پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی پدیدهی بدحجابی
عنوان: پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی پديدهی بدحجابي مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۳۹۰ نویسنده: سيد محمدابراهيم حسنى شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی پديدهی بدحجابي توضیحات: پیامدهای فرهنگی ـ اجتماعی پديدهی بدحجابي حسنى سيد محمدابراهيم مقدمه (ضرورت بحث): بیتردید مدگرایی و پدیدهی «بدحجابی» از معضلات و ناهنجاریهای فرهنگی کشور در دوران حاضر است که باید بررسی و مطالعهی آن را در ردیف معضلات دیگری چون تورم، بیکاری، اعتیاد و... قرار داد و برای حل آن چارهاندیشی نمود. وضعیت نابههنجار برخی از زنان و دختران امروز، بهگونهایست که فاصلهی کمی با بیحجابی دارد و حتی میتوان آن را نوعی «کشف حجاب نوین» نامید که در روایت مربوط به علائم آخر الزمان از آن به «کاسیات عاریات يا كاشفات عاريات» تعبير شده است. امروزه بر هیچ خردمندی پوشیده نیست که جبههی کفر و استکبار در نظر دارد بار دیگر از تجربهی تاریخی وتلخ اندلس بر ممالک اسلامی، بهخصوص جمهوری اسلامی ایران استفاده کند آن هم با بهرهگیری از فنآوریها، تکنیکهای نو و دستگاههای پیشرفته و پیچیدهی تبلیغاتی. بیگمان برنامههای آنان، از بین بردن حجاب اسلامی و جایگزین ساختن مدها و الگوهای غربیست. یکی از نظریهپردازان غربی به صراحت میگوید: «برای به شکست کشاندن انقلاب و حکومت اسلامی در ایران، باید از کوتاه کردن مانتوها شروع کنیم.» مع الاسف در سالهای اخیر، به جای آن که به موازات رشد و گسترش این پدیده، برنامهریزیها و اقدامات علمی و هماهنگ متولیان و دستگاههای فرهنگی صورت بگیرد، سکوت، بیبرنامگی و انفعال بسیاری را از آنان شاهد بودهایم. ممکن است برخی برای فرار از مسئولیت و توجیه بیبرنامگی خود، پوشش را امری درونی بدانندکه نمیتوان به اجبار، کسی را باحجاب کرد، چنان که ممکن است برخی نیز پرهیز از هرگونه اقدام تنبیهی و تعزیری را توصیه کنند و بگویند باید در مبارزه با این ناهنجاری، تنها به کار فرهنگی پرداخت. به هر حال، رشد و گسترش پدیدهی بدحجابی از یک سو و بیبرنامگی متولیان فرهنگی از سوی دیگر موجب شده تا دشمنان اسلام و مخالفان نظام اسلامي روزبهروز، از اين خلاء، بهرهبرداري لازم را درجبههگيريهاي ضدفرهنگي و ضدديني خودكرده، با تبليغات منفي و گسترش محصولات تخريبي خود به شيوع هر چه بيشتر اين معضل در جامعه بپردازند. اسلام با دستورات و احكام سازندهی خود تدبيرات لازم را در اين زمينه بهخوبي انديشيده و زن را در سايهی حجاب و ساير فضائلش به صحنه آورده تا معلم عاطفهها باشد و فريب خواستههاي نفساني و وساوس شيطاني و تبليغات غرب را نخورد. متاسفانه در جامعهی جهاني امروز خلاف جهت آن حركت و فعاليت و تبليغ ميشود. فرهنگ ابتذالي غرب و اروپا، امروزه رو به گسترش قرار گرفته و به دنبال آن است كه با برداشتن حجاب، از زن كالائي بسازد تا او را در منظر هوسپرستان قرار دهد. بدين منظور درصدد آنست كه زن را از جايگاه حقيقي خويش در جامعه يعني جايگاه مادري و تربيت فرزند و نيز از محور احساس و محبت و عواطف انسانها بودن بياندازد و در واقع آن هنر و فضيلت و جمال خدادادي و ريحانيت را از كفش بربايد. اگر این را بپذیریم که مسئلهی حجاب اسلامي در زمان حاضر، علاوه بر جايگاه ديني تعريف شده و موقعيت سياسي - كه ذكركرديم - عصارهی انقلاب اسلامیست، پس نبايد شك كرد كه حجاب در يك تعبير كلي، بهطور قاطع شيرازهی اسلامیت، ایرانیت و انقلابیت ما است اگر اذعان كنيم كه امروزه بيش از هر زمان و هر امر ذيبالي بايد مسئولان و متولیان فرهنگی و سیاسی و اجرائي و قضائي دركنار همكاري خود مردم به اين امر مهم بپردازند، سخن به گزاف نگفتيم. طبیعیست که بشر همان طوری که برای سلامتي جسم خود اهمیت قائل است و همواره سعي ميكندكه برای حفظ و تأمین سلامت خود از راهكارهاي پيشگيرانه از جمله زدن واکسن زدن و ... بهره ببرد، لاجرم بايد براي سلامت روح خود و جامعه که در اصل شاكلهی زندگی انسان است نيز چنين احساس و نقش پيشگيرانهاي داشته باشد. بدين منظور بايد براي ناهنجاريها و معضلاتي كه چون ويروس بيماريزا به جان مردم جامعه ميافتد، هم بهعنوان يكي از اعضای جامعه بپرهیزد و هم مردم را از ابتلا به آن بپرهيزاند. بدحجابی درست از جملهی همان مسائلي است که سلامت فرد و جامعه را تهدید میکند و پیآمدها و آثار جبرانناپذیری در فرهنگ، اخلاق، اعتقاد، اقتصاد و امنیت جامعه دارد و حتی گاه مسیر انحرافی و بازگشتناپذیری را براي همهی افراد جامعه به بار ميآورد. فرهنگ هر جامعه بهعنوان هستهی اصلی حیات اجتماعی، نوعاً ريشه در دین و آیین و يا آداب و رسوم آن جامعه داشته و از جنبههای گوناگون و ارزشها و قواعد خاصي برخوردار است و در شکلگیری الگوهای رفتاری و هنجارسازيها در دل اجتماع، نقش اساسي دارد. اكنون ديگر زمان آن رسيده كه شهادتطلبان ديروز در عرصههاي جهاد و شهادت با عزمي جزم درصدد امر به معروف و نهي از منكر، طبق اصول لازم آن، وارد ميدان شوند. عالمان دين و اساتيد و پژوهشگران و نويسندگان حوزههاي مختلف ديني، اجتماعي، سياسي، روانشناسي تربيتي و ... نیز به کار تاليف آموزش همگاني و تخصصي وعظ و موعظه و كار فرهنگي گسترده بپردازند. بدحجابي علاوه بر آثار ضدديني و فردي، پيآمدهاي اجتماعي فراواني را به دنبال دارد كه ما در اين مقوله به دنبال بررسي آنيم. ۱. تضعیف معتقدات دینی در جامعه قال الصادق(ع): «وَ اَمّا اللِّباسُ یَحْمِلُکَ عَلَی الْعُجْبِ وَ الرِّیاء وَ التَّزْییِنِ وَ التَّفاخُرِ وَ الْخُیَلاءِ فَاِنَّها مِن آفاتِ الدِّینِ وَ مُورِثُهُ الْقَسْوَةُ فِی الْقَلْبِ؛ ۱ امام صادق(ع) میفرماید: لباست، لباسی نباشد که تو را به گناه خودپسندی، ریا، مباهات به دیگران، فخرفروشی و تکبر آلوده کند که تمام اینها از آفات دین و موجب سختی دل است.» تظاهر به بدحجابی نشانهی پایبند نبودن و بیمبالاتی فرد به احکام و اعتقادات اسلامیست. زنان با بدحجابی، چشمهای هوسآلود را متوجه خود میسازند و پایههای ایمانی مردم را سست میکنند و جامعه را به فساد میکشانند. هیچ راهی برای دشمنان اسلام بهتر از آن نیست که بدون جنگ وکشتار و تحمل هزينههاي گزاف آن، ایمان را از دلهای مردم بزدایند. میدانیم که باورها و ایمانهای راسخ، نقش بسزایی در بالندگی جامعه ایفا میکند و زمانی که ایمان به سستی گراید، نفوذ دشمن در بهانحرافکشیدن همين جامعهی بالنده بيشتر و آسانتر خواهد شد. بدحجابی علاوه بر این که خود یک ناهنجاري اجتماعی به شمار میآید و جامعه را به بیبندوباری میکشد، زمینهساز بسیاری از زشتیهای اخلاقی نيز هست. وقتی به پوشش و متانت بیاعتنایی میشود، مسائل اخلاقی دیگر هم از جامعه رخت برمیبندد. بدلباسی، بداخلاقی به دنبال دارد، چنان که مدپرستی، هواپرستی میآورد. جامعهای که هر روز مد جدیدی را به شکلهای گوناگون بپذیرد، دچار بسیاری از بیماریهای اخلاقی چون غرور، تکبر، عصیان، قساوت قلب و فخرفروشی خواهد شد. هرگاه جامعهای به انجام دادن گناه جسارت پیدا کرد و مفاسد و معاصی رواج پیدا کرد، زشتی گناه از بین میرود و این خود گناه بزرگتریست. یعنی جامعهای که گناه را گناه نداند، به سبب رواج زیاد و همگانی شدن آن، سقوط خواهدکرد. بنابراین، بدحجابی، قبح و زشتی گناه را از بین میبرد و باعث رواج گناهان دیگر میشود. زن بدحجاب، خود را به احکام الهی پایبند نمیسازد و بهراحتی احکام الهی را زیر پا میگذارند و بیمبالاتی خود را به موازین اسلامی اعلام میدارد. چنین زنی در معرض گناه است و زمینهی این گناه و بيديني را در جامعه فراهم ميسازد. ۲. سلب امنيت و حرمت زنان خداوند در قرآن میفرماید: «یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَبَناتِکَ وَنِساءِ الْمُوءْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُوءْذَیْنَ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا؛۲ خداوند در قرآن میفرماید: ای پیامبر، به همسران و دخترانت و نيز زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را برخود فروتر گیرند تا شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند كه اين، به احتیاط و عقل و دين نزدیکتر است و خدا آمرزندهی مهربان است.» در شأن نزول این آیه آمده، هنگامی که شبها زنان برای نماز به مسجد میرفتند، بعضی از جوانان هرزه بر سر راه آنها مینشستند و آنان را با مزاح و سخنان ناروا آزار میدادند و مزاحم آنها میشدند. این آیه به زنان دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا از کنیزان، آلودگان و یهودیان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند. پس جامعهای که بخواهد ثبات امنیتی بیشتری داشته، از ناهنجاریها به دور باشد، باید خود را از عواملی که باعث ناهنجاری و بزه میشود، دور نگاه دارد و حجاب و عفاف را سرمشق خويش قرار دهد و از آن محافظت نمايد. آرامش و امنیت، والاترین نعمتی است که خداوند به جامعه عنایت میفرماید و میتوان گفت كه اگر جامعهای فاقد آن باشد به یک معنا، فاقد همه چيز است؛ چه آن كه سلامت جسمی و روحی - روانی جامعه، در سایهی همين امنیت فراهم ميآيد. لذا زنان بدحجاب نمیدانند که چه ضربههای جبرانناپذیر و خانمانبراندازی را بر زندگي خود و پیکرهی جامعه وارد میسازند و با پوشش نامناسب خود، همزمان با حضور در اجتماع، در واقع به افراد بزهکار اجازهی حريمشكني ميدهند كه اين خود سرآغاز بسیاری از ناهنجاریها، مزاحمتها و آسيبها ميشود. ۳. جلوگيري از حضور مثبت زنان در جامعه طبق قوانين اسلامي و اجتماعي و حقوق طبيعي زنان، آنها حق دارند كه در بسیاری از جوامع در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و... شرکت کنند و سهم بسزایی در این زمینهها ايفا نمايند و مثل مردان در جامعه حق زندگي و امنيت و آرامش دارند. يكي از تكاليف و ضروريات زنان براي حضور قوي و سالم در اجتماع كه زمينهساز همين امنيت و آرامش و آزادي واقعي زنان در گسترهی فعاليتهاي اجتماعي نيز هست، رعايت مسئلهی حجاب و عفاف و پوشش كامل اسلاميست. اگر خداي ناكرده با خودآرایی و خودنمایی وارد محيط كار و جامعه شوند بايد خود قبل از ديگران عوارض آن – مانند آسيبها، بيمها، خطرها و در نهايت محدوديتها و ممنوعيتهاي اجتماعي - را پذيرا گردند. ۴. تزلزل در نهاد خانواده و هرج و مرج در روابط جنسي پوشش و حجاب باعث سلامت اخلاقی جامعه و پایبندی به هنجارهای دینی و محوكردن زمینههاي بروز و شکلگیری بزه در جامعه نیز موجب محفوظ ماندن فاصلههای اجتماعی و حريم افراد میشود. چنان که امیر مؤمنان(ع) در نهج البلاغه به فرزندش امام حسن(ع) میفرماید: «وَ اکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ اَبْصارِهِنَّ بِحِجابِکَ اِیّاهُنَّ فَاِنَّ شِدَّةَ الْحِجابِ اَبْقی عَلَیْهِنَّ؛ ۳ از راه حجاب و پوشش، بانوان را بپوشان؛ زیرا رعایت حجاب بهطور جدی و محکم، زنان را بهطور سالمتر و پاکتر حفظ خواهد کرد.» وقتی اختلافات زن و شوهر در محکمههای قضایی را ریشهیابی میکنیم، پی میبریم که بسیاری از ناسازگاریها به دلیل رعایت نکردن حجاب است. بنابراین، برای حفظ نظام خانواده و بهوجودآوردن محیطی سالم و فرزندانی پاک، رعایت حجاب ضروریست. ۵ . اختلالات روحی و روانی و افت تحصيلي و تربيتي افراد جامعه اختلالات روحی و روانی از آثار ناگوار بدحجابی در جامعه است. خودآرایی و جلوهگری و ارائهی پوشش غیرمتعارف، افکار و حواس افرد را به خود مشغول و فشارهای فراوانی را بر روح و روان افراد وارد میسازد، در نتيجه افراد جامعه ثبات روحی و روانی خود را از دست میدهند. زني كه حجب و عفت را رعایت نکند هم خود را در معرض تشتتهاي فكري و روحي قرار ميدهد و هم باعث ايجاد اختلالات و پراكندگي در افكار ديگران شده، در نتيجه نیروی کارآمد و چرخهی فعالیت کاری و آرامش ذهني و گرايشهاي عاطفي افراد نسبت به جامعه را دچار سستی و رکود میسازد. در مقابل زمينهی عدم حضور دختران و زنان خانوادههای با غیرت و متدین در جامعه و نیز اضطراب و نگراني خانوادهها را فراهم ميسازد. شهید مطهری در اين باره ميگويد: «روح بشر فوق العاده تحریکپذیر است. اشتباه است که گمان میکنیم تحریکپذیری روح بشر، محدود به حد خاصیست و از آن پس آرام میگیرد. همان طورکه بشر در ناحیهی ثروت و مقام، از تصاحب ثروت و از تملک جاه و مقام سیر نمیشود و اشباع نمیگردد، در امور جنسی نیز چنین است. هیچ دلی از هوس سیر نمیشود. از طرفی تقاضای نامحدود خواه ناخواه انجام ناشدنیست و همیشه مقرون است با نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوها که به نوبهی خود منجر به اختلالات روحی و بیماريهای روانی میگردد. چرا در دنیای غرب این همه بیماریهای روانی زیاد شده است؟ علتش آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان سکسیست که به وسیلهی جراید و مجلات و سینماها و تئاترها و محافل و مجالس رسمی و غیررسمی انجام میشود.»۴ ازطرفي هم بايد با كمال تأسف به وضع نابههنجار بدحجابي در برخي از دانشگاهها و مراكز آموزشي و مدارس اشاره نمود. با توجه به این كه فرهنگ هر جامعهای، به آموزشهای آن بستگی دارد و هر قدر آموزشها از غنای بیشتری برخوردار باشد فرهنگ آن جامعه بالاتر خواهد بود. نخبگان و فرهیختگان، در پرتو تحصیلات شناخته میشوند. جامعهای که دانشمندان آن بیشتر باشد، معمولاً از تمدن بالاتری برخوردار است و پویایی در تمامی زمینههای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی کاملاً مشاهده میشود. خلاصه، پیشرفت هر جامعهای درگرو آموزش آن است. بنابراين براي تحقق يك چنين آثار پرباري وجود برخي مسائل از جمله آرامش و تمركز افكار محصلين ضروري و لازم به نظرمیرسد. دختران و پسران اگر در کنار تحصیل، دلمشغولیهای دیگری داشته باشند، از تحصیل بازمیمانند و وقت زیادی از فرصتهای مطالعاتی و تحصیلی آنان به هدر میرود. بسیاری از مشاوران از صحبتهای دختران و پسران جوان دربارهی مدهای روز و آرایشهای جدید گلهمند هستند. به گفتهی مربیان تربیتی، در مدارسی که دختر و پسر با هم درس میخوانند کمکاری، عقبافتادگی و بیمسئولیتی بهخوبی مشاهده شده است.
۶. رواج مدگرائي و تجملپرستي و هوسراني در سطح جامعه
در جامعهای که بدحجابی و زینتآرایی رواج پیدا ميکند، بسیاری ازکجرویهای اجتماعی مانند مدگرایی، مشكلات اجتماعي، تهييج شهواني و ترويج بيحيایي و بیهویتی و چشم و همچشمي - تا بدان جا که اكثر افراد جامعه را به نحوي آلوده سازد - گسترش مييابد. در نتیجه، جامعه از رشد و تعالي و فعالیتهای سالم باز میماند. زنان بدحجاب که به نمودهای ظاهری و تجمل و تنوع میپردازند و هر روز به سراغ اسباب آرایش و زیورآلات و کفش و لباس میروند، سم كمبود شخصيتي و محروميت از جمال معنوی را به جامعه تزريق ميكنند. این امر به تدریج ارزشها و هنجارهاي اجتماعي را پايمال و خدشهدار و زمينهی تباهي جامعه فراهم ميکند. اما در جامعهای که حجاب، متانت، عفت و حیا ارزش تلقی میشود، زن، با عفت و حجب، پایههای این ارزش را بر پا ميسازد و جامعه را به سمت سلامت و ارزشهای واقعی سوق میدهد.
منابع:
۱- بحار الانوار. ۲- احزاب، آيهی ۵۹ . ۳ – نهج البلاغه، نامهی ۳۱. ۴- نظام حقوقي زن در اسلام، شهید مطهری
شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۰ پیام زن - شماره ۲۳۴







