دگرگونی ارزش‌های الهی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۷ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: دگرگوني ارزش‌هاي الهي مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۳۵ نویسن...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

عنوان: دگرگوني ارزش‌هاي الهي مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۳۵ نویسنده: غلامرضا گلی زواره شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود دگرگوني ارزش‌هاي الهي توضیحات: دگرگوني ارزش‌هاي الهي

غلامرضا گلی زواره

معاويه پس از صلح با امام حسن مجتبي عليه السلام و احساس امنيت از ناحيه آن فروغ امامت، براي جلوگيري از سقوط لطنت خود و تثبيت آن در خاندانش با غلظت و شدت فراوان به تحريف ارزشها روي آورد. دگرگون سازي سخنان رسول اكرم صلي الله عليه و آله و توجيه آنها به نفع بني اميه و عليه اهل بيت عليهم السلام كاري رايج گرديد. ۱ سازماندهي فرقه‌هاي منحرف به نام اسلام، دامن زدن به آتش تعصبات قومي و امتيازات نژادي و افتخارات طايفه‌اي، باب نمودن طعن و هجو قبايل نسبت به هم و فضيلت عرب بر عجم و قريش بر غير آن، ترويج اشعار عصر جاهلي به جاي قرآن و حديث و احياء شعائر و سنتهاي جاهليت عرب - كه با روح ديانت و سنت نبوي در تباين بود - از ديگر حركتهاي تبليغي امويان بود. ۲ جاحظ، امويان را نخستين كساني مي‌داند كه آشكارا در تاريخ اسلامي، رسوم و آداب ديني، بدعت به وجود آوردند و سعي كردند از شاهان ايران و روم شرقي (بيزانس) پيروي نمايند. ۳ امويان به دليل مصالح و منافع شخصي و مقتضيات اجتماعي، اسلام آوردند. آنان اسلام را نه به عنوان آيين، بلكه همچون عاملي براي رسيدن به مقاصد پليد خويش به كار گرفتند. آنان به موازات انحراف و تبليغات در عرصه‌هاي نظري از طريق انحراف در ايدئولوژي، در بعد اجتماعي نيز با ايجاد رعب و وحشت به كنترل مردم دست زدند و با برافروختن آتش اختلافات نژادي و كينه‌هاي قومي و قبيله‌اي به روشهاي مختلف در سركوبي مخالفان كوشيدند كه جاسوسي، ترور، مسموم نمودن، كم كردن ميزان مستمري مردمان كوفه و بصره و افزايش مستمري اهالي شام از جمله آنهاست. يادآور مي‌شود، مسلمانان به لحاظ موقعيت جغرافيايي و مناسبات آنان با اهل بيت يا امويان اين گونه دسته بندي مي‌شدند: ۱. اهل بصره و كوفه: اينان كه تركيبي از قبايل مهاجرين به شمار مي‌آيند، از استيلاي شام در هراس بودند و از امويان نفرت داشتند، شيعيان اين سامان با نيرومندي و اقتدار اصرار بر حمايت از امام حسين عليه السلام داشتند. به همين دليل، به محض شهادت امام حسن عليه السلام نامه‌اي فرستادند و ارادت خود را به عنوان پيروان امام سوم به آن حضرت ابلاغ كردند. اين گروه، در عرصه عمل به دليل تبليغات منفي امويان و وجود عوامل نفوذي و بازمانده‌هاي خوارج و ساير فرقه‌هاي منحرف، و پاشيدن بذر تفرقه از موضع اصلي خود عقب نشيني كردند. ۲. اهل حجاز: مردمان مدينه و مكه به ويژه انصار اغلب از امويان تنفر داشتند و طرفدار خط مياني قريش بودند و مشي عبدالله بن زبير و يا عبدالله بن عمر را مي‌پسنديدند. ۳. شاميان: شامل ساكنان سوريه، اردن و فلسطين كه به طور كامل مطيع بني اميه بودند. آنان با تمام وجود از معاويه دفاع مي‌كردند تا حكومت در نسل وي حفظ شود. در شام، مردم خاندان اموي را از نسل پيامبر مي‌دانستند. زماني كه امويان سقوط كردند و عباسيان به قدرت رسيدند، چهل نفر از ريش سفيدان شام سوگند ياد كردند كه براي پيامبر خويشاونداني جز بني اميه نمي‌شناخته اند. معاويه به شاميان آموخته بود كه خلافت امويان جنبه الهي دارد؛ لذا وقتي يزيد در اولين نطق خود از پدرش ستايش كرد، يكي از حاضران به اين روند اعتراض كرد و چنان در لابه لاي جمعيت مخفي شد كه ماموران او را نيافتند. شخصي از حاميان اموي يزيد را دلگرم نمود و به وي گفت: نگران نباش! «وقد اعطيت خلافة الله من بعد ابيك فانت خليفتنا؛ ۴ و به راستي خلافت خدا بعد از پدرت به تو اعطا شد، پس تو خليفه ما هستي.»

ابرهاي سياه پس از هلاكت معاويه، يزيد كه با پرورشهاي قبيله‌اي در صحرا تربيت يافته و از سياست بويي نبرده بود، قدرت را به دست گرفت. او از اسلام هيچ نمي‌دانست و علنا مجلس شراب و لهو و لعب برپا مي‌نمود و به اعمالي دست مي‌زد كه با شئونات اسلامي و خلافت ديني كاملا ضديت داشت. سبك سريها و منكرات يزيد نه تنها از سوي اطرافيانش تقبيح نمي‌گرديد، بلكه براي جلب رضايت وي، آنان پيوسته زبان به مدح و تمجيد مي‌گشودند و شاعران درباري برايش مديحه‌هاي گوناگون مي‌سرودند. ۵ اختناق توام با شرائط سياسي - اجتماعي و حركتهاي تبليغي به گونه‌اي گرديد كه اهل ديانت و مؤمنان در اقليت به سر بردند و سنتهاي جاهلي كه رسول اكرم صلي الله عليه و آله براي محو آنها تلاش زيادي نموده بود، بار ديگر حضور نفرت بار خود را نشان داد و سيماي پرصلابت و نوراني اسلام در زير لايه‌اي از زر و زور و تزوير امويان پوشيده ماند و جلوه‌اي دگرگون يافت. به همين دليل است كه امام خميني رحمه الله درباره پهلوي كه نظير امويها بود فرمودند: «اينها مي‌خواستند كه الله را بردارند و طاغوت را جايش بنشانند و همان مسائل جاهليت و همان مسائل سابق... ۶ اينها پدر و پسر اسلام را وارونه داشتند نشان مي‌دادند.» ۷ ________________________________________ پی نوشت: ۱) نك: حماسه حسيني، شهيد مطهري، ج ۳، ص ۲۸. ۲) وفيات الاعيان، ج ۴، ص ۳۲۸. ۳) رساله جاحظ، تحقيق عزت قطار، ص ۱۶. ۴) الفتوح، ج ۵، ص ۸. ۵) مروج الذهب، ج ۳، ص ۶۶. ۶) صحيفه نور، ج ۷، ص ۳۷. ۷) همان، ص ۲۳۰. منبع: ماهنامه اطلاع رساني، پژوهشي، آموزشي مبلغان شماره۵۲.