فرهنگ مصادیق:درباب تبرج

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۷ توسط User16 (نظرات | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «<div class="head1"> درباب تبرج </div> از جمله مسائلى که در حوزه مربوط به امور زنان، مورد...» ایجاد کرد)

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به: ناوبری، جستجو
درباب تبرج

از جمله مسائلى که در حوزه مربوط به امور زنان، مورد توجه و تاکید دین اسلام قرار دارد، مسئله “پوشش و حجاب بانوان” است.اسلام به عنوان دینى جامع و کامل، احکام و ارزشهایى را متناسب با بینش خود، بر رفتار و آداب فردى و اجتماعى زنان، از جمله حجاب و پوشش آنها، حاکم کرده است.یکى از شرایطى که دین اسلام براى حضور زنان در اجتماع تعیین نموده، پرهیز از “تزیین و تبرج” است.چندى پیش حضرت آیت الله صانعى در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی، به بیان دیدگاه خویش درباره پوشش زنان و نوع حجاب آنها، پرداخته است.[۱].در بخشى از سخنان معظم له چنین آمده است: “در مورد پوشش زن، اسلام تنها به بیان برخى قواعد و اصول اکتفا کرده است، مانند آنکه زن باید اولا: پوششى داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نماید و به تعبیر شهید مطهرى باعث مصونیت او شود.ثانیا: اجتماع نیز از فساد و تباهى مصون بماند که به نظر اینجانب، براى مرد نیز همین پوشش و به همین دلیل، لازم است.ثالثا: شخصیت و کرامت و حرمت زن حفظ شود که اگر دیده باشید افراد متشخص با هر فرهنگ و مذهبى و لو آنکه از لحاظ دینی، خود را آزاد مى دانند، اما به دلیل آنکه براى خود شخصیت قائلند، با هر پوششى در اجتماع ظاهر نمى شوند، اما در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه مى خواهند بپوشند و اسلام هیچ دخالتى در این بحث نکرده و به عرف جامعه و تشخیص مردم واگذار کرده است”.ایشان همچنین در مورد “معناى تبرج” و اینکه “آیا به پا کردن چکمه در زمستان براى زنان، در حکم تبرج است یا خیر؟” چنین فرمودند: “(به پا کردن چکمه).چه مانعى دارد؟ در زمستان چکمه مى پوشند دیگر.در تابستان هم کلاه هایى سرشان مى گذارند، براى اینکه در آفتاب اذیت نشوند.چه اشکال دارد؟ تبرج اصلا این حرف ها نیست.تبرج آرایشى است که ممکن است زنى بکند و نعوذ بالله بخواهد روسپى گرى کند”.اینک چند نکته:

1.واژه شناسى “تبرج”

پیش از داورى در خصوص صحت یا عدم صحت “معناى تبرج” از دیدگاه آیت الله صانعی، لازم است معناى لغوى این واژه مورد بررسى قرار گیرد.
ابن منظور در لسان العرب مى نویسد: “التبرج: اظهار الزینه و ما یستدعى به شهوه الرجل؛ تبرج یعنی: آشکار نمودن زینت و هر چیزى که شهوت مرد را برانگیزد”.[۲].
خلیل بن احمد فراهیدى مى گوید: “هنگامى که زن زیبایى گردن و صورت خویش را آشکار سازد، گفته مى شود: تبرجت”.[۳].
ابن درید نیز، مى گوید: “زمانى که زن، زیبایى هاى خویش را آشکار سازد، گفته مى شود: تبرجت المراه”.[۴]
جوهرى در صحاح اللغه، آورده است: “التبرج: اظهار المراه زینتها و محاسنها للرجال”[۵].، یعنى تبرج عبارت است از: آشکار نمودن زینت و زیبا یى ها از سوى زن، براى مردان.نظیر این معنا در تاج العروس نیز آمده است.زبیدى در تاج العروس مى گوید: “تبرجت المراه تبرجا: اظهرت زینتها و محاسنها للرجال”.[۶].
ابن فارس مى نویسد: “تبرج از ریشه برج است که به معناى آشکار کردن زیبایى هاى زن توسط اوست”.[۷].
با توجه به معناى لغوى واژه “تبرج”، آنچه که در سخنان آیت الله صانعى در مورد معناى تبرج آمده است، صحیح و توجیه پذیر به نظر نمى رسد، چراکه ایشان تبرج را با “روسپى گری” مرتبط دانسته و فرموده اند: “تبرج آرایشى است که ممکن است زنى بکند و نعوذبالله بخواهد روسپى گرى کند”، و حال آنکه در هیچ منبع لغوى (همانگونه که اشاره شد).، معناى واژه تبرج همراه با “روسپى گری” ذکر نشده است.

2.نهى از “تبرج” و خودآرایى در اجتماع

یکى از ویژگى هاى مهم زنان، میل به تبرج و خودنمایى است که به صورت غریزى و طبیعى در آنان وجود دارد.غریزه خودنمایى و خودآرایى مانند سایر غرایز آدمی، نیازمند قانونمندى و کنترل است؛ یعنى باید از افراط و تفریط در آن پرهیز شود، چراکه عدم کنترل این غریزه، چه از جانب افراط و چه از جانب تفریط، هم براى زن زیانبخش است و سلامتى او را به خطر مى اندازد و هم در ایجاد زمینه هاى ناهنجارى در جامعه، تاثیر گذار خواهد بود.از این رو دین اسلام، در کنار توصیه زنان به خودآرایى (در محیط خانه و براى همسر).، به منظور پاک ماندن محیط اجتماعى و حفظ امنیت و کرامت انسانى زنان، به حجاب و پوشاندن زینت ها و زیبایى ها و عدم تبرج و جلوه گرى در مقابل نامحرمان نیز، دستور داده است.
دستور الهى در مورد پرهیز از خودآرایى و خودنمایى بانوان در برابر مردان نامحرم، با تعابیر مختلفى در قرآن کریم آمده است، که بدان اشاره مى نماییم.
خداوند در سوره مبارکه احزاب (آیات 32 و 33).مى فرماید: “یا نساء النبى لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض و قلن قولا معروفا * و قرن فى بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی”.
در مورد این آیه شریفه، توجه به چند نکته لازم است: 1.در آغاز آیه، خداوند با خطاب به زنان پیامبر (ص).بیان مى کند که زنان پیامبر اگر تقوا پیشه کنند، مقامشان از دیگر زنان بالاتر است و به دلیل همسرى پیامبر، رعایت تقوا براى آنها مهم تر، ضرورى تر و اثرگذارتر است.سپس به یکى از مصادیق تقوا اشاره نموده و به زنان پیامبر فرمان داده که از خضوع و نرمى در سخن گفتن با نامحرم خوددارى کنند؛ چراکه چنین حالتى در گفتار، طمع بیماردلان را برمى انگیزد و زمینه گناه را فراهم مى کند.علامه طباطبایى ذیل آیه “فلا تخضعن بالقول...” مى نویسد: “خضوع در کلام به معناى آن است که در برابر مردان، آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند، تا دل او را دچار ریبه و خیال هاى شیطانى نموده، شهوتش را برانگیزانند، و در نتیجه آن مردى که در دل بیمار است به طمع بیفتد”.[۸].

2.خداوند با مخاطب قرار دادن زنان پیامبر مى فرماید: “و قرن فى بیوتکن...در خانه هایتان قرار و آرام گیرید (و بى حاجت و ضرورت از منزل بیرون نروید).و مانند دوره جاهلیت پیشین، تبرج و خودآرایى مکنید”.منظور از “قرن فى بیوتکن...”، نهى از زینت و آراستگى و عدم جواز خروج زنان از خانه و حضور در اجتماع، “به طور مطلق” نیست، بلکه حضور در محافل اجتماعى همراه با جلوه گرى و تبرج و نمایش دادن جاذبه هاى زنانه در میان مردم که عامل تضعیف و سقوط ارزش هاى الهى و انسانى است، ممنوع شده است.به تعبیر استاد مرتضى مطهری: “تاریخ اسلام به صراحت گواه است که پیامبر زنان خود را به سفر مى بردند و آنان را از بیرون رفتن از خانه، منع نمى فرمودند.منظور از این دستور “قرن فى بیوتکن...” آن است که زن به منظور خودنمایى از خانه بیرون نشود و مخصوصا در مورد زنان پیامبر این وظیفه سنگین تر و موکدتر است”.[۹].

3.هر چند در این آیه شریفه، زنان پیامبر مورد خطاب الهى قرار دارند، لکن دستور و حکم این آیه عمومیت دارد و شامل تمام زنان مسلمان مى شود؛ چنانکه علامه طباطبایى مى فرماید: “این امور بین همسران پیامبر و سایر زنان مشترک است و جمله “لستن کاحد من النساء؛ شما مثل سایر زنان نیستید”، تاکیدى است براى همسران پیامبر”.[۱۰].در تفسیر اطیب البیان نیز آمده است: “ این آیه شریفه خطاب به زنان پیامبر است، ولى تکلیف تمام زنهاست”[۱۱].

4.با توجه به آیه مورد بحث، خوددارى زنان از تبرج و جلوه گرى در مواجهه با مردان نامحرم و نیز پرهیز از سخن گفتن به شیوه تحریک آمیز و با ناز و عشوه، از شاخصه هاى مهم حجاب اسلامى است.بنا به فرمایش استاد مطهری: “پوشش و حجاب زن در اسلام، این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمایى نپردازد”.[۱۲].بنابراین مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششى است که علاوه بر رعایت حدود شرعى پوشش در آن (تمام بدن به استثناء صورت و دو دست از مچ به پایین).با خودنمایى و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد.مطابق این بیان، حجاب امرى نیست که صرفا به موضوع پوشش مرتبط باشد، بلکه امرى رفتارى نیز هست.با روشن شدن مفهوم حجاب از دیدگاه اسلام، مى توان گفت، بدحجاب یا بى حجاب کسى نیست که حد واجب حجاب شرعى را رعایت نمى کند، بلکه ممکن است کسى این حدود را کاملا رعایت کند، ولى در عین حال وضع ظاهرش، نوع رفتارش با مردان، نوع سخن گفتنش، نوع راه رفتنش، حتى نوع نگاهش به افراد و اطرافش، و در یک کلام، نوع رفتار ارتباطى او در اجتماع، به گونه اى باشد که توجه نامحرمان را به خود جلب نماید.[۱۳].
با توجه به مطالب فوق، دو اشکال در سخنان آیت الله صانعى به چشم مى خورد:

اولا: آیت الله صانعى به طور مطلق قائل به آزادى افراد در انتخاب نوع و شکل پوشش خود هستند، چنانکه مى فرمایند: “در خصوص نوع و شکل پوشش، افراد آزادند که هر چه مى خواهند بپوشند و اسلام هیچ دخالتى در این بحث نکرده”؛ و حال آنکه به مقتضاى مفاد آیه مورد بحث، آزادى افراد در انتخاب نوع و شکل پوشش، مشروط به عدم تبرج و خودنمایى است.بنابر این هر پوششى که موجب خودنمایى و جلب توجه نامحرمان شود، از مصادیق تبرج بوده و انتخاب آن از سوى افراد، مستلزم ارتکاب منهى عنه است.بدیهى است پوشیدن لباس هاى تنگ و چسبان و یا نازک و بدن نما که موجب جلب انظار دیگران و خودنمایى مى شود، به حکم این آیه شریفه، ممنوع است.

ثانیا: معنایى که معظم له در مورد واژه “تبرج” بیان نموده اند (خودآرایى به قصد روسپى گری).با خطاب موجود در آیه مورد بحث، ناسازگار است.چرا که از یکسو، قواعد عرفى و عقلایى محاوره مقتضى این است که متکلم، مخاطب را از کارى نهى کند که یا مشغول به انجام آن است و یا نشانه هاى علاقه مندى به انجام آن کار را در او مى بیند، و گرنه نهى متکلم موجه نخواهد بود.از طرف دیگر (همانگونه که اشاره شد).آیه شریفه “لا تبرجن تبرج الجاهلیه الاولی” خطاب به همسران پیامبر است.با این وصف اگر معناى تبرج همان “خودآرایى به قصد روسپى گری” باشد، با توجه به منتفى بودن چنین قصدى در زنان پیامبر، نهى خداوند موجه نخواهد بود.[۱۴].
دین اسلام به عنوان دینى جامع و کامل، احکام و ارزش هایى حقیقى را بر رفتار و آداب فردى و اجتماعى زنان، از جمله حجاب و پوشش آنها، حاکم کرده است.یکى از شرایطى که دین اسلام براى حضور زنان در اجتماع تعیین نموده، پرهیز از “تزیین و تبرج” است.درفرازهاى قبلى نوشتار، به یکى از آیات قرآن کریم در خصوص پرهیز از خودآرایى و خودنمایى زنان در مواجهه با نامحرمان، اشاره کردیم.در اینجا نیز به بررسى یکى دیگر از آیات قرآن کریم در این باره مى پردازیم.
خداوند در سوره مبارکه نور (آیه 31).مى فرماید: “و قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن على جیوبهن ...و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن؛ به زنان با ایمان بگو چشم هاى خود را از نگاه به اجنبى فرو پوشند و دامان خویش را (از آلودگی).پاک نگه دارند و زینت و جمال خود را جز آنچه که بطور طبیعى نمایان است، از نامحرمان بپوشانند و روسرى خویش را بر روى سینه ها افکنند (تا گردن و سینه ها با آن پوشانیده شود).و هنگام راه رفتن، پاهاى خود را بر زمین نکوبند تا زینت هاى پنهانى شان معلوم شود”.
در مورد آیه شریفه فوق، توجه به چند نکته ضرورى است:

1.پیرامون معنا و مراد از “زینت” در آیه 31 سوره نور، فقهاء و مفسران، آراء مختلفى ارائه نموده اند.مطابق نظر علامه طباطبایی، مراد از زینت، “مواضع زینت” است[۱۵].که در این صورت لازمه پوشاندن زینت، پوشاندن بدن و لازمه آشکار کردن آن، آشکار نمودن بدن است.ابن منظور در لسان العرب مى گوید: “الزینه: اسم جامع لما تزین به”؛ یعنى کلمه “زینت”، اسم جامعى است براى هر آنچه که با آن زیبایى حاصل شود (چه زیبایى طبیعى و چه آلات و وسایل زیباسازی[۱۶].مطابق این معنا، هنگامى که در آیه شریفه مورد بحث، عبارت “زینتهن: زینت زنان” ذکر شده، هم زیبایى هاى طبیعى آنها را شامل مى شود؛ مثل: چهره، مو و اندام ها؛ و هم انواع زیورهاى مصنوعى آنان را مثل گردنبند، دست بند و مانند آن.

2.بنا بر قول مشهور میان مفسران، با جمله استثنائیه “الا ما ظهر منها”، تنها وجه (صورت).و کفین (دو دست از مچ به پایین).، از لزوم پوشش استثناء شده و در غیر از این مورد، پوشش تمام بدن براى زنان، لازم و ضرورى است.

3.تعبیر “لا یبدین زینتهن” به معناى آشکار نکردن زینت ها و زیبایى هاست، که تعبیر دیگر قرآنى آن، عدم تبرج است.نهى موجود در این آیه، ظهور در حرمت دارد؛ بدین معنا که آشکار کردن زینت ها از سوى زنان به استثناى وجه و کفین، حرام است.

4.در فراز انتهایى آیه مى فرماید: “و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن؛ و مبادا پاى خویش را به زمین بکوبند تا آنچه از زینتشان که پنهان است ظاهر شود”.زنان عرب معمولا خلخال به پا مى کردند و گاه براى آنکه بفهمانند که زینتى قیمتى به پا دارند، پاى خود را محکم به زمین مى کوبیدند.در این بخش از آیه، خداوند زنان را از این عمل، نهى مى کند.ذکر علت تحریم این شیوه راه رفتن در فراز آخر آیه یعنى “لیعلم ما یخفین من زینتهن”، نشان دهنده آن است که ملاک حرمت و ممنوع شدن، راه رفتن و به طور کلی، رفتارى است که موجب تبرج و جلب نگاه نامحرمان شود و زمینه مزاحمت و یا فساد را فراهم آورد.از این قسمت آیه، یک قاعده کلى در مورد حجاب و پوشش بانوان استنباط مى شود و آن اینکه، پوشش و شیوه رفتار بانوان در سطح جامعه باید به گونه اى باشد که باعث تحریک شهوات جنسى نگردد.بنا بر این، مى توان امروزه هر آنچه عرضه و خودنمایى زن در مقابل نامحرمان تلقى شده، تهییج و تحریک مردان را به دنبال داشته باشد، مانند استعمال عطرهاى تند، آرایش چهره، پوشیدن لباسهاى تنگ، کوتاه، نازک و بدن نما با رنگ هاى تند و جذاب در محیط جامعه، ممنوع دانست.
با توجه به مطالب یاد شده، نادرستى این نظر که “اسلام هیچ دخالتى در خصوص نوع و شکل پوشش نکرده است”، روشن مى شود؛ چراکه به حکم آیه “لا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها” و با توجه به معناى کلمه زینت، نوع و شکل پوشش زنان باید به گونه اى باشد که عنوان ابداء زینت (در غیر مورد مجاز).بر آن صدق نکند.بنا بر این معلوم مى شود که دین اسلام، در خصوص نوع و شکل پوشش بانوان نیز به تشریع پرداخته است، نه آنکه هیچ دخالتى نکرده باشد.موید این سخن، روایتى است از امیرمومنان على (ع:).“شما را به پوشش لباس ضخیم توصیه مى کنم، چرا که هر کس لباسش نازک باشد، دینش نازک است”.[۱۷].روشن است که در این روایت سخن از نوع و شکل پوشش است.
آیت الله صانعى با بیان اینکه “اسلام تنها به برخى قواعد و اصول اکتفا کرده است مانند آنکه زن باید اولا پوششى داشته باشد که او را از نگاه آلوده حفظ نماید ...ثانیا اجتماع نیز از فساد و تباهى مصون بماند ...ثالثا شخصیت و کرامت و حرمت زن حفظ شود”، دچار مشکله تخصیص اکثر در بیان عام بعدى خود شده اند، آنجا که مى فرمایند: “اما در خصوص نوع و شکل پوشش افراد آزادند که هر چه مى خواهند بپوشند”.زیرا این اصل که پوشش زن باید موجب فساد جامعه نشود، مستلزم آن خواهد بود که پوشش، موجب جلب توجه و انگیختن شهوت مردان نشود و همین اصل عام، آن قدر نوع لباس، شکل و رنگ آن و امورى از این دست را تحت تاثیر قرار مى دهد که دیگر نمى توان به اطلاق گفت زنان در خصوص نوع و شکل پوشش آزادند، زیرا بیشتر مصادیق از تحت این اطلاق خارج هستند.
بلى با توجه به معناى واژه “زینت” که گذشت مى توان گفت پوشیدن چکمه هاى خاص، بر خلاف عقیده آیت الله صانعى که آن را از مصادیق تبرج نمى دانند، چون باعث نمایان شدن حجم پاى زنان و غالبا جلب توجه نامحرمان مى شود، از مصادیق تبرج و منهى عنه است.پوشیدن چکمه هاى به اصطلاح ساق بلند که روى شلوار پوشیده مى شوند و غالبا به عنوان تزیین و خودآرایى و نه به منظور محافظت از سرما و برف، مورد استفاده قرار مى گیرند، علاوه بر آنکه موجب نمایاندن حجم پاى زنان مى شود، معمولا با نقش و نگار هاى برجسته و جالب توجه با رنگ هاى تند و جذاب و زیورآلاتى (همچون نگین، زنجیرهاى تزیینى و ...).همراه است و از این جهت قطعا مشمول نهى آیه شریفه قرار دارد.


پانویس

  1. 1387/2/1، متن مصاحبه تا اواسط اردیبهشت ماه، در پایگاه اطلاع رسانى دفتر حضرت آیت الله صانعى نیز قابل دسترسى بود.
  2. ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، موسسه اعلمی، بیروت، 1426ه-.ج، 1، ص 256.
  3. فراهیدی، خلیل بن احمد، العین، تحقیق دکتر مهدى المخزومی، اسوه، تهران، 1414ه-.ج، 1، ص 146.
  4. ابن درید، محمد، جمهره اللغه، طبع حیدرآباد، ج1، ص 208.
  5. الجوهری، اسماعیل، صحاح اللغه، دارالعلم، بیروت، ج1، ص 299.
  6. زبیدی، تاج العروس، ج2، ص 7.
  7. ابن فارس، احمد، المقاییس، تهران، ج1، ص 234.
  8. ترجمه تفسیرالمیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج16، ص 461.
  9. مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1385، ص 498.
  10. همان.
  11. طیب، سیدعبدالحسین، اطیب البیان فى تفسیرالقرآن، تهران، انتشارات اسلام، 1378، (چاپ دوم).، ج10، ص 499.
  12. مسئله حجاب، انتشارات صدرا، تهران، 1385، ص 431.
  13. صفار دستگردی، مهدی، بدحجابى در نگرشى جامعه شناختی، فصلنامه کتاب زنان، شماره 22.
  14. ابوالقاسم علیدوست، نقدى بر مصاحبه اخیر آیت الله صانعی، خیرگزارى فارس.
  15. ترجمه تفسیرالمیزان، دفتر انتشارات اسلامی، ج15، ص 156.
  16. ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، موسسه اعلمی، بیروت، 1426ه-.1437.
  17. حر عاملی، وسائل الشیعه، قم، انتشارات موسسه آل بیت، 1409 ق، ج 4، ص 389.
منبع: سایت باشگاه اندیشه تاریخ برداشت : 94/10/13