سنت امر به معروف و نهی از منکر
عنوان: سنت امر به معروف و نهي از منكر مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۲۶۱ نویسنده: واحد احياي سنتهاي حسنه معاونت تبليغ و آموزشهاي کاربردي شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود سنت امر به معروف و نهي از منكر توضیحات: سنت امر به معروف و نهي از منكر
واحد احياي سنتهاي حسنه معاونت تبليغ و آموزشهاي کاربردي
مقدمه
از آنجا كه بسياري از مشكلات و معضلات موجود در جامعه به عدم شناخت عامه مردم از حقايق و دستورات ديني و يا غفلت از آنها باز ميگردد، بر آن شديم تا باگردآوري آيات، روايات، داستانها، نكات تاريخي، اشعار، خاطرات، لطيفهها، ضرب المثلها و... در رابطه با سنتهاي حسنه، مجموعهاي را در قالب سخنرانيهاي پنج دقيقهاي تنظيم كرده، و در اختيار مبلغين محترم قرار دهيم.
اين شيوه از چند جهت ميتواند مفيد باشد:
۱. در فرصتي كوتاه بخشي از يك سنت حسنه به مردم معرفي ميشود.
۲. مبلغان محترم، سخنان و مطالب متنوع را تحت يك عنوان كلّي (سنتهاي حسنه) و جهت دار بيان ميكنند.
۳. از پراكنده گويي و اتلاف وقت مخاطبين و در نتيجه زدگي و رويگرداني آنها و كم شدن جمعيت در محافل مذهبي و مجالس جلوگيري ميشود.
۴. به لحاظ اينكه فهم و بكارگيري سنتهاي حسنه نياز ضروري مردم و اموري عملي است، جذابيت زيادي خواهد داشت.
جهت تحقق اين امر و براي هر روز، آيه يا حديث مربوط به موضوعي را همراه يك داستان يا خاطره يا نكته تاريخي و يا... ، به اندازهاي كه از يك جلسه پنج دقيقهاي فراتر نرود، تنظيم ميكنيم و اين رويه را ادامه ميدهيم تا چند موضوع از سنتهاي حسنه را مطرح سازيم. سپس چند موضوع ديگر از سنتها را به همين روش در نظر گرفته و ارائه ميدهيم.
در مرحله اول، شش سنت حسنه امر به معروف و نهي از منكر، شركت فعال در مسجد، رعايت حقوق ديگران، ازدواج آسان، آئين همسرداري و ساده زيستي و دوري از تجمل را انتخاب كرده ايم. و براي هر كدام چند سخنراني در نظر گرفته شده است.
تذكر: از آنجا كه بسياري از مردم سخنراني بين دو نماز را ـ هر چند كوتاه باشد ـ نوعي برنامه تحميلي ميدانند، از اينرو تقاضا ميشود جلسات پنج دقيقهاي، پس از اداي دو نماز اجراء شود تا عدهاي كه در اين برنامه شركت ميكنند ـ هر چند كم باشند ـ با رغبت مطالب را پي گيري كنند و اثر گزاري مطلوب بر مخاطبان صورت پذيرد.
سنت امر به معروف و نهي از منكر
جلسه اول: امر به معروف و نهي از منكر مهمترين ويژگي جامعه اسلامي
قال اللّه تعالي: «كُنْتُمْ خَيرَ اُمَّةٍ اُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وتُؤْمِنُونَ بِاللّه ِ»؛ (۱«شما بهترين امتي بوديد كه براي مردم پديد آمديد؛ امر به معروف و نهي از منكر ميكنيد و به خدا ايمان داريد.»
در اين آيه شريفه «امت اسلامي» به عنوان بهترين امت معرفي شده است و دليل آن دو چيز ذكر شده است: «امر به معروف و نهي از منكر» و «ايمان به خدا». نكته جالب توجه اين است كه در اين آيه امر به معروف و نهي از منكر بر ايمان به خدا مقدم داشته شده كه نشانه اهميت و عظمت آن است. به تبع اين ويژگي براي بهترين امت اسلامي، بايد گفت كه مهمترين ويژگي جامعه اسلامي هم همين مسئله است كه امر به معروف و نهي از منكر شناخته شود و وجدانهاي بيداري در جامعه پيوسته از آن پاسداري كنند.
داستان هجوم رضاخان به قم به بهانه بي احترامي به خانوادهاش، نمونهاي از اين بيداري آگاهانه در جامعه را نشان ميدهد:
از قديم الايام تا به امروز مرسوم بوده و هست كه غالبا مردم هنگام تحويل سال نو در اماكن متبركه به سر ميبرند و آن را به فال نيك ميگيرند. عيد نوروز سال ۱۳۰۶ شمسي با ۲۷ رمضان ۱۳۴۶ مطابق بود و زوّار بسياري از نقاط مختلف به سوي شهر قم روي آوردند تا هنگام تحويل سال در حرم حضرت معصومه باشند. حرم مملوّ از جمعيت بود. اعضاي خانواده پهلوي ـ كه همسر رضاشاه هم جزو آنها بود ـ در غرفه بالاي ايوان آيينه بدون حجاب كامل نشسته بودند، و اين به طوري جلب نظر ميكرد كه صداي اعتراض مردم از هر سو بلند بود؛ ولي هيچ كس جرأت نميكرد قدم پيش گذارد و به آنها تذكر دهد. در همين موقع، سيد ناظم واعظ كه در مسجد جنب حرم مشغول وعظ بود، مردم را تهييج نمود تا امر به معروف و نهي از منكر كنند. خبر به مرحوم حاج شيخ محمد تقي بافقي رسيد. او ابتدا به خانواده دربار پيغام فرستاد كه: اگر مسلمان هستيد نبايد با اين وضع در اين مكان مقدس حضور يابيد و اگر مسلمان نيستيد، باز هم حق نداريد در اين مكان حضور يابيد. پيام موثر واقع نشد. حاج شيخ محمد تقي شخصا به حرم آمد و سخت به آنان اعتراض نمود و از آنها خواست كه سر و صورت خود را بپوشانند يا از آنجا خارج شوند. در اين وقت غوغايي به پا شد. خانواده پهلوي فورا به منزل توليت حرم رفته و از آنجا با تلفن به رضاشاه خبر دادند. او فورا به سوي قم حركت كرد و دستور داد يك عده سرباز پشت سرش حركت كنند.
بعد از چند ساعت به شهر قم رسيد و مستقيما وارد صحن حرم شد. چند نفر طلبه را كه در آن اطراف بودند، شلاق زد و چند نفري را هم در جوار قبر حضرت معصومه با عصا و لگد مضروب كرد. سپس دستور داد مرحوم بافقي را دستگير كرده به تهران فرستند و تحويل زندان شهرباني دهند. او را همچنان در حبس نگه داشتند تا بعد از پنج ماه كه آيت اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي خواستار آزادي وي گرديد. ۲
اگر اين روحيه در جامعه ما زنده بماند، پيوسته جامعه اسلامي از بسياري از ناهمواريها و گردابهاي مهلك در امان خواهد بود.
جلسه دوم: ملايمت و محبت در امر به معروف و نهي از منكر قال رسول اللّه صلي الله عليه و آله «لا يأْمُرُ بِالْمَعْرُوفِ وَلا ينْهي عَنِ الْمُنْكَرِ اِلاّ مَنْ كانَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: رَفيقٌ بِما يأْمُرُ بِهِ وَرَفيقٌ فيما ينْهي عَنْهُ...؛ ۳ امر به معروف و نهي از منكر نكند مگر كسي كه سه خصلت در او باشد: [اول اينكه:] در آنچه به آن امر و نهي ميكند، طريق مدارا پيش گيرد....» در راه انجام دو فريضه بزرگ امر به معروف و نهي از منكر، پيوسته بايد دلسوزي و حسن نيت و پاكي را سرلوحه كار خويش قرار داد و جز در موارد ضرورت، بايد از راههاي مسالمت آميز وارد شد. متأسفانه بعضي، هنگام امر به معروف و نهي از منكر، از راه خشونت آميز وارد ميشوند و به الفاظ زشت و زننده متوسل ميگردند، لذا ميبينيم اين نوع امر به معروفها نه تنها اثر خوبي ندارد، بلكه گاهي نتيجه معكوس ميدهد. در تفسير المنار آمده است: جواني به خدمت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله آمد و عرض كرد:اي پيامبر خدا! آيا به من اجازه ميدهي زنا كنم؟! با گفتن اين سخن فرياد مردم بلند شد و از گوشه و كنار به او اعتراض كردند، ولي پيامبر خدا صلي الله عليه و آله با خونسردي و ملايمت فرمودند: نزديك بيا. جوان نزديك آمد و در برابر پيامبر نشست. حضرت با محبت از او پرسيد: آيا دوست داري با محارم تو (مثل مادر، خواهر و دختر) چنين كنند؟ جوان ناراحت شد و گفت: نه فدايت شوم. حضرت فرمود: همينطور مردم راضي نيستند بامحارم آنها چنين شود. جوان از سؤال خود پشيمان شد. سپس پيامبر خدا دست بر سينه او گذاشت و در حق او دعا كرد و فرمود: «خدايا قلب او را پاك گردان و گناه او را ببخش و دامان او را از آلودگي به بي عفتي نگاه دار» از آن به بعد منفورترين كار نزد اين جوان، زنابود. ۴ در سيره بزرگان و اولياء الهي وارد شده است كه گاهي در قالب طنز و شوخي امر به معروف ميكردند. به عنوان نمونه، روزي بهلول، كارگراني را ديد كه به مسجد سازي مشغولند، از آنان پرسيد: باني مسجد كيست؟ گفتند: هارون الرشيد. بهلول به سنگ تراش دستور داد كه روي سنگي اين جمله را حكاكي كند:«باني مسجد بهلول»! سنگ تراش، سنگ را تراشيد و به بهلول تحويل داد. او شبانه از نردباني بالا رفت و اين سنگ ر ا بر سر در مسجد نصب كرد. روز بعد وقتي كارگران تابلو را ديدند، به هارون خبر دادند. هارون بهلول را احضار كرد و پرسيد: باني مسجد من هستم، تو چرا خودت را باني معرفي كردي؟! بهلول گفت: تو اگر براي خدا مسجد ميسازي بگذار نام من باشد. خدا كه ميداند باني كيست. او با اين طنز به هارون فهماند كه تو اخلاص نداري. روزي ديگر بهلول وارد مجلس هارون شد؛ چون هارون در مجلس حضور نداشت، بهلول جاي هارون نشست. خادمان او را از آنجا بلند كردند و كتك زدند. همين كه هارون وارد مجلس شد، به هارون گفت: من چند دقيقهاي جاي تو نشستم و كتك خوردم، واي به حال تو كه عمري در جاي اهل بيت پيامبر نشسته اي. آري او با اين طنزها و با همين ملايمتها، هارون را متوجه خطاها و اشتباهات خود ميكرد.
جلسه سوم: امر به معروف و نهي از منكر با عمل و رفتار قال الصادق عليه السلام : «كُونُوا دُعاةَ النّاسِ بِغَيرِ اَلْسِنَتِكُمْ لِيرَوا مِنْكُمُ الاِْجْتِهادَ وَالصِّدْقَ وَالْوَرَع؛ ۵ مردم را با غير زبان دعوت كنيد تا از شما اجتهاد، راستگويي و پارسايي ببينند.» قوانين اسلام مبتني بر حكمت و كيفيتي نظام يافته است كه خود بتواند نگهبان و حافظ خويش باشد. امر به معروف و نهي از منكر دو قانون نگهبان است كه از ديگر قوانين الهي پاسداري ميكند. براي تأثير بهتر اين دو قانون در افراد و جامعه بهتر است كه از روش غير مستقيم و توأم با عمل، آن دو را به ديگران آموخت و اجرا كرد. سعديا گرچه سخندان و مصالح گويي به عمل كار برآيد، به سخنداني نيست در اين رابطه داستان جالبي از عالم الهي مرحوم آخوند ملاعباس تربتي نقل شده است: يكي از محافظان فرزند آخوند ملاكاظم خراساني نقل ميكند: «در ايام زمستان براي سركشي به املاك آقا به نيشابور رفته بوديم، در مراجعه به مشهد در راه برفگير شديم و در قهوه خانهاي وسط راه مانديم. غير از ما جمعي ديگر نيز به قهوه خانه پناه آورده بودند. شب فرا رسيد و چهار نفر از جوانان پولدار و خوشگذران مشهد ـ كه چهار خانم هم همراه خود داشتند ـ با ماشيني آمدند و چون گرفتار برف و تاريكي شده بودند، به قهوه خانه پناه آوردند. آمدن آنها در آن شب تاريك برفي در ميان كوهستان بزم عيشي مجاني براي مسافران به وجود آورد، جوانان بطريهاي مشروب و خوراكيها را چيدند و زنان، بعضي به خوانندگي و بعضي به رقص پرداختند. در گرما گرم اين بساط، در قهوه خانه باز شد و مرحوم ملاعباس تربتي با سه چهار نفر كه از تربت به مشهد ميرفتند و مركبشان الاغ بود، از ناچاري برف و تاريكي شب، آنها هم به اين قهوه خانه پناه آوردند و از صاحب قهوه خانه اجازه خواستند كه به آنها جايي بدهد. او گفت: سكّوي آن طرف خالي است. حاج علي اكبر ميگفت: من با مشاهده اين وضع هراسان شدم و گفتم كه نكند از جانب حاج آخوند نسبت به اينها تعرضي بشود و از جانب آنها نسبت به اين مرد الهي اهانت شود. آماده دفاع از حاج آخوند شدم، ولي ديدم ايشان وارد شد و گويا نه كسي را ميبيند و نه چيزي ميشنود، به سوي آن سكّو رفت و چون نماز مغرب و عشاء را نخوانده بود، از قهوه چي قبله را پرسيد و به نماز ايستاد و آن چهار نفر هم به وي اقتدا كردند. يكي اذان گفت و حاج آخوند اقامه گفت و وارد نماز شدند. من هم فرصت را غنيمت دانستم و اقتدا كردم، چند نفر ديگر از مسافران هم از آن بزم عيش و نوش فاصله گرفتند و به نماز جماعت پيوستند، بعد از آن قهوه چي هم آمد و به نماز ايستاد، وقتي از نماز فارغ شديم از جوانها و خانمها اثري نبود، بساط خود را جمع كردند و نفهميديم كه در آن شب برفي به كجا رفتند. ۶ پس گاهي با رفتار و برخورد ميتوان به صورت غير مستقيم امر به معروف و نهي از منكر كرد، بدون آنكه هيچ گفتگو يا برخورد نامناسبي پيش آيد.
جلسه چهارم: تلاش فوق العاده براي امر به معروف و نهي از منكر قال الحسين عليه السلام : «لا تَحِلُّ لِعَينٍ مُؤْمِنَةٍ تَري اللّه يعْصي فَتَطْرِفَ حتّي تُغَيرَهُ؛ ۷بر هيچ چشم مؤمني روا نيست كه ببيند خدا نافرماني ميشود، پس خود را فرو بندد تا آنگاه كه وضع را تغيير دهد.» خداوند پيامبران و ائمه معصومين عليهم السلام را براي هدايت بشر، زنده كردن معروفها و از بين بردن منكرات برانگيخت و آنان در اداي اين رسالت الهي از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. تلاش و اصرار آنان به سبب اهميتي بود كه براي اين فريضه الهي قائل بودند. آنها به دليل قلب سرشار از رأفت و رحمت، حاضر نبودند هيچ كس به منكرات آلوده شده و به خشم خدا گرفتار آيد. ابن شهر آشوب مينويسد: امير مؤمنان علي عليه السلام وارد خانه شد، لحظهاي بعد بانويي آمد و از شوهرش شكايت داشت، حضرت فرمود: اندكي صبر كن تا از گرماي هوا كاسته شود، آن زن گفت: در اين صورت خشم شوهرم بيشتر ميشود، حضرت سرخود را پايين انداخت و لحظهاي بعد فرمود: به خدا قسم نبايد رسيدگي به دادخواهي مظلوم را به تأخير انداخت، حق مظلوم را بايد از ظالم گرفت و رعب او را از دل مظلوم بيرون كرد، تا با كمال شهامت در مقابل ستمگر بايستد و حق خود را بخواهد. آن گاه به آن زن گفت: برويم. حضرت با آن زن همراه شد تا به در خانه زن رسيد، آن گاه صدا زد: درود بر شما! جواني از خانه بيرون آمد. حضرت بعد از احوالپرسي فرمود: «يا عَبْدَ اللّه اِتَّقِ اللّه فَاِنَّكَ قَدْ اَخَفْتَها وَأَخْرَجْتَها؛اي بنده خدا! از خدا پروا كن؛ چرا كه همسرت را ترسانده و از خانه بيرون رانده اي.» جوان از اين سخن سخت برآشفت و گفت: به تو چه ربطي دارد! به خدا سوگند! به خاطر همين حرف تو، او را آتش خواهم زد. اميرمؤمنان هم فرمود: من تو را امر به معروف و نهي از منكر ميكنم، تو در برابر من منكر ديگري مرتكب ميشوي و معروف را رها ميكني. در همين لحظات مرد جوان متوجه شد افرادي كه از كوچه عبور ميكنند به آن مرد با عنوان اميرالمؤمنين سلام ميدهند. به همين خاطر امام را شناخت و هراسان گفت:اي اميرمؤمنان من اشتباه كردم. به خدا سوگند در مقابل همسرم مانند زميني آرام خواهم بود تا پا بر روي من بگذارد. حضرت نيز رو به آن زن كرد و فرمود: به منزل برو و همسرت را به اين كارها مجبور نكن. ۸ زندگي سراسر بركت پيامبر اسلام و دوران نبوت آن حضرت، پر است از سختيها و تلاشهاي طاقت فرسايي كه آن حضرت براي دو فريضه الهي امر به معروف و نهي از منكر انجام دادند، تا آنجا كه گاهي خداوند ايشان را از اين همه تلاش و دلسوزي باز ميداشت و ميفرمود شايد جان خود را در اين راه تباه كني، كه چرا مردم ايمان نميآورند. ۹ ________________________________________ پی نوشت: ۱) آل عمران/۱۱۰. ۲) محمد عابدي، پيكار با منكر در سيره ابرار، دفتر اول، ص۱۱۵. ۳) خصال، ص۱۰۹، ح۷۹. ۴) تفسير نمونه، ج۳، ص۴۲. به نقل از تفسير المنار. ۵) بحارالانوار، ج۶۷، ص۳۰۹، باب ۵۷. ۶) فضيلتهاي فراموش شده، حسينعلي راشد، ص۱۲۸. ۷) امالي شيخ طوسي، ص۵۵. ۸) مناقب، ج۲، ص۱۰۶؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۵۷. ۹) شعراء/۳. منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره ۵۹.







