فرهنگ مصادیق:انحصارطلبی علل و آثار آن
محتویات
مقدمه
انحصارطلبی به معنای مخصوص کردن امری به شخص یا گروه، دارای اقسام و انواع متعدد و متنوع است که شامل حوزههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن میشود. شاید انحصارطلبی در ثروت و قدرت مهمترین جلوههای آن باشد؛ زیرا تاثیرات شگرفی در زندگی عمومی مردم به جا میگذارد، با این همه دایره انحصارطلبی فراتر و علل و آثار آن نیز فراگیر است. نویسنده در این مطلب با مراجعه آموزههای قرآنی بر آن است تا اقسام و علل و آثار انحصارطلبی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
معناشناسی و مفهوم شناسی انحصار
واژه انحصار از باب انفعال از ریشه حصر گرفته شده است. حصر در لغت به معنای محدود و کوتاه کردن است. البته در عربی حصر به معنا تنگ گرفتن، احاطه کردن، سخت گرفتن و محکم بستن آمده است. وقتی با حرف عن به کار میرود به معنای درمانده و عاجز، با حرف باء به معنای نهان کردن است. حصر هم چنین به معنای محدود در شماره و قبض و یبوست شکم آمده است.
وقتی عرب میگوید: « علی سبیلِ الحَصْر » به معنای حق بدون رقابت است. انحصار نیز به معنای محدود کردن و بی رقیب کردن در چیزی است.
انحصار در اصطلاح به معنای معنای مخصوص بودن کاری یا امری یا فروش کالایی به کسی یا مؤسسهای است. اما در اصطلاح اقتصادی، انحصار (به انگلیسی: monopoly) به معنای محدود کردن ساخت، توزیع یا فروش چیزی برای دولت، مؤسسه یا شرکتی یا شخصی است.[۱]
یک انحصار طلب میتواند قیمت و مقدار تولید را تغیر دهد. او مقادیر بیشتری را با دریافت قیمت کمتر در مقابل تولید در یک بازار با کشش بالاتر و مقادیر کمتری را با دریافت قیمت بیشتری در یک بازار با کشش پایین تر میفروشد.
گاهی این واژه در معنای گسترده تر، به هر نوع تخطّی از حدود اخلاقی و قانونی اطلاق میشود که حریم آزادی دیگران را مختل سازد و امتیازهایی فراتر از حد لازم یا شایستگی به فرد یا گروهی خاص عطا کند.
در این جا وقتی از انحصار سخن به میان آوره میشود، معنا و مفهومی عام و فراگیر است و شامل روحیّهای است که فرد یا گروهی، همه چیز و یا چیزی را منحصر به خود بداند.
انحصارطلبی در قرآن
واژه حصر و انحصار به مفهوم و معنای پیش گفته در قرآن به کار گرفته نشده است؛ اما از جملههایی مانند «نحن أحقّ بالملک؛ ما سزاوار به حکومت و سطلنت هستیم»، «لن یدخل الجنّه إلاّ من کان هودا أو نصارا؛ هرگز جز یهودی و مسیحی داخل بهشت نشوند»، «یخل لکم وجه أبیکم؛ تا تمام توجه پدر به شما باشد»، «ما علمت لکم من إلـه غیری؛ جز خودم معبود و الهی برای برای شما نمیشناسم و نمیدانم» و مانند این جملات میتوان روحیه انحصار طلبی را در افراد و گروههای مذهبی شناساسی و ردگیری کرد و مفهوم اصطلاحی را از آنها برداشت نمود.
از این جملات به خوبی روشن میشود که روحیه انحصار طلبی اختصاص به حوزهای ندارد بلکه حتی حوزههای شخصی محض چون محبت والدین را شامل میشود. انحصارطلبی نسبت به محبت والدین، انحصار نسبت به سرای آخرت و بهشت، انحصار طلبی نسبت به حقانیت شریعت و مذهب، انحصار نسبت به راه هدایت، انحصار نسبت به قدرت و اقتدار سیاسی، انحصار نسبت به حوزه مالکیت و ولایت بر انسان از جمله مواردی است که در این آیات مورد توجه و تاکید قرار گرفته است.
ویژه خواری از مصادیق انحصار
ویژه خواری که در عربی واژه استئثار برای آن به کار میرود، از مصادیق انحصارطلبی است. استئثار به معنای خودگزینی و اختصاص دادن چیزی به خود است.[۲] پس استئثار و ویژه خواری به معنای «مقدّم داشتن خود یا وابستگان و هواداران خود بر دیگران در تأمین نیازها و خواست هاست.»
از نظر آموزههای قرآنی ویژه خواری و انحصارطلبی میتواند به دو گونه شکل گیرد: ۱٫ اینکه خود را بر دیگران برگزیند و از اطلاعات و دانش و مقامی که دارد برای افزایش قدرت و ثروت خود بهره گیرد؛ به این معنا که اطلاعاتی را که به حکم مسئولیت در اختیار دارد برای خود نگه دارد و از آن برای حذف رقیبان یا سبقت در معاملات و قراردادها و مانند آن استفاده کند؛ ۲٫ این اطلاعات و دانش را در اختیار خویشان و اقرباء قرار دهد و یا آنان را در معاملات دولتی و ملی بر دیگران مقدم دارد و پیشنهاد انجام کاری را به آنان داده و یا طرحهای ملی را در وهله نخست به آنان واگذار کند.
اقسام و انواع انحصارطلبی
چنان که گفته شد انحصارطلبی محدوده و منحصر به حوزهای نیست بلکه همه ابعاد زندگی بشر را در بر میگیرد. در این جا به برخی از حوزههای انحصارطلبی اشاره میشود.
۱.انحصار اخلاقی: در حوزه اخلاق، روحیه انحصارطلبی موجب میشود که انسان همه چیز را برای خود بخواهد و نسبت به دیگران بخل و حسادت ورزد. در روان شناسی شخصیت میتوان افرادی را شناسایی کرد که دارای چنین شخصیتی هستند و علاقه و گرایشی شدید دارند تا همه چیز را در اختیار خود بگیرند. در روان شناسی اجتماعی این روحیه به شکل مانع شدن از داشتن بروز و ظهور میکند. یعنی شخص اگر نمیخواهد دیگران از داشتههایش سود برند، بلکه مانع میشود تا دیگران به چیزی که او دارد یا همانند آن دست یابند. از این روست که مانع از تسلط و تصرف دیگران میشود.از دیگر مصادیق انحصار اخلاقی میتوان به ضیق صدر و تنگدلی افراد اشاره کرد. به این معنا که دوست نمیدارند دیگری چیزی را در اختیار داشته باشد که او در اختیار دارد. از این روست که گرفتار ضیق صدر در برابر شرح صدر است و نه تنها کمکی به دیگران برای کسب فضلیت یا چیزی نمیکند، بلکه مانع میشود تا افراد دیگر به آن دست یابند و اگر کسی به آنها دست یابد از نظر روحی تحت فشار شدید قرار میگیرد و گویی سینه اش تنگ شده و روحیه اش را از دست میدهد.در روایتی از امام سجاد (ع) آمده که حضرت یعقوب در آغاز به همه فرزندان خود به طور یکسان محبت میورزید و چون حضرت یوسف (ع) سجده خورشید و ماه و ۱۱ ستاره را دید و آن را برای پدر باز گفت، حضرت یعقوب (ع) از او خواست که خواب خود را برای برادرانش بازگو نکند؛ اما حضرت یوسف (ع) خواب خود را برای برادران باز گفت و آنان حسادت ورزیدند[۳] و چون حضرت یعقوب (ع) چنین دید نسبت به یوسف (ع) دلسوزتر شد، ازاین رو برادران گفتند: یوسف را بکشید یا به جایی دور از چشم پدر منتقل کنید تا پدر فقط به ما محبت کند.[۴]
۲.البته این روحیه موجب میشود که دیگران را از حقوق طبیعی و شرعی و قانونی خود محروم سازند و منع نمایند.
۳.قرآن بیان میکند که برادران یوسف(ع) از چنین روحیه انحصار طلبی نسبت به محبت والدین برخوردار بودند. برادران حضرت یوسف (ع) تلاش داشتند تا توجه و محبت حضرت یعقوب (ع ) را منحصر در خود نمایند و حضرت یوسف (ع) از محبت و توجه پدر محروم سازند.[۵] این روحیه که برخاسته از حس حسادت وانحصارطلبی است حتی موجب شده تا برای حذف برادر به شکل قتل یا فروش و بردگی اقدام کنند که کردند.[۶]
۴.حسادت گاهی درونی است و گاه بروز و ظهور بیرونی دارد و به شکل فعل و رفتار اجتماعی در میآید. در این صورت است که حسادت که نوعی انحصار طلبی است، موجب میشود تا شخص مانع از تحقق چیزی در دیگری شود یا اگر وجود داشته باشد با ایجاد علل و عوامل آن را حذف کند. این حذف حتی به حذف فیزیکی افرادی می انجام که تلاش میکنند تا به فضلیت و چیزی دست یابند.
۵.انحصار دینی و مذهبی: یک دیگر از اقسام انحصارطلبی، انحصار در حوزه دینی است که دارای تنوع بسیاری است. از جمله این اشکال متنوع میتوان به موارد زیر اشاره کرد: الف: انحصار در هدایت: انحصارطلبان دینی بر این اعتقاد هستند که هدایت تنها در اختیار آنان است و دیگران بویی از هدایت نبردهاند. از جمله این گروهها که قرآن به آن اشاره کرده است یهودیان و مسیحیان هستند که مدعی هستند هدایت در اختیار آنان است. همچنین اهل کتاب ادعا میکنند که اگر در پی هدایت هستید از اسلام دست کشیده یهودی یا نصرانی باشید: «وقالوا کونوا هودًا اَو نَصری تَهتَدوا…» [۷]و منظور این است که دین خدا تنها از راه آنان باید مطالبه شود و نبوت به طور انحصاری نزد آنان است[۸] و آنان نمیخواهند پیامبر دیگری بیاید و کتاب دیگری بر مؤمنان نازل شود، چون انحصار وجود کتاب از دست آنان خارج میشود، حال آن که کسی داشتن کتاب الهی را به آنان منحصر نکرده بود.ج: انحصار در کتاب الهی: یهودیان کتاب الهی را منحصر به تورات و مسیحیان آن را محدود به تورات و انجیل دانستهاند؛ این گونه است که کتاب قرآن را از جمله کتب الهی و آسمانی نمیدانند و بر همین اساس با دیگران تعامل میکنند و حقوق دیگران را تضییع میکنند.[۹] به هر حال، انحصارطلبان در این حوزه دوست ندارند پیامبر دیگری بیاید و کتاب دیگری بر مؤمنان نازل شود، چون انحصار وجود کتاب از دست آنان خارج میشود، حال آن که کسی داشتن کتاب الهی را به آنان منحصر نکرده بود ولی آنان چنین دوست داشتند و میخواستند و همین روحیه موجب شد تا به انکار کتب الهی دیگر از جمله قرآن بپردازند و اسلام و پیامبری محمد(ص) را نپذیرند.ه-. انحصار دوستی خدا: از دیگر اشکال این انحصار مذهبی و دینی میتوان به ادعای انحصار محبت خداوند و دوستی او نسبت به یهودیان اشاره کرد.[۱۰]ز: انحصار در الوهیت: البته برخی فراتر از این امور مدعی الوهیت بلکه انحصار آن در خود شدهاند که از جمله آنها میتوان به فرعون اشاره کرد.[۱۱]
۶.و: انحصار در قانونگذاری: یکی دیگر از مصادیق انحصار دینی، انحصار در قانونگذاری است که فرعون خود را برتر از دیگران دانسته و مدعی بود که او چون بر هدایت و حقانیت است باید قانون گذاری کند. این که فرعون میگوید من رب اعلای شماییم به خاطر این است او خود را پروردگار این ناحیه از جهان و مردم آن میداند و جز خود کسی را نمیبیند که مسئولیت قانونگذاری و مجازات و سود و زیان برای مردم را در اختیار و انحصار داشته باشد.[۱۲]
۷.د: انحصار در سرای آخرت و بهشت: هم چنان که آنان در امور پیشین مدعی انحصار شدند هم چنین بهشت و سرای آخرت را منحصر به پیروان خود دانسته و دیگران را اهل دوزخ شمردهاند.[۱۳]
۸.ب: انحصار در حقانیت: از دیگر مصادیق این نوع انحصار دینی میتوان به انحصار در حقانیت اشاره کرد. به این معنا که حقانیت را منحصر در این شریعت یا مذهب دانسته و بقیه را باطل و گمراه میشمارند. البته این انحصار در حقانیت اگر در مرتبه حرف و سخن باشد هیچ اشکالی ندارد اما اگر به عمل کشیده شود موجب رفتار تکفیریها میشود که قتل دیگر پیروان شرایع و مذاهب را مجاز میشمارند. به هر حال در آیات قرآنی بیان شده که یهودیان و مسیحیان حقانیت در دین را منحصر به مذهب و شریعت خویش میدانستند و دیگران را باطل و گمراه میشمردند.[۱۴] از آیه ۷۵ سوره آل عمران به دست می اید که مسیحیان و یهودیان به ادعای انحصار در حقانیت، مجوزی برای خود صادر کردند تا نه تنها دیگران را از حقوق خودشان منع کنند، بلکه حتی بتوانند حقوق دیگران را غضب نمایند و مال ایشان را بدزند و در امانت خیانت کنند. هم چنین از آیات ۵۱ تا ۵۴ سوره نساء میفرماید که وجود این روحیّه انحصارطلبی در یهود تا آن جا پیش میرود که همه منافع مادّی و معنوی به خود اختصاص دهند.
۹.انحصار سیاسی: افرادی چون فرعون بر این روحیه هستند که حاکمیت سیاسی مردم در اختیار اوست و او تنها مجاز است که قدرت سیاسی را در اختیار داشته باشد و کشور ملک طلق اوست.[۱۵]
۱۰.انحصار اقتصادی: انحصار اقتصادی مبتنی بر برخی از تفکرات باطل از جمله حقانیت خود و بطلان دیگران و مانند آن است. همین روحیه موجب شده تا اهل کتاب نسبت به حقوق مالی دیگران هیچ مراعاتی نداشته باشند و به سادگی مال مردم را برای خود حلال بشمارند؛ زیرا خود را تنها لایق و شایسته اموال و منافع هستی میدادند.[۱۶]
۱۱.انحصار اجتماعی: برخی بر این باورند که اصولا مناصب اجتماعی برای آنان ساخته شده و دیگران هیچ شایستگی برای این گونه مسئولیتها ندارند. این روحیه همانند روحیه انحصار طلبی در حوزه سیاسی ریشه در تکبر و غرور شخصیت دارد. افرادی که دچار خود بزرگ بینی هستند و مال و ثروت و قدرت را مبنا قرار میدهند برای دیگران هیچ ارزش و پایگاه اجتماعی قایل نیستند و از این روست که مناصب را منحصر در خود دانسته و مانع از قدرت یابی یا منصب یابی دیگران میشوند.[۱۷] اشراف یهودی به سبب قدرت و ثروت بر این باور بودند که مناصب سیاسی و اجتماعی میبایست در اختیار آنان باشد و کسی دیگر بیرون از جمله اشرافی حق ندارد تا این مناصب را در اختیار گیرد. از این روست که به شدت مقابل قدرت یابی حضرت طالوت(ع) میایستند و میکوشند تا ایشان را از این حق الهی محروم سازند.
۱۲.البته خداوند گزارش میکند که فرعون و فرعونیان نیز این گونه بودند و در مقابل حضرت موسی(ع) میگفتند که او شایسته مناصب اجتماعی یا الهی نیست. جالب این است که در زمان پیامبر(ص) عدهای بر این اعتقاد بودند که اگر پیامبری میبایست منصوب میشد باید نصیب دو فرد ثروتمند مکه و طائف میشد و پیامبر(ص) شایسته این مقام نیست.[۱۸]
6
عوامل و آثار
با آن چه گذشت معلوم شد که عوامل چندی در ایجاد چنین روحیه در افراد موثر است؛ ریشه بسیاری از آنها خودبرتر بینی، اشرافیت، استکبار و تکبر، غرور باطل، جهالت و مانند آن است. در همین آیات به خوبی روشن شده که چگونه جهالت و خودبرتربینی و اشرافیت و مانند آن موجب شده که برخی حقوقی انحصاری برای خود قایل شوند و دیگران را از حقوق خود محروم سازند و بر آنان ظلم و ستم ورزند.
آثاری که در این آیات بیان شده به خوبی نشان میدهد که انحصار محدودیتهایی برای دیگران ایجاد میکند و آزادی عمل و فکر و عقیده را از دیگران سلب میکند و اقتصاد افراد و جامعه را با آسیب و اختلال جدی مواجه میسازد.
امیرمومنان علی(ع) با اشاره به ویژه خواری که نوعی انحصار در قدرت و ثروت است نشان میدهد که چگونه این انحصار طلبیها جامعه و افراد آن را از کمال دور ساخته و به تباهی میکشاند.
امیرمومنان در سخنی به برخی آثار ویژه خواری و انحصارطلبی اشاره کرده و نشان میدهد که این عمل زشت و مجرمانه و گناه و ظلم تنها به حوزه اقتصادی محدود نخواهد شد، بلکه دیگر حوزههای زندگی فرد و جامعه را به شدت تحت تاثیر آثار زیانبار و مخرب قرار خواهد داد. ایشان میفرماید: الاِستِئثارُ یوجِبُ الحَسَدَ، وَ الحَسَدُ یوجِبُ البِغضَهَ، وَ البِغضَهُ توجِبُ الاِختِلافَ، وَ الاِختِلافُ یوجِبُ الفُرقَهَ، وَ الفُرقَهُ توجِبُ الضَّعفَ، وَ الضَّعفُ یوجِبُ الذُّلَّ، وَ الذُّلُ یوجِبُ زَوالَ الدَّولَهِ وَ ذَهابَ النِّعمَهِ؛ ویژه خواری و انحصارطلبی، حسادت میآورد و حسادت، دشمنی و دشمنی، اختلاف و اختلاف، پراکندگی و پراکندگی، ضعف و ضعف، زبونی و زبونی، زوال دولت و از میان رفتن نعمت .[۱۹]
از نظر امیرمومنان علی(ع) خود ویژه خوار پیش از مردم به هلاکت و تباهی خواهد افتاد؛ زیرا اگر مردم دنیای خود را از دست میدهند، ویژه خوار آخرت خویش را به بهایی اندک فروخته و هلاکت ابدی را برای خود رقم زده است. آن حضرت میفرماید: مَن یَستَأثِر مِنَ الأَموالِ یَهلِک؛ هر که در اموالْ انحصارطلبی کند، نابود میشود. [۲۰].
آن حضرت (ع) در فرمانش به مالک اشتر نیز میفرماید: از انحصارطلبی در آنچه مردم در آن برابرند و غفلت از آنچه در حوزه مسئولیت تو قرار دارد و در برابر دیدگان مردم روشن است، بپرهیز؛ زیرا تو، به خاطر دیگران مؤاخذه خواهی شد و به زودی پردههای امور از برابر دیدگانت کنار خواهد رفت و داد ستمدیده از تو گرفته خواهد شد.[۲۱]
امیرمومنان علی(ع) دربارهٔ انحصار طلبی عثمان و ویژه خواری وی که نابودی دولتش را نیز به دنبال داشت میفرماید: او انحصارطلبی کرد و بد انحصارطلبی کرد . شما نیز ناشکیبی کردید و بد ناشکیبی کردید (هر دو از حد گذراندید) و خداوند را در باره انحصارطلب و ناشکیب، حُکمی است قطعی [که در آینده یا قیامت، تحقّق خواهد یافت] .[۲۲]
پانویس
- ↑ ( لغت نامه، ج ۳، ص ۲۹۸۹، «انحصار»؛ دائره المعارف علوم اجتماعی، ص ۴۶۲)
- ↑ (العین: ص۳۷ ماده «أثر»؛ لسان العرب: ج ۴ ص ۸ ماده «أثر»)
- ↑ (المیزان، ج ۱۱، ص ۹۶)
- ↑ ( نور الثقلین، ج ۲، ص ۴۱۲)
- ↑ (یوسف، آیه ۹)
- ↑ (یوسف، آیات ۸ تا ۱۰ و آیات دیگر)
- ↑ (بقره، آیه ۱۳۵)
- ↑ (التبیان، ج ۱، ص ۴۸۷)
- ↑ (آل عمران، آیه ۷۵)
- ↑ (جمعه، ایه ۶)
- ↑ (شعراء، آیه ۲۹؛ قصص، آیه ۳۸)
- ↑ (نازعات، آیه ۲۴)
- ↑ (بقره، آیه ۱۱۱)
- ↑ (بقره، آیه ۱۱۳)
- ↑ (زخرف، ایه ۵۱)
- ↑ (آل عمران، آیه ۷۵؛ نساء، آیه ۵۳)
- ↑ (بقره، آیات ۲۴۶ و ۲۴۷)
- ↑ (زخرف، آیه ۳۱)
- ↑ ( شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید: ج ۲۰ ص ۳۴۵ ح ۹۶۱.)
- ↑ (بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۵۶ ح ۱۱۸)
- ↑ ( نهج البلاغه: نامه ۵۳)
- ↑ ( نهج البلاغه: الخطبه ۳۰)







