امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۰۴ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: امر به معروف‏ و نهى از منكر در انديشه اسلامى مجموعه ها: مقالات شن...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

عنوان: امر به معروف‏ و نهى از منكر در انديشه اسلامى مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۳۳۵ نویسنده: - شابک: - تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: محمد خلیلی ایمیل اپراتور: ۲farizeh@gmail.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود امر به معروف‏ و نهى از منكر در انديشه اسلامى توضیحات:


امر به معروف‏ و نهى از منكر در انديشه اسلامى*

Commanding Right and Forbidding Worng in Islamic Thought وظيفه ما نسبت به بازداشتن ديگران از كار زشت يا منكر چيست؟ بسيارى از فرهنگها جوابى براى اين پرسش ندارند و يا پاسخى ساده براى آن دارند. شگفت انگيزترين فرهنگها اسلام است كه در آن «امر به معروف و نهى از منكر » وظيفه‏اى دينى است و ريشه در قرآن و حديث و سنت صالحان دارد. مايكل كوك، استاد تحقيقات خاور نزديك دانشگاه پرينستون آمريكا و اسلام‏شناس متفكر در يكى از روزهاى ماه سپتامبر ۱۹۸۸ در روزنامه‏اى مى‏خواند كه در ايستگاه قطار شهرى شيكاگو، در حضور جمعى از مردم زنى مورد تجاوز جنسى قرار مى‏گيرد. زن از حاضران در صحنه كمك مى‏خواهد، ولى فريادهاى او بى‏پاسخ مى‏ماند. متجاوز به سادگى از صحنه مى‏گريزد. پس از رسيدن قطار، همه با بى‏تفاوتى بر آن سوار مى‏شوند و به راه خود مى‏روند. از ميان ناظران در صحنه، تنها يك نفر براى دستگيرى متجاوز فرارى، با پليس همكارى مى‏كند. نويسنده كتاب پس از خواندن اين خبر با خود مى‏انديشد: «ما به نوعى وظيفه داريم ديگران را از ارتكاب كارهاى ناپسند نسبت به همنوعان خود باز داريم »، اما به اين نتيجه مى‏رسد كه در زندگى دنياى غرب نامى براى اين وظيفه وجود ندارد و اين فرهنگ به تدوين كلى مواردى كه بايد آن را به كار برد و شرايطى كه مى‏توان اين وظيفه را ترك كرد نپرداخته است. نويسنده كه محققى انديشمند است، اعتراف مى‏كند كه خود چيزى در اين مورد نمى‏دانسته، تا اينكه در جريان پژوهشهاى اسلامى خود، از آن آگاه شده و دريافته است كه اسلام نام و تعاليمى ويژه براى چنين وظيفه‏اى دارد كه اسم آن «امر به معروف و نهى از منكر » است. او با مراجعه به حدود دو هزار عنوان كتاب و نسخه خطى، كه بيشتر آنها به زبانهاى عربى، فارسى و تركى است و خوشه‏چينى از خرمن فيض انديشمندان و صاحب‏نظران مسلمان و غيرمسلمان و با صرف نزديك به چهارده سال وقت به بررسى اين وظيفه در دورانهاى مختلف و مذاهب و فرقه‏هاى متفاوت و سرزمينهاى گوناگون اسلامى مى‏پردازد و بخش بسيار مختصرى را به آراى انديشمندان غيرمسلمان؛ مانند ابن ميمون و ابن عبرى اختصاص مى‏دهد. بخش اول كتاب با «داستان زرگرى در مرو، به نام ابواسحاق ابراهيم بن ميمون » آغاز مى‏شود كه در سال ۱۳۱ هجرى به حضور ابومسلم رسيد و او را از ستم به مردم نهى كرد. زرگر پيشتر با ابوحنيفه مشورت كرده بود و او حديثى نقل كرد كه پيامبر فرموده است: «أفضل شهداء امتى رجل قام الى امام جائر فأمره بالمعروف و نهاه عن المنكر فقتله على ذلك، فذلك هوالشهيد منزلته فى الجنه بين حمزه و جعفر » و در عين حال انجام اين كار را مصلحت ندانست. اما زرگر وظيفه را برتر از مصلحت شمرد و كفن پوشيد و حنوط كرد و به نزد حاكم مرو رفت و در اين راه به شهادت رسيد. در فصل بعد، به شرح آياتى از قرآن كريم به خصوص آيات: ۲۱، ۱۰۴، ۱۱۰، ۱۱۴ آل عمران؛ ۱۶۳ - ۱۶۶ اعراف؛ ۶۶ انفال؛ ۶۷، ۷۱، ۱۱۲ توبه؛ ۸۸ هود؛ ۹۰ نحل؛ ۴۱-۳۹ حج؛ ۲۱ نور؛ ۴۵ عنكبوت؛ ۱۷ لقمان؛ ۹، ۱۲ حجرات و آيات ديگرى در اين زمنيه مى‏پردازد و معانى و قرائتهاى مختلف، در صورت وجود اختلاف در قرائت و نظر هر يك از مفسران اسلامى؛ از فرقه‏ها و مذهبهاى متفاوت از صدر اسلام تا به امروز، همراه با تحليلى از اختلاف نظريه‏ها و همچنين آراى اسلام‏شناسان غربى در اين مورد را بيان مى‏كند. بخش حديث، با داستانى از زمان حكومت مروان بن حكم در مدينه آغاز مى‏شود كه در روز عيدى در مدينه براى مردم نماز عيد مى‏خواند و مرتكب دو اشتباه شد. مردى به پا خاست و مروان را براى خطايى كه كرده بود سرزنش كرد. ابوسعيد خدرى كه قصه اين مرد را شنيد، با نقل حديثى از پيامبر گرامى(ص) كه فرموده است: «من رأى منكراً فلينكره بيده، فان لم يستطع فبلسانه، فان لم يستطع فبقلبه و ذلك اضعف الايمان » كار مرد را تأييد كرد. نويسنده اين روايت را حديث «سه مرحله‏اى » مى‏نامد و اسناد آن را در آثار مختلف شيعه و سنى و اهميت آن را از نظر فرق و مذاهب متفاوت بررسى مى‏كند. احاديث ديگرى از منابع شيعى و سنى در اهميت اين وظيفه و نكوهش كسانى كه اين فريضه را ترك كنند و عواقب نامطلوبى را كه براى آنان پيش‏بينى شده بيان مى‏كنند و از اين نكته غفلت ندارند كه احاديث اندكى نيز نقل شده كه اين وظيفه را كم اهميت جلوه مى‏دهد و آن را مربوط به آخرالزمان مى‏داند. از اين‏رو، ابو داود در سنن خود امر به معروف را در «كتاب ملاحم »، ترمذى در صحيح و ابن ماجه در سنن و تعداد ديگرى از علماى اهل سنت آن را در «كتاب فتن » مى‏آورند. نسائى اين حديث را در «كتاب ايمان » نقل مى‏كند. برخلاف شيعيان كه امر به معروف و نهى از منكر را هميشه همراه با بحث جهاد مى‏آورند. در بخش سنت صالحان، از ميان كتابهاى تفسير، حديث، رجال و تاريخ، به شرح حال بزرگان بسيارى پرداخته است كه در انجام اين وظيفه دينى اهتمام ورزيدند. بعضى با مدارا و مهربانى و برخى با خشونت و تندى براى اصلاح منكر قيام كردند. گروهى راه عافيت را برگزيدند و عده‏اى در اين راه نقد جان باختند يا تازيانه خوردند و تبعيد شدند. آنچه نويسنده در اين فصل از آن غفلت ورزيده، قيام حماسى و بى‏نظير سيدالشهدا، حضرت امام حسين‏۷ در راه امر به معروف و نهى از منكر است كه هماوردى از پيشينيان و پسينيان نداشته است. او همچنين از كسانى نام مى‏برد كه اهتمامى در اين كار نداشتند. حسن بصرى با رفتن به نزد حاكمان مخالف بود و مى‏گفت شمشير حاكمان تيزتر از زبان ماست و بسيارى از كسان ديگر كه براى طفره رفتن از آن عذرى مى‏آوردند يا انجام آن را مربوط به زمان خود نمى‏دانستند. در هر يك از مذاهب و فرقه‏هاى اسلامى، بحث بر اين است كه اين وظيفه بر چه كسانى واجب است. آيا اين يك واجب عينى است يا كفايى؟ وجوب آن بر مبناى‏ وحى است يا عقل؟ انجام آن محدود به عالمان و حاكمان است يا عامه مردم مكلف به انجام مى‏باشند و حد هر گروهى چيست؟ انجام آن نياز به اذن امام دارد يا بدون اذن امام، انجام اين وظيفه واجب است و يا چه مواردى را منحصراً بايد با اذن امام انجام داد؟ آيا زنان و بردگان هم مكلف به انجام هستند؟ آيا فقط صالحان و بى‏گناهان مى‏توانند امر و نهى كنند يا گناهكاران نيز موظف به ا نجام اين وظيفه مى‏باشند؟ آيا فقط «محتسب » بايد به فرمان حكومت امر و نهى كند يا «مطوع » براى رضايت خدا مى‏تواند اين كار را انجام دهد؟ چه كسى را بايد امر يا نهى كرد؟ آيا نهى اميران و حاكمان يا كسانى كه ترس از شمشير آنان مى‏باشد واجب است؟ نهى استاد و پدر و مادر بايد چگونه انجام گيرد، آيا لازم است زن، شوهر خود يا شوهر زن خود را نهى از منكر كند؟ در چه شرايطى لازم است كودكان و ديوانگان را از انجام منكرى بازداريم. آيا غيرمسلمان مى‏تواند مسلمانى را نهى از منكر كند يا خداوند هرگز بر مؤمنان براى كافران راه تسلطى قرار نداده است؟ معروف چيست؟ و منكر كدام است؟ آيا فقط واجباتى مانند نماز و رعايت آداب و اوقات آن، روزه، اطاعت از امر امام و سلطان و ساير واجبات است كه بايد به آن امر كرد يا دامنه آن گسترده‏تر از اين است؟ امر به مستحب چه حالتى دارد؟ واجب است يا مستحب ياترك آن جايز است؟ منكر چيست آيا گناهانى مانند نوازندگى، شرب خمر، اعمال نامشروع جنسى، قماربازى، منكر است يا منكرات ديگرى نيز وجود دارد؟ نهى از عمل مكروه واجب است يامستحب؟ آيا هر گناهى منكر است يا بين منكر و گناه تفاوتى وجود دارد؟ گناهى كه بين بنده و خداى او و در پنهان انجام مى‏شود با گناه آشكار چه اختلافى دارد؟ آيا ما موظف به جاسوسى و افشاى سر مؤمنان مى‏باشيم يا لازم است سر مؤمن مكتوم بماند؟ تجاوز به حريم خصوصى افراد چه حالتى دارد؟ آيا گناهى كه در حريم خصوصى مسلمانى انجام مى‏شود و آثارى آشكار ندارد؛ مانند شرب خمر يا گناهى كه در خلوت انجام مى‏شود اما اثر آن در خارج آشكار است؛ مانند نوازندگى كه صداى آن در بيرون از خانه شنيده مى‏شود و يا زنا و قتل نفس كه در خارج از خانه آثار و اماراتى براى ارتكاب آن وجود دارد چه تفاوتى با يكديگر دارند و تكليف ما در هر يك از اين موارد چيست؟ شرايط انجام اين وظيفه چيست؟ آيا داشتن علم، قدرت، اميد به تأثير و نداشتن خطر مالى و جانى از شرايط انجام اين وظيفه است و هر يك از اين شرايط تا چه حد در انجام يا ترك اين وظيفه مؤثر است؟ مثلا آيا در مورد دفاع از عقيده و اعزاز دين، لازم است به شرط نداشتن خطر بينديشيم؟ اينها و بسيارى سؤالات ديگر مسائلى است كه هر يك از مذاهب و فرقه‏هاى اسلامى براى آن پاسخى دارند و در كتابهاى كلامى و فقهى و اخلاقى و در تفسير آيات قرآنى و شرح احاديث به تفصيل به بحث از آن پرداخته‏اند. غزالى شافعى، در كتاب معروف خود، «احياء علوم الدين » و در خلاصه ترجمه‏اى از آن به نام «كيمياى سعادت » به خوبى به شرح اين وظيفه پرداخته كه به صورت گسترده‏اى مورد قبول و يا نقد هم كيشان خود و يا پيروان مذاهب ديگر قرار گرفته است و تهذيب، رديه، خلاصه و يا شرح و نقدهاى بسيارى بر آن نوشته‏اند. انديشه‏هاى غزالى در آراى بسيارى از متفكران پس از او از مذاهب مختلف و درسرزمينها و ادوار مختلف اسلامى مؤثر بوده است. رؤسا و پيروان هر مذهبى كتابها و رساله‏هايى در باب امر به معروف و نهى از منكر نوشته و يا ضمن تفسير آيات قرآنى مربوط به اين وظيفه يا شرح احاديث، آرا و وفتاوى خود را در اين مورد بيان كرده‏اند. اما شيعه اماميه غنى‏ترين و مستمرترين اسناد درباره عقيده امر به معروف و نهى از منكر را از خود بر جاى گذاشته كه هيچ فرقه يا مذهب ديگرى به اين حد از موفقيت دست نيافته است. اين غناى مطالب در نزد اماميه مديون سه واقعيت است. اول، اماميه، مانند زيديه، بحث امر به معروف و نهى از منكر را در كتابهاى فقهى خود و معمولا پس از «كتاب جهاد » قرار دادند. دوم، اماميه، برخلاف زيديه، در طول زمان روبه كمال نهادند و ميراث علمى نسبتاً گسترده‏اى از خود بر جاى گذاشتند. سوم، پيشرفتهاى اخير در ايران سبب شد كه اين ميراث به طور روزافزونى به چاپ سپرده شود. نويسنده براى بررسى آراى اماميه، آن را به سه دوره تاريخى تقسيم مى‏كند؛ دوره اول زمانى است كه هنوز امامان در جامعه‏ حضور داشتند. در اين دوره بود كه بافت اصلى احاديث اماميه و قديم‏ترين تفسير آنان از قرآن مجيد شكل گرفت. دوره دوم يا دوره علماى متقدم، از سده چهارم آغاز و با كمى اختلاف به سده هشتم ختم مى‏شود و تا حدى متأثر از كلام معتزله است و دوره سوم يا دوره علماى متأخر كه از سده هشتم آغاز و تا سده چهاردهم و انقلاب اسلامى و تشكيل دولتى امامى در ايران ادامه دارد، اما شامل بحث در ريشه‏هاى انقلاب اسلامى و پيامدهاى آن نمى‏شود. نويسنده با استناد به آثار مكتوب به بررسى آثار فقهى و انديشه‏هاى كلامى و تفاسير قرآنى علما و بزرگان هر يك از ا ين دوره‏ها؛ از جمله آراى فقهى امام خمينى و آيت الله خويى مى‏پردازد و نظريات و انديشه‏هاى آيت الله خامنه‏اى و علامه شهيد مرتضى مطهرى و تعدادى ديگر از فقها و صاحب‏نظران را بيان مى‏كند. در فصلهاى پايانى كتاب، او نشانه‏هايى از امر به معروف و نهى از منكر را در ديگر فرهنگ‏ها مى‏جويد و در دوران قبل از اسلام به «حلف الفضول » و اشعارى از دوران جاهليت اشاره مى‏كند. كنفوسيوس و بعضى از حكماى يهودى و مسيحى‏ اشارات پراكنده‏اى به اين موضوع دارند اما در هيچ فرهنگى به صورت گسترده و مداوم از آن بحث نشده است. در پايان كتاب، نويسنده به مقايسه بين وظيفه «امر به معروف و نهى از منكر » در اسلام و پديده «امداد و نجات » در غرب مى‏پردازد. مفهوم منكر (كار ناپسند) و معروف (كار پسنديده)، زندگى خصوصى و آزاديهاى فردى در غرب را بررسى و علت اختلاف و برخوردهاى بين فرهنگ غربى و اسلام را بيان مى‏كند. اين كتاب در ۷۰۰ صفحه به صورتى محققانه و نسبتاً بى‏طرفانه به زبان انگليسى نوشته شده و از طرف بنياد پژوهشهاى اسلامى به فارسى برگردان گرديده است و به زودى در دسترس علاقه‏مندان قرار خواهد گرفت، ان شاء الله. ________________________________________

  • - احمد نمايى مدير گروه دائره المعارف بنياد پژوهش‏هاى آستان قدس رضوى.