احیاء امر به معروف و نهی از منکر
محتویات
مقدمه
در هر جامعهای برای حفظ سلامت آن تدابیری اندیشیده میشود. در فرهنگ اسلامی از جمله اموری که برای این کار پیش بینی شده است اجرای اصل امر به معروف و نهی از من کر است. این اصل به اندازهای در پاسداری از سلامت امور موثر دانسته شده است که توجه به انجام آن از اولویتی برخوردار است که هیچ کاری به حدّ آن از نظر اهمیت نمیرسد. از مراجعه به آیات و روایات و سیره معصومین (علیهم السّلام) و اولیا و همینطور آثاری که برای امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده است به خوبی میتوان به جایگاه والای آن در فرهنگ اسلامی پی برد:
امر به معروف در قرآن
در آیات قرآن کریم اهمیت امر به معروف به صورتهای مختلف مورد تاکید قرار گرفته است. به عنوان مثال: در مواردی از آن به عنوان ویژگی پیامبران الهی یاد شده است یعنی یکی از رسالتهای مهم انبیاء الهی اقامه امر به معروف و نهی از منکر بوده است؛ لذا در آیهای ضمن اشاره به اوصاف نبی اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) میفرماید: ... الرسول النبیّ الامی الذی ... یأمرهم بالمعروف و ینها عن المنکر. پیامبر امی که از جمله خصوصیات وی این است که آنها را به معروف امر میکند و از منکر باز میدارد.[۱] و در بخشی از آیات هم از امر به معروف به عنوان ویژگی انسانهای با ایمان یاد میکند: مومنان اهل توبه و عبادت هستند، خدا را حمد گویند، رکوع و سجود به جای میآورند و امرکنندگان به معروف و نهی کنندگان از منکرند...[۲]حتی قرآن کریم در توصیف امّت اسلامی آنان را مردمانی معرفی میکند که امر به معروف و نهی از منکر مینمایند: شما بهترین امتی بودید که برای مردم آفریده شدید که امر به معروف و نهی از منکر میکنید و به خدا ایمان دارید.[۳]
امر به معروف در روایات
در مجموعه روایات به جایگاه امر به معروف گاهی از طریق مقایسه آن با سایر اعمال تاکید شده است. به عنوان مثال در مقایسه امر به معروف با کارهای خوب و حتی جهاد در راه خدا از امیرمومنان علی (علیه السّلام) چنین روایت شده است: ما اعمالُ البِرّ کُلُّها و الجهادُ فی سبیل الله، عندَالامرِ بالمعروفِ و النهی عَنِ المنکر الّا کَنَفثهٍ فی بحرٍ لُحِّیٍ. تمام کارهای نیک و حتی جهاد در راه خداوند، در برابر امر به معروف و نهی از منکر همانند رطوبت ناچیز دهان در برابر دریای مواج بی کران است.[۴] نقل است که روزی امام صادق (علیه السّلام) فرمود: وقتی از رسول اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) دربارهٔ برترین اعمال انسان پرسیدند آن حضرت در جواب فرمود: الامر بالمعروف و النهی عن المنکر.[۵] و در روایتی حضرت علی (علیه السّلام) غایت و اوج دینداری را به جای آوردن نهی از منکر و برپا داشتن حدود الهی ذکر کردند.[۶] از امام باقر (علیه السّلام) و امام صادق (علیه السّلام) روایت شده است کسی که به انجام واسطه امر به معروف و نهی از منکر متدین به دین خدا نیست (یعنی آن را ترک کرده) او دین ندارد.[۷] و بالاخره در کلامی از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده است که فرمود: خداوند عزوجل مومن ضعیفی را دین ندارد دشمن میدارد. عرض شد یا رسول الله مومن ضعیفی که دین ندارد کیست؟ حضرت فرمود: آن کسی که نهی از منکر نمیکند.[۸]
ره آوردهای انجام یا ترک امر به معروف
از جمله راههای پی بردن به ارزش امر به معروف دقت در آثار ترک و یا انجام آن است. در این باره هم از ائمه اطهار (علیهم السّلام) رهنمودهای روشنگرانه فراوانی وارد شده است. برطبق روایتی از امام صادق (علیه السّلام) امر به معروف و نهی از منکر واجب بزرگی است که بواسطه آن واجبات دیگر (همه واجبات) اقامه میگردد.[۹]
رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در اشاره به آثار سلبی ترک امر به معروف و نهی از منکر فرموده است: تا زمانی که مردم امر به معروف و نهی از منکر نموده و یکدیگر را بر نیکی یاد میکنند همواره در خیر و سعادت به سر خواهند برد، در غیر اینصورتبرکتها و خیر الهی از آنان گرفته خواهد شد و برخی اشرار بر آنها مسلط خواهند گردید و یاوری هم نه در زمین و نه در آسمان نخواهند داشت.[۱۰]
امیرمومنان علی (علیه السّلام) میفرماید: امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که در نتیجه پروردگار امور شما را به اشرارتان بسپارد، آن گاه (که در تنگنای ظلم و ستم و فساد واقع شدید) لب به دعا میگشایید ولی دعایتان مستجاب نمیشود.[۱۱]
در باره دلیل هلاکت برخی از ملل در زمانهای گذشته امیرمومنان علی (علیه السّلام) میفرماید: ای مردم، کسانی که پیش از شما بودند به این سبب هلاک شدند که به گناهان روی آورده بودند و علمای آنها آنان را از آن نهی نمیکردند و چون کارشان به این شکل ادامه یافت و رهبران مذهبی نیز نهی نکردند عذاب پروردگار بر آن فرود آمد، پس (ای مردم) امر به معروف و نهی از منکر کنید[۱۲](و از تاریخ گذشتگان عبرت گیرید تا مبادا به راه آنان بروید)
و بالاخره حضرت رضا (علیه السّلام) از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل میفرماید که آن حضرت در روایتی چنین فرمود: زمانی که امّت من به امر به معروف و نهی از منکر را به یکدیگر واگذارند (آن را ترک گویند) باید آماده پذیرش عذاب الهی باشند.[۱۳]
و امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: هر کودک یا جوان نورسی که در میان قومش رشد و پرورش یابد و آنان او را در برابر گناه و معصیتی که از او سر میزند، تأدیب نکنند، خداوند نخستین عقوبتی که از آنان در این باره به عمل آورد، این است که روزی آنها را کاهش میدهد.[۱۴]
سیره انبیاء و ائمه اطهار در امر به معروف
همانگونه که اشاره شد امر به معروف و نهی از منکر سیره عملی و روش انبیاء الهی در تمام عرصههای زندگی شان بوده است. آنان برای رسیدن به هدف مقدس خود که رساندن افراد بشر به خداپرستی در تمام ابعاد زندگی بود به شناساندن معروف یعنی آنچه مردم را به خدا نزدیک میکند و نیز منکر یعنی عاملی که انسان را از حرکت به سمت خدا باز میدارد مشغول بودند و علاوه بر شناساندن آن را عملی میساختند.
هم امر به معروف و نهی از منکر میکردند و هم دیگران برای اقامه آن فرا میخواندند ... به گونهای که میبینیم امام حسین (علیه السّلام) هدف مهم بزرگترین حرکت جهادی و اصلاحی جهان یعنی نهضت عاشورا را حرکتی از نوع انجام امر به معروف و نهی از منکر معرفی کند. آنجا در وصیت نامه اش به محمد حنفیه مینویسد: انّی لم اخرج اَشِراً و لا بَطِراً و لا مفسداً ولا ضالماً انّما خرجتُ لطلب الاصلاح فی امه جدی اریدُ ان آمر بالمعروف و انهیٰ عن المنکر و اسیرَ بسیره جدّی و ابی.
یعنی من انسان جاه طلبی نیستم برای طغیان و عصیان و ایجاد فساد و ستم قیام نکردهام بلکه قیام کردهام تا در امت جدم رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) اصلاح به عمل بیاورم. تصمیم دارم امر به معروف کرده و از منکر نهی کنم و یعنی همان کاری انجام دهم که جدم و پدرم آن را انجام دادند.[۱۵]در این عبارت امام حسین (علیه السّلام) نه تنها سیره خود بلکه سیره پدر بزرگوارشان علی (علیه السّلام) و جد گرامی شان رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) را هم به معروف و نهی از منکر معرفی میکنند.
البته سایر ائمه هم به همین صورت در عرصههای اجتماعی به اقامه اصل امر به معروف و نهی از منکر مشغول بودند. حضرت باقر (علیه السّلام) هم در عرصه به اقامه اصل امر به معروف و نهی از منکر اهتمام داشتند هم در این باره به روشنگری مردم میپرداختند اهمیت و جایگاه امر به معروف را تبیین میکردند و هم در مواردی که با منکری روبرو میشدند نسبت به دفع آن تلاش میکردند. آن حضرت در روایتی امر به معروف و نهی از منکر را این گونه توصیف میفرماید:
امر به معروف و نهی از منکر راه پیامبران و شیوه نیکوکاران و فریضه بزرگی است که دیگر فرایض به واسطه آن برپا میشود و راهها با آن امن شد و کسب و تجارتها حلال میشود. به وسیله آن حقوق و اموال به زور گرفته شده به صاحبانش برمی گردد و زمین آباد میشود و از دشمنان انتقام گرفته شده و در یک کلام کارها سامان میپذیرد.[۱۶]
و در سخنی دیگر پاداش امر و نهی به پیشوایان ستم پیشه را این گونه توصیف میفرماید: هرکس که نزد پیشوایی ستمگر برود و او را به تقوای خدا فرمان دهد و موعظه اش کند و از خشم خداوند او را بترساند برای او اجر و پاداش انس و جن از طرف خداوند عطا میشود.[۱۷]
آن گاه امام باقر (علیه السّلام) به پیروان خود میفرماید: با دلهای خود (کارهای ناشایست را) انکار کنید و با زبان هایتان بر آن اعتراض نمایید و آن را بر پیشانی (انجام دهندگانش) بکوبید و در راه خدا از سرزنش کسی نهراسید. اگر پند پذیرفتند و راه حق بازگشتند دیگر کاری با آنها نداشته باشید ...[۱۸]
در ضمن امام باقر (علیه السّلام) این خبر را هم به عنوان هشدار بیان میفرماید که: در آخرالزمان مردمی میآیند که پیرو عدهای هستند ریاکار که دم از عبادت و زهد میزنند ولی آنان سبکسر و سفیهاند چون امر به معروف را زمانی لازم میدانند که گزندی از ناحیه آن به ایشان نرسد و همواره (برای شانه خالی کردن از این کار) برای خود عذر و بهانه میتراشند.[۱۹]
و باز آن حضرت به عنوان شکوه در مورد ترک کنندگان امر به معروف و نهی از منکر میفرماید: اگر نماز هم به سایر کارهای آنان که مربوط مسائل مالی و جانی شود ضرر میزد آن را کنار میگذاشتند. هم چنان که بالاترین و ارجمندترین فرایض یعنی امر به معروف را بی جهت کنار گذاشتند.[۲۰]در ادامه این بیان به عنوان توضیح و روشنگری بیشتر امام باقر (علیه السّلام) افزود: خداوند به شعیب پیامبر وحی کرد: من صدهزار نفر از قوم تو را عذاب خواهم کرد چهل هزار نفر از بدها و ناصالحان و شصت هزار نفر از نیکان ایشان را.
حضرت شعیب عرض کرد: خداوند وحی فرستاد نیکان از آن جهت عذاب میشوند که در برابر گنه کاران چرب زبانی کردند و نرمش نشان دادند و به خاطر خشم الهی به اهل معصیت خشم نگرفتند.
پانویس
- ↑ اعراف، ۱۵۷
- ↑ اعراف، ۱۱۲
- ↑ آل عمران، ۱۱۰
- ↑ نهج البلاغه، حکمت ۳۷۴
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۶
- ↑ غررالحکم، ص ۶۳۷۳
- ↑ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۸۶
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۹
- ↑ فریضهً عظمیهٌ تقام به الفراض وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۵
- ↑ تهذیب الاحکام، ج۶، ص۱۸۱، حدیث ۲۲
- ↑ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۷۷
- ↑ همان، ص۷۴؛ وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۳۹۵
- ↑ کافی، ج۵، ص۵۹، حدیث۱۳
- ↑ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۵۰۳
- ↑ مقتل الحسین، ص۱۵۶
- ↑ کافی، ج۵، ص۵۶، ح۱
- ↑ مستطرفات سرائر، ص۱۴۱، ح۱
- ↑ کافی، ج۵، ص۵۶، ح۱
- ↑ همان، ص۵۵. همان ص۵۶
- ↑ همان







