اصلاح طلبی در مکتب امام حسین (ع)
عنوان: اصلاح طلبی در مكتب امام حسين (ع) مجموعه ها: مقالات شناسه کتاب: ۷۴۰ نویسنده: تقی حسینی شابک: - انتشارات: - تاریخ انتشار: ۰۵-۰۵-۱۳۹۴ ویرایش: ۴ تعداد صفحات: ۰ نام اپراتور: عباس خوش چشم ایمیل اپراتور: abbaskhadem۹۲@yahoo.com زبان: پارسي رتبه: 0 تصویر: cover دانلود فایل: دانلود اصلاح طلبی در مكتب امام حسين (ع) توضیحات: اصلاح طلبي در مكتب امام حسين (ع)
تقي حسيني
مقدمه
نام آن بزرگوار «حسين است و اين اسم به انتخاب پروردگار عالم است مشهورترين كنيه ايشان «ابيعبدالله» و مشهورترين القاب ايشان «سيدالشهداء»، «المظلوم ، «الشهيد» ميباشد. عمر پربركت آن حضرت پنجاه وهفت سال بود. در سوم شعبان سال چهارم هجرت متولد شد و در دهم محرم الحرام سال شصت و يك هجري در صحراي كربلا به دست لشكريان يزيد بن معاويه به شهادت رسيد. شش ساله بود كه جد بزرگوارش از دنيا رفت سيسال با پدر بزرگوار خود زندگي كرد و ده سال بعد از شهادت پدر، با برادر بزرگوارش حضرت امام حسن مجتبي (ع) بود و ده سال هم امامت كرد.حسين (ع) علاوه بر دارا بودن فضائلي كه همه اهلبيت دارا هستند، امتيازهاي ديگري هم در ميان ايشان دارد. اولين امتياز اين است كه ائمه طاهرين همه از صلب او هستند. ديگر اين كه تداوم حيات اسلام مرهون شهادت اوست امتياز سومحسين (ع) اين است كه شعلههاي محبت او هميشه در دلها باقي خواهد ماند. امتياز چهارم حسين (ع) بر ساير اهلبيت اين است كه در تربت او شفاست و استجابت دعا درحرم او - از نظر روايات - مسلّم و قطعي است و آخرين امتياز اينكه او عشق و فداكاري و گذشت در راه خدا را عملاً معنا كرد و بايد گفت اگر فداكاري حسين ع) و يارانش در روز عاشورا نبود بسياري از مفاهيم و لغات را نميشد معنا كرد، مفاهيمي همچون ايثار، شهادت رشادت عرفان امر به معروف و نهي از منكر، اصلاح در دين و... انحرافات در امت پيامبر پس از رحلت آن حضرت
امام حسين (ع) قبل از خروج از مدينه در خطبهاي ضمن ستايش و حمد خداوند بزرگ انگيزه قيام خود را نه براي اخلال و افساد، بلكه به خاطر امر به معروف و نهي از منكر و نشان دادن راه رسول اكرم (ص) و حضرت علي بن ابيطالب (ع) و همچنين اصلاح مفاسد در امت جد بزرگوارش ميداند.اين كه چگونه و به چه طريق مفاسد در امت پيامبر بزرگوار اسلام به وجود آمد وعمق آنها چقدر است به بحث مفصّلي نياز است ليكن به طور اجمال ميتوان به اين موضوع اشاره كرد كه آغاز انحراف و افساد در دين پس از رحلت پيامبر عظيمالشأن اسلام و دقيقاً در سقيفه بنيساعده اتفاق افتاد.سقيفه ابيبكر را به جاي اميرالمؤمنين (ع) نهاد و چون روايات منقول از رسول اكرم (ص) مغاير با اين كار بود به شعار «حسبنا كتاب الله» تمسك شد. لذا با انتشار احاديث رسولالله شديداً مخالفت شد؛ حتي نقل ميكنند كه ابيبكر پانصد روايت از رسولاكرم (ص) داشت كه آن را در ميان مردم آتش زد. پس از آنكه ديدند اگر به قرآن بسنده شود كار بنيساعده غيرقابل توجيه و خنثي ميشود، از اين جهت شعار «نهينا عنالتعمق والتكلف في القرآن شايع شد، يعني نهي شدهايم كه در قرآن تأمل و تفكّر كنيم و خود را به زحمت اندازيم مصيبت ديگري كه باعث انحراف امت پيامبر گرديد، اختلاف طبقاتياي بود كه در زمان عثمان به اوج خود رسيد كه اميرالمؤمنين در خطبة شقشقيه به آن اشاره ميكند وميفرمايد: بنياميه اطراف عثمان را گرفتند و بيتالمال مسلمين را - نظير شتري كه علفها را ميبلعد - بلعيدند.سومين مصيبتي كه دامنگير دين شد، جعل روايات از روحاني نماهاي دربارياي بود كه پاية اسلام را ميزد. مصداق اين احاديث جعلي اين است كه ميگفتند وقتي سورة النّجم نازل شد، رسولاكرم (ص) آن را براي مشركان خواند و وقتي آيه (افرايتم اللات والعزّي را قرائت كرد، شيطان در دهان پيامبر نهاد كه بگويد شفاعت اين دو بت در روز قيامت مورد آرزوست مشركين از اين گفته خشنود شدند و چون پيامبر سجده كرد، آنان نيز سجده كردند. پر واضح است كه اينگونه روايات جعلي چگونه پايه اسلام و قرآن وپيامبر را از بين ميبرد.انحراف ديگري كه پس از رحلت پيامبر بزگوار اسلام به وجود آمد، اين بود كه حق و باطل با يكديگر مخلوط شدند و دشمنان با تنپوش حق به جنگ حق افتادند و در واقع باطل خود را حق جلوه دادند. سرگذشت معاويه بيانگر اين حقيقت است چه شد كه معاويه توانست پست خلافت را اشغال كند. وقتي عثمان بر اثر انحرافهايش در خطر كشته شدن بود معاويه هيچ كمكي براي او نفرستاد، زيرا با عثمان كاري نداشت او به دنبال رياست خودش بود و چنين فكر ميكرد كه كشتهشدن عثمان بيشتر به نفع اوست جاسوسان معاويه به دستور او پيراهن عثمان را آوردند و بر سر دروازه شام آويزان كردند. معاويه بالاي منبر قرار ميگرفت و اشك ميريخت و ميگفت ايهاالناس خليفة مظلوم پيامبر را كشتند و صداي گريه و شيون مردم نيز برميخواست ! معاويه روزها از مردم اشك گرفت و از مظلوميت خليفه مقتول سخن گفت و مردم را به قصاص و انتقام خون خليفه از علي بن ابيطالب (ع) تشويق و ترغيب مينمود.اين است امتزاج بين حق و باطل كه در اين مورد معاويه از خود نيرويي نداشت بلكه از نيروي حق براي اهداف باطل خود استفاده ميكرد. در اين راه جهالت و نادانيمردم نيز عامل مؤثر و مكمّل بود.مصيبت و مسئله پنجم ارعاب و ترس عجيبي بود كه بر مسلمانان حكمفرما شده بود؛ مخصوصاً در زمان معاويه كه هركس لب به اعتراض ميگشود او را از دم تيغميگذراندند. مصداق بارز حاكمان جور و ظلم در آن زمان زياد ابنابيه بود، جلاّد خونريزي كه از طرف معاويه مأمور بود مخالفين را قلع و قمع كند، آن هم به نام دين و به نام خليفه مسلمين (معاويه و اين سبب شد كه واعظين بر منبر قرار گرفته و به علي لعن و نفرين كنند و شرايط به گونهاي پيش برود كه مردم علي (ع) را بيدين و بينماز بخوانند و پس ازشهادت آن حضرت در محراب از يكديگر بپرسند كه علي در مسجد چكار ميكرد؟ مگر او هم نماز ميخواند!مصيبت بزرگ ديگري كه گريبانگير دين مقدس اسلام شد روي كارآمدن يزيد پس از معاويه به عنوان حاكم اسلامي بود.معاويه قبل از مرگ خويش به يزيد وصيت كرد و گفت من همه كارها را براي سلطنت تو مهيا كردهام و تمام سركشان را رام نمودهام مگر سهنفر كه براي بيعت تو حاضر نشدهاند: ابيعبدالله الحسين عبدالله بن زبير و عبدالله بن عمر. اگر به ابنزبير وابنعمر دست يافتي قطعه قطعه بكن اما مبادا معترض حسين شوي البته واضح است كه ترس معاويه نه به خاطر خدا و عاقبت اخروي است بلكه به لحاظ اين بود كه با تعرض به حسين (ع) پايههاي حكومت بنياميه منهدم و بر باد ميرفت و همينطور هم شد.معاويه فردي بود كه ظاهر اسلام را حفظ ميكرد، ليكن يزيد به صورت علني درجمع شرابخواري مينمود، سگبازي و ميمونبازي ميكرد و در شهوت جنسي كم نميگذاشت و اينها باعث ميشدند تا در سياست و درايت يا به طور دقيقتر در حقّه ونيرنگ به پاي معاويه نرسد. اين اوج مصيبت و انحراف براي دين بود كه چنين شخص پليدي در رأس ادارة جامعة اسلامي قرار گرفته و حاكم بلامنازع مسلمين باشد.يزيد با زير پا گذاشتن وصيت معاويه از حسين (ع) بيعت خواست حسين (ع) كه نور پاك و مطهّر و عزيز علي (ع) و زهراست ميبايستي دست خود را با دست پستترين و پليدترين انسان كه حكومت اسلامي را غصب كرده بود، آشنا سازد. مگر ميشود! و چه زيبا فرمود حسين بنعلي (ع)، ـ سرور آزادگان جهان ـ كه اين ذلت را براي خود و دين خودنميخرم «هيهات منا الذلة .آري به حكومت رسيدن يزيد اوج انحراف در دين بود و اينجا حسين (ع) تقيه رابر خود حرام ميدانست زيرا وضع زمان طوري بود كه اگر ابيعبدالله خلافت يزيد را تأييد ميكرد، اسلام از بين ميرفت خودش فرمود كه شنيدم از جدم رسول خدا (ص) كه فرمود: هرگاه سلطان جابري كه هتك حكم خدا و سنت پيغمبر ميكند و حرمت عباد را ميشكند، هركس به قول يا به فعل با او اظهار مخالفت نكند بر خدا حق است كه او را باآن ظالم محشور فرمايد، يعني اگر با يزيدي كه شرابخواري زناكاري و قماربازي او علني است اظهار مخالفت نكنم به حكم خدا در ظلم او شريك هستم مصلح اصلاحات ديني
زمان خاص سيدالشهداء و انحرافات آن دوران - به تعدادي از آنها بهطور خلاصه اشاره شد - قيام را براي امام حسين (ع) غيرقابل اجتناب نمود. او به عنوان پرچمدار بزرگآزادي جهت احياي ارزشهاي ديني و سنت جد بزرگوارش قيام بزرگ عاشورا را آغازنمود. هر مصلحي اول بايد صالح باشد تا بتواند مصلح باشد. او بايد پيش برود بعد به ديگران بگويد كه پشت سر من بياييد. خيلي فرق است ميان كسي كه ايستاده و به سربازانش فرمان ميدهد و كسي كه خودش جلو ميرود و ميگويد كه من رفتم شما همپشت سر من بياييد. در آن دوران چه كسي شايستهتر و مصلحتر از حسين (ع) كه داراي مقام عصمت ميباشد و از نظر حسب و نسب كس همانند او نميتوان يافت لحظه لحظه حركت امام از مدينه به مكه و سپس به طرف كربلا داراي پيام است ترك كردن حريم امن خدا در ايام حج و روزهايي كه مسلمانان به فرمان خدا در مكه هستند نشان از اهميت موضوع دارد. خطبههاي مختلف و سخنان ارزشمندي كه خطاب به ياران و اهلبيت خود ميفرمايد حاكي از حركت روشن ضروري و مؤثر ميباشد.در جاهاي مختلف و خطبههاي گوناگون امر به معروف و نهي از منكر زباني مينمايد. مخالفين را به دين و اطاعت از دستورات الهي فراميخواند و دوستان و يارانش را به صبر در برابر مصائب دعوت ميكند، اما اصل امر به معروف و نهي از منكر در عمل حسين (ع) نهفته است نه در كلام او. انحرافات به قدري زياد است كه همانند ظلمت شب ظلماني بر همهجا مستولي شده منكرات دنياي اسلام را فراگرفته ديگر امر به معروف و نهي ازمنكر زباني كارساز نيست سيلاب خون حسين (ع) و يارانش لازم است تا اينانحرافات را از ذهن و فكر مردم پاك و ارزشهاي اسلامي را صيقلي و آشكار نمايد. تاثير قيام حسين در اصلاحات اساسي
امامحسين (ع) با قيام خود حجاب از چهره ارزشهاي ديني برداشت و آنها را آشكار نمود. البته در اين ميان نقش پيام رسانان كربلا - به ويژه امالمصائب حضرت زينبكبري- بسيار ارزشمند و مؤثر بود و به تعبيري اگر پيامرسانان نبودند، پيام ناقص ميماند:كربلا در كربلا ميماند اگر زينب نبود سر ني در نينوا ميماند اگر زينب نبودحوادثي كه بعد از شهادت امام حسين (ع) اتفاق ميافتد، خطبههايي كه توسط حضرت امام سجاد (ع) و زينب كبري ايراد ميشود، چهرة يزيد را براي مردم برملا نموده و آنها را به قيام بر ضد او تشويق مينمايد.ديگر كسي به علي (ع) ناسزا نميگويد، قيام مختار اتفاق ميافتد و جنايتكاران وقاتلان حسين (ع) و يارانش قصاص ميشوند. خورشيد اسلام به بركت درخشش خون حسين ع) و يارانش درخشانتر ميشود.زمينه براي بسط علوم اسلامي آماده ميگردد بهطوريكه در زمان امامت امام محمدباقر (ع) و امام جعفرصادق (ع) علوم اسلامي به طور گسترده در جامعه نشر وشاگردان بزرگ و ممتازي تربيت و تعليم ميشوند. احاديث جعلياي كه در دوران معاويه و يزيد فراوان شده بودند تا حدّ زيادي محو ميشوند.مردم سعادت دنيا و آخرت خود را در اطاعت و حمايت از حكومت صالح و مصلح ميبينند و امر به معروف و نهي از منكر به عنوان اساسيترين محور حركت امامحسين (ع) احيا ميگردد و در واقع حسين (ع) به امر به معروف و نهي از منكر ارزش داد و آن هم نهضت حسيني را بالا برد. در يك كلام قيام حسين (ع) باعث شد تا يكبار ديگر ارزشهاي اصيل اسلامي و ديني رخ بنمايانند. ارزشهايي كه به بركت خون حسين (ع) و يارانش درجوامع اسلامي جاودانه خواهند ماند، هرچند كه هر از گاهي دشمنان دين قصد كم رنگكردن آنها را داشته باشند.
به نقل از سایت قائمیه اصفهان، همراه با تشکر:
http://download.ghaemiyeh.com/downloads/htm/۸۰۰۰/۵۳۴۴-f-۱۳۹۱۰۶۱۶-eslahtalabi-dar-maktab-imam-hossien.htm







