فرهنگ مصادیق:انحصار در بخش دولتی
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | سدقانون دربرابرپروژه |
| ۲ | درمان اقتصادکشورنیازمندشکست انحصاردراقتصاد است |
| ۳ | انحصار + صلاحدید ــ پاسخگویی میشود فساد |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
محتویات
ویژخواری خیانت وظلم برمردم
بررسی دیدگاه اسلام دربارهٔ پدیده انحصارطلبی و ویژه خواری
اسلام بر گردش سالم اقتصاد تاکید دارد؛ زیرا این اصل نقش اساسی در ایجاد عدالت قسطی ایفا میکند و شرایط را به گونهای سامان میدهد که همگان بتوانند از نعمتهای الهی برای دست یابی به خوشبختی و آسایش و آرامش بهره مند شوند. از همین روست که با رفتارهای نامناسب اقتصادی چون ربا، کنزاندوزی، ویژه خواری، انحصارطلبی و مانند آن مبارزه کرده و بر توزیع منابع و ثروت از طریق ابزارهایی چون صدقات، زکات، خمس، انفال، انفاق و مانند آن تاکید کرده تا این گونه گردش سالم ثروت در جامعه تحقق یابد.
نویسنده در این مطلب بر آسیب شناسی رفتار اقتصادی در یکی از رفتارهای نامناسب اقتصادی به نام استئثار و ویژه خواری توجه کرده و بر آن است تا نگره اسلام را در این حوزه تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر میگذرانیم.
آسیب شناسی گردش سالم ثروت
در آموزههای قرآنی، ثروت و اقتصاد به عنوان اصل قوام بخش جامعه معرفی شده است. [۱] این بدان معناست که جامعه دارای ستون فقراتی است که اقتصاد آن را شکل میدهد به طوری که اگر اقتصاد و ثروت در جامعهای نباشد، دچار رکود و خمود میشود و همان طوری که انسان بدون ستون فقرات قادر به ایستادن و تولید و بهره مندی از زندگی و نعمتهای آن نیست، جامعه بدون اقتصاد و ثروت نیز دچار فقر ستون فقرات خواهد بود و نمیتواند نیازهای ابتدایی افراد جامعه را برآورده سازد و دچار فروپاشی و یا بحران میشود؛ زیرا فلسفه وجودی جامعه، چیزی جز تامین عناصری از خوشبختی چون آسایش و رفاه مادی و نیز آرامش و امنیت عمومی نیست؛ پس اگر جامعه نتواند عنصر آسایش و رفاه را فراهم آورد، به سرعت گرفتار اضمحلال و فروپاشی خواهد شد و افراد جامعه از آن جامعه خارج شده و به جوامع دیگر سرازیر میشوند تا نخستین و اصلیترین دغدغه آنان را تامین و فراهم کند.
اسلام به عنوان گفتمان الهی بر آن است تا فلسفه و سبک زیستی را ارائه دهد که پاسخگوی همه نیازهای انسانی از مادی و معنوی، دنیوی و اخروی باشد. از این رو دغدغه اقتصاد به عنوان یک دغدغه در کنار امور عبادی محض چون توحید و نماز قرار میگیرد و اصولی چون انفاق و زکات در آنها مورد تاکید قرار میگیرد.[۲]
آموزههای اسلامی به گونهای سامان یافته که قطعات آن همانند یک پازل عمل میکند. به این معنا که گاه حتی با ظاهری ناهمگون و عجیب و غریب، وقتی در کنار دیگر قطعات قرار میگیرد یک طرح جامع و کامل را ارائه میدهد که همه نیازهای انسان در آن به بهترین و کاملترین وجه پاسخ داده شده است. اگر این قطعات به درستی در کنار هم قرار نگیرد یا برخی از قطعات برداشته شود و از بیرون قطعهای به آن افزوده شود که در مذاهب و مکاتب التقاطی رخ میدهد، نمیتواند تصویر کاملی ارائه دهد و پاسخگوی نیازهای بشری باشد؛ چرا که هر تغییر و تبدیلی به معنای خلل و رخنه در قطعه دیگر است و این گونه نیست که اگر مثلا قطعه ازدواج در جای خود قرار گیرد ولی اصل ارث و دیه و مانند آن از فرهنگ دیگری اخذ شود، آن قطعه ازدواج بتواند کارایی مناسبی داشته باشد؛ بلکه خلل در احکام ارث و دیه و اخذ آن مثلا از فرهنگ غربی، قطعه ازدواج که از احکام اسلامی گرفته شده را نیز دچار اختلال میکند و از کارایی میاندازد.
بر این اساس، اگر در اسلام، اقتصاد مثلا به عنوان اصل قوام بخش جامعه معرفی میشود، مجموعهای از آموزهها و احکام برای ایجاد و یا تقویت آن نیز بیان شده است.
باتوجه به اینکه اصل گردش سالم اقتصاد یک اصل اساسی در تحقق اقتصاد مفید و قوام بخش است تا همه در یک فرصت برابر از همه نعمتهای الهی برخوردار شوند، اسلام ضمن تاکید بر آن در آیاتی از جمله آیه ۷ سوره حشر بر آن است تا عوامل اقتضایی آن را ایجاد کند و موانع را نیز از سر راه آن بردارد. این گونه است که در قالب تحلیل علمی و توصیه عملی، مقتضیات، شناسایی و در شکل احکام و آموزههای دستوری در قالب بایدها ارائه میشود و موانع نیز پس از شناسایی در قالب نبایدها نهی میگردد.
آموزههای قرآنی از این ویژگی برخوردار است که حکمت علمی را با حکمت عملی جمع بسته و حتی در یک قضیه بخش نخست را به بودها و نبودها و بخش دوم را به بایدها و نبایدها اختصاص میدهد و این گونه ارتباط میان حقایق و هستها را با حوزه ارزشها و بایدها و نبایدها برقرار میکند. بنابراین، بسیاری از گزارههای قرآنی از این ویژگی برخوردار است که تبیین را با توصیه همراه دارد که در قالب ارزش گذاری و امر و نهی ارائه میشود.
ویژه خواری و انحصار طلبی، مانع اقتصاد سالم و قوام بخش
در آیات قرآنی اموری چون ربا، کنزاندوزی و ویژه خواری و انحصار طلبی به عنوان مهمترین موانع اقتصاد سالم و قوام بخش معرفی شده است؛ زیرا این امور اجازه نمیدهد تا ثروت به شکل سالم در دست عموم مردم به گردش در آید و عموم مردم از ثروت و نعمتهای الهی برخوردار شوند.
اسلام به همان میزان که بر انفال و ثروت عمومی و دولتی، صدقات، انفاق، زکات، خمس، خرید و فروش و مانند آن به عنوان عوامل تامین کننده اقتصاد سالم و گردش سالم و فراگیر ثروت در جامعه تاکید میکند، با هرگونه رباخواری و کنزاندوزی و انحصارطلبی و ویژه خواری هم مبارزه میکند، زیرا اگر موانع از سر راه گردش سالم اقتصاد و ثروت برداشته نشود نمیتوان امید داشت که عوامل اقتضایی تاثیرگذار باشد.
به عنوان مثال اگر بخواهیم آتشی داشته باشیم، باید سوخت مورد نیاز و عوامل آتش افروزی چون هیزم، نفت، اکسیژن و مانند آن فراهم باشد و موانعی چون آب، خیسی و تری هیزم، حجم زیاد دی اکسید کربن co2 و مواد هالوژنه، انواع پودرها و کفهای ویژه اطفای حریق وجود نداشته باشد. پس همان طوری که مقتضی لازم است تا وجود داشته باشد، موانع باید حذف شود و یا وجود نداشته باشد تا آتشی برافروخته شود.
بر اساس آموزههای قرآنی، ویژه خواری یکی از موانع مهم در سر راه گردش سالم اقتصاد است. اینکه مثلا برخی تنها از ثروت و نعمت برخوردار شوند موجب میشود تا دیگران محروم شده و نتوانند زندگی سالم و سازندهای داشته باشند.
رانت اقتصادی، خیانت و ظلمی بزرگ
در هر جامعهای برخی از افراد جامعه به سبب جایگاههای خاص در سلسله مراتب مسئولیت اجتماعی، دسترسی آسان تری به ثروت دارند.
گاه این دسترسی به اصل ثروت و مال نیست، بلکه دسترسی به اطلاعات و علمی است که ثروت ایجاد میکند. به عنوان نمونه اگر در هیات دولت و یا مجلس به طور مخفیانه طرحی در جریان باشد که فلان منطقه به عنوان منطقه آزاد اقتصادی معرفی خواهد شد، اطلاعات در این باره به افراد کمک میکند تا زمینهای آن مناطق را پیش از آگاهی مردم از طرح به بهایی اندک خریداری کرده و بسیار گران تر در آینده بفروشند. چنین رانت اطلاعاتی موجب میشود که عدهای خاص به ثروتهای هنگفتی دست یابند و فاصله طبقاتی را در جامعه رقم زنند.
از نظر آموزههای قرآنی هر کاری که موجب شود تا عدالت مخدوش شود و مردم از قسط وسهم خویش محروم شوند، امری حرام و گناهی بزرگ است. اگر موقعیت اجتماعی شخص موجب شود تا اطلاعات و دانشی در اختیارش قرار گیرد که در اختیار دیگران نیست، و بخواهد از این دانش برای مقاصد شخصی بهره گیرد و یا حتی خویشان و نزدیکان خود را به کمک آن اطلاعات در موقعیت برتری قرار دهد گناهی بزرگ مرتکب شده است؛ زیرا مسئولیتهای اجتماعی از نظر قرآن، امانتهای الهی است که میبایست به درستی ادا شود.([۳]چنین کسانی که از رانت اطلاعات اقتصادی بهره میبرند نه تنها در امانت خیانت میکنند بلکه در بیت المال و حق الناس نیز اجحاف و ظلم بزرگ روا میدارند و مستوجب عقوبتی بس سنگین در دنیا و آخرت خواهند شد.
از نظر آموزههای قرآنی ویژه خواری و انحصارطلبی میتواند به دو گونه شکل گیرد: ۱٫ اینکه خود را بر دیگران برگزیند و از اطلاعات و دانش و مقامی که دارد برای افزایش قدرت و ثروت خود بهره گیرد؛ به این معنا که اطلاعاتی را که به حکم مسئولیت در اختیار دارد برای خود نگه دارد و از آن برای حذف رقیبان یا سبقت در معاملات و قراردادها و مانند آن استفاده کند؛ ۲٫ این اطلاعات و دانش را در اختیار خویشان و اقرباء قرار دهد و یا آنان را در معاملات دولتی و ملی بر دیگران مقدم دارد و پیشنهاد انجام کاری را به آنان داده و یا طرحهای ملی را در وهله نخست به آنان واگذار کند.
چنین رویهای در ادبیات عربی به عنوان «استئثار» شناخته میشود. اگر «ایثار» به معنای گذشت از حق خویش به نفع و سود دیگری است، استئثار به معنای خودگزینی و اختصاص دادن چیزی به خود است. [۴] پس استئثار و ویژه خواری به معنای: مقدّم داشتن خود یا وابستگان و هواداران خود بر دیگران در تأمین نیازها و خواست هاست.
شکی نیست که ویژه خواری به سبب آنکه مخالف عدالت است از مصادیق ظلم به مردم خواهد بود و این گونه نیست که تنها یک امر ناپسند اخلاقی باشد بلکه عملی حرام و گناهی بزرگ است، بویژه آنکه با اصول امانت داری (نساء، آیه ۵۸)، اقتصاد سالم، گردش سالم و آزاد ثروت در میان مردم [۵]، فلسفه بعثت و ارسال رسولان و انزال کتب الهی و اجرای عدالت [۶]و اصول دیگر اسلام مخالف است.
ریشه و خاستگاه این نوع رفتار در خیانت پیشگی افراد، حرص و آز شدید به امور دنیوی، دنیاطلبی، بی اعتنایی به حقوق مردم، بی رغبتی به اخلاق و مکارم اخلاقی و مانند آن نهفته است.
عوامل ویژه خواری
مهمترین عامل در بوجود آمدن این رویه و رفتار در افراد انسانی قدرت و مناصب اجتماعی و سیاسی است. کسانی که در مناصب دولتی قرار میگیرند و به عنوان قاضی، حاکم، وزیر و نماینده و مانند آن پستها و مناصبی را اشغال میکنند، در معرض خطر ویژه خواری و انحصارطلبی هستند. از این رو امیرمومنان علی(ع) میفرماید: مَن مَلَکَ، استَأثَرَ؛ هر کس به پادشاهی و فرمان روایی و قدرت رسید، ویژه گرایی و انحصارطلبی پیشه میکند. [۷]
پس میتوان قدرت را مهمترین عامل در گرایش مردم به ویژه خواری و انحصارطلبی دانست. کسانی که پیش از ورود به مناصب اجتماعی و سیاسی و قضایی، تزکیه نفس نکردهاند و هنوز گرایش به دنیا و لذات دنیوی در آنان وجود دارد در خطر این هستند که به تودههای مردم ظلم روا دارند و با استفاده از قدرت و اطلاعات و دانشهایی که در اختیارشان است، از گردش سالم اقتصاد و جریان آزاد آن جلوگیری کرده و به افزایش ثروت خود بپردازند.
با نگاهی به جهان امروز به آسانی میتوان به نقش قدرت و مناصب اجتماعی و سیاسی در ویژه خواری و افزایش فاصله طبقاتی و چالش فقیر و ثروتمند پی برد. امروز شاید کمتر از یک درصد از افراد جامعه، ۹۹ درصد ثروت جهان را در اختیار دارند که همه آنها از طریق ویژه خواری و انحصارطلبی به دست آمده است.
آثار پدیده زشت و مجرمانه ویژه خواری
همان طور که بیان شد مهمترین تاثیری که ویژه خواری و انحصارطلبی موجب میشود، افزایش فاصله طبقاتی است بگونهای که فقیر روز به روز فقیرتر و ثروتمند روز به روز بر ثروتش افزوده میشود؛ زیرا ویژه خواران اجازه نمیدهند تا دیگران در منابع ثروت سهیم شوند و بتوانند به شکل مساوی و عادلانه در مزایدهها و مناقصهها مشارکت داشته باشند. این گونه است که روز به روز بر فقر فقیر افزوده خواهد شد و توانایی رقابت سازنده را نخواهد داشت بلکه زمینگیر شده و قدرت ایستادگی و مقاومت در برابر ویژه خوار را از دست میدهد.
البته ویژه خواری تنها موجب بحران و آسیبهای اقتصادی نخواهد شد، بلکه بحرانهای اخلاقی، اجتماعی و روحی و روانی و فرهنگی را نیز به دنبال خواهد داشت.
امیرمومنان در سخنی به برخی آثار ویژه خواری و انحصارطلبی اشاره میکند که نشان میدهد که این عمل زشت و مجرمانه و گناه و ظلم تنها به حوزه اقتصادی محدود نخواهد شد بلکه دیگر حوزههای زندگی فرد و جامعه را به شدت تحت تاثیر آثار زیانبار و مخرب قرار خواهد داد. ایشان میفرماید: الاِستِئثارُ یوجِبُ الحَسَدَ، وَ الحَسَدُ یوجِبُ البِغضَهَ، وَ البِغضَهُ توجِبُ الاِختِلافَ، وَ الاِختِلافُ یوجِبُ الفُرقَهَ، وَ الفُرقَهُ توجِبُ الضَّعفَ، وَ الضَّعفُ یوجِبُ الذُّلَّ، وَ الذُّلُ یوجِبُ زَوالَ الدَّولَهِ وَ ذَهابَ النِّعمَهِ؛ ویژه خواری و انحصارطلبی، حسادت میآورد و حسادت، دشمنی و دشمنی، اختلاف و اختلاف، پراکندگی و پراکندگی، ضعف و ضعف، زبونی و زبونی، زوال دولت و از میان رفتن نعمت .[۸].
دولتهایی که مسئولان آن به جای پاسخگویی ریاست میکنند، گرفتار ویژه خواری و انحصارطلبی میشوند و انفال عمومی را از عنوان بیت المال مسلمین به بیت المال خود تبدیل میکنند و بر گنجینههای خود میافزایند. کسی که این گونه عمل میکند شکی در خیانت در امانتداری او نیست. اینان عهدشکن و بی وفا هستند و همه چیز را برای خود میخواهند. پس وقتی وعده میدهند و عهدی میبندند دروغ میگویند.
ویژه خواری مسئولان که مدعی ریاست میشوند و خود را رئیس نه مسئول در برابر خدا و خلق میدانند، موجب میشود که جامعه به تباهی رود.
البته از نظر امیرمومنان علی(ع) خود ویژه خوار پیش از مردم به هلاکت و تباهی خواهد افتاد؛ زیرا اگر مردم دنیای خود را از دست میدهند، ویژه خوار آخرت خویش را به بهایی اندک فروخته و هلاکت ابدی را برای خود رقم زده است. آن حضرت میفرماید: مَن یَستَأثِر مِنَ الأَموالِ یَهلِک؛ هر که در اموالْ انحصارطلبی کند، نابود میشود. [۹].
آن حضرت (ع) در فرمانش به مالک اشتر نیز میفرماید: از انحصارطلبی در آنچه مردم در آن برابرند و غفلت از آنچه در حوزه مسئولیت تو قرار دارد و در برابر دیدگان [مردم ]روشن است، بپرهیز؛ زیرا تو، به خاطر دیگران مؤاخذه خواهی شد و به زودی پردههای امور از برابر دیدگانت کنار خواهد رفت و داد ستمدیده از تو گرفته خواهد شد. [۱۰]
امیرمومنان علی(ع) دربارهٔ انحصار طلبی عثمان و ویژه خواری وی که نابودی دولتش را نیز به دنبال داشت میفرماید: او انحصارطلبی کرد و بد انحصارطلبی کرد . شما نیز ناشکیبی کردید و بد ناشکیبی کردید (هر دو از حد گذراندید) و خداوند را در باره انحصارطلب و ناشکیب، حُکمی است قطعی [که در آینده یا قیامت، تحقّق خواهد یافت] .[۱۱]
پیامبر(ص) کسانی که انفال و ثروت عمومی مردم و دولت را برای خود میخواهند و از آن سوء استفاده میکنند ملعون دانسته، میفرماید: پنج گروهاند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوهای، آنان را لعنت کردهایم: کسی که به کتاب خدا بیفزاید، کسی که سنّت مرا فرو بگذارد، کسی که تقدیر خدا را باور نداشته باشد، کسی که حرمت عترت مرا که خداوند مقرّر داشته است، بشکند و کسی که انفال را به انحصار خود در آورد و آن را بر خویشتن روا بشمارد. [۱۲]
از نظر اسلام انفال، ثروت عمومی است و کسی حق و امتیازی در آن ندارد. امام علی(ع) میفرماید: در این انفال، هیچ کس را بر دیگری امتیازی نیست؛ چرا که خداوند عز و جل خود، آن را تقسیم کرده است. [۱۳]
در آیات و روایات بویژه روایاتی که از پیامبر(ص) و امیرمومنان علی(ع) نقل شده مبارزه با ویژه خواری در دستور کار قرار گرفته است. امیرمومنان علی(ع) به سبب شرایط ویژهای که ایجاد شده بود و ثروت بسیاری در اختیار دولت و مسئولان بود به شدت با ویژه خواری و بهره مندی مسئولان و خویشان آنان مبارزه میکرده است که پرداختن به این موضوع فرصت بیشتری میطلبد
پا نویس
- ↑ (نساء، آیه ۵)
- ↑ (بقره، آیات ۱ تا ۵)
- ↑ نساء، آیه ۵۸؛ مائده، آیه ۸؛ انعام، آیه۱۵۲ و آیات دیگر)
- ↑ (العین: ص۳۷ ماده «أثر»؛ لسان العرب: ج ۴ ص ۸ ماده «أثر»)
- ↑ (حشر، آیه ۷)
- ↑ (حدید، آیه ۲۵)
- ↑ (نهج البلاغه: حکمت ۱۶۰)
- ↑ ( شرح نهج البلاغه لابن أبی الحدید: ج ۲۰ ص ۳۴۵ ح ۹۶۱)
- ↑ (بحار الأنوار: ج ۷۸ ص ۵۶ ح ۱۱۸)
- ↑ ( نهج البلاغه: نامه ۵۳)
- ↑ ( نهج البلاغه: الخطبه ۳۰)
- ↑ (بحارالأنوار: ج ۷۲ ص ۱۱۶ ح ۱۴)
- ↑ (بحار الأنوار: ج ۷۸ ص۹۶ ح ۱)







