امام حسین (ع) اصلاح طلب بزرگ

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۷ توسط Admin (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «عنوان: امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌ مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۴۵...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو

عنوان: امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌ مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۴۵ نویسنده: محمد سلمان كياسری شابک: - تعداد صفحات: ۶ نام اپراتور: عباس خوش چشم ایمیل اپراتور: abbaskhadem۹۲@yahoo.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌ توضیحات: امام حسين (ع) اصلاح طلب بزرگ‌


سلماني كياسري، محمد

مقدمه‌

واژه اصلاحات مفهومي گسترده دارد، هنگام تعريف اين واژه مي‌توان از آن توصيف ميزان اصلاحات و مقصد و مقصود را فهميد.امام حسين ع) مخالفت خود با حكومت يزيد و خروج از مدينه را گام اصلاحي ناميد و عملاً اصلاحات در جامعه ديني را آغاز نمود. در اين جا به چند نكته بايد توجه شود:ابتدا بايد دانست كه اصلاحات در برابر افساد (تخريب انحراف و كج روي است وبراي اصلاح جامعه‌اي چند چيز ضروري است فهم دقيق از انحراف و چگونگي برخورد با آن و سپس معيار و محور و هم چنين ابزار اصلاحات امام حسين ع) در عصر خود از دانش بسيار بالايي در تشخيص انحراف و كج‌روي در حكومت و جامعه برخوردار بود. اگر به ابعاد (بيان امام در مسائل حكومت (جامعه و روحيات مردم آن زمان توجه شود، كوچك‌ترين نقصي در فهم امام از جامعه‌شناسي (مردم‌شناسي دين‌شناسي و حكومت نمي‌توان يافت امام اين فهم دقيق (حركت اصلاحي را آغاز نمود كه ابزار آن امر به معروف و نهي از منكر، طريقه و روش‌اش سنت پيامبر(ص) و علي ع) و لازمه‌اش پايداري و استقامت و شهادت است «انما خرجت لطلب الاصلاح في امة جدي اريد الي امر بالمعروف و نهي المنكر و اسير بسيرة جدي و ابي علي بن ابيطالب ع)». امام حسين اصلاح طلب بزرگ‌

بررسي قيام و نهضت امام حسين ع) از زواياي مختلف امري است ممكن و لازم همان طور اين كه تاكنون بسياري از نويسندگان و گويندگان بدان پرداخته‌اند. يكي از اركان نهضت امام حسين ع) ـ همان گونه كه در گفتار و روش آن امام همام مي‌باشد ـ اصلاح طلبي در جامعه ديني است بررسي واژه اصلاح‌طلبي در نهضت امام حسين ع) ازآن جهت حائز اهميت است كه بسياري از افراد امروز با شعار اصلاح‌طلبي با انگيزه‌ها و سليقه‌هاي شخصي و گروهي در صدد بهره‌برداري از آن براي رواج نوعي تسامح و تساهل و به فراموشي سپردن ارزش‌ها به ويژه ارزش‌هاي حاكم بر نهضت بزرگ‌اصلاح طلب كربلا مي‌باشند. اينك به و اختصار چگونگي اصلاح‌طلبي در نهضت امام‌حسين ع) را بررسي مي‌كنيم اصلاح طلبي‌

واژه اصلاح‌طلبي بيشتر در جايي بكار گرفته مي‌شد كه انسان انحراف و كج روي و خلاف مصالح مردم را در جامعه ببيند و براساس مسئوليت و نياز، به تبيين اصلاحات و اقدام عملي مبادرت ورزد.اساس كار در امر اصلاح‌طلبي ريشه‌هاي فكري و باورهاي اعتقادي است لذا اصلاح‌طلبي در هر جامعه‌اي متوجه گرايش اصلاح طلبان مي‌باشد كه چرا و چگونه و باكدام ابزار به اصلاح‌طلبي اقدام مي‌كنند؟ اصلاح طلبي سرآغاز نهضت امام حسين‌

امام حسين (ع) پس از امتناع از بيعت با حكومت يزيد بن معاويه و اعتراض به‌حكومت وي عزم به خروج از مدينه نمود. قبل از خروج وصيتي نوشت و به برادرش محمد حنفيه سپرد. وصيت‌نامه امام حسين (ع) حاوي نكته‌هاي بسيار عميق و با ارزشي است كه بندبند آن حقيقت نهضت امام حسين ع) را روشن مي‌سازد.امام حسين (ع) در اين وصيت‌نامه با نفي هرگونه خودخواهي خوش‌گذراني فساد و تباهي و ستمگري ـ براي خروج از مدينه و مخالفت با بيعت و حكومت يزيد ـ انگيزه اوليه‌اش را چنين مي‌فرمايد:«انّما خرجت‌ُ لطلب الاصلاح في امة جدي ..». خروج من فقط براي اصلاح‌طلبي در امور امت جدم پيامبر (ص) است .با اين بيان به خوبي روشن مي‌شود:۱ـ خروج امام براي فرار از بيعت نبوده است ۲ـ خروج امام صرفاً به منزله عدم بيعت و اعتراض به دستگاه خلافت يزيد نبوده است ۳ـ امام مفسده‌اي را در جامعه اسلامي احساس نمود و براساس آن در صدد اصلاح آن بر آمد و لذا براي جلوگيري و مقابله با انحراف و مفسده در جامعه ديني راه خروج و حركت از مدينه را در پيش گرفت ۴ـ خط و مشي امام حسين (ع) همان سيره پيامبراكرم (ص) و روش پدر بزرگوارش علي بن ابي‌طالب بوده است بسي روشن است كه حركت امام حسين (ع) در امتداد خط اصلاح‌طلبي در فرمان پيامبراكرم ص) و علي ابن ابي‌طالب بوده است شعار مهم اصلاح طلبي امام حسين‌

امام حسين ع) در حركت خود به دو نكته مهم اشاره فرمود:۱ـ «اُرِيدُ اَن‌ْ آمرِ بِالمَعْرُوف وَ انهي عَن‌ِ المنكر؛ مي‌خواهم براي اصلاح جامعه امر به معروف و نهي از منكر نمايم .۲ـ «و اسير بسيرة جدّي و ابي علي ابن ابيطالب به سبك و روش جدم پيامبراكرم ص) و پدرم علي ع) عمل مي‌كنم تأكيد بر سيره پيامبر(ص) تضمين كننده سلامت راه و برخورد با كساني بود كه تحت عنوان دين از حقيقت دين فاصله و در ضلالت مهلك تحريف و بدعت قرار گرفته بودند.عنصر امر به معروف و نهي از منكر نيز به دو ركن مهم جامعه توجه داشت ۱ـ حكومت ۲ـ مردم و افراد جامعه آن زمان در حقيقت طرح امر به معروف و نهي از منكر امام جنبه اجتماعي و حكومتي داشت گرچه در برخورد با افراد مطرح آن زمان حقايقي از دين و جامعه را بيان مي‌فرمود.اما اگر به زواياي سخن و كلام امام ع) خوب توجه شود، در مي‌يابيم كه انگيزه امام (ع) اصلاح امور جامعه و حكومت بوده است امام حسين (ع) درصدد دعوت به معروف يعني‌دعوت به دين خدا و پذيرش حاكم عادل و امام مسلمين بود. معروف فراموش شده در آن‌زمان امامت بحق مسلمين بوده و امام (ع) بارها افراد جامعه را به همراهي و توجه به خود دعوت نمود، اما مردم با كج فهمي از پذيرش و درك دعوت به حق سرباز زدند و گران بهاترين معروف الهي را در مسير حق تنها و بي‌ياور گذاشتند. جايگاه مردم براي اصلاح حكومت‌

امام حسين (ع) خلافت آل ابي‌سفيان را باطل و از سوي ديگر، جهل سكوت و همراهي مردم را عامل مهم اين معضل اجتماعي مي‌دانست و دليل اين انحراف را بي‌توجهي عناصر جامعه به توصيه پيامبراكرم ص) مي‌دانست امام حسين (ع) مي‌فرمايد:«وَ لَقَدْ سَمِعْت‌ُ جدي رسول الله يَقُول‌ُ: اَلْخِلافَة‌ُ محرمة‌ٌ علي آل ابي‌سفيان فَاذارايتُم‌ْ معاوية علي منبري فَابْقَرُه‌ُ بَطْنَه‌ُ و قد راه‌ُ اَهْل المدينة علي المنبر فَلَم‌ْ يبقروا فابتلاهم‌الله بيزيد الفاسق من از جدم رسول الله شنيدم كه فرمود: خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است و اگر روزي معاويه را بر بالاي منبر من ديديد، شكمش را بدريد[او را بكشيد].و مردم مدينه او را بر منبر پيامبر (ص) ديدند، و او را نكشتند. پس خداوند مردم رابه يزيد فاسق گرفتار نمود».جامعه‌شناسي امام حسين (ع) بسيار دقيق و روشن است لذا نقش مردم را در دوره‌كار آمدن يزيد با ادله بيان مي‌كند. امام حسين (ع) براي نهي مردم از پذيرش حكومت‌يزيد مي‌فرمايد:«ايُّها الناس‌ُ اِن‌َّ رسول‌الله (ص) قال من راي سلطاناً جائراً مستحلاً لحرام الله ناكثاًعهده‌ُ مُخالفاً لِسُنة رسول الله يعمل‌ُ في عبادالله بالاثم و العدوان فَلَم‌ْ يغير بفعل و لا قول‌كان حقاً علي الله ان يُدْخِلَه‌ُ مَدْخَلَه مردم پيامبر (ص) خدا فرمود: هر مسلماني با سلطان زورگويي مواجه گردد كه حرام خدا را حلال نموده و پيمان الهي را درهم مي‌شكند و باسنت پيامبر مخالفت مي‌كند و در ميان بندگان خدا گناه و دشمني را در پيش مي‌گيرد.ولي او در برابر چنين سلطاني با عمل و گفتار خود مخالفت ننمايد خداوند آن شخص را به محل همان طاغي در آتش جهنم داخل مي‌كند». انگيزه‌هاي قيام اصلاح طلبانه امام حسين‌

حكومت‌

اشاره

خلافت معاويه فساد و تباهي و ظلم و جور را در جامعه گسترش داد و از سويي موجب تحريف و واژگون شدن حقايق دين در جامعه گرديد. به گونه‌اي كه وي به عنوان جانشين و وصي پيامبر(ص) بر كرسي خلافت تكيه زد و هزاران منبر براي سب علي بن‌ابي طالب به وجود آورد. عمق فاجعه را كسي جز حسين بن علي پس از هلاكت معاويه درك نكرد. حكومت مورثي يزيد كه مورد اعتراض بعضي از شيوخ و بزرگان آن زمان بود،گوياي حقيقت پنهان فاجعه نبود. امام حسين ع) پس از شنيدن طرح خلافت يزيد فرمود:«و علي الاسلام السلام اذ بليت الامة براع مثل يزيد؛ ديگر بايد فاتحه اسلام را خواند چرا كه مسلمانان به فرمانروايي مثل يزيد گرفتار شدند».امام ع) سپردن خلافت را به شخصي مثل يزيد بزرگ‌ترين مصيبت جامعه اسلامي مي‌داند. امام ع) با ژرف‌انديشي و عمق‌نگري بلاي اسلام را در جامعه ديني حاكميت فرد ظالم و فاسقي مثل يزيد مي‌داند. امام ع) در معرفي يزيد مي‌فرمايد:«يزيدُ رَجُل‌ٌ شارب‌ُ الخمر و قاتل‌ُ النفس المحترمة معلن‌ٌ بالفسق يزيد مردي است شراب‌خوار كه دستش به خون افراد بي‌گناه آلوده است او علناً مرتكب فسق و فجور مي‌شود».خلافت در آن عصر رهبري جامعه اسلامي و به تعبيري جانشيني پيامبر(ص) را در اذهان به همراه داشت امام حسين (ع) دين و خلافت و امامت و رهبري بر جامعه اسلامي را دست خوش‌ِ هوسراني و ظلم و جور مي‌ديد، لذا لحظه‌اي نه از مخالفت و عدم بيعت كوتاه آمد و نه از آگاه كردن افكار عمومي و مبارزه حق طلبانه دست برداشت امام حسين (ع) وضعيت حكومت و طريقه خلافت را غير قابل تحمل مي‌داند، د رمنزل بيضه مي‌فرمايد:«الا هؤلاءِ قَدْ لَزَمُوا طاعة‌َ الشيطان و تركوا طاعة الرحمن و اظهروا الفساد وعطلوا الحدود و استاثروا بالفي‌ء و الحلُّوا حرام الله و حرَّموا حلاله و انا احق‌ُّ ممن غيره مردم آگاه باشيد اينان بني‌اميه اطاعت خدا راترك و پيروي از شيطان را در پيش گرفتند، فساد را ترويج و حدود الهي را تعطيل نموده و في‌ء را[كه مختص به خاندان‌پيامبر (ص) است به خود اختصاص دادند حلال خدا را حرام و اوامر و نواهي الهي را تغييردادند و من به رهبري جامعه مسلمانان از اين مفسدان كه دين جدم را تغيير دادندشايسته ترم . نكته مهم‌

امام حسين (ع) علاوه بر بيان مفاسد حكومت آل ابي‌سفيان و عدم استحقاق رهبري آن‌ها به طرح جاي‌گاه و شايستگي خود براي اصلاح امور اشاره مي‌كند و مردم را براي پذيرش حكومت و رهبري عادل دعوت مي‌نمايد. براي اثبات اين مدعا، به چند نمونه اشاره مي‌شود:۱ـ در آغاز نفي بيعت يزيد ضمن سخناني به فرماندار مدينه مي‌فرمايد: «ايُّنا احق‌ُّبالخلافة و البيعة .۲ـ در منزل «شراف ضمن يك سخنراني مي‌فرمايد: «و نحن اهل البيت محمدٍ اولي بولاية هذا الامر؛ و ما اهل‌بيت پيامبر (ص) به ولايت و رهبري مردم شايسته‌تر ازاين‌ها مي‌باشيم .۳ـ در نامه به مردم كوفه مي‌فرمايد: «يُخْبِرُني باجتماعكُم‌ْ علي نصرنا و الطلب بحقنا؛ خبر اجتماع و هماهنگي شما را كه براي نصرت و ياري ما خاندان و مطالبه حق‌ما بود دريافت نمودم ۴ـ در پاسخ نامه مردم كوفه مي‌فرمايد: «فلعمري مالامام‌ُ الاّ العامل‌ُ بالكتاب والاخذ بالقسط و الدائن بالحق و الحابس‌ُ نسفه‌ُ علي ذات الله؛ سوگند به جانم امام و رهبر كسي كه به كتاب خدا عمل نموده و راه قسط را در پيش گرفته و از حق پيروي و وجود خود را وقف فرمان الهي نمايد».۵ـ در نامه‌اي به مردم بصره مي‌فرمايد: «وَ نَحْن‌ُ نعلم انّا احق بذلك الحق المستحق علينا ممن تولاه و ما با علم و آگاهي بر شايستگي خويش نسبت به اين افراد براي پرهيز از اختلاف رضايت داديم .۶ـ «و كُنّا اهله‌ُ و اوليائه‌ُ و اوصيائه‌ُ و ورثتَه‌ُ و احق الناس بمقامه في الناس‌فاستأثر علينا قومنا بذلك و ما خاندان اوليا اوصيا و وارثان وي و شايسته‌ترين افراد به مقام او از ميان امت بوديم ولي گروهي اين حق را از ما گرفتند...».آن‌چه به روشني از اين عباراتها مي‌توان فهميد، اين است كه خلاف آل‌ابي‌سفيان غاصبانه و ناحق است امام و رهبر بايد، عادل و براساس كتاب و سنت عمل‌نمايد. خلافت و رهبري حق مسلم خاندان عصمت و طهارت و امام حسين (ع) شايسته‌ترين و جامع‌ترين فرد براي رهبري و امامت مسلمانان بوده است عزت خواهي و نفي ذلت و روح حماسي در حركت اصلاح طلبانه امام حسين‌

لحظه‌اي سكوت كوتاهي مسامحه و سازش در نهضت امام حسين ع) به چشم نمي‌خورد، بلكه سراسر حركت امام حسين ع)، در آرمان خواهي نفي ذلت روح حماسي و شجاعت و مبارزه متبلور است ۱ـ امام در ابتداي امر فرمود:«و مثلي لا يبايع مثله فردي مثل من با فردي مثل يزيد، هرگز بيعت نمي‌كند.۲ـ در مدينه خطاب به برادرش محمد حنفيه فرمود:اگر در اين دنيا هيچ پناهگاه و ملجأ و مأوايي براي من نباشد، باز هم با يزيد بيعت نخواهم كرد.۳ـ در پاسخ عمر اطراف مي‌فرمايد: به خدا قسم من هيچ گاه زير بار ذلت نخواهم رفت ۴ـ در روز ورود به صحراي كربلا فرمود: «انّي لا اري الموت الا السعادة و الحيات مع الظالمين الا برما».۵ـ در پاسخ نامه ابن زياد، آن را به زمين انداخت و فرمود: اين نامه در نزد ما پاسخي ندارد، چرا كه عذاب خداوند بر وي ثابت گرديده است ۶ـ امام حسين ع) در روز عاشورا در برابر لشكر يزيد و به دنبال درخواست «قيس‌ابن اشعث براي بيعت با يزيد فرمود: نه به خدا سوگند! نه دست ذلت در دست آنان مي‌گذارم و نه مانند بردگان از صحنه جنگ و از برابر دشمن فرار مي‌كنم ۷ـ امام حسين ع) در برابر لشكر ابن زياد مي‌فرمايد: آگاه باشيد! اين فرومايه (ابن‌زياد) فرزند فرومايه مرا در بين دو راهي شمشير و ذلت قرار داه است هيهات منا الذله ۸ـ پس از كشته شدن گروهي از ياران فرمود: به خدا سوگند! من به هيچ يك ازخواسته‌هاي اين‌ها جواب مثبت نخواهم داد، تا در حالي كه به خون خويش خضاب شده‌ام به ديدار خدايم نائل گردم اصلاح طلبي در اين عصر

گرچه فضاي عمومي و اجتماعي عصر ما با زمان امام حسين ع) تفاوت دارد. اما،امام حسين ع) آموزگار بزرگ آزادي خواهان در هر زمانه‌اي است بايد ديد مدعي اصلاح‌طلبي در اين زمان بر اساس كدام معيار و انديشه و سليقه‌اي اصلاح طلب است آيا عنصر فعال نهضت حسيني يعني امر به معروف و نهي از منكر در اين ديدگاه جاي گاهي دارد؟ آيا كتاب و سنت سبك و روش اصلاح‌طلبان را هدايت مي‌كند؟ يا حركت‌آنان برخواسته از تفكرها و تمايل‌هاي شخصي و گروهي است آيا عزت خواهي و آرمان‌خواهي و توجه به بعد معنوي جامعه از اصول فكري اصلاح‌طلبان است آيا پايداري و مقاومت و نفي حركت‌هاي ذلت‌پذيري جزء اهداف و برنامه‌هاي مدعيان اصلاح‌طلبي است و آيا تفكر شهادت‌طلبي در انديشه و افكار آنان جايي دارد يا خير؟با پاسخ به اين سؤال‌ها، هم سويي و عدم هم سويي هر مدعي اصلاح‌طلبي باحركت جامع و اصلاح‌طلبانه امام حسين روشن و هويدا خواهد شد. امام حسين ع) متعلق به همه اعصار، و در همه زمان‌ها زنده و آموزگار بزرگ همه انسان‌هاي اصلاح‌طلب‌با محوريت كتاب و سنت و سيره ائمه است جامعه‌

افراد هر جامعه در مسايل فكري و فرهنگي و اجتماعي خود سهم به سزايي دارند.گرايش موجود در هر جامعه‌اي ـ علاوه بر نقش حكومت ـ برخاسته از روحيات و خواسته‌هاي فكري آن جامعه است امام حسين (ع) بخش مهمي از سخنانش را متوجه باورها و انديشه‌هاي كج و مرده عصر خود نمود و به مردم كه ظاهراً مسلمان و پيرو پيامبر (ص) بودند، سخت هشدار و انذار مي‌داد.امام حسين (ع) در نامه‌اي به مردم بصره مي‌فرمايد:«فان السنة قد اميتت و البدعة قد احييت سنت و روش پيامبر (ص) از ميان رفته بدعت جاي آن را گرفته و احيا شده است در واقع امام (ع) به مردمي كه ادعاي پيروي از پيامبر(ص) را دارند هشدار مي‌دهد كه روش پيامبر را به فراموشي سپرده‌ايد و بدعت را جاي آن قرار داده‌ايد. امام حسين ع) پس از ورود به صحراي كربلا خطبه‌اي مي‌خواند كه تمام حقيقت جامعه آن زمان را به تصوير مي‌كشد و روحيات آن مردم را با ديد وسيع و جامعه شناختي‌اش بيان مي‌كند و تازيانه كلامش را برانديشه مرده و جامد آن روزگار، فرود مي‌آورد. با جان دل بشنويد.مي‌فرمايد: اما بعد، پيشامد ما همين است كه مي‌بينيد، اوضاع زمان به طور جدي دگرگون گرديده زشتي‌ها آشكار و نيكي‌ها و فضيلت‌ها از محيط ما رخت بر بسته است از فضايل انساني چيزي باقي نمانده مگر اندكي مانند قطرات ته مانده ظرف آب مردم در زندگي‌ننگين و ذلّت باري به سر مي‌برند. كه نه به حق عمل و نه از باطل روگرداني مي‌شود.شايسته است در چنين محيط ننگين شخص با ايمان و با فضيلت فداكاري كند و به ديدار پروردگارش بشتابد. من در چنين محيط ذلت باري مرگ را جز سعادت و خوش بختي و زندگي با اين ستمگران را چيزي جز رنج و نكبت نمي‌دانم امام ع) به سخنانش چنين ادامه داد: اين مردم برده‌هاي دنيايند و دين لقلقه زبانشان است حمايت و پشتيباني‌شان از دين تا آن جاست كه زندگي‌شان در رفاه است و آن‌گاه كه در بوته امتحان قرار گيرند، دين‌داران كم خواهند بود.


به نقل از سایت قائمیه اصفهان، همراه با تشکر: http://download.ghaemiyeh.com/downloads/htm/۸۰۰۰/۵۳۵۷-f-۱۳۹۱۰۶۱۶-imam-hossien-eslahtalab-bozorg.htm