فرهنگ مصادیق:امر به منکرات
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
- ۱ اشاره
- ۲ شیوهها و روشهای سیاسی
- ۳ شیوهها و روشهای اجتماعی
- ۴ شیوهها و روشهای فرهنگی
- ۵ خــاتمــه
- ۶ نکته پایانی
- ۷ فهرست منابع
- ۸ پا نویس
اشاره
همان گونه که قرآن کریم به علت جامعیت بی مانند خود به همه مسائل مهم حیات بشری اشاره نموده است، دربارهٔ شیوههای مقابله و جنگ نرم جریان انحرافی با جریان حق نیز، به ظرافت سخن گفته است. آنچه در این مقاله بدان پرداخته میشود، همین موضوع است. در این تحقیق بیش از هر چیز از واژه «جریان باطل» مدد گرفتیم؛ چه آن که جریان فتنه و جریان انحراف در شاکله همین جریان معنا مییابد.
جهت شناخت ابعاد گوناگون جنگ نرمِ جریان فتنه بر ضد جریان حق، میباید آن را در سه مقوله سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی قرار داد:
شیوهها و روشهای سیاسی
در این روش، از شش راهکار اصلی استفاده میشود که به اختصار از این قرارند:
ایجاد جنگ روانی
این شیوه از دیرباز مورد استفاده دشمنان جریان حق در راستای جنگ نرم قرار میگرفت. اهداف این جنگ نیز گوناگون و متنوع است. ایجاد اختلال، سردرگمی، گرفتن نیروی شهامت، فداکاری و جان فشانی در نیروی مقابل، ایجاد تفرقه، دلسرد کردن نیروی مقابل و ...؛ از جمله این اهداف هستند. خداوند متعال نیز در آیات گوناگون با ذکر مؤلفههایی، به بیان چگونگی ایجاد جنگ روانی دشمن برای به زانو درآوردن جبهه حق میپردازد. این مؤلفهها عبارتند از:
تحریک افکار عمومی
این نوع از جنگ روانی، اصولاً از دو طریق صورت میپذیرد. اول؛ باز داشتن نیروهای تحت فرمان از پیوستن به جریان حق، کمااین که در آیه ۷۵ سوره اعراف به این مسئله اشاره شده است: «... اشراف متکبر قوم او، به مستضعفانی که ایمان آورده بودند، گفتند آیا به راستی شما یقین دارید که صالح از طرف پروردگارش فرستاده شده است؟ آنها گفتند، ما به آنچه او به آن مأموریت یافته، ایمان آوردهایم.» دوم؛ تحریک عواطف آنها در برابر حرکت مصلحان، مانند آنچه در آیه ۶۲ سوره هود آمده است: «گفتند ای صالح! تو پیش از این، مایه امید ما بودی. آیا ما را از پرستش آنچه پدرانمان میپرستیدند، نهی میکنی، در حالی که ما در مورد آنچه به سوی آن دعوتمان میکنی، در شک و تردید هستیم.»
قدرت نمایی و ارعاب
از دیگر شیوهها، مانور قدرت آنها در جامعه است تا با این شیوه، ضمن مخفی نمودن نقاط ضعف جبهه خود، به زعم باطل خود، در دل طرفداران حق، وحشت بیندازند. در جریان جنگ حُنین نیز همین شیوه دشمن موجب شد تا در آستانه پیروزی کامل قرار گیرد؛ اما به لطف خدا، این توطئه، ناکام ماند. خداوند به این مسئله در آیه ۲۵ سوره توبه اشاره میکند: «خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد [و بر دشمن پیروز شدید] و در روز حنین [نیز یاری نمود] در آن هنگام که فزونی جمعیت تان شما را مغرور کرد، ولی [این فزونی جمعیت] هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده، سپس پشت به دشمن کرده، فرار نمودید.»
راه اندازی هیاهوی سیاسی
از جمله شیوههای دشمن جهت ایجاد جنگ روانی، راه اندازی هیاهوی سیاسی و تبلیغاتی به منظور بر هم زدن آرامش و تمرکز طرفداران جریان حق و تزلزل صفوف و به انفعال کشاندن آن هاست. خداوند در آیه ۱۵۶ سوره آل عمران از هیاهو و جنجالهای سیاسی و تبلیغاتی دشمنان پرده برداشته و به مسلمانها هشدار میدهد که جریان باطل، این سخنان را گرچه در لباس دلسوزی بیان میکنند، اما نظری جز مسموم سازی فضا و تضعیف و تخریب روحیه شما ندارند: «ای مؤمنین! مانند کافران نباشید که چون برادرانشان به مسافرتی میروند یا در جنگ شرکت میکنند [و از دنیا میروند یا کشته میشوند]، میگویند اگر آنها نزد ما بودند، نمیمردند و کشته نمیشدند. [شما از این گونه سخنان نگویید] تا خدا این حسرت را بر دل آنها [کافران] بگذارد.»
تضعیف رهبری جریان حق
۲-۱ ایجاد تردید در حقانیت رهبری دینی: خداوند در قرآن به این تلاش دشمن اشاره میکند و تلاش جریان باطل در راستای ـ صلاحیت زدایی ـ از رهبری حق را بازگو مینماید که شیوههای ناجوانمردانهای چون زدن اتهاماتی از قبیل جنون، ساحری، کاهنی، دروغ گویی و شاعری از جمله این موارد است:
تهمت جنون
تهمت جنون و دیوانگی، شیوهای است که از سوی جریان باطل در مورد بیش تر پیامبران اجرا میشد کمااین که حضرت نوح [۱]، حضرت هود[۲]، حضرت موسی [۳] و حتی پیامبر بزرگ اسلام (ص) [۴] از این تهمت جریانات انحرافی مصون نماندند.
تهمت ساحری
اتهام دیگر دشمنان به رهبری جریان حق، تهمت ساحری بود. پیامبرانی مانند حضرت موسی (ع) [۵]، حضرت صالح [۶]، حضرت شعیب [۷] و حضرت محمد (ص) [۸] در معرض این اتهام جریان باطل قرار گرفتند.
تهمت دروغ گویی
اتهام دروغ گویی نیز از سوی جریان انحرافی، به رهبر جریان حق زده میشد. در قرآن به این نکته اشاره شده است که چگونه پیامبرانی مانند حضرت نوح (ع) [۹]، حضرت هود (ع) [۱۰] و حضرت شعیب (ع) [۱۱] در معرض این اتهام قرار گرفتند.
تهمت شاعری
دشمنان پیامبر اسلام ـ به خیال خود ـ جهت شکستن شخصیت پیامبر (ص) و تشکیک و تردید در رهبری ایشان، حضرت را شاعر لقب دادند [۱۲].
تهمت کاهنی
از دیگر تهمتهایی که جریان باطل به رهبر جریان حق نسبت میدادند، تهمت کاهنی بوده است. خداوند در آیه ۲۹ سوره طور، این اتهام را از شأن پیامبر اسلام (ص) به دور دانسته و میفرماید: «پس تذکر ده که به لطف پروردگارت، تو کاهن و مجنون نیستی». کاهن به کسی میگویند که خبر از اسرار غیبی میدهد و اغلب مدعی است که با جنّیان ارتباط دارد و اخبار غیبی را از آنها میگیرد.
قداست شکنی رهبری
گام دوم جریان باطل، حریم شکنی و قداست زدایی از رهبر جبهه حق میباشد تا از این رهگذر بتواند گامی دیگر در تضعیف جریان حق بردارد. از منظر قرآن، در این مرحله، دشمن از دو حربه «استهزاء» و «تحقیر» استفاده میبرد. خداوند در آیه ۳۰ سوره یس ، به خاطر به مسخره گرفتن و وهن مقام انبیاء و رهبران جریان حق توسّط جریان باطل، تأسف فراوان خورده و میفرماید: «افسوس بر این بندگان که هیچ پیامبری برای هدایت آنها نیامد، مگر این که او را استهزاء میکردند.»
همچنین قرآن در آیاتی چند، به پیامبرانی اشاره مینماید که مورد استهزاء و تحقیر جبهه باطل واقع شدند؛ پیامبرانی مانند: حضرت موسی (ع) [۱۳]، حضرت شعیب (ع) [۱۴] و پیامبر بزرگ اسلام [۱۵].
توطئه بر ضد رهبری
مرحله سوم، راه اندازی توطئههای گوناگون بر ضد رهبریِ جریان حق است. به عنوان نمونه میتوان به توطئه قوم حضرت صالح بر ضدّ این پیامبر الهی اشاره نمود که در سوره نمل آیات ۴۹ ـ ۴۸ و دیگر آیات قرآنی به آن پرداخته شده است. دشمنان مخفیانه نقشهای کشیدند و سوگند یاد کردند که بر صالح و خانواده او شبیخون بزنند و همه را بکشند و سپس از این جریان، اظهار بی اطلاعی کنند! در مورد پیامبر اسلام (ص) نیز خداوند در آیات گوناگون به ویژه آیه ۸۱ سوره نساء به انواع توطئههای دشمنان بر ضد حضرت محمد (ص) از قبیل جلسات شبانه و مخفی بر ضد حضرت اشاره مینماید.
تهدید رهبری
مرحله چهارم مقابله جریان انحرافی با رهبری جبهه حق، تهدید رهبری است. تهدید رهبری جبهه حق، به منظور به «انفعال کشاندن» وی است. قرآن با ذکر نمونههایی از این برخورد گروه باطل، نقشه شوم دشمنان برای تضعیف رهبری را افشاء مینماید. نمونههایی مانند حضرت نوح (ع) [۱۶]، حضرت موسی (ع) [۱۷]، حضرت لوط (ع) [۱۸] و حضرت شعیب (ع) [۱۹]از این قبیل میباشند. مثلاً در مورد حضرت نوح، دشمنان به وی گفتند که اگر از حرفهای خود دست برنداری، سنگباران خواهی شد.
برخورد با رهبری
پنجمین و آخرین مرحلهای که جریان باطل جهت تضعیف رهبری جریان حق و در نتیجه، تضعیف کل این جریان به کار میگیرد، برخورد فیزیکی، اعم از ترور و ... است.
نمونه بارز این مسلئه حضرت نوح (ع) میباشد که در راه احیای راه حق، از انواع و اقسام گزندها و آسیبهای مخالفان در امان نماند. در مورد حضرت ابراهیم نیز آیه ۲۴ سوره عنکبوت به جریان به آتش افکندن این پیامبر توسط مخالفان اشاره مینماید. حضرت عیسی (ع) نیز طبق آیه ۱۵۷ سوره نساء، در معرض قتل توسط دشمنان قرار گرفته بود. پیامبر اسلام (ص) نیز طبق آیه معروف لیله المبیت[۲۰] ـ و من الناس من یشری نفسه ابتغاء مرضات الله - در معرض ترور مخالفان قرار گرفت. ضمن این که باید افزود که بنی اسرائیل نیز بسیاری از پیامبران خود را کشتند.
اتحاد مخالفان
برای ایجاد جنگ نرم بر ضد جریان حق و بسترسازی برای ایجاد نوعی اجتماع و وحدت بین مخالفان درجه اول جریان حق، اتحاد سیاسی دشمنان شکل گرفت. عمده گروههایی که در پی این اتحاد بودند، از منافقین بودند که در آیات گوناگون، قرآن به تلاش منافقان برای ایجاد یک مثلث شوم بر ضد مسلمانها، متشکل از «شرک، نفاق و یهود»، اشاره کرده است:
۳-۱ اتحاد منافقین با یهودیان در غزوه بنی قینقاع: خداوند متعال در آیه ۵۱ سوره مائده به اتحاد شوم منافقین با یهودیان اشاره کرده و آن را مورد نکوهش قرار میدهد.
۳-۲ اتحاد مثلث شوم «شرک، نفاق و یهود» در جنگ احد: در جنگ احد نیز این مثلث شوم به کمک هم آمدند تا با اسلام به مقابله بپردازند. آیات ۱۶۷ سوره آل عمران و ۸۸ سوره نساء، به این جریان اشاره دارد. این جنگ بر اثر کارشکنی همین مثلث، به ضرر جریان حق به پایان رسید.
۳-۳ جنگ احزاب؛ وحدت شرک و یهود و نقش ستون پنجمی نفاق: قرآن مجید، جلوهای دیگر از اتحاد مثلث شوم شرک، نفاق و یهود را در جریان جنگ احزاب برملا میکند. هر چند در این جنگ، طرف مقابل لشکر اسلام، به ظاهر، مشرکین بودند، ولی جریان به ظاهر بی طرف یهود در پشت جبهه و جریان منافقینِ رسوخ کرده در لشکر اسلام که به مثابه ستون پنجم دشمن به شمار میآمدند، نیز در واقع مقابل مسلمانان بودند. خداوند متعال در آیات ۲۶ سوره آل عمران و ۱۲ سوره احزاب، پرده از چهره کریه حزب نفاق برمی دارد و به مسلمین قوّت قلب میدهد.
۳-۴ جنگ تبوک و تشکیل باشگاه مخفی در خانه یک یهودی: جنگ تبوک نیز صحنهای دیگر از نمایش اتحاد مخالفان اسلام بود. با تجهیز نیروی سی هزار نفری مسلمانها جهت مقابله با سپاه روم، سران حزب نفاق با برگزاری جلسهای در خانه یک یهودی به نام «سویلم» درصدد رایزنی جهت ممانعت از حضور مسلمانان در این جنگ برآمدند. تعجب نخواهیم کرد وقتی بشنویم که اعضای حزب نفاق، محل مناسب تری برای نقشه کشی جز خانه این یهودی پیدا نکردند و این امر نشان میدهد که منافقان پیوسته با یهودیان در ارتباط و تماس بودند. قرآن در آیه ۶۵ سوره توبه، به جریان افشای این ارتباط میپردازد.
شایعه سازی
از جمله ابزارهای بسیار مهم جریان باطل و انحرافی جهت راه اندازی جنگ نرم بر ضدّ جریان حق، رواج شایعه به منظور ایجاد غفلت و آشفتگی ذهنی در جامعه و در نهایت ایجاد دلهره، یأس، ناامیدی و شکست در این جامعه است. خداوند متعال این نقشه ویران کننده را آنچنان برای جبهه حق خطرناک میداند که وجود این خطر را به پیامبر (ص) گوشزد میکند: «اگر منافقان و بیماردلان و آنها که اخبار دروغ و شایعات بی اساس در مدینه پخش میکنند، دست از کار خود برندارند، تو را بر ضدّ آنها میشورانیم، سپس جز مدت کوتاهی نمیتوانند در کنار تو در این شهر بمانند.» [۲۱]
سپس در ادامه، جهت آن که عمل شایعه پراکنی دشمن را تقبیح کند، میفرماید: «و از همه جا طرد میشوند و هر جا یافت شوند، گرفته خواهند شد و به سختی به قتل خواهند رسید.» [۲۲]. همچنین خداوند در آیه ۸۳ سوره نساء، به این حرکت خزنده دشمنان حق اشاره کرده و میفرماید: «و هنگامی که خبری از پیروزی یا شکست به آنها برسد، (بدون تحقیق) آن را شایع میکنند، در حالی که اگر آن را به پیامبر و پیشوایان ـ که قدرت تشخیص کافی دارند ـ بازگردانند، از ریشههای مسائل آگاه خواهند شد و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، جز عده کمی، همگی از شیطان پیروی میکردید و گمراه میشدید.»
نفوذ
میتوان یکی از راهکارهای سیاسی جریان انحرافی در جهت راه اندازی جنگ نرم بر ضد جبهه حق را تلاش آنها جهت نفوذ در لایهها و مراتب مختلف جریان حق دانست. جریان انحرافی از این طریق ضمن دستیابی به اسرار این جبهه، با ایجاد اختلاف و حاکم کردن فضای یأس و ناامیدی در زمان لازم، درصدد ضربه زدن به جبهه حق برمی آید. این راهکار بیش از همه، از سوی بزرگترین دشمن جبهه حق یعنی شیطان اجرا شده است. نفوذ مرحله به مرحله شیطان بر افکار انسانهای جبهه حق، موجب شده است که برخی از افراد این جریان، در دام شیطان گرفتار آیند. نفوذ شیطان نیز اغلب در لباس خیرخواهی با وسایل فریبنده و گوناگون صورت میپذیرد. در آیه ۶۴ سوره اسراء، خداوند متعال، شیطان را مخاطب قرار داده و میفرماید: «هر کدام از آنها را میتوانی با صدایت تحریک کن و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها گسیل دار و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی و آنها را با وعدهها سرگرم کن، ولی شیطان جز فریب و دروغ، وعدهای به آنها نمیدهد.»
گرچه در این آیه، مخاطب شیطان است، ولی در واقع هشداری است به همه انسانها و به ویژه افراد جریان حق که راههای نفوذ شیطان را دریابند و از تنوّع وسوسههای او آگاه شوند. جالب این که قرآن در آیه فوق به چهار بخش مهم از این وسایل اشاره میکند و به انسانها گوشزد میکند که از چهار سو مراقب باشند. این چهار بخش و برنامه عبارتند از: برنامههای تبلیغاتی، برنامههای اقتصادی و ظاهراً انسانی، برنامههای مخرب روانی و استفاده از نیروهای نفوذی.
ایجاد تفرقه
دشمنان جبهه حق، از دیرباز با استفاده از سلاح «دو به هم زنی» و «اختلاف اندازی» بین یاران جبهه حق، جنگ نرمی تمام عیار را بر ضد این جریان طرح ریزی کردهاند. قرآن مجید در آیه ۱۰۵ سوره آل عمران به جریان حق هشدار میدهد که: «و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند، (آن هم) پس از آن که نشانههای (روشن پروردگار) به آنها رسید و آنها عذاب عظیمی دارند». خداوند در چندین فراز از قرآن، به نقشه خزنده دشمنان جریان حق، جهت ایجاد اختلاف و تفرقه بین این جریان اشاره میکند و با بیان مصادیق آن، پی آمدهای ناگوار این حربههای دشمن را مورد اشاره قرار میدهد. نگاهی به دو نمونه آن، ما را با سرنوشت همه امتهایی که تفرقه، بذر ذلت را بر آنها پاشید، آشنا میسازد:
۶-۱ تفرقه اندازی فرعون میان مردم مصر: قرآن به تلاش فراوان فرعون اشاره مینماید که تلاش کرد میان مردم مصر تفرقه بیندازد: «فرعون در زمین برتری جویی کرد و اهل آن را به گروههای مختلفی تقسیم نمود؛ گروهی را به ضعف و ناتوانی میکشاند، پسرانشان را سرمی برید و زنانشان را (برای کنیزی و خدمت) زنده نگه میداشت. او به یقین از مفسدان بود.» [۲۳]
۶-۲ همچنین در قرآن، به تلاش منافقین جهت ایجاد تفرقه در جبهه حق اشاره میشود. آیات ۱۴۱ سوره مبارکه نساء و یک و هشت سوره منافقون، به این قضیه پرداخته است. این آیات، این مطلب را میرسانند که منافقین، به علت وجود روحیه دورویی، همواره درصدد تمایل به گروهی اند که منافع آنها را تأمین کنند، لذا در طول تاریخ به تفرقه افکنی پرداختهاند.
شیوهها و روشهای اجتماعی
دومین شیوه و روش دشمنان جهت مقابله با جریان حق، اتخاذ راهکارها و روشهای اجتماعی است. در آیات قرآنی به برخی از این مؤلفهها و راهکارها، اشاره شده است:
خدعه و حیله گری
از جمله راهکارهایی که جریان باطل جهت براندازی نرم بر ضد جبهه حق به کار میگیرند، خدعه و حیله گری است. بارزترین وجهه خدعه گری بر ضد حق، جریان فریب حضرت آدم توسط ابلیس است که خداوند متعال در آیات گوناگون قرآن از جمله آیات ۱۹، ۲۰، ۲۱، و ۲۷ سوره اعراف به آن اشاره نموده است. جریان باطل نیز با تأسی به این ترفند همیشگی شیطان، به خدعه گری میپردازد؛ آن گونه که در آیه ۹ سوره بقره آمده است: «میخواهند خدا و مؤمنان را فریب دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمیدهند، [اما] نمیفهمند.» قرآن همچنین یادآور میشود که برخی از منافقان، آن چنان شیرین زبان و پشت هم انداز هستند که با گفتار خود حتی توجه پیامبر (ص) را جلب میکنند: «و از مردم، کسانی هستند که گفتار آنان در زندگی دنیا، مایه اعجاب تو میشود. [در ظاهر، اظهار محبت شدید میکنند] و خدا را بر آنچه در دل دارند، گواه میگیرند [در حالی که] آنان سرسختترین دشمنانند.» [۲۴]
فریب افکار عمومی
«جریان باطل و انحرافی، از طریق مکر و حیله دنبال فریب افکار عمومی است تا از این رهگذر به پیروزی بر جبهه حق برسند. حربه فریب افکار عمومی از طریق شیطنتهای سیاسی، فرهنگی و ... از دیرباز مورد استفاده دشمن جبهه حق قرار گرفته است. قرآن به چند نمونه از این حربه دشمنان اشاره مینماید. در آیه ۲۶ سوره فصلت آمده است: «کافران گفتند گوش به این قرآن ندهید و هنگام تلاوت آن جنجال کنید، شاید پیروز شوید.» این، یک روش قدیمی برای مبارزه در برابر نفوذ حق است که امروزه برای منحرف کردن افکار عمومی و خفه کردن صدای منادیان حق و عدالت، محیط را آنچنان پر از جنجال میکنند که هیچ کس صدای آنها را نشنود. همچنین میتوان نمونه دیگر استفاده از حربه عوام فریبی را در فرازهایی از برخورد فرعون با حضرت موسی (ع) مشاهده نمود که در جریان اصابت تیر خون آلود به آسمان که با نقشه قبلی خود فرعون طرح ریزی شده بود، به اصطلاح خدای موسی توسط فرعون کشته شد!! این مسئله در آیاتی نظیر:(غافر/ ۲۶) ، (شعراء/ ۲۴) و (قصص/ ۳۸) ذکر گردیده است.
تضعیف روحیه
از جمله اقداماتی که دشمنان جریان حق در راستای راه اندازی جنگ خاموش و فتنه علیه این جریان معمول میدارند، تضعیف روحیه طرفداران این جبهه است. نمونههای متعددی از این توطئه، در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است. به عنوان نمونه باید به تضعیف روحیه یاران حضرت نوح (ع) در جریان ساخت کشتی اشاره نمود که در آیات ۱۱۷ و ۱۱۸ سوره شعراء به آن توجه شده است. همچنین خداوند به جریان تضعیف روحیه پیامبر اسلام (ص) و یاران او اشاره نموده و در آیه ۲۶ سوره آل عمران آنان را این گونه دلگرمی میدهد: «بگو بار الها! مالک حکومتها تویی. به هر کس بخواهی، حکومت میبخشی و از هر کس بخواهی، حکومت را میگیری. هر کس را بخواهی عزت میدهی و هر که را بخواهی، خوار میکنی. تمام خوبیها به دست تو است. تو بر هر چیزی قادری.» خداوند در آیه ۴ سوره مؤمن، مؤکداً به پیامبر اسلام (ص) توصیه مینماید که: «مبادا قدرت نمایی آنان تو را بفریبد.»
شیوهها و روشهای فرهنگی
بخش دیگری از نقشه دشمن در جریان برخورد با جبهه حق، اتخاذ راهکارهای فرهنگی است. این راهکار که امروز با نام «تهاجم فرهنگی» و به شکل سازمان یافته و فراگیر با نام «ناتوی فرهنگی» شناخته میشود، از دیرباز مورد توجه ویژه جریان باطل قرار داشته است. قرآن نیز در فرازهایی از آیات خود، این خطر بزرگ را به همه انسانها گوشزد مینماید. میتوان گفت که برای اولین بار، مسئله تهاجم فرهنگی، در جریان مقابله ابلیس با حضرت آدم (ع) نمایان شد و آن گونه که در آیات ۱۶ و ۱۷ سوره اعراف آمده است، نقطه شروع تهاجم فرهنگی باطل بر ضد فرهنگ حق، کلید خورد. خداوند در آیات دیگر نیز خطر توطئه تهاجم فرهنگی دشمنان جریان حق را گوشزد مینماید. در آیه ۱۰۹ سوره بقره، از علاقه قلبی دشمنان جریان حق جهت ایجاد انحراف در جامعه طرفدار حق پرده برداشته و میفرماید: «بسیاری از اهل کتاب آرزو میکنند که شما را بعد از ایمانتان به کفر برگردانند.» و در آیه ۲۷ سوره نساء به اراده جدی جریان باطل برای به انحراف کشاندن جریان حق اشاره مینماید: «و شهوت پرستان (کسانی که متابعت شهوت میکنند) اراده دارند که شما منحرف شده و عدول عظیمی انجام دهید.» آیه ۲۱۷ سوره بقره نیز از عزم و همت قاطع آنان، برای به نتیجه رسیدن تهاجم فرهنگی سخن میگوید: «و مشرکان پیوسته با شما میجنگند تا اگر بتوانند شما را از آیینتان برگردانند.»
دشمنان جریان حق، دو راهبرد را برای عملی کردن این پروسه از جنگ نرم، مؤثر میدانند: راهبرد اول؛ دین زدایی و عقیده ستیزی است و راهبرد دوم؛ فرهنگ ستیزی. قرآن مجید این دو راهبرد دشمن را مورد اشاره قرار میدهد:
دین زدایی
در قرآن، چهار مؤلفه برای ابعاد دین زدایی دشمنان حق ذکر شده است که عبارتند از: تردید در مقدسات، شریعت سازی، تبلیغات کاذب و تحریف دین:
۱-۱- تردید در مقدسات: مهمترین راهکار دشمن برای راه اندازی جنگ نرم بر ضد جریان حق، ایجاد شبهه و تردید در مقدسات این جریان است؛ نقشهای که به منظور تهی شدن جامعه حق طلب از معارف دینی، طرح ریزی شده و هدف نهایی آن، شکننده کردن جریان حق در برابر تهاجمهای بعدی و به ویژه براندازی سخت است. دو نمونه از این اقدام دشمنان، مورد اشاره قرآن قرار گرفته است: نمونه اول؛ رویه ستاره پرستان است که در معتقدات و مقدسات حضرت ابراهیم (ع) تردید انداختند و در آیات ۷۵ تا ۸۳ سوره انعام بدان پرداخته شده است. نمونه دوم نیز محاجه فرعون با حضرت موسی (ع) در اصل توحید و ربوبیت الهی است که آیات ۲۳ الی ۲۸ سوره شعراء به آن اشاره دارد.
۱-۲ شریعت سازی: منظور از شریعت سازی، تلاش دشمنان جبهه حق، جهت نمادسازیهای دروغین به منظور انحراف اذهان عمومی از دین حق و نمادها و آموزههای آن است. در قرآن به چند نمونه از این توطئه دشمنان اشاره شده است:
۱-۲-۱ گوساله سامری: آیات ۸۵ الی ۹۷ سوره طه و ۱۴۸ سوره اعراف به یک گوساله مصنوعی اشاره میکند که توسط سامری ساخته شد تا توسط مردم، عبادت گردد! حضرت موسی (ع) برای نابودی کامل نماد کاذب و دروغینی به نام گوساله سامری، آن را آتش زده، سوزانده و به دریا ریخت.
۱-۲-۲ مسجد ضرار: در آیه ۱۰۷ سوره توبه، خداوند به ساختن نماد دینی کاذب دیگر توسط جریان انحرافی و باطل اشاره میکند که جهت انحراف مردم ساخته شد. این مسجد، «ضرار» نام داشت که بعدها توسط پیامبر به طور کامل ویران گردیده و به مزبله تبدیل شد.
۱-۳ تحریف دین: تحریف دین به معنای وارونه جلوه دادن حقایق دین از راههای گوناگون است، راههایی از قبیل جعل و نشر حدیث، آیه و ... . خداوند در آیه ۱۳ سوره مائده این سیاست مزورانه را افشاء مینماید. خداوند همچنین به کسانی که از طریق «کتمان حقایق» به تحریف دین روی میآورند هم لعن فرستاده و آنها را ملعونترین انسانها قلمداد میفرماید [۲۵]. در آیه ۴۲ سوره بقره نیز التقاط به عنوان نوعی تحریف در دین ذکر شده است که توسط دشمنان، جهت قلب حقایق دینی و زدودن ارزشها و معارف دینی از جامعه طرفدار حق مورد استفاده واقع میشود.
۱-۴ تبلیغ دین باطل: از دیگر راه کارهای فرهنگی دشمنان برای ایجاد جنگ نرم بر ضد جریان حق، راه اندازی تبلیغات وسیع برای دین و جریان باطل است. قرآن مجید به دو نمونه از تلاشهای دشمنان برای راه اندازی این هیاهوی تبلیغاتی اشاره مینماید: نمونه اول؛ در مورد تلاش دانشمندان یهودی مخالف پیامبر (ص) است که تبلیغات وسیعی را برای متزلزل ساختن ایمان مردم بر ضد پیامبر اسلام (ص) به راه انداختند که در آیه ۷۲ سوره آل عمران، به این مسئله اشاره شده است. قرآن همچنین به نقشه فریبنده دشمنان اسلام در تبلیغات دروغین افکار و عقاید خود اشاره کرده و تلاش آنها را برای دست کشیدن مسلمانها از دین خود و تمایل به دین آنها افشا مینماید: «آنها گفتند هیچ کس، جز یهود یا نصاری، هرگز داخل بهشت نخواهد شد.»[۲۶] و در جای دیگر نیز میفرماید: «و کافران به مؤمنان گفتند شما از راه ما پیروی کنید [و اگر گناهی دارد] ما گناهانتان را بر عهده خواهیم گرفت.»[۲۷]
فرهنگ ستیزی و مسخ ارزشهای دینی
دومین راهکار دشمنان در زمینه تهاجم فرهنگی، فرهنگ ستیزی و مسخ ارزشهای فرهنگیِ جامعه طرفدار حق است. این راهکار، اصولاً از دو طریق صورت میپذیرد؛ اول از طریق ترویج فرهنگ منحط و دیگری اشاعه و گسترش فساد و فحشاء:
۲-۱ ترویج فرهنگ منحط: قرآن در آیات متعدد، شاه بیت ترویج فرهنگ منحط را جریان اشاعه فرهنگ شرک و الحاد و تهاجم به فرهنگ توحیدی میداند. در آیه ۱۱۶ سوره بقره، با ظرافت به این توطئه دشمنان اشاره گردیده که در آن، به انکار توحید مبادرت شده است. در آیه ۷۷ سوره مائده نیز خداوند میفرماید: «بگو ای اهل کتاب! در دین خود غلو نکنید و غیر از حق نگویید و از هوسهای جمعیتی که پیش تر گمراه شدند و دیگران را گمراه کردند و از راه راست منحرف گشتند، پیروی ننمایید.» نیز در سوره توبه آیه ۶۶ اشاره میکند که منافقان به منکر امر کرده و از معروف نهی میکنند.
۲-۲ اشاعه فساد و فحشاء: راه دیگر دشمن جهت فرهنگ ستیزی و استحاله فرهنگی جامعه، اشاعه فساد در جامعه است. آنچه بیش از همه مؤلفهها مورد اشاره قرآن در تبیین این مسئله قرار گرفته است، دو مؤلفه رواج خوشگذرانی و فساد جنسی در جامعه است:
۲-۲-۱ رواج تجمل خواهی و خوشگذرانی: خداوند در مورد این گزینه، از واژه «اتراف» و «مترفین» استفاده مینماید. خداوند، جامعه خوشگذران را یک جامعه منحط میداند که عاقبت آن، فنا و نیستی است. در آیات ۱۶ سوره اِسراء و ۵۸ سوره قصص به این مسئله اشاره شده است.
۲-۲-۲ رواج فساد جنسی: قرآن با هشدار نسبت به این توطئه دشمنان، عموماً به دو مورد از فساد جنسی که از سوی دشمنان جهت انحطاط جامعه ترویج میشود، اشاره مینماید. اولین مورد عمل شنیع لواط است که در میان قوم لوط رواج داشت و جامعه آن زمان را به ورطه فساد و سقوط کشانید [۲۸] مورد دیگر نیز، عمل زنا است که دشمن همواره با اشاعه این عمل زشت، درصدد به گمراهی کشاندن جامعه طرفدار حق است. خداوند در آیه ۳۲ سوره اسراء به شدت از این عمل نهی فرموده و جامعه آلوده به این زشتی را در راه گمراهی و ضلالت قلمداد مینماید.
خــاتمــه
شیوهها و شگردهای مقابله جریان باطل و انحرافی بر ضدّ جبهه حق، هر چند همه جانبه و قدرتمند بوده و هست و همواره موجب ریزش افراد سست ایمان و بی بصیرت شده است و از این جهت به نفع جبهه باطل گردیده، اما در مقابل، ایمان و اتحاد و اراده عناصر مؤمن را تقویت کرده و در نهایت به پیروزی کسانی خواهد انجامید که در این آزمونها بر دین حق استقامت میورزند.
بقای دین الهی تا به امروز و پیروزیهای بزرگ جنگ توحید بر ضدّ جبهه شرک و کفر و نفاق در تاریخ، در برابر صف آرایی و توطئههای همه جانبه و پیچیده پیدا و پنهان دشمن، گویاترین سند بر پیروز بودن ایمان و جبهه حق بر شیوهها و شگردهای جبهه باطل است.
نکته پایانی
آنچه تاکنون گفته شد، شمّهای از شیوههای مقابله جریان باطل با جریان حق از منظر قرآن بود. همان گونه که میدانیم، قرآن کتابی برای دوران گذشته نیست، بلکه کتابی برای همه دوران است و نکتههای تاریخی و تربیتی آن گوشزد کننده چالشهای موجود در همه اعصار و امصار است. قرآن را نمیتوان به دوره پیامبر و اهل بیت منحصر کرد، بلکه این کتاب آسمانی، چراغ راهی است برای همیشه زمان و برای همه انسانها. اگر قرآن به نمونهها و روشهای سیاسی جریان انحرافی در آن دوران اشاره میکند؛ یعنی آنکه هنوز هم این جریان وجود دارد و با ایجاد جنگ روانی، تحریک افکار عمومی، قدرت نمایی و ارعاب، راه اندازی هیاهوی سیاسی، تضعیف رهبری، قداست شکنی و توطئه بر ضد رهبری، شایعه سازی، نفوذ و ایجاد تفرقه بین نیروهای ارزشی، به اهداف پلید خود میپردازد.
اگر قرآن به نمونهها و روشهای اجتماعی جریان انحرافی بر ضد جریان حق اشاره میکند؛ یعنی که هنوز هم این جریان از طریق خدعه و نیرنگ، فریب افکار عمومی و تضعیف روحیه نیروهای مؤمن و حزب اللهی، درصدد نابودی جبهه حق است و اگر قرآن به شیوهها و روشهای فرهنگی جریان انحرافی اشاره میکند، یعنی آنکه این جریان در حال حاضر هم به دین زدایی، فرهنگ ستیزی و تهاجم فرهنگی و مسخ ارزشهای دینی مبادرت میورزد.
آنچه امروزه در لایههای پیدا و پنهان جامعه دیده میشود، سایهای از افکار مخوف جریانات انحرافی است که با تمام وجود درصدد است تا ارزشهای دینی و اخلاقی جامعه را به مسلخ برده و ذبح نماید. هشدار قرآن به جریان حق، ناظر به اکنون نیز هست. باید به هوش بود که نیروهای مؤمن و ارزشی در خواب خوش غفلت و بی خبری فرو نروند، چرا که جریانات انحرافی، همیشه دوران، درصدد خواب خوش جریان حق است تا زهر کشنده افکار و اندیشههای خود را در بدن جامعه دینی تزریق کرده و آن را به خوابی عمیق و ابدی، رهنمون سازد.
این مقاله براساس فصل سوم کتاب جنگ نرم از دیدگاه قرآن با عنوان «شیوههای جنگ نرم بر ضد انبیا در قرآن کریم» که به قلم نگارنده نوشته شده است، با تلخیص و تغییر، به نگارش درآمده است.
فهرست منابع
۱. قرآن کریم.
۲. سیدقطب، فی ظلال القرآن، ج چهارم.
۳. محسن قرائتی، تفسیر نور، ج اول و پنجم.
۴. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، مجلدات ۲ و ۳ و۴ و۹ و۱۲ و۱۵ و ۱۶و۱۸ و۲۰ و 23.
۵. آیت الله جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج ۴ و 12.
۶. عفیف عبدالفتاح طبّاره، همراه با پیامبران در قرآن.
۷. آلوسی بغدادی، تفسیر روح المعانی، ج ۲۴ و 20.
۸. فضل بن حسن طبرسی، اعلام الوری.
۹.مجله فرهنگ پویا، شماره 23.
پا نویس
- ↑ قمر/ 9.
- ↑ اعراف/ 66.
- ↑ شعرا/ 27.
- ↑ حجر/ 6.
- ↑ شعراء/ 46.
- ↑ شعراء/ 49.
- ↑ شعراء/ 185.
- ↑ فرقان/ 8.
- ↑ هود/ 27.
- ↑ اعراف/ 66.
- ↑ شعراء/ 186.
- ↑ صافات/ 36.
- ↑ شعراء/ 25.
- ↑ هود/ 87.
- ↑ فرقان/ 41.
- ↑ شعراء/ 116.
- ↑ شعراء/ 29.
- ↑ شعراء/ 167.
- ↑ اعراف/ 88.
- ↑ بقره/ 207.
- ↑ احزاب، 60.
- ↑ احزاب، 61.
- ↑ قصص/ 4.
- ↑ بقره/ 204.
- ↑ بقره/ 159.
- ↑ بقره/ 111.
- ↑ عنکبوت/ 12.
- ↑ اعراف، 80 الی 82.







