موعظه گران درون و بیرون
عنوان: موعظه گران درون و بیرون مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۵۲۰ نویسنده: خلیل منصوری شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود موعظه گران درون و بیرون توضیحات: موعظه گران درون و بیرون
خلیل منصوری
انسان همواره نیازمند پند و اندرز است، زیرا فضای زندگی دنیوی به گونهای است که آدمی را سرگرم خویش ميکند و از هدف و مقصد غافل ميسازد. از این روست که در آموزههای وحیانی قرآن و اسلام، همواره بر ذکر خدا و یادکرد هدف و مقصد از طریق نشانه یابی آیات و فهم ملکوت زندگی و آیات انفسی و آفاقی تاکید شده است. خداوند دو ابزار مهم هدایتی برای آدمی قرار داده است. یکی از مهمترین ابزارها همان عقل و فطرت آدمی است که در جان اوست و به سبب وجه الله بودنش، وجدان بیدار آدمی است. آن دیگر نیز گوش سپردن به پیام پیامبران و پنددهندگان است. خداوند در آیه ۱۰ سوره انبیاء گزارشی از سخنان دوزخیان بیان ميکند. در این گزارش آمده، دوزخیان درباره علت دوزخی شدن خویش به این نکته توجه ميدهند که "و قالوا لوكنا نسمع او نعقل ما كنا فى اصحاب السعير؛ اهـل دوزخ گویند: اگر مىشنیدیم یا خرد ميورزدیم جزو یاران دوزخ نبودیم." در حقیقت، انسان دو ابزار اساسی برای هدایت را در اختیار دارد که سمع و عقل است. از آن جایی که انسان پیش از بلوغ عقلی و به کارگیری آن، نیازمند دانش و اطلاعاتی از حقیقت است، به گوش توجه داده و آن را مقدم داشته است. گوش مهمترین دریچه به سوی حقایق است. از این روست که در باره منابع و ابزارهای شناختی، در قرآن همواره سمع بر عین مقدم شده و گوش بر چشم برتری داده شده است. بسیاری از اطلاعات و دانشهای انسانی شنیدنی نه دیدنی است. بنابراین، درصد بالایی از اطلاعات و دانشها نیز مرتبط با گوش و شنیدن است. قدرت شنوایی بشر بر قدرت بینایی او از این رو برتری ميیابد و ارزش آن دو چندان ميشود. انسان برای حرکت در مسیر متاله و خدایی شدن لازم است تا از مهم شنوایی بهره گیرد و به سخنان دیگران گوش کند و با عقل و فطرت خویش بسنجد. قلب آدمی مرکز سنجش و تشخیص حقایق است؛ زیرا مرکز فطرت و خرد و وجدان آدمی است. بسیاری از مردم، خرد و عقل دارند ولی آن را به کار نميگیرند، از این روست که خداوند در آیه عقل را همانند دیگر موارد کاربردی آن در قرآن به شکل فعل و نه اسم آورده است، تا دانسته شود که عقل زمانی ارزش ميیابد که به کار گرفته شود و انسان خردورزی کند. اگر کسی به آیات آفاق و انفس بنگرد و در آن تدبر و تعقل کند، حقایق هستی براو آشکار و راه از چاه برای او روشن ميشود. امام جوادالائمه(ع) در عبارتی به نقش مهم واساسی دو موعظه گر درون و بیرون اشاره ميکند و ميفرماید: الْمُؤمِنُیَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصال: تَوْفیق مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ؛ مؤمن نياز دارد به توفيقي از طرف خدا، و به پندگويي از طرف خودش، و به پذيرش از كسي كه او را نصيحت كند.(تحف العقول، ص ۴۸۰) امام صادق (ع ) نیز در همین باره ميفرماید: من لم یکن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم یکن له قرین مرشد استمکن عدوه من عنقه؛ کسی که از قلب خویش واعظی و از نفس خویش بازدارندهای نداشته باشد و هم چنین در کنار خود ارشاد کننده و راهنمایی نداشته باشد، دشمن خود را بر خویش مسلط ساخته است. (من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۴۰۲). بسیاری از کسانی که به هلاکت ميافتند، کسانی ميباشند که عقل خویش را به کار نميگیرند و بر پایه معیارهای فطرت و الهامی عقل به سنجش و ارزیابی امور نميپردازند و با تدبر در آیات آفاقی و انفسی حقیقت هستی و هدف آفرینش را نميشناسند و در مسیر گمراهی گام برميدارند. دیگر گمراهان و هلاکت شوندگان کسانی هستند که دوستان ناباب ميگیرند و به پند و اندرز نصحیتگران توجهی نميکنند. در حالی که نصحیتگران به حکم ولایت ایمانی که خداوند در آیات امر به معروف و نهی از منکر برای آنان اثبات کرده است، جز صلاح و خیر و سعادت شخص را نميخواهند. جامعه ایمانی این گونه سامان یافته است که هر کسی ناظر و مسئول دیگری است. همین مسئولیت برادری ایمانی موجب ميشود تا شخص بی آن که مزد و اجری بخواهد در مقام پند مينشیند و راهنمایی و موعظه ميکند. هر کسی در هر مقام و موقعیتی نیازمند نصحیت است. حتی از پیامبر(ص) روایت شده که به ابوذر ميفرمود: عظنی یا اباذر! ای ابوذر مرا موعظه کن؛ زیرا موعظه به معنای یادآوری است و آن حضرت(ص) این گونه یاران خویش را تربیت ميکرد تا موعظه پذیر و موعظه خواه از دیگران باشند. از امیرمومنان علی (ع) روایت شده است: جالس اهل الورع والحکمه واکثر مناقشتهم فانک ان کنت جاهلا علموک و ان کنت عالما ازددت علما؛ با اهل ورع و حکمت مجالست داشته باش و بسیار با آنها به گفت و گو بپرداز که در آن صورت اگر جاهل باشی به تو آموزش خواهند داد و اگر عالم باشی بر میزان معلومات تو افزوده خواهد شد (غرر الحکم، ص ۴۲۹). در محضر رسول خدا(ص) از دو مسلمان ذکر فضیلت کردند, یکی را از نظر ارشاد خلق ستودند که او مردم را به نیکیها ترغیب میکند و پند و اندرز میدهد و دیگری را از نظر کثرت عبادت و روزهداری تمجید و تعریف کردند، و پرسیدند کدامیک از این دو بر دیگری امتیاز دارند، حضرت فرمودند: فضل الول علی الثانی کفضلی علی الانام؛ فضیلت و امتیاز و برتری آن واعظ بر آن عابد همانند برتری من است بر سایر مردم(ارشادالقلوب، دیلمی، ص۱۷). از پیامبر (ص) نیز روایت است که فرمود: نعم الهدية و نعم العطية الموعظة؛ بهترین و شایسته ترین هدایا پند و اندرز است.(ابواب الجنان،ص ۸) آن حضرت در سخنی دیگر ميفرماید: ما اهدی المسلم لاخیه هدية افضل من کلمة حکمة تزیده هدی او ترده عن ردی؛ هیچ هدیهای که مسلمانی جهت برادر دینی خود فرستد بهتر از کلمة پندآمیز نیست که باعث بر ازدیاد هدایت او گردد و یا او را ار هلاکت باز دارد.(ارشاد القلوب،ص ۶) هم چنین فرمود: ما تصدق مؤمن بصدقة احب الی الله من موعظة یعظ بها قوماً یتفرٌقون و قد نفعهم بها و هی افضل من عبادة سنة؛ هیچ صدقه ای از مؤمن در پیشگاه خداوند محبوبتر از موعظه نیست که به حال مردم متفرق نفع بخشد و آنها را گرد هم جمع آوری کند و این موعظه از عبادت یکساله برتر است.(ارشادالقلوب،ص ۱۷) بنابراین، انسان ميبایست یا به از نصحیت دیگران پند گیرد و خود را هماره در مسیر هدایت نگه دارد و از انحراف و کژی دورسازد یا عقل و خرد خویش را به نشانههای آفاقی و انفسی بگشاید و از دریچه آن حقایق و ملکوت اشیای را بنگرد که در همه آنها و همراه و قبل و بعدش، ميتوان ربوبیت خداوندی را دید، چنان که امیرمومنان(ع) ميدید. اگر این گونه عمل نکنیم روزی ميشود که خواهیم گفت: لوکنا نسمع او نعقل ما کنا فی اصحاب السعیر.







