فرهنگ مصادیق:حکم آزار و اذیت مومن
محتویات
مقدمه
یکى از صفات زشت آزار و اذیت کردن است در بعد شناسائى علل و عوامل این رذیله اخلاقى باید گفت در مواردى دشمنى و حسادت و در برخى موارد خشم و بد خلقى و برترى جوئى موجب پیدایش روحیه ایذاء و تحقیر مى گردد .
تردیدى نیست که اذیت کردن دیگران کار بسیار زشتى است و در صورت تکرار موجب هلاکت آدمى مى گردد . ضمنا باید به این نکته توجه داشته باشیم که در دین مبین اسلام اساسا به کسى مسلمان گفته مى شود که همه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند.
روایات
1 ـ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام یَا سُلَیْمَانُ أَتَدْرِی مَنِ الْمُسْلِمُ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ أَنْتَ أَعْلَمُ قَالَ الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِمَ الْمُسْلِمُونَ مِنْ لِسَانِهِ وَیَدِه
پیامبر بزرگوار اسلام مى فرمایند : مسلمان واقعى کسى است که مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند .
[۱]
اولین نتیجه اى که از این روایت استنباط مى شود این است که اگر کسى به نوعى موجب اذیت و آزار دیگران گردد مسلمان نخواهد بود .
پیامبر بزرگوار در فرازى دیگر از سخنان خود مى فرمایند :
2 ـ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وآله أَنَّهُ قَالَ مَنْ آذَى مُؤْمِناً فَقَدْ آذَانِی وَمَنْ آذَانِی فَقَدْ آذَى اللَّهَ وَمَنْ آذَى اللَّهَ فَهُوَ مَلْعُونٌ فِی التَّوْرَاهِ وَالْإِنْجِیلِ وَالزَّبُورِ وَالْفُرْقَانِ وَفِی خَبَرٍ آخَرَ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اللَّهِ وَلْمَلَائِکَهِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ
هر که مومنى را اذیت کند همانا مرا اذیت کرده و هر که مرا اذیت کند همانا خداوند را اذیت کرده و هر که خداوند را اذیت کند او در تورات و انجیل و زبور و قرآن از رحمت خدا دور است . و در روایت دیگر است که لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر او باد .
[۲]
3 ـ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ
امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : هر که بنده مومن مرا اذیت کند همانا خود را به جنگ با من آماده ساخته است .
[۳]
خداوند در این روایت بنده مومن را به خود نسبت داده و این نشانه شرافت و تکامل انسان مومن است که خداوند او را به خود نسبت داده . و از این انتساب این نکته نیز استنباط مى شود که هر گونه بى احترامى و اذیت و آزار مومن در حقیقت نوعى اذیت خداوند متعال است لذا پیامبر بزرگوار از خداوند چنین نقل مى کنند :
4 ـ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه وآله قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ قَدْ نَابَذَنِی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ
هر که بنده مومن مرا ذلیل و خوار سازد همانا با من به دشمنى و مخالفت بر خواسته است .
[۴]
ناگفته نماند که اذیت و آزار دیگران به هر شکل و نوعى که باشد حرام است خواه با گفتار صورت گیرد خواه با رفتار لذا پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم) :
5 ـ وَقَالَ رسول الله صلى الله علیه وآله لا یَحِلُّ لِمُؤْمِنٍ أَنْ یُشِیرَ إِلَى أَخِیهِ بِنَظْرَهٍ تُؤْذِیهِ
مومن حق ندارد طورى به برادر مومن خود نگاه کند که موجب رنجش و اذیت او بشود .
[۵]
پس دین مبین اسلام به مسلمانان اجازه نمى دهد حتى بوسیله نگاه کردن نیز موجب عدم رضایت و آزردگى خاطر دیگران فراهم آورند .
6 ـ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَهِ نَادَى مُنَادٍ أَیْنَ الصُّدُودُ لِأَوْلِیَائِی فَیَقُومُ قَوْمٌ لَیْسَ عَلَى وُجُوهِهِمْ لَحْمٌ فَیُقَالُ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ آذَوُا الْمُؤْمِنِینَ وَنَصَبُوا لَهُمْ وَعَانَدُوهُمْ وَعَنَّفُوهُمْ فِی دِینِهِمْ ثُمَّ یُؤْمَرُ بِهِمْ إِلَى جَهَنَّمَ
امام صادق (علیه السلام) : چون روز قیامت شود منادى ندا کند کجایند رو گردانان از دوستان من پس گروهى که صورت آنان گوشت ندارد برخیزند پس گفته شود اینانند کسانى که مومنین را اذیت مى کردند و با آنان دشمنى مى کردند و عناد ورزیدند و آنها را در دینشان با درشتى سرزنش کردند پس فرمان داده شود آنان را به دوزخ برند .
[۶]
آیات قرآن کریم
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً (۵۷) وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِیناً (۵۸)
آنها که خدا و پیامبرش را ایذاء مى کنند خداوند آنها را از رحمت خود در دنیا و آخرت دور مى سازد ، و براى آنان عذاب خوار کننده اى آماده کرده است .
و آنها که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کارى که انجام نداده اند آزار مى دهند متحمل بهتان و گناه آشکارى شده اند.
[۷]
[۸]
در اینکه منظور از « ایذاء پروردگار » چیست ؟ بعضى گفته اند همان کفر و الحاد است که خدا را به خشم مى آورد ، چرا که آزار در مورد خداوند جز ایجاد خشم مفهوم دیگرى نمى تواند داشته باشد.
این احتمال نیز وجود دارد که ایذاء خداوند همان ایذاء پیامبر صلى الله علیه وآله و مؤمنان است ، و ذکر خداوند براى اهمیت و تاکید مطلب است .
و اما ایذاء پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مفهوم وسیعى دارد ، و هر گونه کارى که او را آزار دهد شامل مى شود ، اعم از کفر و الحاد و مخالفت دستورات خداوند ، همچنین نسبتهاى ناروا و تهمت ، و یا ایجاد مزاحمت به هنگامى که آنها را دعوت به خانه خود مى کند همانگونه که در آیه ۵۳ همین سوره گذشت إِنَّ ذلِکُمْ کانَ یُؤْذِی النَّبِیَّ : این کار شما پیامبر را آزار مى دهد.
و یا موضوعى که در آیه ۶۱ سوره توبه آمده که پیامبر صلى الله علیه و آله را به خاطر انعطافى که در برابر سخنان مردم نشان مى داد به خوش باورى و ساده دلى متهم مى ساختند :
وَمِنْهُمُ الَّذِینَ یُؤْذُونَ النَّبِیَّ وَیَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ
گروهى از آنها پیامبر را آزار مى دهند و مى گویند او آدم خوش باورى است که گوش به حرف هر کس مى دهد و مانند اینها.
حتى از روایاتى که در ذیل آیه وارد شده چنین استفاده مى شود که آزار خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله مخصوصا على علیه السلام و دخترش فاطمه زهرا علیها السلام نیز مشمول همین آیه بوده است ، در صحیح « بخارى » جزء پنجم چنین آمده است که رسول خدا فرمود :
فاطمه بضعه منى فمن اغضبها اغضبنى
فاطمه پاره تن من است هر کس او را به خشم در آورد مرا به خشم در آورده است .
همین حدیث در صحیح « مسلم » به این صورت آمده :
ان فاطمه بضعه منى یؤذینى ما آذاها
فاطمه پاره اى از تن من است هر چه او را آزار دهد مرا مى آزارد .
شبیه همین معنى در باره على علیه السلام از پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است .
و اما « لعن » در آیه فوق چنان که سابقا هم گفتیم به معنى دورى از رحمت خداست ، و این درست نقطه مقابل رحمت و صلوات است که در آیه قبل آمده بود.
در حقیقت لعن و طرد از رحمت آنهم از سوى خداوندى که رحمتش گسترده و بى پایان است بدترین نوع عذاب محسوب مى شود ، به خصوص که این طرد از رحمت هم در دنیا باشد و هم در آخرت (چنان که در آیه مورد بحث اینگونه است).
و شاید به همین جهت مساله « لعن » قبل از « عذاب مهین » ذکر شده .
تعبیر به « اعد » (آماده کرده است) دلیل بر تاکید و اهمیت این عذاب است آخرین آیه مورد بحث از ایذاء مؤمنان سخن مى گوید و براى آن بعد از ایذاء خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله اهمیت فوق العاده اى قائل مى شود ، مى فرماید : کسانى که مردان و زنان با ایمان را به خاطر کارى که انجام نداده اند آزار مى دهند ، محتمل بهتان و گناه آشکارى شده اند وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِیناً.
چرا که مؤمن از طریق ایمان پیوندى با خدا و پیامبرش دارد ، و به همین دلیل در اینجا در ردیف خدا و پیامبرش قرار گرفته .
تعبیر بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا اشاره به این است که آنها مرتکب گناهى نشده اند که موجب ایذاء و آزار باشد ، و از اینجا روشن مى شود که هر گاه گناهى از آنان سر زند که مستوجب حد و قصاص و تعزیر باشد اجراى این امور در حق آنها اشکالى ندارد ، و همچنین امر به معروف و نهى از منکر مشمول این سخن نیست .
مقدم داشتن « بهتان » بر « اثم مبین » به خاطر اهمیت آنست ، چرا که بهتان از بزرگترین ایذاءها محسوب مى شود ، و جراحت حاصل از آن حتى از جراحات نیزه و خنجر سختتر است ، آن گونه که شاعر عرب نیز گفته :
جراحات السنان لها التیام ولا یلتام ما جرح اللسان
زخمهاى نیزه التیام مى یابد اما زخم زبان التیام پذیر نیست
در روایات اسلامى نیز اهمیت فوق العاده اى به این مطلب داده شده است ، در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى خوانیم خداوند عز و جل مى فرماید :
لیأذن بحرب منى من آذا عبدى المؤمن !
آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد اعلان جنگ با من مى دهد !
[۹]
بعضى از مفسران گفته اند که از لحن آیه استفاده مى شود گروهى در مدینه بوده اند که براى افراد با ایمان شایعه پراکنى مى کردند ، و نسبتهاى ناروا به آنها مى دادند (و حتى پیامبر خدا از زبان این موذیان در امان نبود) همان گروهى که در جوامع دیگر و مخصوصا در جوامع امروز نیز کم نیستند و کار آنها توطئه بر ضد نیکان و پاکان ، و ساختن و پرداختن دروغها و تهمتهاست .
قرآن شدیدا آنها را مورد سخترین حملات خود قرار داده و اعمال آنان را بهتان و گناه آشکار معرفى کرده است .
شاهد این سخن در آیات بعد نیز خواهد آمد.
در حدیث دیگر که « امام على بن موسى الرضا » از جدش پیامبر نقل کرده چنین آمده است
من بهت مؤمنا او مؤمنه او قال فیه ما لیس فیه اقامه اللّه تعالى یوم القیامه على تل من نار حتى یخرج مما قاله فیه
کسى که مرد یا زن مسلمانى را بهتان زند یا در باره او سخنى بگوید که در او نیست خداوند او را در قیامت روى تلى از آتش قرار مى دهد تا از عهده آنچه گفته برآید !
[۱۰]
معناى اینکه خدا آزار دهندگان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم) را در دنیا و آخرت لعنت کرده است
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً همه مى دانیم که خداى تعالى منزه است از اینکه کسى او را بیازارد ، و یا هر چیزى که بویى از نقص و خوارى داشته باشد به ساحت او راه یابد ، پس اگر در آیه مورد بحث مى بینیم که خدا را در اذیت شدن با رسولش شریک کرده مى فهمیم که خواسته است از رسول خود احترام کرده باشد ، و نیز اشاره کند به اینکه هر کس قصد سویى نسبت به رسول کند ، در حقیقت نسبت به خدا هم کرده ، چون رسول بدان جهت که رسول است ، هدفى جز خدا ندارد ، پس هر کس او را قصد کند ، چه به خیر و چه به سوء ، خدا را قصد کرده است .
در آیه مورد بحث افرادى که در صدد بر مى آیند که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) را اذیت کنند ، به لعنت در دنیا و آخرت وعده داده شده اند ، و « لعنت » به معناى دور کردن از رحمت است ، و چون رحمت مخصوص به مؤمنین ، عبارت است از هدایت به سوى عقاید حق ، و ایمان حقیقى و بدنبال آن عمل صالح ، در نتیجه دورى از رحمت در دنیا ، به معناى محرومیت او از این هدایت است ، و این محروم ساختن جنبه کیفر دارد ، و در نتیجه همان طبع قلوبى است که در آیه لَعَنّاهُمْ وَجَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِیَهً مائده ۱۳ و آیه وَلکِنْ لَعَنَهُمُ اللّهُ بِکُفْرِهِمْ فَلا یُؤْمِنُونَ إِلّا قَلِیلًا نساء ۴۶ و آیه أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ ، فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمى أَبْصارَهُمْ سوره محمد ۲۳ به آن اشاره نموده ، و آیه شریفه مورد بحث با این آیات منطبق است .
این معناى لعنت در دنیا ، و اما لعنت در آخرت به معناى دور کردن از رحمت قرب است ، که باز در جاى دیگر فرموده : کَلّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ [۱۱].
در آیه مورد بحث بعد از لعنت آزار کنندگان رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله و سلم) در دنیا و آخرت این تهدید را کرده که براى آنان و براى آخرتشان عذابى خوار کننده تهیه کرده است . و اگر عذابشان را به وصف خوار کننده توصیف کرده ، بدان جهت است که تلافى استکبار آنان باشد ، چون اینان در دنیا ، خدا و رسول را اهانت مى کردند ، در مقابل این رفتارشان عذابشان خوار کننده خواهد بود.
وجه اینکه آزار مؤمنین را « بهتان » و « اثم مبین » خواند
وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَإِثْماً مُبِیناً در این آیه ایذاء مؤمنین و مؤمنات را در گناه بودن ، مقید کرده به قید « بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا ـ بدون اینکه تقصیرى کرده باشند » و این براى آن است که
شامل صورت قصاص و حد شرعى ، و تعزیر نشود ، چون ایذاى مؤمنین و مؤمنات ، در این چند صورت گناه نیست ، زیرا خود شارع اجازه داده ، تا مظلوم از ظالم خود قصاص بگیرد ، و به حاکم شرع اجازه داده تا بعضى از گنهکاران را حد بزند ، و بعضى دیگر را تنبیه کند.
و اما در غیر این چند صورت خداى تعالى آزار مؤمنین و مؤمنات را احتمال (و زیر بار و بال رفتن) بهتان و اثم مبین خوانده . و بهتان عبارت است از دروغ بستن به کسى در پیش روى خود او ، و اگر ایذاى مؤمنین را بهتان خوانده ، وجهش این است که آزار دهنده مؤمنین حتما پیش خودش علتى براى این کار درست کرده ، علتى که از نظر او جرم است ، مثلا پیش خودش گفته : فلانى چرا چنین گفت ؟ و چرا چنین کرد ؟ گفته و کرده او را جرم حساب مى کند ، در حالى که در واقع جرمى نیست ، و این همان دروغ بستن ، و نسبت جرم به بى گناهى دادن است ، و گفتیم که این طور نسبت دادن بهتان است .
و اگر آن را اثم مبین خواند ، بدین جهت است که گناه بودن افتراء و بهتان ، از چیزهایى است که عقل انسان آن را درک مى کند ، و احتیاجى ندارد به اینکه از ناحیه شرع نهیى در مورد آن صادر شود.
[۱۲]
إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللّهُ فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَهِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِیناً این جمله جواب سؤال مقدّر و تعلیل این قول خدا : ما کان لکم أن تؤذون رسول الله مى باشد.
و علّت اینکه فرمود : یُؤْذُونَ اللّهَ با اینکه مقصود آزار رساندن به رسول صلى اللّه علیه و آله است این است که اشاره به این باشد که آزار رسول خدا صلى اللّه علیه و آله آزار به خداى تعالى است .
و نیز کنایه از کسى است که على علیه السّلام و فاطمه علیها السّلام را اذیّت کرده باشد.
چه رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود : فاطمه پاره تن من است هر کس او را اذیّت کند مرا اذیّت کرده است ، فرمود : هر کس در حیات من او را اذیّت کند مانند کسى است که بعد از مرگ من او را اذیّت کند ، هر کس او را بعد از مرگ من اذیّت کند مانند کسى است که در حیات من او را اذیّت کرده باشد ، هر کس فاطمه را اذیّت کند مرا اذیّت کرده و هر کس مرا اذیّت کند خدا را اذیّت کرده است و آن قول خداى تعالى است : إِنَّ الَّذِینَ یُؤْذُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ (۱) درباره ى على علیه السّلام است رسول خدا در حالیکه ریشش را گرفته بود ، فرمود : هر کس به تار مویى از تو آزار برساند به من آزار رسانده است و هر کس به من آزار برساند به خدا آزار رسانده است و هر کس به خدا آزار برساند لعنت خدا بر او باد (۲) .
وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا کسانى که مرد و زن مؤمن را اذیّت کند بدون اینکه آنان گناهى کرده باشند که بدان وسیله مستحقّ آزار و اذیّت باشند.
فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً اینان متحمّل کذب و دروغ شده اند ، یعنى اذیّت و آزار مؤمنین به این است که به آنان چیزى نسبت بدهى که آن را انجام نداده و در آنان موجود نباشد ، یا مقصود این است که ایذاى مؤمن چیزى جز امر باطل نیست و هر باطلى دروغ و بهتان است .
وَ إِثْماً مُبِیناً نزول این آیه در مورد ایذاى على علیه السّلام و فاطمه علیهما السّلام منافات با عمومیّت و شمول آن نسبت به جمیع مؤمنین و مؤمنات ندارد.
صاحب تفسیر بیضاوى درباره این آیه گفته است : این آیه درباره منافقین نازل شده که على علیه السّلام را اذیّت مى کردند و سرّ مطلب این است که مؤمن از جهت ایمانش جز ولىّ امرش نیست ، ایذاى او از جهت ایمانش جز ایذاى ولىّ امر او نیست ، ایذاى ولىّ امر او مقرون به ایذاى محمّد صلى اللّه علیه و آله و على علیه السّلام است ، آن ایذاى خداى تعالى است .
ایذاء و اهانت و تحقیر
[۱۳]
شکّى نیست که این صفات ناپسندیده غالبا مترتّب بر عداوت و حسد است ، اگر چه بعضى از مصادیق و افراد آن گاهى اوقات صرفا ناشى از طمع یا حرص است و این از پستى قوه شهویه مى باشد ، یا تنها از غضب و بدخوئى و کبر سرچشمه مى گیرد ، هر چند کینه و حسدى در میان نباشد. و به هر حال ، بى شک و شبهه ایذاء و تحقیر مؤمن شرعا حرام و موجب هلاک ابدى است . خداى سبحان مى فرماید :وَالَّذینَ یُؤْذُونَ الْمُؤمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ بِغَیْرٍ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتانا وَاثْما مُبینا
کسانى که مردان و زنان با ایمان را براى عملى که نکرده اند بیازارند دروغى بزرگ و بزهى هویدا بر گردن خویش دارند [۱۴]
و رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : (هر که مؤمنى را بیازارد مرا رنجانده و هر که مرا برنجاند خدا را رنجانده ، و هر که خدا را برنجاند در تورات و انجیل و زبور و قرآن ملعون است). و در خبرى دیگر آمده : (لعنت خدا و فرشتگان و مردم بر او باد). و فرمود : المسلم من سلّم المسلمون من یده ولسانه مسلمان کسى است که مسلمانان از دست و زبانش ایمن باشند.
و فرمود : لا یحلّ للمسلم أن یشیر إلى أخیه بنظره تؤذیه
روا نیست که مسلمانى با نگاهى آزار دهنده به برادر مسلمان خود اشاره نماید.
و فرمود :آیا به شما خبر دهم که مؤمن کیست ؟ کسى که مؤمنان وى را بر جان و مال خویش امین بدانند. مى خواهید به شما بگویم که مسلمان کیست ؟ کسى که مسلمان از دست و زبان او ایمن باشند. براى مؤمن حرام است که بر مؤمن ظلم یا خوارى یا غیبت روا دارد یا او را رد و طرد کند.
امام صادق علیه السّلام فرمود : قال اللّه عزّ وجلّ : لیأذن بحرب منّى من آذى عبدى المؤمن
خداى عز و جل مى فرماید : آن کس که بنده مؤمن مرا بیازارد به من اعلان جنگ مى دهد.
و فرمود : اذ کان یوم القیامه نادى مناد : أین المؤذون لاولیائى ؟ فیقوم قوم لیس على وجوههم لحم ، فیقال : هؤلاء الّذین آذوا المؤمنین ، ونصبوا لهم وعاندوهم وعنّفوهم فی دینهم . ثمّ یؤمر بهم إلى جهنّم
چون قیامت شود ، منادیى ندا کند : کجایند آزار کنندگان دوستان من ؟ پس عدّه اى که صورتشان گوشت ندارد برخیزند ، و گفته شود : این هایند آن کسانى که مؤمنان را آزردند ، و با آنان دشمنى کردند و عناد ورزیدند و با آنها درباره دینشان درشتى نمودند ، سپس فرمان رسد که آنان را به دوزخ برند.
و فرمود : قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله و سلّم : قال اللّه تبارک و تعالى : من أهان لی ولیّا فقد أرصد لمحاربتى
خداى تبارک و تعالى مى فرماید : هر که به یکى از دوستان من اهانت کند ، کمر محاربه با من بسته است.
و فرمود : خداى تبارک و تعالى مى فرماید : هر که دوستى از من را مورد اهانت قرار دهد به جنک با من کمین کرده ، و من به یارى دوستانم شتاب مى کنم.
و فرمود : قال رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله و سلّم : قال اللّه عزّ وجلّ : قد نابذنى من اذلّ عبدى المؤمن
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : خداى عز و جل مى فرماید : آن کس که بنده مؤمن مرا خوار کند با من به جنگ برخاسته.
و فرمود : من حقر مؤمنا مسکینا أو غیر مسکین ، لم یزل اللّه عزّ وجلّ حاقرا له ماقتا ، حتّى یرجع عن محقرته إیّاه
هر که مؤمنى را چه مستمند باشد یا غیر مستمند خوار شمارد ، خداى عز و جل همواره او را خوار و دشمن دارد تا از خوار شمردن وى باز گردد.
و در این معنى اخبار بسیار دیگرى نیز هست .
و هر که نسبت میان علت و معلول و ارتباط خاصّى را که میان خالق و مخلوق است بشناسد ، مى داند که ایذاء و اهانت بندگان در حقیقت به ایذاء و اهانت خداوند برمى گردد ، و همین امر در مذمّت آن کافى است . پس بر هر عاقلى واجب است که پیوسته متذکّر بدى و مذموم بودن ایذاء و تحقیر مسلمین و خوبى و پسندیده بودن ضد آن باشد ، و آنچه را که در رفع آزار و اذیّت آنان و گرامى داشتن ایشان رسیده است ـ چنانکه خواهد آمد ـ به خاطر داشته باشد ، و خود را از ارتکاب ایذاء و تحقیر آنها باز دارد تا موجب رسوائى در دنیا و عذاب آخرت نگردد.
خوددارى از آزردن مسلمانان
در فضیلت و فوائد اضداد آنچه ذکر شد ، یعنى خویشتن دارى از آزار مؤمنان و مسلمانان و اکرام و تعظیم ایشان ، شکّى نیست . و اخبارى که در ستایش دفع ضرر و خوددارى از آزار مردم رسیده بسیار است
مانند این سخن پیغمبر اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم : من ردّ عن قوم من المسلمین عادیه ماء أو نار وجبت له الجنّه
هر که تجاوز آب یا آتشى را از گروهى از مسلمانان بگرداند بهشت براى او واجب خواهد بود.
و در گفتارى دیگر فرمود : برترین مسلمان آنست که مسلمانان از زبان و دستش در امان باشند.
و در حدیثى طولانى در امر به فضائل فرمود :... اگر بر این کار توانائى ندارى مردم را از شرّ خود نگاه دار ، که این کار صدقه اى است از جانب تو.
و نیز سخن آن حضرت صلى اللّه علیه و آله و سلّم : مردى را دیدم که در بهشت در گردش بود به این سبب که درختى را که مزاحم مسلمانان بود از سر راه برداشته بود.
و فرمود :هر که از راه مسلمانان چیزى را که آنان را مى آزارد بردارد ، خداوند براى او حسنه اى مى نویسد که به سبب آن بهشت برایش واجب مى شود. و همچنین اخبارى که در مدح اکرام و تعظیم مؤمن وارد شده بسیار است .
امام صادق علیه السّلام فرمود :خداى سبحان مى فرماید: هر که بنده مؤمن مرا گرامى دارد از غضب من ایمن است.
و رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : من اکرم أخاه المسلم بکلمه یلطفه بها وفرّج عنه کربته ، لم یزل فی ظلّ اللّه الممدود ، علیه الرّحمه ما کان فی ذلک
هر که برادر مسلمانش را با سخن محبّت آمیزى گرامى دارد و اندوه و گرفتاریش را بر طرف کند ، تا زمانى که در این کار باشد همواره در سایه رحمت گسترده خدا خواهد بود.
و فرمود : ما فی أمّتى عبد ألطف أخاه فی اللّه بشیء من لطف الا اخدمه اللّه من خدم الجنّه
هیچ بنده اى از امّت من نیست که به برادرش لطفى کند مگر آنکه خداوند از خدمتکاران بهشت براى او قرار خواهد دارد.
و فرمود : أیّما مسلم خدم قوما من المسلمین الا أعطاه اللّه مثل عددهم خدّاما فی الجنّه
هر مسلمانى که جمعى از مسلمین را خدمت کند خداوند به شمار آنان خدمتگزاران در بهشت به او مى دهد.
و امام صادق علیه السّلام فرمود : من أخذ من وجه اخیه المؤمن قذاه کتب اللّه عزّ وجلّ له عشر حسنات ، ومن تبسّم فی وجه أخیه کانت له حسنه.
هر که خاشاکى از چهره برادر مؤمن خود برگیرد ، خداى عز و جل ده حسنه برایش مى نویسد ، و هر که به روى برادر مؤمن خود تبسّم کند براى او حسنه اى خواهد بود.
و فرمود : من قال لاخیه مرحبا کتب اللّه له مرحبا إلى یوم القیامه
هر که برادر مؤمن خود را مرحبا گوید خداوند تا روز قیامت براى او مرحبا مى نویسد.
و فرمود : من أتاه اخوه المسلم فاکرمه فإنّما اکرم اللّه عزّ وجلّ
هر که نزد برادر مسلمان خود آید و او را اکرام کند خداى عز و جل را اکرام کرده است.
و به اسحاق بن عمّار فرمود : أحسن یا اسحاق إلى اولیائى ما استطعت ، فما أحسن مؤمن إلى مؤمن ولا اعانه الا خمش وجه ابلیس وقرّح قلبه اى اسحاق با دوستان من هر قدر توانى نیکى کن ، که هیچ مؤمنى با مؤمنى احسان و اعانت نکرد مگر آنکه چهره ابلیس را خراشید و بر دلش زخم زد.
و شایسته است که بعضى از طبقات مردم را به زیادت تعظیم و اکرام اختصاص دهد ، مانند اهل علم و تقوا ، چنانکه در اخبار بر اکرام و احسان آنان تأکید شده است ، و همچنین سزاوار است که پیران و ریش سفیدان مسلمان بیشتر مورد اکرام و احترام قرار گیرند ، و در این باره اخبار بسیار وارد شده است .
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : من عرف فضل کبیر لسنّه فوقّره آمنه اللّه من فزع یوم القیامه
هر که برترى بزرگتر را به جهت زیادتى سنّ او بشناسد و او را احترام کند خداوند او را از ترس روز قیامت ایمن مى گرداند.
و فرمود : انّ من إجلال اللّه عزّ وجلّ اجلال الشّیخ الکبیر بزرگ شمردن پیر سالخورده ، تعظیم و بزرگ شمردن خداست.
و فرمود : لیس منّا من لم یوقّر کبیرنا ویرحم صغیرنا کسى که بزرگسال ما را احترام نکند و بر خردسال ما رحم نکند از ما نیست.
و اخبار به این مضمون بسیار است .
و همچنین سزاوار است که بزرگ یک قوم را به زیادتى اکرام و احترام مخصوص داشت ، به واسطه قول نبىّ اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم : إذا اتاکم کریم قوم فأکرموه هر گاه بزرگ قومى نزد شما آید او را اکرام کنید.
و همین طور شایسته است که ذریّه و سادات علوى را به زیادت اکرام و تعظیم اختصاص داد. رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : (شفاعت من براى کسى که ذرّیّه مرا به دست و زبان و مال کمک کند ثابت است). و نیز فرمود : چهار نفرند که شفاعت من در روز قیامت به آنها مى رسد : کسى که ذریّه مرا گرامى دارد ، و آن که حوائج ایشان را برآورد ، و کسى که در موقع اضطرار و درماندگیشان به دنبال انجام کارشان برود ، و آن که به دل و زبان ایشان را دوست دارد). و فرمود : (فرزندان مرا اکرام کنید ، و آداب مرا نیکو دارید.
و فرمود : (خوبان ذرّیّه مرا براى خدا و بدان ایشان را براى من اکرام کنید). و احادیث در فضیلت سادات و ثواب اکرام و اعانت ایشان بى شمار است .
و ضرر رساندن به مسلمان نزدیک است به معنى ایذاء ، و گاهى اخصّ از آن است . بنابراین آنچه بر ذم آن دلالت دارد بر ذم این نیز دلالت مى کند ، مانند این سخن نبىّ اکرم صلى اللّه علیه و آله و سلّم : خصلتان لیس فوقهما شیء من الشّرّ : الشّرک باللّه تعالى ، والضّرّ بعباد اللّه
دو خصلت است که بدتر از آن نیست : شرک به خداى تعالى ، و ضرر زدن به بندگان خدا. و همچنین ضد آن ، یعنى نفع رساندن به مسلمان نزدیک است به معنى ضدّ ایذاء و اخصّ از آن است . بنابراین آنچه بر مدح آن دلالت دارد بر مدح این نیز دلالت مى کند. و شکّى نیست که رساندن نفع به مؤمنان از صفات و افعال شریف است . و اخبار وارده در فضیلت آن بسیار است .
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : الخلق عیال اللّه ، فأحبّ الخلق إلى اللّه من نفع عیال اللّه وادخل على اهل بیته سرورا
خلق عیال خداوندند ، پس محبوبترین آنها نزد خدا کسى است که براى عیال خدا سودمند باشد و خانواده اش را شاد سازد.
و از آن حضرت صلى اللّه علیه و آله و سلّم سؤال شد : من أحبّ النّاس إلى اللّه ؟ قال : انفع النّاس للنّاس
محبوبترین مردم نزد خدا کیست ؟ فرمود : کسى که براى مردم سودمندتر باشد.
و فرمود : خصلتان من الخیر لیس فوقهما شیء من البرّ : الایمان باللّه ، والنّفع لعباد اللّه
دو خصلت است که نیکوتر از آن چیزى نیست : ایمان به خدا و سودمندى براى بندگان خدا.
پانویس
- ↑ الکافی ج ۲ ص ۲۳۳.
- ↑ مستدرک الوسائل ج ۹ ص ۹۹.
- ↑ الکافی ج ۲ ص ۳۵۰.
- ↑ الکافی ج ۲ ص ۳۵۱.
- ↑ مجموعه ورام ج ۱ ص ۹۸.
- ↑ الکافی ج ۲ ص ۳۵۱.
- ↑ سوره الاحزاب ۳۳ : آیات ۵۷ تا ۵۸.
- ↑ تفسیر نمونه ج ۱۷ ص ۴۲۲.
- ↑ کافى ج ۲ ص ۳۵۰.
- ↑ ترجمه تفسیر المیزان ج ۱۶ ص ۵۰۹.
- ↑ مطففین ۱۵.
- ↑ ترجمه تفسیر بیان السعاده ج ۱۱ ص ۴۹۹.
- ↑ علم اخلاق اسلامى ج ۳ ص ۲۸۶.
- ↑ احزاب ۵۸.







