فرهنگ مصادیق:تهمت - ویکی فقه
تهمت، گمان بد بردن به کسی، کسی را به بدی متهم کردن، بهتان را گویند. تهمت از ریشهٔ «وهم» میباشد که «واو» آن به « تا» تبدیل شده و از آن به معنای نخست به مناسبت در بابهایی نظیر طهارت، صلاة، جهاد، تجارت، اجاره، نکاح، قضاء و قصاص سخن رفته است.
محتویات
حکم تهمت
بدون دلیل، گمان بد بردن به مؤمن و جاری ساختن آثار آن بر او، حرام و [۱] بلکه از گناهان کبیره به شمار آمده است. [۲] [۳] وارد شدن در جا یا کاری که زمینهٔ بدگمانی دیگران به شخص را فراهم میکند، کراهت دارد. [۴]
اسباب تهمت
هریک از امور زیر میتواند سبب تهمت گردد: بی مبالاتی در امر دین، دشمنی، دوستی، خویشاوندی و جز آنها از اعمال و افعالی که انسان را در معرض تهمت قرار میدهد.
احکام متهم
۱) متّهم نبودن شاهد، از شرایط پذیرش شهادت او است و مراد از آن، مطلق تهمت نیست، بلکه منظور، تهمت خاص است و آن تهمتی است که منشأ آن، جلب منفعت برای شاهد یا دفع ضرر از او باشد. دشمنی دنیوی- و نه دینی- نیز بنابر قول مشهور از اسباب تهمت به شمار رفته و موجب عدم پذیرش شهادت متهم به این تهمت است. [۵]
۲ ) استفاده- اعم از خوردن، وضو گرفتن و مانند آن- از سؤر حائض متّهم به بی مبالاتی نسبت به نجاست، بلکه سؤر هر فردی که چنین است، کراهت دارد. [۶] [۷]
۳) بنابر قول مشهور نماز خواندن در لباس کسی که نسبت به نجاست متّهم به بی مبالاتی است کراهت دارد. برخی حکم یاد شده را نسبت به متّهم به ارتکاب سایر محرمات همچون غصب تعمیم دادهاند. [۸]
۴) نقض آتش بس به صرف تهمت جایز نیست. [۹]
۵) رای مقوم (کسی که برای تعیین مقدار ارش ،انتخاب میشود) صفاتی ذکر شده که متّهم نبودن وی در قیمت گذاری از آن جمله است. [۱۰]
۶) ضامن کردن اجیر در غیر صورت تهمت، مکروه است. در کلمات فقها برای این عبارت چند تفسیر ذکر شده از جمله: دو شاهد نسبت به اجیری که متّهم به تقصیر نبوده، بر تقصیر او در کارش شهادت دهند. در این صورت ضامن کردن اجیر و گرفتن غرامت مال تلف شده از او کراهت دارد.
۷) اجیری که نسبت به کار خود مطلقا- هرچند تقصیر نکرده باشد- ضامن است، مانند صنعت گر، در صورت عدم توجه اتهام تقصیر به وی، ضامن کردن و گرفتن غرامت از او کراهت دارد. [۱۱]
۸) برای مرد، مستحب است در صورت تصمیم بر ازدواج موقت با زنی که متهّم است (احتمال شوهردار بودنش داده میشود) از حال او تفحص کند. [۱۲]
۹) سزاوار است تحقیق و تفحّص از سلامت و پاکی شاهد، پنهانی انجام گیرد؛ چه اینکه روش پنهانی، زمینهٔ این تهمت را که مزکّی (تزکیه کنندهٔ شاهد) از روی حیا یا وفاداری و وابستگی به شاهد یا امید به او و یا بیم از وی، او را تزکیه کرده است، منتفی میسازد. [۱۳]
۱۰) مهمان کردن یکی از دو طرف دعوا بدون دیگری بر قاضی- از این جهت که در موضع تهمت قرار میگیرد- مکروه است. [۱۴]
۱۱) در موارد عدم ارائهٔ بینه توسط مدعی، منکر، قسم میخورد و در صورت ردّ قسم بر مدّعی، مدّعی باید برای اثبات دعوای خود قسم بخورد مگر در مواردی خاص، از جمله موردی که منشأ طرح دعوا وجود تهمت باشد و مدّعی نسبت به امر مورد ادعای خود جازم نباشد. در این صورت منکر بین قسم خوردن و خودداری از آن مخیر است؛ لیکن نمیتواند قسم را به مدّعی برگرداند. [۱۵]
۱۲)ثبوت قسامه ،مبتنی بر وجود شبهه و تهمت در پرتو علائم و قرائن موجود است و با ارتفاع تهمت، موضوع قسامه منتفی است. [۱۶]
پانویس
- ↑ وسائل الشیعة،ج۱۲، ص۳۰۲
- ↑ رسائل الشهید الثانی، ص۲۹۳
- ↑ جواهر الکلام،ج۴۱، ص۵۹
- ↑ وسائل الشیعة،ج۱۲، ص۳۶
- ↑ جواهر الکلام،ج۴۱، ص۶۰- ۷۲
- ↑ جواهر الکلام،ج۱، ص۳۷۷
- ↑ العروة الوثقی،ج۱، ص۵۵
- ↑ جواهر الکلام،ج۸، ص۲۶۷-۲۶۹
- ↑ جواهر الکلام،ج۲۱، ص۲۹۴
- ↑ جواهر الکلام،ج۲۳، ص۲۹۰
- ↑ جواهر الکلام،ج۲۷، ص ۲۵۴-۲۵۵
- ↑ جواهر الکلام،ج۳۰، ص۱۵۸
- ↑ جواهر الکلام،ج۴۰، ص۱۱۵
- ↑ جواهر الکلام،ج۴۰، ص۱۳۰
- ↑ جواهر الکلام،ج۴۰، ص۱۷۶-۱۷۸
- ↑ جواهر الکلام،ج۴۲، ص۲۳۲







