چیستی اباحه‌گری و چرایی مدگرایی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۱ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح فاصلهٔ مجازی)

پرش به: ناوبری، جستجو
چیستی اباحه‌گری و چرایی مدگرایی

نویسنده: ملیحه قشقایی

اباحه‌گری، مباح‌کردن، حلال دانستن و جایز شمردن است؛ لذا زمانی‌که این کلمه در کنار تجمل‌گرایی، مدپرستی و خرافه‌پرستی می‌آید، بدین معنی است که راحت می‌شود تمام آن‌ها را قبول کرد، بدون هیچ عذر شرعی. این حربه و جنگ سردی است از سوی دشمنان. جوانان بیدار و مطلع، هیچ‌گاه به‌دنبال چنین مطالبی نخواهند رفت و تن به زیبایی‌های ذلت برانگیز نخواهند سپرد [۱] . دین اسلام، دین اعتدال است و استفاده از زینت، زیبایی‌های طبیعت، اسباب و لوازم مناسب و... را نه‌تنها جایز دانسته، بلکه به‌آن توصیه و سفارش کرده است؛ لذا قرآن می‌فرماید: «و در آن‌چه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهره‌ات را از دنیا فراموش مکن و همان‌گونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و هرگز در زمین در جست‌وجوی فساد مباش که خدا، مفسدان را دوست ندارد» [۲] . هم‌چنین در سوره‌ی مائده می‌خوانیم: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید و از حد تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند، متجاوزان را دوست ندارد» [۳] . بنابراین، استفاده از زینت و زیبایی، اگر در حد اعتدال باشد، هیچ اشکالی ندارد؛ ولی بسیاری از مردم در جریان زندگی، راه افراط را در پیش می‌گیرند و به بهانه‌های گوناگون رو به تجمل‌گرایی می‌آورند. به‌همین‌خاطر، قرآن کریم بلافاصله مسلمانان را از زیاده‌روی و اسراف و تجاوز از حد، بر حذر داشته و نهی می‌کند: «ای فرزندان آدم! زینت خود را، به‌هنگام رفتن به مسجد با خود بردارید؛ بخورید، بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد» [۴] . بنابراین، از نظر مکتب جاوید اسلام، دل‌باختگی نسبت به امور دنیا و زرق و برق آن -که در قالب تجمل‌گرایی</ref> ظاهر می‌شود- محکوم است. طغیان و سرکشی، انحطاط اجتماعی، وابستگی اجتماعی، گسترش فحشا و منکرات، و پشت‌کردن به ارزش‌ها از پیامدهای تجمل‌گرایی هستند. مد بهتر است یا الگو، مسئله این است! «مد» کلمه‌ای فرنگی است که امروزه، پایه‌ی ثابت اکثر کارهای برخی جوانان شده و تنها دلیل‌شان هم، به‌روز بودن و عقب‌مانده نبودن‌شان است. آن‌ها می‌گویند دوست نداریم به ما بگویند جهان سومی؛ اما غافل از آن هستند که در کنار کلمه‌ی مد، می‌توان کلمه‌های دیگری به نام «الگو» قرار داد و می‌توان آن را از نظر مفهوم با کلمه‌ی عربی «اسوه» مقایسه کرد. در اصطلاح، مد، تنها به مظاهر و نمادهای زندگی روزمره اشاره می‌کند و بخشی از مقدمه‌ی الگوپذیری است. در دیدی وسیع‌تر، الگوپذیری، شامل رفتار و منش‌های اجتماعی- فردی در زندگی است و محدود به ظواهر زندگی مادی و صورت زندگی نیست . از آن‌جا که گرایش به الگو، از جمله گرایش‌های انسان است و روح آدمی، از یک‌نواختی گریزان بوده و میل به تنوع دارد، قرآن کریم که کتاب هدایت و پاسخ‌گو به نیازهای فطری بشر است، به این نیاز مهم (نیاز به الگو) پاسخ گفته و انسان‌ها را به الگوپذیری از پیامبران، اولیای الهی و قرآن کریم، برای پیمودن مسیر کمال مطلع ساخته است؛ چنان‌که پیامبر اکرم(ص) (مظهر انسان کامل و بهترین فرد عالم) را بهترین سرمشق انسان‌ها قرار داده است [۵]. دشمن، مد را وسیله‌ای قرار داد برای گریزان‌شدن جوانان از اسلام و تغییردادن آن‌ها به سمت‌وسویی که به‌نفع خود دشمنان باشد. بدون‌شک، یکی از اهداف بلند پیامبران، فراهم ساختن زمینه‌ی درست اندیشیدن، آزادی از قیدوبندهای خرافی و غیرعقلی و برداشتن زنجیرهای سنگین موانع حرکت تکاملی به‌سوی حق است. اباحه‌انديشي و بي‌اعتنايي عملي به محرمات، منهيات و منكرات، با توجه به دو منشأ اساسي مورد بحث قرار گرفته است: يا ناشي از شبهه‌ی نظري است و يا ناشي از شهوات عملي. اباحه‌گري، ناشي از شهوات عمل: منظور از شهوت عملي، اين است كه شخص مباحي، با علم به حرمت و با آگاهي از ممنوعيت قانوني و شرعي، و حتي با توجه به عواقب نامطلوب و آثار منفي اعمال ناشايست، ارزش‌ها و روش‌هاي متعارف اخلاقي را رعايت نمي‌کند. دنياطلبي، لذت‌طلبی، تنوع‌طلبي، تن‌آسايي، حرص، استعلا، استكبار، استغنا، عجول بودن و تنها در پي منافع آني و عاجل گشتن، منافع مقطعي و موقت را، كه به‌حسب ظاهر آسان، ارزان و نزديك مي‌آيد و نيازي به صبر، سعي، ثبات، استقامت و صلابت ندارد و آن را بر مصالح مستمر و پايدار ترجيح دادن، همه از مظاهر شهوت عملي و تبعيت از هواي نفس‌اند. اباحه‌گري، ناشي از شبهه‌ی نظري :شبهه‌ی نظري، گاهي ناشي از اين جهت است كه معاني و مباني دستورالعمل‌هاي ديني و اخلاقي، متناسب با فهم مخاطب، در قالب زبان روز و با روش‌هاي نافذتر، تبليغ و تبين عقلاني نمي‌شود. بايد كوشيد كه افق فكر و استواي فهم عمومي، از افق ماديات و حواس ظاهري، فراتر رود و قلمرو هستي را شهوداً گسترده‌تر از ماده و مادي ببينند. عموم مردم، بايد از صميم ذات معتقد و متقاعد باشند كه كمال انسان به لذت‌پرستي نيست. سعادت را، با لذت دنيوي و جسمي مساوي ندانند و يا حداقل اين‌كه، لذت را محدود به لذت حسي و لذت غريزي ندانند. بايد ميان محدوديت و محروميت، تمايز آشكار قایل شوند و هر محدوديتي را لزوماً، به‌معناي محروميت ندانند. بايد مصالح جمعي و جاري را بر منافع فردي و راكد خود ترجيح دهند. بايد يقين پيدا كنند كه دين نه عقل‌ستيز است نه عقل‌گریز، بلكه تمامي اخلاق و احكام اسلامي، مبتني بر دريافت‌هاي فطري و حكم مسلم است. بايد به آنان آموخت كه تكليف شرعي، از مقدمات و مقومات نيل به‌كمال است. بايد بدانند كه موازين و مضامين شرعي قفل و زنجير اسارت نفس را از دست و پاي آدمی باز مي‌كنند. انسان‌ها بايد دين را در بيان، شيوا و در عمل، شيرين بيابند [۶]. چه کسانی به اباحه­ گری دامن می­زنند؟ آنان كه حقيقت را دست‌نايافتني مي‌دانند و با تشكيك‌هاي پي‌درپي، در پي تبديل يقين ديگران به شك‌اند و براي يقين سابق ازدست‌رفته، هيچ يقين لاحق و بديلي را قرار نمي‌دهند و مي‌كوشند كه يقين را، مبين واقعيت جلوه دهند و براي مباني منطقي و واقع‌نما یا نه يقين، هيچ اعتباري قایل نيستند و نزدیک شدن (نه نايل شدن) به حقيقت را، صرفاً در گرو آزمون تجربي مي‌دانند - اگرچه مورد آزمون، از اموري باشد كه اولين تجربه‌ی مساوي با آخرين تجربه است، مي‌كوشند عدالت و اخلاق را از بزرگ‌ترين ضمانت اجراي آن، يعني دين، جدا سازند و تعاليم ديني را نسبت به مسايل اجتماعي، سياسي و اقتصادي، ناكارآمد و يا بي‌طرف جلوه دهند، دانسته يا ندانسته به اباحه‌گری دامن مي‌زنند. آنان، انديشه و اخلاق را نسبي می‌دانند و پشتوانه‌هاي بينشي ارزش‌ها را ناديده می‌گیرند. (عدم ارتباط منطقي ميان جهان‌بيني و ايدئولوژي) و راه را براي توجيه اباحه‌گری هموار مي‌سازند . رابطه‌ی گروه­های مرجع و اباحه­گری! گروه‌هاي مرجع كه عمدتاً روحانیون و صاحبان مقامات دولتي هستند و به‌دليل برخورداري از علم و سمت، بالاترين گروه‌هاي اثرگذار است، بايد اين امر خطير را همواره در نظر داشته باشند كه چشم مردم، به‌سلوك و سيره‌ی عملي آن‌هاست. امر به معروف و نهي از منكر وقتي كمال تأثير را دارد كه از سوي علماي رباني، به‌صورت عملي صورت گيرد. مطابق روايت اخير كه از امام صادق(ع) نقل شده: «بدعت‌گذاران و آنان كه بدون تفقه در دين و بدون مستند اطمينان‌بخش شرعي، حرام خدا را حلال مي‌كنند و فتوا به اباحه و حليت محرمات مي‌دهند تا محبوبيت و موقعيت ممتاز دنيوي كسب كنند نيز، مستأكل به علم‌اند» [۷].

فهرست منابع:

- قران کریم. - شیخ صدوق، محمدبن علی، معاني الاخبار. - شریعتی، علی (۱۳۸۱) مذهب علیه مذهب، مجموعه آثار۲۲، انتشارات چاپخش، بنیاد فرهنگی شریعتی.

پا نویس

  1. شریعتی، ۱۳۸۱، ۲۸۶
  2. قصص، آیه‌ی۷۷
  3. مائده، آیه‌ی۸۷
  4. اعراف، آیه‌ی۳۱
  5. احزاب، آیه‌ی۲۱
  6. اعراف، آیه‌ی١٥٧
  7. صدوق، ج۱، ص۱۸۱
منبع:پیام زن - شماره 260، شنبه، 9 آذر 1392