بررسی معنی دو واژه «معروف» و «منکر»
عنوان: بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر» مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۹۰ نویسنده: - شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر» توضیحات: بررسي معني دو واژه «معروف» و «منكر»
تعاريف مختلفي از اين دو واژه صورت گرفته است، اما به طور خلاصه، واژه «معروف» به معني چيزي است كه عقل و فطرت پاك، آن را به نيكي بشناسد. و واژه «منكر» آن است كه عقل و فطرت پاك آن را به نيكي نشناسد، بلكه آن را كار بد بداند و به عبارت سادهتر، كلمه «معروف» يعني «خوب» و كلمه «منكر» به معناي «بد» است.
براي دست يابي به مصداقهاي دو كلمه «معروف و منكر» در قرآن، با مراجعه به آيه ۱۱۰ سوره آل عمران و آيات قبل و بعد از آن و سوره محمد صلي الله عليه وآله ۴۶ مصداق از معروف و ۵۵ مصداق از موارد منكر به دست ميآيد.(۱)
آيات امر به معروف و نهي از منكر به ترتيب نزول علامه طبرسي در تفسير مجمع البيان در سوره والعصر، وجوب توصيه همديگر به حق را اشاره به معروف و نهي از منكر ميداند، همچنين در سوره لقمان آيه ۱۷ آمده است: «پسرم، نماز را برپا دار، و امر به معروف و نهي از منكر كن، و در برابر مصائبي كه به تو ميرسد استقامت كن كه اين از كارهاي مهم و اساسي است». در سوره اعراف آيه ۱۹۹، خداوند ميفرمايد: «اي پيامبر! عفو و مدارا را پيشه خود ساز و به نيكيها دعوت نما، و از جاهلان روي برگردان». در آيه ۱۵۷ همين سوره آمده است: «(از صفات پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله اين است كه) مردم را به نيكيها، دستور ميدهد، و از منكر (بديها) باز ميدارد». درآيات مدني، ضمن اينكه تصريح به امر به معروف و نهي ازمنكر شده، اين دو وظيفه را در رديف ديگر دستورهاي قرآني قرار داده است، ازجمله سوره حج،آيه ۴۱ ميفرمايد: «ياران خدا كساني هستند كه هرگاه، در زمين به آنان قدرت بخشيديم، نماز را برپا ميدارند و زكات را ادا ميكنند و امر به معروف و نهي از منكر مينمايند و پايان همه كارها در دست خدا است». در آيه ۷۱ سوره توبه آمده است: «مردان و زنان با ايمان وليّ (و يار) همديگرند، يكديگر را امر به معروف و نهي از منكر ميكنند، و نماز را برپا ميدارند و زكات را ميپردازند و خدا و رسولش را اطاعت مينمايند، خداوند به زودي آنان را مورد رحمت خويش قرار ميدهد، خدا توانا و حكيم است». در قسمتي از آيه ۱۱۲ توبه در بيان صفات مؤمنان ميفرمايد: «مؤمنان كساني هستند كه توبه كنندگان و عبادت كنندگان و سپاس گويان و سياحت كنندگان و ركوع و سجود كنندگان و آمران به معروف و نهي كنندگان از منكر و حافظان حدود و مرزهاي الهي هستند و به مؤمنان مژده بده».(۲) با تدبر در آيات مربوط به بحث، از جمله آيه ۷۱ سوره توبه، فرازهايي از آن در قالب علت و معلول، سبب و مسبب، مترتب بر يكديگر ذكر شدهاند: لازمه ايمان واقعي، علاقه به سرنوشت يكديگر است. و لازمه اين محبت و علاقه، امر به معروف و نهي از منكر است. و لازمه امر به معروف و نهي از منكر، قيام بندگان است به وظيفه عبادت، از جمله نماز و قيام به وظيفه كمك به مستمندان، يعني زكات و به عبارت ديگر، لازمه امر به معروف و نهي از منكر اطاعت از خدا و رسول و زنده شدن همه دستورهاي ديني است. لازمه همه اينها همانا مشمول رحمتهاي بيپايان پروردگار قادر متعال است كه كارهاي خود را براساس سنت حكيمانه اجرا مينمايد.(۳) در اين موضوع، روايات و احاديث فراواني از معصومين عليهم السلام در دسترس است، از جمله در مجموعه روايي «وسائل الشيعه» تحت عنوان كتاب «امر به معروف و نهي از منكر» رواياتي در ۲۰۸ صفحه با فصل بندي و دستهبنديهاي متنوع و ارزشمندي جمع آوري شده است.(۴) در مورد اهميّت امر به معروف و نهي از منكر، امام باقرعليه السلام ميفرمايد: «به وسيله اين اصل ساير دستورها زنده ميشود، راهها امن ميگردد، كسبها حلال ميشود، مظالم به صاحبان اصلي برگردانده ميشود، زمين آباد ميگردد، از دشمنان انتقام گرفته ميشود، كارها رو به راه ميشود».(۵) اميرمؤمنان، علي عليه السلام از جمله دلايل پذيرش خلافت را چنين بيان ميكند: «خدايا! تو ميداني من نه در پي رياست و زعامت و حكومتم و نه طالب مال و ثروت دنيا، من فقط مردي مصلح ميباشم، ميخواهم نشانههاي از بين رفته دين را برگردانم و در بلاد تو اصلاحي به عمل آورم تا ستمديدگان در امان قرار گيرند و حدود تو جاري شود».(۶) همچنين سيدالشهداء عليه السلام در روايتي كه هنگام حركتش نوشت و به برادرش محمد بن حَنفيه سپرد، مينويسد: «من براي هوا و هوس قيام نكردم، من مردي اخلالگر و ستمگر نيستم. فلسفه قيام من و نهضت من اصلاح طلبي است. من فردي مصلح ميباشم».(۷) براي اجراي اين دو اصل چهار شرط: علم و معرفت، احتمال تأثير، نبودن ضرر، و ادامه و اصرار متخلف، بيان شده است. مراتب امر به معروف و نهي از منكر شامل سه مرحله قلب، زبان و عمل ميباشد. در مرحله دست و عمل وظيفه حاكم شرع است؛ همچنان كه اجراي حدود و تعزيرات نيز وظيفه حاكم شرع است. بنابراين، مرحله سوم امر به معروف و نهي از منكر و اجراي حدود و تعزيرات در دوران غيبت امام(عج) وظيفه چه كساني است؟ در حدود هزار سال پيش، تقريباً اين اصل در جامعه اسلامي تحت عنوان دايره حسبه انجام ميگرفته است و در مجموع دايره حسبه در تاريخ اسلام، در مجموع ثمربخش بوده است و حتي كتابهايي در موضوع حسبه و وظايف محتسب نوشته شده است و از اين آثار مكتوب به دست ميآيد كه در گذشته به چه دقايقي از اصلاحات اجتماعي توجه و عنايت ميشده و شعور ديني مسلمانان وسعت داشته، و براساس امر به معروف و نهي از منكر وظيفه خود ميدانستهاند كه در جميع شئون زندگي اصلاحات به عمل آورند.
منطق يا تعبد مطلب ديگري كه خيلي مهم است، اينكه در اجراي امر به معروف و نهي از منكر منطق را بايد دخالت داد؛ چرا كه هر كاري، منطقي مخصوص به خود دارد كه كليد آن كار است. در انجام امر به معروف و نهي از منكر بايد تدابير عملي انديشيد، بايد ديد كدام شيوه عملي مردم را نسبت به كار نيك تشويق ميكند و مردم را از كدام عمل زشت باز ميدارد. توجه به منطق امر به معروف و نهي از منكر است كه فقها گفتهاند يكي از شرايط امر به معروف و نهي از منكر احتمال تأثير است. احتمال اثر، يعني احتمال نتيجه دادن. هر حكمي مصلحتي دارد، نماز مصلحتي دارد، روزه مصلحتي دارد، وضو مصلحتي، امر به معروف و نهي از منكر هم مصلحتي دارد، مصلحت اين كار اين است كه طرف به سخن يا عمل ما ترتيب اثر بدهد. بنابراين، معناي احتمال تأثير اين است كه احتمال بدهي مصلحت تشريع اين حكم بر سخن يا عمل تو مترتب بشود. چرا در مورد نماز نگفتهاند اگر احتمال ميدهي اين نماز در تو اثر داشته باشد و آن مصلحتي كه در نماز هست، مترتب ميشود، بخوان و اگر احتمال نميدهي، نخوان؟ و هم چنين درباره وضو، روزه، حج و غيره.... براي اينكه آنها تعبدي محض ميباشند و ما نميتوانيم عقل خودمان را در كيفيت آنها و در اينكه بايد چگونه انجام بدهيم و چه مواردي را نبايد انجام دهيم و چگونه انجام دهيم، دخالت دهيم؛ ولي امر به معروف و نهي از منكر از كارهايي است كه ساختمان و كيفيت ترتيب آن و اينكه در كجا مفيد و مؤثر است و بهتر ثمر و نتيجه ميدهد، همه را شارع در اختيار عقل، فكر و منطق گذاشته است؛ همان گونه كه صاحب جواهر ميگويد: در همه موارد اگر اين مطلب خوب فهميده شود، طرز فكر افراد در فهم اخبار و احاديث امر به معروف و نهي از منكر عوض ميشود. براي زنده شدن اين اصل فراموش شده، بايد مكتب و روشي عملي (نه زباني تنها) و در عين حال اجتماعي (نه انفرادي) و همچنين منطقي و مبتني بر اصول علمي روان شناسي و جامعه شناسي به وجود آورد. در اين هنگام است كه اميد به موفقيت هست.
امر به معروف و نهي از منكر در جوامع فقهي در مجموعههاي فقهي، از جمله: «الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية» در فصل پنجم كتاب جهاد، به امر به معروف و نهي از منكر و شرايط و احكام آن پرداخته شده است؛(۸) امّا در ديگر كتابهاي فقهي اعم از سني و شيعه كمتر وارد اين بحث شدهاند و در دوران معاصر گويا اين بحث مهم و سرنوشت ساز فراموش شده و در عمل نيز محدوده آن بسيار اندك و به امور جزئي اكتفا ميشود. از جمله مجموعههاي فقهي معاصر كه مراجع و مجتهدين بر مطالب آن حاشيه زدهاند، مجموعه فقهي «العروةالوثقي»(۹) تأليف سيد محمد كاظم طباطبايي يزدي است كه فاقد بحث امر به معروف و نهي از منكر است؛ اما درمجموعه فقهي امام خميني قدس سره «تحرير الوسيله» تحت عنوان كتاب امر به معروف و نهي از منكر، انواع، كيفيت، شرايط و مراتب آن بحث شده است و شمول آن را از حيطه مسايل فردي خارج ساخته و در سطح اجتماعي و سياسي گسترانيده است(۱۰) و در بين رسالههاي عمليه فارسي معاصر نيز رساله عمليه امام خميني قدس سره در اين مورد بينظير است. آنچه در اين بحث مهم است، تشخيص معروف و منكر است و از آنجا كه دامنهاش به امور اجتماعي و سياسي كشيده ميشود، تبيين آن كار سادهاي نيست. بنابراين، تشخيص و تبيين اصلاح از افساد و معروف از منكر به ويژه در امور مهمي چون حكومت و ايستادگي در برابر آن، با توجه به اينكه آينده آن و نتايج مثبت و منفياش كاملاً روشن نيست،كاري بس دشوار است. بنابراين، ديدگاههاي مختلفي در اين زمينه قبل از انقلاب وجود داشت. ۱. گروهي به طور كلي ورود به مسايل سياسي را منكر ميپنداشتند و امر به معروف و نهي از منكر امام و همفكران او را سياسي كاري، شهرت طلبي و خلاف شأن روحانيت ميدانستند.(۱۱) ۲. گروهي كه با وجود تشخيص منكر، خويش را ناتوانتر از آن ميدانستند كه در برابر رژيم ايستادگي كنند. بنابراين، شرايط را محقق نميدانستند و سكوت اختيار ميكردند.(۱۲) ۳. كساني كه امر به معروف و نهي از منكر را در راستاي منافع خويش و يا سلامت خود رقم ميزدند و در يك كلام مشي محافظه كاري پيشه ميكردند و اقشاري از جامعه را كه دين بدون دردسر را طلب ميكردند، به دنبال خود ميكشيدند.(۱۳) ۴. امام خميني قدس سره و همفكرانش كه در مقابل گروههاي قبلي، سير وقايع را به گونهاي ميبيند كه اساس اسلام و ديانت در خطر است و بر اين اساس، سكوت را با هر توجيهي، منكر ميداند و فرياد و اقدام را با هر نتيجهاي، مثبت و معروف ارزيابي ميكند و ميگويد: ما مأمور به تكليف هستيم، نه مأمور به نتيجه. و در خطاب به ديگران ميگويد: «والله! گناه كار است كسي كه داد نزند و الله! مرتكب كبيره است كسي كه فرياد نزند...».(۱۴) و براساس اين نظريه، از جمله همفكران امام و پيروان ديدگاه اخير است كه در سال ۱۳۳۱ شهيد مطهري در انجمن ماهانه ديني براي تحصيل كردگان مذهبي در تهران، پيرامونِ اصل امر به معروف و نهي از منكر سخنراني ميكند كه اين سخنراني در كتاب «ده گفتار»(۱۵) به چاپ رسيد. و همچنين بحث امر به معروف و نهي از منكر در سال ۱۳۵۰ موضوع درس خارج فقه آيت الله نوري همداني در حوزه علميه قم قرار گرفت و رژيم پهلوي از چاپ و انتشار آن جلوگيري نمود و به ناگزير در لاهور پاكستان چاپ شد و سپس به فارسي ترجمه و منتشر گرديد.(۱۶) پينوشتها ۱. حسين نوري همدانی، امر به معروف و نهي از منكر، ترجمه محمد محمدي اشتهاردي، چاپ پنجم، قم: انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، ۱۳۷۵. تلخيص از صص ۸۹-۸۲. ۲. همان، تلخيص از صص ۴۰-۲۸. ۳. مرتضي مطهري، ده گفتار، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۶۰. تلخيص از ص ۵۸. ۴. محمد بن حسن حرعاملي، ج ۱۱، پيشين، صص ۶۰۱-۳۹۳. ۵. مرتضي مطهري، ده گفتار، پيشين، ص ۵۹. ۶. همان، ص ۷۴. ۷. همان، ص ۷۵. ۸. زين الدين بن علي شهيد ثاني، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج ۲، بيروت: دارالعلم الاسلامي، بيتا، ص ۴۰۹. ۹. محمدكاظم طباطبايي يزدي، العروة الوثقي، ج ۲، تهران: المكتبة العلمية الاسلامية، ۱۳۵۸. ۱۰. امام خميني قدس سره، تحرير الوسيله، ج ۱، قم: انتشارات اسماعيليان، بيتا، صص ۴۸۴-۴۶۲. ۱۱. امام خميني قدس سره، ولايت فقيه، پيشين، ص ۱۹۷. ۱۲. امام خميني قدس سره، صحيفه نور، ج ۲۱، پيشين، ص ۹۲. ۱۳. همان، صص ۹۳-۹۲. ۱۴. حميد روحاني، بررسي و تحليلي از نهضت امام خميني، ج اول، تهران: نشراحرار، ۱۳۵۶، ص ۷۲۲. ۱۵. مرتضي مطهري، ده گفتار، پيشين، ص ۴۸. ۱۶. حسين نوري، پيشين، ص ۱۸.







