فرهنگ مصادیق:تفسیر و احکام استعاذه (اعوذ بالله من الشیطان رجیم)

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۸ توسط Kazem (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح ارقام، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح نویسه‌های عربی)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
تفسیر و احکام استعاذه (اعوذ بالله من الشیطان رجیم)

آیاتی که در بارۀ استعاذه آمده است

خداوند متعال می‌فرماید: (خذ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ (۱۹۹) وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۲۰۰): (عفو را پیشه کن و به نیکی دستور ده و از جاهلان روی بگردان، و اگر از شیطان به تو وسوسه‌ای رسید، به خداوند پناه بر، که او شنوایِ داناست). [۱]
و می‌فرماید: {ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَصِفُونَ (۹۶) وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ (۹۷) وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ (۹۸) (بدی را به بهترین روش دفع کن، ما به آنچه توصیف می‌کنند، داناتریم. و بگو: پروردگارا! از وسوسه‌های شیطان به تو پناه می‌برم؛ و از این که آنان نزد من حاضر شوند (نیز) ای پروردگار، به تو پناه می‌برم). [۲]
و می‌فرماید: {ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (۳۴) وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (۳۵) وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (۳۶): (بدی را با آنچه نیکوتر است دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، چون دوستی گرم و صمیمی گشته است. و این [خصلت خوب] جز به کسانی که شکیبا هستند نمی‌رسد و جز کسانی که بهر ه ی بزرگی [از ایمان و تقوا] دارند، به آن نایل نمی‌گردند!). [۳]
در قرآن همین سه آیه به این معنا است و آیه ی چهارمی وجود ندارد، پیام آیات این است که خداوند دستور می‌دهد به دشمن از نوع انسان خوبی شود تا او را به طبع پاکش برگردانند و برای این کار رعایت اصل دوستی و گذشت لازم است و نیز دستور می‌دهد که از دشمن شیطانی ناگزیر باید به خداوند متعال پناه ببرند، چرا که در این دشمن نیکی و خوبی تأثیرگذار نیست و تنها به دنبال نابودی انسانها است و بس. و چون میزان دشمنی بین شیطان و انسان از پیش زیاده بوده است. خداوند متعال می‌فرماید: {یَا بَنِی آَدَمَ لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ}: (ای فرزندان آدم! مبادا شیطان شما را به فتنه اندازد، چنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند). [۴]
و می‌فرماید: {إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ (۶): (در حقیقت، شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزب خود را به شعله‌های آتش سوزان جنهم دعوت می‌کند). [۵]
و می‌فرماید: {وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآَدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِنْ دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا (۵۰) (آیا [با این حال] او [شیطان] و ذریه اش را به جای من اولیای خود انتخاب می‌کنید، درحالی که آنها دشمن شما هستند؟! چه بدجایگزینی است برای ظالمان!). [۶] شیطان برای پدر انسان سوگند یاد کرده بود که از خیرخواهانش است، درحالی که دروغ بود! حال با ما چه معامله‌ای خواهد کرد؟! خداوند متعال می‌فرماید: {قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ (۸۲) إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ (۸۳): (شیطان گفت: به عزت تو سوگند که همه ی آنان را گمراه خواهم کرد، مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!). [۷] و می‌فرماید: {فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآَنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ (۹۸) إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَلَی رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (۹۹) إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَی الَّذِینَ یَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ (۱۰۰): (آنگاه که خواستی قرآن بخوانی از شیطان رانده شده، به الله پناه ببر! چرا که او را بر کسانی که ایمان آورده‌اند و برالله توکل می‌کنند تسلطی نیست. تسلط او تنها بر کسانی است که او را به سرپرستی [و دوستی] خود برگزیده‌اند و بر کسانی است که به الله شرک می‌ورزند). [۸] گفتن «اعوذبالله ... » قبل از تلاوت آیه: {فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآَنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ:} (آنگاه که قرآن می‌خوانی از شیطان رانده به الله پناه ببر). «نحل/۹۸» به این معنا است که هرگاه خواستی قرآن بخوانی اعوذبالله ... بگو! همانند آیه ی: {إِذَا قُمْتُمْ إِلَی الصَّلَاهِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ}: (هرگاه برای ادای نماز برخواستید، صورتهای و دستهایتان را بشویید).[۹] که به معنای (هرگاه خواستید نماز بخوانید ... ) است. دلیل این معنا، احادیثی است که از رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - روایت است. امام احمد از ابوسعید خدری - رضی الله عنه - روایت می‌کند که: هرگاه رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - در شب برای ادای نماز برمی خواست، نمازش را آغاز می‌فرمود و پس از گفتن الله اکبر می‌فرمود: (خداوندا! تو پاک ومنزهی، سپاسی (شایسته) تو را سزاست، نام تو با برکت است. و مقام تو بلند است و معبود بر حقی جز تو نیست). و سپس می‌گفت: معبود بر حقی جز الله نیست (سه مرتبه) و می‌گفت: به خداوند شنوای دانا، از شیطان رانده شده و از دیوانگی (وسوسه)، تکبر و شعر (دمیدن) او پناه می‌برم). [۱۰] این دعا مشهورترین دعا در مورد این مسئله است. و واژه ی «همز» بر مرگ و خفه کردن و «نفخ» به تکبر و «نفث» به شعر تفسیر شده است.
ابوداود از جبیربن مطعم از پدرش روایت می‌کند. که دیدم رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - بعد از آن که نماز را شروع می‌کرد، می‌فرماید: (خداوند بسیار بزرگ است. (سه مرتبه) خداوند را حمد و ستایش فراوان (سه مرتبه) خداوند بامدادان و شامگاهان پاک و منزه است (سه مرتبه) خداوندا! از شیطان رانده شده و دیوانگی تکبر و شعرش به تو پناه می‌برم.) عمرو گوید: منظور از «همزه» مرگ و خفگی و از «نفخه» تکبر و «نفثه» شعر است.[۱۱]
ابن ماجه گوید: حدثنا علی بن المنذر: حدثنا ابن فضیل حدثنا: عطاء بن السائب عن ابی عبدالرحمان السلمی عن ابن مسعود عن النبی - صلی الله علیه وسلم - قال: «اللهم انی اعوذ بک من الشیطان الرجیم و همزه و نفخه و نفثه» (خداوندا! از شیطان رانده شده، دیوانگی، تکبر و شعر او به تو پناه می‌برم) گوید «همزه» یعنی مرگ «نفخه» تکبر و «نفثه» یعنی شعر. [۱۲]

اعوذ با الله گفتن در هنگام خشم و غضب

حافظ ابویعلی، احمد بن علی بن مثنی موصلی در مسند خود از ابی ابن کعب روایت می‌کند که: دو نفر در حضور رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - جر و بحث می‌کردند و یکی از آن دو به حدی خشمگین شده بود که از شدت خشم، نزدیک بود بینی اش پاره گردد. رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - فرمود: من چیزی می‌دانم که اگر آن را بگوید، خشمش فرو می‌نشیند. و آن این است که بگوید؛ «أعوذ باالله من الشیطان الرجیم» نسائی در «الیوم واللیله» به همین الفاظ روایت کرده است. [۱۳].
سلیمان ابن صرد می‌گوید: در حضور پیامبر - صلی الله علیه وسلم - دو نفر یکدیگر را دشنام می‌دادند و ما نزد ایشان نشسته بودیم، یکی از آن دو دیگری را دشنام می‌داد و چهره اش از شدت خشم برافروخته شده بود. پیامبر - صلی الله علیه وسلم - فرمود: من کلمه‌ای می‌دانم که اگر آن را بگوید، خشم اش فرو می‌نشیند. (اگر بگوید: «اعوذ باالله من الشیطان الرجیم» خشم اش فرو می‌نشیند). گفتند مگر نمی‌شنوی که رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - چه می‌گوید؟ گفت: من دیوانه نیستم. (که چنین کلمه‌ای را بگویم)!
درباره ی استعاذه احادیث زیادی وارد شده است که ذکر همه ی آن‌ها موجب طولانی شدن بحث می‌گردد و این احادیث در کتابهای اذکار و فضایل اعمال است. «والله اعلم»

استعاذه واجب است یا مستحب

مسئله: جمهور علما می‌گویند: گفتن أعوذ باالله در آغاز تلاوت مستحب است، واجب نیست که اگر کسی آن را نگوید گناهکار شود. رازی گوید: عطاء ابن ابی رباح می‌گوید: گفتن أعوذ باالله ... در نماز و در هنگام تلاوت واجب است. رازی می‌گوید: ادله ی عطاء عبارتند از: ظاهر آیه ی «فاستعذ» که امر است و به ظاهر وجوب را اثبات می‌کند. و نیز رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - همیشه به گفتن أعوذ باالله مواظبت کرده است. و گفتن أعوذ باالله شر شیطان را دفع می‌کند. (و دفع شر شیطان واجب است) و هر چه واجب بدون آن کامل نشود، آن هم واجب است. و نیز گفتن أعوذ باالله به احتیاط نزدیک تر است. آن گاه که فرد می‌گوید: «أعوذ باالله من الشیطان الرجیم» برایش کافی است.

از نکات قابل توجه در استعاذه

از نکات قابل توجه در استعاذه است که: موجب می‌شود دهان از سخن لغو و بیهوده‌ای که گفته است، پاک شود و أعوذ باالله گفتن دهان را پاک می‌کند. و این کار برای تلاوت کلام خدا و استعانت از او تعالی و اعتراف به قدرت اوست. و از طرفی بنده با گفتن أعوذ باالله به ضعف و ناتوانی خود در برابر دشمن آشکار باطنی اعتراف می‌کند. همان دشمنی که توان بازداشتن و دفع آن را کسی جز خداوندی که خالق آن است، ندارد. و این دشمنی است که مدارا و نیکی ـ بر خلاف دشمنان از نوع انسان ـ در او هیچ تأثیری ندارد. و در سه سوره از قرآن به این حقیقت تصریح شده است و خداوند می‌فرماید: {إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ وَکَفَی بِرَبِّکَ وَکِیلًا (۶۵): (به یقین، تو را بر بندگان [صالح] من تسلطی نیست و کفالت پروردگارت کافی است). [۱۴] و حتی گاهی ملائکه برای جنگ با دشمن از نوع بشر فرود می‌آیند. و هر فرد مؤمنی را که دشمن ظاهری از نوع بشر بکشد، شهید است. لیکن هر کس را دشمن باطنی اش بکشد، از رحمت خدای متعال محروم شده است. و هر کس را دشمن ظاهری مغلوب کند، در نزد پروردگار مأجور است و هر کس را دشمن باطنی شکست دهد، گرفتار فتنه شده و یا گنهکار است. و از آنجایی که شیطان انسان را از جایی می‌بیند که انسان او را نمی‌بیند، لذا از او به ذاتی (الله) پناه می‌برد که شیطان را می‌بیند ولی شیطان او را نمی‌بیند.<br/ (فصل) استعاذه پناه بردن به خداوند متعال و پیوستن به او تعالی از هر شر و شرور است. و «عیاذه» به خاطر دفع شر است و «اللیاذ» به هدف جلب خیر است.

معنای استعاذه

أعوذ باالله من الشیطان الرجیم یعنی: از شیطان رانده شده، در دین، دنیا یا هر کس و چیزی که مانع انجام کارهای خیر من شود و یا مرا به انجام کارهایی که منع شده‌ام، تحریک کند، به خداوند متعال پناه می‌برم؛ چرا که جز الله کسی نمی‌تواند شیطان را از انسان دفع کند. به همین دلیل است که خداوند دستور می‌دهد به دشمن از نوع انسان خوبی و مدارا شود تا او را بدینوسیله از شر و آزار باز او دارد. و از شیطان به خدا پناه ببرد. چون شیطان رشوه قبول نمی‌کند و خوبی برای شیطان هیچ اثری ندارد. چون طبیعت او شر است و بجز خالق او کسی نمی‌تواند او را از انسان دفع کند و همین حقیقت در سه آیه از قرآن به صراحت آمده است؛ خداوند در سوره اعراف می‌فرماید: (خذ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجَاهِلِینَ (۱۹۹): (عفو را پیشه کن، به نیکی دستور ده و از جاهلان روی بگردان). [۱۵] این فرمان به دشمن از نوع انسان مربوط می‌شود. و خداوند متعال می‌فرماید: {وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (۲۰۰): (و اگر از شیطان وسوسه‌ای به تو می‌رسد، به الله پناه ببر که او شنوای داناست). [۱۶] و در سوره ی «قد افلح المومنون» می‌فرماید: {ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ السَّیِّئَهَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا یَصِفُونَ (۹۶) وَقُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ (۹۷) وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَنْ یَحْضُرُونِ (۹۸): (و بدی را به شیوه‌ای که نیکوتر است دفع کن، ما به آنچه توصیف می‌کنند داناتریم، و بگو: پروردگارا از وسوسه‌های شیطان به تو پناه می‌برم. و ای پروردگار من! از حضور آن‌ها به نزد تو، من پناه می‌آورم). [۱۷] و می‌فرماید: {وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَلَا السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ (۳۴) وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا وَمَا یُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِیمٍ (۳۵) وَإِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ (36)
(هرگز بدی و نیکی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کسی که میان تو و او دشمنی بود، چون دوستی صمیمی گشته است، جز کسانی که شکیبا هستند به این مقام نمی‌رسند، و جز کسانی که بهره ی عظیمی (از ایمان و تقوی) دارند به آن نایل نمی‌گردند! و هر گاه از شیطان وسوسه‌ای به تو رسید، به الله پناه ببر که او خود شنوای داناست). [۱۸]

نام گذاری ابلیس به شیطان

شیطان در زبان عربی از واژه ی «شطن» زمانی که دور شود، مشتق شده است. و سرشت شیطان از سرشت انسان‌ها متفاوت است. و با گناهانش از تمام خیرها دور است. و گفته‌اند: از ریشه ی «شاط» گرفته شده است.
سیبویه گوید: عربها به کسی که کاری شیطانی انجام دهد (شیطانی کند) می‌گویند: «تشیطن» اگر از ریشه یشاط مشتق می‌بود، باید می‌گفتند: «تشیط» به این ترتیب، قول صحیح این است که واژه ی شیطان به معنای دوری است، به همین د لیل به هر سرکش اعم از جن، انسان و حیوان، شیطان می‌گویند. خداوند متعال می‌فرماید: {وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا}: (این چنین در برابر هر پیامبری دشمنی از شیاطین جن و انس قرار دادیم که سخنان فریبنده و بی اساس (برای اغفال مردم) بر یکدیگر القا می‌کنند). [۱۹] ابوذر - رضی الله عنه - گوید: رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - فرمود: (ای ابوذر! از شیاطین انس و جن به الله پناه ببر!) گفتم: ای رسول خدا - صلی الله علیه وسلم -! آیا شیاطین انسی هم وجود دارند؟ فرمود: آری [۲۰]
و نیز ابوذر - رضی الله عنه - گوید: رسول خدا - صلی الله علیه وسلم - فرمود: (عبور سه دسته از جلوی نمازگزار، نماز را قطع می‌کند؛ زن، الاغ و سگ سیاه) گفتم: ای رسول خدا - صلی الله علیه وسلم -! سگ سیاه با سگهای سرخ و زرد چه تفاوتی دارد؟ فرمود: (سگ سیاه شیطان است.) [۲۱]
ابن جریر روایت می‌کند که عمر بن خطاب - رضی الله عنه - قاطری (اسب ترکی) را سوار شد و حیوان سرکشی می‌کرد و عمر - رضی الله عنه - آن را می‌زد، و هر چه می‌زد بیشتر سرکشی می‌کرد، از آن پیاده شد و گفت شما مرا بر شیطان سوار کردید، تنها به این علت از آن پیاده شدم که قلباً از آن متنفرگردیدم و اسناد آن صحیح است.[۲۲]

معنای «الرجیم»

واژه ی رجیم بر وزن فعیل و به معنای مفعول است. یعنی مردود است و از تمام انواع خیر طرد و رانده شده است. خداوند متعال می‌فرماید: {وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ (۵): (ما آسمان دنیا [نزدیکتر] را با چراغهایی زینت دادیم. و آنها [شهابها] را وسیله راندن شیاطین قرار دادیم).[۲۳].
و می‌فرماید: {إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَهٍ الْکَوَاکِبِ (۶) وَحِفْظًا مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ مَارِدٍ (۷) لَا یَسَّمَّعُونَ إِلَی الْمَلَإِ الْأَعْلَی وَیُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ (۸) دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (۹) إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَهَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (۱۰): (ما آسمان دنیا [نزدیک] را با ستارگان آراستیم، تا آن را از هر شیطان سرکشی حفظ کنیم، آنها نمی‌توانند به سخنان فرشتگان [ساکنان] عالم بالا گوش فرا دهند و از هر سو هدف قرار می‌گیرند، تا به عقب رانده شوند، و برایشان عذابی پیوسته و دائم است! مگر کسی که [از سخن ملائکه] چیزی برباید که شهابی شکافنده دنبالش می‌کند).[۲۴] و می‌فرماید: {وَلَقَدْ جَعَلْنَا فِی السَّمَاءِ بُرُوجًا وَزَیَّنَّاهَا لِلنَّاظِرِینَ (۱۶) وَحَفِظْنَاهَا مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ رَجِیمٍ (۱۷) إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ مُبِینٌ (۱۸) (ما در آسمان برج‌هایی قرار دادیم؛ و آن را برای تماشاگران آراستیم، و آن را از هر شیطان رانده شده حفظ کردیم؛ مگر آن کسی که استراق سمع کند [دزدانه گوش دهد] که شهابی روشن او را دنبال می‌کند). «حجر/۱۸ - ۱۶» و دیگر آیاتی که به همین معنا و مفهوم است.
و گفته‌اند: رجیم به معنای راجم (دور کننده) است. چون انسان‌ها را با وسوسه‌ها و اموری که انسان را از هدف باز می‌دارد، مورد حمله قرار می‌دهد. البته قول اول بیشتر رواج دارد و صحیح تر است.

منبع

تفسیر ابن کثیر دمشقی

پانویس

  1. اعراف/199ـ200
  2. مؤمنون/96 تا98
  3. فصلت/34 تا36
  4. اعراف/27
  5. فاطر/6
  6. کهف/50
  7. ص/82 ـ 83
  8. نحل/98 ـ 100
  9. مائده/6
  10. احمد69/ 3، ابو داود490/ 1، تحفه الاحوذی47/ 2، نسائی132/ 2، ابن ماجه264/ 1
  11. ابوداود486/ 1 و ابن ماجه264/ 1
  12. ابن ماجه266/ 1 ابوداود40/ 5 و نسائی در الکبری104/ 6
  13. صحیح بخاری کتاب بدء الخلق/3282 و فتح الباری388/ 6، مسلم2015/ 4، ابوداود40/ 5 و نسائی در الکبری104/ 6
  14. اسراء/65
  15. اعراف/199
  16. اعراف200
  17. مومنون 98 - 96
  18. فصلت36 - 34
  19. انعام112
  20. مسند احمد178/ 5 این حدیث ضعیف است، امام احمد از دو طریق آن را روایت کرده است که در سند یکی مسعودی است و هیثمی گوید: ثقه است اما حقیقت این است که به عارضه ی اختلاط مبتلاء بوده است و در سند دوم علی بن زید است که ضعیف است. نگاه کن تحقیق ابن کثیر: هانی الحاج
  21. مسلم365/ 1 و مسلم کتاب الصلاه ش/ 510/ عبدالباقی
  22. طبری 111/ 1
  23. ملک/5
  24. صافات10 - 6
منبع:سایت اسلام کوئست - تاریخ برداشت :۹۵/۲/۱۲


بازگشت به استعاذه