چیستی اباحهگری و چرایی مدگرایی
عنوان: چیستی اباحهگری و چرایی مدگرایی مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۱۱ نویسنده: ملیحه قشقایی شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود چیستی اباحهگری و چرایی مدگرایی توضیحات:
چیستی اباحهگری و چرایی مدگرایی قشقایی ملیحه اباحهگری، مباحکردن، حلال دانستن و جایز شمردن است؛ لذا زمانیکه این کلمه در کنار تجملگرایی، مدپرستی و خرافهپرستی میآید، بدین معنی است که راحت میشود تمام آنها را قبول کرد، بدون هیچ عذر شرعی. این حربه و جنگ سردی است از سوی دشمنان. جوانان بیدار و مطلع، هیچگاه بهدنبال چنین مطالبی نخواهند رفت و تن به زیباییهای ذلت برانگیز نخواهند سپرد (شریعتی، ۱۳۸۱، ۲۸۶) . دین اسلام، دین اعتدال است و استفاده از زینت، زیباییهای طبیعت، اسباب و لوازم مناسب و... را نهتنها جایز دانسته، بلکه بهآن توصیه و سفارش کرده است؛ لذا قرآن میفرماید: «و در آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بطلب و بهرهات را از دنیا فراموش مکن و همانگونه که خدا به تو نیکی کرده، نیکی کن و هرگز در زمین در جستوجوی فساد مباش که خدا، مفسدان را دوست ندارد» (قصص، آیهی۷۷) . همچنین در سورهی مائده میخوانیم: «ای کسانی که ایمان آوردهاید! چیزهای پاکیزه را که خداوند برای شما حلال کرده است، حرام نکنید و از حد تجاوز نکنید؛ زیرا خداوند، متجاوزان را دوست ندارد» (مائده، آیهی۸۷) . بنابراین، استفاده از زینت و زیبایی، اگر در حد اعتدال باشد، هیچ اشکالی ندارد؛ ولی بسیاری از مردم در جریان زندگی، راه افراط را در پیش میگیرند و به بهانههای گوناگون رو به تجملگرایی میآورند. بههمینخاطر، قرآن کریم بلافاصله مسلمانان را از زیادهروی و اسراف و تجاوز از حد، بر حذر داشته و نهی میکند: «ای فرزندان آدم! زینت خود را، بههنگام رفتن به مسجد با خود بردارید؛ بخورید، بیاشامید و اسراف نکنید که خداوند اسراف کنندگان را دوست ندارد» (اعراف، آیهی۳۱) . بنابراین، از نظر مکتب جاوید اسلام، دلباختگی نسبت به امور دنیا و زرق و برق آن -که در قالب تجملگرایی ظاهر میشود- محکوم است. طغیان و سرکشی، انحطاط اجتماعی، وابستگی اجتماعی، گسترش فحشا و منکرات، و پشتکردن به ارزشها از پیامدهای تجملگرایی هستند. مد بهتر است یا الگو، مسئله این است! «مد» کلمهای فرنگی است که امروزه، پایهی ثابت اکثر کارهای برخی جوانان شده و تنها دلیلشان هم، بهروز بودن و عقبمانده نبودنشان است. آنها میگویند دوست نداریم به ما بگویند جهان سومی؛ اما غافل از آن هستند که در کنار کلمهی مد، میتوان کلمههای دیگری به نام «الگو» قرار داد و میتوان آن را از نظر مفهوم با کلمهی عربی «اسوه» مقایسه کرد. در اصطلاح، مد، تنها به مظاهر و نمادهای زندگی روزمره اشاره میکند و بخشی از مقدمهی الگوپذیری است. در دیدی وسیعتر، الگوپذیری، شامل رفتار و منشهای اجتماعی- فردی در زندگی است و محدود به ظواهر زندگی مادی و صورت زندگی نیست . از آنجا که گرایش به الگو، از جمله گرایشهای انسان است و روح آدمی، از یکنواختی گریزان بوده و میل به تنوع دارد، قرآن کریم که کتاب هدایت و پاسخگو به نیازهای فطری بشر است، به این نیاز مهم (نیاز به الگو) پاسخ گفته و انسانها را به الگوپذیری از پیامبران، اولیای الهی و قرآن کریم، برای پیمودن مسیر کمال مطلع ساخته است؛ چنانکه پیامبر اکرم(ص) (مظهر انسان کامل و بهترین فرد عالم) را بهترین سرمشق انسانها قرار داده است (احزاب، آیهی۲۱). دشمن، مد را وسیلهای قرار داد برای گریزانشدن جوانان از اسلام و تغییردادن آنها به سمتوسویی که بهنفع خود دشمنان باشد.
بدونشک، یکی از اهداف بلند پیامبران، فراهم ساختن زمینهی درست اندیشیدن، آزادی از قیدوبندهای خرافی و غیرعقلی و برداشتن زنجیرهای سنگین موانع حرکت تکاملی بهسوی حق است. اباحهانديشي و بياعتنايي عملي به محرمات، منهيات و منكرات، با توجه به دو منشأ اساسي مورد بحث قرار گرفته است: يا ناشي از شبههی نظري است و يا ناشي از شهوات عملي.
اباحهگري، ناشي از شهوات عمل: منظور از شهوت عملي، اين است كه شخص مباحي، با علم به حرمت و با آگاهي از ممنوعيت قانوني و شرعي، و حتي با توجه به عواقب نامطلوب و آثار منفي اعمال ناشايست، ارزشها و روشهاي متعارف اخلاقي را رعايت نميکند. دنياطلبي، لذتطلبی، تنوعطلبي، تنآسايي، حرص، استعلا، استكبار، استغنا، عجول بودن و تنها در پي منافع آني و عاجل گشتن، منافع مقطعي و موقت را، كه بهحسب ظاهر آسان، ارزان و نزديك ميآيد و نيازي به صبر، سعي، ثبات، استقامت و صلابت ندارد و آن را بر مصالح مستمر و پايدار ترجيح دادن، همه از مظاهر شهوت عملي و تبعيت از هواي نفساند. اباحهگري، ناشي از شبههی نظري :شبههی نظري، گاهي ناشي از اين جهت است كه معاني و مباني دستورالعملهاي ديني و اخلاقي، متناسب با فهم مخاطب، در قالب زبان روز و با روشهاي نافذتر، تبليغ و تبين عقلاني نميشود. بايد كوشيد كه افق فكر و استواي فهم عمومي، از افق ماديات و حواس ظاهري، فراتر رود و قلمرو هستي را شهوداً گستردهتر از ماده و مادي ببينند. عموم مردم، بايد از صميم ذات معتقد و متقاعد باشند كه كمال انسان به لذتپرستي نيست. سعادت را، با لذت دنيوي و جسمي مساوي ندانند و يا حداقل اينكه، لذت را محدود به لذت حسي و لذت غريزي ندانند. بايد ميان محدوديت و محروميت، تمايز آشكار قایل شوند و هر محدوديتي را لزوماً، بهمعناي محروميت ندانند. بايد مصالح جمعي و جاري را بر منافع فردي و راكد خود ترجيح دهند. بايد يقين پيدا كنند كه دين نه عقلستيز است نه عقلگریز، بلكه تمامي اخلاق و احكام اسلامي، مبتني بر دريافتهاي فطري و حكم مسلم است. بايد به آنان آموخت كه تكليف شرعي، از مقدمات و مقومات نيل بهكمال است. بايد بدانند كه موازين و مضامين شرعي قفل و زنجير اسارت نفس را از دست و پاي آدمی باز ميكنند. انسانها بايد دين را در بيان، شيوا و در عمل، شيرين بيابند (اعراف، آیهی١٥٧). چه کسانی به اباحهگری دامن میزنند؟ آنان كه حقيقت را دستنايافتني ميدانند و با تشكيكهاي پيدرپي، در پي تبديل يقين ديگران به شكاند و براي يقين سابق ازدسترفته، هيچ يقين لاحق و بديلي را قرار نميدهند و ميكوشند كه يقين را، مبين واقعيت جلوه دهند و براي مباني منطقي و واقعنما یا نه يقين، هيچ اعتباري قایل نيستند و نزدیک شدن (نه نايل شدن) به حقيقت را، صرفاً در گرو آزمون تجربي ميدانند - اگرچه مورد آزمون، از اموري باشد كه اولين تجربهی مساوي با آخرين تجربه است، ميكوشند عدالت و اخلاق را از بزرگترين ضمانت اجراي آن، يعني دين، جدا سازند و تعاليم ديني را نسبت به مسايل اجتماعي، سياسي و اقتصادي، ناكارآمد و يا بيطرف جلوه دهند، دانسته يا ندانسته به اباحهگری دامن ميزنند. آنان، انديشه و اخلاق را نسبي میدانند و پشتوانههاي بينشي ارزشها را ناديده میگیرند. (عدم ارتباط منطقي ميان جهانبيني و ايدئولوژي) و راه را براي توجيه اباحهگری هموار ميسازند . رابطهی گروههای مرجع و اباحهگری! گروههاي مرجع كه عمدتاً روحانیون و صاحبان مقامات دولتي هستند و بهدليل برخورداري از علم و سمت، بالاترين گروههاي اثرگذار است، بايد اين امر خطير را همواره در نظر داشته باشند كه چشم مردم، بهسلوك و سيرهی عملي آنهاست. امر به معروف و نهي از منكر وقتي كمال تأثير را دارد كه از سوي علماي رباني، بهصورت عملي صورت گيرد. مطابق روايت اخير كه از امام صادق(ع) نقل شده: «بدعتگذاران و آنان كه بدون تفقه در دين و بدون مستند اطمينانبخش شرعي، حرام خدا را حلال ميكنند و فتوا به اباحه و حليت محرمات ميدهند تا محبوبيت و موقعيت ممتاز دنيوي كسب كنند نيز، مستأكل به علماند» (صدوق، ج۱، ص۱۸۱). منابع: - قران کریم. - شیخ صدوق، محمدبن علی، معاني الاخبار. - شریعتی، علی (۱۳۸۱) مذهب علیه مذهب، مجموعه آثار۲۲، انتشارات چاپخش، بنیاد فرهنگی شریعتی.
شنبه, ۰۹ آذر ۱۳۹۲ پیام زن - شماره ۲۶۰







