پاسداری از دین
عنوان: پاسدارى از دين مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۰۲ نویسنده: محمود مهدى پور شابک: ---- تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود پاسدارى از دين توضیحات: پاسدارى از دين
محمود مهدى پور
يكم: ضرورت اسلام شناسى (اسلام) آئينى هماهنگ با عقل و فطرت است و (دين) و (خرد) دو حجت پيدا و پنهان خدا براى هدايت انسانهاست. دشمنى با (اسلام) همان قدر غير منطقى است كه خصومت با (عقل و خرد) و محروميت از دين به انسان آنچنان ضربه مى زند كه (فقدان عقل و انديشه). (اسلام شناسى) نياز امروز و فردا و فرداهاى جامعه بشرى است. اگر فطرت پاك انسان با مجموعه ى انديشه ها, آرمان ها و رهنمودهاى اسلام براى زندگى بشر آشنا شود, از عمق جان شيفته و شيداى آن مى گردد. بازگشت به قرآن و عترت(ع) و تلاش براى شناخت بهتر و پيروى از رهنمودهاى اين دو, تنها راه رهايى بشريت در جهان فريب و نيرنگ است. (ويژه نامه امام صادق(ع)) به همين اميد شكل گرفت كه ما را در شناخت بهتر اهل بيت عليهم السلام يارى بخشد زيرا شناخت بهتر (ثقلين) بسيارى از آفات جامعه ى اسلامى را از بنياد ريشه كن مى سازد.
دوم: دشمنان دين اسلام عزيز از فجر پيدايش و در طول تاريخ از سوى سه گروه مورد تهاجم بوده و اين سه گروه هركدام با شيوه هاى خاص خويش و غالبا در يك برنامه ريزى هماهنگ, اسلام و مسلمانان را مورد هجوم قرار داده و با آن دشمنى كرده اند. اين سه گروه عبارت اند از: ۱ ـ كفار يا دشمنان خارجى. ۲ ـ منافقان يادشمنان داخلى. ۳ ـ مسلمانان ناآگاه و يا دوستان نادان. هركس دشمنان اسلام و مسلمين را به مسلمانان غافل و ناآگاه منحصرسازد بى شك به سود دشمنان خارجى و منافقان داخلى گام برمى دارد و هركس آفت جمود و تحجر و جهل بى خبرى را ناديده بگيرد راه نفوذ كفار خارجى و منافقان كينه جو را باز مى گذارد. خصومت سردمداران كفرجهانى و همكارى منافقان غرب زده با اسلام و انقلاب اسلامى (توهم توطئه) نيست, واقعيتى آشكار است و عموم مسلمانان به ويژه دولتمردان متعهد وحوزويان آگاه و جوانان مومن بايد دريك برنامه ريزى دلسوزانه و با رهبرى پيشواى برزگ انقلاب اسلامى همزمان در سه جبهه به جهاد برخيزند. ۱ ـ جبهه نبرد با كفرجهانى و قدرت هاى استكبارى خارجى. ۲ ـ جبهه نبرد با منافقان و دورويانى كه مى خواهند هم از امتيازات مسلمانى استفاده كنند و هم از كسيه كفر خارجى بهره مند شوند. (ياايهاالنبى, جاهد الكفار و المنافقين و اغلط عليهم). ۳ ـ جبهه نبرد با جمود و تحجر و جهل و آز
سوم: فتنه فرهنگى امروز ريشه همه فتنه ها, (فتنه فرهنگى) است. و در فتنه فرهنگى, نهادها و مسوولان و مديران و مجريان برنامه هاى آموزشى, تبليغى و دست اندركاران فكر و فرهنگ و هنر بيشترين نقش را ايفا مى كنند. (رسانه ها) در دو بعد مثبت و منفى سلطان بى رقيب انديشه ها و حاكمان كشور (افكار عمومى) هستند. فتنه فرهنگى كنونى در ايران اسلامى, سر در خارج دارد و دست در داخل. (انديشه) خارجى است و (بستر اقدام و عملى داخلى), (مغز استكبار) دستور مى دهد و (دست منافق) مى نويسد. گاه جنجال رسانه اى و جنگ زرگرى مىآفريند تا بتواند قيمت نفت را تا هفت دلار و (مفت تومان) كاهش دهد و لحاف ملا را غارت كند. گاه عرفان كاذب و يوكا و صوفيگرى سياسى را دامن مى زنند, تا جامعه را از واقعيت غارت و بيداد بين المللى غافل سازند. گاه (شكست و پيروزىهاى ورزشى) را آن قدر مهم جلوه مى دهند, كه شكست و پيروزىهاى سياسى, اقتصادى و علمى و فرهنگى به طاق نسيان سپرده مى شود. و گاه آن قدر از آزادى دختر و پسر و آرايش و رقص و نوار وعكس سخن مى گويند كه (آزادى ته) جاى (آزادى انديشه و سر) را مى گيرد و آزادى (عقيده) از آزادى (غريزه) سر بر مىآورد. و جنگ انواع توسعه سرانجام به (توسعه اعتياد) و مصرف مواد مخدر و گسترش بى اعتبارى نظام كشيده مى شود. چه بايد كرد كه: نگهبان حرم معمار دير است. يقينش مرده و چشمش به غير است. تا (مرشد) تساهل و تسامح بركرسى وزارت ارشاد تكيه زده است: هر دم از اين باغ برى مى رسد. تازه تر از تازه ترى مى رسد.
چهارم: بدعت و تحريف تحريف دين توسط برخى مسوولان فرهنگى كشور و حمايت مالى سياسى و تبليغاتى و تشكيلاتى از (تحريف گران) و (بدعتگذاران) گناهى كوچك و اقدامى قابل اغماض نيست. اين كار اگر آگاهانه انجام گيرد, گناهى در حد كفر و ارتداد از اسلام است و اگر جاهلانه باشد, ضربه اى هولناك بر پيكر فرهنگ و انديشه ى اسلامى است و دست اندركاران اين امور كوچكترين شايستگى براى تصدى مسووليت ها و دخالت در امور اسلام و مسلمين ندارند. رسول خدا(ص) فرمود: (من اتى ذابدعه فوقره فقد سعى فى هدم الاسلام)(۱). هركس بدعت گذارى را احترام كند و بزرگ شمارد. در هدم اسلام كوشيده است.
پنجم: مراحل دين زدايى محو (دين), (مسخ دين) و (محدود كردن آن به امور زندگى شخصى) و (مهجور گذاردن) آن چهار هدف مرحله اى و فازبندى شده از سوى دشمنان اسلام است, اجراى فازهايى مشخص از فرايند دين زدايى و اسلام ستيزى برعهده منافقان و مزدوران سياسى داخل جامعه اسلامى و اجراى فازهاى بعدى برعهده خودكفار بى نقاب بيرونى است. حوزه هاى علوم اسلامى و همه مسلمانان بيدار بايد در برابر اين چهار حركت خطرناك: اعراض از دين. كتمان دين. تحريف دين. و تكذيب دين, با تمام توان به پا خيزند و نقشه مشترك (كفر و نفاق) را كه بخشى از آن در كنفرانس برلين افشا گرديد, نقش برآب كنند.
ششم: حوزه, پاسدار دين نيابت فرهنگى از محضر امامان معصوم عليهم السلام به صلاحيت هاى بالايى نياز دارد كه (ايمان) و (تقوا) و (فقاهت) و (زمان شناسى) از مهمترين اركان آن است. افراد فاقد تفكر توحيدى و آنها كه به نام و نان و ريا و رياست مى انديشند و از تقوا و آگاهى به حقايق زمانه و نيرنگ هاى دشمنان بى بهره اند, به هيچ وجه صلاحيت نيابت سياسى, يا فرهنگى از سوى عترت عليهم السلام را ندارند. و در حوزه هاى علوم دينى و بين مراجع تقليد راستين امت اسلامى هميشه پاسداران دين و مدافعان اسلام و مسلمين بوده و هستند و امروز هم اگر حقايق اسلام دستخوش تحريف و كتمان قرار گيرد, (پاسداران انديشه امامت), ايران را كربلايى ديگر خواهند كرد. و تا حوزه ها و مسلمانان آگاه حضور دارند, (دين ستيزى) راه بجايى نخواهد برد.
هفتم: دين ستيزى نفاق رعايت احكام دينى و قوانين اسلام, از سوى جامعه, محصول اعتماد به قانون گذاران و قانون شناسان و مجريان قانون است. فعاليت (مطبوعات جبهه نفاق) براى سلب اعتماد از رهبرى, فقهاى شوراى نگهبان, مجلس شوراى اسلامى, رياست جمهورى و قوه قضأيه و توهين و تحقير روحانيون شيعه و حوزه هاى علميه, در حقيقت تئورىپردازى براى هرج و مرج عقيدتى, اخلاقى, و گامى عملى به سوى دين زدايى و اسلام ستيزى محسوب مى گردد. آنها كه با وجود هرگونه (خط قرمز) و (منطقه ممنوعه) به مخالفت برخاستند, آنها كه مرز بين خودى و غير خودى را به تمسخر گرفتند, آن ها كه مردم را به (راهپيمايى عليه خدا) فراخواندند. و آنها كه براى تصويب تك تك احكام قضايى, دم از رفراندم و نظرخواهى عمومى و (افكار ملت) مى زنند, و به اراده (شخصى) و (محفلى), (عزم ملى), (اراده ملى), (پرونده ملى) و (انديشه ملى) مىآفرينند و آن ها كه (اراده ملت) را فرا روى (شريعت و ديانت) جهت مى بخشند و مردم را به مبارزه با نهادهاى دينى و قانونى تشويق و تحريك مى كنند, دشمنان آشكار و كينه توز (ملت) و (اسلام) و (قانون) اند, گرچه فرياد مسلمانى برآورند و قانون را بر نيزه ى (روشنفكرى دينى) علم كنند.
هشتم: منافق شناسى بدگمانى به (خدا) و (خلق خدا) از انديشه هاى خام و هويت فكرى ـ اخلاقى منافقان بر مى خيزد. (يظنون بالله ظن الجاهليه) و حمايت از اهداف و آرمان هاى دشمنان خارجى از راه هاى شناخت منافقان است. نه پذيرفتن داورى نهايى رهبرى امت اسلامى از ديگر شاخصه هاست. شايعه پراكنى و يإس آفرينى و تشديد اختلافات درون دينى و ادعاى روشنفكرى و اصلاح گرى از ديگر ويژگيهاى جريان نفاق است. مسلمانان اصول گرا از هر طيف و گروه بايد هرچه سريعتر بر اساس معيارهاى مكتبى و رهنمودهاى رهبربزرگوار انقلاب اسلامى مرزهاى خود را با دگرانديشان روشن كنند و وفادارى خود را به ملت مسلمان و امت اسلامى و راه و انديشه امام خمينى(ره) نشان دهند و بدين وسيله هم خويش را از سقوط در دامن كفر رهايى بخشند و هم اميد استكبار را به يإس مبدل سازند. ان شإالله.
نهم: اصلاح ذات البين كشمكش هاى سياسى, تبليغاتى و خصومت دو جناح مسلمان علاوه بر آسيب هاى اجتماعى و عقب ماندگى در تإمين نيازهاى واقعى مردم, عامل اتلاف وقت و نيرو و امكانات مسلمين است و فراتر از زيان هاى مادى و دنيوى, دو طرف متخاصم را از ديدگاه معنوى گرفتار سقوط اخلاقى و عرفانى مى سازد و دين و دنياى دو طرف قربانى (عقده هاى شيطانى) مى شود. عاقلان دو گروه بايد مرزهاى دو جناح را كاهش دهند و كم رنگ كنند و رهنمود قرآنى (اصلحوا ذات بينكم) را به ياد آورند. در حديث نبوى هم آمده است: (الا اخبركم بافضل من درجه الصيام و الصلاه و الصدقه؟ اصلاح ذات البين, فان فساد ذات البين هى الحالقه)(۲). آيا به كارى كه برتر از روزه و نماز و صدقه باشد, شما را آگاه نسازم؟ اين كار آشتى دادن مومنان است و اختلافات) عامل ستردن (دين) است.
دهم: تعامل دين و دولت رابطه دين و دولت به چند شكل قابل تصور است: ۱ ـ دولت خود را با دين هماهنگ سازد. ۲ ـ دين خود را با مصالح دولتمردان هماهنگ كند. ۳ ـ قلمرو دين و دولت تفكيك شود و هركدام كارآيى خاصى خود را داشته باشند و در حوزه يكديگر دخالت نكنند. آنچه انقلاب اسلامى به مردم ايران و جهان آموخت اين بود كه زندگى فرد و جامعه قلمرو حكومت خداست. و دولت ها بايد دينى شوند نه دين (دولتى). دربارها, بايد اسلامى شود, نه اسلام دربارى. در (نظام اسلامى) دين قانون زندگى فرد و جامعه است. و دولتمردان پيشآهنگان عشق و ايمان به دين اند و هيچ گاه دين را رقيب خويش نمى دانند, در نظام اسلامى, (مشروعيت) و (مقبوليت) دولتها در سايه (دين مدارى) مسوولان است. و هركس در هر رده و مقام با دين و ديندارى بستيزد, مشروعيت و مقبوليت خود را فروخته است. در نظام اسلامى, دولتمردان از موضع (دين پژوهى) نظر نمى دهند. بلكه دولتمردان در ترازوى (دين پژوهى) قرار مى گيرند. تلاش براى اين كه دين منطبق با خواست وزيران و وكيلان معرفى شود, و تفكر و عملكرد قدرتمندان توجيه دينى شود, خطرى است كه هم اكنون حوزه هاى علوم دينى را تهديد مى كند. (توحيد) جز به حاكميت بر دولت ها و ملتها, رضايت نمى دهد و تفكيك دين از سياست و داورى وزيران و سرمايه داران درباره هويت دين و احكام آن و همآهنگ سازى دين با فهم و ميل (رجال سياسى) و كارگزاران چيزى جز خيانت به دين و ملت نيست. دولت و قدرت اگر مجرى بى چون و چراى قانون خدا باشد, مشروع است و مقبول و جز در اين جايگاه طاغوت است و نامشروع دولتمردان هرگز حق ندارند, قدرت سياسى و امكانات اقتصادى و تبليغاتى را در جهت تضعيف ايمان و گمراهى مردم به كار گيرند. و اگر در احكام و قانون الهى شك دارند, مى توانند, از قدرت كناره گيرى كنند و به (پژوهش و تحقيق) مشغول شوند ولى تا در رإس قدرت هستند بايد صد در صد مقلد (ولايت فقيه) و كارشناسان دين باشند. مجريان فقط مى توانند از شوراى نگهبان و قوه قضأيه و مجلس استفسار كنند. تمسخر دين و دين شناسان و فقهاى شوراى نگهبان درجامعه اسلامى از سوى رسانه هاى دولتى قابل پذيرش نيست و بايد دانست كه در جنگ دين و دولت هميشه دولتمردان سقوط كرده اند. گرچه دينداران را هم به زحمت مى افكند. والسلام ـ سردبير
پى نوشتها: ۱ ـ بحارالانوار, ج ۴۷, ص ۲۱۷. ۲ ـ كنزالعمال, حديث, ۵۴۸۰.
منبع:
ماهنامه كوثر ـ شماره ۴۰ ـ تيــــر ۷۹







