جایگاه سیاست از نظر شیخ بهائی
عنوان: جایگاه سیاست از نظر شیخ بهائی مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۵۷۰ نویسنده: - شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود جایگاه سیاست از نظر شیخ بهائی توضیحات: جایگاه سیاست از نظر شیخ بهائی
شرایط امر به معروف و نهی از منکر: به اعتقاد شیخ بهایی امر به معروف و نهی از منکر مشروط بر چهار شرط است: اول، علم آمر و ناهی به معروف و منکر و بازشناسی آن دو از یکدیگر؛ دوم، اصرار مأمور یا منهی بر ترک واجب یا ارتکاب حرام و عدم ظهور نشانههای باز ایستادن او از گناه؛ سوم، احتمال تأثیر امر و نهی؛ چهارم، متوجه نشدن ضرر مالی، بدنی و عرضی به آمر و ناهی و یا هر مسلمان دیگر به واسطه امر و نهی او. از نظر شیخ شرایط چهارگانه فوق مختص امر به معروف و نهی از منکر عملی است که با دست یا با زبان صورت ميگیرد و اما حسبه قلبی که از آن به انکار قلبی نیز تعبیر ميشود مشروط به مجموع شرایط مذکور نیست.۴۲ بنابراین انکار قلبی انواع مختلفی پیدا ميکند که شیخ به سه مورد آن اشاره کرده است: صورت اول، اعتقاد به وجوب آنچه ترک ميشود یا تحریم آنچه انجام ميپذیرد داشته و قلبا راضی به ترک واجب و فعل حرام نباشد. این نوع از امر به معروف و نهی از منکر قلبی فقط مشروط به شرط اول از شرایط چهارگانه مذکور یعنی شناخت معروف و منکر است؛ صورت دوم، دشمن داشتن مرتکب کبیره و بغض به اوست که در سنّت از آن به «بغض للّه» تعبیر ميشود. این نوع از امر به معروف و نهی از منکر قلبی مشروط به دو شرط اول، یعنی علم به معروف و منکر و اصرار مرتکب معصیت بر تداوم آن است؛ صورت سوم، اظهار کراهت عملی و غیرزبانی از ارتکاب معصیت و مرتکب کبیره است، مانند ترک سخن گفتن و معاشرت با مرتکب معصیت، و این قسم مشروط به شرط چهارم یعنی عدم توجه ضرر جانی، مالی و عرضی به آمر و ناهی و یا هر مؤمن دیگری است؛ بنابراین انکار قلبی نیز مطلق و بدون شرط نیست. به اعتقاد شیخ، اطلاق امر به معروف و نهی از منکر بر انکار قلبی در مراحل سه گانه آن و حتی بر تمام انواع امر به معروف و نهی از منکر عملی به جز امر و نهی لسانی از باب مجاز و مسامحه است. هر چند وی اطلاق این مفهوم بر مراتب مختلف امر به معروف و نهی از منکر را با استناد به «حقيقة شرعیّه» قابل تصحیح ميداند. مؤلف در ادامه بحث از شرایط امر به معروف و نهی از منکر ميگوید: برخی از علما شرط دیگری را نیز افزودهاند و آن این که خود آمر و ناهی باید مرتکب گناه نگردد و به عبارتی شرط پنجم امر به معروف و نهی از منکر، عدالت آمر و ناهی است. در اثبات این شرط به آیات زیر استدلال شده است: «آیا مردم را به نیکی دعوت ميکنید اما خودتان را فراموش مينمایید»۴۳ و این آیه که خداوند گویندگان بدون عمل را مذمت کرده است: «نزد خدا بسیار موجب خشم است که سخنی بگویید که عمل نمیکنید».۴۴ همچنین به عبارتی از حدیث معراج پیامبر صلی الله علیه و آله تمسک شده است: روی عن النبی صلی الله علیه و آله انّه قال مررت ليلة اسری بی بقوم تقرض شفاهم بمقاریض من نار فقلت من أنتم فقالوا کنّا نأمر بالخیر و لانأتیه و ننهی عن الشرّ و نأتیه؛ که آن حضرت فرمود: در شب معراج به عدهای برخوردم که لبهای آنها را با قیچیهای آتشین ميبریدند، از ایشان پرسیدم شما چه کسانی هستید و چه کردهاید؟ گفتند ما کسانی هستیم که در دنیا به نیکی امر ميکردیم ولی خود انجام نمیدادیم و از بدی منع ميکردیم ولی خود آن را به جا ميآوردیم. و نیز به عباراتی نظیر «إن هداية الغیر فرع الأهتداء؛ راهنمایی دیگران فرع راه یافتگی هدایت کننده است» و «الاقامةبعد الاستقامة؛ و به پاداشتن دیگران بعد از قیام به پا دارنده است»، مطلب فوق تأیید شده است. ولی شیخ بهایی شرط اخیر را رد ميکند و ميگوید: حق آن است که عمل آمر و ناهی، شرط امر و نهی او نیست، زیرا بر کسی که مرتکب حرام ميگردد و از دیگری نیز همانند فعل خود را مشاهده ميکند دو چیز واجب است: نخست این که خود او این فعل حرام را ترک کند؛ دوم این که دیگری را که مرتکب مشابه عمل او شده، نهی کند و با ترک یکی از دو واجب، واجب دیگری که امر و نهی است ساقط نمیگردد. اما آنچه را خداوند در آیه فوق مذمت کرده، عدم عمل و عدم التزام آمر به آنچه امر ميکند است نه این که خداوند امر به معروف این شخص متخلف را نکوهش کرده باشد که چرا به نیکی و احسان امر کرده است. اما جواب از حدیث اسراء نیز از همین قرار است، زیرا آنها به امر و نهی خود عذاب نشدهاند، بلکه عذاب آنها به دلیل ترک واجب و فعل حرام از سوی آنها بوده است. به علاوه فاعل گناههای صغیره اجماعا باید از منکر نهی کند، زیرا ارتکاب صغایر نه اصرار بر آن مضر عدالت او نیست. با این که مرتکب صغیره نیز قطعا در مدلول آیه و حدیث فوق داخل است. بالأخره محظوری که شرط پنجم به دنبال دارد این است که امر به معروف و نهی از منکر باید منحصر در معصومان علیهم السلام یا کسانی که از زمان بلوغ یا از زمان توبه هیچ گناه کبیره و صغیرهای از ایشان صادر نگردیده است، باشد و لازمه این سخن، گسترش فساد و سدّ باب حِسْبَه و ترک امر به معروف و نهی از منکر خواهد بود.۴۵ بنابراین نوع نگرش شیخ به شرط پنجم در جهت همگانی کردن این فریضه جالب توجه است. به هر تقدیر با تأمل و دقت در زندگی سیاسی شیخ ميتوان دریافت که اصل امر به معروف و نهی از منکر از جمله دلایل مهم وی در معاشرت با حاکم جائر بوده است. وی به قصد احیای این فریضه در دستگاه سلطنت حضور یافت و از امکانات حکومت در ترویج بزرگترین معروفها یعنی گسترش و تبلیغ احکام دین و معارف شیعی بهره جست، و در کنار سلطان صفوی، او را به احکام شریعت هدایت نمود و حتی الامکان از مکر و فساد و ظلم و تعدی او جلوگیری کرد؛۴۶برای مثال، شیخ بهایی شاه عباس را از قتل فرزندش صفی میرزا نهی کرد که از مصادیق بارز و شواهد قطعی این ادعاست، هر چند تلاش او به ثمر نرسید.۴۷ پینوشتها ________________ ۴۲. همان، ص ۱۰۶. ۴۳. بقره (۲) آیه ۴۴. ۴۴. صف (۶۱) آیه ۳. ۴۵. بهاء الدین محمد عاملی، اربعین، ص ۱۰۷ ۱۰۸. ۴۶. امام روح اللّه خمینی، صحیفه نور، ج۱، ص ۲۵۹. ۴۷. علی دوانی، مفاخر اسلام، ج۸، ص ۸۴.
- مقاله حاضر بخشی از تحقیقی است که با عنوان «اندیشه سیاسی شیخ بهایی» در پژوهشکده اندیشه سیاسی اسلام انجام شده است.
پایگاه اطلاع رسانی حوزه







