فرهنگ مصادیق:برد و باخت
کتب مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مقالات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|---|
| ۱ | چرا قمار حرام است؟ |
| ۲ | احکام و مصادیق قمار |
| ۳ | احکام قمار و پیامدهای آن |
| ۴ | احکام قمار و پیامدهای آن و دلایل حرمت قمار |
| ۵ | چرا قمار در اسلام حرام است؟ پاسخ آیت الله مکارم را بخوانید |
موضوعات مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
چندرسانهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
مرتبطهای بوستان
| ردیف | عنوان |
|---|
نرمافزارهای مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پایگاههای اینترنتی مرتبط
| ردیف | عنوان |
|---|
پژوهشگر: فهیم مصطفیزاده، دانشجوی دكتری حقوق جزا و جرمشناسی و كارشناس مركز تحقیقات شورای نگهبان + نویسندگان مركز بررسیهای راهبردی.
ویرایش: حجت الاسلام دكتر مصطفی دانش پژوه + گروه ویراستاران مركز بررسیهای راهبردی.
محتویات
قمار
قمار بازی به عنوان فعالیتی منفی و غیرمولد، عامل بازدارندهای بر بكارگیری سرمایه در راستای تولید اقتصادی و اشتغال است، زیرا قماربازان با صرف سرمایههای فراوان در بازیهای خود به جای ایفای نقش در تولید سرمایه سالم در جامعه، نه تنها تندرستی خود را در معرض خطر قرار میدهند، بلكه سرمایههای خود را نیز در زمان بسیار كوتاهی به باد میدهند و موجب اختلال در نظام اقتصادی میگردند. افزون بر آن، قماربازی پیامدهای اجتماعی زیانباری در میان مردم نیز دارد، كه میتواند نشاط جامعه را به زوال و انحطاط بكشاند و خانوادهها را دچار فروپاشی نماید. از اینرو جهت مبارزه با این پدیده ضداقتصادی و ضداجتماعی، باید در متن نظام حقوقی با آن مبارزه نمود. در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با در نظرگرفتن حرمت شرعی قمار، قانونگذار نظام اسلامی را بر آن داشت تا ضمن طرح موضوع قمار در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در قوانین كیفری تجدیدنظر كند و با شدت با قماربازی به عنوان یكی از منابع فساد، مبارزه نماید و جامعه را از پیامدهای ویرانگرانه قمار كه جوامع شرقی و غربی گریبانگیر آن هستند، رهایی بخشد زیرا قمارباز گاه خانه و كاشانه و خانواده خود را هم با قماربازی بر باد میدهد و داراییها بدون كار و كوشش جا به جا میگردد. همچنین زمینهای برای رسیدن به اقتصادی متكی بر كار و فعالیت و پویایی فراهم گردد. یكی از دستاوردهای انقلاب اسلامی پس از پیروزی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، تعطیلی دهها قمارخانه و كازینو بود كه با دستان ناپاك درباریان شاه به ویژه اشرف پهلوی و دیگر طاغوتیان در تهران و شهرهای بزرگ برپا شده بود.
مفهوم
قمار واژهای عربی است كه ریشه آن قمر و مصدر ثلاثی مزید قامر است و به معنی برتری جویی بر یكدیگر است. در معنی دیگر چیزی است كه گاه كم میشود و گاه زیاد؛ مانند قمر (ماه) كه گاه ناقص است و گاه كامل. [۱] قمار و منگ بازی در اصطلاح به معناى هر گونه بازى همراه با شرط بندی و با ابزار قمار، به منظور برد و باخت و دریافت چیزی از بازنده، میباشد؛ مانند پوكر بازى [۲] كسی كه به قمار میپردازد را قمارباز یا منگ باز و عمل و شغل قمارباز را قماربازی و محلی را كه در آن قمار كنند، قمارخانه گویند. قمار در قرآن با واژه میسر آمده است و به قمارباز هم یاسر میگویند. [۳] قمار تنها به بازی با ابزارهای قمار رایج و عرفی گفته نمیشود، بلكه میتواند هر بازی همراه با برد و باخت و شرط بندی را هم شامل شود. از اینرو در اصطلاح حقوقی، قمار به شرطبندی میان دو یا چند نفر در یك بازی، گفته میشود. [۴]در اصطلاح فقهی، قمار به مطلق گرو گذاشتن در برابر عوض تعریف شده است. ([۵]
جایگاه اسلامی
قمار و شرط بندی در اسلام به جز در اسب سواری، تیراندازی و شنا، از جمله كارهای حرام به شمار میآید. در اسلام قمار را در ردیف میگساری و بت پرستی و از كارهای پلید، اهریمنی دانسته كه باید از آن دوری كرد. از نظر اسلام، این سرگرمی ناشایست، جزو گناهان كبیره است.برای روشن شدن مطلب از منابع چهارگانه فقه به دلایل حرام بودن اشاره میشود: (الف)- عقل: از نظر عقلى، هر كاری كه باعث فشار به اعصاب و روان و تنش گردد، كینه و دشمنى پدید آورد، پیامدهاى اقتصادى و اجتماعى و اخلاقى زیانبارى به دنبال داشته باشد، جایز نیست. (ب)- اجماع: علماى شیعه و سنى بر حرام بودن قمار اجماع دارند و هیچ كدام قماربازی را روا ندانستهاند. [۶] از نظر آنان حتى آموزش قمار، ساختن ابزار قمار و خرید و فروش آن نیز حرام است، [۷] (ج)-كتاب: قرآن مجید آشكارا بر حرام بودن قمار تأكید كرده است، كه از جمله میتوان به این آیهها اشاره كرد: «یسئلونك عن الخمر والمیسر قل فیهما اثم كبیر ومنافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما» [۸]؛ از تو دربارهٔ میگساری و قماربازی مى پرسند، بگو: در آنها، گناهى بزرگ و سودمندی براى مردم وجود دارد؛ ولی گناه شان از سودشان بیشتر است. «یا ایها الذین آمنوا انّما الخمر و المیسر والانصاب و الازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون»[۹]؛ اى كسانى كه به اسلام گرویدهاید، بی گمان شراب و قمار و بتها و تیرهاى قرعه، پلید هستند و كار شیطان; پس از آنها دورى كنید تا شاید رستگار شوید. این آیه، رستگاری را در گرو پرهیز از قمار و میگساری دانسته است. آن گاه در آیه بعد به گوشه اى از حكمت حرام بودن آن دو كار ناپسندیده پرداخته و مى فرماید: بی گمان شیطان مى خواهد از راه میگساری و قماربازی، در میان شما دشمنى و كینه توزی پدید آورد و شما را از یاد خدا و برپایی نماز باز دارد، [۱۰] (د)- سنت: به گفته علامه محمد حسین طباطبایى(ره)، روایات شیعه و سنى دربارهٔ حرام بودن قمار به اندازهای فراوان است كه از شمارش بیرون است.[۱۱]
آنچه اهمیت و توجه به قمار را در اسلام نشان میدهد حرام بودن این موارد است: ۱- بازی با ابزار قمار، ۲- نگهداری ابزار قمار، ۳- خرید و فروش ابزار قمار، ۴- ساخت ابزار قمار، ۵- هر گونه درآمد ناشی از بازی، نگهداری، داد و ستد و ساخت ابزار قماربازی ۵- باطل بودن شهادت انسان قمارباز.
قماربازی بنابر نظر همه فقیهان، حرام است و حتی اگر قصد برد و باخت هم نباشد باز هم حرام است. پایداری این حكم دربارهٔ نوعی قمار، تا زمانی است كه ابزار آن نوع از قمار، هنوز به عنوان یكی از ابزارهای قماربازی از نظر عرف شناخته شود. پس تا زمانی كه به این عنوان شناخته شود، حكم آن حرام بودن است و به عكس. برای نمونه در گذشته شطرنج به عنوان ابزار قمار شناخته میشد، اما شطرنج امروزه در سطح جهان ابزار قمار، به شمار نمیآید، بلكه نوعی بازی فكری شناخته میشود. بر این پایه شطرنج از نظر موضوع حكم شرعی تغییر یافته است. یعنی از ابزار قمار بودن و بر سر آن شرط بندی كردن، خارج شده و به دنبال آن حكمش نیز دگرگون شده است. در اسلام كیفیت بازی یعنی قصد برگزاری آن، اگر هم با ابزار قمار نباشد، مهم است. از اینرو در رابطه با ابزار قمار و قصد بازی در اسلام چهار حالت متصور است كه فقیهان نسبت به آن حكم اسلام را استنباط نمودهاند: (الف) - بازی با ابزار قمار همراه با شرط بندی و برد و باخت: در اینصورت حكم بر حرام بودن است، (ب)- بازی با ابزار قمار، ولی بدون شرط بندی و برد و باخت: در این صورت بر پایه فقه شیعه حكم بر حرام بودن است، (ج) - بازی با ابزار غیر قمار، ولی همراه با شرط بندی و برد و باخت: در این صورت براساس فقه شیعه حكم بر حرام بودن است، زیرا شرط بندی در هر بازی و هر كاری حرام دانسته، مانند بازی فوتبال كه فی نفسه حرام نیست؛ اما اگر با شرط بندی و برد و باخت مالی همراه باشد قمار شمرده شده و حرام میگردد، شرط بندی در هر گونه بازی به جز تیراندازی، اسب سواری و شنا حرام است، د- بازی با ابزار غیر قمار و بدون شرط بندی و برد و باخت: در این صورت بازی جایز است و هیچ منعی بر انجام آن نیست.[۱۲]
اسلام نگهداری و ساخت ابزار قمار را هم حرام كرده است. [۱۳] همچنین درآمد و مزدی كه از ساخت و خرید و فروش ابزار قمار و قماربازی بدست آید، حرام است. [۱۴] شهادت قمارباز نیز در دادگاه پذیرفته نیست. [۱۵] اسلام همان گونه كه خوردن یك قطره شراب را حرام كرده است تا بهانهای به دست میگساران نیفتد كه شراب را قطره قطره بیاشامند، قماربازى را هم در صورتى كه برد و باخت در آن شرط شده باشد، به طور كلى حرام دانسته و حتى نشستن در مجلس شراب و قمار را نیز جایز نمى شمارد. همچنین پولى كه از این راه به دست آمده باشد، تصرف در مال دیگری بشمار میآید و حرام مى باشد و هرگونه داد و ستد با این پول، باطل است. ضمن اینكه هر گونه تصرف در كالایى كه از پول قمار خریدارى شده، جایز نمى باشد؛ چنانچه تصرف در بهاى آن نیز نارواست. [۱۶]
جایگاه قانونی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با توجه به نامشروع بودن پدیده قمار، در اصل چهل و نهم قانون اساسی، دولت را مكلف نموده است كه ثروتهای ناشی از قمار را گرفته و به صاحب حق رد كند و در صورت معلوم نبودن صاحب حق، به بیتالمال بدهد. قانونگذار عادینیز در مادة ۶۵۴ قانون مدنی، قماربازی و گروبندی را باطل و دادخواست مربوط به آن را ناشنودنی دانسته و در راستای پیكار با این پدیدة نامشروع، در قانون مجازات اسلامی برای مرتكبان قماربازی و كارهای وابسته با آن كیفردر نظر گرفته است. در مادة ۷۰۵ قانون مجازات اسلامی، قماربازی و یا تجاهر به آن را جرمو مرتكبان را سزاوار زندان و تازیانه دانسته است؛ همچنین خرید یا جا به جایی یا نگهداری ابزار ویژه قماربازی(ماده ۷۰۶)، در اختیار قراردادن و فروش و یا در معرض فروش گذاشتن یا ساختن ابزار قماربازی (مادة۷۰۷)، و برپایی قمارخانه و فراخواندن به قماربازی (مادة ۷۰۸) را سزاوار زندان و تازیانه شناخته است. بر پایه مادة ۷۰۹ قانون مجازات اسلامی نیز همه ابزارهای قماربازی نابود میشود و پولهای قمارباز نیز به عنوان جریمه گرفته میشود؛ پذیرش افراد در قمارخانه و یا كمك در برپایی قمارخانه نیز بر پایه مادة ۷۱۰قانون مجازات اسلامی، همكاری در بزه بشمار میآید و كیفر مباشر در جرم را دارد. در مادة (۷۱۱) قانون مجازات اسلامی هم خودداری مأموران از گزارش وجود قمارخانه و یا گزارش خلاف واقع جرم و سزاوار كیفر شناخته شده است.
قمار و دیدگاه بزرگان
امام خمینی (ره) رهبر كبیر انقلاب اسلامی، در پاسخ به استفتاء دربارهٔ بازی شطرنج نكاتی را یادآور شدند كه بسیاری از دشواریهای پیرامون قمار را روشن میساخت. ایشان میفرمایند: «بازی با آلات قمار مطلقا حرام است.البته این حكم تا وقتی است كه شطرنج جزء آلات قمار باشد، ولی چنانچه از آلت قمار بودن خارج شود، بازی با آن بدون برد و باخت مانع ندارد و تا وقتی كه احراز نشود كه آلت قمار نیست نباید بازی نمود.»
ایشان در پاسخ به استفتاء انجام شده دربارهٔ شطرنج، این ورزش فكرى را، كه در جوامع امروزی فاقد جنبه قمارگونه است، آزاد اعلام نمودند و میفرمایند: «بر فرض مذكور، اگر برد و باختى در بین نباشد، اشكالى ندارد.» [۱۷]
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی آیت الله سید علی خامنهای، در جایگاه مرجعیت دینی در پاسخ به استفتایی دربارهٔ قمار و بازی با ابزارهای قمار و به ویژه جایگاه عرف، میفرمایند: «بازی با ابزاری كه عرفا از آلات قمار محسوب میشود، به طور مطلق حرام است و جایز نیست انسان با اختیار در مجلس قمار یا بازی با آلات قمار شركت كند.» در ادامه میفرمایند: «بازی با هر چیزی كه مكلف تشخیص دهد از آلات قمار است و یا در آن شرط بندی شود، به هیچ وجه جایز نیست. و بازی با هر وسیلهای كه جزو آلات قمار به حساب نیاید، بدون شرط بندی، اشكال ندارد.» [۱۸]
قمار و اصلهای قانون اساسی
در اصل چهل و نهم قانون اساسی آمده است: دولت موظف است ثروتهای ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، سوءاستفاده از موقوفات، سوءاستفاده از مقاطعه كاریها و معاملات دولتی، فروش زمینهای موات و مباحات اصلی، دایركردن اماكن فساد و دیگر موارد غیرمشروع را گرفته و به صاحب حق رد كند و در صورت معلوم نبودن او به بیت المال بدهد این حكم باید با رسیدگی و تحقیق و ثبوت شرعی به وسیله دولت اجرا شود.
پا نویس
- ↑ (ابن منظور، ج 5، ص 113)
- ↑ (معین، ج 2، ص 1656).
- ↑ (مائده، 90)
- ↑ (جعفری لنگرودی، ص 551).
- ↑ شیخ انصاری، ج 1، صص 47 - 49).
- ↑ (خویی، ج 1، ص 368).
- ↑ (حسینیعاملی، ج2، ص 56).
- ↑ (بقره، 219).
- ↑ (مائده، 90).
- ↑ (مائده/91).
- ↑ (طباطبایی، ج 6، ص 137).
- ↑ (شریعتی سبزواری، ص 136).
- ↑ (حلبی، ص 281؛ ابن ادریس، ج 2، ص 215).
- ↑ (انصاری، ج 1، ص 123؛ ابن براج، ج 1، ص 244؛ ابن زهره، ص 399).
- ↑ (شیخ مفید، ص 736؛ شیخ طوسی، ج 8، ص 222؛ ابن سعید، ص 539).
- ↑ (شریعتی سبزواری، ص 136).
- ↑ (صحیفه امام، ج 21، ص 129).
- ↑ (اجوبه الاستفتائات، ص 265).







