرممکن خواهد بود. (بورنز)
۲۲ .ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین میرود. (روالند)
۲۳ .اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. (محمد حجازی)
۲۴ .انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی میتوانیم مادرشوهر و مادرزنمان را خودمان انتخاب کنیم. (خانم پرل باک)
۲۵ .ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب میشود و گاهی هم بسیار بد. (ضربالمثل اسپانیایی)
۲۶ .وقتی برای عروسیات خیلی هزینه کنی، مهمانهایت را یک شب خوشحال میکنی و خودت را عمری ناراحت! (روزنامهنگار ایرلندی)
۲۷ .دوام ازدواج یک قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضربالمثل اسکاتلندی)
۲۸ .هنگام ازدواج بیشتر با گوشهایت مشورت کن تا با چشمهایت. (ضربالمثل آلمانی)
۲۹ .مردی که به خاطر پول زن میگیرد، به نوکری میرود. (ضربالمثل فرانسوی)
۳۰ .لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضربالمثل چینی)
۳۱ .زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند، در کلبه خرابه هم زندگی میکنند. (ضربالمثل آلمانی)
۳۲ .داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوشصورت و بیلیاقت. (ضربالمثل لهستانی)
۳۳ .دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح میدهد. (ضربالمثل ایتالیایی)
۳۴ .هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمیکند. (ضربالمثل اسکاتلندی)
۳۵ .تنها عالج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
۳۶ .ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت، هر دو زنده میشوند
۳۷ .عشق، سپیدهدم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاک)
۳۸ .قبل از ازدواج دربارهٔ تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حاال شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریهای نیستم. (لرد لوچستر)
۳۹ .با ازدواج، مرد روی گذشتهاش خط میکشد و زن روی آیندهاش. (سینکالویس)
۴۰.اصل و نسب مرد وقتی مشخص میشود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا میکنند. (شاو)
۴۱ .با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. (ضربالمثل آلمانی)
۴۲ .تا ازدواج نکردهای نمیتوانی دربارهٔ آن اظهارنظر کنی. (شارل بودلر)
۴۳ .داماد که نشدی، از یک شب شادمانی و عمری بداخالقی محروم گشتهای. (ضربالمثل فرانسوی)
۴۴ .دو نوع زن وجود دارد: با یکی ثروتمند میشوی و با دیگری فقیر. (ضربالمثل ایتالیایی)
۴۵ .تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. (ضربالمثل چینی)
۴۶ .برای یافتن زن میارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. (ضربالمثل چینی)
۴۷ .اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری، اختیار شکمش را در دست بگیر. (ضربالمثل اسپانیایی)
فهرست منابع
منابع فارسی
- بارنت، آنتونی ؛ انسان، ترجمه محمد رضا باطنی و طلعت نفرآبادی ، نشر نو، ۲۹۶۳.
- گایتون ؛ فیزیولوژی پزشکی، ترجمه محمدحسن عامری و همکاران ، نشر اشارت ، ۲۹۱۱.
- مید، مارگارت ؛ بلوغ در ساموآ، ترجمه مهین میالنی ، نشر ویس ، ۲۹۷۹.
- ستوده، هدایت اهلل و همکاران ؛ مفاهیم بنیادی در جامعه شناسی، نشر آوای نور، ۲۹۷۹ .
- ساروخانی، باقر ؛ جامعه شناسی خانواده، انتشارات سروش، ۲۹۷۹ .
- اسالمی بجنوردی نسب، علی ؛ مشاوره ازدواج، انتشارات حیان ، ۲۹۷۶ .
- حسینی، سید مهدی ؛ مشاوره ازدواج و خانواده، نشر آوای نور، ۲۹۱۶.
- مظاهری علی اکبر ؛ جوانان و انتخاب همسر، انتشارات پارسایان ، ۲۹۷۹ .
- شمس الدین سید مهدی ؛ رهنمود بزرگان در انتخاب همسر، انتشارات شفق ، ۲۹۷۱ .
- اعزازی، شهال ؛ جامعهشناسی خانواده، با تاکید بر نقش، ساختار و کارکرد خانواده در دوران معاصر؛انتشارات روشنگران و مطالعات زنان ۲۹۱۷ .
- بات، الیزابت ؛ نقشهای زناشویی و شبکههای اجتماعی؛ ترجمه حسن پویان؛ نشر چاپخش۲۹۷۹ .
- برناردز، جان ؛ درآمدی به مطالعات خانواده؛ ترجمه حسین قاضیان؛ نشر نی۲۹۱۴ .
- روزنباوم، هایدی ؛ خانواده به منزله ساختاری در مقابل جامعه، نقد مبانی نظری جامعه شناسی خانواده
- در آلمان؛ ترجمه محمدصادق مهدوی؛ مرکز نشر دانشگاهی۲۹۶۷ .
- ریتزر، جورج ؛ نظریههای جامعهشناسی در دوران معاصر؛ ترجمه محسن ثالثی؛ علمی ۲۹۷۴ .
- سگالن، مارتین ؛ جامعهشناسی تاریخی خانواده؛ ترجمه حمید الیاسی؛ نشر مرکز ۲۹۷۱ .
English Reference
ــ Alapack, R. J. (4891). Adolescent first love. Studies in the
Social Sciences.
ــ Alodus, J. (4899). Family careers:
Developmental change in Families. New York: John Wiley
Sons.
ــ Altman, I., Vinsel, A. & Brown, B. A. (4894). Dialectic
conceptions in social psychology: An application to social
penetration and privacy regulation.
ــ L. Berkowitz (Ed.), Advances in experimental social psychology, vol.
41. New York:Academic Press.
ــ Amato, P. R., & Rogers, S. J. (4889). A longitudinal study of
marital problems and subsequent divorce. Journal of Marriage
and the Family.
ــ Aron, A., & Aron, E. (4891). Love and the expansion of self:
Understanding attraction and satisfaction. New York:
Hemisphere.







