فرهنگ مصادیق:تکذیب پیامبران

از پژوهشکده امر به معروف
نسخهٔ تاریخ ‏۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۲:۳۶ توسط User1 (نظرات | مشارکت‌ها)

پرش به: ناوبری، جستجو
تکذیب پیامبران

کتب مرتبط

ردیف عنوان

مقالات مرتبط

ردیف عنوان
۱ بهانه جویی‌های اهل باطل
۲ [[دلایل نزول عذاب- عدم ایمان به خدا، تکذیب رسولان ال�ن را گمراه می‌کند یعنی از شنیدن و استجابت کلام حق، ناشنوا و از گفتن کلام حق و شهادت به توحید و رسالت ، لال می‌کند و آنان را در تاریکی‌هایی قرار می‌دهد که حقایق را نمی‌بینند: «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا صُمٌّ وبُکمٌ فِی الظُّـلُمـتِ مَن یَشَاِ اللّهُ یُضلِلهُ...» [۱][۲]


طبع قلب

«تِلکَ القُری نَقُصُّ عَلَیکَ مِن اَنبائِ‌ها و لَقَد جاءَتهُم رُسُلُهُم بِالبَیِّنـتِ فَما کانوا لِیُؤمِنوا بِما کَذَّبوا مِن قَبلُ کَذلِکَ یَطبَعُ اللّهُ عَلی قُلوبِ الکـفِرین» [۳][۴] طبع قلب به معنای مهر زدن و نهادن علامت کفر بر قلب کافر است که ملائکه هنگام مشاهده آن علامت در می‌یابند که وی دیگر ایمان نمی‌آورد [۵] چنین شخصی از بهره‌های معنوی محروم گشته، تن‌ها بهره وی همانا تکذیب است [۶]

استدراج و امهال

خداوند دربارهٔ مکذبان وعده داده است که به زودی و ناخودآگاه آنان را دچار استدراج می‌کند تا شقاوت آنان تمام شده، در ورطه هلاکت افتند[۷]«فَذَرنی و مَن یُکَذِّبُ بِهـذا الحَدیثِ سَنَستَدرِجُهُم مِن حَیثُ لا یَعلَمون» [۸]و به آن‌ها مهلت خواهد داد تا بر گناهان خود بیفزایند [۹] زیرا تدبیر وی سخت استوار است: «واُملی لَهُم اِنَّ کَیدی مَتین»[۱۰] ( استدراج )

محروم شدن از برکات و خیرات

افزون بر موارد یاد شده که بیش‌تر مربوط به عقوبت‌های فردی اند، چنان چه جامعه نیز دچار تکذیب شود به عنوان مجازات از انواع برکات و خیرات زیاد محروم می‌شود: «ولَو اَنَّ اَهلَ القُرَی ءامَنوا واتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکـت مِنَ السَّماءِ والاَرضِ و لـکِن کَذَّبوا فَاَخَذنـهُم بِما کانوا یَکسِبون» [۱۱][۱۲].

هلاکت با انواع بلاها

همچنین در صورتی که همه یا اکثر افراد جامعه از مکذبان باشند سنّت الهی آن است که تکذیب کنندگان با انواع بلاها به هلاکت برسند [۱۳] «قَد خَلَت مِن قَبلِکُم سُنَنٌ فَسیروا فِی الاَرضِ فَانظُروا کَیفَ کانَ عـقِبَهُ المُکَذِّبین»[۱۴][۱۵] از این رو آیات فراوانی با ذکر سرنوشت اقوامی که پیامبران خود را تکذیب کرده‌اند مردم را به عبرت گیری از سرنوشت شوم آن‌ها دعوت می‌کند، چنان که در آیه ۱۳۶ اعراف سرنوشت قوم نوح ، یعنی گرفتن انتقام الهی از آن‌ها و غرق ساختن آنان در دریا به سبب تکذیب آیات الهی و غفلت از آن‌ها گزارش شده است: «فانتَقَمنا مِنهُم فَاَغرَقنـهُم فِی الیَمِّ بِاَنَّهُم کَذَّبوا بِـایـتِنا و کانوا عَن‌ها غـفِلین» [۱۶] در روایت نیز وارد شده که مکذبان از قوم نوح بر اثر تکذیب و سایر قوم وی نیز به سبب رضایت به تکذیب آنان غرق شدند [۱۷] براساس آیه ۳۷ عنکبوت اصحاب مدین نیز به سبب تکذیب شعیب (علیه‌السلام) زلزله آنان را فرا گرفت و بامدادان در خانه هایشان از پا درآمدند: «فَکَذَّبوهُ فَاَخَذَتهُمُ الرَّجفَهُ فَاَصبَحوا فی دارِهِم جـثِمین» [۱۸].

پیامدهای اخروی

افزون بر این‌که در ۱۲ آیه به هلاکت و نابودی مکذبان و نفرین بر آن‌ها با تعبیر «ویلٌ یَومَئِذ لِلمُکَذِّبین»[۱۹][۲۰][۲۱] در قیامت تصریح شده [۲۲][۲۳]در آیات دیگری نیز پیامدهای گوناگون تکذیب آنان بیان شده است:

حبط عمل

اعمال مکذبان حبط شده و بهره‌ای از ثواب اعمال خود نخواهند داشت [۲۴] «والَّذینَ کَذَّبوا بِـایـتِنا و لِقاءِ الأخِرَهِ حَبِطَت اَعمــلُهُم»، [۲۵] زیرا اعمال خود را مطابق دستور انجام نداده‌اند [۲۶]

حسرت

از جمله عذاب‌های بزرگ تکذیب کنندگان در قیامت حسرت آن‌ها بر زیانکاری است، زیرا هم سرمایه خود را از دست داده و هم سودی به دست نیاورده‌اند: «قَد خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبوا بِلِقاءِ اللّهِ حَتّی اِذا جاءَتهُمُ السّاعَهُ بَغتَهً قالوا یـحَسرَتَنا عَلی ما فَرَّطنا فی‌ها و هُم یَحمِلونَ اَوزارَهُم عَلی ظُهورِهِم اَلا ساءَ ما یَزِرون» [۲۷].

چشیدن عذاب

به مکذبان چنین خطاب می‌شود که همان آتشی را که منکرش بودید بچشید: «و قیلَ لَهُم ذُوقوا عَذابَ النّارِ الَّذی کُنتُم بِهِ تُکَذِّبون»[۲۸].

خلود در جهنم:

آنان در آتش جهنم دائماً خواهند ماند. «والَّذینَ کَفَروا وکَذَّبوا بِـایـتِنا اُولـئِکَ اَصحـبُ النّارِ هُم فی‌ها خــلِدون» [۲۹]

محشور شدن همراه باذلت و خواری

شایان ذکر است که بر اساس نظری در آیه «و یَومَ نَحشُرُ مِن کُلِّ اُمَّه فَوجـًا مِمَّن یُکَذِّبُ بِـایـتِنا...»[۳۰]می توان یکی از پیامدهای اخروی تکذیب را حشر مکذبان همراه با ذلت و خواری دانست. برداشت مذکور در صورتی است که آیه مربوط به قیامت بوده، کلمه «مِن» در آن برای تبیین باشد نه تبعیض و نیز واژه «حشر» تنها در جمع و بر وجه اذلال و خوار کردن به کار رود[۳۱] ولی بر اساس روایات اهل بیت (علیهم‌السلام) آیه مربوط به رجعت بوده [۳۲][۳۳] «مِن» در آن برای تبعیض و بدین معناست که در رجعت، برخی از مکذبان که ستمشان به نهایت رسیده، به دنیا باز می‌گردند تا از آنان انتقام گرفته شده، بخشی از عذابی را که مستحق آن هستند، بچشند، در حالی که در قیامت همه انسان‌ها بدون استثنا محشور می‌شوند: «... و حَشَرنـهُم فَلَم نُغادِر مِنهُم اَحَدا» [۳۴][۳۵][۳۶]

فهرست منابع

۱) بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق؛
۲) تحف العقول، حسن بن شعبه الحرانی (م قرن۴ ق)، به کوشش غفاری، قم، نشر اسلامی، ۱۴۰۴ ق؛
۳) التحقیق، المصطفوی، تهران، وزارت ارشاد، ۱۳۷۴ ش؛
۴) تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق؛
۵) تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق)، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق؛
۶) تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق)، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش؛
۷) التفسیر الکبیر، الفخر الرازی (م ۶۰۶ ق)، قم، دف‌تر تبلیغات، ۱۴۱۳ ق؛
۸) التفسیر المنیر، وهبه الزحیلی، بیروت، دارالفکر المعاصر، ۱۴۱۱ ق؛
۹) تفسیر موضوعی قرآن کریم، جوادی آملی، تهران، اسراء، ۱۳۷۳ ش؛
۱۰) تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق)، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش؛
۱۱) الکافی، الکلینی (م ۳۲۹ ق)، به کوشش غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۵ ش؛
۱۲) کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق)، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش؛
۱۳) لسان العرب،ابن منظور (م ۷۱۱ ق)، به کوشش علی شیری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۸ ق؛
۱۴) مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق؛
۱۵) المصباح المنیر، الفیومی (م ۷۷۰ ق)، قم، دارالهجره، ۱۴۰۵ ق؛
۱۶) معارف و معاریف، سید مصطفی حسینی دشتی، قم، ۱۳۷۶ ش؛
۱۷) معجم الفروق اللغویه، ابوهلال العسکری (م۳۹۵ق)، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۲ ق؛
۱۸) المعجم المفهرس، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق؛
۱۹) مفردات، الراغب (م ۴۲۵ ق)، به کوشش صفوان داودی، دمشق، دارالقلم، ۱۴۱۲ ق؛ المیزان،
۲۰) الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق؛
۲۱) النکت والعیون، الماوردی (م ۴۵۰ ق)، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۲ ق؛

پا نویس

  1. انعام/سوره۶، آیه۳۹.
  2. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۷، ص۸۳ - ۸۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  3. اعراف/سوره۷، آیه۱۰۱.
  4. قلوب المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۸، ص۲۰۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  5. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۱، ص۱۳۰، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  6. تفسیر القرآن الکریم، صدرالمتالهین (م ۱۰۵۰ ق)، ج۷، ص۱۱۹، به کوشش خواجوی، قم، بیدار، ۱۳۶۶ ش.
  7. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  8. قلم/سوره۶۸، آیه۴۴.
  9. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۱۹، ص۳۸۰، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  10. قلم/سوره۶۸، آیه۴۵.
  11. اعراف/سوره۷، آیه۹۶.
  12. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۸، ص۲۰۱، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  13. تفسیر الصافی، الفیض الکاشانی (م ۱۰۹۱ ق)، ج۳، ص۱۰۲، بیروت، نشر اعلمی، ۱۴۰۲ ق.
  14. آل عمران/سوره۳، آیه۱۳۷.
  15. یونس/سوره۱۰، آیه۳۹.
  16. اعراف/سوره۷، آیه۱۳۶.
  17. بحارالانوار، المجلسی (م ۱۱۱۰ ق)، ج۵، ص۲۸۳، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۰۳ ق.
  18. عنکبوت/سوره۲۹، آیه۳۷.
  19. مرسلات/سوره۷۷، آیه۱۵.
  20. طور/سوره۵۲، آیه۱۱.
  21. مطففین/سوره۸۳، آیه۱۰.
  22. المعجم المفهرس، ج۱، ص۶۰۲، ذیل «کذب»، محمد فؤاد، قاهره، دارالکتب المصریه، ۱۳۶۴ ق.
  23. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۲۰، ص۱۴۴، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  24. المیزان، الطباطبایی (م ۱۴۰۲ ق)، ج۸، ص۲۴۷.، بیروت، اعلمی، ۱۳۹۳ ق.
  25. اعراف/سوره۷، آیه۱۴۷.
  26. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۴، ص۷۳۶، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  27. انعام/سوره۶، آیه۳۱.
  28. سجده/سوره۳۲، آیه۲۰.
  29. بقره/سوره۲، آیه۳۹.
  30. نمل/سوره۲۷، آیه۸۳.
  31. کشف الاسرار، میبدی (م ۵۲۰ ق)، ج۷، ص۲۵۸، به کوشش حکمت، تهران، امیر کبیر، ۱۳۶۱ ش.
  32. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۷، ص۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  33. تفسیر نورالثقلین، العروسی الحویزی (م۱۱۱۲ ق)، ج۴، ص۱۰۰ - ۱۰۱، به کوشش رسولی محلاتی، اسماعیلیان، ۱۳۷۳ش.
  34. کهف/سوره۱۸، آیه۴۷.
  35. مجمع البیان، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۷، ص۳۶۶ - ۳۶۷، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق.
  36. تفسیر جوامع الجامع، الطبرسی (م ۵۴۸ ق)، ج۲، ص۷۲۴، بیروت، دارالاضواء، ۱۴۰۵ ق.
منبع: ویکی فقه تاریخ برداشت:04/07/94

منوی ناوبری