نقش زنان در امر به معروف و نهی از منکر

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۵۷ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: نقش زنان در امر به معروف و نهى از منکر مجموعه ها: مقالات شناسه کتا...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

عنوان: نقش زنان در امر به معروف و نهى از منکر مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۷۱ نویسنده: سید عباس رضوى‏ شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: عباس خوش چشم ایمیل اپراتور: abbaskhadem۹۲@yahoo.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود نقش زنان در امر به معروف و نهى از منکر توضیحات:

نقش زنان در امر به معروف و نهى از منکر

سید عباس رضوى‏

پاسدارى از کیان اسلام و شریعت بدون نظارت و مشارکت همگانى در ارشاد و دعوت یکدیگر به انجام نیکى‏ها و مبارزه با کژى‏ها ممکن نبود، و این وظیفه خطیر بر دوش همه امت اسلامى از زن و مرد قرار دارد. «المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر؛ (۱) مردان و زنان مؤمن بعضى از ایشان اولیاء بعض دیگرند، امر به معروف مى‏کنند و از منکر نهى مى‏کنند.» خداوند در این آیه، به زنان و مردان با ایمان ولایت مى‏دهد در امور دیگران و شئون اجتماعى دخالت کنند هریک دیگرى را به معروف واداشته و از منکر و پلیدى‏ها باز بدارد. (۲) بر این اساس، افزون بر مردان، زنان مسلمان و وظیفه آشنا نیز، تلاش داشتند سهم خود را در دعوت مردم به دین و سفارش دیگران به انجام وظایف دینى و پرهیز دادن دیگران از گناه، ادا کنند. فاطمه زهرا (س) در خطبه معروفِ خود در مسجد پیامبر که رساترین فریاد امر به معروف و نهى از منکر، در جامعه اسلامى پس از پیامبر بود، دعوت‏گرى و حساسیت عمومى مردم در صیانت از ارزش‏ها را، سبب صلاح و قوام امت اسلام شمرد؛ «و الامر بالمعروف مصلحة للعامّه؛ (۳) خداوند امر به معروف را موجب صلاح عامه مردم قرار داد.» پس از پیامبر بانوان، در حوزه آگاهى و توان خود، مردم، به ویژه نوجوانان و زنان تازه مسلمان و کنیزکان را به وظایف دینى توجه مى‏دادند و با اندرز و موعظت، آنان را از بدى‏ها و گناه باز مى‏داشتند. برخى از بانوان زیرک و فرزانه، از سوى خلفا رسماً براى نظارت بر انجام برخى از کارهاى عمومى و امر به معروف و نهى از منکر نامزد شدند. این وظیفه، سپس‏ها امور حسبه نام گرفت. شفاء، از زنان صحابى بود که با پیامبر (ص) بیعت کرد. درباره‏اش نوشته‏اند: «کانت من عقلاء النساء و فضلائهن؛ از زنان فاضل و خردمند بود...» وى، در عهد پیامبر زنان را ارشاد و راهنمایى مى‏کرد. شفاء، پس از پیامبر نیز در راهنمایى مردم به نیکى‏ها و برحذر داشتن آنان از بدى‏ها و پلیدى‏ها کوشا بود. درایت و خردمندى او در سامان دادن به کارها و نظام بخشیدن به امور زنان و مردان چنان بود که عمر، با او مشورت مى‏کرد و از رهنمودهاى او سود مى‏برد. «کان عمر یقدّمها فى الرأى و یرعاها و یفضلها و ربّما ولاها شیئا من السوق (۴)؛ عمر نظر و رأى شفا را پیش مى‏داشت، پاس حرمت او را داشته او را بر دیگران برترى داده و گاه برخى از امور بازار را به او وا مى‏گذاشت.» سمراء، از دیگر بانوانى بود که در ارشاد ناآگاهان و تأدیب کژراهان و قانون‏شکنان، فعّال بود: «و کانت ترتدى درعا غلیظا و خمارا غلیظا و بیدها سوط تؤدب الناس و تأمر بالمعروف و تنهى عن المنکر؛ (۵) وى چادر و روسرى درشت و ضخیم مى‏پوشید. در دستش تازیانه‏اى بود که با آنان مردم را ادب مى‏کرد. وى، مردم را به نیکى‏ها سفارش و از بدى‏ها باز مى‏داشت.» گفته شده: خلیفه دوم سه زن سرشناس به نام: شفاء، ام سلیمان بنت ابى‏حثمه و سمراء بنت نهیک اسدى را، متصدى امور نهى از منکر در بازار مدینه کرده بود. (۶) درایت و شجاعت و وظیفه‏شناسى برخى از بانوان چنان بود که از ارشاد و رهنمود دادن به خلفا نیز واهمه‏اى نداشتند و آنان را نیز از کجروى و دور شدن از راه و رسم اسلامى هشدار و پرهیز مى‏دادند. خوله، از زنان صحابى بود که آیه ظهار (۷) درباره او و همسرش نازل شد، وى از زنان متعهد و مسئولیت‏شناسى بود که گناه و قانون‏شکنى را برنمى‏تافت از صولت و ابهّت عمر، نیز واهمه‏اى به خود راه نمى‏داد و راه و رسم دین را به او نیز یادآور مى‏شد. قتاده، نقل کرده است: عمر، همراه جارود عبدى، از مسجد بیرون مى‏رفت. زنى در راه به آنان برخورد، عمر، به زن سلام کرد و او پاسخ گفت. زن گفت: اى عمر، به یاد مى‏آورى که تو عُمَیر «عمر کوچک» خوانده مى‏شدى و در بازار عکاظ کودکان را با عصا دور مى‏ساختى پس از مدتى عُمر شدى. و الان امیرالمؤمنین لقب گرفته‏اى؟! «فاتق‏الله فى الرعیّه و اعلم انه من خاف الوعید قرب علیه البعید و من خاف الموت خشى الفوت؛ از خداوند در حق رعیت پروا نگهدار. و بدان! کسى که از وعید و هشدارهاى خداوند بترسد، دور برایش نزدیک مى‏شود. و کسى که از مرگ بترسد هراس از دست دادن فرصت‏ها را دارد.» جارود گفت: اى زن با امیرمؤمنان بسیار سخن گفتى. ! عمر گفت: او را واگذار آیا او را نمى‏شناسى؟ این زن خوله دختر حکیم همسر عباده بن‏صامت است که خداوند صداى او را از وراى هفت آسمان شنید و عمر سزاوارتر است که به سخن او گوش دهد. (۸)

امامت جماعت‏ خواندن نماز وظیفه‏اى است همگانى. ولى امامت نماز و به جماعت برگزار کردن آن، نوعى تشکل و همگرایى و تبلیغ دین است از این رو نماز جماعت از شعائر دین به شمار مى‏رود. و افزون بر فوائد معنوى برکت‏هاى اجتماعى و سیاسى فراوانى براى جامعه اسلامى دارد. در صدر اسلام مانند امروز، امامت نماز مساجد بر عهده مردان بود و زنان نیز به مساجد رفته و با مردان نماز مى‏گذاردند، چه بسا در میان قبیله مسجدى وجود نداشت و یا بر اثر دور بودن مناطق مسکونى از مسجد و مشکلات دیگر، زنان نمى‏توانستند در جماعتِ مسجد شرکت کنند. برخى از زنان دین آشنا و پارسا به معرفى و سفارش پیامبر در میان قبیله و یا خانواده خود براى بانوان مسلمان پیشنمازى مى‏کردند. ام‏ورقه انصارى، از زنان صحابى بود که در زمان پیامبر، به اسلام خدمت بسیار نمود. در وقت شروع جنگ بدر از پیامبر (ص) اجازه گرفت به مداواى مجروحین جنگى پردازد تا شاید خداوند در این راه او را به فیض شهادت در راه خود نایل سازد. پیامبر به او فرمود: در خانه بمان که خداوند تو را سرانجام به فیض شهادت سرافراز خواهد کرد. وى از آن روز در میان مردم «شهیده» خوانده شد. ام‏ورقه قرآن آشنا بود. از پیامبر اجازه گرفت در خانه‏اش مؤذنى بگمارد تا برایش اذان بگوید. پیامبر اجازه داد. وى در خانه‏اش اقامه نماز جماعت مى‏کرد و قرآن مى‏خواند: «و کانت قد جمعت القرآن... و کان النبى (ص) قد امرها اِن تَؤّم اهل دارها و کان لها مؤذن و کانت تؤم اهل دارها؛ (۹) ام‏ورقه قرآن را جمع کرده بوده، پیامبر به او سفارش کرده بود که بر اهل بیت خود امامت کند. او مؤذنى داشت و براى خانواده خود امامت مى‏کرد.» ام ورقه تا زمان خلیفه دوم زنده بود و براى زنان خانواده خود پیشنمازى مى‏کرد. ام المؤمنین، ام‏سلمه نیز گاه براى بانوان پیشنمازى مى‏کرد. «عن عمار الدهنى عن حجیرة قالت: امّتنا ام‏سلمه فى صلوة العصر فقامت وسطنا؛ (۱۰) حجیره گفت: ام‏سلمه پیشنماز ما در نماز عصر بود وسط ما ایستاد.» عائشه نیز گاه براى زنان پیشنمازى مى‏کرد. (۱۱)

تبلیغات جبهه و جنگ‏ مسلمانان صدر اسلام همسران خود را نیز در جنگ‏ها و سفرهاى جهادى همراه مى‏بردند. پس از پیامبر (ص) نیز این شیوه در میان مسلمانان ادامه یافت. زنان و وسایل آرامش فراهم آورده و نیازهاى عاطفى شوهران خود را برطرف مى‏کردند، براى آنان غذا مى‏پختند و لباس مى‏شستند. وجود زنان در پیشگیرى از گناه و انحراف سربازان جوان، در مناطق جهادى و سرزمین‏هاى دور از مرکز بسیار کارساز بود. پرستارى از مجروحین هم بر دوش بانوان قرار داشت؛ کارى که سپس‏ها در جنگ‏هاى نوین بر عهده پرستاران جنگى گذاشته شد و زنان، زخم‏هاى مجروین را مى‏بستند و به آنان غذا مى‏دادند. افزون بر این زنان در مناطق فتح شده و در میان نومسلمانان، اسلام را معرفى و تبلیغ مى‏کردند، آنان با لطف و عواطف سرشار زنانه به کودکان و زنان اسیر آرامش داده فضاى خشن و رعب‏انگیز جنگ را تلطیف کرده و آداب و احکام اسلامى به نومسلمانان مى‏آموختند. در نهایت بانوان دین‏پرور و فداکارى که در اردوگاه‏هاى جنگى مستقر بودند، برادران و همسران خود و مردان دیگر را تشویق مى‏کردند از اسلام دفاع کنند و در راه پیشبرد دین شجاعانه بجنگند. افراد ترسو و عافیت‏طلب هماره مورد سرزنش زنان قرار مى‏گرفتند و این خود روحیه فتوّت و جوانمردى را در میان رزمندگان اسلام، تقویت مى‏کرد. در نبردهاى آزادى‏بخش مسلمانان با امپراطورى‏هاى ایران و روم و جنگ‏هاى مسلمانان در سند و آفریقا، شاهد حضور جمع بزرگى از زنان کارآمد و با درایتیم. این فرشتگان سبک‏روح، افزون بر انجام وظایف خانوادگى و تبلیغات جبهه و جنگ، در مواقع حساس و هنگام به خطر افتادن سپاه مسلمانان، لباس رزم پوشیده و شجاعانه از کیان اسلام دفاع مى‏کردند. شگفت‏انگیزتر، برخى از بانوان، که زندگى خانوادگى آنان با جبهه و جنگ پیوند خورده بود و گاه پس از شهادت همسر خود، به زندگى آرام پشت جبهه باز نمى‏گشتند و با ازدواج مجدد در اردوگاه جنگى کانون خانواده مجاهدى دیگر را گرم کرده و فرزندان شجاع و رزم‏آزموده‏اى را در دامن خود مى‏پروریدند. در جنگ یرموک، در سال ۱۳ هجرى، شمار رومیان چندین برابر مسلمانان بود. این نبرد، آخرین تلاش هرقل امپراطور روم، براى حفظ منطقه شامات و بیرون نگه داشتن آن از حوزه نفوذ مسلمانان بشمار مى‏رفت. گفته شده: تعداد رومیان دویست هزار نفر بود در این جنگ راهبان و کشیشان، ترسایان را به مبارزه با مسلمانان تشویق مى‏کردند. خالد بن‏ولید، فرماندهى سپاه مسلمانان را بر عهده داشت شدت جنگ و ترس از به خطر افتادن کیان اسلام در برابر هجوم مسیحیان رومى چنان بود که زنان نیز لباس رزم پوشیده و با رومیان جنگیدند و از خود رشادت‏هاى فراوان به خرج دادند. (۱۲) در نبرد یرموک، عکرمة بن‏ابى‏جهل، که دلاورانه مى‏جنگید و هجوم گسترده رومیان بر سپاه مسلمانان را سد کرد و سرانجام مجروح شد و به شهادت رسید (۱۳). پس از سپرى شدن عدّه وفات یزید بن‏ابوسفیان از ام‏حکیم همسر عکرمه، خواستگارى کرد ام‏حکیم که یزید را مردى شایسته براى زندگى نمى‏دید نپذیرفت و همسرى خالد بن‏سعید از مردان مجاهد و از پیروان اهل بیت (۱۴) را قبول کرد. خالد بن‏سعید نیز در ادامه نبرد به شهادت رسید. گفته شده ام‏حکیم پس از شهادت همسرش در یکى از روزهاى سخت جنگ به میدان نبرد رفت و مجاهدت‏ها به خرج داد و نیز گفته شده هفت نفر از ترسایان به دست او به هلاکت رسیده‏اند. (۱۵) خَوله، همسر ضرار بن‏اَزْور از فرماندهان سپاه اسلام نیز در نبرد یرموک در دفاع از مسلمانان رشادت‏هاى بسیارى از خود نشان داد. (۱۶) در جنگ قادسیه نیز زنان مسلمان با همسران خود همراه بودند. سلمى، همسر مثنّى، سردار عرب نیز در اردوگاه رزمندگان حضور داشت. پس از کشته شدن مثنّى در سال ۱۴ ه. (۱۷) سلمى با سعد وقاص ازدواج کرد. معروف است که در یکى از نبردها، سعد، بیمار شد و از حضور در میدان جنگ بازماند. سلمى، براى تشویق و تهییج همسر براى نبرد، با یاد کرد از مردانگى‏هاى همسر نخستینش مثنّى، در حالى که با خود گفتگو مى‏کرد (چنانکه سعد بشنود) گفت: اى مثنّى، روحت شاد، کجایى تا ببینى آنکه در بستر تو خفته از درد دُملى مى‏نالد و حال آنکه تو از زخم سنان جان شکار نمى‏نالیدى، سعد از غیرت از بستر برخاست (۱۸) و رهسپار جبهه نبرد شد.

خنساءِ ادیب، در خدمت اسلام‏ خنساء، از زنان ادیب و شاعره صدر اسلام بود. در روزگار پیامبر (ص) با خویشاوندانش از قبیله بنى سلیم مسلمان شد، پیامبر از سروده‏هاى لطیف و پرمغز او در شگفت بود و گاه از او مى‏خواست برایش شعر بخواند و سپس او را تشویق و تحسین مى‏کرد. روزى عدى بن‏حاتم بر پیامبر وارد شد و ضمن صحبت گفت: شاعرترین و گشاده دست‏ترین و دلاورترین مردم در میان قبیله ما است: امرء القیس، حاتم بن‏سعد و عمروبن‏معدیکرب، پیامبر (ص) فرمود: اى عدى! چنین نیست، شاعرترین مردم خنساء است و سخى‏ترین مردم محمد (ص) است. و دلیرترین افراد على بن ابى طالب (ع) (۱۹). خنساء، پس از مسلمان شدن در ردیف مبلغان ورزیده و توانمند اسلام قرار گرفت. او همه افراد قبیله خود را به اسلام متمایل ساخت و با اشعار دلپذیر و سخنان پرمایه، مردم را به این کیش نوین فرا مى‏خواند. خنساء، در نبرد قادسیه و جنگ با ساسانیان شرکت کرد و با تلاوت آیات قرآن، فرزندان و مجاهدان را به استقامت و صبر در جهاد در راه خدا فرا مى‏خواند. از جمله در شب پیش از حمله، به فرزندان چهارگانه خود سفارش کرد: فرزندانم! شما از سر رغبت مسلمان شدید و به دلخواه در راه خدا هجرت کردید و به خدایى که جز او خدایى نیست، شما فرزندان یک مادرید. من به پدر شما خیانت نکردم و دائى‏هایتان را سرافکنده ننمودم و نسب و حسب شما را آلوده نکردم و مى‏دانید که خداوند براى مسلمانان در نبرد با کافران ثواب‏هاى بزرگ ذخیره کرده است. و بدانید دنیاى جاویدان بهتر از سراى بر باد و زودگذر است. خداوند فرمود: «یا ایها الذین آمنوا اصبروا و صابروا و رابطوا و اتقوا الله لعلکم تفلحون؛ (۲۰) اى مؤمنان پایدارى کنید و یکدیگر را به پایدارى فرا خوانید و با یکدیگر پیوند داشته باشید و پروا گیرید خداى را، باشد که به رستگارى و فلاح دست یابید.» چون فردا شود آگاهانه براى نبرد با دشمنان خود گام پیش نهید. و به یارى خدا بر دشمنان پیروز خواهید شد و.... (۲۱) همه فرزندان خنساء در جنگ قادسیه شهید شدند. آن شیرزن قویدل وقتى خبر کشته شدن عزیزان خود را شنید، گفت: سپاس خداوندى را که مرا به شهادت آنان افتخار داد. امیدوارم مرا نیز خداوند با آنان در رحمت خود محشور کند. (۲۲)

پى‏نوشتها: ۱) توبه، آیه ۷۱. ۲) المیزان، ج‏۹، ص‏۴۵۵، ترجمه. ۳) کشف الغمه، اربلى، ج‏۲، ص‏۱۱۰. ۴) الاصابة، ج‏۸، ص‏۱۳۶. ۵) المعجم الکبیر، طبرانى، ج‏۲۴، ص‏۳۱۸. ۶) امر به معروف و نهى از منکر در ترازوى تاریخ، ص‏۵۱، دکتر عبدالحسین رضایى‏راد. ۷) مجادله، آیه‏۱ - ۵، درباره ظهار، ر. ک. تفسیر نمونه، ج‏۲۳، ص‏۴۰۷. ۸) الاصابه، ج‏۸، ص‏۶۹، ش‏۳۵۹. ۹) الطبقات الکبرى، ج‏۸، ص‏۴۵۷. ۱۰) همان، ص‏۴۸۴. «حجیرة». ۱۱) همان، ص‏۴۸۳. ۱۲) الکامل فى التاریخ، ج‏۲، ص‏۴۱۴. ۱۳) همان، ص‏۴۱۳، ۴۱۴. ۱۴) خصال صدوق، ج‏۲، ص‏۴۶۳، باب اثنى‏عشر، ح‏۴. ۱۵) الطبقات الکبرى، ج‏۴، ص‏۷۱. ۱۶) ناسخ التواریخ، خلفا، ج‏۱، ص‏۳۵۷، زنان مردآفرین تاریخ، محمد اشتهاردى، ص‏۱۱۳. ۱۷) الکامل، ج‏۲، ص‏۴۵۳. ۱۸) ناى هفت‏بند، باستانى پاریزى، ص ۱۰۰، مؤسسه انتشارات عطایى. ۱۹) اعلام النساء، محمدرضا کحّاله، ج‏۱، ص‏۳۶۰. ۲۰) آل عمران، آیه ۲۰۰. ۲۱) اعلام النساء، ج ۱، ص‏۳۶۹. ۲۲) زنان مرد آفرین تاریخ، ص‏۱۱۴ نقل از ناسخ التواریخ، خلفا، ص‏۱۹۲.


باشگاه اندیشه: ۲ بهمن ۱۳۸۹ http://www.bashgah.net/fa/content/show/۷۸۹۶۲

منبع: / ماهنامه / پیام زن / ۱۳۸۷ / شماره ۱۹۹، مهر ۱۳۸۷/۷