امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی
عنوان: امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۴۷۷ نویسنده: - شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی توضیحات: امر و نهی مسئولان و التهاب آفرینی
بديهي است كه بعضي از رفتارهاي ناهنجاري كه در جامعه اسلامي سر ميزند، از ناحيه برخي مسئولان نظام است. از اين روي وظيفه اقتضا ميكند كه آنان نيز مخاطب امر به معروف و نهي از منكر قرار گيرند. از سوي ديگر، به فرمايش مقام معظم رهبري، نبايد افراد در جامعه اسلامي دست به اقدامي بزنند كه به ايجاد التهاب در جامعه بينجامد. حال پرسش اين است كه چگونه ميتوان هم به فريضه امر به معروف و نهي از منكر درباره مسئولان عمل كرد و هم از ايجاد التهاب در جامعه جلوگيري كرد؟ آيا اين دو با هم قابل جمعاند؟
به نظر ميرسد پاسخ اين پرسش، چندان سخت نباشد؛ زيرا وقتي مقام معظم رهبري تأكيد دارند كه دشمنان درصدد ايجاد التهاب در جامعه اند و بايد مردم بكوشند تا آنان به اين هدف خود نائل نگردند، مرادشان اين نيست كه امر به معروف و نهي از منكر ديگر منسوخ شده است؛ بلكه ايشان به امر به معروف و نهي از منكر در قبال مسئولان نظام عنايت خاص دارند. آنچه كه بيشتر در نظر ايشان است، كيفيت عمل است. ايشان تصريح فرمودند: «در نظام اسلامي اگرچه رسم و سنت انتقاد و نصيحت مشفقانه به مسئولان، يكي از مواهب الهي و مفاخر اسلامي و مايه رشد و ارتقا و پيشرفت امور و مصداق بارز فريضه امر به معروف است و بايد در جامعه بماند، و توسعه و كيفيت بيابد، ولي مخلوط كردن اين كار مستحسن و لازم، با اشاعه روحيه بدبيني و سوءظن به كارگزاران اصلي كشور و بدگويي از آنان- كه به تضعيف روحيه يا تضعيف جايگاه آنان بينجامد- خطايي بزرگ و خيانت آميز خواهد بود.»(۱) بنابراين ممكن است كساني در پي تحريك مردم به سبب برخي حساسيتها باشند، و از آنها در جهت مقاصد خود، سوءاستفاده كنند. آنان در پي اين اند كه تحريكاتي در مردم ايجاد، و آنان را عصباني كنند تا يك رفتار نامناسبي از كسي سر زند و آن وقت، بتوانند از آب گل آلود ماهي بگيرند. ما بايد در اينجا بكوشيم بهانه به دست دشمن ندهيم؛ نه اينكه امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنيم.
امر به معروف و نهي از منكر، در هيچ حال ترك كردني نيست و اگر زماني اين فريضه فراموش شود، دين از بين ميرود و هيچ واجبي اقامه نخواهد شد. شياطين درصددند تا با اجراي نقشهاي در اين زمينه، در هر حال پيروز ميدان باشند؛ اگر رفتاري از كسي سر زد كه تنش و التهاب در جامعه را به همراه داشته باشد، و جامعه دچار هرج ومرج و ناامني گردد، آنان پيروز ميدان خواهند بود و چنين رخدادي به نفع آنان خواهد بود. از سوي ديگر هم، اگر به بهانه عدم ايجاد التهاب و ثبات و امنيت در جامعه، كساني امر به معروف و نهي از منكر را ترك كنند، باز هم آنان به هدف خود رسيده اند. پس بايد تدبيري انديشيد كه هيچ يك از اين دو موفقيت براي دشمن به دست نيايد و در ميان اين دو نقشه شيطاني، راه صحيح را برگزيد تا هيچ يك از آنها محقق نگردد.
پس بايد امر به معروف و نهي از منكر براي مسئولان به گونه اي باشد كه بهانه به دست دشمن ندهد. فعاليتهايي همچون نوشتن اعلاميهها، تهيه طومار و فرستادن آن براي روزنامهها و مسئولان، تدوين نامههاي اعتراضي براي مسئولان، تدوين مقالات و ايراد سخنرانيهاي اعتراضي به عملكرد نامطلوب برخي از مسئولان، تا زماني كه به التهاب در جامعه نينجامد، نه تنها مذموم نيست، بلكه از باب امر به معروف و نهي از منكر، واجب هم ميگردد.
امر به معروف و نهي از منكر و آزادي از آنچه در برخي از فرازهاي پيشين گذشت، آزادي به مفهومي كه امروز در دنياي غرب ترويج ميشود، با امر به معروف و نهي از منكر تنافي دارد، اما اگر آزادي در چهارچوب ارزشهاي اسلامي معنا گردد، هيچ گونه تنافي وجود نخواهد داشت. اگر بپذيريم كه آزادي بايد در محدوده قانون اسلام باشد و از سوي ديگر بپذيريم كه يكي از قوانين اسلام، امر به معروف و نهي از منكر است، دايره آزادي به همه قوانين اسلام از جمله امر به معروف و نهي از منكر محدود ميشود. امروزه بت عصر ما، همين آزادي است و به جاي خدا بت آزادي پرستش ميشود. بديهي است كه اگر آزادي را به معناي غربي آن بگيريم كه براساس آن هيچ كس حق ندارد در امور مربوط به كس ديگر دخالت كند، امر به معروف و نهي از منكر، از آن رو كه دخالت در امور ديگران شمرده ميشود، با آزادي در تنافي خواهد بود. با وجود چنين منافاتي، بايد فرد تصميم بگيرد؛ يا آن آزادي را بپذيرد و دستور خداوند را كنار زند، يا اينكه به دستور خداوند گردن نهد و آزادي را كنار گذارد. به همين جهت است كه از ديدگاه غربيان، امر به معروف و نهي از منكري كه از ضروريات دين و واجب ترين واجبات اسلام است، فضولي و دخالت در كار ديگران به شمار ميآيد. براساس همين برداشت از آزادي است كه افزون بر امر به معروف و نهي از منكر، برخي ديگر از فروع دين همچون تو لي و تبري، جهاد و حج كنار زده ميشود و كار سرانجام بدانجا كشيده خواهد شد كه ديگر از اسلام چيزي باقي نخواهد ماند. تحت تأثير فرهنگ منحط غربي، در جامعه اسلامي ما، تا مدتي، بت آزادي جاي خدا را گرفت؛ تا زماني گفته ميشد:«هر چه كه خدا بگويد عمل ميكنيم»، اما كار بدانجا كشيده شد كه گفته ميشود؛ «ما آزاديم و هرگونه كه بخواهيم عمل ميكنيم.» ترويج آزادي به شيوه غربي، يعني جايگزيني آن به جاي خدا. آزادي واژه مقدسي است ولي تحت لواي اين واژه، به هر عملي دست ميزنند؛ به نام آزادي ضروريات اسلام را در كشور اسلامي به تمسخر ميگيرند. بايد ريشه را كند، تا ريشه فاسد است هر روز برگي تازه درمي آورد. بايد متوجه باشيم كه امروز به اسم واژه مقدس آزادي، بزرگترين خيانت به اسلام و فرهنگ اسلامي صورت ميپذيرد. فرهنگ اسلامي، فرهنگ مسئوليت و معناي آزادي به معناي غربي آن، نفي هرگونه مسئوليت است. البته، واژه آزادي با معناي اسلامي آن، واژه اي مقدس است؛ اما غربيان، آزادي بي حد و مرزي را دنبال ميكنند كه در آن خواهشهاي نفساني و حيواني خود را اشباع نمايند: أفرأيت من اتخذ الهه هواه؛ (۲) «آيا ديدي كسي را كه هواي نفس خويش را معبود خود برگزيده است.» آزادي در فرهنگ غربي، ارزشها را انكار ميكند و اين ارزشها را محدودكننده انسانها ميداند. پینوشتها: ۱) مقام معظم رهبري، پيام به مناسبت دومين سالگرد ارتحال امام خميني(ره) ۱۳/۳/.۱۳۷۰ ۲) فرقان (۲۵) آیه ۴۳ برگرفته از: روزنامه كيهان، شماره ۲۰۰۳۹ به تاريخ ۱۲/۷/۹۰، صفحه ۸
http://www.kayhannews.ir







