فرهنگ مصادیق:سلاح کشتار جمعی از دیدگاه اسلام
محتویات
چکیده
اسلام دین صلح و امنیت، و پیامبر او برای تمام جهانیان رحمت است. از این رو، تولید و بکارگیری سلاحهای کشتار جمعی از دیدگاه اسلام، نه تنها توصیه نمیشود، ممنوع و حرام شرعی است؛ زیرا از لحاظ ایجاد هراس و وحشت، به مثابه تروریسم هستهای، اقدام خشونت بار و مخل امنیت عمومی در سطح بین المللی، و از مصادیق منکر است؛ همچنین با اصول تفکیک و منع از کشتار غیررزمندگان و غیرنظامیها و مردم بی دفاع، مصونیت پیران، کودکان، زنان، دیوانگان و رعایت قواعد بشردوستانه، اصل محدودیت در شیوه جنگ و همچنین با اهداف جهاد اسلامی که متبلور در دفاع و دعوت به توحید و گسترش آزادیهای دینی و رفع استبداد و مبارزه با سران فتنه میباشد، مغایر است. دکترین بازدارندگی نیز مجوزی برای کشتن انسانهای بی گناه و بی دفاع نیست، بلکه مقصود از آن، جلوگیری از تهدیدهای ستم پیشگان است.
کلید واژهها: سلاح کشتار جمعی، جهاد، اسلام، سلاح هستهای، امنیت، حقوق بشردوستانه اسلامی.
سیدابراهیم حسینی
مقدمه
با وجود آثار ویرانگر و وحشتناک به کارگیری سلاحهای هستهای و شیمیایی، که به انهدام حیات و کشتار جمعی منجر میشود، مسابقه تسلیحاتی و افزایش روزافزون تولید این سلاحها از سوی مدعیان حقوق بشر که در صدر اعلامیه جهان حقوق بشر از کرامت انسانی[۱] و حق بنیادین حیات همه آحاد بشریت سخن میگویند، [۲] تناقضی است که هر اندیشمند منصفی را دچار حیرت میکند. اینکه چه اهدافی آنان را به جای خلع سلاح هستهای و بیولوژیکی و غیرِ آن، به مسابقه تسلیحاتی سوق میدهد و آیا دکترین بازدارندگی در اینجا به ضد خود تبدیل میشود و آیا این اقدامات به توازن قدرت منتهی میشود یا توازن وحشت، حقایق مهم و مبهمی است که باید در جای خود بررسی شود.
هدف از نگارش این مقاله، بیان موضع جمهوری اسلامی ایران دربارهٔ مسئله تولید و استفاده از سلاح کشتار جمعی، مانند سلاح هستهای یا میکروبی و شیمیایی، بر اساس مبانی دینی است؛ اما به سه دلیل ترجیح داده شد که عنوان مقاله به «سلاح کشتار جمعی از دیدگاه اسلام» تغییر یابد:
الف) از آنجا که نظام جمهوری اسلامی، مبتنی بر اسلام است[۳] پس دیدگاه و موضع نظام جمهوری اسلامی ایران همان دیدگاه اسلام است.
ب) تبیین این مسئله که موضع نظام جمهوری اسلامی در این موضوع، یک موضع صرفاً سیاسی و یا وابسته به نگاه خاص رهبری یا دولت خاص و ادعای ظاهری و بدون پشتوانه نیست؛ بلکه یک موضع ناشی از عقیده دینی است که همین امر، مهمترین ضمانت اجرا را به این موضع سیاسی میبخشد.
ج) فراگیر بودن دیدگاه اسلام نسبت به همه کشورهای اسلامی، و اختصاص نداشتن به موضع سیاسی یک کشور؛ دیدگاه جمهوری اسلامی ایران دیدگاهی ممتاز و برجسته است؛ زیرا برگرفته از اندیشه ناب شیعی است که از عقلانیت، اعتدال و قوت منطقی خاصی برخوردار است. دقیقاً به همین دلیل نیز، پروژه ایران هراسی، تبلیغات سوء دشمنان است که نباید به آن وقعی نهاد. از سوی دیگر، اسلام دین صلح و رحمت است؛[۴] اما گاهی برخی از آموزههای آن مانند جهاد، خوب فهمیده نشده است و یا عملکرد نادرست برخی گروههای متحجر مانند وهابیون و طالبان یا اشکال دیگر با استفاده ابزاری از دین و آموزههای دین، اقداماتی کردهاند که زمینه ساز سوء تفاهم یا تبلیغات نادرست علیه اسلام شده است. از این رو، تبیین دیدگاه اسلام با تمرکز کانون بحث به فقه شیعه، اهمیت فراوان دارد.
ادعای ما این است که تولید و به کارگیری سلاحهای کشتار جمعی از دیدگاه اسلام، نه تنها توصیه نمیشود، محکوم، ممنوع و حرام شرعی است. البته تمام یا غالب ادله، ناظر به منع استفاده از سلاحهای کشتار جمعی است؛ اما روشن است که تولید سلاحی که به کارگیری آن حرام است و باعث تضییع بیت المال و بی اعتباری حکومت اسلامی و بدبینی به امت اسلامی می شود، مشمول همان ادله و احکام خواهد بود؛ اما ادله شواهد و مستندات فقهی و حقوقی ما در این نظریه امور ذیل است:
۱. امنیت از نیازهای اولیه زندگی اجتماعی: برخورداری از امنیت از نیازهای اولیه و از آرمانهای دیرین بشری است. کابوس وحشتناک ترس ناشی از تجاوز، ظلم و تهدید و ارعاب، همواره عامل ناگواری، رکود و ناامیدی انسان در زندگی جمعی بوده است. رهایی از این کابوس و احساس امنیت در برابر عواملی که آرامش زندگی و حقوق فرد و جامعه را به مخاطره میافکنده و زندگی و آزادی و آسایش انسان را مورد تهدید قرار میداده است، هم وظیفه نخستین و غیرقابل انکار همه حکومتها خواه دینی و خواه سکولار است و هم نیازمند تلاش جمعی همه ملّتها و یکایک ابناء بشر است؛ زیرا امنیت حالتی نیست که با فعالیت فردی و یا یک جانبه تحقق پذیرد؛ بلکه در این راه، همکاری افراد برای تأمین امنیت ملی و مشارکت همگانی در تأمین امنیت جهانی اجتناب ناپذیر است. غیر از تجاوز و ستمگری، تولید و تکثیر و مسابقه سلاحهای میکروبی و هستهای و ترور یا ایجاد رعب و وحشت از عوامل مهم تهدید کننده امنیت در سطح بین المللی است. از این رو، مقابله با همه عوامل سلب امنیت در هر شکل و قالبی که باشد ـ از جمله سلاحهای کشتار ـ مسئولیت همگانی است؛ زیرا اینکه بی شک همه عوامل تهدیدکننده امنیت از مصادیق (منکر) یعنی زشتی و پلیدی و ضدارزش است و مقابله با آن، مصداق نهی از منکر و زمینه تحقق (معروف) خواهد بود.
۲. به مثابه تروریسم هستهای: به نظر ما، استفاده از سلاحهای هستهای به لحاظ آن که ایجاد هراس و وحشت میکند، لااقل به لحاظ حکمی نوعی تروریسم است. برخی فقیهان شیعه با نزدیک دانستن معنای تروریسم با تهدید و ارعاب، معتقدند ترور عبارت است از: «هر نوع عملی که به منظور اهداف غیرانسانی و در جهت فساد، و متضمن به خطر افکندن امنیت و ایجاد زمینه تعرض و محدودیت در مورد حقوق مشروع بشری و موجب سلب آرامش گردد».[۵]
گفتنی است تهدید و ارعاب به این معنا میتواند در قالبهای مختلف نمود پیدا کند؛ از جمله در شکل تولید سلاحهای مخوف هستهای، میکروبی، استراتژیهای جنون آمیزی چون جنگ ستارگان، پیمانهای نظامی، [۶] ایجاد رژیمهای بی ریشه و سرکوبگر مانند رژیم غاصب اسرائیل که نه تنها منطقه خاورمیانه، بلکه سراسر جهان از فتنه و فساد آن در امان نیست؛ فاجعه «قانا» در لبنان، «دیر یاسین»، «صبرا» و «شتیلا» در فلسطین جلوههای بارز اقدامات تروریستی است که متأسفانه با سکوت یا رضایت و بلکه حمایت دولتهای غربی مدعی مبارزه با تروریسم، جهان را تا حدّ یک جنگ تمام عیار در مقیاس جنگ جهانی مورد تهدید قرار دادند. آنها با اشغال و تجاوز به حاکمیت سرزمینی عراق و افغانستان، به نام مبارزه با تروریستهایی که مانند طالبان و صدام مزدور خود آنها بودند، آسایش و امنیت را و حتی از مردمان خودِ آن کشورها سلب کرد و میکنند.
ملاحظه میشود که استفاده از سلاحها ی کشتار جمعی در عوامل ذیل با تروریسم مشترک است:
الف) مهمترین عنصر تروریسم، سلب امنیت و آسایش است که آن را تا حد بزرگترین جنایت برای بشریت خطرناک میسازد؛
ب) انگیزه آن مقاصد غیرانسانی و ضد بشری است که معمولاً عاملان تهدید و ارعاب را به انجام جنایاتی علیه بشریت وامی دارد؛[۷]
ج) اقدام خشونت آمیز و به کارگیری سلاح یا تهدید به آن؛
د) غیرقانونی بودن و هنجارشکنی اقدامات تروریستی؛
ه ) مهم تر از همه اینکه، قربانیان در هر دو مورد، غیرنظامیان و افراد بی گناه هستند.
۳. جهاد اسلامی مغایر با کشتار جمعی: به دلایل مختلف، از جمله تبلیغات سوء دشمنان اسلام و نیز عملکرد نادرست برخی اسلام نمایان (مانند طالبان و گروههای تروریستی وهابیت که یک مذهب و مسلک ساختگی و مورد تأیید و حمایت انگلیسیها و امریکاییها است)، آموزههای نورانی اسلام دربارهٔ دفاع از خود (جهاد دفاعی) و دفاع از حقوق اساسی بشر (جهاد دعوت)، احیاناً مستمسک توجیه اقدامات تروریستی و کشتار افراد بی گناه و بمب گذاری، عملیات انتحاری و ایجاد ترس و وحشت در بین مردم قلمداد میشود و این برخلاف روح شریعت اسلامی است.
اقدامات نظامی و جنگ در اسلام؛ در جهاد دفاعی یا جهاد دعوت متبلور است و در هیچ یک از این موارد، به کارگیری سلاحهای کشتار جمعی نه تنها جایز نیست، شرعاً حرام است؛ زیرا در جهاد دعوت که برای گسترش آزادیهای دینی و رفع استبداد است، هدف عمده و اساسی به حکم قرآن کریم مبارزه با سران فتنه و مستبد، یعنی حاکمان و سران ستمگر است که مانع دعوت مردم به تعالیم انبیا و شنیدن کلام حق و پذیرش آزادانه دین حق میشوند.[۸]
نوع دیگر جهاد برای دفاع از خود (دفاع مشروع) یا از دیگری (امت اسلامی یا مسلمان مظلوم و یا مستضعفان معروف به جهاد آزادی بخش) است؛ اما همان طور که مفسران و فقیهان با استناد به قرآن به درستی یادآور شدهاند، دفاع مشروع نیز حد و مرز دارد و اگر بیش از اندازه دفاع باشد، تجاوز از دفاع مشروع است؛[۹] چنان که خدای متعال میفرماید: «وَ قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقاتِلُونَکُمْ وَ لا تَعْتَدُوا...»[۱۰]؛ یعنی حتی با همان کسانی نیز که با شما نبرد میکنند، نباید در مقام دفاع و مقابله، به بیش از اندازه دفاع اقدام کرد؛ تجاوز حتی به دشمن نیز ناصواب و نارواست، جز آنچه به منظور پیشگیری از تجاوز باشد که آن هم اقدامی با ماهیت دفاعی است، نه تجاوزگری.[۱۱] بر همین اساس، تعرض به غیرنظامیان و کشتار کسانی که نه حاکم ستمگر هستند و نه در میدان نبرد علیه مسلمانان، معنا و مبنای منطقی و شرعی ندارد؛ بلکه شدیداً مورد نهی و حرمت است.
۴. اصل تفکیک در اسلام: در میدان نبرد، با توجه به اصل تفکیک، کشتار غیررزمندگان شامل کشاورزان، تاجران، بازرگانان، پیمانکاران، اطفال، زنان، نابینایان، معلولان، راهبان و صومعه نشینان و همچنین رعایت اصل محدودیت در سه بعد زمانی، یعنی تحریم آغازگری جنگ در ماههای حرام [۱۲] و مکانی [۱۳] و محدودیت در شیوه که هم میگوید مسلمان مجاز نیستند با هر وسیله ممکن، دشمن را از پای درآورند، هر چند که اقدامات دشمن خلاف کرامت انسانی باشد.
برخورد با غیرنظامیان
یکی از مسائلی که بیانگر انگیزه و هدف جنگ است، نحوه برخورد با غیر نظامیها و مردم بی دفاع میباشد. در اندیشه یهودیان: یهودیان مدعی فلسطین، از قول خدای ملی خویش «یهوه» مینویسند: «وقتی به شهری وارد شدید، فراموش نکنید که باید ساکنین آن را با لبه تیغ به قتل رسانید؛ آنها را ریشه کن نمایید؛ خون شان را هدر دهید؛ هر چه در آن جا یافتید نابود کنید و حتی حیوانات را هم زنده نگذارید».[۱۴] البته این اندیشه منحصر به یهودیان نیست و روسها نیز در اندیشه و عمل پیرو این تفکرند: «روسها ... نه تنها انسان، بلکه هر موجود زنده را که ببینند، از آتش مسلسل و راکت هلی کوپترهای آنها در امان نیستند؛ چهارپایان را با شلیک مسلسل میکشند؛ زیرا این چهارپایان مورد استفاده مبارزه مسلمان قرار دارند».[۱۵]
در اندیشه اسلامی، با توجه به اینکه در اسلام مبارزه در راه خدا و برای خداست و هدف و انگیزه دفاع از حق، استقرار نظام اسلامی، پاسداری از آن و ... است، هیچ مبارز مسلمانی نمیتواند کوچکترین ظلم و ستمی به افراد غیرنظامی انجام دهد؛ همچنان که نمیتوان ظلم و بی عدالتی را وسیلهای برای رسیدن به پیروزی قرار داد؛ امیرالمؤمنین(ع) میفرمایند: «کسی که با توسل به گناه پیروز شود، پیروز نیست و کسی که با ستم غلبه کند، در واقع مغلوب است».
مصونیت پیران، کودکان، زنان، دیوانگان
بنابر آنچه گذشت، از جمله نمونههای احترام اسلام به ارزشهای انسانی، مصونیت گروههای مزبور در جنگ است. لشکر اسلام در جنگ حق ندارد متعرض پیران، کودکان، زنان و دیوانگان شود. در روایتی آمده است، از جمله توصیههای پیامبر(ص) در هنگام اعزام نیرو به جبهه این بوده است که فرمانده آن را فرا میخواند و میفرمود: «به نام خدا، برای خدا، در راه خدا و به روش رسول خدا(ص) بروید؛ مکر و حیله نکنید؛ خیانت نکنید؛ مثله نکنید؛ درختی راقطع نکنید؛ مگر آنکه ناچار شوید. پیران فرتوت بچه و زن (که کاری در جنگ از آنها ساخته نیست)را نکشید...» [۱۶] در روایت دیگری، امام صادق(ع) به نقل از پیامبر اکرم(ص) علت معافیت زنان و کودکان از پرداخت جزیه را ممانعت از کشتن آنان حتی در دارالحرب و منطقه جنگی میداند. [۱۷]
وقتی رسول اعظم(ص) از کشتن زنان و کودکان در منطقه جنگی (دارالحرب) نهی میکند، چگونه میتوان تصور کرد که شریعت او استفاده از سلاحهای کشتار جمعی را مجاز بداند؟!
در حدیث دیگری آمده است پیامبر(ص) در یکی از جنگها جنازه زنی را دید؛ بسیار متأثر شد و گفت چرا او را کشتید؟ او که سزاوار کشتن نبود.[۱۸] امیرالمؤمنین(ع) نیز در این مورد میفرماید: «زنان را با آزار دادن تحریک نکنید؛ هر چند آبروی شما را بریزند یا امیران شما را دشنام دهند، که آنان در نیروی بدنی و روانی و اندیشه کم توانند».[۱۹]
مرحوم شهید اول می گوید قتل کودکان زنان و دیوانگان، هر چند به کفار در حال جنگ کمک رسانند، جز در موارد ناچاری جایز نیست. ایشان در بیان موارد ضرورت و ناچاری میگوید:
هر گاه کفار کودکان، زنان و ... به عنوان سپر قرار دهد و پیروزی بر آنها متوقف بر قتل کودکان، زنان و ... باشد، کشتن آنها جایز است؛ ایشان در مورد پیر میفرماید قتل آنها جایز نیست؛ مگر اینکه به واسطه رأی و نظرکفار را یاری نمایند.[۲۰]
۵. ممنوعیت استفاده از مواد سمّی در جنگ و ارسال آب و آتش: از موارد دیگری که در شریعت اسلامی از آن نهی شده، استفاده از مواد سمّی در جنگ است. همچنین به کار گیری سلاحهای جنگی یا مواد سمی و میکروبی، سوزاندن دشمن چه در حال حیات و چه پس از مرگ، قطع اشجار و ایجاد حریق در کشتزارها و قطع آب آشامیدنی ممنوع است.[۲۱] پس ممکن نیست با اقدامات بی منطق کشتار جمعی موافقت داشته باشد.
اسلام با رعایت اصل تعدی نکردن از حدود الهی و رعایت شرایط جهاد، حدود یا محدودیتی برای بهره برداری از جنگ افزارها قائل نیست. نظر اسلام در مراعات موارد انسان دوستانه و چشم داشتن به قواعد خیرخواهانه، آن قدر گسترده است که بی شک استفاده از جنگ افزارهایی را که مغایر با اصول و اساس مقرّرات و آیین کارزار اسلامی باشد، منع میکند؛ ولی اینکه مجاهدان باید از چه نوع جنگ افزار معینی استفاده کنند، چیزی بیان نمیکند. معلوم است که مثلاً استفاده از بمبهای خوشهای، بمبهای شیمیایی و هرگونه مهماتی که به طبیعت منطقه جنگ و غیرجنگجویان و حتی حیوانات و جنبندگان آن ناحیه آسیبی برساند و دارای آثار و عواقب ناخوشایند بعدی باشد، از نظر شریعت اسلام حرام است.
در ادامه به چند روایت از منابع روایی شیعه اشاره میشود:
الف) امام صادق(ع) به نقل از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: رسول خدا(ص) نهی کرده است که سمّ در بلاد مشرکین استعمال شود».[۲۲]
ب) عن ابی عبد الله(ع) قال: إن النبی(ص) کان اذا بعث امیر اله علی سریه امره بتقوی الله عزوجل فی خاصه نفسه ثم فی اصحابه عامّه ثم یقول : اغز بسم الله و فی سبیل الله، قاتلوا من کفر بالله، لا تغدروا و لا تغلوا تمثلوا و لا تقتلوا ولیدا و لا متبتّلا فی شاهق، و لا تحرقوا النخل، و لا تغرقوه بالماء، و لا تقطعوا شجره مثمره، و لا تحرقوا زرعا.[۲۳]
دینی که از بریدن درختان و تخریب کشتزارها و محیط زیست جلوگیری میکند و یا اجازه نمیدهد جنازه دشمن قطعه قطعه شود چون یک کار غیراخلاقی است، چگونه اجازه میدهد زن و مرد و بچه و افراد پیر و سالخورده و ناتوان و بی گناه و بی سلاح یکجا نابود شوند؟!.
۶. دعوت اسلام به صلح و امنیت: اسلام دین صلح و امنیت است[۲۴] و پیامبر او رحمت برای تمام جهانیان بود[۲۵] و گسترش اسلام و وفاداری به اسلام، تا حد زیادی مرهون اخلاق نرم و پر از گذشت و اغماض و مهربانانه رسول خدا(ص) بود.[۲۶] اسلام نه تروریسم و عملیات کشتار جمعی را قبول دارد و نه به هیچ کس اجازه چنین عملیاتی میدهد. به عبارت دیگر، در اسلام، عملیات کشتار جمعی با مشخصاتی که بیان شد، نه تنها مورد تأیید نیست، یک جرم بزرگ و از گناهان کبیرهای است که در دنیا و آخرت مجازات شدیدی برای آن تعیین شده است. پس اسلام با استفاده از سلاحهای کشتار جمعی مقابله میکند؛ بر خلاف مکاتبی که در یک رویکرد یک سو نگرانه ـ آنجا که علیه آنها یا منافع نامشروع آنان باشد ـ این اقدامات را محکوم میکنند، برای میل به اهداف و منافع خود و به بهانههای واهی یا دکترینهای خودساخته به جای خلع سلاح، به مسابقه تسلیحاتی و انبارکردن زرادخانههای خود از این سلاحهای مرگبار و ویرانگر و وحشتناک روی میآورند.
اسلام هیچ گانه نپذیرفته و حتی راضی هم نبوده است که فرد بی گناهی کشته شود. اسلام دین حقیقت است و هم اصل دعوت الهی به امنیت و سلامتی است: «وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلی دارِ السَّلامِ»[۲۷]؛ آن هم امنیت جاوید و سلامت ابد: «سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ»[۲۸] همچنین نحوه دعوت الهی با روش معروف و منطقی و به نیکوترین شیوه است: «ادْعُ إِلی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ...».[۲۹] در روابط بین المللی اسلام نیز اصل همزیستی مسالمت آمیز حکمفرماست؛ چنانچه خدای متعال فرمود: «لا یَنْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ». [۳۰] پس نه تنها به ستیز با کفاری که در دین با ما مبارزه نمیکنند و یا مسلمانان را از سرزمین خود آواره نمیکنند، دستور نمیدهد، ما را از نیکی کردن به آنان و حتی به عدالت رفتار کردن با آنان منع نمیکند. این پیشدستی دین اسلام در زمان اوج اقتدار است تا از کفاری که در اقلیت بودند بخواهد بر اساس توحید و کلمه واحد جمع شوند: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ».[۳۱]
از دیدگاه اسلام، امنیت بالاترین نویدی است که به جامعه برین در راه ایمان و عمل صالح داده میشود و نیز بالاترین سطح ارتقا و تعالی بشر است: «وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً»[۳۲] تأمین امنیت عمومی برای همه شهروندان، خواه مسلمان یا غیرمسلمان، از وظایف اولیه همه حکومت هاست و چنانچه برای یکی از شهروندان حکومت اسلامی حتی اگر یهودی یا مسیحی باشد، به نحوی ناامنی ایجاد شود، رهبر عالی و فرمانده کل قوا آن قدر ناراحت میشود که میگوید که اگر منِ علی یا هر انسان آزاده دیگر این خبر را بشنود و از تأسف جان دهد، جا دارد.[۳۳]
مسلمانان در روی زمین مؤظف به حفظ امنیت جان، مال، ناموس، شرافت، عقل و ایمان یکایک بشر هستند و کسی نمیتواند از راه نامشروع، به امنیت آنان تعرض کند. اسلام حتی در زمان جنگ نیز جان مردمی رت که به مقابله برخواستهاند (زنان، مردان، پیران، کودکان، عابدان و عبادتگاهها و...) حفظ کرده و تعرض به آنان را روا نمیدارد.[۳۴] از جمله راه کارهای اسلام برای حفظ کرامت انسان، مبارزه با عوامل ناامنی و سلب آسایش اوست. در فقه اسلامی، واژه سلاحهای کشتار جمعی یا هستهای و بیولوژیکی وجود ندارد؛ اما آموزههایی در شریعت اسلامی وجود دارد که بیانگر نفی مشروعیت تولید و به کارگیری و حتی مبارزه با آنهاست.
در اسلام، مسئولیت مقابله با تهدید و ارعاب یک وظیفه واجب کفایی و همگانی است که باید همه در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند.[۳۵]سخن طلایی و مشهور امام علی(ع) به حسن و حسینƒ که برتارک عالم میدرخشد «کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا»[۳۶]دلیل روشنی بر اهمیت تهدیدزدایی از جامعه بشری است؛ زیرا در سخن آن حضرت، «ستمگر و ستمدیده» به طور مطلق آمده است و این خط مشی کلی در سیاست علوی است که «همواره دشمن ظالم و یاور و پشتیبان مظلوم باشید» و مفهوم آن این است که حتی اگر ظالم، مسلمان و مظلوم و بی گناه از اسلام باشد. در هر حال، وظیفه مسلمان ایستادن در کنار مظلوم و یاری او علیه ستمگر است.
خاموش کردن فتنه یکی از اهداف دفاع مشروع جهاد اسلامی است و فتنه بنابر برخی تفاسیر، به معنای تهدید و ارعاب میباشد. از این رو، تأکید قرآن کریم بر «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکُونَ فِتْنَهٌ»[۳۷]، بدین معناست که بجنگید تا ریشه ارعاب و تهدید از جهان کنده شود.
۷. حق حیات بنیادیترین حقوق بشری: چگونه اسلام میتواند با کشتن انسانهای بی گناه و عملیات کشتار جمعی که منجر به قتل نفسِ نه یک نفر بلکه شمار فراوانی از انسانها میشود، موافق باشد و یا به آن رضایت دهد؛ درحالی که پروردگار متعال با صراحت میفرماید:
هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل نفس (به قصد قصاص) یا فساد در زمین (به قصد مجازات مفسد فی الارض) بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است و هر کس انسانی را از مرگ رهایی بخشد (او را زنده کند) چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است».[۳۸]
در این آیه، موارد مشروع قتل دو مورد شمرده شده است: الف) از روی قصاص ب) ایجاد فساد در زمین؛ و ترور، که سلب امنیت و آسایش از مردم به انگیزههای سیاسی و خشونت غیرقانونی است خود، فساد فی الارض است، نه مقابله با فساد و خونریزی.
چگونه اسلام میتواند با عملیات کشتار جمعی موافق باشد، در حالی که امیرالمومنین(ع) در سفارش به مأموران جمع آوری زکات فرمودند: «هیچ چهارپایی را رم نده و نترسان».[۳۹]وقتی ترساندن و ایجاد وحشت برای حیوانات در حدّ رم دادن آنان جایز نباشد، قطعاً به دلالت اولویت ترساندن و ارعاب انسانها و کشتار جمعی از انسانهای بی گناه، مخالف دستور ایشان و نارواست.
۸. انگیزههای والای جهاد و رعایت قوانین انسانی: مکتب اسلام رعایت قواعد انسانی را در جهاد الزامی ساخته است؛ زیرا در اسلام، جهاد برای نمایش قدرت نیست. جهاد به منظور اعمال فشار سیاسی و به کار گرفتن زور و نیروی فیزیکی در القای عقیده و ایدئولوژی نمیباشد. غایت جهاد، زورمندی، سلطه گری، استبداد، استثمار و استعمار نیست؛ بلکه جهاد در نهایت امر برای رهنمون ساختن انسان به راه راست، هدایت او به انتفاع عقلایی از حیات و طبیعت و بهره وری از مواهب الهی، تنظیم برادری و برابری در جامعه، رشد دادن به آدمیت او و کمال بخشیدن به شئونات اوست. به همین دلیلع رابطه فرمانده با افسر و سرباز، در ارتش اسلامی، رابطهای در کمال آسودگی و آسایش و در نهایت نظم و وفاداری و همراهی است. هدف چنین ارتشی، نمیتواند جز خیر عموم و سعادت کل بشری باشد.
کینه و ستیزه، دشمنی شخصی و گروهی و اغراض غیرالهی از گستره آموزههای مکتب اسلام بیرون است. حضرت علی(ع) نیر که مظهر تمام و کمال اخلاق و سیرت اسلامی است، بارها رعایت قواعد انسانی را در جهاد یادآور شده است و قضایای متعددی در تاریخ زندگی ایشان روی داده است که و به دست او حل و فصل میشد. «اسلام دینی مبتنی بر عقیده است» و «آیین ایمان و عقیده است» و فقط در مقابل ستمگرانی که با برهان و استدلال قانع نشده و به راه عناد و لجاج رفتهاند، استفاده از شمشیر و اسلحه را مجاز دانسته است. به همین دلیل ، حتی در جنگ نیز رعایت قواعد بشردوستانه را الزامی ساخته است که از جمله آنها میتوان به چند نمونه ذیل اشاره کرد:
قواعد بشردوستانه
ممنوعیت به غل و زنجیر کشیدن افراد چه در جنگ و چه در صلح؛
تحریم کشتن پیران و از کارافتادگان و کسی که شروع به جنگ نکرده است.
ممانعت از کشتن از روی گمان یا تهمت؛
نامشروع بودن مجازات قبل از ارتکاب جرم؛[۴۰]
انحصار اهداف تعرضی فقط به جنگجویان و هدفهای استراتژیک؛
جایز نبودن تاکتیکهای تخریبی و انهدامی جز در موارد ضروری؛
ناروا بودن بریدن درختها و انداختن آتش و یا مسلط کردن آب بر دشمن؛[۴۱]
زهرآلود کردن یا ریختن سم و مواد شیمیایی به آبشخورها؛[۴۲]
ناروا بودن کشتن دیوانگان و زنان و اطفال کفار، اگرچه به دشمن کمک کرده باشند؛[۴۳]
ناروا بودن مثله کردن دشمن و گوش و حلق و بینی و اعضای ایشان را بریدن؛[۴۴]
ناروا بودن پی کردن حیوانات اهلی و دامهای دشمن؛[۴۵]
ناروا بودن منهدم کردن اموال دشمن، مگر در ضرورت.[۴۶]
در حالی که در جهان آن روز، نه پایبندی به حقوق جنگ ضمانتی داشت و نه حقوق بشردوستانه در عمل یا نظر جایگاه و اعتبار خاصی؛ همچنان که «والتر جونز» در خصوص شیوههای گوناگون و سابقه تاریخی جنگ شیمیایی مینویسد:
جنگ شیمیایی شامل چندین روش برای استفاده از مواد شیمیایی جهت مسموم نمودن، سوزاندن، کورکردن، به خطر انداختن و در مجموع از میان بردن توان رزمی نیروهای دشمن است. استفاده از مواد شیمیایی در جنگ سابقه طولانی و شنیدنی دارد. اولین مورد ثبت شده از به کارگیری مواد شیمیایی در جنگ، ریختن رشه نوعی ثعلب سمی توسط یکی از قانونگذاران آتن در مخزن آب ارتش«کرها» در سال ۶۰۰ پیش از میلاد بود که موجبات شکست این ارتش را فراهم ساخت. در حالی که دشمن تلاش میکرد با بیماری اسهال که سربازان دچار آن شده بودند مقابله کند نیروهای آتن فاتحانه وارد شهر شدند. از جمله روشهای دیگر که در دوران باستان رواج داشت باقی گذاشتن شرابهای مسموم در اردوگاه تخلیه شده، پرتاب مارهای زهرآگین به داخل کشتیهای دشمن و زهرآلود کردن پیکانها و چاههای آب را میتوان نام برد. یونانیها در سال ۳۵۰ میلادی برای اولین بار از یک وسیله ابتدایی موسوم به شعله«افکن یونانی» استفاده کردند. استفاده از دود برای استتار نقل و انتقال نیرو و مانورهای دریایی از زمانهای قدیم رواج داشته است. [۴۷]
استفاده از مواد شیمیایی در دوران معاصر نه تنها خاتمه نیافت بلکه به شیوه مدرن و مرگبارتر و بی رحمانه تری ادامه و گسترش یافت؛ همچنانکه «والتر جونز» میگوید:
مواد شیمیایی در جنگهای قرن بیستم نیز کاربرد داشتهاند. نارنجکهای حاوی گاز اشک آور برای اولین بار در جنگ جهانی اول توسط فرانسویها بکار گرفته شد و آلمانها نیز با استفاده گسترده از گاز مرگبار کلرین(که در جنگ داخلی آمریکا توسط ارتش فدرال ابداع لکن مورد استفاده قرار نگرفت) به مقابله پرداختند. آمریکا در خلال جنگ جهانی اول یک هنگ مجهز به سلاحهای شیمیایی وارد میدان نبرد کرد و این واحد ویژه تنها در یک نبرد ۲۰۰۰ گلوله حاوی گازهای سمی به سوی دشمن پرتاب نمود. در ۱۹۳۶ ایتالیا برای فتح اتیوپی نیروهای پابرهنه حبشه را با فروریختن بمبهای حاوی گاز خردل توسط هواپیما از تحرک بازداشت. در خلال جنگ جهانی دوم آمریکاییها در نبرد علیه ژاپنیها با وارد کردن بمبهای ناپالم ـ نوعی بنزین جامد که شعله آنرا نمیتوان خاموش کرد و میتواند نیروهای دشمن را به آتش بکشد ـ به میدان کارزار، سطح استفاده از مواد آتشزا در جنگ را ترقی داد. در جنگ ویتنام نیروهای آمریکایی با استفاده از همین شیوه به آتش کشیدن جنگلها را تجربه کردند.
در پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان، اسناد سری مربوط به گاز کشنده «سارین» به دست آمریکاییها افتاد و روسها نیز یک کارخانه تولید گاز سمی «تابون» را به غنیمت گرفتند. [۴۸]
آثار زیانبار مواد شیمیایی دهشتناک و فراتر از تصور انسان است. این بیانگر آن است که جامعه انسانی در همه سطوح خود اعم از شهر یا کشور یا جامعه جهانی علاوه بر علم بلکه بیشتر و مقدم بر آن نیاز به اخلاق انسانی و تربیت دینی دارد. بنا به گفته "والتر جونز":
یک قطره از هر یک از دو گاز سمی «سارین» و «تابون» در صورت نفوذ به بدن انسان از طریق پوست، مرگ به دنبال خواهدداشت. تماس با این دو گاز سمی عوارضی چون اسهال، استفراق، کوفتگی، اختلال تنفسی به همراه داشته و ظرف چند لحظه موجب هلاکت میشود. این مواد بویژه در نبردهای محلی برای از میان بردن نفرات دشمن بسیار مؤثراند. کاربرد این دو گاز کشنده همچون گازهای همچون گازهای سمی دیگر در میدان نبرد بخاطر احتمال تغییر جهت باد و مسمومیت نیروهای خودی با محدودیتهایی همراه است. نوع تازهای از گازهای غیر کشنده که مواد سلب کننده توان رزمی، نامیده میشوند برای فلج کردن موقت، نابینا ساختن، ایجاد سرگیجه و بی حسی طراحی شدهاند. مواد شیمیایی روان گردان نیز نوع خاصی از ترکیبات شیمیایی هستند که اثرات روانی همچون هذیان گویی، سردرگمی، جنون، توهم، خودباختگی، سرگیجه و رفتار جنون آمیز دیگر به همراه دارند. ژنرال ویلیام کریس افسر ارشد پیشین شیمیایی ارتش آمریکا بر این عقیده است که آینده جنگ احتمالاً به مواد شیمیایی ـ روانی بستگی دارد.[۴۹]
برخلاف شعارها و حتی برخلاف نص صریح معاهدات بین المللی خلع سلاح یا منع اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، ابرقدرتها و دارندگان حق وتو، در یک رقابت نزدیک به هم و تحت عنوان دکترین بازدارندگی یا دکترین توازن قدرت یا دکترین موازنه وحشت به تولید و آزمایش و بکارگیری این سلاحها ادامه میدهند و احتمال نمیرود این گونه مواد از زرادخانه سلاحهای متعارف قدرتهای بزرگ برچیده شوند.
"به رغم این گونه مباحث نظری، شوروی و آمریکا در سال ۱۹۸۹ تحت فشارهای شدید افکار عمومی و ملاحظات مربوط به محیط زیست و در راستای فرونشاندن شدید بحران میان ابرقدرتها، کاهش ذخایر تسلیحات شیمیایی خود را آغاز کردند. با وجود این رواج سلاحهای شیمیایی در میان کشورهای فاقد سلاحهای هستهای و جهان سوم همچنان نگران کنند میباشد.
جنگ بیولوژیک یا میکربی نیز وحشت خاص خود را به همراه دارد. در این نوع جنگ، از موادی که عفونت ایجاد میکنند استفاده میشود. در این گونه از جنگها بیماریها از طریق انتشار باکتری و میکربهای ویروسی یا به کارگیری سموم اورگانیک عمداً منتشر میشوند.
استفاده از سلاحهای شیمیایی در خلال دوران پس از جنگ جهانی دوم نادر بوده و هم موردی از کاربرد سلاحهای میکربی وجود نداشته است. نگرانی جهانی از گسترش سلاحهای هستهای و سلاحهای پیشرفته متعارف (غیر هستهای) به جهان سوم، با وحشت از دستابی حکومتهای جهان سوم یا تروریستها به سلاحهای دیگر همراه بوده است. [۵۰]
۹. پایبندی به تعهدات بین المللی: یکی از راههای موثر در مقابله با اقدامات کشتار جمعی، مشارکت در معاهدات بین المللی و التزام وفاداری بدان هاست. یکی از اصول حاکم در روابط بین المللی اسلام «وفاداری به تعهدات» است که به مقتضای «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ»[۵۱] و «المومنون عند شروطهم»، [۵۲]در اعتبار معاهدات بین المللی از دیدگاه اسلام، جای تردید نمیماند؛ جز آنکه پیمان نامشروع باشد و یا حاکم اسلامی برای انعقاد آن فاقد مشروعیت بوده است. با توجه به آنچه گذشت، اسلام، پیشگام مبارزه با خشونتهای غیرقانونی و اقدامات ضدبشری و کشتارجمعی بوده است.
نکات ذیل در این زمینه شایان توجه است
اصل وفای به عهد
قرارداد یک نوع تعهد الزام آور است که در اسلام و همه نظامهای حقوقی و اخلاقی پذیرفته شده است. وفای به عهد، اساس بنای همه روابط مسالمت آمیز است؛ حتی برای جنگ نیز مقرّراتی وضع میشود که با عنوان حقوق جنگ یا حقوق بشردوستانه بین المللی در قالب کنوانسیونهای بین المللی و معاهداتی مورد تأیید قرار میگیرد. به اطلاق حکم و شمول آن نسبت به همه پیمانها و قراردادها که با تعابیر گوناگون از قبیل عقد، عهد، میثاق در آیات آمده است، توجه کنید:
۱. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» [۵۳].
۲. «وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤولاً» [۵۴].
۳. «وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَ الصَّابِرِینَ فِی الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذِینَ صَدَقُوْا وَأُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ» [۵۵].
۴. «وَ الَّذِینَ هُمْ لاِمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ.»[۵۶].
۵. «فَإِن تَوَلَّوا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُم وَلاَتَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیّاً وَلاَ نَصِیراً ؛ إِلاَّ الَّذِینَ یَصِلُونَ إِلَی قَوْم بَیْنَکُمْ وَبَیْنَهُمْ مِیثَاقٌ» [۵۷].
۶. « بَلَی مَنْ أَوْفَی بِعَهْدِهِ وَ اتَّقَی فَإِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» [۵۸].
نکوهش شدید از پیمان شکنی
در آیات و روایات، نقض پیمان بدترین کارها به شمار آمده است:
«الَّذِینَ عَاهَدتَّ مِنْهُمْ ثُمَّ یَنقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِی کُلِّ مَرَّهٍ وَهُمْ لاَیَتَّقُونَ؛ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِی الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِم مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ[۵۹].
«کَیْفَ یَکُونُ لِلْمُشْرِکِینَ عَهْدٌ عِندَ اللّهِ وَعِندَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِینَ عَاهَدْتُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ فَمَا اسْتَقَامُوا لَکُمْ فَاسْتَقِیمُوا لَهُمْ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ[۶۰].
قضیه ابوجندل: در صلح حدیبیه، قراردادی بین مشرکان و پیامبر(ص) امضاء شد که یکی از موارد آن این بود: «اگر یکی از افراد قریش بدون إذن بزرگ تر خود از مکه فرار کند و اسلام آورد و به مسلمانان بپیوندد محمد(ص) باید او را به سوی قریش بازگرداند؛ ولی اگر فردی از مسلمانان به سوی قریش بگریزد، قریش مؤظف نیست او را به مسلمانان تحویل بدهد».
در همین حال که حضرت و طرف مقابل «سهیل» مشغول نوشتن قرارداد بودند، ناگهان «ابوجَندل» فرزند سهیل در حالی که زنجیر به پای داشت وارد جلسه شد. همین که دیدگان «سهیل» به فرزند خویش افتاد، بی اندازه ناراحت شد و از شدت خشم برخاست و سیلی محکمی به صورت وی نواخت. سپس رو به پیامبر کرد و گفت: این نخستین فرد است که باید به حکم ماده دوم پیمان، به مکه باز گردد. پیامبر او را تصدیق کرد. در این حاله «سهیل» فرزندش «ابوجَندل» را کشان کشان به طرف قریش میبرد؛ در حالی که او با صدای بلند فریاد میزد: ای مسلمانانً آیا اجازه میدهید مرا به مشرکان برگردانده تا از دینم دست بردارم؟! پیامبر بزرگوار اسلام برای دلجویی از این مسلمان اسیر چنین گفت: «ای ابوجندل! شکیبایی را پیشه خود ساز و برای خدا صبر کن و بدان که خداوند برای تو و دیگر گرفتاران راه، فرجی باز میکند؛ همانا ما قراردادی با قریش امضا کرده و خدا را پشتوانه آن قرار دادهایم و ما هر گونه خیانت روا نمیداریم». [۶۱]
قضیه ابوبصیر: فرار یکی از مسلمانان اهل مکه به مدینه و بازداشت وی در آنجا و الحاق به مسلمانان پس از صلح حدیبه که منجر به نگارش نامهای از سوی قریشیان به رسول خدا(ص) و درخواست تحویل ابوبصیر طبق قرارداد صلح حدیبیه شد؛ رسول خدا(ص)، با فراخواندن ابوبصیر به وی فرمود: تو خود می دانی که ما صلحی با قریش کردهایم و قراری بستهایم؛ شایسته نیست خیانت و عهدشکنی کنم. اکنون برخیز و به سوی مکه روان شو. بدان که خداوند متعال برای تو و سایر مسلمانان مکه راه فرجی باز خواهد کرد. ابوبصیر با فریاد گفت: یا رسول الله! آیا مرا نزد کافران برمی گرداندی تا از دینم به در کنند. حضرت رسول(ص) فرمود برگرد. خدا کسانی و راه گشایشی برای شما فراهم خواهد کرد. ابوبصیر، بنابه درخواست پیامبر(ص) بپا خواست و با قاصدان قریش به مکه رفت.[۶۲]
وفاداری به پیمان در سیره امیرمؤمنان(ع) نیز به وضوح دیده میشود. در داستان «حکمیت»، بعد از آنکه اکثریت لشکر خواستار حکمیت شدند و ابوموسی اشعری را به عنوان حکم انتخاب کردند، حضرت شدیداً مخالفت کرد؛ ولی متأسفانه نصایح و مواعظ حضرت تأثیر نبخشید و علی(ع) مجبور به پذیرش حکمیت شد. بعد از آنکه قرارداد بسته شد، فهمیدند که اشتباه کردند و گفتند ما اشتباه کردیم، حال بازگشتیم و توبه کردیم. تو هم برگرد و توبه کن! حضرت امیر مؤمنان علی(ع) فرمود: «وَ یحکم اَبَعد الرضا و المیثاقِ و العهدِ اَرجع اَولیس الله تعالی قال: أوفوا بالعهد و قال و أوفوا بعهدالله اذا عاهدتم ولا تَنقُضُوا الایمان بعدَ توکیدها وقد جعلتم اللهَ علیکم کفیلا».[۶۳]
تأکید فراوان بر این نکته از آن روست که بر خلاف مسیحیان که خود را شرعاً مجاز میپنداشتند به آسانی تعهداتی که در برابر مسلمانان پذیرفته بودند، نادیده بگیرند ـ و وفا به عهد از نظر آنان اصلی بود که فقط برای یک مسیحی در برابر مسیحی دیگر لازم شمرده می شدـ[۶۴] وفا به عهد از اصول کلی حقوق اسلام و از اصول فراایمانی است که به بهانه مصلحتهای جزئی و نوپدید، نظام اسلامی آن را نقض نمیکند؛ چنان که امام علی(ع) در نهج البلاغه میفرماید:
و ان عقدت بینک و بین عدوک عقدهً او البسته منک ذمه فحط عهدک بالوفاء، وارع ذمّتک بالامانه، واجعل نفسک جنّه دون ما اعطیت فانه لیس من فرائض الله شیء الناس اشدّ علیه اجتماعاً مع تفرّق أهواهم و ت شتّت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود، و قد لزم ذلک المشرکون فیما بینهم دون المسلمین لما استوبلوا من عواقب الغدر، فلاتعذرن بذمتّک، ولاتخیسنّ بعهدک، و لاتختلنّ عدوک، فانّه لایجتریء علی الله الا جاهل شقی. و قد جعل الله عهده و ذمته أمنا، افضاه بین العباد و برحمته و حریماً یسکنون الی منعته و یستفیضون الی جواره.[۶۵]
بر همین اساس، مفسر بزگ قرآن مرحوم علامه طباطبایی„ مینویسد:
انسان هیچ گاه از عقد قرارداد در طول تاریخ بی نیاز نبوده است. اگر هر یک از دو طرف قرارداد بخواهند بنا بر رأی خود، آن را نقض کنند، اول چیزی که زیر سؤال میرود و به شکلی نقض میشود، «عدل اجتماعی» خواهد بود. این رکن رکین در صورتی میتواند نیازهای اجتماعی بشر را تأمین نماید که همه به آن متعهد و معتقد باشند. اسلام حتی اگر حفظ عهد و پیمان به ضرر مسلمانها تمام شود، آن را لازم و ضروری میپندارد؛ چرا که عدل اجتماعی نفعی عام دارد و واجبتر از منافع خاص و مقطعی تلقی میشود.[۶۶]
غَدر
غَدر یکی از عناوین مجرمانه در جنگ، و عبارت است از مکر و حیلهای که در جنگ به کار میبردند؛ بدین شکل که به افرادی از دشمن امان میدادند تا وارد قلمروشان شوند، پس آنها را غافلگیر کرده و به قتل میرساندند. شاید بتوان گفت غدر، ترور در میدان جنگ است؛ همان طور که فقیه بزرگوار معروف به صاحب جواهر میگوید:
غدر به کفار جایز نیست، این گونه که پس از امان دادن آنان را به قتل برسانیم.[۶۷]
ایشان در علت ناروایی آن، افزون بر برخی روایات، شبیه آنچه در مسئله «فتک» وارد شده است، به قبح ذاتی و عقلی این کار اشاره و طبق قاعده ملازمه، قبح شرعی آن را استنباط کردهاند.[۶۸]امام باقر(ع) فرمودند: «هیچ کس نیست که به دیگری (دشمن) امان دهد و سپس او را بکشد، مگر آنکه روز قیامت پرچم نیرنگ حمل میکند».[۶۹]
گفتنی است غدر در ردیف خیانت به عهد و پیمان و کشتن ناجوانمردانه و چیزی غیر از حیلههای جنگی و تاکتیکهای نظامی است که در حالت اعلام وضعیت جنگی صورت میگیرد و شیوهای عقلایی برای غلبه بر دشمن است. بنابراین، کشورهای اسلامی اولاً به حکم شرع موظف به رعایت حقوق بشردوستانه و اجتناب از تولید و تکثیر و استفاده از سلاحهای کشتار جمعی هستند؛ ثانیاً به مقتضای شرکت در معاهدات بین المللی، به حکم عقل، شرع و تعهدات بین المللی، پایبند به این قواعد فطری و انسانی هستند.
۱۰. عدالت ورزی و عدالت خواهی: چه بسا گفته شود با وجود این مقرّرات شرعی، چه تضمینی وجود دارد که جمهوری اسلامی یا دیگر کشورها در مقام عمل بدان پایبند باشند و مخفیانه به بهانه مصلحت نظام خود، به فکر تولید و سپس به کارگیری از آن نباشند؟!
پاسخ آن است که بهترین تضمین حقوقی و واقعی، عدالت محوری در اسلام، به ویژه در اندیشه شیعی است. در ابواب مختلف فقهی از جمله در کتاب الجهاد یکی از شرایط مهم وجوب جهاد را به فرماندهی و رهبری امام و پیشوای عادل میداند و با صراحت، جهاد با امام غیرعادل را نه تنها واجب نمیداند، تحریم همه میکند. چنان که شیخ حر عاملی در وسایل الشیعه در کتاب الجهاد بحثی را با عنوان «باب اشتراط وجوب الجهاد بأمر الامام و إذنه و تحریم الجهاد مع غیر الامام العادل» اختصاص میدهد.[۷۰]
بر اساس اندیشه شیعی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بازتاب یافته است، در رأس هرم قدرت نظام اسلامی، ولی فقیه عادل قراردارد. این بدان معناست که چنانچه فرمانده میدان جنگ و جهاد یا رهبری در نظام اسلامی به آموزههای مذکور عمل نکرد و برخلاف تحریم شرعی، درصدد تولید سلاح کشتار جمعی و استفاده از آن برآید، از مقام و منصب مزبور، خودبه خود و با اعلام مجلس خبرگان رهبری عزل میشود؛ زیرا عادل کسی است که مقرّرات شرعی را رعایت میکند، و این بهترین پشتوانه و ضمانت اجرایی برای این معاهدات و موازین بین المللی است.
فهرست منابع
نهج البلاغه، تنظیم صبحی صالح، ط.الخامسه، تهران، منشورات دارالهجره، ۱۴۱۲ق.
ابن هشام، عبدالملک، السیره النبویه، بیروت: دار القلم، بی تا.
جبعی عاملی، زین الدین بن علی، الروضه البهیّه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج ۲، ط.ثالثه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۲ ق.
حرّ عاملی، محمدبن حسن، وسایل الشیعه، ط.الثانیه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
حسینی، سیدابراهیم، اصل منع توسل به زور و موارد استثناء آن در اسلام و حقوق بین الملل معاصر، قم، معارف، 1382.
حلّی نجم الدین ابوالقاسم جعفربن حسن، شرایع الاسلام فی مسایل الحلال و الحرام، قم، دارالهدی للطباعه و النشر، ۱۴۰۳ق .
حلّی، حسن بن یوسف بن مطّهر، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، بی تا.
خاتمی، سیداحمد، ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام، تهران، امیرکبیر، 1370.
رشید، احمد، اسلام و حقوق بین الملل عمومی، ترجمه سیدحسین سیدی، تهران، مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشگاه تهران، 1353.
زعیتر، اکرم، سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار، ترجمه علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم، چاپخانه حکمت، 1356 .
صدوق، محمدبن علی، من لایحضره الفقیه، چ سوم، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۱۳ ق.
طباطبائی، سیدمحمدحسین، المیزان، چ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1362.
طوسی، ابو جعفر محمدبن الحسن، المبسوط فی فقه الامامیه، چ چهارم، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365.
عمید زنجانی، عباسعلی، فقه سیاسی، چ سوم، تهران، امیر کبیر، 1377.
گرجی، ابوالقاسم ، آیات الاحکام(حقوقی و جزایی)، چ سوم، تهران، میزان، 1385.
محقق داماد، سیدمصطفی، «تدوین حقوق بشر دوستانه بین المللی و مفهوم اسلامی آن»، تحقیقات حقوقی، ش ۱۸، تابستان 1375.
نجفی، محمدحسن، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ط.السابعه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.
نوری طبرسی، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت، ۱۴۰۸ق.
والتر، جونز، منطق روابط بین الملل، ترجمه داود حیدری، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1373.
- عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) sehoseini@hotmail.com
دریافت: ۹/۳/۸۹ ـ پذیرش: 28/6/90.
پانویس
- ↑ .All human beings are born free and equal in dignity and rights
- ↑ .Everyone has the right to life، liberty and security of person
- ↑ برخی از اصول قانون اساسی به این مسأله مهمّ اختصاص داده شده که از جمله این اصول، اصل چهارم قانون اساسی است. از این رو در جمهوری اسلامی ایران، نباید قانون یا مقررات خلاف شرع وضع و اجرا شود. اصل اسلامی بودن شامل مصوّبات مجلس شورای اسلامی (اصل 72)، مصوّبات قوّه مجریه (85) و مصوّبات شوراها (اصل 105) می گردد. بنابراین در جمهوری اسلامی ایران نهاد های قانونگذار یا تصمیم گیرنده، مجاز نیستند که بر خلاف موازین شرعی و احکام نورانی اسلام، قانونی وضع نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند.
- ↑ بقره: ۲۰۸
- ↑ عباسعلی عمید زنجانی، فقه سیاسی، ج3، ص 426.
- ↑ همان، ص 427-426 .
- ↑ همان.
- ↑ توبه: 12
- ↑ همان.
- ↑ بقره: ۱۹
- ↑ ر.ک: سیدابراهیم حسینی، اصل منع توسل به زور و موارد استثناء آن در اسلام و حقوق بین الملل معاصر، ص 185 و205 - 206 .
- ↑ به مدت ۴ ماه
- ↑ اماکن محترم اعم از مسجد الحرام، اماکن مقدس دیگر حتی کنیسهها و کلیساها
- ↑ اکرم زعیتر، سرگذشت فلسطین، ترجمه علی اکبر هاشمی رفسنجانی، ص 17.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 11، ص 43.
- ↑ همان، باب15، حدیث2، ص43.
- ↑ همان، باب 17، حدیث 1، ص 47- 48
- ↑ سیداحمد خاتمی، ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام، ص 99.
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، نامه 14، ص494.
- ↑ شهید ثانی، الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، ج 2، ص 293، (کتاب الجهاد).
- ↑ سیدمصطفی محقق داماد، «تدوین حقوق بشر دوستانه بین المللی و مفهوم اسلامی آن»، تحقیقات حقوقی، ش 18، ص190.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 11، باب 16، ص46.
- ↑ همان، حدیث 3، ص43و44.
- ↑ اعراف: ۱۹۸ـ۱۹۹
- ↑ انبیا: ۱۰۷
- ↑ آل عمران: ۱۵۹
- ↑ یونس: ۲۵
- ↑ رعد: ۲۴
- ↑ نحل: ۱۲۵
- ↑ ممتحنه: ۸
- ↑ آل عمران: 64
- ↑ نور: ۵۵
- ↑ نهج البلاغه، نامه 47، ص69 - 70.
- ↑ سیدمصطفی محقق داماد، همان.
- ↑ عباسعلی عمید زنجانی، همان، ص428.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 47؛ ص421.
- ↑ بقره: ۱۹۳
- ↑ مائده: 32
- ↑ نهج البلاغه، نامه 25، ص504.
- ↑ سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ج 4، ص 278 ـ 277.
- ↑ در محاصره بنی النصیر مدینه که مدتی به درازا کشید حضرت امر به سوزاندن نخلستان آنان داد، آیات 3 و 4 و 5 سوره حشر در این باره نازل شده است.
- ↑ ر.ک: رشید احمد ، اسلام و حقوق بین الملل عمومی، ترجمه سیدحسین سیدی؛ شیخ در النهایه میگوید: قتل کفار به هر نوع و وسیله جایز است مگر با سمّ (حسن بن یوسف بن مطهر، مختلف الشیعه فی احکام الشریعه، ج1؛ ص 155؛ میرزا حسین نوری، مستدرک الوسائل، ج2؛ ص 249).
- ↑ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج2، ص 249؛ محقق حلی، شرایع الاسلام، ج1، ص 112 ـ 113.
- ↑ جعفر بن الحسن حلّی، شرایع الاسلام، ص 113.
- ↑ همان، ج 1 ، ص 113ـ 112.
- ↑ همان، ص 203.
- ↑ جونز والتر، منطق روابط بین الملل، ترجمه داود حیدری، ص 188-189.
- ↑ همان، ص 190.
- ↑ همان، ص 191- 192.
- ↑ همان، ص 193-195.
- ↑ مائده: ۱
- ↑ شیخ طوسی، المبسوط، ج 7، ص371.
- ↑ مائده: 1
- ↑ اسراء: 34
- ↑ بقره: 177
- ↑ مومنون: ۸؛ معارج: 32
- ↑ نساء: 89-90
- ↑ آل عمران: 76
- ↑ انفال: 56
- ↑ توبه: 7
- ↑ ر.ک: ابن هشام، السیره النبویه، ج 2، ص 332 ـ 333.
- ↑ همان.
- ↑ ر.ک: سیداحمد خاتمی، ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام.
- ↑ رشید احمد ، اسلام و حقوق بین الملل عمومی، ترجمه سیدی ص90-98.
- ↑ نهج البلاغه، نامه 53 (بند 135 به بعد)
- ↑ سیدمحمدحسین طباطبائی، المیزان، ص 168 ـ 169.
- ↑ محمدحسن نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج 21، ص78و
- ↑ همان.
- ↑ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 3 ص 969 حدیث 4943.
- ↑ شیخ حر عاملی، وسایل الشیعه، ج 11؛ ص 32 به بعد.







