فرهنگ مصادیق:حس انتقام جویی خوب یا بد؟

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۵ توسط User2 (نظرات | مشارکت‌ها) (اصلاح نویسه‌های عربی، اصلاح فاصلهٔ مجازی، اصلاح ارقام)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
حس انتقام جویی خوب یا بد؟

مقدمه

حس انتقام جویی یک اصل حیاتی است که خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتی برخی حیوانات به ودیعه نهاده است؛ لیکن بهره وری از این حس خدادادی به تناسب مورد و کیفیت و مقدار استفاده از آن دارای احکام و وجوه گوناگونی است ...

انتقام

نظر اسلام در مورد انتقام چیست؟

انتقام از ریشه «ن ـ ق ـ م» و در لغت به معنای انکار کردن[۱]، کینه کشیدن، کیفر دادن[۲]، مۆاخذه همراه با کراهت و مبالغه در کیفر و عقوبت[۳] آمده است[۴] و در اصطلاح به عقوبتی خاص اطلاق می‌شود و آن اینکه فرد در برابر کسی که به او بدی کرده به همان اندازه یا بیشتر بدی کند.[۵]

== اقسام انتقام ==

حس انتقام جویی یک اصل حیاتی است که خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتی برخی حیوانات به ودیعه نهاده است[۶]؛ لیکن بهره وری از این حس خدادادی به تناسب مورد و کیفیت و مقدار استفاده از آن دارای احکام و وجوه گوناگونی است که می‌توان آن را به انتقام پسندیده، مباح و ناپسند تقسیم کرد.

انتقام پسندیده و لازم

اسلام باهرگونه ظلم و تعدی، به فرد یا جامعه مخالف است، از این رو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امری ممدوح و گاه واجب می‌شمارد.
قرآن کریم در آیات ۱۴ ـ ۱۵ توبه به مسلمانان فرمان می‌دهد که با کافران و مشرکان نبرد کنند تا ضمن رفع شرک و کفر از روی زمین، خشم مۆمنان ستمدیده فرو نشسته و دلهای آنان تشفی یابد: «قـتِلوهُم یعَذِّبهُمُ اللّهُ بِاَیدیکم ویخزِهِم وینصُرکم عَلَیهِم و یشفِ صُدورَ قَوم مُۆمِنین * و یذهِب غَیظَ قُلوبِهِم» شاید پسندیده بودن و وجوب انتقام در این موارد بدان جهت باشد که اگر از ظالمان انتقام گرفته نشود موجب گستاخی آنان و تضییع حقوق دیگران شده و فساد و ناامنی در جامعه گسترش می‌یابد.
انتقام اگر برخاسته از تعصبهای جاهلانه، دشمنیهای ناروا و همراه با تجاوز و تعدی باشد ناروا و مذموم است، زیرا در این انتقامها نه تنها حقی احقاق نشده و ظلمی برطرف نمی‌گردد، بلکه خود موجب تضییع حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت.

انتقام مُجاز

اگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد این کار جایز و روا خواهد بود؛ بدین معنا که انسان در این گونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیر است: «وجَزۆُا سَیئَه سَیئَهٌ مِثلُها فَمَن عَفا واَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَی اللّهِ ... و لَمَنِ انتَصَرَ بَعدَ ظُـلمِهِ فَاُولـئِک ما عَلَیهِم مِن سَبیل» [۷] البته گرفتن انتقام از بدی کننده به طور مطلق و در همه موارد روا نیست، بلکه در مواردی جایز است که اسلام آن را روا دانسته باشد.[۸] از جمله موارد مباح عبارت است از انتقام گرفتن از استهزا کنندگان و رویارویی با آنان: «اِن تَسخَروا مِنّا فَاِنّا نَسخَرُ مِنکم کما تَسخَرون» [۹]
برخی مفسران گفته‌اند: استهزا هرچند در ابتدا امری قبیح است؛ اما به عنوان مقابله به مثل و مجازات، به ویژه آنجا که فایده‌ای عقلایی بر آن مترتب باشد جایز است[۱۰] و نیز اگر فردی انسانی را بکشد یا جراحتی بر او وارد کند انتقام گرفتن از او جایز خواهد بود: «اَنَّ النَّفسَ بِالنَّفسِ ... والجُروح قِصاص» [۱۱] و نیز در موردی که فردی شخصی را مُثله کند (گوش، چشم و بینی او را قطع کند) چه فرد مثله شده زنده باشد یا مرده: «و اِن عاقَبتُم فَعاقِبوا بِمِثلِ ما عوقِبتُم» [۱۲]
آیه فوق دربارهٔ مثله شدن شهیدان احد به دست مشرکان قریش و تصمیم مسلمانان بر انتقام گرفتن و مثله کردن مردگان و بلکه زنده‌های آنان نازل شده و به مسلمانان سفارش کرد که در صورت اقدام به انتقام تنها در حدّ عمل مشرکان با آنان مقابله کنند[۱۳]؛ همچنین جواز انتقام در این مورد از آیه ۴۵ مائده نیز قابل استفاده است: «العَینُ بِالعَینِ وَالاَنفُ بِالاَنفِ وَالاُذُنِ بِالاُذُنِ» لیکن انتقام در این دو مورد یعنی انتقام انتقام مجاز است.
شرایط انتقام مجاز:
الف. رعایت اعتدال و حدود الهی؛ به این معنا که انتقام باید به اندازه بدی و ظلمی باشد که به انسان شده است.
ب .استمداد از دیگران و قانون در برخی موارد؛ از جمله قصاص؛ لازم است فرد ستمدیده برای گرفتن حق خویش از دیگران و از قانون استمداد کند.

انتقام مذموم و ناروا

انتقام اگر برخاسته از تعصب‌های جاهلانه، دشمنی‌های ناروا و همراه با تجاوز و تعدی باشد ناروا و مذموم است، زیرا در این انتقام‌ها نه تنها حقی احقاق نشده و ظلمی برطرف نمی‌گردد، بلکه خود موجب تضییع حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت.
قرآن کریم در آیات متعدد به برخی از این گونه انتقام‌های ناروا اشاره کرده و انتقام گیرندگان را به شدت مذمت کرده است؛ از جمله در آیات ۱۲۳ ـ ۱۲۶ اعراف به داستان ایمان آوردن ساحران به موسی اشاره می‌کند که فرعون پس از آگاهی از ایمان آنان تصمیم به انتقام گرفته و ساحران را به قطع دست و پا و به صلیب کشیدن تهدید کرد: «قالَ فِرعَونُ ءامَنتُم بِهِ قَبلَ اَن ءاذَنَ لَکم ... لاُقَطِّعَنَّ اَیدِیکم و اَرجُلَکم مِن خِلـف ثُمَّ لاُصَلِّبَنَّکم اَجمَعین ... و ما تَنقِمُ مِنّا اِلاّ اَن ءامَنّا بِـایـتِ رَبِّنا لَمّا جاءَتنا» همچنین پذیرش اسلام و ایمان آوردن مسلمانان به قرآن و کتب آسمانی از یک سو و ناکامی یهود، در رسیدن به اهداف خود از سوی دیگر آنان را بر آن داشت تا اسلام و دستورات آن را به تمسخر گرفته و از پیامبر و مسلمانان انتقام بگیرند: «و اِذا نادَیتُم اِلَی الصَّلوهِ اتَّخَذوها هُزُوًا و لَعِبـًا ذلِک بِاَنَّهُم قَومٌ لا یعقِلون * قُل یـاَهلَ الکتـبِ هَل تَنقِمونَ مِنّا اِلاّ اَن ءامَنّا بِاللّهِ و ما اُنزِلَ اِلَینا وما اُنزِلَ مِن قَبلُ» و...
اگر ستم و تجاوز متوجه شخص انسان شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدی برای دیگران نداشته باشد این کار جایز و روا خواهد بود؛ بدین معنا که انسان در این گونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او مخیر است

عفو به جای انتقام

در صورتی که ظلم و بدی متوجه حقوق عموم بوده و گرفتن انتقام موجب جلوگیری از ظلم، فساد و ناامنی گردد اسلام گرفتن انتقام را لازم دانسته و بر آن تأکید کرده است؛ اما آنجا که حقوق فردی در میان است و گذشت از انتقام مفسده‌ای در پی ندارد اسلام عفو را از انتقام بهتر دانسته و کسانی را که از حقوق خویش بگذرند مستحق پاداش و اجر الهی دانسته است: «وجَزۆُا سَیئَه سَیئَهٌ مِثلُها فَمَن عَفا و اَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَی اللّهِ ... و لَمَن صَبَرَ و غَفَرَ اِنَّ ذلِک لَمِن عَزمِ الاُمور» [۱۴] در آیه ۱۲۶ ـ ۱۲۷ نحل نیز قرآن پیامبر و مسلمانان را در برابر ستمی که مشرکان به آنان روا داشته‌اند به صبر و گذشت از انتقام فرامی خواند: «و اِن عاقَبتُم فَعاقِبوا بِمِثلِ ما عوقِبتُم بِهِ ولـَئِن صَبَرتُم لَهُوَ خَیرٌ لِلصّـبِرین واصبِر و ما صَبرُک اِلاّ بِاللّه ...»
اسلام نه تنها مۆمنان را به عفو و گذشت از حق خویش فرا خوانده، بلکه گامی پیش تر نهاده و به مۆمنان سفارش می‌کند که بدی را با خوبی پاسخ دهند؛ نه با بدی: «لا تَستَوِی الحَسَنَهُ ولاَ السَّیئَهُ اِدفَع بِالَّتی هِیَ اَحسَنُ فَاِذا الَّذی بَینَک و بَینَهُ عَدوَهٌ کاَنَّهُ ولِیٌّ حَمیم» [۱۵] براساس این آیه عفو از انتقام و پاسخ دادن بدی با نیکی موجب رفع کینه‌ها شده و در مواردی دشمنان سرسخت را به دوستانی بسیار مهربان تبدیل می‌کند[۱۶]؛ اما در مقابل، گرفتن انتقام موجب تشدید دشمنی‌ها شده و گاه خسارات جبران ناپذیری را به فرد و اجتماع وارد می‌کند. در کتب روایی نیز ابواب گوناگونی به عفو از انتقام، فرو نشاندن خشم و حلم و بردباری اختصاص یافته و در روایاتی پرشمار که در این ابواب آمده مۆمنان به گذشت از حقوق شخصی خویش و نگرفتن انتقام ترغیب و تشویق شده‌اند[۱۷]

پانویس

  1. مفردات، ص 822 ؛ لسان العرب، ج 14، ص 272، «نقم».
  2. مجمع البحرین، ج 2، ص 366؛ لغت نامه، ج 2، ص 2967، «نقم».
  3. زادالمسیر، ج 2، ص 427.
  4. التحقیق، ج 12، ص 227، «نقم».
  5. جامع السعادات، ج1،ص334؛ المیزان، ج12، ص86.
  6. المیزان، ج 12، ص 86 .
  7. شوری 40 ـ 41.
  8. جامع السعادات، ج1، ص334؛ محجه البیضاء، ج 5 ، ص 315.
  9. هود،38.
  10. المیزان، ج 10، ص 225.
  11. مائده ،45.
  12. نحل،126.
  13. مجمع البیان، ج 6 ، ص 605 ؛ تفسیر قرطبی، ج 10، ص 132.
  14. شوری: 40 ، 43.
  15. فصّلت،4.
  16. مجمع البیان، ج 9، ص 565 .
  17. الکافی، ج2، ص 107 ـ 112؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 169، 172؛ صحیح مسلم، ج 16، ص 141.
منبع: موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان - تاریخ برداشت: 94/11/04